در صورتی که از فیدیبو کد هدیه دریافت کرده‌اید، اینجا را کلیک کنید.

تا به حال برایتان پیش آمده است که دلتان بخواهد از زندگی مالوف همیشگی جدا شوید و همه چیز را رها کنید و به جایی بروید که از این زندگی همیشگی هیچ خبری نباشد یا کاری جدید را شروع کنید که هیچ تجربه ای از آن ندارید؟! جوزف کنراد شرح چنین تجربه ای را در رمان مرزسایه آورده، رمانی که دستمایه آن تجربه خود کنراد بوده، این نویسنده دورهای از زندگی اش را عمدتا بر پهنه دریا گذرانده است و ناگهان بدون هیچ دلیل مشخصی، کار خوب خود را رها میکند و حتی بعد از مدتی دچار تشویش و بیتابی عصبی میشود. در همین احوال بوده که به شکلی ناگهانی، پیشنهاد فرماندهی کشتی اوتاگو به او ارائه میشود. کنراد این پیشنهاد وسوسه انگیز را میپذیرد چون از این طریق میتوانسته در جوانی، برای نخستین بار ناخدا یکم کشتی باشد؛ مقامی که معمولا به افسران جوان پیشنهاد نمی شده است

داستانی از سفر به دل تاریکی ها

در این رمان، کاپیتان جوانی که برای اولین بار است هدایت یک کشتی را به عهده گرفته، در تمنای طوفان است تا مگر کشتی دو هفته ساکن مانده بر آبش، حرکت کرده و به مقصد برسد. مساله اصلی رمان نه دریا و طوفان هایش بلکه به نوعی بلوغ فکری و رشد ناخدای جوان است، در واقع در این اثر کنراد معضل اصلی نه بروز ماجراهای پرفراز و نشیب، که سکوت و رخوت مرگبار ناشی از عدم وقوع ماجراست.محک اصلی برای تحول شخصیتی خام به شخصیتی پخته، نوعی رکود و عدم تحرک اسرار آمیز است که پنداری حاصل جادو و سحری نحس است. ناخدای کشتی سحر را میشکند و از مرز سایه عبور میکند، اما در آن سوی سایه از دنیای پرتلالو و آکنده از شیرین کامی خبری نیست. در پایان رمان، شخصیت اصلی اثر بلافاصله آماده شروع سفر دیگری است. خسته است و از هیجان در او نشانی نیست. اما او تغییر کرده است

+ تهیه نسخه الکترونیک کتاب از فیدیبو

 

نویسنده تاریکی ها

جوزف کنراد نویسنده انگلیسی با اصلیت لهستانی و متولد سال 1851 بود. نویسنده ای که ماجراهای رمانش عمدتا از موضوعها و مسائلی است که خودش تجربه کرده است و برعکس رمانهای ماجرامحور، طبیعت در آثارش صرفا مکانی برای وقوع رخدادها نیستند، کنراد همیشه شخصیت هایش را در طبیعت که آبستن تیرگی و سیاهی است، در مقابل مفهوم ازلی - ابدی مرگ قرار میدهد و بعد کردار و کنش آنها را تحلیل میکند. آثار او نشان دهنده آگاهی عمیق معنوی و تکنیک ماهرانه داستان سرایی است. از کنراد ۱۳ رمان، دوجلد خاطرات و ۲۸ داستان کوتاه منتشر شده است که علاقه اش را به وضعیت انسان و مسائل سیاسی نشان میدهد 

بخش هایی از کتاب

در زندگی یک خط سایه وجود دارد، مرزی که هشدار میدهد با گذر از آن، از حیطه خامی و جوانی گذشته اید. و گذر از این مرز، با آزمونی بسیار دشوار و شاق تحقق مییابد. این شاید همان چیزی باشد که بعضی از روانشناسان از آن با عنوان بحران روحی میانسالی یاد میکنند. مرز سایه، مرز گذشتن از حیطه اعتماد به نفس ناپخته و خام جوانی و توهم سادهلوحانه چیرگی بر خود و تقدیر به عرصه شناخت خود و ضعفهای خود، و در نتیجه رسیدن به قدرت و تسلط بر نفس است

 

+ تهیه نسخه الکترونیک کتاب از فیدیبو