در صورتی که از فیدیبو کد هدیه دریافت کرده‌اید، اینجا را کلیک کنید.

 

آیا همچنان می‌توان به انسانیت امیدوار بود؟

اگرچه سده بيستم با خوشبيني ناشي از پيشرفتهاي علمي و فناوري در قرن پيش از آن آغاز شد، اما انسان قرن بيست و يكم نه فقط تجربه دهشت بار دو جنگ جهاني و فجايع ريز و درشت گوناگون صد سال گذشته را پشت سر دارد كه به وضوح روي مانيتورهاي بزرگ ديده كه قرن تازه با برخورد دو هواپيما با برجهاي دوقلوي نيويورك آغاز شده است.انسان عصر ما ديگر در توهم خوشبيني به سرشت انسان به سر نميبرد و آسوده خاطر دم از اخلاق نمي زند.

 


 

هنوز می توان امیدوار بود!!

راستي چه ضمانتي هست كه نسل كشيها، ستيزهاي قبيله ايي، برپايي نظامهاي توتاليتر و كشتارهاي دسته جمعي در سده پيش رو تكرار نشود؟ در همين 12، 10 سال گذشته شاهد جنگهاي مكرر و خونبار داخلي، انقلابهاي متعدد، سركوب وحشيانه مردمان توسط دولتها، بحرانهاي ويرانگر مالي و رشد بنيادگرايي و تعصبات فكري-ايدئولوژيك بوده ايم، شروري كه از سرشت خودخواه و نادان انسان برميخيزد. شايد به همين خاطر است كه بايد عليه فراموشي قيام كرد و به ياد آورد و تامل كرد بر آنچه در تاريخ نزديكمان رخ داده است. «انسانيت: تاريخ اخلاقي قرن بيستم» نوشته جاناتان گلاور با ترجمه افشين خاكباز، كتابي است كه با همين هدف توسط نشر آگه و ویراستاری خشایار دیهیمی نگاشته شده است

 

نویسنده خود درباره هدف هایش از نگارش تاریخ اخلاقی می گوید: اگرچه رخدادهايي كه شرح داده ام، تلخ و ناگوار است، اماواقعيتهايي است كه در سده بيستم و حتي نوزدهم رخ داده است. او ميگويد ارائه تصويري روشن به تنهايي كافي نيست. بلكه نخستين گام شناخت هيولاهاي درون است كه باعث چنين فجايعي شده اند. اين شناخت موجب ميشود بتوانيم اين هيولاهاي خطرناك را در بند كنيم. انگيزه نگارش اين كتاب هم همين است: يعني از يك سو به تصوير كشيدن قساوتها و بيرحمي هايي كه در سده بيستم رخ داده و از سوي ديگر نمايش نقاط قوت و بارقه هاي اميد. از يك سو موضعگيري هايدگر در دفاع از نازيها را مطرح ميكند و از سوي ديگر واكنش انساني ناقوس زن ساده و مردمان دهكده دورافتاده فرانسوي لوشامبون را به تصوير ميكشد. او ميخواهد نشان دهد كه اگرچه عمق فجايع خيلي زياد است، اما در انتهاي اين تونل تاريك و طولاني، نوري نيز ديده ميشود كه نشان ميدهد هنوز ميتوان اميدوار بود و شايد بشود شرايط را اصلاح كرد.


این کتاب به هنگام انتشار در پایان قرن بیستم چنان هنگامه ای به در میان مورخان و فیلسوفان به پا کرد که دو سال بعد از انتشارش سمینار بزرگی با شرکت مشهورترین چهره های فلسفه و تاریخ برای نقد و معرفی و بررسی آن برپا شد.

کتابی که خشاریار دیهیمی راجع به آن میگوید: خواندن این کتاب نگاه من را به زندگی دیگران، و اساسا اهمیت ذاتی زندگی تغییر داد ..... در یک کلام این کتاب مرا منقلب کرد و وظایف انسانی ام را به من یادآور شد.

+ تهیه نسخه الکترونیک این کتاب از فیدیبو