در صورتی که از فیدیبو کد هدیه دریافت کرده‌اید، اینجا را کلیک کنید.

فیدیبو؛ پلی به سمت جهانی شدن

مریم مهتدی - ظهر روز گذشته سرای اهل قلم در نمایشگاه کتاب تهران، میزبان مدیران فیدیبو بود تا در نشستی یک ساعته، درباره‌ی فیدیبو و ای‌بوک فارسی برای مخاطب‌ها صحبت کنند.

نشست را مجید قاسمی، مدیر فیدیبو شروع کرد، با شرح فعالیت‌های فیدیبو و امکاناتی که برای کتاب‌خوان‌ها دارد. پس از آن نوبت رسید به مهدی فیروزان، مدیرعامل شرکت فیدیبو و شهرکتاب تا درباره‌ی کتاب الکترونیک فارسی و چشم‌انداز آن در دنیای مدرن امروز صحبت کند: «خیلی ممنون که از میان عناوین مختلفی که این روزها در سرای اهل قلم برگزار می‌شد، فیدیبو را انتخاب کردید. همین انتخاب نشان می‌دهد من برای کسانی صحبت می‌کنم که با هم می‌توانیم در سطحی برابر اطلاعات‌مان را جابه‌جا کنیم. اصولاً تکنولوژی تحول بشری را ایجاد کرده و در دست ما هم نیست. سال ۶۴ سرمقاله‌ای در سروش نوشتم و گفتم ماهواره‌ها می‌آیند، چه بخواهیم و چه نخواهیم. یعنی بخشی از تکنولوژی در جهان امروز زاده‌ی انسان‌هایی ست که به جهان فکر می‌کنند و راه خودشان را باز می‌کنند. ما توانایی مقابله با آن‌ها را نداریم. توانایی حذف کردن نداریم و می‌توانیم فقط تجاهل کنیم. من به عنوان یک پدر می‌توانم نسبت به ماهواره تجاهل بکنم، ولی فرزندانم دیگر این‌طور نخواهند بود. می‌توانیم تاثیرش را در خانواده در جامعه به تاخیر بیاندازیم، اما نمی‌توانیم جلویش را بگیریم. یکی از این جلوه‌های فن‌آوری مساله‌ی کتاب الکترونیک است. مگر ما توانستیم جلوی اینترنت را بگیریم؟

امروز سومین مصرف کننده‌ی گوگل ایران است. و قطعاً می‌دانید که این‌ها در گوگل به دنبال چیزهایی که گشت ارشاد به دنبالش است یا پلیس انفورماتیک دنبالش است نمی‌روند. در گوگل به دنبال اطلاعات می‌روند. پس بنابراین اینترنت فناوری ست که ما به عنوان بشر مصرف‌کننده‌اش هستیم. کتاب الکترونیک از مجموعه دستاوردهای بشری است که در مجموعه‌ی تکنولوژی زندگی ما و سبد فناوری که استفاده می‌کنیم هست. چه بخواهیم چه نخواهیم. پس اگر در همچین پدیده‌ای امکاناتی وجود دارد که می‌تواند جهانی بشود و ماندگار، باید نگاه تمدنی به آن بکنیم.

زمانی که مجید قاسمی مساله‌ی کتاب الکترونیک را مطرح کرد، دقیقاً زمانی بود که کتاب گران شده بود. بازار جهانی اقتصاد رو به کسادی گذاشته شده بود و به طبع آن بازار فرهنگ گران شده بود. چندین فروشگاه بزرگ زنجیره‌ای کتاب رو به ورشکستگی بود و در همچین فضایی بود که ای‌بوک وارد شد. تمام شرکت‌هایی که ورشکسته شده بودند یک سایت فروش کتاب برای خودشان نگه داشتند و کتاب‌های مانده‌ی انبارشان را به همراه کتاب الکترونیک شروع به فروختن کردند. بنابراین ای‌بوک یک پدیده‌ی تمدنی ست. یک فناوری است که در همه‌ی کشورها و زبان‌ها اتفاق می‌افتد. امروز در زبان انگلیسی ناشران بسیاری تولید کاغذی را رها کرده‌اند و به تولید الکترونیک پرداخته‌اند. مجله‌ی نیوزویک تا دو هفته‌ی پیش الکترونیک منتشر می‌شد. در صورتی که هشتاد سال سابقه‌ی توزیع کاغذی داشت. دوباره از دو هفته‌ی پیش فروش کاغذی‌اش را شروع کرد. چرا؟ یک سوال اقتصادی وجود دارد. از طریق فروش الکترونیک مشتری ایجاد کرد برای فروش کاغذی‌اش. تحقیقات نشان داده که مشتریان کتاب الکترونیک از فروش کتاب کاغذی کم نکرده‌اند، اما دامنه‌ی مخاطب کتاب را زیادتر کرده‌اند. جوان‌هایی که تلفن‌های هوشمند وسیله‌ی سرگرمی‌شان بود در قطار، در هواپیما، در ترافیک، با آن بازی می‌کردند و اس‌ام‌اس می‌فرستادند یا متنی را یادداشت می‌کردند. حالا از این وسیله‌ای که همیشه همراهشان هست توانسته مشتری جدیدی برای کتاب ایجاد کند. مصرف کنندگان این تلفن به دلیل کثرت اطلاعاتی که داشتند از کتاب فاصله می‌گرفتند. حالا شما کتاب را بر محمل این تلفن سوار کنید. به تعداد تلفن‌های هوشمند بالقوه ایجاد مشتری خرید کتاب می‌کنید.

من چند رابطه‌ي کتاب الکترونیک را با پدیده‌های آینده‌مان می‌خواهم بررسی کنم.

 جهانی شدن. جهانی شدن از جمله پدیده‌هایی ست که انسان تصمیم گرفته. نمی‌دانم به شکل طبیعی گرفته شده یا اقتصاد بازار دنیا این تصمیم را گرفته، ولی به هر شکل جوامع به سمت جهانی شدن پیش می‌روند. به میزانی که ما بتوانیم در جهانی شدن حضور داشته باشیم، بازار خواهیم داشت. به میزانی که بازار خواهیم داشت، دچار انفعال کمتری خواهیم بود. یعنی چی؟ یعنی اگر شما در بازار جهانی یک مغازه داشته باشید، به اندازه‌ی یک مغازه در تصمیم جهانی حضور دارید. در سرنوشت جهانی حضور دارید. به میزانی که این حضور وجود داشته باشد شما در تصمیم‌های جهانی شریک هستید. ما اگر به دنبال استقلال هستیم و به دنبال بازارهای آینده‌ی جهانی هستیم و می‌خواهیم در بازارهای جهانی باشیم، باید حضور داشته باشیم. ای‌بوک و این ای‌بوک فارسی به لطف خدا و جمعی دوستان جوان ما کاری کردند که ما در جهانی شدن جایگاه داشته باشیم. جایگاه جهانی شدن هم جایگاه بی‌رحمی است. یعنی آن‌جا این‌گونه نیست که ما بتوانیم پنجاه‌تا سوپرمارکت کنار هم داشته باشیم و یک فعالیت بکنیم. رقابت به قدری تنگ خواهد بود که از کیفیت زده می‌شود تا مشتری جدید ایجاد بشود. ما در این بازار، از طریق ای‌بوک، توانستیم در بازار جهانی جایی را ایجاد کنیم برای خودمان و من فکر می‌کنم این افتخار ملی ست. به میزانی که ما در حوزه‌ی فرهنگ در جهان حضور داشته باشیم، تاثیرمان بیشتر از حوزه‌ی نفت است. شما ببینید این پدیده یک نسبتی با تکنولوژی دارد. فناروری جهانی متعلق به انسان است. درست است که شرکت‌های چند ملیتی اداره‌اش می‌کنند، ولی فناوری‌اش متعلق به انسان است. ما به عنوان انسان این کره آمده‌ایم به فناوری دسترسی پیدا کرده‌ایم در حوزه‌ی کتاب که با pdf‌ زمین تا آسمان فرق می‌کند. چون از نظر تکنولوژی هر جاهلی نسبت به اینترنت می‌تواند آن را تهیه کند. می‌گویم جاهل چون درد ناشرها پشت سرش است. معنا ندارد در کشوری که به دنبال عدالت است،‌ به دنبال ساختن است و جوان‌هایش توان دارند و این همه امکانات وجود دارد، ۲۰ هزار کتاب زحمت‌کشیده شده‌ی ناشر پی‌دی‌اف روی اینترنت فروخته می‌شود به قیمت ۵ هزار تومان و یا رایگان. این‌ها شرم است برای جامعه‌ی فرهنگی. راه‌اندازی کمپین «نه به دانلود غیرقانونی کتاب» از سر درد بود. که از قبل هم فکر کرده نبود. شب نمایشگاه جوان‌هایی که در فیدیبو کار می‌کردند خواستند یک فریاد بزنند. به کسانی که نمایشگاه را بازدید می‌کنند بگویند نویسنده‌ها لغت به لغت کتاب‌شان را با خون‌شان نوشته‌اند. از جان‌شان مایه گذاشته‌اند. شما می‌روید در اینترنت و می‌بینید فرهنگ زبان دکتر باطنی قابل دانلود کردن است. آن کسی که استفاده می‌کند به اندازه‌ی کسی که کتاب را گذاشته روی اینترنت جرم و ظلم می‌کند. بگذریم...

حوزه‌ی فرهنگ، که ما در حوزه‌ی تکنولوژی واردش شدیم و فیدیبو را راه‌اندازی کردیم، دسترسی به بخشی از این فناوری پیدا کرده‌ایم که حوزه‌ی پیچیده‌ای ست. سال‌ها در حوزه‌ی خطی که راست به چپ است، مثل عربی، فارسی، اردو، پشتو، شرکت‌های بزرگی کار کرده‌اند. منتها حوصله‌شان نکشید تا پایان کار بروند چون سرمایه‌ی زیادی می‌برد و ای‌بوک در دنیای عرب متوقف شد. در ایران چهارشرکت خوب کار کردند ولی متوقف شد. استفان مایر، سخنگوی ناشران الکترونیک آلمان وقتی مشکلات فنی ما با ای‌بوک را از آقای قاسمی شنید گفت آن‌ها هم درگیر همین مشکلات فنی هستند. بنابراین فناوری این کار قابل توجه و قابل تحسین است. در حوزه‌ی جهانی شدن، ما در بازار فرهنگ باشیم بهتر است، یا در حوزه‌ی نفت و گاز باشیم؟ نفت و گاز تولید پول و وابستگی می‌کند. اما اگر ما به عنوان اولین شرکت این منطقه بتوانیم کتب عربی را بر روی فیدیبو منتقل کنیم، کتب پشتو را منتقل کنیم، در حوزه‌ی فرهنگ می‌بینید که چه نسبتی را مجموعه‌ای از ایران رتق و فتق می‌کند. بنابراین حضور فیدیبو در حوزه‌ی کتاب الکترونیک، غیر از این‌که یک حضور جهانی ست و از انفعال عمومی ایران نسبت به جهانی شدن می‌کاهد و به حضور فعال ایران در این بازار اقتصادی و فرهنگی کمک می‌کند.

نسبت فیدیبو با بازار امروز چطور است؟ یکی از مشکلات مساله‌ی توزیع کتاب در شهرستان‌هاست. با شهرکتاب‌ها ما در شهرهای دیگر حضور داریم. آمار شهرستان‌ها دست ماست. بین ۱۰ تا ۱۷ درصد کتاب‌هایی که در تهران تولید می‌شود در شهرستان‌ها توزیع می‌شود و در شهرهای کوچکتر این درصد کمتر می‌شود. ما به چه حکمی می‌گوییم مردمی که در حاشیه‌ی شهرهای بزرگ زندگی می‌کنند حق خرید کتاب ندارند؟ علت‌اش این است که بازار ساز و کارش را ایجاد نمی‌کند. بازار یک بازار دقیق است و بر تقاضاو عرضه سوار است. اگر تقاضایی وجود داشته باشد سیستم تولید کتاب آن را به دست متقاضی می‌رساند. اما... این مکانیزم، مکانیزم سنگینی ست از نظر اقتصادی. سوخت اقتصادی دارد. یعنی شما ده کتاب برای یک کتاب‌فروش می‌فرستید و او ممکن است نتواند پول کتاب‌ها را سرموقع بدهد. چون تقاضا کم است شرکت‌های توزیع به دنبالش نمی‌روند. حالا شما تصور کنید یک بعدازظهر در گرمای چهل درجه‌ی آبادان یا در زمستان و سرمای زیر ۲۰ درجه‌ی اسدآباد، در یک پاسگاه ژاندارمری هستید و با یک تلفن هوشمند دوهزار و پانصد کتاب در اختیارتان قرار می‌گیرد که می‌توانید آن‌ها را ظرف یک دقیقه دانلود کنید. اثر فرهنگی این را می‌توانید تصور کنید؟ این‌که آدمی آن چیزی را که می‌خواهد در اختیارش قرار بگیرد، یک پدیده‌ی الهی ست به نظر من. این نیست که ما بخواهیم به سادگی از کنارش بگذریم. من هفته‌ی پیش سیرالئون بودم. در سیرالئون که یک ایرانی هم پیدا نمی‌شد، اما من کتاب فارسی خواندم و این به معجزه بیشتر شبیه است تا به یک اقدام تفننی که ما بخواهیم با آن پز بدهیم یا اعتباری کسب کنیم. در توزیع کتاب، در ایجاد دلبستگی به کتاب و جلوگیری از انقطاع دلبستگی ما سهم داریم.

بحث دیگری هم هست که خصوصی خدمت‌تان عرض می‌کنم و صدایش بعداً درخواهد آمد. وفور اطلاعات در اینترنت باعث سردرگمی ما شده. اگر تا بیست سال پیش جریان اطلاعات شمال به جنوب بود و کشورهای پیشرفته، اطلاعات را بسته‌بندی می‌کردند و برای کشورهای جنوبی می‌فرستادند، اینترنت آمد این سد را شکست. اینترنت آمد جریان انتقال اطلاعات را پخش کرد. به همین دلیل داشتن اطلاعات دیگر امر مهمی از نظر اقتصادی نبود و امروزه پرورش اطلاعات، پردازش اطلاعات ارزشمند است. این همه اطلاعاتی که روی اینترنت هست، آیا باعث شده که ما به عنوان استفاده‌کننده دچار سردرگمی در این مجموعه‌ها نشویم؟ مدت‌هاست که کارگزاران هوشمند به دنبال این هستند که به شما بگویند اطلاعات طبقه‌بندی شده بهتان می‌دهد. به این ترتیب شرکت‌هایی ایجاد شدند که بر مبنای همین قضیه، اطلاعات دسته‌بندی شده به مخاطب می‌دهند. نمونه‌ی معمولی‌اش اذان است و نمونه‌ی دیگرش این است که بگویید من اطلاعات بهداشت کودک می‌خواهم و اپلیکیشن برایش وجود دارد. الان که دیگر اقتصادی‌تر هم شده. شما دنبال مسکن هستید، اپلیکیشن برای مسکن ایجاد شده. آیا وفور اطلاعات باعث دلزدگی از اطلاعات نمی‌شود اگر دسته‌بندی نشود؟ وفور اطلاعات گمراه‌کننده می‌شود. بنابراین وفور اطلاعات بستر مناسبی است برای توسعه، اما لزوماً توسعه‌آور نیست. توسعه امروز باید در زمینه‌های خصوصی و تقسیم‌شده شکل بگیرد. دانش عمومی دیگر امروز کارگر نیست. بنابراین ای‌بوک یکی از شبکه‌های طبقه‌بندی کننده‌ی اطلاعات برای شماست. شما تشخیص می‌دهید که در حوزه‌ی منطق صوری، فیزیک هسته‌ای کتاب را پیدا کنید و دچار سردرگمی نشوید.

از باب سیاست... به میزانی که ما در جریان سیاست در دنیا، امکان برای چانه‌زنی و داد و ستد داریم، امکان برد-برد کردن مذاکرات‌مان را داریم. اگر ما بتوانیم به همت شما، فیدیبو را در دنیای خط راست به چپ یکی از شبکه‌های قدرتمند این حوزه بکنیم، در بازار سیاست هم قدرتمندتر می‌توانیم چانه بزنیم. در بازار امنیت،‌ به میزانی که شما نیستید جای‌تان را در حوزه‌ی امنیت ملی پر می‌کنند. اگر ما حضور داشته باشیم و شما باشید که فعال باشید، خلاءهای امنیت ملی را شما پر می‌‌کنید. غیر این‌که خلاء را پر می‌کنید، حضور دارید. حضور باعث گسترش می‌شود. ما وقتی منزوی هستیم توسعه پیدا نمی‌کنیم. از انزوا که در بیاییم توسعه پیدا می‌کنیم. هر کلمه‌ی ما با دیگران یک دیالوگ است که اطلاعات در آن رد و بدل می‌شود. این اطلاعات کمک می‌کند به دانایی من. و دانایی من هم به توسعه کمک می‌کند هم به امنیت. از این امنیت برویم سراغ امنیت نشر. به میزانی که کتاب ناشرها روی فیدیبو الکترونیک می‌شود باعث می‌شود کتاب ناشر کمتر کپی بشود. یعنی امنیت اقتصادی برای ناشر و مولف هم می‌آورد.»

صحبت‌های مهدی فیروزان در نشست دیروز با استقبال و تشویق حاضران در سالن مواجه شد. پس از این صحبت‌ها مجید قاسمی درباره‌ی کمپین نه به دانلود غیرقانونی حرف زد. از این‌که دو سه شب مانده به شروع نمایشگاه، وقتی ایده‌ی کمپین به ذهنش رسید هیچ فکر نمی‌کرد که از آن در این حد استقبال بشود. ما فکر می‌کردیم پنج هزار دستبند برای کمپین در نمایشگاه کافی ست. اما تا یک روز مانده به آخر نمایشگاه ۱۶ هزار دستنبد به دست‌های مردم بسته‌ایم و روز جمعه هم به خاطر تعطیل بودن بازار دستبند برای کمپین کم آوردیم.

کمپین نه به دانلود غیرقانونی کتاب قرار شد فقط منتهی به نمایشگاه کتاب نشود. حمایت از حقوق ناشران و مولفان و مترجمان زمان‌بردار نیست. چه خوب که ده روز نمایشگاه شروع این حمایت دائمی باشد و محملی شود برای این‌که متقابلاً ناشران بیشتری را هم به رعایت کپی‌رایت برای آثار غیرفارسی تشویق و ترغیب کنیم.