در صورتی که از فیدیبو کد هدیه دریافت کرده‌اید، اینجا را کلیک کنید.

جرج مارتین

 

    جرج  ۶۸  سال پیش در خانه‌ای قدیمی در برادوی، متعلق به جد مادری‌اش، چشم به جهان گشود. چیزی نگذشت که مارتین خردسال همراه با خانواده‌اش به مجتمعی مسکونی در نزدیکی اسلکه، نقل مکان کرد.در آن دوران، جهان اطرافش تنها به چند خیابان باریک و خلوت میان خانه و مدرسه‌اش محدود می‌شد اما این موضوع حتی در آن سن نیز نتوانست جاه‌طلبی‌ و حس اکتشاف را از او سلب کند. بنابراین، مارتین به خواندن و نوشتن روی آورد تا در فانتزی‌های دنیای مجازی ساخته تصورات خودش، غرق شود.

    هر چیز ساده‌ای از دید دیگر کودکان، برای او به مانند جرقه‌ شروع یک ماجراجویی خیالی بود. بعد از ظهر‌ها، زمانی که از مدرسه باز می‌گشت؛ از پنجره اتاقش به کشتی‌های نفتی که آرام و آرام به اسکله نزدیک می شدند، خیره می‌شد. دایره‌المعارفی همراه خود داشت تا پرچم کشتی‌ها را در آن پیدا کند و سپس وسایلش را جمع می‌کرد تا راهی آن کشور شود، سفری هیجان‌انگیز که تنها در ذهن او طی می‌شد. پس از مدتی، احساس کرد که می‌تواند این خیالپردازی‌ها را به رشته تحریر در آورد، نتیجه این احساس، داستان‌های کوتاه و ترسناکی بود که مارتین به کودکان همسایه‌اش تنها برای چند پنی، می‌فروخت.

    اما شروع کار حرفه‌ای او سال ۱۹۷۰ باز می گردد، زمانی که تنها ۲۱ سال داشت. او در آن سال شروع به نوشتن و فروش حرفه‌ای داستان‌های کوتاه علمی تخیلی کرد و اولین اثرش یک سال بعد، به نام «قهرمان» در مجله «Galaxy» به چاپ رسید. چند سالی به این کار مشغول بود تا اینکه در یک همایش مربوط به آثار علمی-تخیلی با جرج گاثریج آشنا شد. جرج در دانشگاه زبان تدریس می‌کرد و در آن زمان هیچ علاقه‌ای به آثار علمی-تخیلی نداشت. پس از آشنایی، مارتین او را تشویق کرد تا نه تنها در نگاهش به این سبک تجدید نظر کند، بلکه حتی در این زمینه بنویسد. گویا مارتین به شکلی این استعداد را در جرج دیده بود چرا که او از آن زمان به بعد موفق به دریافت چندین جایزه برای نوشته‌ها و رمان‌های ترسناکش شد. جرج نیز برای جبران لطف مارتین، فرصتی جهت تدریس در دانشگاه کلارک برای او مهیا کرد. مارتین از کارش در دانشگاه واقعاً لذت می‌برد

    اما اتفاقی زندگی او را برای همیشه تغییر داد. «تام ریمی»، دوست صمیمی مارتین که خود نویسنده‌ای چیره‌دست بود، در پس حادثه‌ای ناگهانی، از این جهان رخت برچید. در نتیجه این اتفاق دردناک، مارتین از کارش استعفا داد و تصمیم گرفت تا به صورت تمام وقت روی نوشته‌هایش کار کند. همچنین او که نیاز به شروعی دوباره داشت و از زمستان‌های تلخ و سوزان دوبوک (شهری در ایالت آیووا) به تنگ آمده بود، تصمیم گرفت تا برای ادامه زندگی به سانتافه برود. پس از آن تا سال‌ها بع چندین داستان علمی-تخیلی و ترسناک موفق نوشت تا آنکه چهارمین کتاب او، «آرماگدون کهنه» با شکست تجاری بزرگی مواجه شد. مارتین نیز در نتیجه تصمیم گرفت تا از ادبیات فاصله گرفته و به دنیای پرده‌های نقره‌ای پناه ببرد. در این مدت روی فیلم‌نامه چندین اثر مختلف چون سریال درام «زیبا و هیولا» کار کرد تا آنکه در سال ۱۹۹۱ برای باری دیگر، قلمش را به دست گرفت.

    نتیجه این بازگشت دوباره، خلق مجموعه شاهکاری به نام «نغمه آتش و یخ» بود. «بازی تاج و تخت»، اولین کتاب این مجموعه، در سال ۱۹۹۶ چاپ شد. این مجموعه در ابتدا قرار بود تنها سه قسمت باشد اما استقبال بی‌نظیر طرفداران و منتقدین سبب شد تا مارتین چهار قسمت دیگر را نیز در سر لوحه کار خود قرار دهد. «ضیافتی برای کلاغ‌ها» چهارمین کتاب مجموعه بود که توانست در رتبه اول لیست پرفروش‌ترین کتاب‌های روزنامه نیویورک تایمز و وال‌استریت جورنال قرار بگیرد و مارتین در آن زمان نمی‌دانست که او تازه در ابتدای مسیر موفقیت ایستاده است.

    شبکه پولی اچ بی او (HBO) در سال ۲۰۰۷، حق ساخت مجموعه‌ای تلویزیونی از تمام کتاب‌های «نغمه آتش و یخ» را از مارتین خریداری کرد. این شبکه نام «بازی تاج و تخت» (Game of Thrones) را برای سریال تلویزیونی خود برگزید و فصل اول آن را در قالب ۱۰ قسمت تقریباً یک ساعته، پخش کرد. خود مارتین نیز در فرآیند ساخت این مجموعه تلویزیونی نقش پررنگی داشت؛ او نه تنها برخی از افراد تیم تولید را انتخاب، بلکه حتی در نوشتن فیلم‌نامه نیز با تیم سازنده همکاری کرد. منتقدین به ستایش فصل نخست «بازی تاج و تخت» پرداختند و این فصل در ۱۳ بخش مختلف جوایز امی (Emmy) نامزد و موفق به دریافت دو تا از آن‌ها شد. موفقیت فصل اول، مسیر را برای ساخت فصل بعدی به خوبی هموار کرد. فصل دوم نیز اقتباسی از کتاب دوم مارتین یعنی «نبرد پادشاهان» بود و خود او نیز به عنوان دستیار تولید کننده در تیم سازنده فعالیت می‌کرد. فصل دوم حتی توانست بهتر از قبل، طرفداران و منتقدین سینما را مجذوب خود و ۶ جایزه امی دیگر به کارنامه افتخارات این مجموعه اضافه کند.

حال چند ماه از پخش فصل ششم این شاهکار دیدنی می‌گذرد. جورج آر آر مارتین نیز که امروز قدم به ۶۸ سالی گذاشت، مشغول نوشتن «بادهای زمستان» و «رویایی از بهار» است؛ دو کتاب باقی مانده از مجموعه «نغمه آتش و یخ» که منبع اقتباس فصل هفتم سریال خواهند بود.

 

مطالعه مجموعه کتاب بازی تاج و تخت در فیدیبو

--------

---