در صورتی که از فیدیبو کد هدیه دریافت کرده‌اید، اینجا را کلیک کنید.

 

رومن گاری با چهار نام مختلف داستان نوشت، دوبار جایزۀ گنکور فرانسه را برد، تا پایان عمرش به ژنرال دوگل وفادار ماند و هیچ‌گاه نتوانست خاطرۀ فداکاری‌های خارق‌العادۀ مادرش را از یاد ببرد. در سال‌هایی که بسیاری پایان خلاقیت ادبی او را اعلام کردند با یکی از نام‌های مستعارش داستان نوشت و حیرت همان منتقدانی را برانگیخت که دیگر آینده‌ای ادبی برایش متصور نبودند. به‌خصوص رمان «زندگی در پیش رو» که با نام مستعار امیل آژار چاپ شد. بعد از خودکشی رومن گاری بود که جهان دریافت نویسندۀ این رمان و چند کتاب دیگری که با نام‌های جعلی دیگرش به چاپ رسیده بودند، همین نویسندۀ فرانسه‌زبان اهل لیتوانی بوده است.

در مجموعه داستان «قلابی» (ترجمه سمیه نوروزی – نشر چشمه) پنج داستان کوتاه از او می‌خوانیم که در آنها دغدغه‌های همیشگی این خلبان جنگ جهانی دوم آشکار است. دغدغه‌های نویسنده‌ای که در نامۀ خودکشی‌اش تنها این جمله را نوشت:«خیلی خوش گذشت. ممنون و خداحافظ.»

«میعاد در سپیده‌دم» کتابی دیگر از این نویسنده است که به قلم مهدی غبرایی به فارسی ترجمه شده و نشر کتابسرای تندیس منتشر کرده است. آنچه بر اهمیت این کتاب می‌افزاید این است که درواقع زندگینامۀ نویسنده است و تلخی‌ها و شیرینی‌های آن چه‌بسا به زندگی نسل ما نزدیک باشد.نویسنده در این کتاب از روابط شورانگیز خود با مادرش و عشق مادر و فرزندی و عشق‌های دیگر و حسرت‌ها، رویاها و ماجراجویی‌های خود درخلال جنگ جهانی دوم سخن به میان آورده و موفقیت‌ها و شکست‌های خود را که زیر سایۀ سنگین و خردکنندۀ مادری بااراده نصیبش شده شرح داده است.

کتاب دیگری که از این نویسنده در فیدیبو موجود است، «لیدی ال» نام دارد؛ رمانی دربارۀ تلاقی عشق و سیاست. رمان‌های عاشقانۀ سیاسی دنیا انگشت‌شمارند ولی همین تعداد انگشت‌شمار جزو ماندگارترین آثار ادبی جهان به حساب می‌آیند. تلاقی عشق و مبارزۀ سیاسی و تضادهای ذاتی انسان که در این کشاکش رخ می‌نماید، از رمان «لیدی ال» اثری تراژیک ساخته است. داستان دو دلداده است که یکی سودای مبارزه سیاسی را در سر می‌پروراند و دیگری سودایی عشق است. کتابی است با داستانی پرکشش و پایانی‌تکان دهنده. این کتاب را مهدی غبرایی ترجمه و انتشارات دوستان منتشر کرده است.