در صورتی که از فیدیبو کد هدیه دریافت کرده‌اید، اینجا را کلیک کنید.

 

«کارنامه سپنج» مجموعه‌ای از داستان‌های محمود دولت‌آبادی است که در فاصله پانزده سال (از دهه 40 تا نیمه دهه 50) نوشته شده و طی سال‌های گذشته توسط ناشران مختلف به چاپ‌های مکرر رسیده است. این مجموعه شامل ده کتاب با نام‌های گاواربان، باشبیرو، از خم چمبر، عقیل عقیل، دیدار بلوچ، بیانی و هجرت، گلدسته و سایه‌ها، ادبار و آینه، آوسنه بابا سبحان است. در چاپ جدید مجموعه، کتاب دیگر دولت‌آبادی با عنوان «آن مادیان سرخ‌یال» هم به آن افزوده و یک سری داستان از نویسنده رمان‌ «کلیدر» در اختیار علاقه‌مندان گذاشته شده است. نکته مهم درباره داستان‌های کارنامه سپنج این است که دولت‌آبادی از جمله نویسندگانی بود که در دهه‌های 40 و 50 خونی تازه در رگ‌های ادبیات و فرهنگ ایران جاری کردند و امروز خوانش داستان‌ها و نمایشنامه‌هاشان، ما را با یکی از مهم‌ترین و تاثیرگذارترین دوره‌های ادبیات نو ایران آشنا می‌کند.

موضوع بیشتر این داستان‌ها، درگیری انسان ایرانی با مقوله زمین و زمینداران و قوانین دولتی پس از انقلاب سفید شاه است. دولت‌آبادی چندی پیش در مصاحبه‌ای با روزنامه شرق درباره همین مجموعه گفته بود: «این داستان‌ها در دوره‌ای از زندگی من نوشته شده‌اند که جا و مکانی برای نوشتن‌شان نداشتم و تقریبا همه‌شان را در قهوه‌خانه‌های تهران و عمدتا در قهوه‌خانه وطن - کنار ورودی سینما سعدی - می‌نوشتم از صبح تا نهار بازار، که قهوه‌خانه شلوغ می‌شد. وقتی پول دیزی نداشتم پا می‌شدم می‌رفتم بیرون و با خلوت‌شدن قهوه‌خانه برمی‌گشتم آنجا و می‌نشستم پشت همان میز کوچک ته آن باریکه. زمستان‌ها هم پشت به دیوار گرم مطبخ می‌دادم تا بدنم جان بگیرد. یادم هست داستان «گاواره‌بان» را در قهوه‌خانه نبش خیابان کوشک به پایان رساندم. پس چنین داستان‌هایی از صمیمیت خاصی برخوردار باید باشند...»

بعضی از داستان‌های این مجموعه دستمایه کار فیلمسازانی چون مسعود کیمیایی و رفیع پیتز قرار گرفتند و در سینماهای کشور نمایش داده شدند. البته دولت‌آبادی رضایت چندانی از اقتباس‌های سینمایی از آثارش نداشته است. کتاب‌های این مجموعه از آثار دولت‌آبادی در فیدیبو موجود است و با خواندن آنها می‌توانید روند رو به رشد نویسنده مطرح کشورمان را دنبال کنید:

گاواربان، با شبیرو، از خم چمبر، عقیل عقیل، دیدار بلوچ، بیانی و هجرت، گلدسته و سایه‌ها، ادبار و آینه، آوسنه بابا سبحان، آن مادیان سرخ‌یال.