در صورتی که از فیدیبو کد هدیه دریافت کرده‌اید، اینجا را کلیک کنید.

یک هفته در فیدیبو رایگان کتاب بخوانید

 

به مناسبت هفته کتابخوانی هر روز می‌توانید به اپلیکیشن کتابخوان فیدیبو سر بزنید و کتاب‌های رایگان ویژه این هفته را دانلود کنید. دقت کنید که این کتاب‌ها به مدت محدود و فقط در طول هفته کتاب و کتابخوانی رایگان هستند و پس از این مدت، کتاب‌ها تنها با قابلیت خرید در دسترس خواهند بود. آن دسته از کاربرانی که بدون حساب کاربری کتابهای مذکور را دانلود می‌کنند توجه داشته باشند که ممکن است به هر دلیلی از جمله تعویض دستگاه، حذف و نصب اپلیکیشن دسترسی به کتابهای رایگان را از دست بدهند. بنابراین اگر می‌خواهید کتاب‌ها را برای همیشه در کتابخانه خود ذخیره داشته باشید، لطفا با حساب کاربری کتاب‌ها را دریافت کنید.

 

«سپاس ویژه از نشر ققنوس برای ارائه کتاب‌ها به صورت رایگان»

 

 

دانلود رایگان خدمتکار‌ها

 

خدمتکار‌ها

نویسنده: کا‌ترین استاکت

مترجم: نسترن ظهیری

انتشارات ققنوس، دی ۱۳۹۰

رمان خدمتکار‌ها به زندگی خدمتکاران سیاه‌پوستی می‌پردازد که از تبعیض‌های نژادی رنج می‌برند و سعی می‌کنند تغییری در زندگی خود به وجود بیاورند. مخاطب اثر در کنار خواندن داستان زندگی این خدمتکاران، بخشی از تاریخ آمریکا را مرور می‌کند و قدم در راه پر فراز و نشیبی می‌گذارد که کشورهای غربی طی کرده‌اند. فضای خفقان‌آوری که شخصیت‌های داستانی در آن زندگی می‌کنند رنج‌های آنان را برای مخاطب ملموس‌تر می‌کند و نشان می‌دهد که سیاه‌پوستان حدود نیم قرن پیش هم از مسایل اجتماعی و نژادی رنج برده‌اند. نویسنده برای نشان دادن فضای داستان از چند راوی مختلف بهره می‌گیرد که تمامی آن‌ها زن هستند.

در این داستان مسایل اجتماعی در زیر سایه روابط افرادی با نژادهای مختلف قرار می‌گیرند و نویسنده در روایتش ترس‌ها، امید‌ها، شادی‌ها و تلخی‌های زندگی انسان‌ها را نشان می‌دهد. این رمان با نام اصلی «The Help» در سال ۲۰۰۹ میلادی منتشر شد و به سرعت به صدر آثار داستانی پرفروش‌ترین رمان‌ها رفت و تا هفته‌ها پرفروش‌ترین اثر باقی ماند. «خدمتکار»، نخستین رمان استاکت است که توانست به افتخارات متعددی دست یابد: کتاب بر‌تر سال ۲۰۰۹ سایت آمازون، نامزد جایزه اورنج سال ۲۰۱۰، برنده جایزه ادبی «ایندیز چویس» و نامزدی در جایزه ادبی دوبلین سال ۲۰۱۱ از این جمله است.

 

قسمتی از متن کتاب خدمتکار‌ها

 

 «می‌موبلی دمدمای صبح یکی از یکشنبه‌های اوت ۱۹۶۰ به دنیا آمد. برای همین دوست داریم بچه‌کلیسایی صدایش کنیم. کار من نگهداری از بچه‌های سفیدپوست‌هاست، به‌علاوه کلی پخت و پز و شستشو. توی عمرم هفده تا بچه بزرگ کرده‌ام. می‌دانم که چطور باید بخوابانمشان، چطور گریه‌شان را بند بیاورم، و صبح‌ها قبل از اینکه مامانشان از تختخواب بیرون بیاید، ببرمشان توالت.

اما به عمرم ندیده‌ام بچه‌ای مثل می‌موبلی لیفولت فریاد بزند. اولین روز به محض اینکه پایم را خانه‌شان گذاشتم می‌موبلی از دلپیچه داد و هوار راه انداخته و صورتش سرخ شده بود، شیرش را مثل شلغم پلاسیده بالا آورد. خانم لیفولت وحشتزده به بچه‌اش نگاه می‌کرد: «کجای کارم اشتباهه؟ چرا نمی‌تونم اینو آروم کنم؟»

اینو؟ اولین چیزی که به ذهنم خطور کرد این بود: این‌جا یک جای کار می‌لنگد.»

 

 

دانلود مدار رأس السرطان

مدار رأس السرطان

نویسنده: هنری می‌لر

مترجم: سهیل سمی

انتشارات ققنوس، فروردین ۱۳۹۴

قیمت نسخه چاپی ۲۱ هزارتومان

 

هنری میلر یکی از نویسندگان مطرح قرن بیستم است. این کتاب برای اولین بار در سال ۱۹۳۴ در پاریس منتشر می‌شود و نخستین کتابی است که میلر بعد از سفرش به اروپا می‌نویسد. کتابی که در میان نخبگان و نویسندگان بسیاری تحسین شد. هنری می‌لر در این کتاب زندگی خودش را دستمایه قرار می‌دهد و دربارة آن می‌نویسد. «میلر» در آمریکا و در اوج فقر دست به کارهای مختلفی می‌زند. از جمله گورکنی، کارگری و از همه بیشتر و مهم‌تر خیابانگردی. مدار رأس السرطان ذهنیت نامه خود نوشته هنری میلر است. این رمان برای اولین بار در فرانسه منتشر شد ولی در برخی کشورهای اروپایی مثل آلمان تا مدت‌ها مطالعه آثار هنری می‌لر برای نوجوانان قدغن بود. انتشار این کتاب تا ۲۰ سال در آمریکا ممنوع بود، اما در ‌‌نهایت و بعد از بررسی‌های فراوان، قاضی اعلام کرد که طبق نظر کار‌شناسان این رمان، رمان هرزه‌نگار نیست؛ بلکه اتفاقا هنری عالی است و انتشار آن در آمریکا مانعی ندارد. هرچند همچنان خانواده‌های کاتولیک به انتشارش معترض بودند. اما برخی از منتقدین و ناشران به خاطر ساختار نامنظم و آشفته آثار می‌لر به وی توجهی نشان نمی‌دادند. به نظر آن‌ها آثار می‌لر ضدزن، هرزه نگار و در مجموع غیرقابل انتشار بود. هنری می‌لر در ۲۶ دسامبر ۱۸۹۱ در بروکلین متولد شد. او فرزند یک خیاط مهاجر آلمانی بود. می‌لر از کودکی به مطالعه علاقه داشت و انواع کتاب‌ها را از شاهکارهای ادبی جهان تا ادبیات عامه پسند و بازاری، هر چه که به دستش می‌آمد، می‌خواند. با وجود عشق و علاقه او به ادبیات، نخستین تلاش‌هایش در نویسندگی به جایی نرسید. دو بار در دانشگاه ثبت نام کرد و هر بار تحصیل را نیمه کاره‌‌ رها کرد. او با جیب خالی سراسر امریکا را گشت و در این سفر، برای گذران زندگی به هر کاری تن داد. در یک واریته با عشق زندگی‌اش، زنی به نام جون اسمیت آشنا شد. می‌لر در آن زمان متاهل بود، زنش را طلاق داد و با جون ازدواج کرد. در سال ۱۹۲۸ می‌لر و جون به پاریس مهاجرت کردند. آن‌ها به گروهی از نویسندگان امریکایی پیوستند که سودای جهانی شدن ادبیات امریکا را در سر می‌پروراندند و گمان می‌کردند با مهاجرت به پاریس که در آن سال‌ها پایتخت هنر و ادبیات جهان بود، می‌توانند آثاری متفاوت بیافرینند و ادبیات امریکا را از بومی‌گری نجات دهند.

 

قسمتی از متن کتاب مدار رأس السرطان

نه پولی دارم، نه امکاناتی، نه امیدی. من خوشبخت‌ترین مرد عالم هستم. یک سال پیش، شش ماه پیش، فکر می‌کردم هنرمندم. دیگر به این مسئله فکر نمی‌کنم، هستم. وجودم از ادبیات تُهی شده. دیگر کتابی برای نوشتن باقی نمانده، خدا را شکر. می‌پرسید پس این چیست؟ اینکه کتاب نیست، مایه رسوایی است، افتراست، هتک حرمت شخصیت است. این نوشته‌ها به معنای معمول کلمه یک کتاب نیست؛ نه، توهینی طولانی است، اَخ و تُفی به صورت هنر، تیپایی به آسمان، بشر، تقدیر، زمان، عشق، زیبایی... هر آنچه فکرش را بکنید.

 

 

دانلود رایگان نکسوس

  

نکسوس

نکسوس: تصلیب گلگون

نویسنده: هنری می‌لر

مترجم: سهیل سمی

انتشارات ققنوس، فروردین ۱۳۹۴

 

قسمتی از متن کتاب نکسوس

 «نکسوس» حلقه پایانی سه گانه مشهور هنری می‌لر، نویسنده سرکش جهان معاصر است که مانند دو اثر قبلی وی «پلکسو» و «سکسوس» شرح و تفسیری بر تصلیب خونین انسان معاصر است.

لارنس دارل درباره می‌لر می‌نویسد: «اوج ادبیات آمریکا در آنچه می‌لر آفریده است، تجلی می‌یابد.» «دیلی تلگراف» در وصف و اهمیت رمان «نکسوس» می‌نویسد: «حیرت انگیز. کتاب چنان شکوه جنجال برانگیزی دارد

که فقط از ذهن هنرمندی نابغه می‌تراود.» اکسفورد میل هم می‌نویسد: «شادی، خشم، سحر و هول انگیزی در آثار می‌لر ‌‌نهایت آفرینش خود را تجربه می‌کنند. می‌لر خواننده را اسیر آثار خود می‌کند.»

 

 

نامم ایزاک داست است. در آسمان پنجم دانته سیر می‌کنم. مثل استریندبرگ در تب و تاب هذیان‌هایش تکرار می‌کنم: «چه اهمیتی داره؟ چه اهمیتی داره که تنها باشی یا رقیبی داشته باشی؟»

چرا این نام‌های عجیب و غریب به ذهنم هجوم می‌آورند؟ همه از همکلاسی‌های عزیز و قدیمی: مورتون اشنادیگ، ویلیام ماروین، ایزرائیل سیگل، برنارد پیستنر، لوئیس اشنایدر، کلارنس داناهیو، ویلیام اورند، جان کرتس، پت مک‌کافری، ویلیام کرب، آرتور کن ویسار، سالی لیبوویتس، فرانسز گلانتی.... حتی یکی از آن‌ها هم هرگز سر بلند نکرده است. محبوس میان حفاظ. زخمی مثل افعی.

اون جایید، رفقا؟

پاسخی نیست.

 

 «وقتی اوضاع آنقدر بد می‌شودکه راه حلی باقی نمی‌ماند، تنها چاره قتل یا خودکشی است یا هر دو. اگر این دو هم افاقه نکند، آدم به یک لوده تبدیل می‌شود. وقتی کار به مبارزه با یأس و استیصال می‌کشد، توان و جدیت انسان چه حیرت انگیز است. حوادث پشتسر هم اتفاق می‌افتند. همهچیز به درام... به ملودرام تبدیل می‌شود. وقتی به تدریج فهمیدم قیل و قال، تهدید، ننهمن غریبمبازی و رافت و ندامت و هرآنچه می‌گفتم و می‌کردم کوچک‌ترین فرقی برای او ندارد، آسمان روی سرم خراب شد. بیشک در این شرایط انسان واقعی پا بر سر غرور و غمش می‌گذاشت و دست از این اطوار‌ها برمیداشت، اما نه این بلزبوب.»