در صورتی که از فیدیبو کد هدیه دریافت کرده‌اید، اینجا را کلیک کنید.

 

  تعریف فنیسم در مکاتب مختلف

شما چقدر در مورد فمینیسم می دانید؟ آیا هیچ وقت درصدد بوده اید در مورد آن مطالعاتی داشته باشید؟ گرایشی که تا به حال تعاریف بسیار متفاوتی داشته و هرکس آن گونه که خود می خواهد آن را تفسیر می کند. سيطره جنس كتابي است درباره فمينيسم. كتابي كه در آن فمينيسم به عنوان يك نظريه سياسي و از دو زاويه ليبراليستي و راديكاليستي بررسي ميشود. نويسنده این کتاب هم مونث است و هم مذكر، یعنی قلم مشترك مرتضي مرديها و همسرش محبوبه پاك نيا. کتابی خوش خوان كه هم تاريخ فمينيسم سياسي را بررسي، هم خواننده را با بستر نظري گرايشهاي مختلف فمينيسم سياسي آشنا مي كند و هم به تعریف فمنیسم در مکاتب مختلف می پردازد

فمینیسم از دیدگاه های مختلف

نويسندگان «سيطره جنس» در همان پيشگفتار كتاب تعريفي ساده از فمينيسمي كه در ذهن دارند با خواننده كه قرار است تا انتهاي كتاب با آنها باشد درميان ميگذارند، تعريفي چنين: «فمينيسم را ميتوان مكتبي دانست كه بر هويت انساني و ارزش مستقل زنان تاكيد ميكند و درمورد آنان به توانايي و شايستگي هاي دست كم هم ارز با مردان باور دارد.»اين تعريف ساده اما جامع دست نويسندگان « سيطره جنس» را باز ميگذارد تا در مكتبها و نظريات مختلف سربكشند و ردپاي فمينيسم را در آنها پي گيرند و سويه هاي سياسي اين جنبش اجتماعي را براي مخاطبان كتاب خود توصيف كنند. همان ابتدا هم درميان تقسيم بنديهاي متعدد فمينيسم به تقسيم بندي رايج فمينيسم يعني فمينيسم راديكال و فمينيسم ليبرال(غير راديكال) اشاره ميكنند و مثالهايي هم براي درك بهتر اين تفكيك همراه متن ميكنند

از فمینیسم لیبرال تا رادیکال

 در واقع نویسندگان کتاب می خواهند بگویند فمینیسم جنبشی اجتماعی بوده که در جست و جوی پشتوانه های فلسفی، به مکاتب مختلفی از جمله لیبرالیسم در عصر روشنگری ، رمانتیسم در قرن نوزدهم، اگزیستانسیالیسم در نیمه ی قرن بیستم، و چپ نو در دهه های شصت و هفتاد روی آورده است و کتاب حاضر در پی توضیح چگونگی اتکای فمینیسم به این مکاتب در فصل های جداگانه  و نیز در پی پاسخ این پرسش است که تا چه حد اعتبار و کارآمدی و پایایی گرایش های مختلف زنانه نگری متناسب با اعتبار و کارآمدی و پایایی مکاتبی است که پشتوانه ی فلسفی آن بوده اند

 شايد از رهگذر خوانش كتاب بتوان دركي واقعي و ملموس از فمينيسم سياسي كه محصول دوران جديد است به دست آورد و موارد افتراق و اشتراك اين نظريه را با ساير نظريات بهتر درك كرد و همچون نويسندگان كتاب براين باور بود كه: «همانطور كه ديدگاه هاي متفاوتي از آزادي داريم، فلسفه هاي فمينيستي متعددي نيز داريم كه نه به دليل دعاوي يا توصيه هاي خاص شان بلكه براي اهتمام به يك موضوع مشترك به هم پيوند خورده اند.»  فمينيسم سياسي چگونه ظهور يافت و چه مسيري را پيمود وچه سرانجامي  پيدا كرد پرسشهايي است كه خواننده كتاب «سيطره جنس» درنهايت قرار است به پاسخ آن برسد چراكه فمينيسم در بعد سياسي در آغاز حركتي ليبرالي بوده و در مسير ناكامي هاي خود به نظريه اي راديكال تبديل شد