نمایشنامه دوپرسوناژ
کتابهای این لیست
درباره ی قصه های درگوشی، رقص روی لیوان ها، جلد 1
صدای فرود همهچی از سردردهام شروع شد. شبها خوابم نمیبره. هر چی هم قرصمرص دوروبرم بود میخوردم، ولی فایدهای نداشت؛ تا چشمهام رو میبستم که بخوابم فقط خواب میدیدم. خوابم اصلاً نمیبرد، ولی خواب می ......
درباره ی بالادست، پایین دست
روبِ پنجشنبه. اتاقی از یک خانه با اثاثیهای فکسنی. یک تختخواب، یک مبلِ راحتی، یک صندلی چوبی کوچک و خرتوپرتهای دیگری که چندان هم زیاد نیستند. بوث، مردِ سیاهپوستی حدوداً سیساله، درحالِ تمرینِ نوعی ......
درباره ی پنج نمایشنامهی دو شخصیتی برای دو بازیگر زن
- بخشی از کتاب: من نمیخوام بمیرم، اگه یه مار پیداش بشه و مسموم کنه، خب کرده. اگه شورشیها بیان و بهم شلیک کنن یا با چاقو سرم رو ببرن، خب کردن. اینها دست من نیست. اما اینکه بدن خودم بهم بتازه و بکشد ......
درباره ی تعلیم ریتا
ریتا: کی گفته من قراره غیب بشم؟ فرانک: میشی ریتا. مجبوری. [دوباره به سمت قفسه ها بر می گردد] ریتا: چرا مجبورم؟ این واحد ممکنه سالها طول بکشه و بعد از اینکه قبول شدم ممکنه بتونم بیام یه دانشگاه خوب ا ......
درباره ی پنج نمایشنامهی دو شخصیتی برای یک زن و یک مرد
- بخشی از کتاب: ما همهمون چسبیدیم به زندگی، شاید این ثابت کنه که هیچی بعد از مرگ وجود نداره؟ شاید یه قسمتی از ما میدونه که این تمام اون چیزیه که ما داریم و سعی میکنه تا جایی که ممکنه نگهش داره.. ......
درباره ی آنارشیست
کتی: نگهبان رو صدا کن. اَن: چی می خوای؟ کتی: نگهبان رو صدا کن. اَن: تا به نامِ عدالت بگی تو زندان داری می پوسی و می میری. [مکث] وظیفه ی من غلبه کردن به احساساتمه. و قانون مداری، البته اگه بتونم، بی ......
درباره ی هایزنبرگ و دو نمایشنامه ی دیگر
در این مصاحبه سعی کردهام بخش زیادی از اطلاعات و گفتههای قبلی آقای استیونز در مصاحبههای مختلف را در خلال گفتوگو یادآور شوم تا برای آنهایی که شناخت کافی و جامعی از ایشان ندارند، خلاصهای باشد برای ......
درباره ی عروسک چینی
این نمایش دو شخصیت دارد و متمرکز بر مردی ثروتمند است که به تازگی برای نامزد خود یک هواپیما خریده است. او پیش از خروج از دفتر کارش می ایستد تا نکاتی را به دستیارش – دومین شخصیت نمایش – یادآوری کند و بع ......
درباره ی تجدید دیدار و یک نمایش نامه ی دیگر
بری: زندگی ادامه داره. من و مادرت... کارول:... آه، آره، زندگی ادامه داره. و هیچ اهمیتی هم نداره آدم چقدر می تونه احمق باشه یا می تونسته باشه، زندگی ادامه داره. گِری هم این جوریه. بری: نمی خوتم بهت د ......
درباره ی جایگاه من
مرد عصر بهخیر خانمها و آقایون... [اشاره میکند] مجسمهساز بزرگ آمریکا... لوئیز نِوِلسون. نِوِلسون وارد میشود، تشویق حضار. نِوِلسون [فیالبداهه] ممنون، ممنون، ممنون. [متوجه رفتار عجیب مرد می شود] ......














