ارباب حلقهها
کتابهای این لیست
درباره ی ارباب حلقه ها جلد 1
ادبيات فانتزي يکي از محبوب ترين سبک هاي ادبيات در جهان به حساب مي آيد. ارباب حلقه ها نيز در دسته بندي کتاب هاي فانتزي قرار مي گيرد؛ اين اثر به باور بسياري از منتقدان يکي از برترين داستان هاي فانتزي جه ......
درباره ی ارباب حلقه ها جلد 2
ارباب حلقه ها قله ادبيات فانتزي جهان محسوب مي شود. در اين داستان نابود کردن حلقه قدرت، سرنوشت جهان را رقم مي زند. در صورتي که نيروهاي تاريکي بتوانند حلقه را تصاحب کنند کار الف ها، دورف ها و انسان هاي ......
درباره ی ارباب حلقه ها جلد 3
- حلقهای نه برای آدمیان که محکوم به مرگاند و فانی! ارباب حلقهها روایتی است خیالی که در سفری پر حادثه به خاور دور به تصویر کشیده شده است. ارباب حلقهها داستانی حماسی از جستجوی «فرودو» برای نابودی ش ......
درباره ی سیلماریلیون
کتاب «سیلمارلیون» نوشته جی.آر.آر. تالکین،جان رونالد روئل تالکین، (۱۹۷۳-۱۴۸۹۲) نویسنده و زبانشناس بریتانیایی است. از مشهورترین آثار او میتوان به «ارباب حلقهها» و «هابیت» اشاره کرد. کتاب سیلمارلیون، ......
درباره ی ارباب حلقه ها قسمت اول
آقای بیلبو بگنز قصد داشت یکصدویازدهمین سالگرد تولدش را جشن بگیرد و این موضوع هیجان زیادی را در هابیتون به وجود آورد. روز موعود فرا رسید و تمام اهالی هابیتون جمع شدند و رقصیدند و شادی کردند و قبل از ......
درباره ی ارباب حلقه ها قسمت دوم
چندین سال از غیبت بیلبو بگنز گذشت. فرودو پنجاه ساله شده بود اما مثل جوانهای بیست ساله به نظر میرسید. گندالف تصمیم گرفت دربارهی حلقه با فرودو صحبت کند، گفت: فرودو هر موجودی که یکی از این حلقهها ر ......
درباره ی ارباب حلقه ها قسمت سوم
وقت آن رسیده بود که فرودو، هابیتون را ترک کند. او با سه هابیت جوان، راهی شرق شدند. رسیدن به ریونِدل کار آسانی نبود. گرگها، غول ها، اُرکها، حیوانات و موجودات وحشی همه به دستور سائورون دنبال فرودو بو ......
درباره ی ارباب حلقه ها قسمت چهارم
آنان دوباره حدود دو سه مایل راه رفتند. از حاشیه یک مزرعه بزرگ شلغم گذشتند و به دروازه قرص و محکمی رسیدند. آن طرفِ دروازه کوره راه ناهمواری از میان پرچین کوتاه و منظمی به سوی تودهای از درختان، در فاصل ......
درباره ی ارباب حلقه ها مقدمه
ارباب حلقهها اثر جاودانه جی.آر.آر.تالکین نویسنده و زبانشناس انگلیسی است که در سبک خیالپردازی حماسی نوشته شده است. این کتاب طی ۱۲ سال از سال ۱۹۳۷ تا ۱۹۴۹ که بیشترِ آن در زمان جنگ جهانی دوم بوده نگا ......
درباره ی ارباب حلقه ها قسمت پنجم
چهار هابیت جوان سرانجام به دروازه باریکی رسیدند و یک خانه روستایی به سبک قدیمی بود و تا حتیالامکان شبیه نقبهای هابیتی دراز و کم ارتفاع بود. در خانه رفتند و شام را در آشپزخانه کنار آتش خوردند. پیپ ......
درباره ی ارباب حلقه ها قسمت ششم
"فرودو ناگهان بیدار شد. اتاق هنوز تاریک بود. مری آنجا با شمعی در یک دست ایستاده بود و فریاد زد : وقت بیدار شدن است. ساعت چهار و نیم است و هوا خیلی مه آلود است. پس از خوردن صبحانه سوار اسبچههایشان شد ......
درباره ی برگ
جی.آر.آر. تالکین داستان برگ اثر نیگل را در سالهای ۱۹۳۸ تا ۱۹۳۹ نوشت و برای اولین بار در مجله Dublin Review ماه ژانویه ۱۹۴۵ به چاپ رسید. کاری عمیق، درباره وجوه ناامیدکننده فناپذیری که از نظر برخی تالک ......
درباره ی زارع و اژدها
داستان زارع و اژدها از مجموعهی «برگ اثر نیگل» اثر خالق ارباب حلقهها، جی.آر.آر. تالکین داستانی است اسطورهای دربارهی نزاع یك زارع برای به بند كشیدن اژدها به سبك افسانههای نویسنده. ......
درباره ی ارباب حلقه ها قسمت هفتم
زن گفت: میهمانهای عزیز بفرمایید! هابیتها با شگفتی به او نگاه کردند؛ و او به هر یک از آنان نگریست و لبخند زد. فرودو در حالی که احساس میکرد دلش از نوعی شادی درک ناپذیر مالامال شده است،گفت: بانوی زیبا ......
درباره ی ارباب حلقه ها قسمت دوازدهم
وقتی فرودو به خود آمد هنوز حلقه را نومیدانه در چنگ میفشرد. کنار آتش دراز کشیده بود. دیوانهوار پرسید: چه اتفاقی افتاده؟ پادشاه رنگ پریده کجاست؟ از شنیدن صدایش چنان خوشحال شدند که مدتی در پی جواب داد ......
درباره ی ارباب حلقه ها قسمت هشتم
فرودو فریاد زد: سام! پی پین! مری! بجنبید! چرا عقب میمانید؟ هیچ پاسخی نبود.ترس بر او چیره شد و دوباره به طرف سنگ ها دوید و دیوانه وار فریاد زد: سام! مری! پی پین! فکر کرد که از کمی دورتر و یا فقط به ظ ......
درباره ی ارباب حلقه ها قسمت دهم
پی پین گفت: سلام! تو که هستی! چه میخواهی؟ جواب داد: به من میگویند استرایدر و اگر چه ممکن است رفیقتان فراموش کرده باشد، ولی قول داده است با من خصوصی صحبت بکند. فرودو گفت: میخواهی چه بگویی؟ استرای ......
درباره ی ارباب حلقه ها قسمت نهم
شب خوبی برای هابیتها بود. آنها در اسبچهی راهوار استراحت کردند، شام و نوشیدنی خوردند و رقصیدند و آواز خواندند. فرودو یک دفعه متوجه مرد آفتاب سوختهای شد که شکل و شمایل عجیبی داشت و چپق دسته بلندی ب ......
درباره ی ارباب حلقه ها قسمت یازدهم
در نیمه شب صدای شیپوری طنین انداز شد. این صدا پرده شب را همچون آتشی بر روی قله یک کوه از هم درید. بیدار باش! خطر! آتش! دشمن! بیدارباش! فتی بولگر وقت را تلف نکرد. تا دید که اشباح سیاه از باغ دزدانه پ ......
درباره ی آهنگر و ستاره ی جادو
روزی روزگاری، در زمانی نه چندان دور از برای آنانی که رشتهی خاطرشان دراز است، و در جایی نه چندان دور از برای صاحبان پاهای دراز، دهکدهای وجود داشت که آن را وتن بزرگ میخواندند،زیرا از وتن کوچک که کمی ......





















