زیباترین اشعار و غزل های عاشقانه

شعر عاشقانه ظریف‌ترین و جذاب‌ترین فرم برای بیان احساسات است و در ادبیات ایران و جهان جایگاه ویژه ای دارد. هنر به‌کارگیری کلمات، شعر را از سایر انواع ادبی متمایز می‌کند. در دوره‌های تاریخی مختلف انواع مفاهیم عاشقانه در قالب شعر ارائه شده‌اند و امروزه اشعار عاشقانه از مهم‌ترین میراث ادبی کشورها به شمار می‌آیند.

اشعار کوتاه عاشقانه ایرانی

  • ترا می‌خواهم و دانم که هرگز
  • به کام دل در آغوشت نگیرم
  • توئی آن آسمان صاف و روشن
  • من این کنج قفس، مرغی اسیرم
  • گوش کن، دور ترین مرغ جهان می‌خواند
  • شب سلیس است، و یکدست، و باز
  • شمعدانی‌ها
  • و صدادارترین شاخه فصل،‌ماه را می‌شنوند
  • پلکان جلو ساختمان،
  • در فانوس به دست
  • و در اسراف نسیم،
  • گوش کن، جاده صدا می‌زند از دور قدم‌های ترا
  • چشم تو زینت تاریکی نیست
  • پلک‌ها را بتکان، کفش به پا کن، و بیا
  • و یا تا جایی، که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد
  • و زمان روی کلوخی بنشنید با تو
  • و مزامیر شب اندام ترا، مثل یک قطعه آواز به خود جذب کنند
  • پارسایی است در آنجا که ترا خواهد گفت:
  • بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است.
  • به خارزار جهان، گل به دامنم، با عشق
  • صفای روی تو، تقدیم می‌کنم، با عشق
  • درین سیاهی و سردی بسان آتشگاه
  • همیشه گرمم، همیشه روشنم با عشق
  • همین نه جان به ره دوست می‌فشانم شاد
  • به جان دوست، که غمخوار دشمنم با عشق
  • به دستِ بسته‌ام ای مهربان، نگاه مکن
  • که بیستون را از پا در افکندم، با عشق
  • دوای درد بشر یک کلام باشد و بس
  • که من برای تو فریاد می‌زنم، با عشق
  • گوش کن، دور ترین مرغ جهان می‌خواند
  • شب سلیس است، و یکدست، و باز
  • شمعدانی‌ها
  • و صدادارترین شاخه فصل،‌ماه را می‌شنوند
  • پلکان جلو ساختمان،
  • در فانوس به دست
  • و در اسراف نسیم،
  • گوش کن، جاده صدا می‌زند از دور قدم‌های ترا
  • چشم تو زینت تاریکی نیست
  • پلک‌ها را بتکان، کفش به پا کن، و بیا
  • و یا تا جایی، که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد
  • و زمان روی کلوخی بنشنید با تو
  • و مزامیر شب اندام ترا، مثل یک قطعه آواز به خود جذب کنند
  • پارسایی است در آنجا که ترا خواهد گفت:
  • بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است.
  • دلم، دریا به دریا، از تماشای تو می‌گیرد
  • دلم دریاست اما از تماشای تو می‌گیرد
  • جهان زیباست اما مثل مردابی که با مهتاب
  • جهان رنگ تماشا از تماشای تو می‌گیرد
  • نسیم از گیسوانت رد شد و باران تو را بوسید
  • طبیعت سهم خو درا از تماشای تو می‌گیرد
  • مگو سیاره‌ها بیهوده بر گرد تو می‌گردند
  • که این تکرار معنا از تماشای تو می‌گیرد
  • تو تنها با تماشای خود از آیینه خشنودی
  • دل آیینه تنها از تماشای تو می‌گیرد
  • هيچ وقت
  • هيچ وقت نقاشِ خوبی نخواهم شد
  • امشب «دلی» کشيدم
  • شبيهِ نيمۀ سيبی
  • که به خاطرِ لرزشِ دستانم
  • در زيرِ آواری از رنگ ها
  • ناپديد ماند.

عکس نوشته های عاشقانه

کتاب های شعر عاشقانه رایگان

مشهورترین کتاب های شعر عاشقانه ایران

مشهورترین کتاب های شعر عاشقانه جهان

اشعار عاشقانه صوتی با صدای شاعران

شعر عاشقانه ملل

  • من از نهایت شب حرف میزنم
  • من از نهایت تاریکی
  • و از نهایت شب حرف میزنم
  • اگر به خانه‌ی من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور
  • و یک دریچه که از آن
  • به ازدحام کوچه‌ی خوشبخت بنگرم

  • Add your content...I speak out of the deep of night
  • out of the deep of darkness
  • and out of the deep of night I speak
  • if you come to my house, friend
  • bring me a lamp and a window I can look through
  • at the crowd in the happy alley.
  • جهان برای من هیچ نبود جز عربده هایی
  • که از سقف خانه بیرون می زد
  • و در آسمان بی ستاره نشت می کرد.
  • چه بی رویا بودند دست هایی
  • که با من از خانه بیرون می زنند
  • و چه اندوهی داشتند گام هایی
  • که هرگز یک گام کسی به استقبال شان نمی آمد!

  • Die Welt war für mich nichts außer Gebrüll,
  • das vom Dach des Hauses hinausbrach
  • und im sternlosen Himmel leckte.
  • Wie traumlos waren die Hände,
  • die mit mir aus dem Haus hinausgehen
  • und wie gramvoll waren die Schritte,
  • auf die noch nie mit einem Schritt zugegangen worden ist!
  • زیبای من به خاطر تو دنیا را ویران می کنم
  • اگر غمی داشته باشی از جان تو را درمان می کنم
  • اشک هایت را پاک می کنم، گریه کنی قلب من خواهد گریست
  • اگر دوستم داشته باشی،جان خود را فدا می کنم

  • سنه خاطر گوزلیم دونیانی ویران ائدرم
  • غمین اولسا بله جاندان سنی درمان ائدرم
  • سیلرم گوزیاشینی آغلاسان آغلار اورگیم
  • منی سئوسن اگر، اوز جانیمی قوربان ائدرم
  • زبان پرنده‏ها را مى‏دانم‏
  • گل‏ها در سکوت خویش مرا سهیم مى‏دانند
  • باد براى من زمزمه پنهانى دارد
  • و درخت برگ خاطراتش را براى من مى‏خواند
  • ولى در نگاه تو چیست اى غریب!؟
  • که مرا بى‏سواد مى‏سازد
  • روزی که به سبزه زار سینه ام بیایی
  • از بند رسته ای
  • و روزی که از آن خارج شوی
  • دیگر آزاد نیستی...
  • من ، نام تمام درخت ها
  • و ستاره های دور را به تو آموختم
  • من تورا به مدرسه بهار وارد کردم
  • و آواز پرنده ها و الفبای چشمه ها را
  • به تو آموختم
  • و اسمت را در دفتر باران
  • بر ملافه های یخ و بر میوه های صنوبر نوشتم

  • يومَ دخلت إلى غابات صدري
  • دخلتِ إلى الحرية
  • يومَ خرجت منها
  • صرت جارية
  • أنا علمتك أسماء الشجرْ
  • وحوارَ الصراصير الليلية
  • أعطيتك عناوينَ النجوم البعيدة
  • أنا أدخلتك مدرسة الربيع
  • وعلمتك لغة الطير
  • وأبجدية الينابيع
  • أنا كتبتك على دفاتر المطرْ
  • وشراشف الثلج ، وأكواز الصنوبر
  • می خواهم تو را
  • تاجی هدیه دهم
  • آذین شده از همه ی ستارگان آتشین
  • می خواهم تو را
  • آوازی هدیه دهم
  • از آواز بلبلان همه ی زمین
  • می خواهم تو را از
  • سکوتِ زمستان
  • لبخندِ بهار
  • شفافیتِ تابستان
  • شعله های پاییز
  • هدیه دهم
  • می خواهم تورا
  • از هر آن چه که نمی توانم و نمی دانم
  • هدیه دهم
  • هدیه دهم تو را
  • از زندگی ام
  • ازابدیت مان

  • Je voudrais te donner
  • une couronne
  • constellée de toutes les étoiles
  • du firmament
  • Je voudrais te donner
  • Le chant des rossignols
  • De toute la terre
  • Je voudrais te donner
  • Les silences de l’hiver
  • Les sourires du printemps
  • La clarté de l’été
  • Les flammes de l’automne
  • Je voudrais te donner
  • Tout ce que je n’ai pas pu
  • Pas su
  • Te donner
  • Ma vie
  • Notre éternité

جملات عاشقانه بزرگان جهان

- برایت آرزو می کنم که عاشق شوى و اگر هستى، کسى هم به تو عشق بورزد و اگر اینگونه نیست، تنهاییت کوتاه باشد و پس از تنهاییت، نفرت از کسی نیابی آرزومندم که اینگونه پیش نیاید • عشق عبارت است از وجود یک روح در دو کالبد. عاملیست که دو تن را مبدل به فرشته ی واحدی می کند

ویکتور هوگو
شکسپیر

وقتی کسی را دوست دارید هر چند وقت یکبار به او یادآوری کنید تا فراموش نکند قلبی برای او می‌تپد. اندیشه ها، رؤیاها، آه ها، آرزوها و اشک ها از ملازمان جدائی ناپذیر عشق می باشند.

آدمی گاهی آنچنان دلتنگ کسی می شود که اگر او از این دلتنگیبا خبر شود شرمسار خواهد شد

عزیز نسین
رسول یونان

همه ما فکر میکنیم هنوز به اندازه کافی زمان داریم تا با دیگران یک سری کارها را انجام دهیم و به آنها چیزهایی را که می خواهیم و باید بگوییم و بعد ناگهان اتفاقی می افتد که باعث می شود بایستیم و به کلماتی مثل اگر و ای کاش فکر کنیم.

چیزی که دوست دارم این است که با فردی ملاقات کنم که بتوانم کلاهم را به نشانه ی احترام به او از سر بردارم و بگویم: متشکرم که متولد شدی، هر چه بیشتر زنده باشی، بهتر است.

ماکسیم گورکی
پائولو کوئیلو

عشق یک نیروی بی حد و حصر است، وقتی تلاش می کنیم مهارش کنیم ما را نابود می کند. وقتی می خواهیم آن را اسیر کنیم ما را برده خود می کند و وقتی تلاش می کنیم تا درکش کنیم، ما را با احساس گم گشتگی تنها می گذارد.

چشمان، زبان خاموش عشق هستند و قلم زبان ذهن. ساعات ما در هنگام عشق، بال پرواز دارند و در غیاب آن عصا

میگل د سروانتس
جبران خلیل جبران

من نه عاشق بودم و نه دلداده به گيسوي بلند و نه آلوده به افکار پليد، من به دنبال نگاهي بودم که مرا از پس ديوانگي ام مي فهميد

عکس پروفایل عاشقانه

شاعران ایرانی معاصر