Loading

چند لحظه ...
کتاب مدایح بی‌صله‌

کتاب مدایح بی‌صله‌

نسخه الکترونیک کتاب مدایح بی‌صله‌ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۱,۵۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

نقد و بررسی کتاب مدایح بی‌صله‌

«مدایح بی‌صله» نام مجموعه شعری اثر «احمد شاملو» است. شاملو اشعار این کتاب را بین سال‌های 57 تا 69 سروده و در سال 71 آن را منتشر کرده است. این کتاب شامل حدود 50 شعر است که برخی از آن‌ها به چهره‌های سرشناس دوران و نزدیکان شاملو مانند «پریوش گنجی»، «عمران صلاحی» و «شاهرخ جنابیان» تقدیم شده است. مدایح بی‌صله در سال 82 در انتشارات نگاه منتشر شده است.

درباره کتاب مدایح بی‌صله

شاملو کسی است که می‌تواند زبان را به خدمت خود درآورد و با استفاده از ساده‌ترین کلمات اشعاری بنویسد که به روح و جان مخاطب می‌نشیند و او را از خود بی‌خود می‌کند. اما مدایح بی‌صله جریان تازه‌ای را در شعر شاملو نشان می‌دهد. زبان همان زبان است، همان‌قدر زیبا و دلنشین، اما قدرتمندتر و پرصلابت‌تر. در این دفتر شعر، شاملو در کنار دنبال کردن اصول ادبیات رمانتیسیسم، از پیام‌های تازه‌ای رونمایی کرده و تاریخ و مذهب را هم نقد کرده است. به این ترتیب تلفیق متعادلی از احساس و منطق را در این دفتر شعر می‌توان دید. تاجایی که انگار شاملو دیگر آن شاملوی همیشگی نیست، تلخی و سیاهیِ حرف‌هایش بیشتر شده و شعرش بستری است که اندوه و رنج این شاعر بزرگ را از زندگی و شرایط دوران بیش از پیش نشان می‌دهد. خیلی از دوست‌داران شعر و ادبیات معاصر ایران معتقدند  که مدایح بی‌صله یکی از خواندنی‌ترین و ماندگارترین آثار شاملو است. اشعارش را همه می‌توانند بخوانند و از خوانش آن لذت ببرند، اما فهم و درک عمیق همین کلمات ساده و معانی پنهان در پشت آن‌ها، کاری بسیار دشوار است.

در اشعار شاملو هم رد پای احساساتی مانند عشق، امید و بردباری دیده می‌شود. در مقابل درست در همان لحظه‌ای که غرق روشنایی دنیا می‌شویم، ناگهان سایه‌ی سنگین و سیاه مرگ و تباهی از گوشه و کنار پیدا می‌شود، سرکی به شعرهایش می‌کشد و می‌رود، اینجاست که باز هم نور به قلمروی شعر شاملو برمی‌گردد و زندگی از نو آغاز می‌شود و این راز ماندگاری آثار این شاعر است: چرخه‌ی مداوم سیاهی و روشنایی. در واقع شاملو همان‌قدر که از اوضاع اجتماعی و سیاسی دوران و وضعیت زندگی مردم رنج می‌برد، از هستیِ شناور در دنیا سرمست می‌شود و امیدی تازه می‌گیرد. و این شاید حکایت زندگی خیلی از انسان‌ها در تمام دنیا باشد. شاملو استاد ساختارشکنی و خلق مضامین تازه است. شعرهای او ناب و بکر است. همه چیز در شعرش معنای تازه‌ای پیدا می‌کند. او طوری به زندگی نگاه می‌کند که حتی در ساده‌ترین و معمولی‌ترین چیزهای آن هم شگفتی و معجزه می‌بیند.

درباره احمد شاملو

شاملو نابغه‌ی اسطوره‌ساز ادبیات معاصر فارسی است. کسی که از کودکی و نوجوانی کلمات و اصطلاحات عوام مردم را می‌نوشت و توانسته بود فرهنگ لغت کوچکی درست کند. شاملو حتی تحصیلات دانشگاهی هم نداشت، با این حال چنان زبان فارسی و روح آن را می‌شناخت که از تمام امکانات این زبان برای خلق مضامین جدید استفاده می‌کرد. تا جایی که حتی در کوتاه‌ترین کلام شاملو هم می‌توان شگفت‌زده شد و از هم‌نشینی کلماتی بکر و دور از ذهن لذت برد. 

شاملو را میتوان فرمانروای دنیای عجیب و غریب خودش دانست. دنیایی که در آن قواعد و اصول را خودش تعیین میکرد. جایی که فردوسی و سعدی جایگاه چندانی نداشتند و درعوض لورکا و پل الوآر حرفهای زیادی برای گفتن داشتند. تا جایی که ترجمه و بازخوانی اشعار لورکا با صدای خود مترجم، یکی از محبوبترین و ماندگارترین آثار ادبی ایران شناخته میشود. او دربارهی شاعران عقاید خاص خودش را داشت. هرکسی را شاعر نمیدانست، ضمن این که درنهایت بسیاری از شاعران آرمانگرا را آناریشست میدانست. بااینحال، از شیفتگان نیما یوشیج بود. سالها نزد او و در منزلش بود و از اندیشه و قلم نیما انگیزه میگرفت. او تلاش زیادی کرد تا بتواند سنت‌های کلاسیک شعری را بشکند و ثابت کند که شعر فقط هم‌قافیه بودن کلمات پایانی هر بیت و مصرع نیست. شاعران و ادیبان زیادی او و شاعران مدرن را به‌سخره می‌گرفتند و معتقد بودند این جوان‌های تازه‌ به دوران رسیده، بی‌سوادند و چیزی از شعر و شاعری نمی‌دانند. شاملو با دانش گسترده‌ای که درباره‌ی لغات زبان فارسی داشت، معتقد بود وقتی باید فقط دنبال کلمات هم‌قافیه گشت، خیلی از کلمات ناب و بکر فارسی کم‌کم کنار می‌روند و فراموش می‌شوند. میتوان گفت همین نگرشهای جنجالی به شعر کلاسیک و سنتی، در شهرت و نام‌آوری او بی‌تاثیر نبوده است.

به جرات می‌توان گفت شاملو نقش زیادی در معرفی و شکلگیری جریان ادبی جهان در ایران دارد. او با ترجمههایی که از آثار کسانی مانند پل الوآر و مارگوت بیکل انجام داده، توانسته سهم زیادی در تحول کتابخوانی مردم و شناخت آنها با نویسندگان و شاعران دنیا داشته باشد. دربارهی ترجمههای شاملو بسیاری از منتقدان معتقدند که او کتاب و شعر را بهتر از خود نویسنده بازنویسی میکرد. او با تسلط عمیق به زبان فارسی، درک آرایههای ادبی و فنون انتقال پیام، آثاری خلق میکرده که محتوای آن گاهی از متن اصلی هم اثرگذارتر و جذابتر بوده است. کتاب پابرهنه‌ها نمونه‌ی برجسته‌ای از نبوغ و هنر ترجمه‌ی شاملو است.

در بخشی از کتاب مدایح بی‌صله می‌خوانیم

جهان را که آفرید

جهان را که آفرید؟

«جهان را؟
من
آفریدم!

بجز آن که چون من‌اش انگشتانِ معجزه‌گر باشد
که را توانِ آفرینشِ این هست؟

جهان را
من آفریدم».

«جهان را
چگونه آفریدی؟»

«چگونه؟
به لطفِ کودکانه‌ی اعجاز!

به جز آن که رؤیتی چو من‌اش باشد
(تعادلِ ظریفِ یکی ناممکن
در ذُروه‌ی امکان)
که را طاقتِ پاسخ گفتنِ این هست؟

به کرشمه دست برآورده
جهان را
به اُلگوی خویش
بریدم».

مرا اما محرابی نیست،
که پرستشِ من
همه
«برخوردار بودن» است.
مرا بر محرابی کتابی نیست،
که زبانِ من

همه
«امکانِ سرودن» است.

مرا بر آسمان و زمین
قرار
نیست
چرا که مرا
مَنیّتی در کار نیست:
نه منم من.
به زبانِ تو سخن می‌گویم
و در تو می‌گذرم.

فرصتی تپنده‌ام در فاصله‌ی میلاد و مرگ
تا معجزه را
امکانِ عشوه
بردوام مانَد.

تیر 1363

مشخصات کتاب مدایح بی‌صله‌

نظرات کاربران درباره کتاب مدایح بی‌صله‌