پیش فروش کتاب صوتی هنر شفاف اندیشیدن
Loading

چند لحظه ...
کتاب هوای تازه

کتاب هوای تازه

نسخه الکترونیک کتاب هوای تازه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

معرفی کامل کتاب هوای تازه را رایگان بشنوید

نقد و بررسی کتاب هوای تازه

«احمد شاملو»، شاعر پرآوازه‌‌ی ایرانی در دهه‌ی سی با نوآوری و خلاقیتش مسیر جدید در شعر فارسی ایجاد کرد، او واژگان را به بهترین شكل بازی داد و نام خودش را در ادبیات فارسی معاصر ایران ثبت کرد.

«من شعر را از حقیقت پیشانی تو درمی‌یابم

با من از روشنی حرف می‌زنی و از انسان که خویشاوند همه خداهاست

با تو من دیگر در سحر رویاهایم تنها نیستم.» ‌

درباره کتاب هوای تازه، مجموعه شعر شاملو

کتاب «هوای تازه» اثر «احمد شاملو» را «نشر نگاه» سال 1395 منتشر کرده است. این اثر شامل تعداد زیادی از تأثیرگذارترین و زیباترین شعرهای این شاعر بزرگ است که از اوج هنری‌اش بهره‌مند است. این اثر اولین بار سال 1336 به چاپ رسید و بازتابی از فضای ادبی آن زمان است. شعرهای این اثر نثر گونه سروده شده‌اند و از نمونه‌های خوب شعر شاملویی هستند. اشعار این کتاب خواندنی و شیوا هستند و در اواخر دهه‌ی بیست و اوایل دهه‌ی سی سروده‌ شده‌اند. ازجمله شعرهای این کتاب می‌توان به بازگشت 1327، رانده 1330، بیمار 1329، رنج دیگران 1334، دیدار واپسین 1335، شعر ناتمام 1335 و سفر 1330 اشاره کرد. برخی از اشعار این دیوان مربوط به زمانی هستند که شاعر در زندان بود، شعر گم‌شده یکی از آن سروده هاست که در سال 1333 در زندان قصر سروده شده است:

تا آخرین ستاره‌ی شب بگذرد مرا

بی‌خوف و بی‌خیال بر این برج خوف و خشم،

بیدار می‌نشینم در سرد چال خویش

شب تا سپیده خواب نمی‌جنبدم به چشم،

شب در کمین شعری گم نام و ناسرود

چون جغد می‌نشینم در زیج رنج کور

می‌جویم‌اش به کنگره‌ی ابر شب نورد

می‌جویم‌اش به سوسوی تک اختران دور.

در خون و در ستاره و در باد، روز و شب

دنبال شعر گم‌شده‌ی خود دویده‌ام

بر هر کلوخ پاره‌ی این راه پیچ پیچ

نقشی ز شعر گم‌شده‌ی خود کشیده‌ام.

کتاب «هوای تازه» اثر «احمد شاملو» اثر دل‌نشین و خواندنی است؛ مجموعه‌ای از شعرهای مختلف این شاعر است و خواننده بامطالعه‌ی آن می‌تواند با سبک و درون‌مایه‌ی سروده‌های این شاعر آشنا شود. نسخه‌ی الکترونیک این اثر در این صفحه از فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است.

درباره احمد شاملو، بنیان‌گذار شعر سپید

«احمد شاملو» شاعر، مترجم و روزنامه‌نگار ایرانی در 21 ماه آذر سال 1304 به دنیا آمد. پدرش افسر بود و در دوران کودکی دائماً در حال سفر بود. او از کودکی بسیار به ادبیات و شعر علاقه داشت و در پی آن در مطبوعات آن زمان فعالیت می‌‎کرد. او شعر می‌سرود و به روزنامه‌نگاری مشغول بود. «شاملو» در این مسیر با «نیما یوشیج»، پدر شعر نو و «فریدون رهنما»، شاعر، روزنامه‌نگار و سینماگر معروف آشنا شد و تحت تأثیر آن‌ها قرار گرفت. «احمد شاملو» ابتدا در سبک نیمایی شعر می‌سرود ولی پس از مدتی شعر سپید را بنا نهاد و با انتشار «هوای تازه» این سبک را معرفی کرد. این سبک از شعر نوآوری جدیدی بود و سبب شهرت «احمد شاملو» در میان ادیبان و شاعران آن زمان شد. برخی باور دارند این سبک تقلیدی از شعر سپید فرانسوی یا شعر منثور است، در این سبک آهنگ و موسیقی وجود دارد ولی وزن عروضی رعایت نمی‌شود. عدم وجود وزن در ابتدا مخالفت‌های از سوی شاعران آن زمان داشت؛ زیرا در اشعار کلاسیک فارسی وزن رعایت شده است و درحالی‌که این سبک کاملاً متفاوت بود.

«احمد شاملو» از بنیان‌گذاران و دبیران کانون نویسندگان ایران بود و در کنار سرودن اشعارش به فعالیت‌هایی مطبوعاتی، پژوهشی و ترجمه‌‌ی آثار هم مشغول بود. او مدتی مشاور فرهنگی سفارت مجارستان بود و چهره‌ای جهانی داشت. او به کشورهای ایتالیا، آمریکا و آلمان سفر کرد و شعرهایش به زبان‌های دیگر ترجمه شدند. ترجمه‌ی کتاب‌های «مرگ کسب‌وکار من است‌» اثر «روبر مرل» و «شازده کوچولو» اثر «آنتوان دو سنت اگزوپری» ازجمله فعالیت‌های این نویسنده درزمینه‌ی ترجمه‌ی آثار بین‌الملل است که نسخه‌ی الکترونیک آن‌ها هم در سایت و اپلیکیشن فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است.

«احمد شاملو» شخصیتی نوآور در شعر معاصر فارسی بود و به الف. بامداد یا الف. صبح تخلص داشت. اشعارش را نوعی نثر تلقی می‌کنند که درون‌مایه‌ی هم سیاسی و هم عاشقانه داشت. او سال 1343 با آیدا، همسر سومش ازدواج کرد و از آن به بعد تمامی اشعارش را در وصف او سرود. آیدا تحولی در اشعار عاشقانه‌ی این شاعر ایجاد کرد؛ کتاب «مثل خون در رگ‌های من» شامل نامه‌های این نویسنده به آیدا است و مجموعه‌ای از گفت‌وگوهای عاشقانه‌ی این شاعر با معشوقه‌اش است. مجموعه «کتاب کوچه» بزرگ‌ترین اثر پژوهشی «احمد شاملو» در باب فرهنگ‌عامه‌ی مردم ایران است که شامل دسته‌بندی‌هایی همچون امثال‌وحکم، بازی و ترانه، باورهای توده، ترکیبات دیگر، تعبیرات مصدری، ترکیبات جمله‌ای و شبه جمله‌ای، نفرین‌ها و دعاها، خواب‌گزاری‌ها، چیستان‌ها و … است. «ترانه‌های کوچک غربت‌» و «افسانه‌های كوچك چينی» از آثار دیگر این شاعر بزرگ هستند که در فیدیبو برای مطالعه موجود هستند.   

در بخشی از کتاب هوای تازه می‌خوانیم

او را به رؤیای بخارآلود و گنگ شام گاهی دور، گویا دیده بودم من...

لالایی گرم خطوط پیکرش در نعره‌های دوردست و سرد مه گم بود.

لبخند بی‌رنگ اش به موجی خسته می‌مانست؛ در هذیان شیرین‌اش ز دردی گنگ می‌زد گویا لبخند...

هر ذره چشمی شد وجودم تا نگاه‌اش کردم، از اعماق نومیدی صدایش کردم:

«ای پیدای دور از چشم!

و آن دم که چشمان‌اش در آن خاموش، بر چشمان من لغزید

در قعر تردید این‌چنین با خویشتن گفتم:

«آیا نگاه‌اش پاسخ پر آفتاب خواهش تاریک قلب یاس بارم نیست؟

«آیا نگاه او همان موسیقی گرمی که من احساس آن را در هزاران خواهش پردرد دارم، نیست؟

«نه!

«من نقش خام آرزوهای نهان را در نگاه‌ام می‌دهم تصویر!»

آنگاه نومید، از فروتر جای قلب یاس بار خویش کردم بانگ باز از دور:

«ای پیدای دور از چشم!...»

او، لب زلب بگشود و چیزی گفت پاسخ را

اما صدایش با صدای عشق‌های دور از کف رفته می‌مانست....

لالایی گرم خطوط پیکرش، از تاروپود محو مه پوشید پیراهن.

گویا به رؤیای بخارآلود و گنگ شام گاهی دور او دیده بودم من...

نمی‌گردانم‌ات در برج ابریشم

نمی‌رقصانم‌ات بر صحنه‌های عاج

شب پاییز می‌لرزد به روی بستر خاکستر سیراب ابرسرد

سحر، با لحظه‌های دیرمان‌اش، می‌کشاند انتظار صبح را در خویش...

دو کودک بر جلوخان کدامین خانه آیا خواب آتش می‌کندشان گرم؟

سه کودک بر کدامین سنگ‌فرش سرد؟

صد کودک به نمناک کدامین کوی؟

نمی‌رقصانم‌ات چون دودی آبی‌رنگ

نمی‌لغزانم‌ات بر خواب‌های مخمل انديشه‌یی ناچیز

مشخصات کتاب هوای تازه

نظرات کاربران درباره کتاب هوای تازه

احمد شاملو بــــــــی نظیره👍👍👍
در ۳ سال پیش توسط Melika AZR ( | )
نامت سپیده دمی است که بر پیشانی آسمان می گذردمتبرک باد نام تو
در ۶ سال پیش توسط ... ( | )
اون قدر اهل شعر نیستم که تا ته پای یک کتاب شعر ، اونم چندصد صفحه ای بنشینم ، ولی پای هوای تازه نشستم ، و اصلا یک چیز دیگه بود .
در ۸ سال پیش توسط ... ( | )
نازلی! بهارخنده زد و ارغوان شکفتدر خانه، زیر پنجره گل داد یاس پیردست از گمان بدار!با مرگ نحس پنجه میفکن!بودن به از نبود شدن، خاصه در بهار
در ۸ سال پیش توسط ... ( | )
بهار خاموشبر آن فانوس که‌ش دستی نیفروختبر آن دوکی که بر رَف بی‌صدا ماندبر آن آیینه‌ی زنگار بستهبر آن گهواره که‌ش دستی نجنباندبر آن حلقه که کس بر در نکوبیدبر آن در که‌ش کسی نگشود دیگربر آن پله که بر جا مانده خاموشکس‌اش ننهاده دیری پای بر سر ــبهارِ منتظر بی‌مصرف افتاد!به هر بامی درنگی کرد و بگذشتبه هر کویی صدایی کرد و اِستادولی نامد جواب از قریه، نز دشت.نه دود از کومه‌یی برخاست در دهنه چوپانی به صحرا دَم به نی دادنه گُل رویید، نه زنبور پر زدنه مرغِ کدخدا برداشت فریاد.□به صد امید آمد، رفت نومیدبهار ــ آری بر او نگشود کس در.درین ویران به رویش کس نخندیدکس‌اش تاجی ز گُل ننهاد بر سر.کسی از کومه سر بیرون نیاوردنه مرغ از لانه، نه دود از اجاقی.هوا با ضربه‌های دف نجنبیدگُلی خودروی برنامد ز باغی.نه آدم‌ها، نه گاوآهن، نه اسباننه زن، نه بچه... ده خاموش، خاموش.نه کبک‌انجیر می‌خوانَد به درهنه بر پسته شکوفه می‌زند جوش.به هیچ ارابه‌یی اسبی نبستندسرودِ پُتکِ آهنگر نیامدکسی خیشی نبُرد از ده به مزرعسگِ گله به عوعو در نیامد.کسی پیدا نشد غمناک و خوشحالکه پا بر جاده‌ی خلوت گذاردکسی پیدا نشد در مقدمِ سالکه شادان یا غمین آهی بر آرد.غروبِ روزِ اول لیک، تنهادرین خلوتگهِ غوکانِ مفلوکبه یادِ آن حکایت‌ها که رفته‌ستز عمقِ برکه یک دَم ناله زد غوک...□بهار آمد، نبود اما حیاتیدرین ویران‌سرای محنت‌آوربهار آمد، دریغا از نشاطیکه شمع افروزد و بگشایدش در!
در ۱۰ سال پیش توسط ... ( | )
  • ۱
  • ۲
  • ۳
  • ۴
  • ۵
  • بعدی ›
  • آخرین ››