عادل فردوسی‌پور - پیگیر اخبار نباشید
Loading

چند لحظه ...
کتاب عشق و بانوی ناتمام

کتاب عشق و بانوی ناتمام

نسخه الکترونیک کتاب عشق و بانوی ناتمام به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۳,۰۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

نقد و بررسی کتاب عشق و بانوی ناتمام

یک کتاب پر و پیمان در نقد لمپنیسم و زندگی سرکوب‌شده‌ی زنان و دختران؛ «عشق و بانوی ناتمام» یکی از آثار موفق و تحسین‌شده‌ی ادبیات معاصر و اثری از «امیرحسین چهل تن» است. این کتاب صد و چند صفحه‌ای، نماینده‌ی کوچکی از مردمی است که در فضای ادبیات ایران کمتر شناخته شده‌اند و چندان به آن‌ها پرداخته نشده است. با وجود کتاب‌هایی مانند عشق و بانوی ناتمام، هنوز هم می‌توان به خواندن یک اثر ارزشمند و ماندگار ایرانی در بازار آشفته‌ی کتاب امیدوار بود. این کتاب در سال 97 در انتشارات نگاه منتشر شده است.

خلاصه داستان کتاب عشق و بانوی ناتمام

این رمان در پنج فصل نوشته شده است. در فصل اول با داستان زندگی زنی مسن و سالخورده به نام «ملک» همراه می‌شویم. ملک در کودکی پدر و مادرش را از دست داده و از همان زمان با عمویش زندگی می‌کند. هنگامی که ملک فقط ده ساله است، عمویش او را به نامزدی با پسرش «فرخ» درمی‌آورد. فرخ همان فردای روز نامزدی به لندن می‌رود تا دو ماهه برگردد، اما بازگشتش ده پانزده سال طول می‌کشد و ملک تمام این سال‌ها در خانه به انتظار فرخ می‌نشیند. این داستان را قرار است یک نویسنده‌ی جوان بنویسد و حالا ملک منتظر آمدن این نویسنده است.

فصل دوم داستان را از زبان نویسنده می‌خوانیم. حالا او باید حرف‌های ملک را کنار هم بگذارد و به یک داستان منسجم برسد، اما ملک او را متهم می‌کند که داستان زندگی‌اش را تحریف کرده است.

در فصل سوم داستان ملک و فرخ را از دید نویسنده می‌خوانیم. این بخش از کتاب می‌خواهیم که چطور زن چطور پرشور همسرش را دوست دارد و مرد کاری جز تحقیر و توهین او ندارد. مرد او را متهم به ابتذال و بی‌بند و باری می‌کند. اینجاست که زن می‌شورد و در یک مهمانی با حضور دوستان مرد، رفتارهای مبتذل و بی‌شرمانه‌ای از خود نشان می‌دهد.

فصل چهارم را از زبان نویسنده‌ی دوم می‌خوانیم. نویسنده‌ی اول داستان را نیمه کاره گذاشته و حالا آن را به یک نویسنده‌ی دیگر سپرده است. این نویسنده‌ی جدید چیزی از داستان زندگی ملک نمی‌داند و حتی نمی‌داند چطور باید از او بخواهد داستانش را تعریف کند.

در بخش پنجم کتاب نویسنده‌ی جدید نمی‌تواند آدرس و نام و نشانی از ملک پیدا کند. او هیچ وقت این زن را نمی‌بیند و داستانش را نمی‌شنود، اما از آنجا که روزنامه‌نگاری حرفه‌ای است، سعی می‌کند با شمِّ ژورنالیستی‌اش، نقاط تاریک و مبهم زندگی ملک را از میان داستانی که پیش از این تعریف کرده، پیدا کند و پایانی بر این داستان بنویسد.

لمپن‌های‌ تحصیل‌کرده و بانوهای ناتمام

امیر حسین چهل تن استاد سبک لمپنیسم است. او یکی از معدود چهره‌های برجسته‌ی ادبیات معاصر ایران است که در کنار «غلامحسین ساعدی» و «هرمز شهدادی» در آثارش از افراد خرده طبقه‌ایِ جامعه می‌گوید و لمپن‌ها و جاهل‌ها را قهرمانان، یا در واقع ضدقهرمانان، پوشالی داستانش می‌کند. «حسین نوش‌آذر» در نقد لمپنیسم در ادبیات ایران معتقد است که نویسنده در‌ آثاری مانند شب هول و گور و گهواره، در واقع همان روشن‌فکر ایرانی است که طبقه‌ی جامانده‌ای از زندگی شهری و اجتماعی را سوژه قرار داده است. این روشن‌فکر سرانجام در کتاب‌هایی مانند عشق و بانوی ناتمام می‌تواند در فاصله‌ی امنی از لمپن‌ها قرار گیرد و از سازش یا شورش دوری کند.

قلم کتاب عشق و بانوی ناتمام مانند سایر آثار این نویسنده، قدرتمند و نافذ است. در این کتاب هم با زن و زنانی سروکار داریم که زیر دست و پای مردان تحصیل‌کرده‌ی لمپن، تلف می‌شوند. این زنان تمام قدرت‌های درونی، عزت نفس، شخصیت و غرور خود را از دست می‌دهند و چیزی جز یک پوسته‌ی خالی و پوسیده از آن‌ها باقی نمی‌ماند. شورش اغواگرانه و فریبنده‌ی زن در بخش سوم یکی از نقاط عطف این داستان است. جایی که تمام آن دردها و رنج‌ها سر باز می‌کند و زن همان چیزی می‌شود که شوهرش همیشه او را دیده است: یک هرزه‌‌ی پنج قِرانی. اما حتی همین نمایش شوم و مبتذل هم آن‌قدر از سرِ بدبختی و ناچاری است که زن هنوز هم موجودی معصوم و پاک می‌ماند و باز هم به گوشه‌ی سرد و تنهای رخت‌خوابش پناه می‌برد. بانوی ناتمام نماینده‌ی تمام زنان و دخترانی است که کسی داستان زندگی‌شان را نشنید و ننوشت، همان کسانی که حتی امروز هم در گوشه و کنار خیابان‌ها سر در گریبان دارند، آرام می‌روند و می‌آیند، یا در پستوی خانه‌ خودشان را از درون خفه می‌کنند، مبادا فضای آرام و پر صلح و صفای خانه ملتهب و مشوش شود.

این کتاب در قالب یک داستان خاطره‌وار، دو جریان عمده را بررسی می‌کند، یکی وضعیت نابه‌سامان زنان و دیگری زاویه دید مختلف از یک روایت و برداشت‌هایی که ممکن است از همان یک روایت وجود داشته باشد. در این کتاب هیچ چیز قطعی و مسلمی وجود ندارد. برداشت نویسندگان از چیزی که ملک تعریف می‌کند گنگ و چندگانه است. سرنوشت آدم‌ها مشخص نیست. حتی وجود پیرزن و داستان زندگی‌اش هم از آن چیزهایی است که قطعیت ندارد. روایت داستان سیال ذهن است و زاویه دید در بخش‌های مختلف مدام تغییر می‌کند. هنر چهل تن در نوشتن این کتاب آن‌جاست که بدون این که دخل و تصرفی در تعیین خوب و بد آدم‌ها داشته باشد، مانند یک دانای کل در گوشه‌ای ایستاده و داستان را تعریف می‌کند، طوری که انگار خودش هم آن را از کس دیگری شنیده و بدون هیچ قضاوتی آن را برای‌مان تعریف می‌کند.

چهل تن نویسنده‌ی جسوری است که توانسته در فضای محافظه‌کار و ظاهرا اخلاق‌گرای ادبیات ایران، از مضامین و واقعیت‌هایی حرف بزند که کمتر نویسنده‌ای توان آن را دارد. چیزی که تقریبا همیشه در آثار چهل تن دیده می‌شود و این اثر هم مستثنا نیست، خشونت، مردسالاری، اقتدارگرایی و زنان آسیب دیده و محکوم به ظلم این مردان است.

درباره‌ امیر حسین چهل تن

امیر حسین چهل تن روزنامه‌نگار و نویسنده‌ی ایرانیِ متولد سال 35 است. او چندین بار کاندید دریافت جوایز ادبی مختلف مانند جایزه‌ی هوشنگ گلشیری و کتاب سال جمهوری اسلامی شده است. او در بیست و چهارمین دوره‌ی جایزه‌ی کتاب سال برای کتاب «سپیده دم ایرانی» نامزد این جایزه شد. این نویسنده در اعتراض به سیاست‌های وزارت ارشاد از نامزدی این جایزه انصراف داد. چهل تن طی نامه‌ای رسما اعلام کرد که «تا زمانی که حتی یک کتاب برای دریافت مجوز معطل یا از حق انتشار محروم مانده باشد، خود را اخلاقاً مجاز به شرکت در این رقابت نمی‌دانم و لذا از سر لطف مرا از این نامزدی معاف بدارید».

چهل تن نویسنده‌ای است که توانسته مرزهای جغرافیایی را بشکند و در خارج از ایران هم به چهره‌ای سرشناس تبدیل شود. او در سال 89 به دعوت دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، چند ماه به عنوان نویسنده‌ی مهمان در لس‌آنجلس اقامت داشت. در سال 2019 هم طی دعوتی رسمی، چهل تن به آلمان رفت و با رییس جمهور این کشور، «فرانک والتر اشتاین‌مایر»، دیدار کرد.

چهل تن «صیغه» و «دخیل بر پنجره‌ی فولاد» اولین آثارش را در حالی که فقط بیست و یکی و دو سال داشته، نوشته است. «تالار آیینه»، «مهرِ گیاه»، «تهران، شهر بی‌آسمان» از برترین آثار چهل تن هستند. کتاب‌های این نویسنده تا امروز به زبان‌های انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، ایتالیایی، سوئدی و عربی ترجمه شده است.

در بخشی از کتاب عشق و بانوی ناتمام

ایستاد. پیش خودش گفت چقدر سخت است آدم پدر و مادرش را به یاد نیاورد. باید از همین جا شروع کند. باید بگوید ممکن نیست کسی بتواند از تجربه‌ی او حسّ روشنی داشته باشد. فقط ممکن است بگویند خُب البته سخت بوده است. فقدانِ کانونِ گرم خانواده و نمی‌دانم چه!... فقط همین. کافی نیست. کمی شبیه این است که آدم هیچ ملّیتی نداشته باشد و همه‌اش نگران است از او بپرسند اهل کجاست.
کی بود روزی که از پله‌ها بالا دوید، روی ایوان خودش را به حشمت رساند و گفت: یعنی از آن خانه هیچی باقی نمانده است؟ لااقل دو سه شیشه عکس. می‌خواهم بدانم آن‌ها چه شکلی بوده‌اند.
دوباره با پنجه‌ها شالِ روی شانه را نوازش کرد، گفت، پس چی؟ پیش از آن که به یاد بیاورم باید فراموش کرده باشم... و آن چیزها... آن چیزهایی که با یادآوری‌اش می‌توان شاد شد؟ 
عموجان تلخ‌تر از همیشه به شن‌های راه نگاه می‌کرد. گفته بود: بیا ملک، بیا عموجان. بیا همه‌یِ کس و کارَت منم.

آهی کشید. نگاهش روی چیزها دوید. آن گوشه از سبد رخت‌های شسته بخار بلند می‌شد. بوی خوشی در هوا موج می‌زد. جهان‌بانو رخت‌ها را تکه‌تکه در باد می‌تکاند و روی بند می‌انداخت. گفت چه جانی دارد ماشااللّه؛ توی این سنّ وسال!

مشخصات کتاب عشق و بانوی ناتمام

نظرات کاربران درباره کتاب عشق و بانوی ناتمام

برای گذراندن وقت هم بهتره سراغ کتابای مجانی برید نویسنده خوب مینویسه ولی حیف که پر گویی وبی سروتهی داستان واینکه آیا واقعا سوژه بهتری پیدانمیشد نتیجه اش هدر دادن وقته
در ۴ سال پیش توسط ash....94 ( | )