Loading

چند لحظه ...
کتاب برگزیده

کتاب برگزیده
مجموعه انتخاب - جلد دوم

نسخه الکترونیک کتاب برگزیده به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۱۱,۰۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره کتاب برگزیده

از تالار بیرون دویدم. کاملاً آشکار بود که سالیست در حقم لطفی نکرد. داشت مقام و موقعیت مرا نشان می‌داد. اصلاً چرا این موضوع مرا آزار می‌داد؟ پادشاه کلارکسون انتظار داشت من در این رقابت شکست بخورم، مردم مرا نمی‌خواستند و خودم مطمئن بودم نمی‌توانم ملکه باشم. سریع و بی‌صدا از پله‌ها بالا رفتم و سعی کردم توجه کسی را جلب نکنم. در هیچ جای مجله هویت آن منبع خبری ناشناس فاش نشده بود. وقتی از در اتاقم وارد شدم، آنه گفت: «بانوی من، فکر کردم شما تا وقت ناهار طبقه‌ی پایین می‌مونید.» - می‌شه از اتاق بری بیرون، لطفاً؟ - ببخشید؟ با عصبانیت نفسم را بیرون دادم ولی سعی کردم رفتار نامناسبی نداشته باشم. «می‌خوام تنها باشم، لطفاً.» بدون هیچ حرف دیگری تعظیم کردند و از اتاق بیرون رفتند. سراغ پیانو رفتم. باید تا وقتی این افکار از سرم بیرون می‌رفتند، خودم را مشغول و حواسم را پرت می‌کردم. چند آهنگی را که از حفظ بلد بودم نواختم ولی خیلی راحت بودند. واقعاً نیاز داشتم روی چیزی تمرکز کنم. از جایم بلند شدم و تمام اشیای روی میز را به‌هم زدم تا چیزی پیدا کنم که مرا بیشتر از این‎ها به چالش بکشد. بین ورقه‌های موسیقی گشتم تا بالاخره گوشه‌ی دفترچه‌ای را دیدم. دفتر خاطرت ایله‌آ! کاملاً فراموش کرده بودم دفترچه اینجا بود. این دفترچه کاملاً حواسم را پرت می‌کرد. دفترچه را برداشتم و به سمت تختم رفتم. آن را باز کردم و صفحات قدیمی را ورق زدم. صفحه‌ای که عکس هالووین در آن گنجانده شده بود، باز شد. آن عکس خشک مثل یک نشانِ لای کتاب طبیعی عمل می‌کرد و من دوباره نوشته‌ی زیر عکس را خواندم. امسال بچه‌ها هالووین را جشن گرفتند. گمان می‌کنم این راهی برای فراموش کردن هر آنچه در اطراف‌شان اتفاق می‌افتد، باشد ولی برای من پوچ و بی‌معنی است. ما یکی از معدود خانواده‌های باقی‌مانده هستیم که پول کافی برای اجرای چنین بزمی داریم ولی این بازی بچگانه چیزی جز ولخرجی نیست. دوباره به عکس نگاه کردم و سؤالاتی در مورد آن دختر در ذهنم پدیدار شد. چند سال داشت؟ در آن زمان چه کار می‌کرد؟ آیا از اینکه دختر گرگوری ایله‌آ بود، احساس خوشحالی می‌کرد؟ آیا این واقعیت او را محبوب می‌کرد؟ صفحه را ورق زدم و متوجه شدم نوشته‌های صفحه‌ی بعد، خاطره‌ی جدیدی نبودند و ادامه‌ی همان توضیحات مربوط به هالووین بودند. حدس می‌زنم این‌طور فکر می‌کردم که بعد از حمله‌ی چین، نتایج مسیر اشتباهی را که در پیش گرفته بودیم، می‌دیدیم. برای من مخصوصاً در این اواخر، مسلم بود که چقدر کند عمل کرده‌ایم. درواقع، تعجبی نداشت که چین به این راحتی از راه رسید و خیلی طول کشید که ما به موقعیتی برسیم تا بتوانیم بجنگیم. ما آن جرأتی که مردم را از میان اقیانوس‌ها و زمستان کشنده و جنگ داخلی هدایت کرد، از دست داده‌ایم. ما سست شدیم و در‌حالی‌که عقب نشستیم، چین افسار را به دست گرفت. مخصوصاً در ماه‌های اخیر، مجبور شده‌ام پول بیشتری در راستای جنگ هزینه کنم. می‌خواهم رهبری کنم. ایده‌هایی دارم و شاید چون با بخشندگی تمام، این همه اهدا کرده‌ام زمان آن رسیده است پیشنهادم را به آن‌ها ارائه دهم. ما به تغییر نیاز داریم. مدام به این فکر می‌کنم که چه می‌شود اگر تنها فردی باشم که بتواند این را ثابت کند. نگران شدم. دست خودم نبود و مکسون را با جدش مقایسه کردم. گرگوری صاحب انگیزه بود. داشت تلاش می‌کرد چیزی را که تکه‌پاره شده بود، دوباره بسازد. از خودم پرسیدم که اگر امروز اینجا بود، درمورد حکومت سلطنتی چه نظری داشت. آن شب وقتی اسپن مخفیانه وارد اتاقم شد، نمی‌توانستم جلو خودم را بگیرم و به او درمورد چیزی که خوانده بودم، حرفی نزنم؛ ولی یادم افتاد قبلاً به پدرم گفته بودم چنین دفترچه‌ای وجود دارد و حتی با آن کار قولی را که به مکسون داده، شکسته بودم. کنار تختم زانو زد و پرسید: «امروز حالت چطور بود؟»

ادامه...

مشخصات کتاب برگزیده

  • ناشر نشر باژ
  • تاریخ نشر ۱۳۹۸/۰۱/۱۵
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.87 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۴۲ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب برگزیده

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران درباره کتاب برگزیده