فیدیبو نماینده قانونی نشر یوشیتا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب تخت‌خوابت را مرتب کن

کتاب تخت‌خوابت را مرتب کن
چیزهای کوچکی که می‌توانند زندگی شما و شاید حتی دنیا را متحول کنند

نسخه الکترونیک کتاب تخت‌خوابت را مرتب کن به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۳,۶۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب تخت‌خوابت را مرتب کن

ده درسی که من در تمرینات دشوار نیروی دریایی یاد گرفته بودم و اصل صحبت‌هایم را تشکیل می‌داد، مورد توجه جمعیت زیادی قرار گرفته است. این درس‌ها و تجربه‌های ساده را من خودم به شخصه در تمرینات نیروی دریایی یاد گرفتم و هر کدام از درس‌ها در برابر چالش‌هایی که در زندگی ایجاد می‌شوند، اهمیت یکسانی دارند و این مهم نیست که شما در چه مرحله‌ای از زندگی هستید یا چه جایگاهی در جامعه‌تان دارید. طی سه سال گذشته، بارها مردم در خیابان جلوی من را گرفته‌اند تا داستان‌شان را برایم تعریف کنند. اینکه چطور در برابر کوسه‌ها تسلیم نشده‌اند، چطور ناقوس را به صدا در نیاوردند یا چطور هر روز صبح حتی در شرایط سخت تختخواب‌شان را مرتب کرده‌اند و این به آنها کمک کرده است. همه آنها می‌خواستند بیشتر بدانند که چطور این ده درس، زندگی من را متحول کرده است و دوست داشتند افرادی را که در دوران حرفه‌ای، الهام بخش من بودند. این کتاب کوچک تلاشیست برای تحقق همین هدف. هر فصل یک متن کوتاه دارد که تک تک درس‌های فرا گرفته شده در دوران حرفه‌ای زندگی من را بیان می‌کند و یک داستان کوتاه هم درباره یکی از افرادی که با نظم، پشتکار، شرافت و شجاعت خود، الهام بخش من بودند، آورده شده است.ده درسی که من در تمرینات دشوار نیروی دریایی یاد گرفته بودم و اصل صحبت‌هایم را تشکیل می‌داد، مورد توجه جمعیت زیادی قرار گرفته است. این درس‌ها و تجربه‌های ساده را من خودم به شخصه در تمرینات نیروی دریایی یاد گرفتم و هر کدام از درس‌ها در برابر چالش‌هایی که در زندگی ایجاد می‌شوند، اهمیت یکسانی دارند و این مهم نیست که شما در چه مرحله‌ای از زندگی هستید یا چه جایگاهی در جامعه‌تان دارید. طی سه سال گذشته، بارها مردم در خیابان جلوی من را گرفته‌اند تا داستان‌شان را برایم تعریف کنند. اینکه چطور در برابر کوسه‌ها تسلیم نشده‌اند، چطور ناقوس را به صدا در نیاوردند یا چطور هر روز صبح حتی در شرایط سخت تختخواب‌شان را مرتب کرده‌اند و این به آنها کمک کرده است. همه آنها می‌خواستند بیشتر بدانند که چطور این ده درس، زندگی من را متحول کرده است و دوست داشتند افرادی را که در دوران حرفه‌ای، الهام بخش من بودند. این کتاب کوچک تلاشیست برای تحقق همین هدف. هر فصل یک متن کوتاه دارد که تک تک درس‌های فرا گرفته شده در دوران حرفه‌ای زندگی من را بیان می‌کند و یک داستان کوتاه هم درباره یکی از افرادی که با نظم، پشتکار، شرافت و شجاعت خود، الهام بخش من بودند، آورده شده است.

ادامه...
  • ناشر نشر یوشیتا
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.49 مگابایت
  • تعداد صفحات ۹۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب تخت‌خوابت را مرتب کن

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

مقدمه

در روز هفدهم ماه مِی سال ۲۰۱۴، من این افتخار را پیدا کردم تا در جشن فارغ التحصیلی دانشجویان دانشگاه تگزاس در آستین سخنرانی کنم. هر چند خودم هم فارغ التحصیل همین دانشگاه بودم، ولی بعید می دانستم یک ژنرال که زندگی حرفه ای اش را در جنگ گذرانده، خیلی مورد استقبال دانشجویان قرار بگیرد. اما وقتی دیدم خیلی ها با اشتیاق برای شنیدن حرف های من آمده اند، خیلی شگفت زده شدم. به نظر می رسید ده درسی که من در تمرینات دشوار نیروی دریایی یاد گرفته بودم و اصل صحبت هایم را تشکیل می داد، مورد توجه جمعیت زیادی قرار گرفته است. این درس ها و تجربه های ساده را من خودم به شخصه در تمرینات نیروی دریایی یاد گرفتم و هر کدام از درس ها در برابر چالش هایی که در زندگی ایجاد می شوند، اهمیت یکسانی دارند و این مهم نیست که شما در چه مرحله ای از زندگی هستید یا چه جایگاهی در جامعه تان دارید. طی سه سال گذشته، بارها مردم در خیابان جلوی من را گرفته اند تا داستان شان را برایم تعریف کنند. اینکه چطور در برابر کوسه ها تسلیم نشده اند، چطور ناقوس را به صدا در نیاوردند یا چطور هر روز صبح حتی در شرایط سخت تختخواب شان را مرتب کرده اند و این به آنها کمک کرده است. همه آنها می خواستند بیشتر بدانند که چطور این ده درس، زندگی من را متحول کرده است و دوست داشتند افرادی را که در دوران حرفه ای، الهام بخش من بودند. این کتاب کوچک تلاشیست برای تحقق همین هدف. هر فصل یک متن کوتاه دارد که تک تک درس های فرا گرفته شده در دوران حرفه ای زندگی من را بیان می کند و یک داستان کوتاه هم درباره یکی از افرادی که با نظم، پشتکار، شرافت و شجاعت خود، الهام بخش من بودند، آورده شده است. امیدوارم از خواندن این کتاب لذت ببرید.

درباره نویسنده

ژنرال ویلیام اچ مک ریون (بازنشسته نیروی دریایی آمریکا) خدمت برجسته و پر افتخاری در نیروی دریایی داشته است. او طی سی و هفت سال گذشته که در یگان آموزش یگان ویژه سیل خدمت و در تمامی سطوح فرماندهی کرده است. آخرین ماموریت او با درجه دریاسالاری، فرماندهی کل نیروهای عملیات ویژه ایالات متحده بوده است. او در حال حاضر رئیس دانشگاه تگزاس سیستم است.

فصل اول: روز خود را با انجام دادن یک کار شروع کنید

اگر می خواهید دنیا را تغییر دهید، اول از مرتب کردن تختخواب تان شروع کنید
استراحت گاه های دوره آموزشی نیروی دریایی، ساختمان های سه طبقه ساده ای اند که در ساحل کورنادو در کالیفرنیا واقع شده اند، آن هم فقط با فاصله حدود صد متری با اقیانوس آرام. ساختمان ها کولر ندارند و شب ها وقتی پنجره ها باز هستند، به راحتی می توان صدای جزر و مد و برخورد موج آب با ماسه های ساحل را شنید.
اتاق های استراحت گاه ها هیچ وسیله تجمّلاتی ندارند. اتاق افسران، که من با سه هم دوره ای دیگرم آنجا می خوابیم، فقط چهار تختخواب و یک کمد برای آویزان کردن یونیفرم ها دارد. روزهایی که من در استراحت گاه می مانم، از تختخواب ویژه ارتشی بیرون می آیم و به سرعت مشغول مرتب کردن آن می شوم. این اولین وظیفه در شروع هر روز است. روزی که به خوبی می دانیم پر از بازرسی های بدنی، شنا کردن های طولانی، دویدن مسافت های زیاد، مسیرهای پر از مانع و اذیت های مدام از طرف مربی های دوره آموزشی است.
وقتی ارشد کلاس، ستوان سوم دنل استوارت، مسئول آموزش، وارد اتاق شد، فریاد زد: «خبردار!» من کنار تختم ایستادم و پاشنه هایم را جفت کردم. همینطور سیخ ایستاده بودم که ناوبان دوم به من نزدیک شد. ارشد آموزش که فرد سختگیر و بی احساسی بود، شروع کرد به وارسی یونیفرمم تا مطمئن شود که همه چیز مرتب است. با نگاهی موشکفانه از سر تا پایم را برانداز کرد. پیراهن و شلوار دقیق اتو شده؟ سگگ کمربند تمیز و براق است، پوتین ها کامل واکس خورده و براق است، طوری که عکس آدم در آن پیدا باشد؛ وقتی مطمئن می شد که استانداردهای دوره آموزشی نیروی دریایی رعایت شده، افسر ارشد به سمت تختخواب ها می رفت تا آنها را نیز به دقت بررسی کند.
تختخواب هم مثل اتاق ساده بود. یک چارچوب فلزی که تشکی روی آن گذاشته شده بود. یک پتوی پشمی خاکستری رنگ که خیلی محکم دور تشک پیچیده شده بود تا گرمای لازم را در صبح های سرد سن دیگو فراهم کند. یک پتوی دیگر هم به شکل مربع تا شده و روی تخت بود. بالش هم طوری وسط تخت قرار داشت که با پتو زاویه نود درجه تشکیل می داد. همه این ها طبق استاندارد و مقررات بود. اگر این استانداردها را رعایت نمی کردم، مجبور می شدم سینه خیز بروم و در ساحل آنقدر غلت بزنم که مثل یک کلوچه شکری تمام هیکلم شنی شود.
همینطور که بی حرکت ایستاده بودم، می توانستم از گوشه چشمم مسئول آموزش را ببینم. داشت با دقت به تختم نگاه می کرد. خم شد و گوشه های تخت را وارسی کرد، بعد با دقت بیشتری نگاه کرد تا پتو و بالش خیلی صاف با هم تراز شده باشند. بعد دستش را در جیبش فرو کرد، یک تاس بیرون آورد و چند بار آن را به هوا پرت کرد. خوب می دانستم که این کار آخرین ترفند بررسی تخت من است. آخرین بار که تاس را به هوا پرت کرد، ارشد آن را نگرفت تا روی تخت بیفتد. تاس بعد از برخورد با تخت کمی بالا آمد و چند سانتی متر بلند شد. همین کافی بود تا ارشد تاس را روی هوا بگیرد.
او اصلاً حرف نمی زد. ناگهان سرش را به سمت برگرداند. مستقیم به چشمانم زل زد و سرش را به علامت تایید تکان داد. اینکه من تختخوابم را درست مرتب کرده بودم به این معنی نبود که قرار است به من جایزه داده شود چون این وظیفه من بود. اولین کاری که هر روز باید انجام می دادم و دقت در انجامش بسیار مهم بود. وظیفه ای که نظم و انضباط و توجه به جزئیات را نشان می داد و در پایان روز به من یادآوری می کرد که روزم را با انجام یک کار درست شروع کرده ام. هر چند کار خیلی کوچکی است ولی حس غرور و افتخار به انسان دست می دهد.
در تمام دوران خدمتم در نیروی دریایی، مرتب کردن تختخواب یک وظیفه ثابت و همیشگی بود، کاری که هر روز باید دقیق و کامل انجام می شد. من به عنوان یک ناوبان دوم جوان در قسمت بهداری زیردریایی عملیاتی یو اس اس گری بک می خوابیدم که تخت های چهار طبقه داشت. یک دکتر سالخورده مهربان مدیر بهداری بود و اصرار داشت که آدم باید هر روز صبح وسایلش را مرتب کند. همیشه تذکر می داد که اگر تختخواب مرتب نشود و اتاق تمیز نشود، چطور ملوان ها می توانند از ما انتظار داشته باشند خدمات بهداشتی و درمانی خوبی به آنها ارائه کنیم. بعدها بود که کاملاً متوجه شدم این نظم و انضباط، چقدر می تواند در تمام ابعاد زندگی نظامی و شخصی مهم و کاربردی باشد.
سی سال بعد، برج های دوقلوی تجارت جهانی در نیویورک مورد حمله قرار گرفت و در پنسیلوانیا آمریکایی ها در هواپیما کشته شدند.
در آخرین روزهای حملات، من به خاطر حادثه شدید سقوط با چتر، دوران نقاهتم را در خانه می گذارندم. یکی از تخت های بیمارستان را به خانه ام آورده بودند و من بیشتر روز را روی آن می خوابیدم. بیشتر از هر چیزی آرزو داشتم سریع تر، از شر این تخت لعنتی خلاص شوم. مانند هر سرباز نیروی دریایی آروز داشتم کنار همرزمانم در میدان جنگ باشم.
وقتی که توانستم بدون کمک از تختم بلند شوم و راه بروم، اولین کاری که کردم، ملافه تختم را صاف و به صورت کامل روی تشکم کشیدم. بعد بالش را مرتب کردم و مطمئن شدم که تخت بیمارستان برای تمام کسانی که وارد خانه ام می شوند و آن را می بینند، مرتب و آنکادر است. در واقع این کار نشان می داد که من توانسته ام بر جراحتم غلبه کنم و زندگی همچنان ادامه دارد.
طی چهار هفته بعد از حادثه یازده سپتامبر، من به کاخ سفید منتقل شدم و دو سال بعد از آن در اداره «مبارزه با تروریسم» بودم، دایره ای که به تازگی کارش را به صورت جدی شروع کرده بود. تا اکتبر سال ۲۰۰۳ که در دفتر فرماندهی موقت عراق و در فرودگاه بغداد خدمت می کردم، طی چند ماه اول مجبور بودیم در کیسه خواب بخوابیم. با این وجود باز هم هر روز صبح که بیدار می شدم، کیسه خوابم را به صورت کامل جمع می کردم، بالش را در کیسه خواب می گذاشتم و با این کار خودم را برای شروع یک روز خوب آماده می کردم.
ارتش ایالات متحده در دسامبر سال ۲۰۰۳ موفق شدن صدام حسین را دستگیر کند. او را در یک اتاق کوچک نگه می داشتیم. او هم در کیسه خواب می خوابید، اما با یک ملافه لوکس و تشک. یک روز می خواستم با صدام ملاقات کنم تا مطمئن شوم که سربازانم از او به درستی مراقبت می کنند یا نه. وقتی وارد اتاق شدم، با تعجب دیدم که صدام کیسه خوابش را مرتب نکرده. ملافه مچاله شده و تشک به هم ریخته بود. این نشان می داد او تمایلی به مرتب کردن آنها نداشت.
طی ده سال بعد، من این افتخار را داشتم که با برخی از بهترین مردان و زنانی معاشرت کنم که پر افتخارترین افراد آمریکا محسوب می شدند. از افراد ساده تا معروف، دریاسالارها تا ملوان های تازه استخدام شده، سفیران بلندپایه تا منشی ها. آمریکایی هایی که در تمام دریاها مستقر شده اند تا از سرزمین خود دفاع کنند. با میل و رغبت قلبی وارد این عرصه شده اند تا برای حفاظت از ملت بزرگ خود دست به هر گونه فداکاری بزنند. همه آنها خوب می دانند که زندگی سخت و طاقت فرساست.
بعضی وقت ها کارهای خیلی کوچکی وجود دارند که شما می توانید با انجام شان، نتایج آن روز خود را مشخص کنید. سربازها در جنگ ها می میرند، خانواده ها عزادار می شوند و روزها طولانی تر و پر اضطراب تر می شوند و شما دنبال چیزی هستید که آرام تان کند. چیزی که انگیزه شروع یک روز تازه را به شما بدهد و بتواند حسی از غرور و افتخار را در دنیایی که گاهی زشتی ها آن را فرا می گیرند، به وجود بیاورید.
اما این فقط مربوط به میدان جنگ نیست. زندگی هر روزه ما نیازمند ایجاد این حس است. هیچ چیز نمی تواند جای قدرت و آرامش قلبی یک فرد را بگیرد. اما بعضی وقت ها یک کار خیلی ساده مثل مرتب کردن تختخواب تان در صبح، باعث می شود انگیزه ای قوی برای شروع آن روز در شما ایجاد شود و همین باعث می شود که در پایان روز از تاثیرات آن روی کارهایی که کرده اید، شگفت زده شوید.

اگر می خواهید زندگی تان و شاید جهان را تغییر دهید، از مرتب کردن تختخواب تان شروع کنید.

نظرات کاربران درباره کتاب تخت‌خوابت را مرتب کن