Loading

چند لحظه ...
کتاب برج کبوتر

کتاب برج کبوتر

نسخه الکترونیک کتاب برج کبوتر به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۱۰,۰۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره کتاب برج کبوتر

تعارفش را نشنیده گرفتم. جوابی ندادم. می‌دانست که دوست دارم تنها باشم. انیس رفت و دوباره من ماندم و دار قالی. نمی‌دانم چرا هر چه می‌بافتم، این قالی بالا نمی‌آمد. لحظه‌ای دست کشیدم و نگاهش کردم. قبلاً که به آن نگاه می‌کردم، انگار هر نقش و نگارش با من حرف می‌زد، ولی آن روز هیچ‌چیزش به چشمم نمی‌آمد! نمی‌دانم، شاید برای این بود که هوش و حواسم مثل همیشه سر جایش نبود. فکرم هزار و یک جا می‌رفت. هنوز هم ته دلم آشوب بود. برای یک لحظه هوایی شدم از پشت دار بلند بشوم و پی انیس به ته حیاط بروم. کنارش بنشینم و همان‌طور که نان را به تنور می‌زند، با هم حرف بزنیم، بلکه حالم بهتر شود. بوی نان تازه و حرارت آتش را دوست داشتم؛ اما نه، معصومه هم آنجا بود. دوست نداشتم فعلاً چشمم به چشم او بیفتد. هنوز دلم با او صاف نشده بود. هنوز زهر حرف‌هایش به دلم بود. همین جا بمانم و خودم را مشغول قالی کنم، بهتر است. هیچ حوصله نداشتم کسی دور و برم باشد. دلم تنهایی می‌خواست. حرف زدن نمی‌خواست. حرف شنیدن نمی‌خواست.

ادامه...

مشخصات کتاب برج کبوتر

بخشی از کتاب برج کبوتر

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران درباره کتاب برج کبوتر

عالی بود بعد از مدت ها یه رمان ایرانی خوندم که حال و هوای خوبی داشت چه قدر برام جالب بود که دختری در زمان قاجار با اون همه تعصب و سختگیری جلوی همه می ایسته و با دنیا می جنگه
در ۲ سال پیش توسط ban...ab2 ( | )
داستان جالبی بود چه قدر فضاسازی ها واقعی بود و دیالوگ ها قوی . من از طرفدارهای رمان های عاشقانه قدیمی ام . کاش این دست رمان ها بیشتر بشه تاریخ خیلی درس داره واسه آدم
در ۴ ماه پیش توسط ban...ani ( | )
اگر این نقد را میخوانید محتمل است که داستان برای شما لوث شود. داستان برج کبوتر در یه فضای سنتی روایت میشه.‌ قهرمان زن داستان زنیه به نام ترنج که از خانواده ای اصیل و معروفه. پدر خانواده فوت کرده و ترنج در عمارت پدری همراه با تنها برادر و همسر برادر و مادرش زندگی میکنه. شروع داستان با فرار ترنج و پناه بردن او به ابراهیم نامی آغاز میشه. و بعد که ترنج شروع به نقل خاطراتش میکنه داستان فلش بک میخوره به سفر زیارتی مادر و برادر ترنج و ترنج جوانی که به دست دایه و خدمه سپرده شده و یک مرد خارجی زخمی، که اتفاقا سر از عمارت پدری ترنج در میاره و در طی مدت درمانش عاشق ترنج میشه. یک مرد مسیحی که به عشق ترنج مسلمان میشه اما خواستگاری او از ترنج به ذائقه برادر ترنج در عصر مردسالار اون زمان خوش نمیاد. و ترنج آماج حملات لفظی و فیزیکی برادر قرار میگیره. بعد داستان فلش فوروارد میخوره و به زمان حال برمیگرده. به ترنج و مردی که ترنج به او پناه برده و ازو درخواست کمک کرده. اما داستان نگارش ادبی خوبی داشت. موضوع داستان بسیار ساده بود. داستان دختری که با شجاعت در مقابل یک تفکر غلط می ایستد تا به انچه که فکر میکند درست است برسد. شخصیت ها همانی بودند که باید باشند و‌ حتی خواننده میتواند انها را به تصویر بکشد. شخصیت پردازی نویسنده بسیار خوب بود. این شخصیت پردازی کاملا مبتنی بر دیالوگ ها بود. فضولی و وراجی معصومه شخصیت نگران و وسواسی شاخه نبات خانم، روح‌ آزاده و شجاع ترنج، مادری نگران و دلسوز و... همه تصاویری هستند که دیالوگ های داستان به ما عرضه میکنند. هر چند این شیوه نقطه قوت رمان است اما گاهی در طول رمان تبدیل به نقطه ضعف ان شده است. گاهی چند صفحه از داستان با دیالوگ طی میشود بدون این که در روند داستان تغییری ایجاد شود. اینجاست که خواننده احساس خستگی میکند. در واقع این رمان میتوانست بدون حاشیه پردازی در قالب یک رمان کوتاه روایت شود و بسیار دلچسب تر باشد. و یا در قالب رمان بلندی عرضه شود که ماجراهای بیشتری را در دل خود جای دهد و قلم دلچسب نویسنده کاملا توانایی عرضه چنین رمانی را داشته است. علیرغم قلم توانا و ادبیات زیبای داستان حاشیه پردازی های طولانی این رمان ان را در حد یک رمان معمولی تنزل میدهد.
در ۱ سال پیش توسط myb...019 ( | )
بسیار بسیار زیبا واقعا لذت بردم. داستان و روایتی پرکشش با شخصیت های دوست داشتنی. همیشه فکر می کردم که زنان و دختران ما در زمان قاجار، واقعا در خفقان زندگی می کردن و حق خیلی از کارها مثل حضور در اجتماع و معاشرت رو نداشتن. حقی که خدا منعش نکرده ولی بنده ی خدا منعش می کنه. خدا حجاب رو بدون پوشش صورت، برای زن قرار داد تا با حفظ ارزش و مقامش، بدون محدودیت، در جامعه حضور پیدا کنه. بعضی انقدر افراطی عمل می کنن و خارج یا جلوتر از حکم خدا حرکت می کنن، در حالی که خدا این کار رو من کرده. همون طور که سهل انگاری بده، افراط هم بده و منع شده. حجاب و عفاف واجبه اما پوشیه و چادر و حبس شدن در خانه نه. خیلی از شغل ها برای زن ساخته شده و یا به حضور زن احتیاج داره. همون طور که پزشک و پرستار مرد لازم داریم، پزشک زن هم لازم داریم یا هیچکس بهتر از یه زن نمی تونه از حقوق زنان دفاع کنه یا از عهده ی معلمی بربیاد. قاجار ظلم بزرگی در حق زنان ما کرده. در مقابلش زنان روستاها و عشایر بودن که با داشتن حجاب در اجتماع حضور پیدا می کردن و پا به پای مردان زحمت می کشیدن. نیمی از وظایف عشایر مثل جمع و برپایی چادرها برعهده ی زنان بوده و زنانی رو داشتیم که ایلخان می شدن. در هیچکدوم از فیلم هامون از این مورد حرفی نمی زنن ولی تا دلشون بخواد تصویری رویایی از دختران قاجار نشون می دن که مثلا یا موافق این محدودیت بودن یا کشف حجاب کردن. در حالی که خیلی هاشون از این وضع خسته شده بودن و می خواستن با داشتن پوشش کامل، در جامعه حضور داشته باشن و برای ساختن کشورشون تلاش کنن. حتی به تفریح و گردش برن. با تشکر و آرزوی موفقیت برای نویسنده گرامی. مهارت بسیار زیادی در نوشتن داره.
در ۱ سال پیش توسط ۱۳۹۷ ( | )
من نسخه کاغذی رو خوندم قشنگ بود . دوست داشتم بیشتر درباره شخصیت ابراهیم می خوندم کارکتر کنت آدرین هم عالی بود آخرش رو دوست داشتم
در ۲ سال پیش توسط شمسی اعتمادی ( | )
  • ۱
  • ۲
  • ۳
  • ۴
  • بعدی ›
  • آخرین ››