فیدیبو نماینده قانونی متخصصان و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب عاشقانه‌‌های مجازی گل مریم

کتاب عاشقانه‌‌های مجازی گل مریم

نسخه الکترونیک کتاب عاشقانه‌‌های مجازی گل مریم به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۲,۳۴۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب عاشقانه‌‌های مجازی گل مریم

اینکه تا آمدنت ثانیه ها چون سالی ست اینکه با آمدنت ولوله و خوشحالیست اینکه چون لحظه ی دیدار همه جان و دلم همچو آتش شده در قعر پریشان حالیست اینکه دل بهرنگاهی سر و جان را بفدا میکند... فارغ ازین زندگی پوشالیست به چه نامی؟ بدهی شرح تو این حالت من؟ عاشقی؟یا که جنون؟ یا که کمی بدفالیست؟؟؟

ادامه...
  • ناشر متخصصان
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.31 مگابایت
  • تعداد صفحات ۸۷ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب عاشقانه‌‌های مجازی گل مریم

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

تقدیم به گل های
زیبای زندگانی ام

خزان عمر

درخزان عمر من هستی به مانند بهار
برکویرتشنه ی قلبم چو بارانی ببار

درتب عشق تومی سوزد همه جان وتنم
لحظه ای برما گذرکن ای نسیم کوهسار

تک درختی تشنه ام در این بیابان عطش
سوی من جاری شو ای آب زلال جویبار

من چو باغی تشنه و بایر شدم از داغ عشق
باغبانم باش و در قلبم گل مریم بکار

سرود عاشقانه

تو لذت شنیدن نوای یک ترانه ای
تو بهترین سروده ای سرود عاشقانه ای

چه بی بها غزل اگر برای تو سرایمش
تو بهترین قصیده ای کلام عاشقانه ای

اسیر بند عاشقی به بزم تو جماعتی
چه گویمت عزیز من تو لیلی زمانه ای

منم که گم کرده رهی اسیر دام عشق تو
به هرطرف کشانی ام چو دشت بی کرانه ای

به ظلمت شبانه ام تویی چراغ راه من
تو تک ستاره ی منی برای من یگانه ای

تویی فرشته خوی من عزیزمهربان من
حریم تو بهشت من بهشت جاودانه ای

امواج دریا

غرّش امواج دریا ماسه های نرم ساحل
نور مهتابی فریبا یک شبی در بدر کامل

دست من مانند پیچک دور اندام ظریفت
دست تو بر گردن من کرده ای آن را حمایل

صد سخن از عشق گفتی با نگاه دلفریبت
دل ربودی نازنینم حک شده نام تو بر دل

بوی عطرگیسوانت عقل و هوشم برده از سر
کی شود دیوانه ی تو بار دیگر مرد عاقل

غنچه ی نشکفته ای را ماند این لبهای شیرین
من به طعم بوسه هایت تشنه و مشتاق، مایل

بر اسارت داده ای حکم تا ببوسی از لب من
میخرم بر جان اسیری حکم شهبانوی عادل

باران

چون نسیمی آمدی طوفان شدی
شبنمی بودی ولی باران شدی

چشمه ای خشکیده را کردی پرآب
چشمه را جوشیده و جوشان شدی

طبع شعرمرده را جان داده ای
این دل پژمرده راچون جان شدی

دیرگاهی این زبان خاموش بود
واژه گان دادی مرا استاد استادان شدی

همچو نابینا بدم دردیدن شعر و غزل
چون چراغی آمدی هم دیده هم مژگان شدی

فصل بهارم

درخزان آمدی و فصل بهارم شده ای
همه ی امیدم و صبر و قرارم شده ای

نقشی ازخاطره ای خوب تو بودی به دلم
بهترین خاطره و نقش و نگارم شده ای

چشم زیبای تو چون جام شرابیست مرا
همه ی نشئگی و مست و خمارم شده ای

در جهان هرچه که دارم به فدای توگلم
همه ی زندگی و دار و ندارم شده ای

همه ی ورد زبانم شده نام توگلم
نام مژگان به لبم شعر و شعارم شده ای

گل خندان

نامه ای با اشک چشمم ای گل خندان من
می نویسم تا بدانی از دل ویران من

شعله های آتش عشقت فروزنده چنان
میگدازد آتشی افکنده اندر جان من

نی به شب دارم قراری نی به روزم اختیار
جمله بی سامان هجرم ای همه سامان من

وحشتی دارم ز فرداهای بی تو ماندنم
عشق تو شاید گنه بود این شده تاوان من

روز و شب با خود سخن گویم چنان دیوانه وار
هرزمان ورد زبانم جان من مژگان من

نگاه تو

از آن دمی که چشم من فتاده بر نگاه تو
فتاده پای این دلم به دام تو به چاه تو

درانتظار وصل آن دو دیده ی خمارتو
دلم نهاده چشم خود به هر زمان به راه تو

به رسم شهر عاشقان تو کافری و بی گمان
نگاه جادوگر تو بود همه گناه تو

بگو که تا فدا کنم تمام جانم و تنم
که جان و تن فدای آن رخ مثال ماه تو

ز خیل عاشقان خود مرا مران که بی گمان
نیاز زنده ماندنم بود همه پناه تو

سرنوشت

جانا چرا دیرآمدی درسرنوشتم
از سرنوشتی بار دیگر سرنوشتم

زان دم که ناگه آمدی در زندگانی
شد غرق زیبایی همه دنیای زشتم

من کلبه ای بودم محقر پیر و فرتوت
برنا شدم آجر به آجرخشت خشتم

درکشتزار قلب من غم بود و ماتم
کردی گلستانش کنون این باغ و کشتم

کاش اندکی تعجیل در این آمدن بود
می بردی از دوزخ مرا سوی بهشتم

افسانه

قصه ی عشقم به تو مانند یک افسانه شد
سرنوشتم سرنوشت عاشقی دیوانه شد

تاچشیدم باده ی ناب از نگاه مست تو
عقل و هوشم یکسره در بند این میخانه شد

مست و مدهوشم از آن جام شراب چشم تو
جرعه ای دیگر بنوشانم که جان پیمانه شد

مهربانی همچو جانی نازنین دردانه ای
من چه سازم؟ دل اسیر عشق این دردانه شد

درخیالم یکشبی بوی تن گلبوی تو
در فضای خانه آمد خانه ام گلخانه شد

جان به لب آمد زسودای لب گلگون تو
جان من جانم فدای جان تو جانانه شد

نازنینم یک شبی مهمان این دیوانه شو
پیش ازآنکه بشنوی آواره از کاشانه شد

انتظار

انتظارت لحظه های سخت بی تاب شدن
زیر شرجی نگاهت مثل یخ آب شدن

شوق دیدارت ولی دروقت زیبای وصال
نیمه شب محو تماشاهای مهتاب شدن

گرمی عشق تو چون در ساحل دریا دمی
روی شن ها آرمیدن غرق آفتاب شدن

مستی از عشقت چو مستی از شراب میکده
روح و جانم را مبارک مست این ناب شدن

قدر همچون تو گلی باید بدانم عشق تو
همچو آن نیلوفری در قلب مرداب شدن

مونس جان

لحظه ای پیش ام بیا تا مونس جانت کنم
کن نظر تا چشم خود را رهن مژگانت کنم

خنده ای بر لب نشان تا دل به یغمایی برد
دلربایم دل فدای لعل خندانت کنم

غنچه کن لعل لبت تا زان شراب آتشین
مست و مدهوشم کنی تا بوسه بارانت کنم

پادشاه روح من فرمانده ی قلب منی
امرکن تاجان فدای امر و فرمانت کنم

نظرات کاربران درباره کتاب عاشقانه‌‌های مجازی گل مریم