فیدیبو نماینده قانونی سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب بامبو و ویژگی های اکولوژیکی آن

کتاب بامبو و ویژگی های اکولوژیکی آن

نسخه الکترونیک کتاب بامبو و ویژگی های اکولوژیکی آن به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۳,۰۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب بامبو و ویژگی های اکولوژیکی آن

جنگل‌های کره زمین می توانند نیازهای چوبی تنها چهار میلیارد نفر را بر­آورده کند، بنابراین بقیه افراد با کمبود منابع و فقر مواجه خواهد شد. نظر به اینکه ۹۵ درصد افزایش جمعیت در کشورهای در حال توسعه رخ می­دهد، بنابراین منابع طبیعی و محیط زیست این کشورها بیشتر در معرض تخریب قرار دارد. از ۱۰۲ کشور در حال توسعه ۶۹ تا با کمبود منابع سلولزی و ۳۹ تا با کمبود منابع آب مواجه هستند. امروزه، اغلب کشورهای دنیا با کمبود منابع سلولزی و چوب روبرو می‌باشند، به منظور فائق آمدن به این معضل دو راه حل مهم از قدیم­الایام پیشنهاد شده است: الف) استفاده از گونه­های درختی سریع­الرشد ب) پیدا کردن موادی به عنوان جایگزین چوب در صنایع مختلف. بامبو(Bamboo)، سریع­الرشد ترین گیاه روی کره زمین است که می­تواند هر دو پیشنهاد فوق­الذکر را تامین کند. این گیاه هدیه­ای است از طرف خداوند متعال که نه تنها در صنایع چوب کاربرد دارد، بلکه در کارخانجات کاغذ­ سازی و ساختمان سازی نیز موادی ایده­آل تشخیص داده شده است. بامبو در کارهای ساختمانی به عنوان مصالح ارزان و مقاوم مورد استفاده قرار می گیرد. متخصصین منابع طبیعی بر این باورند که یکی از مناسب‌‌ترین روش‌ها برای جلوگیری از فرسایش خاک و تخریب جنگلها کاشت منطقی بامبو در سطح گسترده است. به عنوان نمونه در کشورهای جنوب شرق آسیا با این روش به نتایج رضایت‌بخشی دست یافته­اند. این گیاه در همه قاره­ها به غیر از اروپا رشد می کند. بامبو ۱۵۰۰ گونه با ۱۰۰۰واریته از انواع چند ساقه­ای در مناطق استوائی رشد می­کند. گونه­های تک ساقه­ای آن در مناطق معتدله و سرد سیری می­روید. این گونه­ها دارای ساقه­های مجزا هستند. گونه تک ساقه­ای Phyllostachys pubescens از سایر گونه­های تک ساقه­ای با ارزش­تر است، به طوری که متخصصین جنگل کشور چین از نظر اقتصادی آن­را مهمتر از سایر گونه­ها شناسائی کرده اند. این گیاه متعلق به خانواده (Poaceae (Graminea است و ارتفاع آنها برحسب نوع گونه از ۳۰ سانتی­متر تا ۴۰ متر می­رسد.

ادامه...

بخشی از کتاب بامبو و ویژگی های اکولوژیکی آن

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

فصل دوم: معرفی بامبو

بامبو چیست؟

بامبو از گیاهان چندساله و همیشه سبز از خانواده Poaceae و زیرخانواده Bambusoideae با حدود ۱۵۰۰ گونه هستند. این گیاه در محیط اطراف ما در حال پیمودن سیر تکامل است و به نظر می­رسد که مردم فقط از آن بهره­برداری می­کنند بدون این که توجهی به آن داشته و کاری برای آن انجام دهند. سازمان­های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بسیاری نگران ضخامت لایه ازن، جنگل زدایی، بیابان­زایی، بیماریها، زمین لرزه، گازهای گلخانه­ای و تامین غذا هستند. ممکن است بحران های زیست محیطی زندگی شما را تحت تاثیر قرار نداده باشد، اما زمانی فراخواهد رسید که این اتفاق می­افتد. زمین نیاز به توجه زیادی دارد؛ همه فعالیت­های ما و فرزندانمان و فرزندان فرزندانمان بر زمین تاثیر می­گذارند و مطمئناً زمین را همین طور ثابت برای زندگی نگه نمی­دارند. گیاه ساده بامبو می­تواند نقش بسیار مثبتی در بسیاری از مناطق داشته باشد. هدف ما این است که سطح آگاهی مردم را بالا برده و به آنها اطلاع داده شود «مردم، محیط زیست و بامبو» و ابزار و اطلاعات کافی در دسترس آنها قرار داده شود تا روش درست زندگی خود را در دنیای خود، پیدا و به آن روش عمل کنند. همه فعالیت­ها به حساب می­آیند و همه افراد دخالت دارند.
این گیاه دارای ویژگیهای ذیل است:
- سریع­الرشدترین گیاه کره زمین است.
- گیاهی ارزشمند در ایجاد تعادل اکسیژن و دی اکسید کربن در هوا سپهر است.
- می­تواند جایگزینی برای چوب باشد.
- منبع طبیعی پایدار است.
- گیاهی با کاربرد چند منظوره با دوره رشد کوتاه و البته کامل است.
- گیاهی مهم و ارزشمند در اقتصاد است.
- دارای ویژگیهای ساختاری مناسب برای کاربرد در معماری­های مربوط به زلزله است.
- منبع تجدید شونده طبیعی برای اگروفارستری(۲) است.
- یکی از موانع طبیعی قابل کنترل در مقابل عوارض نامساعد محیطی است.
- دارای کاربرد داروئی از زمان­های قدیم است.
- از عوامل مهم شکل­گیری هنر و فرهنگ بومی مردم منطقه است.

حقایقی در مورد بامبو

گیاه بامبو رشد سریعی دارد و بعضی از گونه­های آن بیش از یک متر در روز رشد می­کنند، به طوری که می­توانید رشد آن­ها را به چشم ببینید. این الگوی رشد، آن را در کمترین زمان قابل بهره برداری می­کند. دامنه ارتفاع آن از خیلی کوچک تا بلند و افراشته به ارتفاع ۶۰ متر می­رسد.
گیاه مهمی در ایجاد تعادل اکسیژن و دی اکسید کربن در هوا سپهر است. بامبو سریع­ترین رشد تاج پوشش را دارد که می­تواند مناطق تخریب شده را کاملاً پوشانده و سبز کند و خیلی بیشتر از مقدار استاندارد سایر گونه­های درختی، اکسیژن تولید کند. شدت نور را کم کرده و در برابر اشعه ماوراء بنفش نقش حفاظتی دارد و تصفیه کننده هوا و خاک است.
بامبو می­تواند جایگزینی برای چوب باشد. بامبو از مواد ساختمانی بسیار مقاوم بوده و مقاومت کششی بامبو ۲۸۰۰۰ پوند در هر اینچ مربع است، در حالی که مقاومت کششی فولاد ۲۳۰۰۰ پوند در هر اینچ مربع است. در مناطق استوائی مردم آن­را در باغ­های خانگی خود پرورش می­دهند. می توان در قطعاتی به ابعاد ۲۰ ×۲۰ متر کاشته و بعد از ۵ سال آن را بهره­برداری کرد و از آن یک خانه به ابعاد ۸ × ۸ متر ساخت. بامبو منبع طبیعی پایداری است که می­توان هر سال به صورت انتخابی از آن بهره­برداری کرد.
غنای گونه­ای آن باعث شده که بامبو در بسیاری از محیط­ها سازگار شود. این گونه را می­توان پس از ۳ تا ۵ سال بهره برداری کرد در حالی که سایر گونه­های نرم چوب (سوزنی برگ) دارای دوره بهره برداری۲۰-۱۰ ساله هستند و این زمان برای نی ۸ تا ۱۰ سال است. بامبو بارندگی ۷۵ تا ۶۳۵ سانتی­متر در سال را تحمل می­کند.
بامبو و صنایع وابسته به آن همیشه درآمدزا و عاملی مهم و ارزشمندی در اقتصاد بوده و غذا و مسکن بیش از ۲/۲ میلیارد نفر در جهان را تامین می­کند. دولت­هایی مانند هند، چین و برمه دارای ۸ /۱۹ میلیون هکتار ذخایر منابع بامبو هستند و توجه خود را به عوامل اقتصادی تولید بامبو متمرکز کرده­اند. درآمد حاصل از بامبو در چین از دهه ۱۹۹۰ تا به حال ۷ برابر افزایش یافته است. بسیاری از بازارهای صادراتی برای محصولات جدید و زیبای بامبو که هر روز رو به افزایش هستند، کاملاً آزاد و باز است. ارزش اقتصادی بامبو به ویژگیهای ساختاری آن بر می­گردد که محصولات فراوانی را می­توان از آن تهیه و در بازار عرضه کرد. یک منبع طبیعی برای توسعه است، چون روستائیان به راحتی به آن دسترسی دارند و آن را بهره­برداری می­کنند. اگروفارستری با بامبو نیاز به سرمایه گذاری کمی دارد و در آمد ثابت برای کشاورزان حاصل می­کند. در بسیاری از مناطق استوائی، روستائیان فقیر به بامبو وابسته اند و سرپناه و نیازهای روزمره خود را به وسیله آن تامین می­کنند. درآمد بیش از ۶۰۰ میلیون نفر از بامبو تامین می­شود. صدها میلیون نفر از مردم دنیا در خانه هایی زندگی می­کنند که از بامبو ساخته شده­اند. بخش زیادی از بامبو توسط زنان و کودکانی بهره برداری می­شود که در کشورهای در حال توسعه، زیر خط فقر به سر می­برند. در سالهای اخیر آگاهی در مورد بامبو افزایش یافته است و روستائیان دریافته­اند که این گیاه یک منبع اقتصادی است و تاثیر بسزایی در زندگی آنها دارد و باید از آن حفاظت کنند تا بتوانند به طور پایدار و مستمر از آن بهره برداری کنند.
یکی از ویژگی­های ساختاری بامبو، مناسب بودن برای کاربرد در معماری­های مربوط به زلزله است. در کاستاریکا بعد از زلزله ۱۹۹۲ فقط خانه­هایی که در پروژه ملی با چوب بامبو ساخته شده بودند، سالم باقی ماندند. انعطاف پذیری و سبک بودن بامبو باعث می­شود تا ساختمانهای ساخته شده از آن قادر به مقاومت در برابر زلزله باشند، از ساقه و شاخه­های خشک شده و تغییر شکل یافته آن برای ساختمان سازی، تهیه تخته چندلا، روکش و تیر استفاده می­شود. تیرهای شکسته شده آن به عنوان سوخت به کار می­روند. ماده­ای برای تهیه صنایع دستی است و در تهیه کفپوش داخل ساختمانها نیز به کار می­رود حتی در تهیه پارچه و لباس نیز کاربرد دارد.
بامبو یک منبع تجدید شونده پر محصول در اگروفارستری است، تخته لایه بامبو برای قاب بندی دیوارها و پوشش کف ساختمان به کار می­رود، خمیر کاغذ تهیه شده از بامبو برای تولید کاغذ کاربرد دارد، ذغال چوب، ماده خام برای ساختمان سازی و قالب برای حفظ مقاومت و سفت شدن ستونهای بتونی از دیگر کاربردهای آن است. همچنین در اروپا بامبو را به عنوان یک گیاه مهم برای اگروفارستری می­شناسند و برای تکثیر، زیست فناوری و چوب آن روشهای متعددی توسعه یافته­اند که ارزش جهانی این گیاه را افزایش داده است.
کشت بامبو دارای مزایای زیست محیطی بسیار است و برای اهداف بوم شناختی به کار می­رود، از جنگلهای طبیعی، جنگل کاریها و سیستم­های اگروفارستری آن بهره برداری می­کنند. بامبو یک گیاه ارزشمند و بی نظیر برای طراحی سیمای منظر است. گونه­ای است که از فرسایش خاک مناطق شیبدار جلوگیری می­کند و در حوزه­های آبخیز نقش بسیار موثری در نگهداری و حفظ خاک در برابر طغیان رودخانه­ها، مناطق جنگل زدایی شده، دیواره­های خاکبرداری و مناطق مستعد به زمین لرزه و لغزش دارد. میزان ساقاب و برگاب بامبو ۲۵ درصد است، یعنی اینکه بامبو به میزان خیلی زیاد رواناب سطحی را کاهش می­دهد.
یک گیاه داروی قدیمی است. بامبو از قرن­ها پیش در چین برای طب سوزنی استفاده می­شود. پودر صمغ سفت شده بامبو برای درمان آسم، سرفه و بعنوان محرک جنسی بکار می­رود. از عناصر موجود در ریشه بامبوی سیاه برای درمان درد­های کلیه استفاده می­شود. ریشه و برگ های آن برای درمان بیماریهای آمیزشی و سرطان بکار می­رود. برای کاهش تب و درمان عرق سوز نیز از آن استفاده می­کنند. به تازگی، تحقیقات نشان داده بامبو مصارف داروئی خیلی زیادی دارد.
از عوامل مهم در شکل گیری فرهنگ و هنر است. بامبو یک گیاه عرفانی و سمبل مقاومت، انعطاف پذیری، استحکام، بردباری، دوام و سازش است. بامبو در سراسر آسیا، در تمام جشن­های مذهبی، هنری، موسیقی و زندگی روزمره بکار می­رود. این گیاه به عنوان کاغذ، قلم و قلم­مو مورد استفاده قرار می­گیرد و الهام بخش شعر و نقاشی است. در بین آثار باستانی کشف شده مربوط به قرن دوم قبل از میلاد، نوشته­ای بر روی نوارهایی از بامبوی سبز به هم بافته شده با ابریشم یافت شده است. آلات موسیقی ساخته شده از بامبو طنین منحصربفرد و شگرفی دارند.
منبع غذا و یک منبع خود احیا کننده است. جوانه­های نو رسته شاخه­های بامبو مواد غذایی میلیون ها نفر از مردم سراسر دنیا را تامین می­کند. در ژاپن آنتی اکسیدان موجود در پوست آسیاب شده بامبو را برای جلوگیری از رشد باکتریها به کار می­برند و کاربرد آن در نگهداری غذاهای طبیعی است. لاشبرگ بامبو به عنوان علوفه برای حیوانات و غذای ماهیان استفاده می شود. در تایوان سالیانه ۸۰۰۰۰ تن جوانه­های نو رسته شاخه بامبو مصرف می­شود که این صنعت ۵۰ میلیون دلار سود دارد. ساقه سبز بامبو نیز به عنوان غذا برای انسان (بعضی از غذاهای چینی) و حیوانات (غذای پانداها و حیوانات خانگی و اهلی) مصرف می­شود. جوانه­های جدید که هر ساله رشد می­کنند با اطمینان تبدیل به پایه­هایی بالغ و قابل بهره برداری می­شوند.
بامبو برای محیط زیست انسان­ها، سایه ایجاد می­کند، بادشکن است، مانع آلودگی صوتی بوده و بصورت زنده در گلدان یا زمین به عنوان گیاه زینتی دارای ارزش زیبایی شناختی است. بیش از ۱۵۰ سال است که به عنوان گیاه زینتی مورد استفاده قرار می­گیرد و هم اکنون بیش از ۳۰۰ گونه مختلف بامبوهای استوائی در اروپا می­رویند.

نیازها و سرشت بامبو

عادت رشد: دارای دو نوع عادت رشد است: کپه­ای (۳)(C)، رونده (۴)(R). هر دو دارای ساقه زیرزمینی به نام ریزوم و بصورت کلونی رشد می­کنند و در یک منطقه گسترش می­یابند. کلون­ها در یکجا باقی می­مانند، اما رونده­ها این طور نیستند و تشکیل یک باغ را می­دهند (شکل ۲-۱ و ۲-۲).
کلون بامبوهای کپه­ای: ریزوم ها کوتاه هستند، شاخه­های نو رسته از کنار تنه­های مادری رشد می­کنند و تشکیل تنه­های جدید می­دهند.
شناسایی: رده­بندی گونه­های بامبو وابسته به مشاهده و شناسایی بخش­های مختلف آن است. شامل: ریزوم، ساقه، غلاف ساقه، شاخه زایی، برگ­ها و سرانجام گل­ها و همچنین بذرها که به سختی قابل مشاهده هستند، چون بامبوها به ندرت گل می­دهند (بالای ۲۰ سال). این گیاه در طبیعت به شکل کاملاً متفاوت نسبت به حالت کاشت در نهالستان دیده می­شود.
بامبوهای رونده: ریزوم­ها می­توانند تا فواصل دورتر توسعه یابند و به صورت قطعه قطعه و دارای گره هستند که در محل گره­های آنها نیز ساقه ها یا ریزوم های دیگری رشد می­کنند. بعضی از آنها مهاجم هستند، اگر کنترل نشوند می­توانند پیاده روها و خیابان­ها را بگیرند و در حیاط همسایه شما به صورت ناخواسته وارد شوند. گاهی اوقات از بامبو به بدی یاد می­کنند. ریزوم­ها در نزدیک سطح زمین باقی می­مانند (حدود ۳۰ سانتی متری) مگر اینکه خاک خیلی سبک (ذرات خاک به هم پیوسته نباشند) باشد، در این صورت ممکن است تا اعماق نیز برود. با دیواره­های بتونی، موانع پلاستیکی یا نگهداری در کانتینر (گلدان) می­توان آنها را محدود کرد. نوک ریزوم­ها رشد کرده و با فشار راه خود را به مرزهای جدید باز می­کند. در مورد واریته­های بزرگتر، ساقه­های جدید تا فواصل بیشتری از محل اولیه پیش می­روند حتی تا بیشتر از ۳ متر.



شکل ۲-۱- کلونی بامبوهای کپه­ای (Powel and Powel, ۱۹۹۹)



شکل ۲-۲- بامبوهای رونده (Powel and Powel, ۱۹۹۹)

بامبوهای دارای ساقه هوایی

خاک مورد نیاز: خاک سبک (ذرات خاک به هم پیوسته نیستند)، لومی، خوب زهکشی شده، نیمه اسیدی.

ریخت شناسی و شناخت قسمتهای اصلی اندام گیاه

ریزوم: ساقه زیرزمینی مثل ریشه است و بصورت افقی در نزدیک سطح زمین رشد می­کنند. گاهی دسته­های رونده از زیر زمین بیرون می­آیند و دوباره به سمت پایین می­روند.
ساقه­های نورسته: بخش نوک تیز ساقه یا ریزوم که از زمین سر بیرون می­آورد و اغلب خوراکی است، اما باید خیلی پخته شود تا مزه تلخی آن از بین برود. وقتی که کوتاه است به راحتی شکسته می­شود (شکننده و ظریف). معمولاً در بامبوهای رونده در اوایل بهار و در بامبوهای درختی در اواسط تابستان یا پاییز ظاهر می­شوند (شکل ۲-۳).
گاهی می­شنوید که دوستداران بامبو می­گویند «بامبوی من شاخه داده است» این نشان­دهنده شروع زمان شادی مشاهده پدیده رشد روزانه بامبو است.



شکل ۲-۳- ساقه های نورسته بامبو (Rao et al., ۱۹۹۰)

ساقه: ساقه بخش هوایی گیاه است که از خاک بیرون می­آید، عمودی و گره دار است. در بعضی از گونه­ها، چوبی و در بعضی­ها توخالی است. قطر ساقه­ها از ۵ /۴ تا ۵ سانتی­متر می­رسد. ارتفاع آنها از حدود ۳۰ سانتی­متر تا بیش از ۳ متر می­رسد. طی یکسال رشد ارتفاعی آن­ها کامل می­شود، سپس در سال­های بعدی به تعداد شاخه­های جانبی آنها اضافه می­شود. واریته­های بزرگ می­توانند در هر روز یک یا دو فوت بلندتر شوند، جالب و دیدنی است. رنگ آنها طی زمان تغییر می­کند. بسیاری از ساقه­های هوایی از سبز روشن تا سبز متمایل به زرد و سبز تیره تغییر رنگ می­دهند. بعضی از آنها در ابتدا سبز روشن و بعداً تبدیل به زرد می­شوند و برخی دیگر در ابتدا سبز و سپس تبدیل به سیاه می­شوند. بعضی از آنها دارای لکه و برخی­ها دارای نوارهای عمودی هستند. گونه Bambusa vulgaris دارای ساقه زرد و نوارهای سبز رنگ است که گوئی نوارهای آن با دست کشیده شده­اند و بسیار جالب است. بعضی از کلونی­های بامبو در ابتدا به رنگ سبز ظاهر می­شوند و رشد می­کنند و بعد از بزرگ شدن تبدیل به قهوه­ای متمایل به سیاه با نوارهای سبز می­شوند (شکل ۲-۴).



شکل ۲-۴- ساقه و بخش­های مختلف آن (Rao et al., ۱۹۹۰)

وقتی که غلاف­ها می­ریزند و یا خشک می­شوند، رشد طولی ساقه متوقف می­گردد. زمانی که غلاف ها در حال رشد باشند، شاخه­ها می توانند شروع به شکل گرفتن کنند یا ممکن است چند سال بعد شکل بگیرند.
گره: ناحیه­ای از ساقه که شاخه­ها از آنجا می­رویند. روی ریزوم بامبوهای رونده نیز گره در جایی است که جوانه­های جدید ریزوم و یا ساقه از آنجا رشد می­کنند. اغلب ریشه­ها نیز از این محل از ریزوم نشات می­گیرند. ساقه ها اغلب توخالی و در محل گره­ها توپر و چوبی هستند. تنه بعضی از کلونی­ها در فاصله بین گره­ها (میانگره)، چوبی هستند.
میان گره: بخشی از ساقه (تنه) بین گره­ها را می­گویند. این محل از غلاف پوشیده شده است که رشد می­کنند. بخشی که رشد می­کند فقط قسمت پشت پایه غلاف تنه است. میانگره در بسیاری از بامبوها توخالی است، اما بعضی از آنها در نزدیکی جایی که ساقه یا ساقه­های نورسته از زمین بیرون می­آیند چوبی هستند. بعضی از گونه­ها به ویژه واریته­های Phyllostachys aurea (بامبوی طلایی) دارای میانگره کم و ۵ /۲ تا ۵ /۴ سانتیمتر طول دارند.
غلاف­های ساقه: برگ­های تخصص یافته هستند که از منطقه در حال رشد ساقه حفاظت می کنند. این غلاف ها اطراف ساقه را در طول دوره رشد کاملاً پوشانده­اند. اغلب بسیاری از آنها در پاییز خشک شده و می­ریزند و بعضی­ها نیز روی ساقه باقی می­مانند. بعضی از آنها نیز دارای کرک های زبر کوتاه هستند که پوست را تحریک می­کنند و برخی از آنها رنگی می­باشند. این غلاف­های روی تنه اغلب یکی از نکات منحصربفرد است که برای شناسایی گونه بکار می­رود. ابتدا غلاف تنه خشک می­شود و بهمراه آن رشد طولی تنه نیز متوقف می­گردد.
شیار: یک شیار عمودی در طول فاصله بین گره­ها تا نوک شاخه کشیده شده است. گاهی رنگ
شیار با رنگ تنه فرق می­کند. بعضی از گونه­ها دارای تنه سبز و شیارهای زرد رنگ هستند و بعضی ها برعکس.
شاخه بندی: شاخه­های متفاوتی از محل گره رشد می­کنند. بعضی از گونه­ها در هر گره فقط یک شاخه، بعضی­ها دو شاخه (مثل،Phyllostachys sp.) و بعضی­ها تعداد زیادی شاخه (مثل، Bambusa muliplex) دارند. بسیاری از کلونی­های بزرگ دارای یک شاخه اصلی و تعداد زیادی شاخه­های کوچکتر هستند (شکل ۲-۵).
گل و بذر: پدیده گلدهی بامبو کمی غیرقابل درک است و ایجاد ابهام می­کند. در واقع در دنیای گیاهان گلده این امر بسیار نادر است که گیاهی هر ۳۰ تا ۶۰ سال یکبار گل بدهد. در بعضی از بامبوها فاصله سال­های بین گلدهی بسیار طولانی و حدود ۱۲۰ سال است. به همین دلیل یافتن اطلاعات در مورد عادت و طول چرخه گلدهی بسیار سخت است و جمع­آوری این اطلاعات به طور کاربردی مشکل است.
دو افسانه درباره گلدهی بامبو وجود دارد. اول اینکه، وقتی که یک گونه از بامبو گل داد، تمام بامبوهای همان­گونه در سراسر دنیا گل می­دهند. با توجه به طبیعت غیرمعمول گیاهی این افسانه غیرممکن است؛ چطور یک گیاه می­تواند تا این حد سازمان یافته باشد؟ بسیاری از گیاهان در سراسر دنیا گل می­دهند، اما بعید است که همه به یکباره گل دهند. 



شکل ۲-۵- انواع شاخه­بندی (Rao et al., ۱۹۹۰)

دومین افسانه اینکه، بامبوها بعد از گلدهی بلافاصله می­میرند و از بین می­روند. این امر در بسیاری از موارد درست است، اما نه همیشه. بسیاری از گونه­های بامبو می­توانند گل دهند و تولید بذر کنند.
گلدهی توده­ای بامبو و سپس مردن همه آنها به گلدهی گروهی مشهور است و یک امر غیرمعمول نیست. یک تئوری توسط دیوید جانسن (David Junsen) پیشنهاد شد که گفته است فاصله زمانی طولانی بین گلدهی گروهی از روش­های بقاست.
بذرها که برای جوندگان لذیذ هستند باید به طور گسترده تولید شوند. با ایجاد باغ بذر می­توان بذر زیادی تولید کرد. به این روش می­توان بامبوی در حال نابودی را حفظ کرده و با ظرفیت بالا تولید بذر کرد.
منطقه دورافتاده­ای در اطراف رودخانه سفید (White River)، رودخانه­ای در ایالت ارکانزاس آمریکا) جنگل بامبویی دارد که چند سال پیش گلدهی کرد و تعداد کمی از پایه­های جوان بار دادند، اما بسیاری از قسمت­ها تحت تاثیر قرار نگرفتند، یک قطعه به مقدار خیلی زیاد بذر تولید کرد. بسیاری از این بذرها کمتر از دو هفته جوانه زدند که تئوری جانسن درست اثبات شد. بذرها مدت زمان کمی باقی می­مانند، اگر به عنوان غذا استفاده نشوند، بسرعت جوانه می­زنند.
از آنجای که بامبو نوعی گراس است، گل­هایش خیلی شبیه به گل­های سایر گراس هاست (اما شبیه به ارکیده و شمعدانی نیست). وقتی، زمان گلدهی فرا می­رسد تمام بامبوها یکباره گل می دهند و برای مدت چند سال با تعداد کمی برگ باقی می­مانند. بعد از گلدهی همه گیاهان می میرند و از بین می­روند و زادآوری توسط بذرهای جدید دوباره شروع می­شود.
برگ ها: برگ­های بامبو از نظر اندازه، شکل و کرکدار یا بدون کرک بودن انواع مختلفی دارد. معمولاً برنگ سبز، گاهی کمی زرد یا سفید یا دارای نوارهای کرم رنگ (بسته به گونه دارای یک یا چندین نوار است). در مورد برگ­های بزرگ اندازه از ۵ /۳ تا ۱۳ سانتیمتر است. بعضی ها ۱۰ سانتیمتر عرض و حدود ۴۰ سانتیمتر طول دارند. در بهار برگ­ها زرد رنگ و در پاییز خزان می کنند و برگ­های جدید جای آنها را می­گیرند. برگ ها دور محور اصلی تنه پیچیده، لوله شده و با افزایش رطوبت بطرف پایین باز می­شوند (شکل ۲-۶).



شکل ۲-۶- ساختار برگ بامبو (Powel and Powel, ۱۹۹۹)

روش های تکثیر

نحوه تکثیر: هم بامبوهای رونده و هم درختی از طریق بذر تکثیر می­شوند، البته زمانی که بذر در دسترس و زنده و قابل رشد باشد، همچنین از طریق قلمه های ریزوم و قلمه­های قسمت­های بالایی ساقه تکثیر می­شوند. در بامبوهای درختی، قلمه­های ساقه دارای یک یا دو گره است. می توان قلمه را هم از ریزوم و هم ساقه برداشت، اما در مورد بامبوهای رونده قلمه از ریزوم گرفته می شود.
پرورش بامبو: در گلدان و زمین نیز می توان بامبو را پرورش داد، به طوری که بعضی از گونه های آن نور کامل خورشید را می­پسندند. در کالیفرنیای جنوبی کلونی­های بسیار زیبا، کوچک و متراکمی در «کوهستان بامبو» دیده می­شوند. در گلدان­های تزئینی، گلدان­های نهالستان­ها و حتی در ظرف­ها و گلدان­های پلاستیکی و ارزان نیز می­توانید آنها را بکارید. بامبو در خاک­های لومی با زهکشی خوب، رشد می کند. زمانی که گیاه تازه روئیده آب فراوان و مکرر به آن آب داده شود (یعنی دو بار در هفته) و در طول دوره خشکی و بادهای خشک کننده، هر روز نیاز به آبیاری دارد. شاخه­های زیرین را بزنید و درخت را مرتب کنید تا ساقه عمودی آن کاملاً مشخص باشد. اگر ساقه خیلی بلند شود می توان نوک آنرا قطع کرد و از بلندتر شدن آن جلوگیری کرد.
بذر و تولید نهال: چون بامبوها در فاصله زمانی طولانی بذر تولید می­کنند، بنابراین اطلاعات در مورد جنبه­های مختلف تولید بذر و روش­های تکثیر از طریق بذر بسیار کم است. بامبوها میوه­های تک بذر تولید می­کنند که برون بر (پوسته) نازکی دارند که بذر ها را می­پوشانند (میوه ناشکوفا). معمولاً بذرهای گونه­های مختلف بامبو هم از نظر اندازه و هم از نظر وزن بسیار متفاوت هستند.
بذرهای بامبو معمولاً کوچک، شبیه به گندم و به رنگ جو است، اما بذر گونه M. baccifera بزرگ، گوشتی، شبیه به پیاز، به رنگ متمایل به سبز و سته ای (توت مانند)(۵) است. میوه­ها کاملاً ناشکوفا هستند. معمولاً تعداد بذرهای گونه­های مختلف از ۱۳۰۰۰ تا ۱۵۰۰۰ در یک کیلوگرم متغیر است. تولید بذر در کلونی های مختلف متفاوت است، برای مثال در کلونی هایBambusa bambos برابر ۸۰-۳۰ گرم، B. glaucescens برابر ۱۷-۱۵ گرم و در Dendrocalamus longispathus برابر ۹۰-۴۰ گرم است. یک کلونی بالغ Melocanna baccifera از ۵ تا ۷ کیلوگرم بذر در طول دوره گلدهی و ۴۰-۲۵ کیلوگرم بذر قبل از مرگ تولید می­کند.
جوانه­زنی بذرهای تازه بهتر از بذرهای ذخیره شده است. درصد جوانه زنی در زیر سایه بیشتر از نور مستقیم است، به عبارت دیگر بامبوها سایه پسند هستند. محیط جوانه­زنی (خاک و فضله گاو یا سایر محیط­های آلی با نسبت ۳:۱) باید خاک مرطوب باشد نه غرقاب. بذرها بین ۳ تا ۷ روز بعد از بذرکاری شروع به جوانه زدن می­کنند.
دوام بذرها فقط یک تا دو ماه طول می­کشد. امکان دارد زنده مانی بذر بعضی از گونه­ها مثل B. tulda، D. strictus و Phyhtachys spp را بتوان به مدت فقط چند هفته افزایش داد و این کار با قرار دادن بذرها در کلرید سدیم یا ژل سیلیس در دمای اتاق و یا داخل خشک کن امکانپذیر است. سئور و همکاران (۱۹۸۸) مشاهده کردند که با تیمار خیس کردن- خشک کردن با غلظت کم دی سدیم فسفات هیدروژن (۱۰-۴ مول) بهتر از آب می­توان زنده مانی بذرهای گونه D. strictus را حفظ کرد. بذرهای تازه گونه M. baccifera تا بیش از ۴۵ روز در شرایط دمای هوای اتاق، ۳۵ روز در دمای نرمال اتاق و بیش از ۵۰ روز زمانی که در شن خشک در کیسه های کنفی ذخیره شوند، زنده باقی می­مانند.
نخست، نهال­ها در سایه کم بهترین رشد را دارند؛ بنابراین باید نهال­ها را هم از سایه کامل و هم نور مستقیم خورشید دور نگه داشت. گلدانهای کوچک پلاستیکی که نهالها در آنها می­رویند هر سه ماه یکبار باید عوض شوند و مرتب باید نهال­ها را از یک بستر به بستر دیگر کاشت، این کار از قلابی شکل شدن ریزومها جلوگیری می­کند و حمل و نقل نهالها آسانتر و با کمترین صدمه به ریزوم­ها و سیستم ریشه­ای گیاه انجام خواهد شد.
نهال­هایی که به طور طبیعی می­رویند نیز یک منبع برای جنگل کاری هستند. این نهالها اغلب بعد از گلدهی کلونیهای مادری به صورت توده­ای ضخیم سطح زمین را می­پوشانند این نهال­ها برای زنده مانی شدیداً رقابت می­کنند. بنابراین باید برای کم کردن رقابت تعدادی از آنها را برداشت کرد. این نهال­ها باید جمع­آوری و در گلدانهای پلاستیکی که حاوی خاک مخلوط با کود حیوانی یا سایر مواد آلی به نسبت ۳:۱ است، انتقال یابند. در ابتدا نهالها را ۳ تا ۵ روز در سایه نگه داشته تا بزرگتر و مقاومتر شوند. بهتر است نهال­های با عمر کمتر از یکسال جابجا نشوند در این صورت زنده مانی آنها در زمین بیشتر خواهد بود (حدود ۹۰ درصد). فصل بارندگی بهترین زمان برای جنگل کاری با این نهال­ها در زمین در مناطق نیمه استوائی است.

مشکلات بامبو

گسترش ناخواسته: ریزوم­ها جدول خیابان­ها را می­شکنند با نصب موانع بتونی و پلی اتیلن خیلی متراکم با ضخامت ۱ /۰ سانتیمتر و عمق ۷۶ سانتیمتر می­توان از گسترش آن جلوگیری کرد. احتمالاً خاک­های کم عمق و سفت نیز می­توانند جلوی رشد و پیشروی آنها را بگیرند. بامبوها ممکن است آنقدر بلند شوند که به خطوط انتقال نیرو (برق) برسند در این صورت انتهای ساقه را قطع کنید.
سوختن برگ­ها: وجود نمک زیاد در آب­هایی که برای آبیاری بامبوها استفاده می­شوند سبب سوختن نوک برگ­ها می­شوند. به خصوص در مورد بامبوی سیاه (Phyllostachys nigra).
کهنه و بد منظره شدن: بعضی از ساقه­های مرده و نازک مخصوصاً در مرکز کلونی دیده می شوند که بد منظره هستند. در این صورت بهتر است شاخه­ها قطع شوند تا گره ها ظاهر شوند.
آفات: بعضی از کلونی­ها (B.multiplex) مشکوک به ابتلا به ساس زرد (حشره­ای از راسته نیم بالیان) هستند. برای مبارزه آن از Orthonex استفاده می­کنند. بعضی از بامبوها دچار شته و کنه می­شوند (از روی لکه­هایی که روی برگ­های آنها ظاهر می­شوند می­توان فهمید) می­توان از اسپری حشره کش استفاده کرد. تنه­های خشک شده ممکن است مورد حمله سوسک ها قرار گیرند. تنه ها باید در اسرع وقت بهره برداری شوند تا خشک نشوند.
لاشبرگ: لاشبرگ بامبو مالچ طبیعی است. لاشبرگ در استخرها، پیاده­روها، ایوان­ها، زمین­های چمن ریخته می­شوند و بوسیله باد پراکنده می­شوند.
بادشکستگی: در پائیز و زمستان بادهای سانتاانا در کالیفرنیای جنوبی اغلب سر درختان جوان بامبو را می­شکند. اگر امکان داشته باشد باید از آنها حفاظت کرد و آنها را به هم بست تا نشکنند یا تاثیر بادشکستگی کمتر شود.
آن­طور که انتظار می­رود رشد نمی­کنند: باید به این نکته توجه شود که اغلب شرایط خاک (خیلی سخت، خیلی خشک، باندازه کافی اسیدی نبودن، چرخه آب نامناسب و نامنظم، کودها و...) در رشد بامبوها بسیار موثر است. ممکن است انتظار رود که بامبوها خیلی سریع رشد کنند، اما یکی از عوامل مهم و مسئله ساز اقلیم است. ممکن است تصور کنید در کالیفرنیای جنوبی می توانید رشد بامبو­ها را ببینید، درست است، اما شاید نه باندازه­ای که گیاه در اقلیم طبیعی خود رشد می­کند. این اقالیم و مناطق مطلوب مناطق استوایی، نیمه استوایی، معتدله و کوهستان­ها هستند. در اقالیم استوایی و نیمه استوایی رطوبت زیادی وجود دارد که بامبوها آن را می­پسندند. گونه­ها در مناطق معتدله و کوهستانی نسبت به کنار رودخانه­ها، دمای کمتری را ترجیح می­دهند.

کنترل بامبو

بامبو به خاطر رشد سریع می­تواند به باغ گل رز همسایه وارد شود؛ در اینجاست که کنترل بامبو کار بسیار مهمی تلقی می­شود. این کار می­تواند با ساختن یک مانع مصنوعی، طبیعی و یا سایر روش­های کنترل صورت گیرد. آسان­ترین راه کنترل بامبو، زدن (چیدن) ریزوم و ساقه بامبو در اطراف منطقه کاشت است. قطع کردن باعث می­شود که دیگر هیچ پایه­ای ظاهر نشود و سرعت رشد آن کنترل شود. قطع کردن باید بصورت نواری و عرض نوار به اندازه ارتفاع بامبو باشد. در مورد بامبوهای قدکوتاه می­توان نوارها را ۲ تا ۴ متر در نظر گرفت (شکل ۷-۲).
ایجاد نهر یا خندق در اطراف باغچه یا باغ برای کنترل ریزوم ها بسیار موثر است. این نهرها باید نگهداری شوند، یعنی هر یک یا دو سال یکبار باید پاک شوند تا از رشد بی رویه ریزوم بامبو جلوگیری کنند. این روش بسیار متمرکز بوده و کار زیادی می­برد، اما تنها روشی است که در مناطق انبوه از پوشش گیاهی موثر است.
بامبو در آب نمی­روید، آبگیرها و رودخانه­ها مرزها و موانع طبیعی آن هستند. سایر موانع طبیعی که از رشد و توسعه بامبو جلوگیری می­کنند خاک­های خشک، مناطق سنگی و سایه زیاد هستند. 



شکل ۲-۷- ریزوم­های بامبوی زرد (Paureosulcate sp.) مسبب رشد گیاه به صورت تهاجمی

بتون یا پلی اتیلن ضخیم به عنوان موانع فیزیکی بکار می­روند. این موانع باید در عمق حدود۹۰ سانتی متری با دقت نصب شوند و همه درزها گرفته و سفت شوند. این موانع در شیب­ها بسیار مناسب هستند و ریزوم­ها را به سمت بالا منحرف می­کنند. لبه مانع باید ۶۰ سانتیمتر از سطح خاک بالاتر باشد. سالیانه باید مورد بررسی قرار گیرند تا ریزوم ها را کنترل کنند.

فصل اول: مقدمه و کلیات

جنگل های کره زمین می توانند نیازهای چوبی تنها چهار میلیارد نفر را بر­آورده کند، بنابراین بقیه افراد با کمبود منابع و فقر مواجه خواهد شد. نظر به اینکه ۹۵ درصد افزایش جمعیت در کشورهای در حال توسعه رخ می­دهد، بنابراین منابع طبیعی و محیط زیست این کشورها بیشتر در معرض تخریب قرار دارد. از ۱۰۲ کشور در حال توسعه ۶۹ تا با کمبود منابع سلولزی و ۳۹ تا با کمبود منابع آب مواجه هستند. امروزه، اغلب کشورهای دنیا با کمبود منابع سلولزی و چوب روبرو می باشند، به منظور فائق آمدن به این معضل دو راه حل مهم از قدیم­الایام پیشنهاد شده است:
الف) استفاده از گونه­های درختی سریع­الرشد
ب) پیدا کردن موادی به عنوان جایگزین چوب در صنایع مختلف.

بامبو(Bamboo)، سریع­الرشد ترین گیاه روی کره زمین است که می­تواند هر دو پیشنهاد فوق­الذکر را تامین کند. این گیاه هدیه­ای است از طرف خداوند متعال که نه تنها در صنایع چوب کاربرد دارد، بلکه در کارخانجات کاغذ­ سازی و ساختمان سازی نیز موادی ایده­آل تشخیص داده شده است. بامبو در کارهای ساختمانی به عنوان مصالح ارزان و مقاوم مورد استفاده قرار می گیرد. متخصصین منابع طبیعی بر این باورند که یکی از مناسب ترین روش ها برای جلوگیری از فرسایش خاک و تخریب جنگلها کاشت منطقی بامبو در سطح گسترده است. به عنوان نمونه در کشورهای جنوب شرق آسیا با این روش به نتایج رضایت بخشی دست یافته­اند. این گیاه در همه قاره­ها به غیر از اروپا رشد می کند.
بامبو ۱۵۰۰ گونه با ۱۰۰۰واریته از انواع چند ساقه­ای در مناطق استوائی رشد می­کند. گونه­های تک ساقه­ای آن در مناطق معتدله و سرد سیری می­روید. این گونه­ها دارای ساقه­های مجزا هستند. گونه تک ساقه­ای Phyllostachys pubescens از سایر گونه­های تک ساقه­ای با ارزش­تر است، به طوری که متخصصین جنگل کشور چین از نظر اقتصادی آن­را مهمتر از سایر گونه­ها شناسائی کرده اند. این گیاه متعلق به خانواده (Poaceae (Graminea است و ارتفاع آنها برحسب نوع گونه از ۳۰ سانتی­متر تا ۴۰ متر می­رسد (متقی، ۱۳۹۰).
لازم به ذکر است گیاه دیگری است که به دلیل ساقه گره دار نی مانند و شباهت ظاهری به بامبو خیزران، بامبو یا لاکی بامبو (Lucky bamboo) یا گیاه نواری گفته می­شود. بالعکس خیزران، این گیاه از خانواده Poaceae (گرامینه) نیست، بلکه از خانواده Dracaenaceae است و نام علمی آن Dracaena sanderiana است. این گونه بومی کامرون در مناطق استوائی غرب آفریقا و نواحی کوچکی از جنوب شرق آسیاست. این گیاه را می­توان بدون خاک و به صورت هیدرو­پونیک کاشت و آن را در ظروف تزئینی به همراه سنگ مرمر و سنگهای براق دیگر نگهداری کرد (استکی و دوازده امامی، ۱۳۹۲).
موارد استفاده بامبو: این گیاه علاوه بر خدمات اکولوژیکی، بیش از صدها نوع فرآورده از آن به دست می­آید که در ذیل به برخی از آنها اشاره می­شود:
الف) مواد ساختمانی: مثل چوب سازه­های چوبی، کشتی سازی، دوچرخه سازی، تختخواب، مبل سازی، کالسکه سازی، تهیه میز و صندلی، ساختن صنایع دستی و هنری
ب) استفاده در صنایع کاغذ سازی: بخش فوقانی ساقه بامبو دارای الیاف بیشتری است و از نظر کاغذ سازی اهمیت زیادی دارد.
ج) مواد غذائی: جوانه­های بامبو خوراکی است. وزن متوسط یک جوانه خوراکی به دو کیلوگرم می رسد. هر ساله حدود ۵۴۰ جوانه به وزن ۱۱۰۰ کیلو گرم از هر هکتار جنگل بامبو بهره برداری می کنند. وقتی که برخی از جستهای آن به ارتفاع ۳۰ تا ۴۰ سانتی متر می رسد به عنوان مواد غذائی برداشت می شوند. جوانه های تازه آن برای فروش در بازار عرضه می شود و همچنین بخشی از آن در کارخانجات کنسروسازی استفاده می­شود. این جوانه ها خوش مزه سرشار از ویتامین C و عناصر معدنی شامل آهن، کلسیم، پتاسیم و منیزیم هستند. از جوانه­های این گیاه ترشی نیز تهیه می کنند. شاخه و برگ برای تغذیه دام، لاشبرگ برای خوراک ماهی استفاده می شود.
د) خواص داروئی: ترمیم و رفع چین و چروک پوست، کاهش کلسترول خون، معالجه سرفه­های شدید، درمان برخی بیماریهای کلیوی، تسکین اعصاب، معالجه اختلالات عصبی، روماتیسم و فلج، استفاده در ماساژ درمانی و سم زدائی، معالجه اختلالات قاعدگی، درمان بیماریهای ریوی، نابودی کرمهای روده­ای، التیام زخمها، تسکین تب و تهوع، گلو درد، تصفیه کننده خون، رفع گرفتگیهای مجاری و درمان ناراحتیهای مجرای ادرار و....
یکی از مهمترین ویژگیهای بامبو ها خواص آنتی اکسیدانی آنهاست که نه تنها موجب معالجه موارد فوق­الذکر می­شود، بلکه باعث سلامتی و شادابی انسان می­شود (استکی و دوازده امامی، ۱۳۹۲).
ه) استفاده از شاخه و برگهای آن برای جارو و همچنین به عنوان سوخت استفاده می­شود.
و) خدمات اکولوژیکی (حمایتی و حفاظت بیولوژیکی): ریزوم بامبو برای حفاظت و تثبیت خاک و عملیات آبخیزداری مناسب است.
مناطق کاشت بامبو: کشت آن به همراه درختان در مناطق کوهستانی و به همراه چای در شیبهای تند دامنه­ها کارائی بیشتری نسبت به مناطق جلگه­ای دارد. دامنه­های جنوبی با شیب ملایم و خاک زهکشی شده، با اسیدیته خنثی یا اندکی اسیدی و با حداقل ۴۰ سانتی­متر عمق خاک، مناسب تشخیص داده شده است. این گیاه بیشتر به مواد غذائی ازت (۱۰ قسمت)، پتاسیم (۵ قسمت)، فسفات (۵ قسمت) و سیلیس (۶ قسمت) نیاز دارد. در خاک جنگل بامبو هر سه سال یکبار شیار و خراش سطحی ایجاد می­کنند تا سطح خاک نرم شده و جوانه­ها به آسانی از خاک بیرون بیایند. این کار باعث افزایش کمیت و کیفیت ساقه­های آن می­شود. مناسبترین فواصل کاشت ریزومهای بامبو ۴ متر از همدیگر است. ریزوم­ها در گودالی به عمق ۶۰ سانتی­متر و به طول ۱۳۰ و عرض ۵۰ سانتی­متر کاشته می­شود. ریزومها در طول ۲ تا ۳ سال سطح گسترده­ای از خاک را پوشش می دهد. در هر زمان از سال می­توان به کشت ریزوم مبادرت ورزید، اما در کشور چین مناسبترین زمان برای کاشت آن از آبان تا بهمن ماه است.
شرایط اکولوژیکی: عوامل اکولوژیکی که فراوانی، پراکنش گونه­ها، رشد و توسعه بامبو­ها را محدود می­کنند شامل عوامل میزان بارندگی سالیانه، درجه حرارت، رطوبت نسبی و نوع خاک هستند. بامبو در تمام اقالیم و در دمای ۴۲- تا ۸۲+ درجه سانتی­گراد، میزان بارندگی ۷۵۰ تا ۲۰۰۰ میلی متر، اکثر بامبو­ها در خاکهای با بافت لوم شنی، رسی لومی که اغلب از رسوبات رودخانه­ای نشات می­گیرند، یافت می­شوند. همچنین، بامبو ها در مناطق تالابی و بستر رودخانه­ها به خوبی رشد می کنند. از نظر ارتفاع سطح دریا از ارتفاع صفر تا ۴۰۰۰ متر و در عرض جغرافیائی ۴۶ درجه شمالی و ۴۷ درجه جنوبی می­رویند (اشکیکی، ۱۳۷۲، متقی، ۱۳۹۰).
روش زاد آوری بامبو: بامبو توسط بذر، قلمه ساقه جوان و ریزوم تکثیر می­شود. رشد ساقه­های آن از جوانه زدن ریزوم شروع می­شود، ریزوم به طور افقی در خاک رشد و گسترش پیدا کرده و در فواصل مختلف جست داده و ساقه جدیدی را تشکیل می­دهد. ریزومها از سال سوم و چهارم جست دهی را شروع می­کنند. ساقه بامبو ها معمولا در طول ۷ تا ۸ هفته به حداکثر رشد طولی خود می رسد و بعضی از گونه­های آن ۱۲۲ تا ۱۵۰سانتی­متر درطول یک شبانه روز رشد می­کند. ساقه آنها بعد از ۳ تا ۴ سال به طور کامل چوبی شده و آماده بهره برداری می­شود و قدرت جست دهی بعد از ۷ تا ۸ سال کاهش پیدا می­کند (سجودی و همتی، ۱۳۷۵).
بامبو از نظر فرهنگی و پیشرفت تمدن بشری نقش برجسته ای را ایفا کرده است، چنانکه به علت فراوانی و سهولت بهره برداری، اولین آثار تمدن انسان را به وجود آورده است. گرچه مراحل اولیه تمدن بشری دوره حجر نامیده شده است، اما بهتر بود که این دوره به نام "بامبو" نامگذاری می­شد، چون همه چیز در این دوره از آن ساخته می­شد. موارد کاربرد متعدد از بامبو­ها به ویژه در کشورهای آسیائی موجب شده است که در ادبیات و گفتار آنها، شعر ها و ضرب المثلهای بیشتری کلمه بامبو به کار رفته است. مشهور است که در کشورهای جنوب آسیا هر موقع از کسی بپرسند، بهترین دوست تو چه کسی است؟ می­گوید بامبو (استکی و دوازده امامی، ۱۳۹۲).
بامبو گیاهی متفاوت از خانواده گراسهاست. ویژگی­های اصلی آن تنه چوبی بند بند، شاخه­های متعدد و پیچیده، سیستم ریشه­ای ریزوم دار و گلدهی محدود است؛ بامبو پراکنش جهانی داشته و دامنه پراکنش آن بین عرض جغرافیایی ۴۶ درجه شمالی تا ۴۷ درجه جنوبی است و تا ارتفاعات ۴۰۰۰ متری در هیمالیا و بخش­هایی از چین دیده می­شود، با بسیاری از گونه­های خزان کننده و همیشه سبز سازگار شده است به طوری که اگر لازم باشد حتی قادر به تغییر رویشگاه خود نیز هست.
بامبو کمتر توسط گیاهشناسان جمع­آوری می­شود چون گلدهی آن به ندرت اتفاق می­افتد و جمع­آوری آن کاری مشکل و وقت گیر است. رده بندی گیاهی بامبو به آسانی میسر نیست و از برگ های تازه روییده و شاخه­ها باید نمونه برداری انجام شود تا به دقت مورد بررسی قرار گرفته و جایگاه آن مشخص شود. بامبو دارای ۶۰ تا ۹۰ جنس و حدود ۱۵۰۰ گونه است.
بیشتر بامبو­ها به دو دسته جنگل کاری شده و طبیعی (جنگلهای طبیعی) تقسیم می­شوند. جنگلهای طبیعی بامبو جزء جنگلهای ثانویه هستند. در سوماترا بخش­هایی از جنگلهای بامبو همواره توسط انسانها در گذشته و حال مورد تخریب قرار گرفته است.، بامبو در برونئو در نزدیک محل سکونت مردم کاشته می­شود و فقط ساکنان همان محل از مزایای آن بهره می­برند. این گیاه گونه­ای باستانی است که از راه دریا در کشورهای چین، اندونزی، سریلانکا و هند رد و بدل شده است.
در سال ۱۹۹۳، Porterfield بیان داشت: «بامبو یکی از نعمتهای خداست که برای انسانها آفریده شده است». در بسیاری از بخشهای آسیا حیات و زندگی با بامبو شروع می­شود، چاقوهای بامبویی برای بریدن بندناف نوزادان به کار می­رفته و بامبوها در بسیاری از مراسم ها استفاده می شدند؛ برای نمونه، در مالزی چاقوی بامبو برای ختنه به کار می­رفت. بسیاری از اسلحه­ها و چاقوهای جنگی از بامبو تهیه می­شد؛ از پیکان­ها و نیزه­ها گرفته تا چوبه دار نیز از بامبو درست می شد. در چین درخت بامبو به همراه درخت آلوچه، گل داودی و ارکیده به عنوان گیاهان اصیل محسوب می­شوند. (Sharma (۱۹۸۲ گزارش داده که ۸۰۰ سال پیش شاعر چینی Pou Sou-Long گفته: «بامبو؛ غذا، گوشت و خانه است. بدون گوشت لاغر می­شویم و بدون بامبو فرهنگ و آرامش زندگی خود را از دست می­دهیم.». چینیها معتقدند که سازندگان اولیه کشتیهای چینی برای ساختن دیواره­های ضد آب از گره­های تنه بامبو استفاده می­کردند. کشتیهای بادبانی که در چین به این روش ساخته می­شدند، ۲۰۰۰ سال بعد در غرب ساخته شدند. بامبو اولین گیاهی بود که بعد از بمباران اتمی هیروشیما در سال ۱۹۴۵ دوباره در آنجا رشد و همه جا را سبز کرد. توماس ادیسون (۱۹۳۱-۱۸۴۷، Thomas Alva) زغال بامبو را به عنوان سیم اولین لامپ آزمایشی خود استفاده کرد.
بامبو منبع بسیار مهمی در جشن­ها بوده که ارزش بالایی داشته است. در جزیره بالی (واقع در کشور اندونزی) بامبو به عنوان یک گیاه خیلی مهم محسوب می­شود. تنها افراد مسن و خبره می توانند از عهده کار کاشت یا کندن بامبو برآیند و طبق عقاید سنتی و خرافی؛ اولین تکه کنده شده از زمین باید به دورترین نقطه ممکن پرتاب شود. گفته شده که اگر این تکه به کسی اصابت کند او مطمئناً خواهد مرد و این کار فقط در روزهای خاصی که مربوط به بامبو می­باشد، انجام می­­گرفت.
در Sula wesi انسان­های بدوی که از جنوب شرقی آسیا آمده بودند، خانه هایشان را به شکل قایق­هایی بلند و باریک از چوب بامبو می­ساختند. ضرب المثلی می­گوید ارزش یک منبع به روش استفاده از آن بستگی دارد. گاهی اوقات بامبو باعث افت اقتصادی بعضی از کشورهای آسیایی می شد. مثلاً، در ۵۵۲ میلادی تخم کرم ابریشم توسط راهبان بوسیله قطعات بامبو از چین به ایتالیا قاچاق می­شد که این امر منجر به افت تجارت ابریشم مرغوب چین می­شد.
بامبو در هنر غنی چین و ژاپن برای تهیه کاغذ، قلم مو و سوژه هنری به کار می­رفت. بعضی از قلم­موهایی که برای نقاشی در چین به کار می­رفتند از شاخه­های نازک­تر و تازه بامبو ساخته می­شدند هند بعد از چین دومین کشور مهم در تولیدات بامبو است که هر سال حدود ۴ میلیون تن در هکتار بامبو تولید می­کند. گونه­های مختلف بامبو حدود ۱۰ میلیون هکتار از زمین­های این کشور را پوشانده­اند که شامل ۸/ ۱۲درصد کل جنگل­های این کشور است. هند از نظر تنوع گونه­ای بامبو در مرتبه سوم، بعد از چین (۳۰۰ گونه) و ژاپن (۲۳۷ گونه) قرار دارد.
بامبو برای دانشمندان الهام بخش گلهای خوشبو است. (Wallace (۱۸۷۸ بیان داشته که یک شاخه نازک بامبو زیباترین فرم یک گیاه است، به طوری­که گویی پرهای زینتی یک پرنده بهشتی در مقیاس بزرگتر در شاخ و برگ بامبو تداعی شده است.
از قرن سوم میلادی تا به امروز، کاربردهای بسیاری از بامبو در چین شمرده شده است. در سال ۱۹۰۳ تعداد ۱۰۴۸ مقاله در مورد کاربردها و مصارف بامبو به چاپ رسیده است که در این مقاله ها خلاقیت افراد در کاربرد بامبو برای ساختن لوازم ضروری زندگی در محیط­های مختلف بیان شده است.
عرضه بامبو در ایالات متحده به قبل از سال ۱۹۰۰ بر می گردد. مک کلار (McClure)، میر (Meyer)، یانگ (Young) و دیگران با تلاش های خستگی ناپذیر خود سعی کردند بامبو را در آمریکا مستقر کرده و آن را به عنوان یک گونه بسیار مهم معرفی کنند. تاسیس ایستگاه اولیه (۱)USDA در جورجیا و لوئیزیانا اولین آثار باقیمانده از تلاش آنهاست.
بسیاری از کشورهای دنیا از جمله چین، ژاپن و هند از خدمات این موهبت الهی بیشتر بهره برداری می­کند و کشور ما نیز مستعد کشت این گیاه در سطح گسترده به شرط انجام تحقیقات اکولوژیکی جامع درباره آن است.

حذف بامبوهای رونده

در حقیقت در مورد کاشت بامبو و چگونگی از بین بردن آن بحث می­شود. گاهی اوقات مردم با کاشتن گونه نامناسب بامبو یا کاشتن یک گونه در محل نامناسب دچار مشکل می­شوند. یکی از مهم­ترین مشکلاتی که همیشه وجود دارد آن است که مردم می­گوید «همسایه­ام بامبو کاشته و اکنون بامبو تا حیاط من آمده و کل حیاطم را اشغال کرده است هرچقدر به آن اسپری می­زنم کارساز نیست. حالا چکار کنم؟»
اولین چیزی که باید بدانید این است که بامبو گونه های بسیار زیادی دارد. بامبوهای درختی گونه­های مهاجم نیستند. برای حذف این گونه­ها کافی است آنها را از خاک بیرون بیاورند. گونه­های رونده در هوای سرد مشکلی ایجاد نمی­کنند، اما در هوای گرم و زمانی که آب فراوان نیز در دسترس داشته باشند، مشکلات جدی بوجود می­آورند. گونه­های رونده نباید در آب و هوای گرم در حیاط­های کوچک کاشته شود یا در صورت کاشتن باید در اطراف آن مانع(۶) ایجاد شود (یک حوضچه یا نهر یا رودخانه می­تواند نقش مانع خوبی را داشته باشد).
وقتی که جست­های بامبو در تمام حیاط منزل سر درآوردند بدانید که آن بامبوی رونده است. برای رهایی از آن ۴ مرحله را طی کنید.
الف) قطع کردن ب) از ته بریدن ج) آبیاری منطقه د) دوباره از ته قطع کردن
مرحله اول تمام بامبوهایی که از ریزوم­های زیرزمینی سربرآورده­اند را قطع کنید شما می­توانید این کار را با حفر یک کانال یا گودال و یا کندن زمین بصورت یک خط با بیل انجام دهید. بامبوهایی که دارای تنه واحد هستند بصورت منفرد رشد می­کنند نه گروهی. بسیاری از مردم تصور می­کنند که هر پایه بامبو یک درخت جداگانه است.
اگر بامبوی حیاط شما از حیاط همسایه آمده باشد، جدا کردن آنها باید از طریق ریزوم انجام شود که این ریزوم ها اغلب سطحی هستند. اگر بامبوی همسایه شما انبوه و سالم باشد، ریزوم های بامبوی شما نیز بخشی از آن است که با فتوسنتز آن رشد و زندگی می­کند و تلاش شما برای از بین بردن آن بیهوده خواهد بود. از طرف دیگر، اگر شما قصد از بین بردن بامبوی بخش خودتان را بوسیله علفکش داشته باشید، بامبوی حیاط همسایه­تان نیز از بین می­رود و در نتیجه ممکن است دعوا پیش آید.
بنابراین بخشی از بامبوی حیاط خودتان که می­خواهید از بین ببرید مشخص کنید. بریدن ریزوم ها بوسیله بیل یا اره فقط یک ترفند است که هر سال باید این کار را انجام دهید. زمانی که بزرگتر شدند و رشد آنها پی در پی انجام شد شما نیاز به یک کلنگ یا وسیله حفاری دارید. حفر یک حوضچه به عنوان مانع راه حل همیشگی و دائمی است.
  • مرحله دوم بریدن از پایین (از ته قطع کردن) یعنی بریدن گیاه از داخل زمین.
  • مرحله سوم دادن کود و آب به منطقه که باعث رشد دوباره بامبو می­شود.
  • مرحله چهارم قطع کردن گیاه از ته بطور مکرر
جست­های جدید از ریزوم­ها بیرون می­آیند، بوسیله قیچی آنها را ببرید و قطع کنید، آنقدر این کار را انجام دهید تا دیگر جست­ها بیرون نیایند. این کار ذخیره انرژی ریزوم را به تحلیل برده و دیگر از زیر زمین رشد نمی­کند. بدون برگ های سبز و انرژی فتوسنتز گیاه توانایی رشد و بزرگ شدن و جوانه زدن را ندارد و به این طریق ریزوم­ها پوسیده و خراب شده و از بین می­روند.
توجه کنید که شما احتیاج به یک اره، قیچی هرس، بیل، کلنگ و حوصله دارید. توصیه مهم اینکه علف­کش­ها روی بامبو اثر ندارند. ممکن است به این دلیل باشد که مهم­ترین بخش گیاه در زیر خاک قرار دارد و گیاه از طریق آن تکثیر می­شود. بنابراین، بریدن بامبو از روی زمین بیهوده است و شما باید از زیر آن را قطع کنید تا کاملاً از حیاط شما برچیده شود. علفکش­ها فقط وقتگیر و هزینه بر هستند.

شناسایی جنس ها و گونه­های مهم بامبو

نام­گذاری: با اسم جنس و گونه (نام گیاهشناسی) نامگذاری علمی می­شوند و اسم معمولی آنها انگلیسی و گاهی به زبان کشوری است که گونه از آن منشا گرفته است. در نهالستان­ها به دفعات اسم گیاهان را غلط نامگذاری می­کنند. بنابراین، واقعاً نمی­توان بخوبی تشخیص داد مگر اینکه اطلاعات کافی داشته باشید.
مهمترین جنس­های بامبو عبارتند از:
Pleioblastus
Arundinaria
Pseudosasa
Bambusa
Sasa
Chimonobambusa
Sasaella
Chusquea
Sasamorpha
Dendrocalamus
Semiarundinaria
Drepanostachyum
Shibataea
Guadua
Sinarundinaria
Hibanobambusa
Sinobambusa
Indocalamus
Thamnocalamus
Otatea
Phyllostachys

رده بندی بامبو­ها

عامل محرک انجام تحقیقات در مورد بامبو تخریبهای دهه­های اخیر بوده که در نتیجه به طبقه بندی بامبو در بسیاری از کشورها انجامید و باعث تبادل اطلاعات شد. هنوز کشورهای زیادی از جنوب شرق آسیا و حوزه اقیانوس آرام وجود دارند که نیاز به بررسیهای خیلی فشرده و متمرکز دارند که شامل شمال شرق هند و اطراف میانمار است. چین هنوز در حال انجام برنامه رده­بندی گیاهی در بسیاری از استان­هاست که این کار توسط متخصصان رده­بندی گیاهی انجام می­گیرد و به جمع­آوری اطلاعات مفیدی نیز منجر شده است. اندازه­گیری و بررسی گونه­های کاشته شده و گونه­های طبیعی هنوز در بسیاری از کشورها ادامه دارد. بررسی گونه­های بامبو در مناطق وسیعی آغاز شده و کار به صورت گروهی در حال انجام است.
نامگذاری گیاهان کار بسیار مهم و بزرگی است. چندین نام مختلف برای بامبوهای مشهور به­کار گرفته شده است. برای مثال، بامبوی معمولی خاردار هند به عنوان Arundo bambos تعریف شده بود، اما بعداً Bambos arundinacea نامیده شد. Bambusa arundinacea و Bambusa bambus

جدول ۲-۱- تعدادی از گونه های بامبو و فرم رویشی آنها



قبلا Bambusa vulgaris به کار می­رفتند. Sharma و (Amarinder (۱۹۹۴ بیان کردند که بهترین نام برای بامبوی خاردار هند Bambusa arundinacea است. وقتی نامگذاری بامبوهای وحشی و کمیاب آغاز شد بخش بزرگی از رده­بندی کامل شد. (Widjaja (۱۹۹۴ دریافت که ۲۳ گونه از ۵۶ گونه سوماترا قبلاً شناسایی نشده بودند. همین طور( Stapleton (۱۹۹۵ نیز دریافت که ۱۱ گونه از ۴۲ گونه نپال و بوتان نیز جدید هستند. بسیاری از اطلاعات در مورد شناسایی و پراکنش بامبوهای جنگلی از جوامع روستایی به دست آمد. بهتر است این اطلاعات و دانش درباره بامبو­ها هر چه سریع­تر، تا قبل از اینکه برای همیشه از بین بروند، جمع­آوری شوند.
در آغاز کار برای شناسایی تعداد کمی از گونه­ها لازم است روی آنها متمرکز شوند. یکی از همین کارها تحت عنوان پروژه INBAR در حال انجام است که یک گروه کارشناس گونه­های مهم را اولویت­بندی و شناسایی می­کنند و این کار بر اساس اطلاعات در دسترس انجام می­گیرد. معیارهایی که برای شناسایی بکار می­روند، شامل: بهره برداری (میزان اهمیت گونه­ها در مناطق و کشورها و میزان اهمیت پتانسیل مناطق و کشورها)، کشت و زرع (میزان قابل کشت و اقتصادی بودن و ظرفیت زادآوری آنها)، محصولات (ارزش تولید فعلی، ارزش افزوده)، منابع ژنتیکی (موادی که هم اکنون در دسترس هستند، میزان کاهش ژنتیکی و نیاز به برنامه­ریزی برای منابع ژنتیکی و مبادله ژنتیکی)، اگرواکولوژی (مناسب بودن برای مناطق اگرواکولوژیک و کاربرد برای شرایط ویژه و خاص). ضمناً، بعضی از کشورها ۵ گونه مهم خود را در این راستا معرفی کرده­اند. اما بعضی از گونه ها از فهرست اولویت گونه­ها حذف شده­اند و آن گونه­ها در اولویت دوم قرار گرفته­اند. بسیاری از کارهایی که در آسیا در حال انجام است با تمرکز بر این فهرست (اولویت گونه­ها) است.

ویژگی­های تاکسونومیکی

هر سندی از تاکسونومی بامبو ها، شامل ویژگیهای ریخت شناسی است که بامبو­ها با آن شناخته شده اند به گونه­های مختلف تقسیم و در جنس­های مختلف قرار می­گیرند. بسیاری از این ویژگیهای بومی یکسان و هماهنگ نیستند و برای گونه­ها کاربردی نمی­باشند. بنابراین، باید درک شود که بخش­های اقتصادی نمی­توانند منتظر شناسایی تاکسونومیک بمانند و باید هرچه سریعتر مانع بهره برداری بی رویه منابع بامبو شوند. بنابراین، نیاز فوری به فهرستی است که حتی می­توان آن را از طریق مردم تهیه کرد شامل مجریان و حتی کارگرانی که در زمین ها کار می­کنند. روشهای رده­بندی که در حال پیشرفت هستند می­توانند در درک بهتر و طبقه بندی انواع مختلف بامبو­ها کمک کنند. رده­بندی سنتی فقط بر ویژگیهای مورفولوژیکی گیاهان مخصوصاً گل، متمرکز شده است. این نوع رده­بندی برای بامبوها کاربرد ندارد، چون ویژگیهای آنها محدود و گل­های آنها غیرقابل دسترس هستند (بدلیل گلدهی گروهی در فواصل زمانی بسیار طولانی). اختلاف نظر بین متخصصان علم رده­بندی معمولاً در توضیح و تفسیر­های مختلف آنها از ویژگیهای گیاهان است که با سردرگمی و اشتباه در کاربرد اصطلاحات یا تاکید بر ویژگیهای خاص همراه است. برای حل این مشکل لازم است که ویژگیهای معمول که بکار گرفته می­شوند، بهتر درک شوند و ویژگیهای جدیدی نیز پیدا شوند. تلاش برای شناختن خصوصیات آناتومی بامبو مشکل طبقه بندی و شناسایی را تا حدی کم می­کند، اما نمی­توان امیدوار بود که کاملاً موفقیت آمیز باشد. خصوصیات آناتومی برگ برای جدا کردن راسته­ها، زیرخانواده­ها و تبارها مناسب است. اما تلاشهایی برای استفاده از آنها بطور کلی انجام شده است. آناتومی ساقه تغییرات اساسی را نشان می­دهد، اما شناسایی و تعیین ویژگیهای مختلف از این طریق بسیار مشکل است. (McClar (۱۹۷۳ مشاهدات هوشمندانه­ای در مورد مورفولوژی ریزوم­ها، الگوی شاخه­ها، جوانه­های تنه و گل آذین داشته است. این ویژگیها هنوز نیاز به تجزیه و تحلیل بیشتر داشته و اصطلاحاتی که او بکار برده باید دوباره تعریف و تفسیر شوند. مطالعه ساختار تکاملی شاخه­های رویشی در مورد بامبوهای هیمالیای معتدله ویژگیهای جدیدی را نشان داده است، مثل تکثیر شاخه. این اطلاعات نتیجه کارها و اندازه گیریهای عملی است که اهمیت اندازه­گیری و فهرست برداری در مورد بامبو از نظرفراهم کردن اطلاعات اساسی و پایه برای شناسایی است.

روش­های جدید رده­بندی

این روش­ها اغلب اختلاف نظر بین متخصصان رده­بندی را کاهش می­دهد. اما، پیشرفت در این روش­ها بسیار کند است. به طوری که طبقه بندی سنتی مبتنی بر ویژگیهای محدودی است. روش­های نوین رده­بندی مانند تلاش برای بررسی هم نیایی خصوصیات مختلف را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار می­دهد. روشهای شناسایی هم نیایی، گونه­هایی که حتی فقط یک خصوصیت مشترک دارند در یک گروه قرار می­دهد. وضعیت ویژگی اولیه از طریق آزمایش مربوط به گروه­های گونه­ها، یعنی فسیل­ها و بررسی ژن­ها تعیین می­شود. از طریق شباهت مورفولوژیکی (فنوتیپی) روابط فیلوژنتیکی (تبارشناسی) مورد بررسی قرار می­گیرند.
تجزیه و تحلیل هم نیایی، اطلاعات بسیار خوب و واقعی را در مورد رابطه بین گیاهان مختلف مشخص می­کند، اما این کار نیاز به اطلاعات زیادی درباره بامبوها دارد، یعنی اطلاعاتی بیش از آنچه از گذشته باقی مانده است.
تجزیه و تحلیل هم نیایی به طور نظری برای روشهای رده­بندی مولکولی مناسب است. چون جهش­های ویژه­ای در رمزهای ژنتیکی ثبت می­شوند و در زنجیره DNA با جزئیات نشان داده می شوند. تکنیکهای مولکولی بسیاری از ویژگی­های جدید را بررسی و کیفیت آنها را بررسی و درباره آنها بحث می­کنند.
بخش­هایی از رمزهای ژنتیکی که خیلی آرام تغییر می­کنند در سطوح بالای رده بندی مناسب هستند، مثل زیرخانواده یا قبیله. توالی­هایی که با سرعت بیشتر تغییر می­کنند، برای نشان دادن رابطه میان گونه­ها بسیار مناسب هستند. انتخاب توالی مولکولی یا DNA که باید مورد آزمایش قرار گیرد اولین گام مهم در مطالعات سیستماتیک و تکامل است. دانستن دامنه تغییرات، میزان تنوع در سطوح مختلف رده­بندی، توجه به همگنی و درجه هم پیوندی قبل و بعد از جمع­آوری داده­ها لازم و ضروری است. مطالعات زیادی در مورد توالی مولکولی انجام شده و برتریها و محدودیتهای هر مولکول به خوبی مشخص شده است. بخشهای خاصی از یک مولکول DNA به میزان متفاوتی تغییر می­کنند که برای آنالیز داده­های هم نیایی مشکل ایجاد می­کنند.

طبقه بندی

شناسایی و توصیف کلید شناسایی بستگی به یک سیستم رده­بندی درست و منطقی و داشتن دانش کافی در مورد پراکنش گونه­های مختلف است. راهنمای صحرایی برای بامبوها به تازگی در دو کشور هیمالیایی تهیه شده است. این راهنما بر اساس غلافهای تنه و برگ با یک الگوی هماهنگ، امکان مقایسه را بخوبی و به آسانی امکانپذیر می­کند. امید است که راهنما های مشابه در سایر مناطق نیز برای بامبو تهیه شود. شناسایی بسیاری از گونه­های ناشناخته و مشکل بوسیله کامپیوتر بخوبی با نرم افزار­های مختلف امکانپذیر است، به طوری که فقط با مشخصات و اطلاعات محدودی در مورد یک گونه گیاه (مثلاً اگر فقط برگ­ها در دسترس باشند) می­توان آن را شناسایی کرد و یا وقتی که گیاهان شبیه به هم بوده و امکان شناسایی کامل وجود نداشته باشد، از این طریق می­توان اطلاعات بیشتری در مورد آنها حتی بیشتر از آنچه در کتاب ها آمده است، به دست آورد. در مورد گیاهانی مثل بامبو که ویژگی های محدودی داشته و تغییرات این ویژگی ها در افراد یک گونه بسیار زیاد است، بر اساس سیستمهای کامپیوتری می­توان آنها را بطور کامل شناسایی کرد. بنابراین بعد از مطالعه کامل آنها می­توان آنها را مستند کرده و بدرستی نامگذاری کرد.

گونه­های درجه اول

۱۹ گونه بامبو دارای ارزش اقتصادی زیادی هستند که دربسیاری از کشورهای دنیا در مورد آنها به عنوان گونه­های درجه اول و ارجح تبلیغ می­­شود. این گونه­ها شامل ۶ گونه از جنس Bambusa، ۴ گونه از جنس Dendrocalamus، ۳ گونه از جنس Gigantochloa و یک گونه از هر کدام از جنس­های Cephalostachyum، Ochlandra، Melocanna، Phyllostachys، Thyrsostachysو Guadua هستند. ۱۸ گونه دیگر به عنوان اولویت دوم (درجه دوم) فهرست شده اند. معیارهای ذیل این گونه­ها را برای بهره برداری بسیار با ارزش کرده است: بازسازی محیط زیست، میزان بومی شدن، دامنه وسیع اقلیمی که این گونه­ها پوشش می دهند، دسترسی آسان به آنها و حفاظت ژنتیکی آنها. وضعیت منابع ژنتیکی برای هر گونه باید مورد بررسی قرار گیرد.

یک جنس جدید بامبو از سرادو برزیل

پیشرفت اخیر در دنیای جدید دانش بامبو نشان داده که جنس Apoclada از نژادهای مختلف است. یک جنس جدید به نام Filgueirasia توسط دکتر تارکیسو (Tarciso S. Filgueiras) معرفی شده است. دو گونه F. arenicola و F. cannavieira شناسایی شده­اند. Apoclada simplex هنوز گونه مونوتیپیک باقی مانده است. جنس (Apoclada F.A. McClure (۱۹۶۷ تا اولین چاپ مورد تردید و مشکوک بود. گونه F.A. McClure and L.B. Smith A. simplex و گونه بامبوی بلند، زیبا، شیک و گران قیمت است که در جنگل­های مرطوب جنوب شرقی برزیل می­روید. McClure (۱۹۷۳) گونه A. arenicola را در کلرادو معرفی کرد و سپس یک گونه دیگر از گونه­های سرادو را به نام Arundinaria cannavieira نیز شناسایی و معرفی نمود و در نهایت جنسی را معرفی کرد که آنرا .A. McClure (Alvaro da Silveira) cannavieira Apoclada نامید.
منطقه سرادو دارای بیوم ساوان باز است که در مرکز برزیل قرار دارد. آتش سوزی در سرادو پدیده­ای عادی است و دو گونه بامبوی سرادو بخوبی با آن سازگار شده­اند که دارای ریشه­های پرگره هستند و تنه کوتاه و چند شاخه می­باشند. علوفه خوبی تولید می­کنند و توسط حیوانات اهلی و وحشی مورد تغذیه قرار می­گیرند. وقتی که کار روی این گروه از گونه­ها در سال ۱۹۸۸ آغاز شد اطلاعات نسبتاً کمی در مورد رابطه و قرابت گونه­های این جنس ها و حتی رابطه و شباهت آنها با سایر جنس­ها وجود داشت؛ وجه مشترک گونه­های مربوط به جنسApoclada s.l که آنها را در یک گروه قرار می­دهد، وجود چند جوانه شاخه مانند روی گره­ها که نام آنها Apoclada است و نداشتن سلول­های دوکی شکل در برگ­ها می­باشد. تعدادی از نمونه­ها برای مشاهده سلول­های دوکی شکل مورد آزمایش قرار گرفتند، ولی مشاهده شد که این گونه­ها جهش ژنی داشته و فاقد این سلولها در ساختار برگ هایشان هستند و اکنون می­دانیم که این امر چندان غیرعادی نیست و در بعضی از گونه­ها حتی در شرایط نور نیز متغیر است. بخش جوانه شاخه در A. simplex دقیقاً روی بخش بزرگی است که بنظر می­رسد در اثر جهش بوجود آمده است.
در گونه A. diversa بروشنی مشخص است که دو بخش جدا از جوانه­های شاخه در روی یک گره قرار دارند، این گونه شاخه­ها خیلی سریع از جوانه­­ها بوجود می­آیند و شناخت نحوه بوجود آمدن، رشد و زندگی جوانه­های شاخه مشکل است و در تشریح آن معمولاً ابهام و اشتباه بوجود می آید. وجود چند جوانه اولیه در گونه­های سرادو واضح و قابل رویت است. اما، تفسیر و توضیح درباره آنها هنوز مبهم و گیج کننده است و توضیح در مورد A. simplex برای سوال McClure و قضاوت او در مورد اینکه فقط در این جنس چنین حالتی وجود دارد، کافی نیست. Emmet Jadziewicz سوال کرده که از کجا می دانیمApoclada یک مونوفیلتیک بوجود آمده از یک قسم اجداد، از یک نوع نژاد است، او این را از نسخه دست نویس (قبل از چاپ) Guala خوانده است. با شواهد کمی وجود دارد نمی­توان بروشنی اثبات کرد که Apoclada s.l یک گونه مونوفیلتیک نیست. بنابراین مطابق وضعیت موجود همین مطلب پذیرفته می­شود تا اینکه شواهدی کشف شود.
بررسیهای جدید و بسیاری برای تفسیر و شناخت اصل اختلاف جوانه­های شاخه و ترکیب و شکل آنها در دنیای بامبوها انجام شده و به دانش خوبی دست یافته­اند که این اطلاعات به درک بهتر رابطه و ویژگی­های مهم آنها کمک می­کند. امروزه روشن است که گونه­های سرادو احتمالاً قرابت­های نژادی مختلفی با A. simplex دارند.
گونه­های سرادو برجستگی­هایی را در بافت فیبرهای اسکلرانشیمی واقع در بین رگبرگ ها دارند که خاصیت علوفه بودن آنها را کاهش می­دهد. گونه A. simplex در سطح زیر برگ برجستگی دارد، این برجستگی های­گسترده با روزنه­های سطح زیرین برگ پیوسته و عدم وجود روزنه در سطح رویی برگ می­شود که یک ویژگی مهم Guaduinae است. بررسیهای مولکولی اخیر منجر به طبقه بندی گونه­های سرادو در جنس Arthostylidinae شده و A. simplex بطور قطعی در Guaduinae قرار گرفته است.
بنابراین جنس Apoclada همانطوریکه قبلاً شناسایی شده بود، به عنوان جنس جدید نامگذاری شد. قوانین نامگذاری کاملاً روشن است و یک جنس جدید باید برای گونه­های سرادو در نظر گرفته شود. Tarkiso اولین کسی بود که جمعیت این جنس بامبو را مورد بررسی قرار داد او کسی است که بیشتر از همه در مورد این گونه­ها در زیستگاه­های طبیعی شان اطلاعات دارد. او فردی است سرشار از علاقه­ای وافر، مهارت و رغبت برای کمک به کسانی که می­خواهند در مورد گراس­ها مطالعه و تحقیق کنند.

معرفی FILGUEIRASIA G.F GUALAGEN. NOV. FILGUEIRASIA CANNAVIEIRA

بامبوهایی که بصورت دسته­های انبوه رشد می­کنند، به صورت کلونی­هایی هستند که قطر آنها بین ۳ /۰ تا ۲۱ /۳ متر می­رسد و ریزوم­های فشرده دارند. به ارتفاع ۴۵ /۰ تا ۷۵ /۱ متر می­رسند (در مناطق حاصلخیز تا ۵ /۲ متر نیز می­رسند)، تنه راست، سبز متمایل به آبی، مخملی و پوشیده از موهای نرم و کوتاه در مراحل اولیه رشد دارند، دیواره ها دارای ضخامت ۳ /۰ تا ۲ میلی­متر و میانگره­ها تا حدود ۹ ۲۱ سانتیمتر می­رسند. جوانه های شاخه در قسمت های میانی تنه ۱ تا ۱۵ برابر جوانه­های اولیه شاخه در گره­ها هستند. برگ های نیزه­ای شکل دارای غلاف و این غلاف­ها در بخش­های میانی تنه ۳ تا ۲ /۱۰ سانتیمتر طول و در محل قاعده ۴ /۰ تا ۷ /۲ سانتیمتر عرض دارند. سطح رویی و زیری برگ صاف و بدون کرک است. زائده زبانک در سطح زیر برگ شفاف و کوتاه به اندازه یک میلیمتر است. پهنک برگ راست و ۳۹ میلیمتر طول دارد. غلاف­های برگ مژکدار و پوشیده از موهای زبر و سفید و دارای دهانه در حاشیه انتهایی، پهنک برگ ۳/۳ تا ۴/ ۳۱ سانتیمتر طول، ۱ تا ۱۱ میلیمتر عرض، دارای روزنه در دو سطح زیرین و رویی، دارای سلولهای تاول مانند که در سطح نرم و مسطح هستند و بصورت گروه­های بادبزنی شکل به تعداد ۳ تا ۱۲ سلول قرار دارند که بصورت عرضی و متقاطع در یک یا چند گروه بین هر جفت دسته آوندی واقع شده­اند. فیبر­های اسکلرانشیمی واقع در بین رگبرگ­ها بهم فشرده و در کنار سلولهای تاول مانند قرار گرفته اند و اغلب تا بیش از ۲۰ رشته فیبر در بالای این سلولها، نزدیک به سطح رویی برگ قرار دارند. بافت سیلیس برگها بصورت مستطیل شکل تا زینی شکل یا سپر مانند و یا بصورت دو محوری هستند. موهای ریز دوسلولی بین ۴۱ تا ۵۹ میکرون طول با سلول­های قاعده­ای بلند تر از سلولهای انتهایی ظاهر می­شوند و در سطح رویی برگ قرار دارند. سلول­های بلند اپیدرم برجسته هستند. گل آذین دارای سنبلک به طول ۵/ ۲ تا ۴ /۱۰ سانتیمتر که گل­های کوچک آن ۳ تا ۱۵ عدد در هر سنبلک می­باشد. بیرون پوشینه­های پایینی به طول ۱۳ تا ۲۶ میلیمتر، پوشینه­های بالایی ۶ تا ۱۵ میلیمتر طول دارند. دارای دو ناو زبر و خشن، پوستک به طول ۳ /۱ تا ۵ ۲ میلیمتر و عرض ۶ /۰ تا ۶ /۱ میلیمتر می­باشد و به شکل تخم مرغی تا تخم مرغی واژگون و در حاشیه بالا مژکدار است. پرچم­ها ۱/ ۴ تا ۱۱ میلی­متر طول دارند، بصورت فشرده و دارای موهای زبر است و طول موها از ۳ /۸ تا ۹/۹ میلیمتر و عرض ۹ /۱ تا ۴ /۳ میلیمتر دارای نوک (منقار شکل) به طول ۴ /۰ تا ۷ /۰ میلیمتر می­باشد.
فنولوژی: دوره بین گلدهی گروهی هنوز مشخص نیست ممکن است کمتر از ۱۱ سال یا احتمالاً بیش از ۲۰ سال باشد. گلدهی ممکن است با آتش­سوزی همراه باشد.
پراکنش و زیستگاه: بطور معمول در سرادو واقع در عرض جغرافیایی ۴۴ تا ۵۵ درجه غربی و طول جغرافیایی ۱۵ تا ۲۱ درجه جنوبی و ارتفاع ۵۵۰ تا ۱۰۷۵ متر از سطح دریا یافت می­شود.

کلید شناسایی

۱- پهنک برگ به عرض ۵ تا ۱۱ میلیمتر، یک دسته آوند بین هر جفت سلول­های تاول مانند
در وسط پهنک قرار دارد. برگ­ها دائمی هستند. شاخه­های منشعب از تنه معمولاً ۱ تا ۳ شاخه در حالت رویشی و یا ۱ تا ۸ شاخه در شرایط زایشی می­باشد. ناوهای درون پوشینه بدون بال­های مشخص و قابل مشاهده:
Filgueirasia cannavieira
۲- پهنک برگ به عرض ۱ تا ۷/۲ میلیمتر، دو یا چند دسته آوند بین هر جفت سلول­های تاول مانند قرار دارد. برگ­ها خزان کننده هستند. شاخه­های منشعب از تنه معمولاً ۵ تا ۱۵ شاخه در شرایط رویشی و یا ۸ تا ۱۵ شاخه در شرایط حاصلخیز می­باشد. ناوهای درون پوشینه بدون بال های مشخص و قابل مشاهده:
Filgueirasia arenicola

گونه جدیدChusquea Sect. Swallenochloa (Poacea: Bambusoidae) از بولیوی

گونه Chasquea renvoizei به تازگی شناسایی شده است. این گونه در جنس Chasquea و زیر جنس Swallenochloa قرار دارد و در کنار ۵ گونه که در پرو و بولیوی بوجود آمده­اند قرار گرفته و مقایسه می شود. ۵ گونه شامل: C. depauperata، C. neurophylla، C. smithii، C. spicata و C. tessellate، گونه Chasquea renvoizei بومی بولیوی است و بخاطر برگ­های بلند و باریک و دارای خطوط برجسته و شیاردار، دارای نوک ناوی شکل و پوستک (زبانچه، زائده کوچک فلس مانند ابتدایی که روی پرچم­ها می­رویند) مشهور است.
در بازدید از هرباریوم باغ­های گیاهشناسی سلطنتی در Kew در سال ۲۰۰۲، یک گونه جدید از Chasquea کشف شد که به همراه سایر بامبوها از بولیوی جمع­آوری شده بود. فاصله کوتاه بین گره ها و شاخه بوجود آمده از محل گره­های این گونه به روشنی دلیل بر تعلق این گونه به جنس Chasquea و بخش Swallenochloa است (Clurk،۱۹۸۹). اما ترکیب گل­ها و ویژگی­های رویشی، آنرا، عضوی از اعضای بخش مذکور مربوط به کشورهای بولیوی و پرو می شناساند. C. renvoizei بیست و نهمین گونه از Chusquea Sect. Swallenochloa محسوب می­شود. این گونه توسط Steven A.Renvoize، رئیس هرباریوم بخش گندمیان کیو، نامگذاری شده است. کارهایی که او در مورد گندمیان انجام داده هنوز بعد از بازنشستگی نیز در حال چاپ هستند.

رده­بندی

برگ­های تنه قابل رویت نیستند. قطر ساقه ۲ /۰ سانتیمتر، ارتفاع ۵/۱متر، دارای تنه راست، فاصله بین گره­ها ۵ /۸-۶ سانتیمتر و به شکل استوانه­ای، گرد و نسبتاً مسطح، صاف و بدون کرک، شاخه روئیده شده از گره به طور واضح و مشخص فقط یک عدد بوده و توسعه نمی­یابد (شاخه­های دیگری نمی­رویند). تعداد برگهای رویشی ۵-۴ عدد، غلافها مخطط، طول پرچم­ها ۵ /۱-۱ میلیمتر، کرکدار، در فاصله بین بندها دارای زبانک داخلی، پهنک برگ به طول ۸ /۲۵-۴ /۲۰ سانتیمتر و عرض ۶  /۰-۵ /۰ سانتیمتر، بدون کرک، سبز، سطحی از برگ که روبه ساقه قرار دارد شطرنجی (دارای مربع­های کوچک)، سطح خارجی برگ غیر شطرنجی یا خیلی کم شطرنجی، برگ بتدریج رو به بالا باریک شده و در نوک خیلی نازک و باریک است، سطحی از برگ که روبه ساقه قرار دارد دارای برجستگی، دارای نوک ناوی شکل، حاشیه­ها دارای دندانه­های اره­ای ریز، دمبرگ­های کاذب به طول ۵ /۱-۱ میلیمتر، بدون کرک، زبانک­های خارجی به طول ۵ /۰ میلیمتر، اغلب کمی دو لبه ای(دوقسمتی)، زبانک­های داخلی به طول ۴ /۰-۳ /۰ میلیمتر، شاخه­ها دارای زاویه، بهم فشرده، کرکدار، شاخه های زیرین ۵ /۱-۲ /۱ سانتیمتر، میله ها به طول ۲-۵/۰ میلیمتر، سنبلچه ها ۲/۷-۵  /۶ میلیمتر طول دارند، نسبتاً جانبی و متراکم، نیام­های اول دارای نوک تیز، نیام­های سوم و چهارم ناوی شکل، ریشک دار، زبر، کرکدار و غیرمحوری در نیمه بالایی، نیام سوم ۱ /۶-۸ /۴ میلیمتر طول، دارای ریشک زبر و خشن، طول ریشک ۷/ ۲-۵ /۱ میلیمتر، لما (برون پوشینه) ۷-۳ /۶ میلیمتر طول، دارای ریشک، ناوی شکل، دارای کرک­های خشن و غیر محوری در نیمه بالایی، بدنه به طول ۴ /۵-۳ /۵ میلیمتر، ریشک به طول ۶ /۱-۱ میلیمتر، پالنا (درون پوشینه) به طول ۵-۸ /۴ میلیمتر، دارای ۳ پوستک (زبانچه)، شفاف، در انتها مژکدار، جفت جلویی به طول ۲-۷ /۱ میلیمتر و به عرض ۱ میلیمتر، دارای برگ­های با نوک گرد و پهن، جفت عقبی به طول ۵ /۱-۴ /۱ میلیمتر دارای نوک پهن یا تیز، ۳ پرچم، بساک­ها به طول ۶ /۳-۳ /۳ میلیمتر، تخمدان دارای نوک باریک، کلاله به ظاهر ۲ عدد و میوه قابل رویت نیست.
Chasquea renvoizei به راحتی از سایر گونه­ها تشخیص داده می شود به دلیل ویژگی­های خاصی که عبارتند از:
ارتفاع زیاد، برگ­های رویشی سبز و باریک (به طول ۸ /۲۵-۴ /۲۰ سانتیمتر) با نوک باریک و ناوی­شکل، نوک نیام کشیده و در محل اتصال زبانک داخلی کرکدار است و سنبلچه­ها به طول ۲ /۷-۵ /۶ میلی­متر، اما ریشکدار است (جدول۲-۱). نوک پهن جلویی پوستک این گونه منحصربفرد است. پوستک­های بعضی از گونه­های بخش Swallenochloa قابل دیدن نیستند (شکل ۲-۸).

جدول ۲-۲- ویژگی­های مورفولوژیکی گونه­های Chusquea Sect. Swallenochloa در پرو و بولیوی (Lynn, ۲۰۰۳)





شکل ۲-۸- گونه Chasquea renvoizei. A: سنبلچه، B: زبانک (زائده کوچکی که در قاعده برگ­ها در فاصله بین غلاف و پهنک بوجود می­آیند) برگ­های رویشی و نوک غلاف که پهن می شود و کرکدار است (Veblen, ۱۹۸۲)

بامبوی آبی (Himalayacalamus hookerianus)

بسیاری از بامبوهای هیمالیا جالب و جذاب بوده، اما با بامبوی آبی شرق هیمالیا قابل مقایسه نیستند. بسیاری از محققان قرن ۱۹ بر زیبایی توده­های بامبوی آبی تاکید کرده­اند که به زبان محلی به آنها Parang گفته می­شود، و در کوه­های سکیم می­رویند. نمونه­های گل آن توسط Joseph Hooker در سال ۱۸۴۸ جمع­آوری شد و به این ترتیب گیاه به نام Arundinaria hookeriana نامگذاری گردید. سال­ها بعد این گونه به Kew و Edinburgh رفت که شروع به گلدهی و باروری و با تولید بذر فراوان شروع به زادآوری کرد و نهال­ها بصورت توده­ای در حاشیه توده گل داده شروع به رشد کردند.
این گونه یک بامبوی بسیار جذاب است که در هر جا می­روید. رنگ آبی ساقه ها بسیار جالب و چشمگیر بوده و این گیاه را در کل هیمالیا منحصربفرد کرده است. ساقه­های قدیمی تر بطور منظم بهره برداری شده و برای حصیر و سبدبافی بکار می­روند. برگ­های ساقه­های تازه دارای لایه ضخیم و سفتی از پوشش مومی به رنگ سبز متمایل به زرد بر روی خود هستند، اغلب به ساقه­های تازه روئیده می­چسبند. ساقه­های بلند آبی رنگ از دور دیده می­شوند. زیبایی این ساقه­های جذاب با شاخ و برگ برنگ روشن دوچندان شده­اند و برگ­ها بصورت غلاف­های نرمی اطراف ساقه را فراگرفته­اند که شبیه یک نقاشی زیباست. این ویژگی ها باعث شده که گیاهی زیبا و عالی باشد. این توده­ها بدلیل داشتن شکل فشرده و انبوه برای باغ ها و پارکهای جنگلی مناسب بوده و در بخش های معتدل جزایر انگلیس و نیوزلند برای این منظور بکار می­روند. این گونه در هیمالیا تا ارتفاع ۲۵۰۰ متر از سطح دریا می­روید و حداقل دمای ۱۰- درجه سانتیگراد را تحمل می­کند و احتمالاً در دمای پایین­تر از ۱۰- درجه سانتیگراد نیز زنده می­ماند، اما در صورت صدمه دیدن اولین اندام شاخ و برگ­ها هستند و بعد از آنها بترتیب ساقه و ریزومها.
شناسایی این گیاه بعنوان یک بامبو کمی پیچیده است. متاسفانه دیده شده که بسیاری از گیاهانی که در اروپا به نام Arundinaria hookeriana کاشته می­شوند، گیاهان دیگری هستند که به غلط به این نام خوانده می­شوند. در سال ۱۸۹۶ زمانی که J.S.Gamble، موسس کالج سلطنتی جنگل در Dehra Dun، رساله خود را در مورد خانواده بامبو در هند در بریتانیا نوشت، دو گونه بامبوی آبی را شناسایی کرد که هیچکدام از آنها A. hookeriana واقعی نبودند، یکی از آنها تنه با نوارهای زرد داشت که در باغبانی نام A. hookeriana را به آن نهاده بودند. اخیراً آن را بعنوان یک واریته به نام Himalayacalamus fakoneri نامگذاری کرده­اند. اما در تمام بامبوها باید منتظر بود تا گل بدهند و بعد آنها را با قاطعیت شناسایی و رده­بندی کرد. گونه بعدی دارای برگ­های بزرگ تر بود و برگ­ها به شکل غلاف­های نازک­تر بودند و فاصله بین گره­ها سبزتر و کوتاه­تر بود. این گونه جزو بامبوهای هیمالیا فهرست شده و یک گونه جدید به نام Himalayacalamus brevinodus است.
متاسفانه گونه مورد بررسی تابحال در جنس­های مختلفی قرار گرفته و در مورد آن ابهام وجود دارد. اما اکنون آن را Himalayacalamus می­نامند. سایر مترادف­هایی که برای این گونه در نظر گرفته اند شامل: Chimonobambusa hookeriana (Nakai,۱۹۲۵)، Drepanostachyum hookerianum (Munro) Keng fil. (۱۹۸۳) و Sinarundinaria hookeriana (Munro) Chao & Renvoize (۱۹۸۹).
Chimonobambusa بهتر از Arundinaria نبود هر دو جنس یک نوع سامانه ریزوم رونده و دو یا چند گلچه در سنبلک خود دارند، درحالیکه جنس Himalayacalamus hookerianus یک گلچه دارد. یک گلچه گونه Himalayacalamus hookerianus توسعه یافته و بذرهای تیره رنگی تولید می­کند که به فراوانی یافت می­شوند. بذرهای بامبو در منطقه Sikkim برای پختن کیک و یا ساختن آبجو بکار می­رود. Sinarundinaria نام نامناسبی برای این بامبو است.
براساس گلدهی گونه S. nitida Nakai اخیراً نام Sinarundinaria به عنوان مترادف Fargesia به آن داده شده است.
Himalayacalamus hookerianus در انگلیس کاشته نمی­شد (دمولی،۱۹۹۱)، اما اخیراً سه توده در باغ گیاهشناسی سلطنتی در Edinburgh و Kew به گل نشسته­اند. این گیاهان احتمالاً نتاج آنهایی هستند که از باغ گیاهشناسی Lloyd در Darjeeling توسط آقای کینگ فرستاده شده است. تمام گیاهان در Kew ظاهراً از بین رفته و حذف شده­اند و گیاهان جدید دوباره از بذر بوجود آمده­اند. اما در Glasnevin بعضی از گیاهان بعد از گلدهی بهبود یافتند (بین،۱۹۰۳). این گیاهان در Edinburgh اشتباهی به نام Ariundinaria falctoneri و Chimonobambusa falcata نامگذاری شده­اند. این توده­ها در Kew، Sinarundinaria falcata نام گرفته­اند. در انگلستان بامبوهای کاشته شده H. falcata واریته Damarapa هستند که به نام Arundinaria hookeriana کاشته شده اند.
سایر توده­های این گونه ممکن است در انگلستان و اروپا وجود داشته باشند. تمام گیاهان که نتاج مبدا اصلی هستند باید طی سال­های کمی گل دهند. اگر گیاه آقای کینگ از مناطق یکسان آورده شده باشند و سپس، بعد از گلدهی توسط آقای جوزف هوکر در سال ۱۸۴۸ جمع­آوری شده باشند، درنتیجه چرخه گلدهی حدود ۵۰ سال خواهد بود و آنها باید حدود سال ۱۹۴۵ گل می دادند، درحالیکه چنین چیزی ثابت نشده است.
این گونه بذر زیادی تولید می­کند و برای مناطق معتدله بسیار مناسب است و بذرها را می­توان به روش انجماد نگهداری و برای تولید گیاهان کوچک در نهالستان­های تخصصی از آن استفاده کرد. نمونه­هایی از آن در Palm House در Edinburgh وجود دارند که به بلندی ۱۳ متر رسیده­اند، اما توده­هایی که در بیرون و در فضای طبیعی می­رویند تا ۴ متر رشد می­کنند. در مناطق معتدل مثل Gulf Stream در خاک­های غنی و داشتن آب خوب بعد از ده سال به ۷ تا ۹ متر رسیده­اند. بامبوها در خاک­های غرقابی حتی اگر بهترین خاک را داشته باشند، نمی­توانند رشد کنند، زمین های شیبدار را ترجیح می­دهند و بامبوهای هیمالیا از درختان حفاظت می­کنند و برگ­های ظریف و نازک آنها در برابر نور شدید آفتاب بسته شده بصورت لوله­ای جمع می­شود و شوری باعث کم شدن شاخ و برگ آنها می­شود. گیاهانی که اکنون به گلدهی رسیده اند احتمالاً دوباره تا ۵۰ یا حتی ۱۰۰ سال دیگر گل نمی­دهند. باعث دلگرمی است که این بامبوها بعد از گلدهی بذرهای بارور تولید می­کنند و اگر کف توده عاری از علف­های هرز باشد، نهال­ها دوباره خودبخود مستقر می شوند. بذرهای این گونه با گونه­های استوائی و نیمه استوائی متفاوت است. به طوری که دارای خواب بوده و طی ۱ تا ۸ ماه در دمای ۲۵-۲۰ درجه سانتیگراد جوانه می­زنند. یک پیش تیمار سرما ممکن است جوانه زنی را سریع­تر کند. برای طولانی کردن عمر بذرها باید آنها را در دمای ۱۸- درجه سانتیگراد و% ۸ رطوبت ذخیره کرد، اما زنده مانی آنها معلوم نیست. گیاهان باید در دمای ۱۵ تا ۲۵ درجه سانتیگراد رشد کنند و تنها آفت آنها کنه­های قرمز (از خانواده عنکبوتیان) است که با مه مکرر از بین می­روند.

روش شناسایی

در فرم توده­ای بامبو، درختان به ۶ تا ۸ متر بلندی می­رسند، فاصله بین گره­ها بیش از ۳ سانتیمتر قطر و بیش از ۳۰ سانتیمتر طول دارد، بطور یکپارچه برنگ سبز-آبی در سال اول دارای موم برنگ سبز متمایل به زرد، با قرار گرفتن در معرض سرما برنگ سبز متمایل به زرد یا صورتی متمایل به ارغوانی درمی­آیند و فاصله بین گره­ها همچنان رشد می­کند و بلند می­شود. غلاف­های تنه سفت و محکم، صاف، بدون کرک یا در قسمت انتهایی کمی زبر و خشن است و طول آنها بیش از ۳۵ سانتیمتر، بطرف بالا بتدریج نازک و مقعری شده و در یک محور عمودی لوله می­شود و بصورت تیغه درمی­آید. زبانک به طول ۶-۴ میلیمتر و عرض ۳ میلیمتر و دون کرک بوده و در هر دو طرف خارجی کمی زبر است. گوشوارک­ها دارای موهای زبر هستند. غلاف­های برگ بدون کرک، زبانک ۴-۲ میلیمتر طول، کرکدار، سخت و گرد، گوشوارک-ها دارای موهای زبر، بصورت تیغه ای به ابعاد بیش از ۱۸۰×۲۰ میلیمتر، بدون کرک، غیرشطرنجی (مربع­های کوچک)، شاخه­ها بیش از ۳۰ سانتیمتر در تنه­های متوسط و از نظر اندازه متفاوت هستند، جوانه­ها تخم مرغی می­باشند. گل آذین انتهایی در خوشه­های مرکب، سنبلک اغلب تک گل است، لماهای بارور برنگ تیره و به صورت بیضوی باریک است.

دامنه پراکنش طبیعی

نپال: مناطق Koshi و Mechi
هندوستان: Sikkim، غرب بنگال (Darjeeling Dist)
بوتان: Semchi، Chirang و Daga Dists

نظرات کاربران درباره کتاب بامبو و ویژگی های اکولوژیکی آن