فیدیبو نماینده قانونی آوانامه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب صوتی خاما کتاب صوتی

کتاب صوتی خاما

نسخه الکترونیک کتاب صوتی خاما به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۱۰,۸۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب صوتی خاما

خاما، خود پنهان همیشه نام کتاب‌ها در ذهن مخاطبان سوالاتی به وجود می‌آورد ولی گاه این حس از یک کنجکاوی ساده فراتر رفته و او را به دنبال کردن مسیر مشتاق می ‌کند. خاما یکی از این کتاب ‌هاست. مخاطب با دیدن واژه‌ ی خاما در روی جلد کتاب، معنای این واژه را در هزارتوی ذهن خود جستجو کرده و در پی کشف آن به داستان رجوع می‌کند. علیخانی خود در مورد معنای خاما می‌گوید: «خاما دارای معانی متعددی می باشد که یکی از معناهایش خامه است ولی معنای اصلی خاما در این کتاب نیمه‌ ی گمشده می‌باشد که به نوعی به مطالب درون رمان بسیار مرتبط بوده و خواننده را مجذوب خود می ‌کند.» نوشته‌‌ای نانوشته خاما داستانی است سرشار از عشق و نفرت، خواستن و نرسیدن، جنگ و زندگی. «خاما» رمانی شاعرانه است و تم عاشقانه دارد. این رمان براساس ماجرای شورش کردهاست. قهرمان رمان به نام خلیل شاهد مهاجرت و کوچ اجباری کردهاست و به روایت ماجرا از سال ۱۳۱۰ تا ۱۳۵۰ می‌پردازد. در این کتاب زمینه‌های تاریخی و سیاسی از یک سو و از سوی دیگر زمینه‌ ی اجتماعی و روانشناسی در لایه لایه ‌ی اثر طرح می‌ شوند. شخصیت اصلی رمان انسانی است دور مانده از اصل خویش و بر همین اساس هم هست که درونمایه‌های نوستالژیک و غم غربت را می ‌توان در جای ‌جای مختلف آن مشاهده کرد، نوعی خودسوزی و خودکاهی درونی خودخواسته و ناشی از فراق که تا انتهای رمان همدم شب ‌های تنهایی شخصیت اصلی یعنی خلیل می‌ شود و روایتی غم ‌آوا را در بطن ماجراهای مختلف به مخاطب خود عرضه می‌ کند. «... پرت‌مان کردند از بهشت‌مان به زمینی که خودشان می‌خواستند. تا آمدیم به زمین‌شان خو بگیریم، تا آمدیم زمین‌ شان را آباد کنیم، تا آمدیم زمینِ تازه را آباد کنیم، باز هم آواره‌مان کردند. دایه گفت. باب، چپ‌چپ نگاه‌ش کرد. احمد هم به نفس‌نفس افتاده بود. هراس در چشم‌های همه دیده می‌شد. تا چشم کار می‌کرد دشت، پر از زن و مرد ایل بود که گرسنه و تشنه رها شده بودند و فقط امنیه‌ها تفنگ به دست، راهِ برگشت مردم را سد کرده بودند و فرمانده‌شان می‌گفت: - فقط رو به جلو! صف کشیده شده بود تا بی‌نهایت. چیله گریه می‌کرد. اسماعیل و محمد ماتم‌زده پیش می‌رفتند و آفتاب از پشت سر می‌کوبید توی گردن شان. اسماعیل گفت: مرگ از این زندگی بهتر...»

ادامه...

نظرات کاربران درباره کتاب صوتی خاما

خیلی زیبا بود، اجراش هم خوب بود، به خوبی رنج و درد مردم کرد که در برهه ای از تاریخ متحمل تبعید اجباری بوده اند و سختی هایی که در این راه کشیده اند رو بیان کردن، به نظر من خاما یعنی اصالت و ریشه ی انسان، و وقتی که خاما بمیرد آدمی هم می میرد، این کتاب منو یاد این بیت میندازه هرکسی کو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش...
در 2 هفته پیش توسط VAHID AB...