فیدیبو نماینده قانونی نشر نی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب محاکمه اندرسون ویل

کتاب محاکمه اندرسون ویل

نسخه الکترونیک کتاب محاکمه اندرسون ویل به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۵,۰۴۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب محاکمه اندرسون ویل

ویرز: و من تف می‌کنم به این اخلاقیات! تف می‌کنم به این اخلاقیات! و می‌گویم از کسانی که در این سالن هستند سؤال کنید که آیا می‌توانستند کاری متفاوت بکنند؛ بپرسید. چیپمن: (به سمت ویرز می‌رود.) و اگر این‌طور باشد که شما می‌گویید، دیگر باید با این تصور که فردی می‌تواند وجدان عده‌ی کثیری را تصاحب کند، به حال دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم تأسف بخوریم. زیرا در این صورت، دنیایی که پیش روی ما قرار می‌گیرد دنیای اندرسون‌ویل‌ها خواهد بود؛ دنیای زندانبان‌هایی که صرفاً به فکر اجرای دستورات فرماندهانشان هستند. (به سمت راست ویرز می‌رود.) و وجدانشان را رها کرده‌اند، و فقط از مرجع قدرتی وحشت دارند که روحشان را تسلیمِ آن کرده‌اند؛ در این صورت آیا زندانبان مرتکب قتل نخواهد شد؟

ادامه...
  • ناشر نشر نی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.81 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۶۸ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب محاکمه اندرسون ویل

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

برای دینا

منبع اصلی این نمایشنامه اسناد رسمی محاکمه علنی هنری ویرز است که در تابستان ۱۸۶۵ در واشینگتن دی.سی. برگزار شد. تا این میزان می توان این نمایشنامه را «مستند» تلقی کرد: شرایط زمانی و مکانی نمایشنامه مطابق با شرایط زمانی و مکانی این محاکمه تاریخی است؛ اسامی و نقش های رسمی شخصیت های نمایشنامه با اسامی و نقش های افرادی مطابق است که در این محاکمه تاریخی حضور داشته اند؛ و برخی از دیالوگ ها از اسناد به جای مانده محاکمه گرفته شده اند. این نمایشنامه، صرف نظر از موارد فوق، بیانگر درک شخصی نویسنده از ویژگی های شخصیتی افراد و اتفاق های رخ داده است ــ و باید آن را مانند «نمایشنامه»، و نه «نمایشنامه مستند»، خواند.

شخصیت ها

ژنرال لو والاس: رئیس دادگاه
سروان ویلیامز: افسر اتحادیه، مسئول زندان پایتخت، واشینگتن دی.سی.
اوتیس اِچ. بِیکر: وکیل مدافع
سرهنگ دوم اِن. پی. چیپمن: دادستان
هنری ویرز: متهم
سرگرد دی. هازمر: دستیار دادستان
لوئیس شِید: دستیار وکیل مدافع
دکتر سی. ام. فورد: پزشک زندان پایتخت، واشینگتن دی.سی.
منشی دادگاه
شاهدان (به ترتیب حضور)
سرهنگ دوم چندلر: شاهد اول
دکتر جان سی. بِیتس: شاهد دوم
آمبروس اِسپنسر: شاهد سوم
جیمز اِچ. دیویدسون: شاهد چهارم
جَسپر کالوِر: شاهد پنجم
جیمز دبلیو. گرِی: شاهد ششم
نقش های بدون دیالوگ
سه سرباز اتحادیه و یک ستوان اتحادیه
گزارشگر جریان دادرسی
سه روزنامه نگار
قضاتِ دستیارِ ژنرال والاس
ژنرال مات
ژنرال تامس
ژنرال گیری
ژنرال فِسِندن
ژنرال بالی یر
سرهنگ آلکاک
سرهنگ اِستیبز

خلاصه نمایش

ماجرای نمایشنامه در دادگاه دعاوی ایالات متحده در واشینگتن دی.سی. رخ می دهد.
کمیسیون نظامی سالن دادگاه را «در اختیار» گرفته بود تا برای حضور مردم در این محاکمه بی سابقه مکانی فراهم کند.
پرده اول
صحنه اول: روزی در ماه اوت ۱۸۶۵.
صحنه دوم: یک هفته بعد.
پرده دوم
صحنه اول: صبح روز بعد.
صحنه دوم: روز بعد.

توصیف شخصیت های اصلی

ژنرال لو والاس: رئیس دادگاه است. هنگام صحبت، اندکی اقتدار و سردی در صدایش حس می شود. سرلشکر است و ۳۷ سال سن دارد.

سرهنگ دوم اِن. پی. چیپمن (دادستان): ۳۱ سال دارد، کهنه سرباز میدان نبرد است که جنگ ایده آلیسم دوران جوانی اش را به تعصبِ تزلزل ناپذیر آتشینی تبدیل کرده است. باید تکانش های انسانی او را حس کرد که پشتِ رنجشِ ناگزیرش از ایالات جنوب سرکوب شده اند ــ احساساتی در تضاد با یک دیگر که تنشی کنترل شده ایجاد می کنند.

اوتیس اِچ. بیکر (وکیل مدافع): دهه چهارم زندگی اش را می گذراند، وکیلی محک خورده، مجرب و شجاع که هوشی خارق العاده دارد. تدبیر و درایت باید در همه حرکاتش مشهود باشد ــ حتا زمانی که بسیار خشمگین است.

هنری ویرز (متهم): لباسِ سیاهِ ژنده و پیرهنی سفید به تن دارد که یقه اش باز است. واضح است که حال او خوب نیست، اما کماکان می تواند همچون سرباز رفتار کند. گستاخ، جسور و تقدیرگرا با لحنی توهین آمیز، ترکیبی از همه این ویژگی هاست. چهلمین سال زندگی اش را می گذراند.

سرهنگ دوم چندلر: باید او را مردی شریف و شجاع بدانیم که در طول پرسش وپاسخ ها میان وفاداری اش به آرمانی از دست رفته و انسانیت ذاتی اش گرفتار شده است.

دکتر جان سی. بیتس: پزشک روستاست، مردی صادق و اندکی خودبین.

آمبروس اسپنسر: زمیندار روستایی که کمی چاپلوس و چرب زبان است.

جیمز اِچ. دیویدسون: جوان است. تجربه جنگ و زندان از چهره اش می بارد. نحیف و بیمار است و لباسِ چندپاره پس از دوران جنگ او (بلوزی ارتشی و شلواری معمولی) بر تنِ لاغر و نحیفش گشاد می نماید. ممکن است کسی تصور کند که او آرزوی مکانی آرام و راحت را در دل دارد.

جسپر کالور: هنگام راه رفتن گویی گیج و مبهوت است. نامطمئن می خندد. هنگامی که داستانش را می گوید، شروع به نقش بازی کردن می کند.

جیمز دبلیو. گری: سربازی نیرومند و قوی هیکل است ــ از آن دست سربازهایی که در موقعیت های بسیار دشوار درباره زنده ماندنشان شرط بندی می کنند. لباسی تمیز و مرتب به تن دارد و چکمه های سواره نظامش برق می زنند.

نمایشنامه محاکمه اندرسون ویل را ابتدا ویلیام دارید، النور سایدنبرگ و دنیل هالیوود در ۲۹ دسامبر ۱۹۵۹ در تئاتر هنری میلرِ نیویورک اجرا کردند. کارگردانی آن را خوزه فِرِر و طراحی و نورپردازی را ویل استیون آرمسترانگ بر عهده داشتند. بازیگران به شرح زیر بودند:
(به ترتیب صحبت کردن)
ژنرال لو والاس (رئیس دادگاه): راسل هاردی
ستوان: رابرت بر
منشی دادگاه: هِیوود هیل برون
سرهنگ دوم اِن. پی. چیپمن (دادستان): جورج سی. اسکات
اوتیس اِچ. بیکر (وکیل مدافع): آلبرت دِکر
سروان ویلیامز: اَل هندرسون
هنری ویرز (متهم): هربرت برگهاف
سرهنگ دوم چندلر: رابرت کرول
لوئیس شید (دستیار وکیل مدافع): جیمز آرنتون
دکتر جان سی. بیتس: ایان هِریک
آمبروس اسپنسر: مولتری پَتن
دکتر سی. ام. فورد (پزشک زندان): داگلاس هِریک
جیمز اِچ. دیویدسون: جیمز گرین
سرگرد دی. هازمر (دستیار دادستان): هاوئرد ویروم
جسپر کالور: رابرت گرینجر
جیمز دبلیو. گری: فرانک ساتون
سربازان اتحادیه: رابرت داونی، مارتین وست، لو فریزل
گزارشگر جریان دادرسی: وینسنت داناهو
روزنامه نگاران: رابرت میر، ریچارد پاستون، ویلیام شارف
قضاتِ دستیارِ
ژنرال مات: کلیفورد کارپنتر
ژنرال تامس: تیلور گریوز
ژنرال گیری: جان لزلی
ژنرال فسندن: اوئن پَویت
ژنرال بالی یر: ویلیام هوسانگ
سرهنگ آلکاک: آرچی اسمیت
سرهنگ اِستیبز: فریمن مسکیمن

پرده اول

صحنه اول
دادگاه دعاوی، واشینگتن دی.سی. صبحی در اوت ۱۸۶۵. هوا گرم است. سالن دادگاه وسایلی ساده دارد. چند میز کنفرانس به نحوی چیده شده اند که فضای دادگاه شکل بگیرد: میز متهم و دادستان در سمت راست و چپ و روبه روی هم قرار دارند. میز قضات در مرکز و کمی عقب تر قرار دارد تا بتوانند رو به حاضران بنشینند. صندلی شاهد در مرکز، متمایل به راست و نزدیک میز قضات است. در کنار میز متهم، کاناپه ای عجیب می بینیم که برای متهمِ بیمار است و او، در طول بخشِ عمده ای از جریان دادگاه، روی آن دراز می کشد. دو پنجره فرانسوی روی دیوار سمت راست قرار دارد. پرچم امریکا به دیوار پشت قضات زده شده است. نقشه طراحی شده بزرگی از زندان اندرسون ویل روی پایه ای در کنار میز قضات قرار دارد ــ به شکل مستطیل است و در آن طرح ساده ای از همه قسمت های زندان مانند رودخانه، دیوارها، دروازه ورودی، خطِ مرگ، «بیمارستان»، قبرستان و غیره دیده می شود.
دو سرباز اتحادیه(۱) درها را باز می کنند. ستوانِ مسئول دادگاه، آرام و موکد، دیگران را با اشاره به جایگاهشان هدایت می کند. سپس، تیم وکیل مدافع و تیم دادستان همراه کارکنان دادگاه و خبرنگاران وارد می شوند و به سمت جایگاه خود می روند. هیچ کس نمی نشیند. همه در انتظار ورود قضات هستند. دیگران ــ کسانی که از قبل در سالن بوده اند ــ به سرعت در جایگاه خودشان قرار گرفته اند. تیم دادستان (دادستان و دستیارش)، که اونیفورم به تن دارد، متشکل از سرهنگ دوم اِن. پی. چیپمن و سرگرد دی. هازمر است. مقابل آن ها اوتیس اِچ. بیکر و لوئیس شید قرار دارند که تیم وکیل مدافع هستند. هر دو پشت میزهای خود مشغول صحبت اند (موضوع صحبت، همان طور که چند لحظه دیگر می بینیم، غیبت متهم است). سروان ویلیامز سپس وارد می شود و به سمت سرهنگ چیپمن می رود و با هیجانی سرکوب شده با او صحبت می کند. به محض این که شروع به صحبت می کند، حرفش قطع می شود ــ قضات وارد سالن دادگاه می شوند. نگاه همه حاضران متوجه آنان می شود و قضات، هشت افسر ارشد اتحادیه که اونیفورمِ کامل به تن دارند، به سمت جایگاه خود حرکت می کنند و در کنار ژنرال لو والاس، رئیس دادگاه، می نشینند. هنگام شروع روند دادرسی، فضای سردی در دادگاه حاکم می شود که قدرت و اراده را تحت الشعاع قرار می دهد. زمانی که والاس صحبت می کند، اندکی اقتدار و سردی در صدایش حس می شود. او سرلشکر است.

والاس: (یک بار چکش را می کوبد.) این دادگاه نظامی، که به دستور وزارت جنگ تشکیل شده است، اکنون آغاز می شود. به ستوانِ مسئول دادگاه توصیه می شود نگهبان هایی دیگر در راهرو بگمارد. همواره باید مسیر به سمت درهای دادگاه باز باشد.
ستوان: بله قربان (بیرون می رود.)
والاس: آیا همه شاهدانی که قرار است در جریان رسیدگی حضور یابند به منشی دادگاه مراجعه کرده اند؟
منشی: همه به منشی مراجعه کرده اند و حاضر هستند قربان.
والاس: گمان می کنم همه افرادی که در جریان رسیدگی این دادگاه حضور دارند برگه اعلام وفاداری به دولت ایالات متحده را امضا کرده اند.
منشی: بله قربان (ستوان دوباره وارد سالن می شود و کنار درهای بسته می ایستد.)
والاس: (وقتی نام دادستان و وکیل مدافع را می خواند، آن ها با حرکت سر تایید می کنند.) سرهنگ دوم اِن. پی. چیپمن از طرف وزارت جنگ. آقای اوتیس بِیکر از طرف متهم. این کمیسیون نظامی، که شامل ــــ (به ردیف قضات نگاه می کند.) ژنرال مات... ژنرال تامس... ژنرال گیری... ژنرال فسندن... ژنرال بالی یر... سرهنگ آلکاک... سرهنگ اِستیبز... و خودِ من (ژنرال والاس) است، متهم (هِنری ویرز) را محاکمه می کند. آیا وکیل مدافع اعتراضی به اعضای این کمیسیون دارد؟
بیکر: اعتراضی نیست.
والاس: متهم را نمی بینیم.
چیپمن: اگر دادگاه اجازه بدهد، سروان ویلیامز این جاست و دلیل غیبت متهم را توضیح می دهد. (سروان ویلیامز جلو می آید.)
ویلیامز: قربان، در مورد متهم؛ او را تا چند لحظه دیگر به این جا می آورند.
والاس: بیمار است؟
ویلیامز: (بی درنگ صحبت می کند.) خیر قربان، موقتاً بیمار است، صبح امروز اقدام به خودکشی کرده بود که با هوشیاری نگهبان ها این تلاش به نتیجه ای نرسید ــــ
والاس: آقای ویرز قصد داشته است خودکشی کند؟
ویلیامز: موفقیت آمیز نبود قربان.
والاس: سروان، برای دادگاه توضیح دهید که چگونه چنین اقدامی ممکن شده است.
ویلیامز: قربان، آقای ویرز سعی کرد، پس از شکستن یک بطری، رگ خود را بزند.
والاس: بطری؟
ویلیامز: قربان، بطری کنیاکی که روزانه و طبق دستورِ دکتر فورد به عنوان دارو تجویز می شد ــــ
والاس: این اتفاق نباید رخ می داد ــــ مسئولیت زندانی به عهده شماست. باید اقدامات لازم را صورت دهید تا دیگر چنین اتفاقی رخ ندهد. می گویید که زندانی در وضعیتی است که می تواند به زودی در دادگاه حاضر شود؟
ویلیامز: تا چند دقیقه دیگر و من شخصاً ــــ
والاس: (حرفش را قطع می کند.) حرف دیگری ندارم.
ویلیامز: بله قربان. (از سالن خارج می شود تا، اندکی بعد، همراه سروان ویرز به سالن بازگردد.)
والاس: از وکیل مدافع می خواهم در غیاب متهم به کیفرخواست پاسخ دهند.
بیکر: ترجیح می دهم، اگر دادگاه اجازه بدهد، سروان ویرز اتهام های وارده را شخصاً بشنود ــــ
والاس: این محاکمه چندین بار به تعویق افتاده است و دادگاه قصد دارد امروز صبح رسیدگی را بدون تاخیرِ بیشتر شروع کند. (بیشتر حالت دستوری تا سوالی.) آیا وکیل مدافع به اتهامات پاسخ خواهد داد؟
بیکر: وکیل مدافع پاسخ می دهد.
والاس: اگر دادستان آماده باشند.
چیپمن: آماده ام قربان.
والاس: کیفرخواست قرائت می شود. (حرکاتِ چیپمن فوراً بُعدی از شخصیت او را نشان می دهد ــ خشمگین و تهاجمی. او ۳۱ سال دارد و کهنه سرباز میدان نبرد است. چیپمن ذاتاً شخصیتی مستقل و خودرای دارد که پیروی از اصول انضباطی ارتش برایش دشوار است. هنگام خواندن کیفرخواست، خشمی شدید، اما کنترل شده، در صدایش حس می شود.)
چیپمن: (نشسته.) اتهام ــــ توطئه جنایت کارانه برخلاف قوانین و معاهدات جنگ با هدف نابودکردن سربازان ایالات متحده.
جزئیات اتهام ــــ هنری ویرز، که مسئول زندان ایالات موتلفه امریکا در اندرسون ویلِ جورجیا بوده است، ۴۰ هزار سرباز اتحادیه را بی رحمانه، در شرایط حبس انفرادی، بدون پناهگاهِ مناسب در برابر گرمای سوزان تابستان یا سرمای کشنده زمستان نگه داشته است، و ــ
جزئیات اتهام ــــ نام برده، هنری ویرز، در فرایند به اجرا درآوردن این توطئه، خوراک، پوشاک و مراقبت های پزشکی کافی را از زندانیان دریغ کرده است که، این امر، منجر به بیماری و مرگ بیش از چهارده هزار نفر از آن ها شده است.
جزئیات اتهام ــــ نام برده در زندان خطی به نام «خطِ مرگ» ایجاد کرده بود و به نگهبانان مستقر در بالای دیوارهای زندان دستور داده بود تا به هر زندانی که قصد عبور از آن خط را داشته باشد تیراندازی کنند و او را از پای دربیاورند.
جزئیات اتهام ــــ نام برده از سگ های شکاری به منظور ردگیری، دستگیری و دریدن اسرای جنگی فراری استفاده کرده و، بدین طریق، موجب مرگ ۵۰ سرباز اتحادیه شده است که نامشان مشخص نیست.
جزئیات اتهام ــــ نام برده شخصاً یا با دستور مستقیم موجب مرگ سیزده زندانی شده است که نامشان مشخص نیست.
والاس: آقای بیکر، که به جای زندانی پاسخ می دهید، پاسختان در برابر این اتهامات چیست؟
بیکر: (نشسته است. فوراً اعتراض هایش را مطرح می کند در حالی که می داند همه آن ها رد خواهند شد.) ما پیشنهادی مطرح می کنیم ــــ این که این دادگاه نظامی منحل شود، زیرا اکنون و به دلیل خاتمه یافتن جنگ این دادگاه دیگر صلاحیت قضایی ندارد.
چیپمن: این دادگاه تحت اختیاراتِ دوران جنگِ رئیس جمهوری، که هنوز معتبرند، دارای صلاحیت است. همه می دانند که افسران شورشی سرسخت هنوز حاضر نیستند سلاح های خود را زمین بگذارند. جنگ هنوز به طور رسمی ادامه دارد. پیشنهاد رد درخواست.
والاس: درخواست رد می شود.
بیکر: درخواست به تعویق افتادن دادگاه... براساسِ امتناع شاهدان بیشتر برای بیان شهادت که، برخلاف اکنون، در زمانی مناسب تر حاضر به دفاع از متهم خواهند بود، زیرا وحشت دارند این تصور به وجود بیاید که انگیزه شان از این کار حمایت از کنفدراسیون سابق است.
چیپمن: (با طعنه ای آشکار.) اگر شاهدانِ آقای بیکر می توانند با وجدانی آسوده سوگند یاد کنند که به دولت ایالات متحده وفادارند، دیگر هیچ دلیلی برای وحشت ندارند.
بیکر: دادگاه از وضعیت و شرایط موجود مطلع است. فقط چهار ماه از ترور آقای لینکلن می گذرد.
والاس: (با غرش.) این نام را وارد این محاکمه نخواهیم کرد!
بیکر: (بلند می شود.) به هر حال، حضور آقای لینکلن در این سالن ــ پیامدِ به قتل رسیدن ایشان در این سالن حس می شود ــ و این منجر می شود که اتهامِ قتلِ وارد شده به متهم بسیار سنگین تر شود ــــ
چیپمن: قتلی که مسئولِ آن جنوب است. و وکیل مدافع نباید این جا از مرگ غم انگیز آقای لینکلن به نفع خودش استفاده کند.
بیکر: قربان، نگرانی اصلی بنده این است که در این کیفرخواستْ مافوقان نظامی سروان ویرز نادیده گرفته شده اند و این امر باعث شده است که او به یگانه هدف خون خواهی کشور از جنوب تبدیل شود ــــ
والاس: (چکش را می کوبد.) کافی است آقای بیکر. درخواست رد می شود. اگر درخواست های دیگری ندارید ــــ
بیکر: دارم قربان. در باره جزئیات اتهام های مربوط به جرائمِ ارتکابِ قتل و مشارکت در قتلِ برخی افراد، درخواست دارم این اتهامات رد شوند، زیرا اسمی از این افراد برده نشده است.
چیپمن: (بلند می شود و به سمت چپ ژنرال ها می رود.) وکیل مدافع نمی تواند با چنین درخواستی وحشی گری علیه چهارده هزار انسان ناشناسِ کشته شده را، که در گورهای بی نام و نشان اندرسون ویل دفن شده اند، نادیده بگیرد؛ در نگهداری عدل های پنبه هم دقت بیشتری صرف می شود. پیشنهاد رد درخواست.
بیکر: آیا دادستان نظامی می تواند بگوید که، در طول جنگ، اسناد دقیق زندان در کجا نگهداری می شده اند؟ (چیپمن با خشم واکنش نشان می دهد.) ادب حکم می کند که دادستان این جا احترام مرا حفظ کند. فردی که به دلیل اتهامات وارد شده با مجازات مرگ روبه رو است حق دارد دفاعی درخور و مناسب داشته باشد.
چیپمن: می دانیم که این جا از چه چیزی دفاع می شود. انگیزه های سیاسی وکیل مدافع به طور کامل مشخص هستند.
والاس: (چکش را می کوبد.) کافی است.
بیکر: صرفاً می خواهم به دادستان متذکر شوم که اکنون در دادگاه حضور دارد و نه در میدان نبرد. ایشان طوری رفتار می کند که گویی سبعیت جنگ پدیده ای جهانی نیست. شمال هم اندرسون ویل های خودش را داشته است.
والاس: آقای بیکر، در این دادگاه، دولتِ ایالات متحده را محاکمه نمی کنیم.
بیکر: خواهیم دید.
والاس: (بلند می شود.) آقای بیکر ــــ!
بیکر: قصد توهین به دادگاه را نداشتم ــــ حرفم را کامل می کنم... «در شهادت هایی که بیان می شوند خواهیم دید». قربان، اشاره ام به چیزهایی بود که اسناد نشان خواهند داد...
والاس: دادگاه منحرف نمی شود ــــ (سروان ویلیامز درِ دادگاه را از سمت بیرون باز می کند. او به ستوان مسئول دادگاه اشاره می کند که زندانی آماده ورود به سالن است.) از این پس مراقب اظهارات خود در این دادگاه باشید. درخواست رد می شود.
ستوان: زندانی وارد دادگاه شود! (ویرز وارد می شود، پشت سرش دکتر فورد است که کیف پزشکی اش را در دست دارد و پشت سر او سروان ویلیامز است. فورد و ویلیامز از کنار صندلی شاهد عبور می کنند و در جایگاه گزارشگران، که روبه روی پنجره است، می نشینند. ویرز به سمت کاناپه می رود، بیکر به او اشاره می کند که کنار صندلی شاهد منتظر بماند.)
والاس: (به بیکر.) اگر درخواست دیگری ندارید، از متهم می خواهم که به اتهام ها پاسخ بدهد.
بیکر: درخواست دیگری ندارم. اما، اگر دادگاه اجازه بدهد، باید بگویم که ما از طرف متهم درخواست ویژه ای از دادستان داشتیم که به نظر می رسد ایشان فراموش کرده اند.
چیپمن: (نشسته.) درخواست شده بود که متهم، طی جریان رسیدگی دادگاه، به دلیل ادعای درد و ضعفِ ناشی از زخمی به اصطلاح جنگی روی کاناپه ای دراز بکشد ــــ
ویرز: (با لهجه آلمانی خفیفی صحبت می کند.) به اصطلاح نه، سرهنگ. من هم در خط مقدم سرباز بودم. در نبرد «هفت صنوبر» با افتخار مجروح شدم و ــــ
چیپمن: متهم تنها فرد حاضر در این سالن نیست که در جنگ مجروح شده است.
ویرز: نمی گذارم به من تهمت زده شود.
والاس: به متهم اجازه داده می شود تا در جریان رسیدگی روی کاناپه دراز بکشد و اکنون از خود دفاع ــــ
ویرز: (سریع حرف والاس را قطع می کند. بسیار طعنه دار صحبت می کند. هنوز ایستاده است.) متشکرم ژنرال. قربان، می خواهم حرفی بزنم در مورد ــــ
والاس: فرصت این کار به شما داده می شود آقای ویرز.
ویرز: (حرفش را تمام می کند.) در مورد اقدام به خودکشی امروز صبح، اگر دادگاه علاقه مند به شنیدن است.
والاس: حرفتان را بزنید.
ویرز: عذاب وجدان مرا وادار به چنین کاری نکرد، من احساس گناه نمی کنم، به هیچ وجه ــــ
والاس: اگر همه حرفتان همین است ــــ
ویرز: فقط چند کلمه مانده قربان. با خون سردی موقعیت را در مقام سرباز بررسی کردم. می دانم که هیچ امیدی ندارم و، به همین دلیل، تصمیم گرفتم که از دولت دریغ کنم لذتِ ــــ
والاس: (همپوشی صدا.) کافی است آقای ویرز.
ویرز: یک موضوع دیگر قربان ــــ
والاس: کافی است آقای ویرز!
ویرز: پس دادگاه به من اجازه نمی دهد موضوعی شخصی را بیان کنم که باید برای دادگاه مهم باشد.
والاس: اصل مطلب را بگویید. چه موضوعی؟
ویرز: نامه هایی به خانواده ام نوشته ام و نمی دانم که آیا آن ها به دستشان رسیده یا خیر.
والاس: نامه ها هیچ ربطی به دادگاه ندارند. احتمالاً نامه های شما هنوز نرسیده اند، شرایط کشور هنوز آرام نیست.
ویرز: ژنرال، مرا بدون اطلاع قبلی در مقابل چشمان فرزندانم گرفتند و بازداشت کردند. برایم مهم نیست که روزنامه ها چه القابی به من می دهند ــ بگذارید مرا قصاب اندرسون ویل بخوانند. اما تصوری که فرزندانم از پدرشان دارند؛ این برایم مهم است. این حق را دارم تا، آن طور که می خواهم، خودم را به فرزندانم معرفی کنم. من این حق را دارم. این که به من اطلاع نمی دهند نامه هایم رسیده اند یا خیر ظلم است. (ژنرال تامس در گوش والاس چیزی می گوید.)
والاس: اگر می خواهید، ترتیبی می دهیم تا نامه های شما از طریق بسته های نظامی به دست خانواده تان برسد.
ویرز: (ظاهراً چاپلوسی می کند، اما با طعنه.) از دادگاه نهایت تشکر را می کنم. بسیار به من عنایت کرده اند، مراقبت های پزشکی، دلداری معنوی کشیشی که هر روز به سلولم می آید. دادگاه بسیار به من لطف کرده است. (با کینه ای ناگهانی.) تنها چیزی که از من خواسته اند گرفتنِ جانِ من است! فریب نخواهم خورد!

نظرات کاربران درباره کتاب محاکمه اندرسون ویل