فیدیبو نماینده قانونی نشر راویس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب سفر هنرمند
ادامه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی سفر قهرمان و جست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌وجوی همیشگی معنا

نسخه الکترونیک کتاب سفر هنرمند به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب سفر هنرمند

سفر من به‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌عنوان قهرمان حدود دو سال و نیم طول کشید، از بیست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌وشش‌سالگی تا بیست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ونه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سالگی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ام. سفرم همه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی مراحل اسطوره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی سفر قهرمان را به‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌طور مرتب و کامل در خودش داشت.
البته اصلاً نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دانستم که چیزی که داشتم تجربه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کردم، ممکن است سفر قهرمان خوانده شود. هرگز درباره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی سفر قهرمان نشنیده بودم.
برایم روشن بود که دارد اتفاقی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌افتد و آن اتفاق مثل قطاری بود که نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توانستم متوقفش کنم یا حرکتش را کند کنم تا پیاده شوم.
وقتی سفر به اتمام رسید هم برایم روشن بود. لحظه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی دقیقِ اتمام سفرم را درک کردم. می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توانستم احساسش کنم. حتی در آن زمان هم متوجه بودم که تجربه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ام بالاترین ارزش و اهمیت را داراست. نیاز به دوراندیشی نداشتم. در همان لحظه متوجه این امر بودم.
شاید خانواده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ام از من بیزار شده باشند یا حتی از جاهایی که رفته بودم یا کارهایی که کرده بودم احساس انزجار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کردند. شاید دوستانم نگران سلامت عقلی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ام شده بودند یا شاید دیگرانی که برایشان اهمیت داشتم، سر خود را برای اینکه نشان دهند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ با تباهی، حماقت و بیهودگی زندگی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ام موافق نیستند، تکان می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دادند. حتی خودم هم متوجه بودم که ممکن است سال‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها طول بکشد تا بهبود پیدا کنم، اما برایم مهم نبود. سفر ارزشش را داشت.
چرا؟
چون حالا تاریخی داشتم که فقط مال من بود. از آزمون دشواری سربلند بیرون آمده بودم و مسافرتی را پشت سر گذاشته بودم که هزینه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی آن را با خونم پرداخته بودم. غیر از من، هیچ فرد دیگری راجع به این مسافرت چیزی نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دانست. هرگز هیچ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کس از آن باخبر نشده است و من هم کوچک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ترین میلی برای درمیان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گذاشتنش با دیگری نداشتم. این سفر مال من بود و هیچ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کس نمی‌توانست آن را از من بگیرد.
من از بلیط سفرم استفاده کرده بودم.
من جاهای خالی را پر کرده بودم.

ادامه...
  • ناشر نشر راویس
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.88 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۰۰ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب سفر هنرمند

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

هنرمند حق انتخاب دارد
شکارچی گوزن
انتخاب سوفی
کرامر علیه کرامر
سیلک وود
جولیا
خارج از آفریقا
آیرن وید
دل سوختگی
پل های مدیسون کانتی
تردید
فریادی در تاریکی
کارت پستال هایی از لبه ی پرتگاه
اقتباس
شیطان پرادا می پوشد
بانوی آهنین
به سوی جنگل
ریکی و فلش
پست (۳۶)

بازی کردن مریل استریپ در یک فیلم به اندازه ای خاص است که می توان به آن صفت استریپی(۳۷)داد، چنان که می توان ترانه ای از جکسون براون(۳۸) را با صفت براونی توصیف کرد یا رقصی از توئیلا ثارپ(۳۹) را ثارپی دانست.
آیا این هنرمندان خوش شانس بوده اند؟ آیا با چنین صدایی زاده شده اند؟ یا همه ی آن ها را در سفر هنرمندانه شان کشف کرده و به دست آورده اند.
هنرمند رسانه ای برای بیان دارد
رسانه ی استیون کینگ فانتزی / وحشت بود که در زمان به شکل های جاه طلبانه تر و بی ادبانه تری ارتقا پیدا کرد. رسانه ی باب دیلن موسیقی فولک بود که آن هم به سبک منحصربه فرد متعالی تر و خلاقانه تری تکامل پیدا کرد.
بخش خیلی مهمی از سفر هنرمند، یافتن پاسخ این سوال است: «رسانه ی بیان من چیست؟»
هنرمند دیدگاهی دارد
اوایل که شروع به کار در صحنه های فیلمبرداری کرده بودم، برایم خیلی شگفت آور بود که کارگردان ها می توانستند به سرعت و با قطعیت پاسخ سوالات زیادی را بدهند. «دوربین را کجا می خواهید؟»، «بازیگر کجا باید بایستد؟»، «چند وقت دیگر می توانیم برای ناهار برویم؟»
«آنجا.»
«آنجا.»
«چهل دقیقه ی بعد.»
کارگردان چطور از پس این کار بر می آمد؟ چطور جواب همه چیز را می دانست؟
روزی از کارگردانی این سوال ها را پرسیدم.
کارگردان پاسخ داد: «چون من یک نقطه نظر دارم.»
به عبارت دیگر، کارگردان می دانست که دارد چه فیلمی می سازد.
می دانست فیلمش درباره ی چیست (موضوع).
می دانست می خواهد فیلمش را چگونه به سمع و نظر بقیه برساند (صدا، رسانه ی بیان و سبک).
پیکاسو دیدگاه داشت
وقتی ژرژ براک(۴۰) و دیگر کوبیست های پیشگام، پرتره هایی را نقاشی کردند که در آن ها چشم های زنان در یک سوی چهره شان قرار داشت، منتقدان به شدت عصبانی شدند، دوستداران هنر احساس انزجار کردند و روشنفکران با هم در کافه های مون مارت(۴۱) و سن ژرمن دِ پره(۴۲) دعوا کردند.
اما براک می دانست. پیکاسو می دانست. لگه(۴۳) می دانست.
آن ها دیدگاهی داشتند.
آن ها می توانستند چهره ی بازنمایی شده ای را بکشند اما این چیزی نبود که می خواستند. بازنمایی دیدگاه آن ها نبود.
سزار دیدگاهی داشت.
گاندی دیدگاهی داشت.
مارتین لوتر کینگ جونیور دیدگاهی داشت.
وقتی هنرمند دیدگاهی داشته باشد می تواند هر سوالی (از جمله سوال های خودش) را پاسخ دهد.
هنرمند سبک دارد
پیکاسو چون بلد نبود طور دیگری نقاشی بکشد، چهره های کوبیستی جنون آمیز نقاشی نمی کرد. همینگوی از کلمه های کوتاه استفاده نمی کرد چون بلد نبود ضدیت با رسمیت زدایی کلیسا(۴۴) را هجی کند.
سبک را نمی توان از صدا جدا کرد. سبک از موضوع و دیدگاه تکامل یافته است و به طور منطقی و منسجمی با رسانه ی بیان ترکیب می شود.
ممکن است هنرمند در سفرش چندین سبک را امتحان کند تا سبک خودش را بیابد. هریک از این ها ـ موضوع، صدا، دیدگاه، رسانه ی بیان و سبک ـ جنبه ای از یک سوال منفردند: «استعداد من چیست؟» یا به عبارت دیگر «من کیستم؟»
هنرمند فرزند زمانه اش است
منظورم از زمانه، دوره یا نسل است. کوبیسمِ پیکاسو یا نثر چندوجهی همینگوی، هردو حاصل سبک و ریتم جمعی ـ مکانیکی، کج وکوله ی دوره ی قبل و بعد از جنگ جهانی اول بودند (دوره ای که تیربار و اجاره به شرط تملیک(۴۵) هم از محصولاتش بودند). ترانه ی راسپودی در بلو(۴۶) از گرشوین(۴۷) و عشق بیهوده (۴۸) از رابرت جانسون و کمی بعد مدار راس السرطان هنری میلر هم از تولیدات این دوره به حساب می آیند.
همه ی این آثار، عکس العملی به زمانه ای بودند که این افراد در آن زندگی می کردند.
اگر بخواهیم (طبق عادت من) از زبانی رمزآلود دراین باره استفاده کنیم، می توانیم بگوییم که روح این نویسندگان، نقاشان و موسیقی دانان ـ برحسب دلایلی که خود آن ها شاید هرگز از آن آگاه نشده یا اصلاً در جست وجویش برنیامده باشند ـ آن دوره ای را انتخاب کردند که در آن زاده شدند.
با نگاهی نزدیک تر روشن می شود که حتی هنرمندانی که آثارشان به نظر جلوتر از زمانه شان است ـ با نگاهی به گذشته: گور ویدال(۴۹) در بر(۵۰) و لینکلن و با نگاهی رو به جلو همه ی آثار فیلیپ کی. دیک(۵۱) ـ عمیقاً به روح زمانه شان مرتبط بوده اند، اما صرفاً از زاویه ی زمانی متفاوتی به آن دوره نگاه کرده اند.
هنرمند در سفرش راجع به زمانه ی خود و خطاب به آن سخن می گوید.
جهان عادی و جهان خارق العاده
گفتیم که هنرمند موضوع، صدا، دیدگاه، رسانه ی بیان و سبک دارد.
اما این ها از کجا می آیند؟
چگونه موضوع، صدا، دیدگاه، رسانه ی بیان و سبک خودمان را بیابیم؟
طبق تجربه ی من، فرایند این کار نه عقلانی و نه منطقی است و نمی توان کنترلی بر آن داشت. نمی توان آن را تسریع کرد. تحت فرمان اراده یا نفس(۵۲) نیست.
باور دارم ما با همه ی آنچه در جست وجویش هستیم، زاده شده ایم: موضوع، صدا، دیدگاه، رسانه ی بیان و سبک. اما این ها در منطقه ای از روان، خارج از طیف آگاهی عرفی قرار دارند.
سفر هنرمند موازی با سفر قهرمان است. از این نظر که شما و من هنرمندانی بالذات هستیم ـ باید جهان عادی (ذهن خودآگاه) را ترک کنیم و از دروازه ی جهان خارق العاده (ذهن ناخودآگاه یا آگاهی متعالی) عبور کنیم تا بتوانیم پشم زرین (دانش به هدیه مان و دسترسی پیداکردن به آن) را بجوییم و کسب کنیم.
این فرایند، مشابه سفر قهرمان، به زمان نیاز دارد.
موجب رنج و درد می شود.
احمقانه است.
بحران های آن شامل لحظه ی «به آخرخط رسیدن» است.
هنری میلر نوشته است که پس از رسیدن به آخر خط، دیگر هر چیزی قطعیتی مرگبار در پی خواهد داشت و در میان آشوب ها هم اطمینان کاملی خواهید داشت.
چیزی که باید (مجازاً) بمیرد نفس و توهم کنترل داشتن است.
هرآنچه که پس از آن می آید، نشانی از قدرت ما به عنوان هنرمند است: موضوعمان، صدایمان، دیدگاهمان، رسانه ی بیانمان و سبکمان.
شکل سفر هنرمند
به شکل و ساختار سفر این هنرمند (بروس اسپرینگستین) توجه کنید:

سلام و درود از پارک اشبری در نیوجرسی
وحشی، معصوم و رقص در خیابان اِی
زاده شده برای دویدن
تاریکی در کناره ی شهر
رودخانه
نبراسکا
متولد آمریکا
تونل عشق
تماس بشری
شهر خوش شانس
روح تام جوود
کارکردن روی یک رویا
توپ تخریب کننده
امیدهای فراوان
اسپرینگستین در برادوی(۵۳)

یا این هنرمند (فیلیپ راث):

خداحافظ کولومبوس
شکایت پورتنوی
رمان بزرگ آمریکایی
زندگی ام به عنوان یک مرد
زوکرمن رهیده از بند
درس آناتومی
متقابل زندگی
تئاتر روز شنبه
ادبیات شبانی آمریکایی
زنگار بشر
توطئه علیه آمریکا
حقارت
ارباب انتقام(۵۴)

یا این هنرمند (جونی میچل(۵۵)):

ابرها
بانوان دره
آبی
برای گل های رز
کورت و اسپارک
صدای هیس هیس چمن های تابستانی
هجرت
دختر بی مبالات دن ژوان
چیزهای وحشی سریع می دوند
علامت های گچی در بوران
سفر به سوی خانه در شب
ایندیگوی آشفته(۵۶)

روشن است که مجموعه ی آثار هریک از این هنرمندان وحدت (موضوعی، مضمونی، آوایی، سبکی و قصدی) دارد.
در عین حال پیش رفتی هم در مجموعه آثارشان دیده می شود. اگر مجموعه آثارشان را پشت سرهم در نظر بگیریم، مثل سفری خواهد بود که به سوی مسیری خاص در حال حرکت و تکامل است.

باب دیلن
باب دیلن بی قید و آزاد
زمانه ی در حال تغییر
دیدار دوباره از بزرگراه ۶۱
بلوند روی بلوند
برگرداندن همه به خانه
خون روی ریل ها
تمایل
جان وزلی هاردینگ
قانونی در خیابان
نمای ساختمان های نشویل
قطار کُندِ ورودی
باران سخت
زمان فراموش شده
طوفان
سایه های شب(۵۷)

شما هم می توانید راهی سفر هنرمندانه ی خودتان بشوید.
حتی اگر تاکنون یک ترانه یا داستان کوتاه هم ننوشته باشید، مجموعه آثارتان جایی در درون شما پنهان شده است. آن ها در حال تراوش کردن به بیرون اند و دارند به شما فشار می آورند، چه احساس بکنید یا نکنید، چه به آن باور داشته باشید یا نداشته باشید.
مثل سفر قهرمان، سفر هنرمند هم در طلب این است که تجربه شود. در طلب این است که بیان شود.

کتاب اول: بیرون از تاریکی

سفر قهرمان

سفر قهرمان اسطوره ای است که براساس نظر جوزف کمبل(۱۲)، کارل گوستاو یونگ و افرادی دیگر بین همه ی فرهنگ های انسانی مشترک است. این اسطوره غالباً از زمان تولد در روانمان(۱۳) وجود دارد و مثل سیستم عامل یا شاید اگر بخواهیم دقیق تر بگوییم، مثل نرم افزاری در یک سیستم عامل است.

در ادامه، یک برگه‎ ی تقلب برای سفر قهرمان می خوانید. این برگه به لطف آثار جوزف کمبل (قهرمان هزار چهره)(۱۴)، کریستوفر وگلر(۱۵) (سفر نویسنده)(۱۶) و بلیک اسنایدر(۱۷) (گربه را نجات بده!)(۱۸) تهیه شده است.
مراحل سفر قهرمان (تقریباً) این ها هستند:

۱. جهان عادی
قهرمان، یعنی من یا شما یا دوروتی، راکی یا لوک اسکای واکر به جهان عادی و معمولی اش معرفی می شود، اما در پشت پرده، امواج قویِ تغییر و تحولی در جریان است...

۲. دعوت
پیش پای قهرمان، واقعه ای بیرونی (یا درونی) قرار گرفته است و به او هشدار می دهد یا تشویقش می کند که وارد عمل شود و جهان عادی را پشت سر بگذارد.

۳. نپذیرفتن دعوت
قهرمان برای لحظه ای تردید می کند. راکی از فرصت مبارزه با حریف استفاده نمی کند و اودیسه خودش را به دیوانگی می زند تا از رفتن به جنگ تروا اجتناب کند.

۴. راهنما ظاهر می شود
سلام بر اُبی وان کنوبی!(۱۹) ممکن است راهنما در درونمان ظاهر شود، مثلاً در رویا یا تجربه ای شهودی. قهرمان قدرت گرفته است و شجاعانه بر ترس خود برای حرکت به سمت سرزمین ناآشنا غلبه می کند.

۵. عبور از دروازه
قهرمان با جهان آشنا خداحافظی کرده است و وارد جهان خارق العاده (یا با استفاده از عبارت بسیار مناسبِ بلیک اسنایدر، جهان وارونه(۲۰)) می شود. دوروتی کانزاس را ترک می کند، کونان بربر(۲۱)، چرخ درد(۲۲) را رها می کند.

۶. آزمون ها و درد و رنج، دوستان و دشمنان
هاکلبری و جیم با سفیدپوستان جاهل، اهالی فلوریدا، سفیدپوستان فقیر، حمله ی خلاف کارها و مهم تر از همه با کینگ و دوک روبه رو می شوند. جهان وارونه قهرمان ها را می آزماید، اما متحدان و آموزگارانی را هم سر راهشان قرار می دهد.

۷. آزمون اصلی
قهرمان وارد لانه ی پلیدی(۲۳) شده است و رودرروی «قلب تاریکی» می ایستد. تسئوس(۲۴) با مینوتور(۲۵) در میانه ی هزارتو مقابله می کند، ایندیانا جونز دنبال مجسمه ی طلایی می رود، همفری بوگارت بازی برد و باختش را برای به دست آوردن اینگرید برگمن آغاز می کند...

۸. نتیجه ی نهایی
قهرمان موفق می شود! اما...

۹. خروج
ضدقهرمانان دست به دست هم می دهند. آن ها نمی توانند اجازه بدهند جیسون با پشم زرین(۲۶) به خانه برسد! ایندی فرار می کند، دوروتی در می رود، اودیسه از دست کیرکه (و سایکلوپس، سکولا و خاروبدیس و...) فرار می کند و با کشتی ای به خانه بازمی گردد.

۱۰. رستاخیز
یک امتحان نهایی دهشتناک. در اصطلاح کریستوفر ووگلر(۲۷)، قهرمان «با فداکاری ای نهایی و تقدیس شده» به لحظه ی نوزایی ای می رسد که در آن موضوع اولیه ا ی که برایش عذاب آور بود، در نهایت حل می شود.

۱۱. هدیه ای برای مردم
قهرمان به جایی برمی گردد که ابتدا سفرش را از آنجا آغاز کرده بود. اما او دست خالی باز نمی گردد. او با خودش خردی متحول کننده، «اکسیر» یا «آب زندگانی ای «می آورد که آن را به جامعه ی بزرگ تر اهدا می کند تا مردم را نجات دهد و صلح را برقرار کند.
سفر قهرمان و سفر هنرمند
من نظریه ای راجع به سفر قهرمان دارم. همه ی ما نظریه ای راجع به آن داریم. در واقع بیش از یک نظریه داریم. اما سفر اصلی ما به عنوان یک قهرمان، دوره ای در زندگی واقعی است که پیش از یافتن رسالتمان(۲۸) در آن به سر می بریم.
سفر قهرمان جست وجو برای یافتن آن رسالت است.
آماده شدن است.
آغاز (یا دقیق تر، خودآغازی) است.
در سفرمان به عنوان قهرمان می بینیم، تجربه می کنیم، رنج می کشیم، یاد می گیریم.
در این سفر، تاریخی را به دست می آوریم که فقط متعلق به ماست، تاریخی مخفی، خصوصی و شخصی. هیچ فرد دیگری به جز ما در آن تاریخ شریک نیست. هیچ کس دیگری از آن آگاه نیست. این تاریخ مخفی ارزشمند، چیزی است که به ما تعلق دارد و در آینده هم چیزی ارزشمندتر از آن نخواهیم داشت. در ادامه ی زندگی مان منبعی برای ما خواهد بود.
سفر قهرمان زمانی به پایان می رسد که مثل اودیسه به خانه، به ایتاکا، به جایی که از آن آغاز کردیم، بازگردیم. ما با موجی به ساحل افکنده می شویم. زنده مانده ایم. به خانه آمده ایم.
اما حالا چه؟
دورانی که پس از این می آید، سفر هنرمند است.
سفر هنرمند پس از سفر قهرمان می آید.
هر اتفاقی که تاکنون برایمان افتاده است مثل تمرینی بود که نقش خودِ حقیقی مان را اجرا کنیم و صدای واقعی خودمان را بیابیم و با آن سخن بگوییم.
سفر هنرمند فرایند خوداکتشافی ای است که پس از این رخ می دهد.
این فرایند تا زمانی که زنده ایم ادامه خواهد داشت و شاید حتی بیشتر هم طول بکشد.
سفر قهرمان، موجودی زنده و در حال نفس کشیدن است.
سفر قهرمان ـ منظورم قالبی است که از زمان تولد در روانمان وجود دارد ـ دو جنبه دارد که از نظر من اغلب نادیده گرفته شده یا به حساب آورده نمی شود.

۱. این قالب، گزاره ای است که باید جاهای خالی را در آن پر کرد. قالب، الگویی و ترتیبی ارائه می کند، اما جزئیاتش را به طور خاص در اختیار هر فرد نمی گذارد.
۲. قالبِ سفر قهرمان، فشاری قوی و تقریباً نامحسوس به فرد می آورد تا آن قالب را در زندگی واقعی اش تجربه کند.

چنان که زن جوانِ بدونِ فرزندی، صدای تیک تاک ساعت زیستی اش را می شنود، من و تو هم می توانیم فشار سفر قهرمان تجربه نشده مان را احساس کنیم.
چه چیزی سبب می شود شهر کوچکمان را ترک کنیم و به شهر بزرگی برویم؟ چرا در نیروهای ویژه ی ارتش نام نویسی می کنیم؟ وقتی غریبه ای را در هواپیما ملاقات می کنیم و دنبالش به آرژانتین می رویم، در پس پرده چه اتفاقی دارد رخ می دهد؟
نرم افزار سفر قهرمانی که در مغزمان وجود دارد، طلب می کند که از آن استفاده کنیم.
جاهای خالی اصرار دارند پر شوند.

قهرمان (------) وقتی (------) وارد زندگی اش شده است و (-----) می گوید / انجام می دهد، فراخوان را می شنود.
قهرمان از دروازه ی ماجراجویی در مکانِ (------) و زمانِ (-----) عبور می کند. قهرمان به هدفش (-----) می رسد، اما باید برای نجات زندگی اش فرار کند؛ زیرا هیولاهای (------) و (------) دنبالش هستند.
قهرمان سرانجام به سلامت به (----) باز می گردد، جایی که سفرش را از آنجا آغاز کرده بود. او با استفاده از یک (----) برای مردمش (------) را هدیه می آورد که نتیجه ی تجربه های دشوارش بوده است.
اگر شما هنرمندید می توانم همین حالا برایتان آخرین جای خالی را پر کنم.
هدیه ای که شما به ارمغان می آورید، آثاری است که تولید خواهید کرد.
محتوای سفرمان به عنوان قهرمان
سفر من به عنوان قهرمان حدود دو سال و نیم طول کشید، از بیست وشش سالگی تا بیست ونه سالگی ام. سفرم همه ی مراحل اسطوره ی سفر قهرمان را به طور مرتب و کامل در خودش داشت.
البته اصلاً نمی دانستم که چیزی که داشتم تجربه می کردم، ممکن است سفر قهرمان خوانده شود. هرگز درباره ی سفر قهرمان نشنیده بودم.
برایم روشن بود که دارد اتفاقی می افتد و آن اتفاق مثل قطاری بود که نمی توانستم متوقفش کنم یا حرکتش را کند کنم تا پیاده شوم.
وقتی سفر به اتمام رسید هم برایم روشن بود. لحظه ی دقیقِ اتمام سفرم را درک کردم. می توانستم احساسش کنم. حتی در آن زمان هم متوجه بودم که تجربه ام بالاترین ارزش و اهمیت را داراست. نیاز به دوراندیشی نداشتم. در همان لحظه متوجه این امر بودم.
شاید خانواده ام از من بیزار شده باشند یا حتی از جاهایی که رفته بودم یا کارهایی که کرده بودم احساس انزجار می کردند. شاید دوستانم نگران سلامت عقلی ام شده بودند یا شاید دیگرانی که برایشان اهمیت داشتم، سر خود را برای اینکه نشان دهند با تباهی، حماقت و بیهودگی زندگی ام موافق نیستند، تکان می دادند. حتی خودم هم متوجه بودم که ممکن است سال ها طول بکشد تا بهبود پیدا کنم، اما برایم مهم نبود. سفر ارزشش را داشت.
چرا؟
چون حالا تاریخی داشتم که فقط مال من بود. از آزمون دشواری سربلند بیرون آمده بودم و مسافرتی را پشت سر گذاشته بودم که هزینه ی آن را با خونم پرداخته بودم. غیر از من، هیچ فرد دیگری راجع به این مسافرت چیزی نمی دانست. هرگز هیچ کس از آن باخبر نشده است و من هم کوچک ترین میلی برای درمیان گذاشتنش با دیگری نداشتم. این سفر مال من بود و هیچ کس نمی توانست آن را از من بگیرد.
من از بلیط سفرم استفاده کرده بودم.
من جاهای خالی را پر کرده بودم.
هدیه ای برای مردم
در اسطوره شناسیِ سفر قهرمان، قهرمان پس از تمام شدن آزمون ها و سرگردانی هایش به خانه ی امنش بازمی گردد اما این بازگشتی دست خالی نیست. او با «اکسیر» یا «آب زندگانی» بازمی گردد، با «هدیه ای برای مردم.»
هدیه، نتیجه ی درد و رنج های انفرادی قهرمان است. ممکن است کم اهمیت یا با اهمیت باشد. ممکن است با آتش و تیغ آخته همراه باشد تا نیروهای پلیدی که پادشاهی را آلوده کرده اند را بیرون کند یا ممکن است همراه با شعر و موسیقی باشد تا سرزمین را شفاداده و هماهنگی را به قلمرو بازگرداند.
سرانجام، جست وجوگر به خانه بازگشته است.
اکنون هنرمندی، همان طور که همیشه آرزویش را داشتی.
چه هدیه ای برای مردم به ارمغان می آوری؟
اکنون در مسیر سفرت به عنوان یک هنرمند، خواهی آموخت که هدیه چه باید باشد.
هنرمند چیست؟
پیش از آنکه ژرفای ماهیت سفر هنرمند را بکاویم، باید لحظه ای درنگ کنیم و از خود بپرسیم «هنرمند، دقیقاً چه چیزی است؟»
چه ویژگی هایی را می توانیم به این زیرمجموعه ی نژادی بشر نسبت دهیم؟
هنرمند موضوع(۲۹) دارد
خیابان های پایین شهر
راننده تاکسی
آخرین والس
گاو خشمگین
رفقای خوب
تنگه ی وحشت
کازینو
دارودسته های نیویورکی
هوانورد
رفتگان
هوگو
جزیره ی شاتر
گرگ وال استریت
سکوت(۳۰)

بعید می دانم وقتی مارتین اسکورسیزی فیلم ساز جوانی بود، از خودش پرسیده باشد «موضوع من چیست؟»
اما به هر حال او موضوعی پیدا کرد (شاید دو موضوع: زندگی قانون شکن ها و عشق به سینما، همراه با چند فرد مطرود).
شما هم موضوعی دارید.
با آن زاده شده اید.
آن را در مسیر سفر هنرمند، کشف خواهید کرد
«موضوع» چیست؟
موضوع به معنی «جنگ داخلی» یا «فمینیسم» نیست.
موضوع آثار بروس اسپرینگستین(۳۱) را در نظر بگیرید. موضوع او صرفاً محدود به مردان خوش لباس و دختران زیبا در نیوجرسی نیست.
بلکه آثارش مضمون دارند. مضمون آثار رئیس(۳۲) که بارها و بارها به آن بازمی گردد، ارزش شور عشق و صداقت «انسان معمولی» است.
موضوعش انسان امریکایی است، انسانی درهم ریخته و آزاردیده، اما همچنان ارزشمند و شکست ناپذیر.
موضوع از مقوله(۳۳) عمیق تر است. موضوع صرفاً «آنچه اثر درباره ی آن است» نیست، بلکه آن چیزی است که اثر واقعاً درباره ی آن است.
موضوع از کجا می آید؟
به سادگی باید بگوییم: «ما موضوع را انتخاب نمی کنیم، بلکه موضوع هایمان ما را انتخاب می کنند.» من عقیده ی راسخی دارم که این اظهارنظر حقیقت دارد.
موضوع صرفاً از شما جدا نیست، بلکه خود، منبع الهام و آگاهی متعالی(۳۴) شماست.
شما با آن موضوع زاده شده اید ولی هرگز از آن آگاه نبوده اید.
آیا افرادی را دیده اید که می گویند: «من هیچ شوری برای هیچ کاری ندارم. کاش می توانستم شور عشق به چیزی را احساس کنم، ولی نمی توانم. تنها چیزی که احساس می کنم بی حوصلگی است.»
چه حرف مزخرفی!
من می دانم که این حرف دروغ است چون خودم سال ها با آن زندگی کرده ام.
فردی را به من نشان دهید که می گوید هیچ چیزی برایش مهم نیست و من هنرمندی مادرزاد را به شما نشان می دهم که از هنرمندشدن به شدت می ترسد.
موضوعمان مستقیم جلویمان نشسته است، اما نمی توانیم آن را ببینیم چون دهشت زده ایم.
دهشت زده ایم چون اگر موضوعمان را تشخیص بدهیم و آن را (یعنی فراخوانمان برای هنرمندشدن) بپذیریم، باید به آن جامه ی عمل بپوشانیم.
باید تصمیم بگیریم.
باید خطر را به جان بخریم.
باید دل به دریا بزنیم.
می توانم با صداقت بگویم که قبل از آنکه کتاب هایم را بنویسم و به آن ها به عنوان یک موضوع نگاه کنم، به هیچ وجه نمی دانستم که به آن موضوع ها علاقه دارم. من در واقع علاقه ای به آن موضوع ها نداشتم یا اگر داشتم، آن ها را به عنوان یکی از عادات عجیب خودم در نظر می گرفتم.
کتاب هایم مرا انتخاب کردند، من انتخابشان نکردم.
کارِ هنری، اسرارآمیز است.
موضوع من
افسانه ی بگر ونس
دروازه های آتش
موج های جنگ
آخرین آمازون
فضایل جنگ
نبرد هنرمند
پیکار افغانستان
کشتن رومل
حرفه
کار را انجام بده
حرفه ای شدن
اخلاق جنگجو
ضربه ی اصلی
دروازه ی شیر
یک یهودی آمریکایی
دانش
هیچ کس نمی خواهد چرت وپرت هایت را بخواند
۳۶ مرد درستکار(۳۵)

حتی اگر هیچ کدام از این کتاب ها را نخوانده باشید، می توانید از عناوینشان حدس بزنید که موضوع واحدی دارند.
سه نکته ی اساسی:
اول اینکه؛ موضوع خودش ظاهر شد و من از قبل برایش طرح ریزی نکرده بودم و تصمیمم آگاهانه نبود. در لحظه از راه به در نشدم.
دوم اینکه؛ موضوع کاملاً موجب شگفتی ام شد و خودش را به تدریج از کتابی به کتابی دیگر، از سالی به سال دیگر و وسواسی پس از وسواس دیگر به من نشان داد.
سوم اینکه؛ وقتی موضوع خودش را به من نشان داد و طی سال ها تکامل یافت، به عنوان هنرمند چاره ای جز این نداشتم که آن را دنبال کنم و در خدمتش باشم.

نظرات کاربران درباره کتاب سفر هنرمند

خوشم نیومد
در 3 روز پیش توسط
کاش سه گانه این کتاب رو در فیدیبو قرار میدادین
در 1 هفته پیش توسط
کتاب خیلی خوبی بود، یه جورایی باعث افزایش اعتماد به نفس و تلاش برای شروع هنری میشه که علاقه داریم
در 2 هفته پیش توسط
ممنون از رایگان بودنش❤
در 2 هفته پیش توسط
نمونشو بگیرید اگه باهاش راحت بودید بخرید
در 2 هفته پیش توسط