فیدیبو نماینده قانونی راشین و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب راز

کتاب راز
استادان بزرگ جهان بزرگ‌ترين راز موفقيت را آشكار می‌كنند

نسخه الکترونیک کتاب راز به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب راز

* قانون جذب راز بزرگ زندگی است. * قانون جذب می‌گوید که هر چیز چیزهای شبیه خودش را جذب می‌کند. بنابراین وقتی به چیزی فکر می‌کنی، افکار مشابه آن چیز را هم به‌طرف خودت جذب می‌کنی. * افکار خاصیت مغناطیسی و فرکانس دارند. وقتی فکر می‌کنی، افکارت را به جهان خارج می‌فرستی و آنها با خاصیت مغناطیسی تمام چیزهای مشابهی را که با آن از نظر فرکانس یکی هستند به خود جذب می‌کنند. هر فکری که از ذهن خارج شود دوباره به منبعش برمی‌گردد و این منبع خود تو هستی. * تو مثل یک برج فرستنده امواج تلویزیونی هستی و با فکرهایت فرکانسی را پخش می‌کنی. اگر می‌خواهی چیزی را در زندگی‌ات عوض کنی، باید با تغییر دادن فکرهایت فرکانس را عوض کنی. * فکری که الآن در سر داری زندگی آینده‌ات را می‌سازد. تو زندگی‌ات را با فکرهایت می‌سازی. چیزی که بیشتر به آن فکر می‌کنی یا بیشتر روی آن تمرکز می‌کنی به شکل زندگی تو ظاهر می‌شود. * افکارت واقعیت پیدا می‌کنند.

ادامه...
  • ناشر راشین
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.09 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۷۸ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب راز

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

راز به زبان ساده

مایکل برنارد بِک ویت
در دنیایی زندگی می کنیم که علاوه بر قانون جاذبه قوانین دیگری هم در آن وجود دارند. اگر از ساختمانی پرت بشوی، اهمیتی ندارد که آدم خوب یا بدی هستی چون در هر صورت به زمین برخورد خواهی کرد.

قانون جذب یک قانون طبیعی است و مثل قانون جاذبه بی طرف است. این قانون دقیق و بی عیب و نقص است.

دکتر جو وایتالی
در حال حاضر هر چیزی که تو را احاطه کرده، از جمله چیزهایی که در زندگی از آنها شکایت می کنی، توسط خودت جذب شده اند. می دانم در وهله اول از شنیدن چیزی که می خواهم به تو بگویم نفرت داری. می دانم در جواب من فوراً خواهی گفت: «من آن تصادف اتومبیل را به طرف خودم جذب نکردم، این مشتری بخصوص که پدرم را در می آورد به طرفم جذب نکردم. من که این بدهکاری ها را جذب نکرده ام.» می خواهم بی تعارف به تو بگویم: «بله خود تو تمام این مشکلات را به طرف خودت جذب کرده ای.» پذیرفتن این موضوع خیلی سخت است اما پذیرفتن این واقعیت زندگی ات را متحول می کند.

اغلب وقتی مردم برای اولین بار این قسمت از راز را می شنوند، آن دسته از وقایع تاریخی را به یاد می آورند که در آنها انسان های بی شماری نابود شده اند. برای آنها قابل درک نیست که این همه انسان این حادثه را به طرف خودشان جذب کرده باشند. طبق قانون جذب افکار آنها طوری بوده که روی فرکانس آن حادثه تنظیم شده باشد. این به این معنی نیست که آنها به آن حادثه بخصوص فکر می کرده اند بلکه به این معنی است که فرکانس افکارشان با فرکانس آن حادثه مطابقت داشته است. اگر مردم باور داشته باشند که می توانند در زمان و مکان نامناسب گرفتار شوند و هیچ کنترلی روی شرایط خارجی ندارند، اگر مدام در مورد ترس، جدایی و ناتوانی فکر کنند این نوع افکار می توانند آنها را به سمت گرفتار شدن در موقعیت نامناسب جذب کنند.
همین الآن فرصت انتخاب داری. آیا می خواهی باور کنی که همه چیز به شانس بستگی دارد و هر لحظه ممکن است بلایی به سرت بیاید؟ می خواهی باور کنی که ممکن است در شرایط و موقعیت نامناسب گرفتار شوی؟ می خواهی باور کنی که هیچ کنترلی روی شرایط خارجی نداری؟
یا اینکه می خواهی باور کنی و آگاه شوی که تجربه زندگی در دست توست و تنها چیزهای خوب می توانند وارد زندگی تو شوند چون فقط به چیزهای خوب فکر می کنی؟ تو فرصت انتخاب داری و به هر چیزی که به انتخاب خودت به آن فکر کنی در زندگی تجربه خواهی کرد.
هیچ چیز نمی تواند وارد زندگی تو شود مگر اینکه خود تو با فکر کردن مدام آن را طلب کنی.

باب دویل
بیشتر ما چیزها را بر اساس پیش فرض هایمان به طرف خودمان جذب می کنیم و هیچ تصمیم یا انتخاب دیگری که باعث شود اتفاقات به شکل دیگری رخ بدهند نداریم. فکر می کنیم کنترلی روی جریان های زندگی نداریم. افکار و احساساتمان به طور خودکار هدایت می شوند و چیزها بر اساس پیش فرض هایمان به طرف ما جذب می شوند.

هیچ کس هرگز چیزی را که نخواسته به طرف خودش جذب نکرده است. به راحتی می شود فهمید که چطور چیزهای ناخواسته ای در زندگی تو یا افراد دیگر اتفاق افتاده اند. این چیزها به خاطر ناآگاهی از قدرت افکار ما اتفاق افتاده اند.

دکتر جو وایتالی
اگر اولین بار است که این موضوع را می شنوی، ممکن است بگویی: «وای! پس باید فکرهایم را کنترل کنم! اینکه خیلی کار می برد!» در وهله اول به نظر می رسد که کار زیادی باید انجام بدهی ولی اینطور نیست و این کار خیلی لذت بخش است.

لذت کار در این است که برای رسیدن به راز راه های میان بر زیادی وجود دارد و تو باید میان برهایی را انتخاب کنی که بهتر جواب می دهند. به خواندن این کتاب ادامه بده تا این میان برها را پیدا کنی.

مارسی شایموف
نویسنده، سخنران بین المللی و مدیر تحول گرا

کنترل کردن تمام فکرهایی که داریم غیرممکن است. محققان می گویند که ما هر روز حدود شصت هزار فکر داریم. می توانی تصور کنی اگر سعی کنی تمام این شصت هزار فکر را کنترل کنی، چقدر خسته می شوی؟ خوشبختانه راه راحت تری وجود دارد و آن کنترل احساسات است. احساسات به ما امکان می دهند بدانیم داریم به چه فکر می کنیم.

هر چقدر روی اهمیت احساسات تاکید کنیم باز هم کم است. احساسات تو مهم ترین ابزاری هستند که به تو کمک می کنند زندگی ات را بسازی. افکار تو علت اصلی همه چیزها هستند. هر چیز دیگری که در این دنیا می بینی معلول است و این شامل احساسات تو هم می شود. افکار تو همیشه علت هستند و بقیه معلولند.

باب دویل
احساسات هدیه ای شگفت انگیز هستند که به ما امکان می دهند بفهمیم داریم به چه فکر می کنیم.

احساسات تو فوراً می گویند که داری به چه چیزی فکر می کنی. به مواقعی فکر کن که ناگهان احساس بدی پیدا می کنی، مثل وقتی خبر بدی را می شنوی. دلت در یک لحظه می ریزد. پس احساسات تو فوراً علامت می دهند که بدانی داری به چه فکر می کنی.
از حالا به بعد باید از احساساتت آگاه باشی و خودت را با آنها هماهنگ کنی چون این سریع ترین راه برای این است که بدانی داری به چه چیزی فکر می کنی.

لیزا نیکولز
احساسات تو به دو دسته تقسیم می شوند: احساسات خوب و احساسات بد. تو تفاوت میان این دو دسته را می دانی چون یکی باعث می شود خوشحال باشی و دیگری تو را ناراحت می کند. احساسات بد همان احساس افسردگی، عصبانیت، بیزاری و گناه هستند. این دسته احساسات هستند که اجازه نمی دهند احساس کنی قدرتمند هستی.

هیچ کس نمی تواند بگوید آیا تو احساس خوبی داری یا نه چون تو تنها کسی هستی که می دانی هر لحظه چه احساسی داری. اگر مطمئن نیستی که چه احساسی داری تنها کافی است از خودت بپرسی: «الآن چه احساسی دارم؟» می توانی بارها در طی روز دست از کار بکشی و این سوال را از خودت بپرسی. هر چه بیشتر این کار را بکنی بیشتر از احساساتت آگاه می شوی.
مهم ترین چیزی که باید بدانی این است که غیرممکن است در آن واحد احساس بد و افکار خوبی داشته باشی. این خلاف قانون جذب است چون افکار تو احساساتت را به وجود می آورند. اگر احساس بدی داری، به این خاطر است که داری به چیزهایی فکر می کنی که باعث می شوند احساس بدی داشته باشی.
افکار تو فرکانس تو را تعیین می کنند و احساسات تو فوراً می گویند روی چه فرکانسی قرار داری. وقتی احساس بدی داری روی فرکانسی هستی که چیزهای بد بیشتری را جذب می کنی. قانون جذب مجبور است با فرستادن تصاویر بیشتری از چیزهای بد و چیزهایی که باعث می شوند احساس بد پیدا کنی به افکار بد تو پاسخ بدهد.
وقتی احساس بدی داری و هیچ تلاشی نمی کنی تا افکارت را عوض کنی و احساس خوبی پیدا کنی، در واقع به قانون جذب می گویی: «شرایط بیشتری برای من به وجود بیاور که باعث شوند احساس بدی داشته باشم. آنها را به وجود بیاور!»

لیزا نیکولز
روی دیگر سکه این است که تو احساسات خوب هم داری. می دانی کی این احساسات به سراغت می آیند چون باعث می شوند احساس خوشحالی کنی. احساس هیجان، شادی، قدردانی و عشق از این دسته احساسات هستند، تصور کن چه می شد اگر هر روز می توانستیم این احساسات را داشته باشیم. وقتی قدر احساسات خوب را بدانی، احساسات خوب و چیزهایی را که باعث می شوند احساس خوشحالی کنی به طرف خودت جذب می کنی.

باب دویل
واقعاً خیلی ساده است. می پرسی: «الآن چه چیزی را دارم جذب می کنم؟» من می پرسم: «خب، چه احساسی داری؟» جواب می دهی: «خوبم.» می گویم: «خیلی خوب است، همین طور ادامه بده.»

غیرممکن است خوشحال باشی و در عین حال افکار منفی داشته باشی. اگر خوشحال هستی، به این خاطر است که به چیزهای خوب فکر می کنی. همین طور که می بینی، می توانی بدون هیچ محدودیتی هر چیزی را که بخواهی در زندگی ات داشته باشی. اما یک نکته وجود دارد: باید احساس خوبی داشته باشی. فکرش را بکن، آیا این همان چیزی نیست که همیشه می خواستی؟ قانون جذب واقعاً بی عیب و نقص است.

مارسی شایموف
وقتی احساس خوبی داری، داری آینده ای را می سازی که در جهت رسیدن به آرزوهایت است. وقتی احساس خوبی نداری، داری آینده ای را می سازی که در جهت آرزوهایت نیست. همین طور که کارهای روزانه ات را انجام می دهی، قانون جذب در هر لحظه مشغول کار است. هر چیزی که احساس می کنیم و به هر چیزی که فکر می کنیم آینده ما را می سازد. اگر نگران هستی یا می ترسی، ترس و نگرانی بیشتری را در آن روز وارد زندگی ات می کنی.

وقتی احساس خوبی داری، پس داری به چیزهای خوب فکر می کنی. پس در مسیر درست قرار داری و فرکانس قدرتمندی را منتشر می کنی که چیزهای خوب بیشتری را که باعث می شوند احساس خوبی پیدا کنی به طرف خودت جذب می کنی. به لحظاتی که احساس خوبی داری چنگ بزن و از آنها نهایت استفاده را ببر. بدان که وقتی احساس خوبی داری، چیزهای خوب بیشتری را با قدرت به طرف خودت جذب می کنی.
بگذار یک گام جلوتر برویم. اگر احساسات تو در واقع پیامی از طرف دنیا باشند تا به کمک آنها بدانی که داری به چه فکر می کنی، چه؟

جک کنفیلد
احساسات ما یک مکانیسم بازخورنده است که با دادن فیدبک به ما نشان می دهند آیا در مسیر درست قرار داریم یا از آن خارج شده ایم.

به یاد داشته باش که افکار تو علت همه اتفاقات هستند. بنابراین وقتی به مدت طولانی به چیز خاصی فکر می کنی، این فکر فوراً به دنیا فرستاده می شود و به صورت بسیار فوق العاده ای خودش را به فرکانس مشابه متصل می کند و بعد طی چند ثانیه مفهوم آن فرکانس را از طریق احساساتت به تو پس می فرستد. به عبارت دیگر احساسات تو پیامی هستند که دنیا به تو پس می فرستد و به تو می گوید که در این لحظه خودت را روی چه فرکانسی تنظیم کرده ای. احساسات تو مکانیسم بازخورنده است که به تو فیدبک می دهد که روی چه فرکانسی قرار گرفته ای.
وقتی احساس خوبی داری، این احساس پیامی از طرف دنیاست که به طرف تو برگشته است و می گوید: «داری به چیز خوبی فکر می کنی.» همین طور وقتی احساس بدی داری، پیامی از طرف دنیا دریافت می کنی که می گوید: «داری به چیز بدی فکر می کنی.»
پس وقتی احساس بدی داری، این احساس پیامی از طرف دنیاست و در واقع به تو می گوید: «اخطار! همین حالا فکرت را عوض کن. ثبت فرکانس منفی. فرکانس را عوض کن. شروع شمارش معکوس برای ظاهر شدن اتفاق منفی. اخطار!
دفعه بعد که احساس بد یا منفی داشتی، به علامتی که از دنیا دریافت می کنی گوش بده. در آن لحظه چون فرکانس منفی می فرستی، مانع رسیدن چیزی می شوی که به سودت است. افکارت را عوض کن و به چیز خوبی فکر کن و وقتی احساس خوبی پیدا کردی، می دانی که این احساس خوب است چون خودت را روی فرکانس جدیدی تنظیم کرده ای و دنیا با فرستادن احساسات بهتری این احساس تو را تایید می کند.

باب دویل
آنچه را که دریافت می کنی دقیقاً مطابق با احساس تو نسبت به آن چیزی است که می خواهی و چندان مطابق با افکار تو در مورد آن چیز نیست.
به همین خاطر است که بعضی ها هستند که اگر صبح موقع بیرون آمدن از تختخواب محکم پایشان به جایی بخورد، ممکن است تمام روز سرحال نباشند. این جور آدم ها نمی دانند که تنها با تغییر دادن احساس شان نسبت به اتفاقی که افتاده می توانند آن روز و در نتیجه شاید تمام زندگی شان را عوض کنند.
اگر روزت را خوب شروع کنی و این احساس خوب ادامه پیدا کند تا وقتی اجازه ندهی چیزی حال و هوایت را عوض کند، طبق قانون جذب همچنان موقعیت ها و افرادی را که به باقی ماندن این احساس خوب کمک می کنند به طرف خودت جذب خواهی کرد.

همه ما روزها و اوقاتی را تجربه کرده ایم که کارها یکی بعد از دیگری خراب می شوند. این واکنش زنجیره ای، چه از آن آگاه باشیم یا نباشیم، با یک فکر شروع می شود. این یک فکر منفی افکار منفی بیشتری را جذب می کند، فرکانس تو در این افکار منفی زندانی می شود و در نهایت، اولین کار خراب می شود. بعد وقتی نسبت به این کاری که خراب شده واکنش نشان می دهیم کارهای بیشتری خراب می شوند. واکنش های ما تنها کارهای خراب و واکنش های منفی بیشتری را جذب می کنند و این واکنش زنجیره ای همچنان ادامه پیدا می کند تا زمانی که خودت را با عوض کردن آگاهانه افکارت از آن فرکانس افکار خلاص کنی.
می توانی افکارت را به سمت افکاری که می خواهی هدایت کنی و از طریق احساست متوجه شوی که فرکانست را عوض کرده ای. قانون جذب این فرکانس جدید را دریافت می کند و با نشان دادن شکل جدیدی از زندگی به افکارت پاسخ می دهد.
حالا دیگر وقتش رسیده که احساسات خودت را مهار کنی و از آنها برای سریع تر رسیدن به چیزی که در زندگی می خواهی استفاده کنی.

مایکل برنارد بِک ویت
همین الآن می توانی احساس کنی که سلامت هستی. می توانی احساس کنی که موفق هستی. می توانی محبتی را که در اطرافت وجود دارد احساس کنی حتی اگر هنوز ظاهر نشده باشند. آنچه در این صورت اتفاق می افتد این است که دنیا به نغمه درونی تو پاسخ خواهد داد. دنیا به احساس درونی تو پاسخ خواهد داد و آن را ظاهر خواهد کرد چون تو این طور احساس می کنی.

خُب حالا چه احساسی داری؟ چند دقیقه وقت بگذار و به احساست فکر کن. اگر آن طور که می خواهی احساس خوبی نداری، روی درک احساسات درونی ات تمرکز کن و قاطعانه آنها را بهتر کن. وقتی با هدف بهتر کردن روحیه خودت، به شدت روی احساساتت تمرکز می کنی، می توانی هر چه قدرتمندتر احساساتت را بهتر کنی. یک راه این است که چشم هایت را ببندی تا حواست پرت نشود، کاملاً روی احساساتت تمرکز کنی و برای یک دقیقه لبخند بزنی.

لیزا نیکولز
احساسات و افکار تو زندگی ات را می سازند. ضمانت می دهم که این قانون همیشه درست است.

قانون جذب هم درست مثل قانون جاذبه هرگز اشتباه نمی کند. هیچ وقت نمی بینی اسب ها پرواز کنند به این دلیل که قانون جاذبه مشکل پیدا کند و فراموش کند برای یک بار هم که شده نیروی جاذبه را در مورد اسب ها اعمال کند. به همین ترتیب قانون جذب هم استثنا ندارد. اگر چیزی به طرف تو بیاید، حتماً خودت با فکرکردن مداوم آن را جذب کرده ای. قانون جذب دقیق است.

مایکل برنارد بِک ویت
باور کردن قانون جذب آسان نیست اما وقتی آن را قبول کنیم نتایج حیرت انگیزی برای ما به بار می آورد. این قانون می گوید می توانی هر چیز بدی را که افکار ت در زندگی ات به وجود آورده اند آگاهانه با تغییر دادن افکارت خنثی کنی.

تو قدرت تغییر دادن همه چیز را داری چون خود تو افکارت را انتخاب می کنی و تو همان کسی هستی که می دانی چه احساسی داری.

«همچنان که پیش می روی، دنیای خودت را می سازی.»
وینستون چرچیل

دکتر جو وایتالی
واقعاً مهم است که احساس خوبی داشته باشی چون این احساس خوب به شکل سیگنال به دنیا فرستاده می شود و احساسات خوب را به طرف تو جذب می کند. پس هر چه بیشتر احساس خوبی داشته باشی چیزهای بیشتری را جذب می کنی که به تو کمک می کنند احساس خوبی داشته باشی و روحیه تو را بیشتر تقویت می کنند.

باب پراکتور
آیا می دانی وقتی ناراحت هستی می توانی در یک چشم به هم زدن احساست را عوض کنی؟ به یک قطعه موسیقی زیبا گوش بده یا شروع کن به خواندن شعر یا ترانه ای که دوست داری. این جور کارها احساست را عوض می کند. یا به چیز زیبایی فکر کن. به یک بچه دوست داشتنی یا کسی که واقعاً دوستش داری فکر کن و به این فکر ادامه بده. واقعاً این فکر را در ذهنت نگه دار. اجازه نده جز این فکر هیچ فکر دیگری به سراغت بیاید. تضمین می کنم احساس خوبی پیدا خواهی کرد.

فهرستی از احساس عوض کنهای شخصی تهیه کن و آنها را در ذهن داشته باش. منظور من از احساس عوض کنهای شخصی چیزهایی است که می توانند در یک چشم به هم زدن حال و هوای تو را عوض کنند. مثلاً مرور خاطرات زیبا، اتفاقات خوش آینده، لحظات شاد گذشته، طبیعت، فکر کردن به کسی که دوستش داری و یا گوش دادن یا خواندن موسیقی مورد علاقه ات. بنابراین هر وقت دیدی ناراحت، دمق، عصبانی یا مایوس هستی و یا احساس خوبی نداری، نگاهی به فهرست احساس عوض کنهایت بینداز و روی یکی از آنها تمرکز کن. بسته به وضعیت و شرایطت هر بار یکی از آنها می تواند به تو کمک کند تا احساست را عوض کنی. پس هر وقت حال خوشی نداشتی، یکی از این احساس عوض کنها را به کار بگیر. اگر اثر نکرد، یکی دیگر را امتحان کن. ظرف یکی دو دقیقه با تغییر دادن فکرت احساست و فرکانس فکرت را عوض می کنی.

عشق: عالی ترین احساس

جِیمز رِی
فیلسوف، سخنران، نویسنده و خالق آموزش ها و برنامه های شکوفایی استعدادهای بالقوه انسان

اصل پیدا کردن احساس خوب، برای مثال در مورد حیوانات خانگی شما هم صدق می کند. حیوانات فوق العاده هستند چون باعث می شوند احساس خوبی داشته باشی. وقتی نسبت به حیوان خانگی ات احساس محبت می کنی این احساس، مهربانی را به زندگی ات می آورد و چه هدیه ای بهتر از این!

«ترکیب فکر و عشق است که نیروی شکست ناپذیر قانون جاذبه را به وجود می آورد.»
چارلز هانِل

در دنیا نیرویی قوی تر از نیروی عشق نیست. احساس عشق بالاترین فرکانسی است که می توانی منتشر کنی. اگر بتوانی تمام افکارت را در هاله ای از عشق بپیچی، اگر بتوانی همه چیز و همه کس را دوست داشته باشی، زندگی ات متحول خواهد شد.
در واقع بعضی از بزرگ ترین متفکران دوران گذشته از قانون جذب به عنوان قانون عشق نام برده اند. اگر در این باره فکر کنی، دلیل این کار آنها را می فهمی. اگر نسبت به انسان دیگری افکار خصمانه داشته باشی، این خود تو هستی که نتیجه این افکار را خواهی دید. تو با افکارت نمی توانی به او صدمه بزنی بلکه تنها به خودت صدمه خواهی زد. اما وقتی نسبت به کسی افکار محبت آمیز داشته باشی، فکر می کنی چه کسی سود می برد؟ خود تو! بنابراین اگر دائماً به عشق و محبت فکر کنی، قانون جذب یا همان قانون عشق با نهایت قدرت به تو پاسخ می دهد چون تو بالاترین فرکانس ممکن را به دنیا می فرستی. هرچه عشق و محبت بیشتری احساس و منتشر کنی، قدرت بیشتری را تحت کنترل خودت در خواهی آورد.

«قانونی که به فکر انسان قدرت محرکه لازم را می دهد تا به موضوع مورد نظر در دنیای مادی مرتبط شود و بنابراین اجازه نمی دهد انسانِ صاحب آن فکر هیچ نوع تجربه ای ناسازگار و ضد آن فکر را داشته باشد قانون جذب است که در واقع اسم دیگر عشق است. این قانون ابدی و بنیادی به طور ذاتی در همه چیز، در تمام نظام های فلسفی، در تمام مذاهب و علوم وجود دارد. از قانون عشق نمی شود فرار کرد. این احساس است که به فکر، نیروی حیات می دهد. احساس، اشتیاق است و اشتیاق همان عشق است. فکری که سرشار از عشق باشد شکست ناپذیر می شود.»

چارلز هانِل

مارسی شایموف
وقتی شروع کردی به فهمیدن و حقیقتاً تسلط پیدا کردن روی افکار و احساساتت، آن وقت است که می فهمی چطور واقعیت خودت را خلق می کنی. آن وقت است که به آزادی می رسی و آن وقت است که تمام قدرت تو خودش را نشان می دهد.

مارسی شایموف این گفته بی نظیر آلبرت آینشتاین را بازگو کرده است: «مهم ترین پرسشی که هر انسانی می تواند از خودش بپرسد این است: آیا این دنیا با من مهربان است؟»
با دانستن قانون جذب، تنها جوابی که می توانیم به سوال آینشتاین بدهیم این است: «بله این دنیا با من مهربان است.» چرا؟ چون وقتی این جواب را می دهی، بنا به قانون جذب احساس می کنی که دنیا با تو مهربان است. آلبرت آینشتاین این سوال مهم را مطرح کرد چون از قدرت راز باخبر بود. او می دانست که با پرسیدن این سوال ما را به فکر و انتخاب کردن وادار می کند. او تنها با مطرح کردن این سوال یک فرصت طلایی به ما داده است.
می توانی گفته آینشتاین را تایید کنی و به خودت بگویی: «این دنیا فوق العاده عالی است و تمام چیزهای خوب را برای من می آورد. در هر کاری که می کنم به من کمک می کند. این دنیا تمام نیازهای من را فوراً برآورده می کند.» مطمئن باش که دنیا واقعاً مهربان است!

جک کنفیلد
از زمانی که راز را یاد گرفتم و آن را در زندگی ام به کار گرفتم، زندگی ام واقعاً به طرز شگفت انگیزی تغییر کرد. فکر می کنم زندگی روزمره من همان چیزی است که همه آرزوی داشتنش را دارند. در یک خانه مجلل چهار و نیم میلیون دلاری زندگی می کنم. همسری دارم که حاضرم جانم را فدایش کنم. موقع تعطیلات به نقاط افسانه ای دنیا سفر می کنم، به کوه ها صعود می کنم، به سفر های اکتشافی می روم، شکار می روم. هر کاری که دوست دارم می کنم و می دانم که باز هم این روند ادامه دارد چون می دانم چطور از راز استفاده کنم.

باب پراکتور
زندگی می تواند کاملاً عالی باشد، باید هم همین طور باشد. وقتی قانون جذب را به کار بگیری، این اتفاق خواهد افتاد.

این زندگی تو است و منتظر تو بوده تا آن را کشف کنی! شاید تا حالا فکر می کرده ای که زندگی سخت و مثل یک مبارزه است و مطابق قانون جذب زندگی ات سخت و مثل یک مبارزه هم بوده است. همین حالا با صدای بلند به دنیا اعلام کن: «زندگی خیلی آسان است! زندگی خیلی خوب است! تمام چیزهای خوب به طرف من می آیند!»
حقیقتی در اعماق دل تو بوده که باید آن را کشف می کرده ای، آن حقیقت این است: «تو لایق تمام چیزهای خوبی که زندگی می تواند به تو بدهد هستی.» به طور ذاتی این حقیقت را می دانی چون وقتی زندگی ات آن چنان خوب نیست احساس خیلی بدی پیدا می کنی. این حق طبیعی توست که از تمام چیزهای خوب این دنیا برخوردار باشی. خودت زندگی ات را می سازی و قانون جذب وسیله شگفت انگیزی است که می توانی با آن هر چیزی را که در زندگی ات می خواهی بسازی. ورود تو را به جادوی زندگی و شناختن عظمت خودت خوش آمد می گویم.

خلاصه

  • قانون جذب یک قانون طبیعی است و مثل قانون جاذبه بی طرف است.
  • هیچ چیز نمی تواند وارد زندگی تو شود مگر اینکه با فکر کردن مداوم آن را به زندگی ات وارد کنی.
  • برای اینکه بدانی داری به چه چیزی فکر می کنی، از خودت بپرس که چه احساسی داری. احساسات ابزار باارزشی هستند که فوراً به ما می گویند به چه چیزی فکر می کنیم.
  • داشتن احساس بد و افکار خوب در آن واحد غیرممکن است.
  • افکار تو فرکانس امواجی را که به اطراف می فرستی تعیین می کنند و احساساتت فوراً به تو می گویند روی چه فرکانسی قرار گرفته ای. وقتی احساس بدی داری، روی فرکانسی هستی که چیزهای بد بیشتری را به طرف تو جذب می کند. وقتی احساس خوبی داری، چیزهای خوب بیشتری را با قدرت به طرف خودت جذب می کنی.
  • احساس عشق بالاترین فرکانسی است که می توانی منتشر کنی. هرچه بیشتر احساس عشق کنی و عشق بیشتری را منتشر کنی، قدرت بیشتری به دست می آوری.

پیشگفتار

سال گذشته زندگی ام حسابی به هم ریخته بود. از شدت کار از پا افتاده بودم، پدرم ناگهان از دنیا رفت و روابطم با همکارانم و کسانی که دوست شان داشتم دچار بحران شده بود. در آن موقع اصلاً نمی دانستم که قرار است از دل این همه ناامیدی بزرگ ترین هدیه زندگی ام بیرون بیاید.
همان سال گذشته بود که به گوشه ای از یک راز بزرگ که در واقع همان راز زندگی بود پی بردم. با خواندن کتابی که صد سال پیش چاپ شده بود و دخترم هِیلی آن را به من هدیه داد به این راز بزرگ رسیدم. سپس شروع به مطالعه بیشتر در این زمینه کردم و در طول تاریخ به تعقیب رازی پرداختم که در این کتاب آمده بود. از اینکه فهمیدم تعداد زیادی مثل من این راز را کشف کرده بودند شگفت زده شدم. بزرگ ترین مردان تاریخ در شمار کاشفان این راز بودند: افلاطون، شکسپیر، نیوتن، ویکتور هوگو، بتهوون، لینکلن، امرسون، ادیسون و آینشتاین.
با ناباوری از خودم پرسیدم: «چطور است که همه این راز را می دانند؟» از آتش در میان گذاشتن این راز با مردم دنیا می سوختم. بنابراین شروع کردم به پیدا کردن کسانی که زنده بودند و این راز را می دانستند.
این افراد یکی یکی پیدا شدند. من تبدیل به آهن ربایی شده بودم که آنها را به طرف خودم جذب می کردم. همین که جستجویم را شروع کردم، این استاد های زنده یکی پس از دیگری به طرفم کشیده شدند.
وقتی استادی را پیدا می کردم، او مرا به استاد بعدی متصل می کرد به این ترتیب زنجیره اساتید کامل می شد. اگر مسیر را اشتباه می رفتم، چیز دیگری توجهم را جلب می کرد و با تغییر مسیر استاد بزرگ بعدی را پیدا می کردم. اگر «تصادفاً» در جستجوی اینترنتی لینک اشتباهی را کلیک می کردم همین لینک مرا به اطلاعات بسیار مهمی می رساند. تنها در طول چند هفته هم این راز را در طی قرن ها دنبال کردم و هم کاربران امروزی آن را یافتم.
رویای ارائه کردن این راز به مردم دنیا در قالب یک فیلم از ذهنم بیرون نمی رفت و در طی دو هفته گروه تولید تلویزیونی من هم از این راز باخبر شدند. لازم بود که تمام اعضای گروه راز را بدانند چون بدون دانستن آن دست زدن به کاری که قصد انجامش را داشتیم غیرممکن بود.
مطمئن نبودیم که حتی یکی از این استاد ها هم حاضر باشد از او فیلم بگیریم اما راز را می دانستیم پس با ایمان کامل از استرالیا به آمریکا، کشوری که بیشتر آنها در آنجا زندگی می کنند، پرواز کردیم. هفت هفته بعد گروه من از پنجاه و پنج نفر از بزرگ ترین استادهایی که راز را می دانستند و در سراسر ایالات متحده پراکنده بودند بیشتر از ۱۲۰ ساعت فیلم گرفته بود. با هر قدمی که برمی داشتیم و با هر نفسی که می کشیدیم از رازی که آموخته بودیم برای تولید فیلم راز استفاده کردیم. به معنی واقعی کلمه همه چیز و همه کس را به طرف خودمان جذب می کردیم. هشت ماه بعد فیلم راز به نمایش درآمد.
همین طور که فیلم راز دنیا را تسخیر می کرد، داستان هایی از معجزه هایی که این راز کرده بود به طرف ما سرازیر شد. مردم برای ما نامه می نوشتند و می گفتند که چطور با به کار بردن راز از دردهای مزمن، افسردگی و بیماری رها شده اند. می نوشتند که چطور بعد از تصادف رانندگی برای اولین بار راه رفته اند و حتی از بستر مرگ سالم و سرحال بلند شده اند. هزاران سرگذشت به دست ما رسید که حکایت می کرد چطور افراد به پول زیاد رسیده اند و چک ها و پول هایی دریافت کرده اند که انتظارش را نداشته اند. کسانی از راز استفاده کرده بودند تا به خانه رویایی، شریک زندگی، ماشین، شغل و ترفیع برسند. کسانی هم حکایت کردند که چطور کسب و کار شان طی چند روز پس از به کار بستن راز متحول شده بود. داستان های دلگرم کننده ای هم از خانواده های پرتنشی که فرزند هم داشتند و دوباره به آرامش رسیده بودند به دست ما رسید.
بعضی از عالی ترین داستان هایی را که دریافت کردیم بچه هایی برای ما نوشته بودند که از راز استفاده کرده بودند تا چیز هایی را که می خواستند به طرف خودشان جذب کنند، چیزهایی مثل نمره های بالا و دوست های خوب. این راز به دکترها انگیزه داده است که دانش راز را با بیمارهایشان در میان بگذارند. اساتید دانشگاه ها و دبیران مدارس هم با دانشجوها و دانش آموزانشان این راز را مطرح کرده اند. سالن های ورزشی با مشتری هایشان و کلیسا های متعلق به تمام فرقه ها و مراکز معنوی با پیروانشان از این راز سخن گفته اند. در سراسر دنیا مهمانی هایی برپا می شود تا مردم با اعضای خانواده و کسانی که دوستشان دارند این راز را در میان بگذارند. مردم از راز استفاده می کنند تا هر چیزی، از پرِ یک پرنده خاص گرفته تا میلیون ها دلار پول، به طرف خودشان جذب کنند. تمام این چیزها در طی چند ماهی که از نمایش دادن فیلم راز می گذرد اتفاق افتاده است.
هدف من از ساختن فیلم راز این بوده و هنوز هم هست که لذت دانستن این راز را در اختیار بیلیون ها انسانی قرار بدهم که در سراسر دنیا زندگی می کنند. گروه تهیه کننده فیلم راز هر روز شاهد برآورده شدن این هدف است. هر روز از سراسر دنیا و از تمام سن ها، نژادها، و ملیت ها هزاران هزار نامه دریافت می کنیم که از ما تشکر می کنند که لذت دانستن راز را به آنها داده ایم. با دانستن این راز قادر به انجام هر کاری خواهی بود. بدون در نظر گرفتن اینکه چه کسی هستی و در کجا زندگی می کنی راز می تواند هر چیزی را که بخواهی به تو بدهد.
بیست و چهار استاد فوق العاده در این کتاب نقش اصلی را ایفا می کنند. به سراسر ایالت متحده سفر کردیم تا سخنان آنها را روی فیلم ضبط کنیم. اگرچه این صحبت ها را در زمان های مختلف ضبط کردیم اما آنها مثل یک صدای واحد با ما حرف می زنند. این کتاب سخنان استادان راز و همچنین داستان هایی از کارکرد عملی راز را در بردارد. من تمام راه های آسان، نکته ها و میان برهایی را که یاد گرفته ام با تو در میان می گذارم تا بتوانی همانطور که همیشه آرزو می کردی زندگی کنی.
حتماً متوجه خواهی شد که در سرتاسر این کتاب در جاهای بخصوصی کلمه تو را پررنگ نوشته ام. دلیل این کار این است که می خواهم تو، یعنی خواننده کتاب، احساس کنی و بدانی که این کتاب را برای تو نوشته ام و وقتی می گویم تو دارم با خود تو حرف می زنم. می خواهم با این صفحه ها یک ارتباط شخصی برقرار کنی چون کتاب راز برای تو نوشته شده است.
همین طور که در میان صفحه های این کتاب سفر می کنی و راز را یاد می گیری، تشخیص می دهی که چطور می توانی هر چیزی را که بخواهی داشته باشی و هرکسی که بخواهی بشوی. شکوه و جلالی را که در انتظارت است خواهی شناخت.

به جای چیزهای بد چیزهای خوب را جذب کن

جان اَساراف

مشکل اینجاست که بیشتر مردم به چیزهایی فکر می کنند که نمی خواهند و تعجب می کنند که چرا این چیزها مدام در زندگی شان پیدا می شوند.

تنها دلیل اینکه مردم به چیزهایی که می خواهند نمی رسند این است که بیشتر به چیزهایی فکر می کنند که نمی خواهند تا چیزهایی که واقعاً می خواهند. به افکارتان گوش کنید و به جمله هایی که می گویی گوش کن. قانون جذب همیشه افکار تو را عملی می کند، خواه مثبت و خواه منفی. قانون جذب مسلم است و اشتباه نمی کند.
بلای فراگیری وجود دارد که به مراتب بدتر از طاعون است و قرن هاست که شایع است. این بیماری همه گیر «بیماری نمی خواهم» نام دارد. وقتی مردم بیشتر در باره چیزهایی که نمی خواهند فکر می کنند، حرف می زنند و تمرکز می کنند این بیماری را زنده نگه می دارند. اما نسل ما تاریخ را تغییر خواهد داد چون دارد به دانشی دست پیدا می کند که می تواند ما را از این بیماری همه گیر نجات بدهد. این دانش با تو شروع می شود و تو می توانی در این جریان جدید فکری پیشگام باشی برای این کار کافی است فقط درباره چیزهایی فکر و صحبت کنی که آنها را می خواهی.

باب دویل
قانون جذب اهمیتی نمی دهد که تو چیزی را خوب یا بد می دانی یا اینکه آن را نمی خواهی یا واقعاً می خواهی. این قانون به افکار تو پاسخ می دهد. بنابراین اگر به کوهی از قرض نگاه می کنی و به خاطر آن دچار وحشت می شوی، سیگنالی که به دنیا می فرستی این است: «از این همه قرض و بدهکاری واقعاً احساس وحشت می کنم.» به این ترتیب این فکر و احساس را در خودت تقویت می کنی و در تمام لایه های وجودت احساس وحشت می کنی. پس قرض و بدهکاری بیشتری بالا خواهی آورد.

قانون جذب یک قانون طبیعی است. این قانون بی طرف است و خوب و بد نمی شناسد. افکار تو را دریافت می کند و آنها را به شکل تجربه زندگی به تو برمی گرداند. قانون جذب دقیقاً همان چیزی را به تو می دهد که به آن فکر می کنی.

لیزا نیکولز
نویسنده و مدافع قدرت فردی

قانون جذب واقعاً مطیع است. وقتی به چیزهایی که می خواهی فکر می کنی با تمام اراده روی آنها تمرکز می کنی، بعد قانون جذب هر بار دقیقاً چیزهایی را که می خواهی به تو می دهد. وقتی روی چیز هایی که نمی خواهی تمرکز می کنی و مثلاً با خودت می گویی:«نمی خواهم دیر برسم، نمی خواهم دیر برسم»، قانون جذب نمی شنود که تو این را نمی خواهی. این قانون چیزهایی را که به آنها فکر می کنی آشکار می کند و به این ترتیب این چیزها دوباره و دوباره اتفاق می افتند. قانون جذب نسبت به خواستن یا نخواستن تعصبی ندارد. وقتی روی چیزی تمرکز می کنی، هر چیزی که هست، واقعاً آن را به وجود می آوری.

وقتی افکارت را روی چیزی که می خواهی متمرکز می کنی و در حالت تمرکز باقی می مانی، در این لحظه با قوی ترین نیروی دنیا آنها را طلب می کنی. قانون جذب کلماتی مثل «نمی خواهم»، «نه» یا «هیچ» یا هر کلمه منفی دیگری را به حساب نمی آورد. بنابراین وقتی این کلمات منفی را به زبان می آوری

«نمی خوام چیزی روی این لباسم بریزم و کثیفش کنم.»

چیزی که قانون جذب دریافت می کند این است:
«می خوام روی این لباسم چیز بریزم و کثیفش کنم و بازم روش چیز بریزم.»

«نمی خوام موی سرم بد اصلاح بشه.»
«می خوام موی سرم بد اصلاح بشه.»

«نمی خوام دیر برسم.»
«می خوام دیر برسم.»

«نمی خوام رفتار اون آدم با من بی ادبانه باشه.»
«می خوام رفتار اون آدم و آدمای دیگه با من بی ادبانه باشه.»

«نمی خوام رستوران میز ما رو به مشتری دیگری داده باشه.»
«می خوام رستوران ها میز ما رو به دیگران بِدَن.»

«دوست ندارم کفشام به پام تنگ باشه.»
«دوست دارم کفشام به پام تنگ باشه.»

«از عهده این همه کار بر نمی یام.»
«می خوام بیش از توانم کار قبول کنم.»

«نمی خوام آنفلوانزا بگیرم.»
«می خوام آنفلوانزا و بیماری های بیشتری بگیرم.»

«نمی خوام جر و بحث کنم.»
«می خوام باز هم جر و بحث کنم.»

«با من اینطوری حرف نزن.»
«دوست دارم با من همین طوری حرف بزنی و بقیه هم با من همین طوری صحبت کنن.»

قانون جذب به تو همان چیزی را می دهد که به آن فکر می کنی. همین و بس.

باب پراکتور
قانون جذب همیشه عمل می کند، چه آن را باور داشته باشی یا نداشته باشی؛ بفهمی یا نفهمی.

قانون جذب قانون آفرینش است. فیزیک کوانتوم به ما می گوید که تمام دنیا از فکر زاده شده است! تو با افکارت زندگی ات را می سازی و دیگران هم همین کار را می کنند. تنها دانستن این قانون آن را فعال نمی کند. قانون جذب همیشه در زندگی تو و هر کس دیگری در سرتاسر تاریخ موثر بوده است. وقتی از این قانون بزرگ باخبر می شوی، متوجه می شوی که به طور باورنکردنی قوی هستی و می توانی با فکر کردن آن زندگی را که می خواهی برای خودت بسازی.

لیزا نیکولز
قانون جذب مادامی که ذهنت کار می کند و فکر می کنی عمل می کند. هر بار که افکارت جریان پیدا می کنند، قانون جذب فعال می شود.
وقتی به گذشته فکر می کنی، قانون جذب عمل می کند. وقتی در باره زمان حال یا آینده فکر می کنی قانون جذب عمل می کند. این فرآیند همیشه فعال است و مثل وسایل الکترونیکی دکمه توقف یا توقف موقت ندارد. تا وقتی که فکر می کنی، قانون جذب هم کار می کند.

چه این را تشخیص بدهیم یا ندهیم بیشتر اوقات مشغول فکر کردن هستیم. وقتی با کسی صحبت می کنی یا به او گوش می دهی، داری فکر می کنی. وقتی روزنامه می خوانی یا تلویزیون تماشا می کنی، داری فکر می کنی. وقتی خاطرات گذشته را مرور می کنی، داری فکر می کنی. وقتی به مسئله ای که به آینده ات مربوط می شود می پردازی، داری فکر می کنی. وقتی رانندگی می کنی، داری فکر می کنی. وقتی صبح برای رفتن سر کار آماده می شوی، داری فکر می کنی. برای بسیاری از ما تنها موقعی که فکر نمی کنیم زمانی است که خواب هستیم. اما نیروهای جذب روی آخرین افکاری که قبل از خوابیدن داشته ایم عمل می کنند. کاری کن که آخرین افکارت قبل از خوابیدن افکار خوبی باشند.

مایکل برنارد بِک ویت
فرایند آفرینش همواره در جریان است. هر بار که فردی به چیزی فکر می کند یا شیوه تفکر دائمی اش را دنبال می کند، مشغول آفرینش است و این افکار حاصل و بازنمودی خواهد داشت.

فکری که الآن در سر داری زندگی آینده ات را می سازد. تو زندگی ات را با فکرهایت می سازی. چون همیشه مشغول فکر کردن هستی همیشه داری چیزی می سازی. چیزی که بیشتر به آن فکر می کنی یا بیشتر روی آن تمرکز می کنی چیزی است که به عنوان زندگی تو بازنمود پیدا خواهد کرد.
مانند تمام قوانین طبیعی قانون جذب کامل و بی عیب و نقص است. این قانون می گوید که زندگی ات را خودت می سازی. هر چه بکاری همان را درو می کنی. افکار تو مانند بذر هستند و محصولی که برداشت می کنی دقیقاً به بذرهایی بستگی دارد که کاشته ای.
اگر اهل گله و شکایت هستی، قانون جذب با قدرت تمام موقعیت های بیشتری را برای گله و شکایت در زندگی ات به وجود خواهد آورد. اگر به فرد دیگری که گله و شکایت می کند گوش کنی و روی حرف های او تمرکز کنی، با او همدردی کنی، یا با او موافقت کنی، در آن لحظه موقعیت های بیشتری را برای گله و شکایت افراد دیگر به طرف خودت جذب می کنی.
قانون جذب تنها آنچه را که با افکارت روی آن تمرکز می کنی به تو بر می گرداند. با آگاهی از قانون جذب می توانی با تغییر دادن شیوه تفکرت هر موقعیت و اتفاقی را در زندگی ات کاملاً تغییر بدهی.

بیل هَریس
استاد و بنیان گذار موسسه تحقیقاتی سنترپوینت

دانشجویی به نام رابرت داشتم که در یکی از کلاس های اینترنتی من شرکت کرده بود و بخشی از کار ما ایجاب می کرد که با من از طریق ایمیل در تماس باشد.
رابرت دوجنسی بود. او در ایمیل هایی که برایم می فرستاد خلاصه ای از واقعیت های تلخ زندگی اش را در اختیارم گذاشت. همکارانش در محل کار علیه اش متحد شده بودند. محیط کارش به خاطر رفتار بسیار زشت همکارانش با او همیشه تنش زا بود. وقتی در خیابان راه می رفت با کسانی مواجه می شد که از دوجنسی ها وحشت داشتند و از آنها متنفر بودند و می خواستند به شکلی به او ناسزا بگویند. او می خواست برنامه های کمدی اجرا کند ولی هر بار که جلو جمع برنامه کمدی اجرا می کرد مردم توی حرف او می دویدند و از او درباره دوجنسی بودنش سوال می کردند. زندگی اش جز بدبختی و ناراحتی چیزی نبود و دلیل آن هم حمله هایی بود که به خاطر دوجنسی بودن به او می شد.
آموزشم را شروع کردم و به او گفتم که مشکلش این است که مدام روی چیزی تمرکز می کند که آن را نمی خواهد. از او خواستم به ایمیلی که برایم فرستاده بود مراجعه کند. به او گفتم: «آن را دوباره بخوان. به تمام مواردی که می گویی آنها را نمی خواهی و در ایمیلت آنها را مطرح کرده بودی نگاه کن. باید بگویم که خیلی با شور و حرارت در باره این چیزها حرف می زنی و وقتی روی چیزهایی با این همه شور و حرارت تمرکز می کنی، باعث می شوی که حتی با سرعت بیشتری اتفاق بیافتند!»
بعد رابرت شروع کرد به تمرکز روی چیزهایی که می خواست ملکه ذهنش کند و واقعاً این کار را تمرین کرد. چیزی که طی شش تا هشت هفته بعد اتفاق افتاد یک معجزه تمام عیار بود. تمام کسانی که در اداره رابرت را اذیت می کردند یا به بخش دیگری منتقل شدند، یا از کار کردن در آن اداره دست کشیدند و یا دیگر اصلاً کاری به کار او نداشتند. حالا رابرت شغلش را دوست داشت. وقتی در خیابان راه می رفت، دیگر کسی مزاحمش نمی شد. آن آدم ها دیگر سر راه او سبز نمی شدند. وقتی برنامه کمدی اش را اجرا می کرد، مردم به افتخارش بلند می شدند و کف می زدند و دیگر توی حرف او نمی پریدند!
تمام زندگی رابرت عوض شد چون او به جای تمرکز کردن روی چیزهایی که نمی خواست، از آنها می ترسید و می خواست از آنها فرار کند روی چیزهایی تمرکز کرد که واقعاً می خواست.

زندگی رابرت عوض شد چون افکارش را عوض کرد و فرکانس متفاوتی را به دنیا فرستاد. دنیا باید تصاویر مربوط به این فرکانس جدید را به رابرت تحویل می داد صرف نظر از اینکه چقدر این کار غیرممکن به نظر برسد. فکرهای جدید رابرت به فرکانس جدید او تبدیل شدند و تصویر کل زندگی اش عوض شد.
زندگی تو در دست خودت است. بدون در نظر گرفتن اینکه الآن کجا هستی و تا به حال چه اتفاقاتی در زندگی ات افتاده است می توانی آگاهانه فکرهایت را انتخاب کنی و زندگی ات را تغییر بدهی. چیزی به اسم موقعیت لاعلاج وجود ندارد. تو تک تک شرایط زندگی ات را می توانی تغییر بدهی!

قدرت افکار تو

مایکل برنارد بِک ویت
افکار غالبی را که در ضمیر خود آگاهت نگه می داری به طرف خودت جذب می کنی، خواه این افکار آگاهانه یا ناخودآگاه باشند. نکته همین جاست.

چه در گذشته نسبت به افکارت آگاه بوده ای یا نبوده ای، حالا داری از آنها آگاه می شوی. درست همین الآن با دانستن راز از خواب عمیق بیدار و متوجه افکارت شده ای. حالا که راز را می دانی از دانش، قانون و قدرتی که به واسطه افکارت داری باخبر می شوی.

دکتر جان دیمارتینی
اگر خوب دقت کنی، وقتی پای قانون راز و قدرت فکر و نیروی تمرکز روی خواسته ها در زندگی روزمره به میان می آید می بینی که همه اینها در اختیار ماست. تنها کاری که باید بکنیم این است که چشم هایمان را باز نگه داریم و خوب نگاه کنیم که چطور این عوامل رو هم تاثیر می گذارند.

لیزا نیکولز
قانون جذب را همه جا می توانی ببینی. تو همه چیز را به طرف خودت جذب می کنی. مردم، شغل، شرایط زندگی، وضع سلامتی ، ثروت، قرض، شادی، ماشینی که سوار می شوی و اجتماعی که در آن زندگی می کنی. مثل آهن ربا همه اینها را به طرف خودت جذب می کنی. به هرچه فکر کنی همان اتفاق می افتد. کل زندگی تو ظهور افکاری است که در ذهنت جریان دارند.

این دنیا دنیای پذیرش است و دنیای طرد کردن نیست. چیزی نیست که قانون جذب شامل آن نشود. زندگی تو آیینه افکاری است که دائم در ذهن داری. تمام موجودات زنده روی کره زمین از طریق قانون جذب عمل می کنند. تفاوت انسان با سایر موجودات در این است که او ذهنی دارد که دارای قدرت تشخیص است. انسان می تواند از اراده اش برای انتخاب فکرهایش استفاده کند. انسان دارای قدرت تفکر با قصد قبلی و ساختن تمام زندگی با فکرش است.

دکتر فرِد اَلن وولف
فیزیکدان در رشته کوانتوم، سخنران و نویسنده ای که برنده جایزه نیز شده

حرف های من آرزوی محال یا هذیان ناشی از تخیلات نیست. صحبت های من ناشی از درکی عمیق و اساسی است. فیزیک کوانتوم واقعاً دارد به این کشف اشاره می کند و می گوید نمی توانی دنیایی برای خودت بسازی و در آن زندگی کنی اما ذهنت به آن وارد نشود. فیزیک کوانتوم می گوید ذهن تو در واقع به همان چیزی که درک می کند شکل می دهد.

اگر به شباهت خودت با قوی ترین فرستنده تلویزیونی دنیا فکر کنی، متوجه ارتباط نزدیک این مقایسه با حرف های دکتر وولف خواهی شد. افکاری که در ذهن داری و تصاویر این افکار به شکل تجربه زندگی به طرف تو برمی گردند. نه تنها با افکارت زندگی خودت را می سازی بلکه افکار تو به صورتی موثر به ساختن دنیا کمک می کنند. اگر فکر می کنی که موجود بی اهمیتی هستی و در این دنیا قدرتی نداری، این طرز تفکر را مورد تجدید نظر قرار بده. ذهن تو در واقع دنیای اطرافت را شکل می دهد.
کار و اکتشافات شگفت انگیز فیزیک کوانتوم طی هشتاد سال گذشته به ما درک بیشتری از قدرت پایان ناپذیر ذهن بشر برای ساختن جهان پیرامونش داده است. آثار فیزیکدان های کوانتومی قابل مقایسه با سخنان بزرگ ترین متفکران جهان ازجمله کولریج، امرسون، شکسپیر، بیکن، کریشنامورتی و بودا است.

باب پراکتور
اگر تو از قانون جذب سر در نمی آوری نیازی نیست که آن را رد کنی. همین طور که ممکن است از نیروی برق چیزی سر در نیاوری و با این وجود از فواید آن استفاده کنی. من نمی دانم قانون جذب چطور عمل می کند ولی این نکته را می دانم که می شود با نیروی برق برای کسی کباب درست کرد و همین طور می شود با صندلی الکتریکی همان فرد را کباب کرد!

مایکل برنارد بِک ویت
اغلب وقتی مردم، تازه شروع به درک این راز بزرگ می کنند و به افکارشان دقت می کنند، از افکار منفی زیادی که در سر دارند به وحشت می افتند. این افراد باید بدانند که از لحاظ علمی ثابت شده که یک فکر مثبت صدها مرتبه قوی تر از یک فکر منفی است. دانستن این نکته تا حد زیادی نگرانی این افراد را برطرف می کند.

باید افکار منفی زیاد و تفکر منفی دائمی داشته باشی تا چیزی منفی در زندگی تو اتفاق بیافتد. به هر حال اگر به داشتن افکار منفی در زمان طولانی اصرار داشته باشی، این افکار در زندگی ات ظاهر می شوند. اگر نگران این باشی که افکار منفی داری، در این مورد نگرانی بیشتری را به طرف خودت جذب می کنی و در نتیجه آنها را چند برابر خواهی کرد. از همین الآن تصمیم بگیر که فقط می خواهی افکار خوب و مثبت داشته باشی. در عین حال به دنیا اعلام کن که تمام افکار مثبت تو قدرتمند و افکار منفی ات ضعیف هستند.

لیزا نیکولز
خدا را شکر که یک فاصله زمانی وجود دارد و تمام افکار تو فوراً واقعیت پیدا نمی کنند. اگر اینطور نبود به دردسر می افتادیم. عامل فاصله زمانی به نفع توست. به تو امکان می دهد که در باره چیزهایی که می خواهی فکر کنی و آنها را سبک و سنگین کنی و تصمیم جدیدی بگیری.

همین الآن تمام نیرویی که برای ساختن زندگی ات نیاز داری در اختیار توست. آن زمانی که فکر می کنی موقع این کار است همین الآن است. اگر فکرهایی داری که وقتی در زندگی ات ظاهر می شوند به نفع تو نخواهند بود پس همین حالا می توانی تفکرت را عوض کنی. می توانی افکار قبلی را با جایگزین کردن افکار خوب پاک کنی. در اینجا عامل زمان به نفع تو عمل می کند چون می توانی افکار جدیدی داشته باشی و همین الآن افکار جدید و فرکانس جدیدی را منتشر کنی.

دکتر جو وایتالی
ضروری است از افکارت باخبر شوی و به دقت آنها را انتخاب کنی و باید از این کار لذت ببری چون تو شاهکار زندگی خودت هستی. تو میکل آنژ زندگی خودت هستی. مجسمه داودی که می تراشی خود تو هستی.

یکی از راه های تسلط پیدا کردن بر ذهن، آرام کردن آن است. بدون استثنا تمام اساتیدی که در این کتاب سخن گفته اند هر روز مدیتیشن می کنند. تا قبل از اینکه راز را کشف کنم نمی دانستم مدیتیشن تا چه اندازه قدرتمند است. مدیتیشن ذهنت را آرام می کند، کمک می کند بر افکارت تسلط پیدا کنی و به جسمت روح تازه ای می بخشد. جالب است بدانید که لازم نیست ساعت ها برای مدیتیشن کردن وقت کنار بگذاری. برای شروع تنها روزی سه تا ده دقیقه تمرین مدیتیشن کافی است و می تواند به طور باور نکردنی در تسلط بر افکارت موثر باشد.
برای آگاه شدن از افکارت می توانی با قاطعیت به خودت بگویی: «من بر افکارم مسلط هستم.» این جمله را مرتب تکرار کن و به آن فکر کن. همین طور که به این تصمیم پایبند می مانی، در اثر قانون جذب به آن می رسی.
با دانشی که اکنون دریافت کرده ای می توانی عالی ترین شکل خودت را به وجود بیاوری. امکان به وجود آمدن این عالی ترین جنبه خودت به صورت امواج فکری با فرکانس«عالی ترین شکل تو» به وجود می آیند. تصمیم بگیر که چه می خواهی باشی، چه می خواهی بکنی و چه می خواهی داشته باشی. روی این چنین فکرهایی تمرکز کن. این فرکانس را منتشر کن تا تصویری که در ذهن داری به واقعیت تبدیل شود و در زندگی همان جنبه عالی ظاهر شود.

خلاصه

  • قانون جذب راز بزرگ زندگی است.
  • قانون جذب می گوید که هر چیز چیزهای شبیه خودش را جذب می کند. بنابراین وقتی به چیزی فکر می کنی، افکار مشابه آن چیز را هم به طرف خودت جذب می کنی.
  • افکار خاصیت مغناطیسی و فرکانس دارند. وقتی فکر می کنی، افکارت را به جهان خارج می فرستی و آنها با خاصیت مغناطیسی تمام چیزهای مشابهی را که با آن از نظر فرکانس یکی هستند به خود جذب می کنند. هر فکری که از ذهن خارج شود دوباره به منبعش برمی گردد و این منبع خود تو هستی.
  • تو مثل یک برج فرستنده امواج تلویزیونی هستی و با فکرهایت فرکانسی را پخش می کنی. اگر می خواهی چیزی را در زندگی ات عوض کنی، باید با تغییر دادن فکرهایت فرکانس را عوض کنی.
  • فکری که الآن در سر داری زندگی آینده ات را می سازد. تو زندگی ات را با فکرهایت می سازی. چیزی که بیشتر به آن فکر می کنی یا بیشتر روی آن تمرکز می کنی به شکل زندگی تو ظاهر می شود.
  • افکارت واقعیت پیدا می کنند.

راز آشکار می شود

باب پراکتور
فیلسوف، نویسنده و مربی خصوصی

راز هر چیزی را که بخواهی به تو می دهد: شادی، سلامتی و ثروت.

دکتر جو وایتالی
دانشمند متافیزیک، متخصص بازاریابی و نویسنده

تو می توانی هر چه بخواهی داشته باشی، هر کاری که بخواهی انجام بدهی و به هر جایی که بخواهی برسی.

جان اَساراف
کارفرما و متخصص پول درآوردن

می توانیم هر چیزی را که انتخاب می کنیم، هر چقدر هم که بزرگ باشد، داشته باشیم. مهم نیست که خواسته ما چقدر بزرگ است. بگو بدانم، می خواهی در چه جور خانه ای زندگی کنی؟ می خواهی میلیونر بشوی؟ چه کسب و کاری می خواهی داشته باشی؟ می خواهی به موفقیت بیشتری برسی؟ واقعاً چه می خواهی؟

دکتر جان دیمارتینی
فیلسوف، چیروتراپیست، شفادهنده و متخصص تحول شخصیت

این راز، راز بزرگ زندگی است.

دکتر دِنیس وِیتلی
روانشناس و مربی توانا بخشی ذهن

رهبران گذشته که راز را می دانستند می خواستند قدرت راز را برای خودشان نگه دارند و آن را با کسی سهیم نشوند. به همین خاطر مردم را از آن بی خبر نگه می داشتند. مردم هر روز صبح سرِ کار می رفتند و کارشان را به خوبی انجام می دادند و شب به خانه برمی گشتند. کارشان یکنواخت بود و قدرتی نداشتند چون راز در اختیار عده انگشت شماری بود.

در سراسر تاریخ افراد بسیاری در آرزوی دانستن راز بوده اند و افراد بسیاری راهی برای منتشر کردن آن در سراسر دنیا پیدا کرده اند.

مایکل برنارد بِک ویت
نهان بین و موسس مرکز جهانی معنوی اِگیپ

معجزه های زیادی را دیده ام که در زندگی مردم اتفاق افتاده اند: معجزه های اقتصادی، معجزه های مربوط به شفای جسم، شفای روح و بهتر شدن روابط افراد.

جک کنفیلد
نویسنده، معلم، مربی زندگی و سخنران انگیزه ساز

بعد از اینکه فهمیدم چطور از راز استفاده کنم تمام این معجزه ها برایم اتفاق افتاد.

راز چیست؟

باب پراکتور

احتمالاً نشسته ای و داری از خودت می پرسی«این راز دیگه چیه؟» برایت تعریف می کنم که چطور شد آن را فهمیدم.
تمام ما با قدرت نامحدودی که در درونمان وجود دارد فعالیت می کنیم. همه ما با قوانین یکسانی زندگی مان را هدایت می کنیم. قوانین طبیعی این دنیا به قدری دقیق هستند که ما به راحتی سفینه فضایی می سازیم، افراد را به کره ماه می فرستیم و زمان فرود آنها روی کره ماه را با دقت صدم ثانیه تعیین می کنیم.
باید بدانی در هرجا که هستی، هند، استرالیا، نیوزلند، استکهلم، لندن، تورنتو، مونترال یا نیویورک، همه ما با یک نیرو کار می کنیم. یک قانون در همه جا جریان دارد. این قانون قانون جذب است!
راز همان قانون جذب است!
هر چیزی که وارد زندگی ات می شود خودت آن را به درون زندگی ات جذب می کنی و آن چیز به خاطرِ تصاویری که در ذهنت داری به طرفت جذب می شود. این تصاویر همان افکار تو هستند. به هر چیزی که فکر کنی به طرفت جذب می شود.

هر یک از افکار تو یک چیز واقعی است و نیرو دارد.
پرِنتیس مالفورد (۱۸۹۱-۱۸۳۴)

بزرگ ترین استادهایی که روی کره زمین زندگی کرده اند به ما گفته اند که قانون جذب قدرتمندترین قانون این دنیا است.
شاعرهایی مانند ویلیام شکسپیر، رابرت براونینگ و ویلیام بلیک این قانون را در اشعارشان سروده اند. موسیقیدان هایی مانند لودویگ فن بتهوون با موسیقی شان آن را بیان کرده اند. هنرمندانی مانند لئوناردو داوینچی با نقاشی شان آن را به تصویر کشیده اند. متفکران بزرگی مانند سقراط، افلاطون، رالف والدو امرسون، فیثاغورث، سِر فرانسیس بیکن، سِر ایزاک نیوتن، یوهان ولفگانگ فن گوته و ویکتور هوگو با نوشته ها و تعالیم شان آن را با مردم در میان گذاشته اند. نام آنها جاودان شده و به صورت افسانه قرن ها باقی مانده است.
مذاهبی مانند هندوئیسم، سنت هرمسی، بودائی، یهود، مسیحیت و اسلام و تمدن هایی مانند بابل و مصر باستان این قانون را از طریق نوشته ها و داستان هایشان در اختیار مردم گذاشته اند. در تمام دوران ها این قانون به شکل های مختلف در نوشته های قدیمی ثبت شده است. در ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح این راز را بر روی سنگ حک کرده اند. اگرچه بعضی در آرزوی به دست آوردن این دانش بودند و واقعاً آن را می خواستند، این راز همیشه در دسترس هر کسی که خواسته است آن را کشف کند بوده است.
این قانون از آغاز زندگی وجود داشته است.
این همان قانونی است که نظم کامل را در این دنیا تعیین می کند. این قانون هر دقیقه از زندگی ات و هر چیزی را که در آن تجربه می کنی تعیین می کند. برای این قانون اهمیتی ندارد که تو کی هستی یا کجا زندگی می کنی، قانون جذب تجربه تمام زندگی تو را شکل می دهد و این قانون قدرتمند این کار را از طریق افکار تو انجام می دهد. این خود تو هستی که قانون جذب را فعال می کنی و این کار را با افکارت انجام می دهی.
در سال ۱۹۱۲ چارلز هانِل قانون جذب را به این شکل توصیف کرد: «بزرگ ترین و خطاناپذیرترین قانونی که کل نظام خلقت به آن وابسته است».

باب پراکتور
افراد خردمند همیشه این قانون را می دانسته اند. برای مثال می توانی به سراغ مردم بابل باستان بروی. آنها همیشه این قانون را می دانستند. بد نیست بدانی که آنها فقط نمونه و گروه کوچکی از این دسته افراد هستند.

دانشمندان به خوبی مردم بابل و ثروت عظیم آنها را در تاریخ ثبت کرده اند. همچنین مردم بابل به خاطر ساختن یکی از عجایب هفتگانه دنیا که همان باغ های معلق بابل است مشهور هستند. مردم بابل با دانستن و به کار بردن قوانین این دنیا به یکی از ثروتمندترین ملت های جهان باستان تبدیل شدند.

باب پراکتور
فکر می کنی چرا درآمد یک درصد از جمعیت حدود ۹۶ درصد تمام پولی است که همه مردم به دست می آورند؟ آیا فکر می کنی این مسئله تصادفی است؟ نه، برنامه ریزی شده است. این افراد چیزی را می دانند. آنها راز را می دانند و حالا تو هم با راز آشنا می شوی.

افرادی که ثروت را به زندگی شان جذب کرده اند به شکل خودآگاه یا ناخودآگاه از راز استفاده کرده اند. آنها به فراوانی و ثروت فکر می کنند و اجازه نمی دهند هیچ فکری که با فراوانی و ثروت در تضاد باشد در ذهن شان ریشه بدواند. افکار حاکم بر ذهن آنها همه در ارتباط با ثروت هستند. آنها فقط ثروت را می شناسند و جز این فکر دیگری در ذهن شان وجود ندارد. چه از این موضوع آگاه باشند یا نباشند افکار غالب ذهن شان که مربوط به ثروت است ثروت را به طرف شان جذب می کند. دلیل ثروتمند شدن آنها به کار افتادن قانون جذب است.
یک مثال عالی که عملکرد راز و قانون جذب را نشان می دهد این است: شاید کسانی را بشناسی که ثروت کلانی به دست آورده اند، بعد همه آن را از دست داده اند و در مدت کوتاهی دوباره ثروت کلانی به دست آورده اند. آنچه در این موارد اتفاق افتاده، چه این افراد آن را بدانند یا ندانند، این است که ابتدا افکار غالب آنها روی ثروت متمرکز می شود و به این شکل در وهله اول به ثروت دست پیدا می کنند. بعد اجازه می دهند افکار ترسناکی در مورد از دست دادن ثروت به ذهن شان راه پیدا کند تا جایی که این افکار منفی افکار غالب ذهن شان می شود. آنها تعادل ترازوی ذهن شان را با تغییر افکارشان از افکار مربوط به ثروت به افکار مربوط به از دست دادن ثروت به هم می زنند. وقتی به هر حال ثروت شان را از دست دادند، ترس از دست دادن ثروت از بین می رود و دوباره تعادل ترازو را با غالب کردن افکار مربوط به ثروت برقرار می کنند.
این قانون بدون خوب بودن یا بد بودن افکارت به آنها پاسخ می دهد.

هر چیزی شبیه خودش را جذب می کند

جان اَساراف

ساده ترین شکلی که می توانم قانون جذب را برای خودم تجسم کنم این است که خودم را مثل یک آهن ربا تصور کنم چون می دانم که آهن ربا فلزات را به طرف خودش جذب می کند.

تو قوی ترین آهن ربا در این دنیا هستی. تو از یک قدرت مغناطیسی درون برخورداری که از هر چیز دیگری در این دنیا قوی تر است و این نیروی بی انتهای مغناطیسی از طریق افکار تو منتشر می شود.

باب دویل
نویسنده و متخصص قانون جذب

به طور کلی قانون جذب می گوید که هر چیزی مثل خودش را جذب می کند. اما در واقع منظور این است که هر فکری افکار شبیه خودش را جذب می کند.

قانون جذب می گوید که هر چیزی مثل خودش را جذب می کند. همین طور وقتی تو فکر می کنی افکاری شبیه به افکار خودت را جذب می کنی. در زیر مثال هایی از قانون جذب را می بینی که ممکن است خودت هم آنها را در زندگی تجربه کرده باشی:
آیا شده تا به حال درباره چیزی که تو را ناراحت کرده فکر کنی و هرچه بیشتر به آن فکر کنی بیشتر ناراحت بشوی؟ دلیل این مسئله این است که وقتی دائماً به یک موضوع فکر کنی قانون جذب فوراً افکار مشابهی را به طرفت جذب می کند. ظرف چند دقیقه به قدری افکار منفی مشابه به طرفت می آیند که اوضاع را نسبت به قبل بدتر می کنند. در نتیجه هر چه بیشتر به آن مسئله فکر کنی، بیشتر ناراحت می شوی.
شاید این موضوع را تجربه کرده باشی که به آهنگی گوش کرده ای و آن آهنگ تا مدتی در ذهنت تکرار می شده و نمی توانسته ای آن را از ذهنت بیرون کنی. علتش این است که وقتی به آن آهنگ گوش می داده ای، اگرچه شاید به متوجه این مسئله نبوده ای اما با توجه و تمرکز کامل به آن گوش کرده ای. در نتیجه با قدرت، آن آهنگ را به طرف خودت جذب کرده ای و به این ترتیب با فعال کردن قانون جذب در مورد آن آهنگ هر چه بیشتر و بیشتر آن را به خودت جذب کرده ای و باعث شده ای مدام در ذهنت تکرار شود.

جان اَساراف
وظیفه ما به عنوان انسان این است که دائم به چیزهایی که می خواهیم فکر کنیم و برای خودمان کاملاً روشن کنیم که چه می خواهیم. از این جا به بعد یکی از نیرومندترین قوانین دنیا را به کمک فرا می خوانیم که همان قانون جذب است. تو به همان چیزی تبدیل می شوی که بیشتر اوقات به آن فکر می کنی و بعلاوه چیزی را که زیاد به آن فکر می کنی به طرف خودت جذب می کنی.

زندگی تو در حال حاضر انعکاس افکار گذشته توست. این افکار مواردی را شامل می شود که آنها را خیلی بزرگ و مهم می دانسته ای و همچنین چیزهایی که زیاد هم آنها را مهم به حساب نمی آوردی شامل می شود. از زندگی ات به راحتی می شود دید که افکار غالب تو در هر جنبه ای چه بوده اند چون این همان افکاری است که آنها را تجربه کرده ای. تابه حال که این طور بوده است! حالا داری راز را یاد می گیری و با این دانش می توانی همه چیز را عوض کنی.

باب پراکتور
اگر چیزی را در ذهنت ببینی، آن را در دستت خواهی گرفت.

مایک دولی
نویسنده و سخنران بین المللی

قانون جذب را می شود در چهار کلمه ساده خلاصه کرد: افکار واقعیت پیدا می کنند!

از طریق این قانون بسیار قدرتمند افکارت در زندگی واقعیت پیدا می کنند. افکارت واقعیت پیدا می کنند! این جمله را با خودت تکرار کن و بگذار در ضمیر خودآگاهت ثبت شود. افکارت واقعیت پیدا می کنند!

جان اَساراف
چیزی که بیشتر مردم درک نمی کنند این است که هر فکر فرکانسی دارد. ما می توانیم فرکانس یک فکر را اندازه بگیریم. به این ترتیب اگر به چیزی دوباره و دوباره فکر کنی، اگر در ذهنت آن اتومبیل صفر کیلومتر و گران قیمت را مجسم کنی، پولی را که برای خریدن آن اتومبیل نیاز داری مجسم کنی، شرکتی را که می خواهی در ذهنت بسازی، شریک زندگی ات را مجسم کنی و... اگر مجسم کنی که این چیزها چه شکلی هستند،فرکانس این افکار را دائم به اطراف منتشر می کنی.

دکتر جو وایتالی
فکر تو یک سیگنال جادویی منتشر می کند و این سیگنال چیزی را که به آن فکر می کنی به طرفت جذب می کند.

افکار غالب یا نگرش فرد همان آهن رباست و قانون این است که هر چیزی مثل خودش را جذب می کند، در نتیجه نگرش فرد بدون استثنا شرایطی را که با آن همخوانی دارد به طرف آن فرد جذب می کند.

چارلز هانِل (۱۹۴۹-۱۸۶۶)

افکار خاصیت مغناطیسی و فرکانس دارند. وقتی فکر می کنی، افکارت را به جهان خارج می فرستی و آنها با خاصیت مغناطیسی تمام چیزهایی را که روی آن فرکانس قرار دارند جذب می کنند. هر فکری که از ذهن خارج شود دوباره به منبعش بر می گردد. و این منبع خود تو هستی.
این مسئله را اینطور در نظر بگیر: می دانیم که یک ایستگاه تلویزیونی برنامه های خود را از طریق یک فرکانس مشخص پخش می کند که در گیرنده یا تلویزیون تو تبدیل به تصویر می شود. بیشتر ما واقعاً نمی دانیم که نحوه کار ایستگاه تلویزیونی چگونه است ولی می دانیم که هر کانال فرکانس خاصی دارد و وقتی دستگاه تلویزیون را روی آن فرکانس تنظیم می کنیم روی صفحه تلویزیون تصویر آن کانال را می بینیم. با انتخاب یک کانال فرکانس مربوط به آن را انتخاب می کنیم و بعد تصاویری را که روی آن کانال پخش می شود می بینیم. اگر بخواهیم تصاویر دیگری ببینیم، کانال را عوض می کنیم و فرکانس جدیدی را می گیریم.
تو هم یک ایستگاه پخش امواج انسانی هستی و از هر ایستگاه تلویزیونی که روی کره زمین ساخته شده قوی تری. تو قوی ترین ایستگاه پخش در این دنیا هستی. فرکانس هایی که پخش می کنی زندگی تو را می سازد و زندگی تو دنیا را می سازد. فرکانسی که پخش می کنی از شهر ها، کشور ها و این دنیا فراتر می رود و در سراسر هستی منعکس می شود. تو این فرکانس را موقع فکر کردن و با فکرهایت پخش می کنی.
تصاویری که از پخش افکارت دریافت می کنی روی صفحه تلویزیون در اتاق نشیمنت به نمایش در نمی آیند. آنها تصویر زندگی تو هستند! افکار تو آن فرکانس را به وجود می آورند و روی آن فرکانس چیزهای مشابه را جذب می کنند و دوباره به شکل تصاویر زندگی ات به تو بر می گردند. اگر می خواهی چیزی را در زندگی ات تغییر بدهی، کانال را عوض کن و با تغییر دادن افکارت فرکانس را تغییر بده.

«ارتعاشات نیروهای ذهنی ظریف ترین ارتعاشات و در نتیجه قوی ترین آنها در عالم خلقت هستند.»

چارلز هانِل

باب پراکتور
خودت را تجسم کن که در فراوانی زندگی می کنی، در نتیجه فراوانی را به طرف خودت جذب خواهی کرد. این روش همیشه و در مورد هر شخصی جواب می دهد.

همین طور که خودت را می بینی که در فراوانی زندگی می کنی از طریق قانون جذب با قدرت و آگاهانه شکل زندگی ات را تعیین می کنی. به همین راحتی است. در این صورت با این سوال بدیهی مواجه می شویم:«پس چرا همه مردم آنطور که دل شان می خواهد و آرزو می کنند نمی توانند زندگی کنند؟»

نظرات کاربران درباره کتاب راز

بهترین ترجمه‌ای هست که از راز دیدم.
در 4 ماه پیش توسط نيما تهراني
نمونه کتاب راز را با ترجمه های مختلف بادقت مطالعه کردم و با قاطعیت اعلام میکنم این ترجمه از همشون بهتر بود.من ترجمه خانم نفیسه معتکف را داشتم ولی فقط بخاطر ترجمه،دوباره این کتاب را خریدم.
در 1 ماه پیش توسط مهران ظریف
ترجمه خیلی خوبه و به عکس ترجمه های دیگه که من دارم حذفی نداره.
در 4 ماه پیش توسط سروش قاضی