کتاب‌خوان فیدیبوک
فیدیبو نماینده قانونی آذرباد و بیش از ۵۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

آخرین امپراطوری: کتاب اول - قسمت اول- مه‌زاد

نسخه الکترونیک کتاب آخرین امپراطوری: کتاب اول - قسمت اول- مه‌زاد به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب :

داکسن با خوشحالی نگاهی به آن انداخت و گفت: «از کجا پیداش کردی؟»
کلسییر در حالی که گرد و خاک بطری را پاک می‌کرد، گفت: «توی یکی از کشوهای مخفی.»
داکسن گفت: «فکر می‌کردم همه‌شون رو پیدا کردم.»
- همین‌طوره. یکی‌شون یه در مخفی داشت.
داکسن پوزخندی زد و گفت: «چه زیرکانه.»
کلسییر سرش را به نشانه‌ی تأیید حرفش تکان داد و درحالی‌که چوب پنبه سر بطری را باز می‌کرد و آن را در سه فنجان می‌ریخت، گفت: «حقه و نیرنگ هیچ‌وقت تمومی نداره. همیشه یه چیز مخفی دیگه وجود داره.»
سه فنجان برداشت و به طرف وین و داکسن رفت تا در کنارشان پشت میز بنشیند.
وین با تردید فنجانش را از دست او گرفت. جلسه اندکی قبل به پایان رسیده بود. بریز، هام و ایدن رفته بودند تا درباره‌ی حرف‌های کلسییر فکر کنند. وین نیز احساس می‌کرد بهتر است از آنجا برود، اما جایی برای رفتن نداشت. به نظر می‌رسید داکسن و کلسییر مطمئن بودند که همراهشان می‌ماند.
کلسییر جرعه‌ای از شراب سرخ نوشید، سپس لبخندی زد و گفت: «آه، این خیلی بهتره.»
داکسن سرش را به نشانه‌ی موافقت با حرفش تکان داد، ولی وین لب به نوشیدنی خود نزد.
داکسن گفت: «باید دودساز دیگه‌ای پیدا کنیم.»
کلسییر سرش را به نشانه تأیید حرفش تکان داد و گفت: «هرچند به نظر می‌اومد که بقیه خیلی خوب با این موضوع کنار اومدن.»
داکسن گفت: «بریز هنوز کاملاً یقین پیدا نکرده.»
کلسییر لبخندی زد و گفت: «اون پا پس نمی‌کشه. بریز از چالش خوشش می‌آد و دیگه هرگز چالشی از این بزرگ‌تر نصیبش نمی‌شه. در ضمن دونستن این موضوع دیوونه‌اش می‌کنه که ما بخوایم کاری رو انجام بدیم، ولی اون توی گروه نباشه.»
داکسن گفت: «البته حق داره نگران باشه. خود من هنوز یه ذره نگرانم.»
کلسییر سرش را به نشانه‌ی تأیید حرفش تکان داد و وین اخمی کرد. پس اونا جدی می‌خوان همچین نقشه‌ای رو اجرا کنن؟ یا هنوزم دارن به خاطر من ادا درمی‌آرن؟ هر دو مرد کاملاً ماهر به نظر می‌رسیدند. با این‌حال سرنگون کردن آخرین امپراطوری؟ آن‌ها به زودی یا جلوی جریان مه را می‌گرفتند یا مانع طلوع خورشید می‌شدند.
داکسن پرسید: «بقیه‌ی دوستانت کِی می‌رسن اینجا؟»

  • دسته بندی: داستان خارجی
  • ناشر: آذرباد - تاریخ نشر:
  • زبان: فارسی
  • حجم فایل : 2.99 مگابایت - تعداد صفحات : ۴۶۶ صفحه
  • شابک:

دانلود کتاب آخرین امپراطوری: کتاب اول - قسمت اول- مه‌زاد در فیدیبو

۲۷،۰۰۰+

| کتاب |

بیش از ۲۷،۰۰۰ کتاب، رمان جدید، پرطرفدار و رایگان را روی اندروید، آیفون و ویندوز دانلود و مطالعه کنید یا هدیه دهید.

۱،۵۰۰،۰۰۰+

| دانلود اپلیکیشن |

با دانلود رایگان اپلیکیشن فیدیبو روی موبایل، تبلت یا رایانه می‌‌توانید کتاب‌ها و مجلات بهترین ناشران ایرانی و بین‌المللی را قانونی بخوانید

۵۰۰+

|ناشر |

با نصب رایگان فیدیبو بر روی موبایل یا تبلت یا رایانه خود و دانلود کتاب از بهترین ناشران ایران، مطالعه را در فضای قانونی تجربه کنید.

نظرات کاربران

کتاب خوبیه ولی متاسفانه فیدیبو جلد بعدی رو که چاپ هم شده قرار نمیده.
در 7 روز پیش توسط رضا
عالی
در 2 هفته پیش توسط مصطفی رادمنش