فیدیبو نماینده قانونی دیجی‌کالا مگ و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب عرضه

کتاب عرضه
فرمول سری یک میلیونر اینترنتی برای فروش تقریبا همه‌چیز

نسخه الکترونیک کتاب عرضه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب عرضه

این کتاب، کسب‌و‌کار شما را به‌سرعت رونق خواهد بخشید. این کتاب نسخه‌ای است برای ایجاد کشش بیشتر. فرقی هم نمی‌کند که هم‌اکنون کسب‌و‌کاری دایر کرده‌اید یا اینکه مشتاق هستید کاری راه بیندازید. فکرش را بکنید، چه می‌شد اگر می‌توانستید محصولاتتان را مثل شرکت اپل یا استودیوهای بزرگ هالیوودی عرضه کنید، چه می‌شد اگر مشتری‌های فرضی، روزشماری می‌کردند تا بتوانند محصول شما را خریداری کنند، چه می‌شد اگر می‌توانستید چنان موقعیت نیرومندی در بازار فروش برای خود تثبیت کنید که هر اتفاقی هم می‌افتاد از دور رقابت خارج نمی‌شدید؟ شما می‌توانید همه این‌ها را انجام دهید و اهمیتی ندارد که کار یا بودجه‌تان چقدر اندک است. دستورالعملی وجود دارد که می‌تواند شما را به آن نقطه برساند. من آن دستورالعمل را ظرف هجده سال گذشته ساخته و آزموده‌ام و حالا می‌خواهم در این صفحات با شما به ‌اشتراک بگذارم. در این کتاب هیچ حدس و گمانی راه ندارد. تمام چیزی که می‌خواهم یادتان بدهم، براساس پیامدهای دنیای واقعی است. این دستورالعمل با آزمون و خطا و آزمایش و تجربه‌هایی که دشوار به‌دست آمده‌اند، ساخته شده است.

ادامه...
  • ناشر دیجی‌کالا مگ
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.93 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۸۲ صفحه

بخشی از کتاب عرضه

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

روزهای میلیون دلاری!

بعد از آن عرضه ۳۴ هزار دلاری و بعد از اینکه مری کارش را رها کرد، کسب و کار من همان طور به گسترش خود ادامه داد. عرضه محصولاتم و برآیند کارم بهتر و بهتر شد. آن موقع، بهترین کارم، عرضه بیش از ۱۰۶ هزار دلار در هفت روز بود. همه این کارها از خانه ام، بدون هیچ پرسنلی و تقریبا بدون هیچ هزینه ای انجام گرفت.
این سال ها، سال های آرامش بودند. چیزهای فوق العاده بسیاری درباره تجارتم وجود داشت و من عاشق کار و زندگی ام بودم. به قدری پول درآوردم که پیش از آن حتی در خواب هم نمی دیدم. مری توانست با بچه ها در خانه بماند و مادری تمام وقت باشد. توانستیم به زادگاه رویایی ام، شهر دورانگو در کلورادو برویم؛ جایی که توانستم آرزویم را برای هرگونه ورزش در فضای باز، مثل دوچرخه سواری کوهستان، قایق سواری در آب های خروشان و اسکی برآورده کنم.
بااین حال، وقتی در فوریه ۲۰۰۳، به یک سمینار بازاریابی اینترنتی در دالاس تگزاس رفتم، همه چیز تغییر کرد.
وقتی در دالاس به خاطر آن سمینار از هواپیما پیاده شدم، فکر نمی کردم کسب و کار من آن قدر ویژه باشد. تصور می کردم باید آدم های زیادی در زمینه کسب و کارهای آنلاین باشند که عرضه محصولات را به همان شیوه ای انجام دهند که من انجامش می دادم. موفقیتم برای خودم نفس گیر بود؛ اما نمی دانستم که کسب درآمدی شش رقمی در هفت روز با یک تجارت کوچک یک نفره، از آن چیزهایی است که مردم را سر جایشان میخکوب می کند.
در سه روز بعدی، در آن سمینار بازاریابی، همچنان که با آدم های جدید بسیاری ملاقات می کردم و به دوستی هایی شکل می دادم که این روزها برایشان ارزش قائلم و از آن ها لذت می برم، فهمیدم هیچ کس دیگری، کارهایی را که من انجام می دادم، انجام نمی داد و بی شک، عرضه را به شیوه من انجام نمی دادند یا برآیندهای کارشان مثل من نبود. درحقیقت وقتی فهمیدم که اساسا شیوه تازه ای از بازاریابی را اختراع کرده ام، یکه خوردم. رویکردی که سرانجام به عنوان "دستورالعمل عرضه محصول" شناخته شد.
یکی از کسانی که در آن سمینار ملاقات کردم، مردی بود به نام جان ریس. از آن آدم هایی بود که به محض دیدنش می فهمیدی باهوش است؛ اما آن موقع، عمدتا خارج از رادار پرواز می کرد. او یک کارشناس واقعی بازاریابی اینترنتی بود؛ اما آدم های کمی در آن زمان این را می دانستند.
بعد از آن رویداد باهم در تماس ماندیم و دوست شدیم و من رازهای عرضه محصولم را با او در میان گذاشتم. در سال ۲۰۰۴، جان شگردهای من را برای دو عرضه به کار گرفت. اولی برای یک سمینار سه روزه بود که او سرهم بندی کرده بود. فروشی تقریبا ۴۵۰ هزار دلاری داشت و به من ثابت کرد که شگردهایم، خارج از تجارت کوچکم و برای آموزش درباره بازار سهام، کارگر می افتند.
دومین عرضه جان، یک دوره آموزشی بود. موضوع این دوره آموزشی این بود که چطور باید بازدید یک وب سایت را افزایش داد. این عرضه تنوانست بازی را زیر و رو کند. ظرف ۲۴ ساعت، فروشی ۱.۱ میلیون دلاری پدید آورد. یک روز میلیون دلاری! چیزی که باعث می شد حتی اعداد شوکه کننده تر بشوند، این بود که کسب و کار او یک نیمچه تجارت بسیار کوچک بود که آن را تقریبا، بدون پرنسل یا هرگونه تیمی و از خانه اداره می کرد؛ البته فکر می کنم جان یک نفر را داشت که به او در کار عرضه کمک می کرد و یک دستیار پاره وقت هم برای امور مشتریان داشت.
مبهوت مانده بودم از اینکه چطور این رویکرد بازاریابی تازه ای که ابداع کرده بودم، می تواند چنین نتایج دیوانه واری تولید کند؟ در آن زمان، هنوز خبرنامه های مالی ام را انتشار می دادم و با اینکه تماس هایی معمولی از طرف کسانی شروع شده بود که برای عرضه هایشان دنبال کمک می گشتند، هنوز عمدتا در پشت صحنه دنیای بزرگ تر تجارت اینترنتی قرار داشتم. زندگی شگفت انگیزی داشتم. در دورانگو زندگی می کردم، تجارتی بزرگ را اداره می کردم و همراه بچه هایم برای اسکی و دوچرخه سواری به کوهستان می رفتم. در پشت صحنه خوشحال بودم و دنبال روشنایی نورافکن وسط صحنه نبودم؛ اما بعد از تشکر علنی جان از من به خاطر کمک به عرضه اش، درخواست های مردم برای مشاوره گرفتن از من برای عرضه محصول مدام افزایش یافت و پس از پافشاری جان و چند نفر دیگر (به خصوص یانیک سیلور)، فکر کردم که دیگر زمان انتشار کار فرارسیده است و باید دستورالعمل عرضه محصول را به دیگران آموزش دهم.

روزی که بازاریابی دگرگون شد.

به گمانم اولین آزمایش در ۲۱ اکتبر ۲۰۰۵ رخ داد. تصمیم گرفتم که دوره آموزشی دستورالعمل عرضه محصولم را عرضه کنم و با این کار شهرت و آینده شغلی ام به نخی بند بود. به هرحال، واقعا مثل هندوانه دربسته بود. اگر ادعا می کردم در زمینه عرضه محصول متخصص هستم، بهتر بود یک نمونه منتشرشده از عرضه فوق العاده محصولم را ارائه کنم.
اگرچه عرضه های موفقی انجام داده و به دیگران هم در این راه کمک کرده بودم، این بار چالش مضاعفی وجود داشت. من یک تجارت به کلی تازه را پدید آوردم، آن را هم از هرآنچه در دسترسم بود آغاز کردم. تمام موفقیت های پیشینم از آموزش درباره بازار سهام به دست آمده بود. حالا قرار بود به مردم یاد بدهم که چگونه محصولاتشان را عرضه کنند و کسب و کاری آنلاین راه بیندازند. در این بازار جدید، هیچ فهرستی از ایمیل مشتری های فرضی نداشتم و فهرست قدیمی ام از سرمایه گذاران بازار سهام، اصلا فایده ای نداشت. موقعیتم در این بازار به عنوان کارشناس تثبیت نشده بود؛ جز افراد کمی که برای عرضه محصول کمکشان کرده بودم، عمدتا ناشناخته بودم؛ اما این موانع جلودار من نبود؛ چون می دانستم چطور محدودیت ها را دور بزنم. (وقتی عرضه جی وی (۳۶)را آموزش دادم، نشانتان خواهم داد که چطور این کار را می کنم.)
زیر فشار بودم؛ اما دیگر یک حرفه ای کارآزموده بودم که عرضه ام موفقیتی دیوانه وار داشت. تنها در هفته اول فروش از برنامه دستورالعمل عرضه محصول (پی ال اف(۳۷)) جدیدم، فروشی به ارزش ششصد هزار دلار کسب کردم و با آن عرضه، بی درنگ تجارتی جدید پدید آوردم و کارم را با صدها مشتری جدید گسترش دادم و فهرستی از هزاران مشتری فرضی جدید درست کردم.
واقعا مثل یک هندوانه دربسته بود! :-)
از آن زمان حرکتی متلاطم داشته ام. در طی سال ها، پیوسته دستورالعمل عرضه محصول را به روز رسانی و اصلاح کرده ام به طوری که به یک برنامه کامل آموزشی تعلیمی، تکامل یافته است. پی ال اف احتمالا تابه حال به پرفروش ترین محصول آموزشی در زمینه بازاریابی اینترنتی تبدیل شده است.
من هزاران نفر از دارندگان دستورالعمل عرضه محصول را دیده ام و بسیاری از آن ها از این موفقیت که فکشان را آویزان می کرد، لذت می بردند. سنجیدن کامل برآیند های کار آن ها دشوار است؛ اما می دانم که شاگردان و مشتریانم، بیش از پانصد میلیون دلار فروش داشته اند و آن رقم هر روز بالاتر می رود.
یادتان باشد که اکثر دارندگان پی ال اف، صاحب کسب و کارهای کوچک یا حتی خرده تجارت بودند و مثل این نیست که گوگل به یک سود پانصد میلیونی دیگر دست پیدا کند. این ها عمدتا نیمچه کسب و کارهایی هستند که تاثیر آن فروش ها رویشان بی شک عظیم است. دارندگان پی ال اف زیادی را دیده ام که موفقیت "شش رقمی در هفت روز" من را کسب کردند و تنها تعداد کمی از آن ها عرضه های میلیون دلاری داشته اند.
مردم، پی ال اف را در هر بازار و بازارچه ای که فکرش را بکنید، استفاده کرده و متوجه موفقیت شگرف آن شده اند. درحقیقت، پیگیری کردن بسیاری از آن بازارها، برایم به سرگرمی تبدیل شده است. فهرست ناقصی از برخی بازار ها عبارت است از مشاوره ازدواج؛ آماده سازی آزمون؛ کلاس های فشرده فتوشاپ؛ ماموران وام دهی؛ دلال های معاملات ملکی؛ شعبده بازی؛ پذیرش دانشکده ها؛ مربی های بیسبال؛ هنرهای رزمی ترکیبی؛ برنامه نویسان اس ای پی(۳۸)؛ قلاب بافی دست باف؛ صندوق سرمایه گذاری بیمه تعاون؛ بازرگانی (معاملات خارجی، قراردادهای آتی، سهام ها و...)؛ نمایش سوارکاری؛ سرمایه گذاری روی املاک؛ آموزش گیتار؛ آموزش ادراک فراآواها(۳۹) به پزشکان؛ آموزش پیانو؛ تعلیم تجارت (در سراسر دنیا)؛ تغذیه سالم؛ تغذیه از غذاهای خام؛ ماساژ درمانی؛ رُمنس (نوشتن نامه های عاشقانه)؛ مربی های شخصی؛ گیاهان دارویی؛ داستان نویسی؛ تربیت اسب؛ نگهداری از حیوانات خانگی؛ مکاشفه مذهبی؛ پرورش سگ های چابک؛ لوازم گروه های موسیقی؛ آموزش تنیس؛ یوگا؛ مربی گری فوتبال نوجوانان؛ ترانه سرایی؛ کف بین؛ آموزش دوچرخه سواری در مکان سرپوشیده؛ ذهن خوانی؛ دفاع شخصی؛ سفر ماجراجویانه و تزئین کیک.
یادآوری می کنم که برای اختصار، تنها فهرست ناقصی ارائه کرده ام. مثال های بسیار بیشتری وجود دارد. با فکرکردن به اینکه این روش به درد کسب و کار یا بازار فروش شما نمی خورد، دچار اشتباه نشوید.
همچنین این روش در سراسر دنیا استفاده شده است؛ هنوز خبری از کسی در قطب جنوب نشنیده ام؛ اما در تمامی کشورهای دیگر جهان استفاده شده است. من شاگردان پی ال اف موفقی در بسیاری از کشورها دارم و تعداد زبان هایی که این روش در آن ها به کار گرفته شده، آن قدر زیاد است که نمی توانم پیگیری شان کنم.
این روش برای هرگونه محصول و تجارتی هم نتیجه بخش بوده است؛ مانند دوره های آموزشی آنلاین؛ آموزش از راه دور؛ دستگاه های کنترل از راه دور؛ سایت های عضوگیری آنلاین؛ خدمات آنلاین؛ خدمات برون شبکه ای (آفلاین)؛ فروش املاک؛ کتاب های الکترونیکی؛ مربی گری؛ گروه های شبکه ای و همیاری؛ مشاوره؛ کار هنری (نقاشی، جواهرسازی و...)؛ فروش سیستم کسب و کار تجارت برای تجارت؛ صندوق های اعانه بی منفعت؛ بازی های تخته ای؛ جذب مردم به کلیسا؛ معاملات ملکی؛ بسته های مسافرتی؛ نرم افزار و برنامه های کامپیوتری.
به طور خلاصه باید گفت که دستورالعمل عرضه محصول و شاگردان پی ال اف من، در امتداد این مسیر، شیوه فروش آنلاین محصولات را به کلی بازتعریف کردند. این حرکتی متلاطم بود. هرگز نمی توانستم تصور کنم که نخستین خبرنامه ای که به نوزده نفر ارسال کردم، مرا به کجاها راهنمایی خواهد کرد.
حالا شما حکایت پس پرده دستورالعمل عرضه محصول را می دانید؛ اما این ها به چه درد شما می خورد، آیا این دستورالعمل به کارتان می آید، آیا با استفاده از دستورالعمل عرضه محصول من می توانید یک کسب و کار آنلاین راه بیندازید یا اگر در حال حاضر کسب و کاری دارید، می تواند کمکتان کند، کارتان را گسترش دهید؟
با تجربه ای که دارم، پاسخ من به ضرس قاطع مثبت است؛ مگر اینکه در کار فروش یک کالای اساسی (مثل گازولین یا ماسه) یا ارائه دهنده خدمات اضطراری (مثل کلیدسازی یا مامور فراهم کردن ضمانت نامه برای آزادی از زندان) باشید. آن قدر دارندگان پی ال اف را دیده ام که در زمینه هایی بسیار متنوع، موفقیت های بسیاری کسب کرده اند که تقریبا دیگر هیچ چیز غافل گیرم نمی کند.
و در این کتاب، داستان برخی از آن ها را با شما در میان خواهم گذاشت. مردمانی از طبقات اجتماعی مختلفی را خواهید شناخت. مردمانی با محصولات و کسب و کارهایی به شدت متفاوت. مردمانی مثل سوزان گرت، که شیوه تربیت سگ های چابک را آموزش می دهد. او شخصی واقعا تازه کار بود که از پی ال اف استفاده کرد و تا کنون کسب و کاری فوق العاده موفق پدید آورده است یا جان گَلَگِر که محصولی در زمینه جست وجو و آماده کردن گیاهان و رستنی های خوراکی و دارویی را به فروش می رساند. وقتی جان نخستین عرضه اش را انجام داد، تحت پوشش کوپن های غذایی قرار داشت و حالا تجارتی با درآمدی شش رقمی دارد یا ویل همیلتون که محصولاتی با موضوع آموزش تنیس می فروخت و از شیوه عرضه محصولش استفاده کرد تا نام و نشانی به اندازه کافی پُر رنگ برای خودش دست و پا کند؛ به طوری که حالا با حرفه ای های درجه یک رشته تنیس شریک شده است.
همه این ها ممکن است جادویی ، بغرنج یا به کلی دسترس ناپذیر به نظر برسند. پس با من همراه شوید تا ببینید که این کار نه تنها بغرنج نیست، بلکه کاملا کارآمد است و اینکه چطور و چرا برایتان کارآمد خواهد بود.
کتاب را طوری تنظیم کرده ام که از یک توالی منطقی پیروی کند:
- در پنج فصل ابتدایی، اطلاعات پایه ای را در اختیارتان می گذارم که شامل مروری اجمالی بر فرآیند کار پی ال اف، همراه با فهرست ایمیل ها، انگیزش های روانی و پیام های فروش فرعی می شود؛
- در سه فصل بعدی، شما را به میان فرآیند عرضه خواهم برد که شامل "مقدمات پیشاعرضه" و سپس "آشکارکردن کارت" می شود؛
- شش فصل پایانی درباره گنجاندن پی ال اف در تجارت و زندگی شما خواهد بود، که شامل عرضه انگیزشی درباره اینکه کار را چطور از چیزهایی که دردسترستان است، آغاز کنید و عرضه جی وی درباره این است که چطور آن ابرعرضه های بزرگ را به وجود بیاورید.
برای روشن کردن موضوع باید بگویم که منظورم این نیست که پی ال اف آسان یا خودکار است. بی شک مستلزم کارکردن است. همان طورکه در آغاز گفتم، این یک برنامه سریع ثروتمندشدن نیست.
حقیقت این است که هزاران نفر، چنین کسب و کارهای آنلاین کوچک، پنهانی و به شدت سودآوری را پدید و با دستورالعمل عرضه محصول، آن ها عرضه های بسیار نیرومندی برای محصولات یا راه اندازی کامل یک کسب و کار را گرد هم می آورند که فروشی تقریبا فوری و نیروی فزاینده ای برای تجارتشان ایجاد می کند.
به نظر خوب می رسد، آیا آماده حرکت هستید؟
در فصل بعدی می خواهم ورودی داشته باشم به ساختار پایه ای دستورالعمل عرضه محصول و از آنجا راهمان را ادامه خواهیم داد. در طول مسیر خواهید دید که چرا این روش همه چیز را کاملا متحول می کند، چرا در این همه بازارهای متنوع کارآمد است و اینکه چرا برای انواع گوناگونی از محصولات و تجارت ها، کارگر واقع می شود.
به زودی به داستان دیوانه واری درباره اینکه چگونه ظرف یک ساعت به فروشی بیش از یک میلیون دلار دست پیدا کردم میرسم. :-)

فصل دوم: از کوپن های غذایی تا درآمد شش رقمی: تشریح دستورالعمل عرضه محصول

جان گَلَگِر مرد پر جنب و جوشی بود. او زن و دو فرزند کوچک داشت. به یک آموزشگاه می­رفت تا طب سوزنی را یاد بگیرد و برای کاری تقریبا تمام وقت در یک مدرسه غیرانتفاعی آگاهی از محیط طبیعی، داوطلب شده بود. وقتی جان را می­دیدی، اولین چیزی که به نظرت می­رسید، جدیت و شور و شوقش بود و اینکه از آن مدل آدم هایی نبود که بی خودی خودش را یک جا ولو کند؛ اما از آنجایی که زمان یا پول چندانی برای ادامه دادن وجود نداشت، برای سیر کردن خانواده اش به امداد غذایی اتکا کرد. هیچ وقت فکر نمی کرد که مجبور شود از امداد غذایی کمک بگیرد. از آن مدل آدم هایی نبود که از کوپن های غذایی استفاده کند؛ اما کاری را که برای نگهداری و سیرکردن خانواده اش لازم بود انجام داد. بااین حال، مطمئن بود که این وضعیت موقتی خواهد بود، چون جان نقشه­های بزرگی داشت. او میلی شدید به کارآفرینی و هر چیزی داشت که ایده ای عالی برای شروع یک کار به نظر می رسید.
اشتیاق جان در جست وجو و آماده کردن گیاهان و رستنی های خوراکی و دارویی بود و به همراه همسرش، یک بازی تخته ای آموزشی ابداع کرده بودند که همه چیز درباره گیاهان دارویی را به بچه ها یاد می داد. قرار بود نام بازی "مهارت وحش: یک بازی ماجراجویانه گیاهی" باشد و حالا زمان عرضه کردن بازی به بازار فروش فرا رسیده بود.
اگر بخواهی یک بازی تخته ای ابداع کنی، قطعا باید از پیش، هزینه های سنگینی را متحمل شوی. کم ترین میزانی که می توانستی سفارش ساختش را بدهی، واقعا گران درمی آمد؛ اما جان به پیشروی ادامه داد. حدود ۲۰ هزار دلار از پدرش قرض گرفت و سفارش داد که ۱۵۰۰ بازی بسازند. مانند بسیاری از کارآفرینان پیش از خود، او نیز برای شروع کردن کار، با رغبت تمام، بیش از پیش زیر بار بدهی فرو رفت؛ حتی با اینکه بدهی بیشتر شبیه گامی بود که به سوی عقب برمی داشت، می دانست به محض اینکه غلتک فروش شروع به چرخیدن کند، خواهد توانست بدهی هایش را صاف کند.
بعد، آن روز بزرگ فرا رسید و بازی ها به خانه اش آمدند. او فهمید که این ۱۵۰۰ بازی، درحقیقت چطور به نظر می رسند. همچنان که کامیونت طبقه به طبقه خالی می شد، هیجان او به نگرانی تبدیل می شد. جعبه ها سراسر گاراژ را پر کردند. بعد اتاق خواب مهمان، بعد اتاق خواب دوم و حتی اتاقک دوش حمام.
جان نگرانی اش را کنار گذاشت؛ چون زمان رونمایی از بازی در برابر مردم فرا رسیده بود. بازی زیبایی بود و او می دانست که می تواند، ساعاتی آموزشی و سرگرم کننده ای برای خانواده های بسیاری فراهم آورد و این بلیتی بود برای رهاشدن از بدهی ها و فراهم آوردن رفاه برای خانواده اش.
بنابراین جان برای یک "مهمانی آغاز به کار" برنامه ریزی کرد و دوستان و آشنایان و جماعتی انبوه را دعوت کرد. مطمئن نبود که باید چه انتظاری داشته باشد؛ اما یک سناریو وجود داشت که او آمادگی رو به روشدن با آن را نداشت: ناامیدی مطلق.



جان گلگر با یک سری از بازی های مهارت وحش خود

کارآفرینی، سرزمین رویاهای شکسته

متاسفانه برای آغاز یک کار، چیزهای خیلی بیشتری از یک ایده عالی لازم است. درحقیقت این داستان، یکی از هزاران داستان درباره کارآفرینان دیگری است که با شکستی افسرده کننده به پایان می رسد. همواره یک مغازه جدید در بازارچه، یک رستوران جدید در مرکز شهر را می بینیم که ناگهان خالی می شود و علامت "برای اجاره" بر شیشه اش نقش می بندد. یک وبلاگ زیبا که شورمندانه آغاز به کار می کند؛ ولی خیلی زود تبدیل می شود به شهر ارواح، نه بازدیدکننده ای، نه اظهار نظری، نه مقاله تازه ای. به راستی که ناامیدکننده است؛ زیرا این تنها یک شغل نیست. این رویاهای یک شخص است. بازنمودی است از صدها ساعت و هزاران دلار که صرف یک رویای بزرگ شده اند. رویای بزرگی که به شکستی مصیبت بار می انجامد.
به خصوص در مورد جان، تصویر تیره و تار شده بود. در مهمانی آغاز به کار، او تنها ۱۲ بازی را فروخت و ۱۴۸۸ بازی برایش باقی ماند تا بفروشد. جان با یکی از لحظات به شدت محزون زندگی­اش رو به رو شد. او نه تنها احساس می­کرد که شکست خورده است، بلکه این شکست به راستی او را احاطه کرده بود. او و خانواده اش در خانه ای زندگی می کردند که از کف تا سقفش پُر شده بود از تمام بازی هایی که او نتوانسته بود بفروشد. انگار آن بازی ها در تمام طول روز دقیقه به دقیقه، خیره نگاهش می کردند. حتی بدتر از آن، نمی دانست که باید پس از این چه کار کند. او تنها برای خودش چاهی کنده بود از بدهی، با کالاهای فروخته نشده، محاصره شده بود و هیچ طرحی نداشت که چگونه باید از آن چاه بالا برود.
مانند بسیاری از افراد دیگری که قرار بود کارآفرین باشند، جان رویاهایش را می­دید که با صخره هایی که من "بازاریابی امیدوارانه" می نامم، تقریبا در هم کوبیده شده بود. او محصولش را ساخته بود و امیدوار بود که به فروش برود. اگر کارآفرینان زیادی را بشناسید، احتمالا قبلا داستان های بسیار شبیه به این را شنیده اید. اگرچه داستان جان، پایانی متفاوت داشت.

قاپیدن پیروزی از آرواره های شکست

جان با اصرار همسرش به سایت گوگل رفت و برای یافتن کمک در مورد عرضه محصول به جست وجو پرداخت؛ اینجا بود که سایت دستورالعمل عرضه محصول(۴۰) را پیدا کرد و سپس، ازآنجایی که برنامه آموزشی پی ال اف من کم­هزینه نبود، پیش پدرش رفت و پول بیشتری قرض گرفت (البته توصیه نمی کنم که برای خریداری هیچ کدام از مطالب آموزشی من پول قرض بگیرید، این برای جان کاربرد داشت؛ ولی روشی نیست که بخواهم پیشنهاد بدهم).
جان با سر توی برنامه پی ال اف شیرجه زد و با دریافت شهودی، مشاهده کرد که این روش می تواند برای بازی تخته ای اش کاملا مناسب باشد. ظرف چند هفته، او برنامه جدیدی برای عرضه ی محصولش داشت و آماده بود که آن را اجرا کند. مفید خواهد بود اگر بدانید که جان برای عرضه، به شیوه پی ال اف هیچ هزینه ای را متحمل نشد. در پی ال اف همه چیز براساس روش پیش می رود، نه براساس سرمایه گذاری پول زیاد برای عرضه. جان برای عرضه جدیدش، ساعت شماری می کرد و پیش بینی­های عظیمی در سر داشت. کنجکاو بود که اصلا امکان دارد که به آرزوهای بلندپروازانه اش دست پیدا کند؟
نیازی نبود که خیلی صبر کند. نتایج حیرت آور بود و با عرضه شکست خورده نخست، تفاوتی شگفت انگیز داشت. جان تنها در دوره فروش مقدماتی، ۶۷۰ بازی را فروخت که حدود ۲۰ هزار دلار درآمد داشت! جالب تر اینکه، ازآنجایی که در دوران عرضه تقریبا هیچ پولی خرج نکرده بود، حدودا کل مبلغ را می­توانست برای پرداخت هزینه های تولید بازی ها مصرف کند.
پس برای کسانی که در خانه در حال محاسبه هستند، باید گفت که ۱۲ عدد با بازاریابی امیدوارانه و ۶۷۰ عدد با دستورالعمل عرضه محصول فروش رفت. این یک افزایش ۵۵درصدی است. بازی به قیمت حدود ۳۰ دلار فروخته شد؛ پس اگر بخواهیم آن را با اصطلاحات مربوط به دلار ترجمه کنیم، تفاوت باز هم هیجان انگیزتر به نظر می رسد: ۳۶۰ دلار در برابر ۲۰ هزار دلار. حالا تنها برای شفاف سازی باید گفت که جان برای تبلیغات در طول دوره عرضه به سبک پی ال اف هیچ پولی خرج نکرد. هیچ همکار جدیدی در حوزه تبلیغات نداشت. از هیچ پوشش رسانه ای استفاده نکرد. از همان دارایی ها و سرمایه هایی که داشت استفاده کرد و ازآنجایی که خانواده اش از کوپن های غذایی استفاده می کردند، مشخصا دارایی های چندانی نداشت. درحقیقت او از یک لپ تاپ قرضی و اینترنت رایگان کتابخانه محلی استفاده کرد.
موفقیت جان در نخستین عرضه واقعا قابل توجه بود؛ اما او تازه شروع کرده بود. در حال حاضر بیش از پنجاه هزار نسخه از بازی مهارت وحش خود فروخته و بسیاری محصولات دیگر مانند یکی از پرطرفدارترین سایت های عضوگیری در حوزه زیست بوم شناسی (HerbMentor.com) را نیز عرضه کرده است. درحقیقت، نخستین موفقیتش در مقایسه با آنچه او پس از نخستین عرضه انجام داد، محقر به نظر می رسد. کمی بعد، درباره داستان دیوانه وار او بیشتر حرف خواهم زد؛ چون تصویری است فوق العاده از اینکه چطور عرضه ای که درست اجرا شود، می تواند یک شبه شما را در کسب و کار بالا بکشد؛ اما حالا بگذارید بگوییم که او کسی بود که از کوپن های غذایی به درآمدی شش رقمی رسید.
پیش از آنکه داستان جان را موقتا رها کنیم باید بگویم که دارایی جان در جریان عرضه، فهرست کوچکی از آدرس های ایمیل کسانی بود که خواسته بودند جان از طریق ایمیل با آن ها در تماس بماند. در بخش بعدی از جادوی داشتن یک فهرست حرف خواهم زد؛ اما کوتاه سخن اینکه اگر هر فهرستی را با پی ال اف ترکیب کنید، تقریبا مثل این است که مجوزی برای چاپ اسکناس به دست آورده باشید.

نظرات کاربران درباره کتاب عرضه

عاااااااالی
در 4 ماه پیش توسط moh...378
فیدیبو لطفا این کتابو تو تخفیف بزار، مرررسی
در 3 ماه پیش توسط beh....en
معرکه
در 4 ماه پیش توسط muh...agh
بسیار کاربردی
در 2 ماه پیش توسط Elliot miller
عالیه این کتاب
در 2 ماه پیش توسط محمدحسین عرب عامری
خوب و کاربردی بودی.البته باید عمل بشه
در 4 هفته پیش توسط ami...our
بسیار کتاب مفیدی است، حتما مطالعه شود
در 4 ماه پیش توسط مهدی قائمی
کتاب عالی هست ولی خیلی بد ترجمه شده برای مبتدی گیج کننده است
در 3 ماه پیش توسط رزاق باباخانی