فیدیبو نماینده قانونی موسسه خدمات فرهنگی رسا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب راهنمای خودشناسی و مهارت‌های زندگی برای نوجوانان

نسخه الکترونیک کتاب راهنمای خودشناسی و مهارت‌های زندگی برای نوجوانان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب راهنمای خودشناسی و مهارت‌های زندگی برای نوجوانان

از کودکی در حال هدف گزینی بوده‌اید. در حدود یک سالگی بالا رفتن را شروع کرده‌اید و این کار را به کمک مبل، صندلی، میز، ظرفشویی آشپزخانه و یخچال انجام داده‌اید... بعدا یک نفر را دیده‌اید که پشتک می‌زده است. با دیدن او به خودتان گفته‌اید «من هم می‌توانم این کار را بکنم.» بین سه تا هفت سالگی خواندن را شروع کرده‌اید. تقریبا در همین محدوده بارها از دوچرخه افتاده‌اید تا بالاخره توانسته‌اید تعادل خود را حفظ کنید و موفق شوید.
بعد از آن نیز روزی تصمیم گرفتید یک تیم درست کنید (مثلاً تیم بسکتبال، راه‌پیمایی، تیم تعقیب، تیم گله‌داران، تیم ژیمناستیک، تیم فوتبال، تیم گزارش سالانه و...). گاهی اوقات نیز هدف‌های شما شخصی‌تر بوده‌اند (مثل بردن مسابقه، انتشار یک داستان، فراگیری یک برنامه جدید کامپیوتری، نواختن پیانو و مواردی از این قبیل).
به هر حال همواره در حال هدف گزینی بوده‌اید و به برخی از آنها نیز رسیده‌اید. شاید ستاره تنیس نشده باشید ولی تیم تنیس که تشکیل داده‌اید. یا اگر قهرمان بازی‌های کامپیوتری نشده‌اید، حداقل یک مسابقه و رقابت لذتبخش داشته‌اید و در این میان، چیزهای زیادی در مورد هدف‌گزینی آموخته‌اید.
البته هرچه بزرگتر می‌شوید، هدف‌های شما مهمتر می‌شوند. هم اکنون نیز در مورد عاداتی مشغول تصمیم‌گیری هستید که می‌توانند یک عمر طول بکشند (عاداتی مثل پرداختن به موسیقی، کتابخوانی، مطالعه و تحقیق یا [عاداتی منفی مثل ] سیگار کشیدن، مشروب خوردن یا مصرف مواد...) و یا جهت زندگی شما را تعیین می‌کنند (برای مثال قبولی در دانشگاه، نظامی شدن، سرکار رفتن، ازدواج و...). همچنین مشغول تصمیم‌گیری در مورد ارزش‌های سیاسی، دینی، اجتماعی، اخلاقی و... هستید.
برای آن که مسئولیت زندگی خود را بپذیرید باید بدانید چه چیزهایی برای شما مهم هستند. اگر ندانید پای‌بند چه چیزی هستید چطور می‌توانید تصمیم بگیرید؟

ادامه...
  • ناشر موسسه خدمات فرهنگی رسا
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 5.66 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۳۶ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب راهنمای خودشناسی و مهارت‌های زندگی برای نوجوانان

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

فصل ۱: از زندگی چه می خواهید؟

هدف های شما



از کودکی در حال هدف گزینی بوده اید. در حدود یک سالگی بالا رفتن را شروع کرده اید و این کار را به کمک مبل، صندلی، میز، ظرفشویی آشپزخانه و یخچال انجام داده اید... بعدا یک نفر را دیده اید که پشتک می زده است. با دیدن او به خودتان گفته اید «من هم می توانم این کار را بکنم.» بین سه تا هفت سالگی خواندن را شروع کرده اید. تقریبا در همین محدوده بارها از دوچرخه افتاده اید تا بالاخره توانسته اید تعادل خود را حفظ کنید و موفق شوید.
بعد از آن نیز روزی تصمیم گرفتید یک تیم درست کنید (مثلاً تیم بسکتبال، راه پیمایی، تیم تعقیب، تیم گله داران، تیم ژیمناستیک، تیم فوتبال، تیم گزارش سالانه و...). گاهی اوقات نیز هدف های شما شخصی تر بوده اند (مثل بردن مسابقه، انتشار یک داستان، فراگیری یک برنامه جدید کامپیوتری، نواختن پیانو و مواردی از این قبیل).



به هر حال همواره در حال هدف گزینی بوده اید و به برخی از آنها نیز رسیده اید. شاید ستاره تنیس نشده باشید ولی تیم تنیس که تشکیل داده اید. یا اگر قهرمان بازی های کامپیوتری نشده اید، حداقل یک مسابقه و رقابت لذتبخش داشته اید و در این میان، چیزهای زیادی در مورد هدف گزینی آموخته اید.
البته هرچه بزرگتر می شوید، هدف های شما مهمتر می شوند. هم اکنون نیز در مورد عاداتی مشغول تصمیم گیری هستید که می توانند یک عمر طول بکشند (عاداتی مثل پرداختن به موسیقی، کتابخوانی، مطالعه و تحقیق یا [عاداتی منفی مثل سیگار کشیدن، مشروب خوردن یا مصرف مواد...) و یا جهت زندگی شما را تعیین می کنند (برای مثال قبولی در دانشگاه، نظامی شدن، سرکار رفتن، ازدواج و...). همچنین مشغول تصمیم گیری در مورد ارزش های سیاسی، دینی، اجتماعی، اخلاقی و... هستید.



پای بند چه چیزی هستید؟

برای آن که مسئولیت زندگی خود را بپذیرید باید بدانید چه چیزهایی برای شما مهم هستند. اگر ندانید پای بند چه چیزی هستید چطور می توانید تصمیم بگیرید؟ در مورد مسائل زیر چه احساس و نظری دارید:
پول
دین
مجازات اعدام
سیاست
محیط زیست و منابع طبیعی
جنگ و صلح
ممنوعیت حمل سلاح
مصرف مواد
تحصیل
ارتباط جنسی





***

خودشناسی

۱. چیزهای مهم
۵ مورد از مهم ترین چیزهای زندگی خود را بنویسید. آنها را به ترتیب اولویت از یک تا پنج بنویسید. احساس تان در مورد این فهرست پنج تایی را با یکی از دوستان یا همکلاسی های خود در میان بگذارید.
۲. نگاه به آینده
۵ مورد از مهم ترین چیزهایی را که فکر می کنید در بزرگسالی تغییر خواهند کرد، بنویسید. به نظر خودتان این فهرست در ۱۰ یا ۳۰ سال آینده چه تغییراتی خواهد کرد.
۳. نگاه به گذشته
فرض کنید ۹۵ ساله هستید. در کمال آرامش در ایوان خانه نشسته اید و به منظره زیبایی چشم دوخته اید... منظره ای مثل کوه ها، تپه ها، علفزار یا دریاچه.
حالا زندگی خود را مرور کنید. کارهای مهمی که انجام داده اید چه بوده اند؟ آیا توانسته اید کارهای مورد نظر خود را انجام بدهید؟ بچه و نوه دارید؟ دوستان شما چه کسانی هستند؟ چه خوشی هایی کرده اید؟ چه ماجراها و حوادثی را پشت سرگذاشته اید؟ چه عشق هایی را پشت سر گذاشته اید؟ آیا زندگی خوبی داشته اید؟ آیا از خودتان راضی هستید؟ آیا چیزی را نیز به دنیا داده اید؟ چیزهایی را که در این «تخیل» کشف کرده اید، بنویسید. دوست دارید چطور زندگی کنید که در ۹۵ سالگی احساس رضایت کنید؟



***

چه نیازی دارید؟



ما نیازهای زیادی داریم؛ از نیاز به غذا تا نیاز به خواب، مسکن و نیاز به پول. همچنین به عشق، نوازش، دوستی، تایید و مقبولیت نیاز داریم.
وقتی بدانید چه نیازهایی دارید و نیازهای خود را برآورده کنید، دیگر به دیگران متکی و محتاج نخواهید شد. اگر روی خودتان حساب باز کنید و مراقب خودتان باشید، استقلال کسب خواهید کرد و به خودتان متکی خواهید شد. مراقبت از خود و محبت به خود به معنای آن است که در محبت ورزیدن به دیگری آزاد هستید... محکوم به پیدا کردن عشق نیستید، حاضر نیستید برای جلب محبت به هر کاری دست بزنید و برای جلب محبت دیگران حاضر نیستید ارزش های خود را زیر پا بگذارید. کسانی که بخاطر عشق و محبت، خود را می فروشند در واقع برده عشق می شوند. نکته غم انگیز این است که معمولاً آن عشق را نیز از دست خواهند داد چون خصوصیاتی را که از آنها موجودی دوست داشتنی می سازد، فروخته اند! اما اگر راه و رسم دوست داشتن خود را بدانید، برده عشق نخواهید شد.
اگر با خودتان خوش رفتاری کنید... و سلامت، جذابیت و شادمانی خود را حفظ کنید، دیگران سعی خواهند کرد با شما دوست شوند. اگر با عجز و درماندگی و با آویزان شدن دوست پیدا کنید، دوستان تان بالاخره شما را رها خواهند کرد - البته بعد از سواستفاده از شما. وابستگی و نیازمندی می توانند عده ای را جذب شما کنند ولی نمی توانند روابط سالمی برای شما مهیا کنند.

اهداف شما:اگر بدانید می خواهید کجا بروید، بیشتر احتمال خواهد داشت به آنجا برسید



برنامه داشتن برای زندگی و یا آینده نزدیک باعث می شود احساس کنید زندگی شما هدف دارد.
بی هدف بودن، تقلید از دیگران و طبق میل دیگران زندگی کردن آسان است - اما هدف های خودتان چه هستند؟ هدف های خود را روی یک تکه کاغذ بنویسید؛ هدف هایی که برای یک سال، پنج سال، ده سال، بیست سال، سی سال و چهل سال آتی دارید. می خواهید کجا بروید؟ می خواهید چه کار کنید؟ اگر پاسخ دادن به این سوال سخت است از قوه خیال خود استفاده کنید. تخیل به شما کمک می کند برنامه های مختلف را امتحان کنید. سبک های مختلف زندگی را تجسم کنید. ببینید کدامیک از آنها در شما احساس خوبی ایجاد می کنند، با کدامیک خوش هستید و کدامیک با شخصیت، هدف ها و خلق و خوی شما جور است.



***
۱. هدف های امروز، هفته بعد، ماه بعد و سال بعد خود را بنویسید. در صورت لزوم در آنها بازنگری کنید. خودتان را بابت رسیدن به هریک تحسین کنید.
۲. به نیازهای انسانی خود توجه کنید. آنها را برآورده کنید. از چیزهایی که برای خوشحالی و شادکامی به آنها نیاز دارید فهرستی تهیه کرده و آنها را برآورده کنید.



***

فصل۲: این حق شما است که خودتان باشید

حقوق شما



«کشور من، کشور آزادی است.»
ما این جمله را زیاد برزبان می آوریم ولی معنایش این نیست که هر کاری که بخواهیم می توانیم بکنیم. هر روز از برخی محدودیت ها پیروی می کنیم - حتی بدون آن که به آنها فکر کنیم. برای مثال اکثر ما:
  • از سمت راست جاده رانندگی می کنیم و با دیدن چراغ قرمز توقف می کنیم.
  • وقتی فروشنده می گوید فروشگاه تعطیل است، فروشگاه را ترک می کنیم.
  • در ساندویچ فروشی، سینما، تئاتر و کنسرت ها، صف را رعایت می کنیم.
  • دستورات مربی را انجام می دهیم.
  • و ده ها مورد دیگر.
  • البته شما می توانید محدودیت ها را رعایت نکنید - اما با این کار ممکن است:
  • گواهینامه خود را از دست بدهید.
  • به جرم نقض حریم دیگران دستگیر شوید.
  • از محل برگزاری کنسرت بیرون انداخته شوید.



رانندگی حقی است که اداره راهنمایی و رانندگی به شما می دهد. عضویت در تیم فوتبال (مناظره، شنا یا هاکی) هم حقی است که والدین و مدرسه به شما می دهند. با مسئولیت پذیری می توانید از حقوق بیشتری برخوردار شوید ولی در دوران نوجوانی، حرف آخر را پدر و مادر می زنند.
به همین دلیل گاهی اوقات فکر می کنید اصلاً حق و حقوقی ندارید!
زندگی کردن در یک دموکراسی دلیل نمی شود که احساس کنید کاملاً آزاد هستید. در کودکی همواره به شما می گویند چه کار کنید و چه کار نکنید. اما همین طورکه بزرگ می شوید مجال بیشتری برای مسئولیت پذیری پیدا می کنید. در کودکی نمی توانید هر چقدر می خواهید پول خرج کنید، تا هر وقت می خواهید بیرون بمانید و با هر کس هر کجا که می خواهید بروید. اما دیری نمی گذرد که تمام تصمیمات را خودتان باید بگیرید - آن هم نه فقط تصمیمات روزمره بلکه تصمیمات اعتقادی؛ مثل تصیم گیری در مورد ارزش ها، حقوق، نیازها و هدف ها.
درست است که دیگر نمی توانید صبر کنید ولی آیا آمادگی لازم را دارید؟
آشنایی با حقوق خود به شما کمک می کند مستقلاً تصمیم بگیرید و روی پای خود بایستید - آشنایی با حقوق خود باعث می شود از طرف دیگران تحقیر نشوید و فریب نخورید. در این قسمت به ده حق از حقوق انسان ها اشاره خواهیم کرد. البته می توانید به فراخور شرایط، حقوق دیگری را به آنها بیفزایید یا برخی حقوق را از فهرست حذف کنید.
عدد ۱۰ عدد «حداکثری» است. عدد ۱۰ نشان می دهد برزندگی خود مسلط هستید و می توانید انتخاب کنید چطور عمل کنید و مسئولیت عواقب انتخاب های خود را بپذیرید. در این دوران، اهمیت انتظار دیگران در مورد طرز رفتار و طرز فکر شما کم می شود.
***
حقوق من از این قرار هستند:

۱. برخورد محترمانه
۲. داشتن احساسات شخصی و بیان آنها
۳. داشتن عقاید شخصی و بیان آنها
۴. شنیده شدن حرف هایم و جدی گرفته شدن
۵. تشخیص این که چه چیزی برای من اهمیت دارد
۶. درخواست و بیان خواسته ها (البته دیگران حق دارند خواسته هایم را رد کنند)
۷. اشتباه کردن و عبرت گرفتن از اشتباهات
۸. حاکمیت بر بدنم
۹. داشتن حریم و فضای شخصی
۱۰. پذیرش مسئولیتِ انتخاب ها، رفتارها، افکار و احساساتم.
با تمرین زیر، بحث «حقوق» برای شما ملموس تر خواهد شد.

یکی از حقوق خود را در نظر بگیرید. در سکوت و آرامش فرض کنید وارد بدن و ذهن تان شده اید. این حق را که یکی از ۱۰ جمله قبل است با دَم به درون بدن تان بکشید. آن قدر آن را تنفس کنید تا آن را در تک تک سلول های بدن خود حس کنید. حالا می توانید با آن زندگی کنید. شما این حق را جزیی از بدن و وجودتان کرده اید. این عمل را در مورد حقوق دیگری که خواهان آن هستید انجام بدهید. اگر وارد کردن آن حق به بدن تان وقتگیر است می توانید آن را با خودتان نجوا کنید یا آن را روزی چندبار بنویسید. وقتی به خودتان گفتید «همین است! درست است! آره!» بدانید که واجد آن حق شده اید.
برای مثال فرض کنیم دوست دارید از این حق برخوردار باشید که دیگران به حرف شما گوش بدهند و شما را جدی بگیرند (حق شماره ۴).



این حق چه مفهومی دارد؟ دوست دارید چه کسی به حرف شما گوش بدهد؟ (دوستان تان؟ پدر و مادرتان؟ همکلاسی های تان؟ آدم های داخل خیابان؟ فروشنده های سمج؟) زندگی شما چه تغییری خواهد کرد؟ (مردم به حرف های شما گوش خواهند داد؟ آیا به خواسته های شما عمل خواهند کرد؟) چه حرف هایی خواهید زد که تا حالا نزده اید؟ در کلاس به سوالات جواب خواهید داد؟ به بچه قلدرها خواهید گفت برو گمشو؟ نظرات تان در مورد موسیقی را بیان خواهید کرد؟) چه احساسی خواهید داشت؟ (احساس قدرت خواهید کرد؟ مضطرب خواهید شد؟ احساس حماقت خواهید کرد؟) چطور این حق را جزء زندگی روزمره خود خواهید کرد؟ (آن را در خانه تمرین خواهید کرد؟ به تمام دوستان تان خواهید گفت؟ روزی یکبار آن را با صدای بلند در کلاس تکرار خواهید کرد؟)
***
وقتی حقِ... را برای خود واجب دانستید:
*تغییری در شما پدید می آید. مردم ممکن است نفهمند چرا ولی با شما طور دیگری رفتار خواهند کرد؛ به عبارت دیگر با شما محترمانه تر برخورد می کنند. با بدن تان حقوق جدید خود را بیان می کنید - دیگر مثل سابق هالو به نظر نخواهد رسید.
*دیگران به آسانی قبل نمی توانند شما را فریب بدهند. به عنوان نمونه فرض کنیم شما این حق را برای خود قائل هستید که اشتباه کنید. یک نفر روی یکی از اشتباهات شما انگشت می گذارد. می توانید لبخند بزنید و بگویید «بله خودم می دانم» یا «آره من هم انسان هستم مگر نه؟» یا این که بگویید «راست می گویی.» به این ترتیب بجای آن که احساس گناه کنید، اشتباه تان را توجیه کنید یا از خودتان دفاع کنید و یا اشتباه تان را انکار کنید، به یاد می آورید که این طبیعی است که بعضی از کارها را «خراب کنید» - و با این حال آدم خوبی باشید.
*برای خودتان حق انتخاب قائل خواهید شد. بجای آن که مهندس شوید، می توانید پرستار شوید یا برعکس. بجای آن که ازدواج کنید می توانید دور دنیا را بگردید و می توانید بجای آن که هر روز یک کار را انجام بدهید، روال کار خود را عوض کنید. شما بهتر از هر کسی می دانید چه حقوقی دارید. مادرتان می خواهد پزشک شوید و پدرتان می خواهد تاجر شوید. (شاید چون به خودشان فرصت نداده اند پزشک یا تاجر شوند، چنین آرزویی دارند.) اما این شما هستید که باید تصمیم بگیرید چه می خواهید و چه نیازی دارید.



با آموختن راه و رسم مراقبت از خودتان بتدریج بزرگ می شوید. تصمیم گیری مستقل - حتی تصمیم گیری های غلط - به شما کمک می کنند یاد بگیرید. اگر پدر و مادر شما و دوستان تان حقوق شما را به رسمیت بشناسند، به شما کمک خواهند کرد رشد کنید، یاد بگیرید و احساس قابلیت کنید.
بسیاری از مدارس، حقوق و مسئولیت های دانش آموزان را می نویسند. چون مبنای دموکراسی، برخورداری انسان ها از حقوق اساسی خود است، باید از حقوق خود مطلع باشید و اجازه ندهید هیچکس و هیچ سازمان یا نهادی حق شما را ضایع کند. آزادی مبتنی بر همین حقوق اساسی است و قانون اساسی، این حقوق را برای ما تضمین می کند.
حقوق خود را طلب کنید. دیگران هم به این حقوق احترام خواهند گذاشت. وقتی از حقوق خود مطلع باشید می توانید از حقوق تان دفاع کنید، طبق آن رفتار کنید و آسان تر تصمیم بگیرید. همچنین به شما کمک می کند اهداف تان را مشخص کنید و به اهداف تان برسید.
***
فعالیت های پیشنهادی:
۱. اِعطای حقوق دلخواه به خودتان را تمرین کنید؟ چه کار خواهید کرد؟ زندگی شما چطور خواهد شد؟
۲. احترام گذاشتن به حقوق دیگران را تمرین کنید. این کار را چگونه انجام خواهید داد؟
۳. وقتی درد مردم را می شنوید (بجای «کمک کردن» یا گوش دادن صرف) از آنها بپرسید می خواهند چه کار کنند.
۴. حقوق اساسی شهروندی در قانون اساسی را بخوانید. این حقوق را با «حقوق ده گانه» کادر قبل مقایسه کنید. (از معلم یا مسئول کتابخانه مدرسه بخواهید یک نسخه از حقوق شهروندی در قانون اساسی را برای شما تهیه کند.)
***



نظرات کاربران درباره کتاب راهنمای خودشناسی و مهارت‌های زندگی برای نوجوانان