فیدیبو نماینده قانونی راشین و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب مجموعه کامل دوجلدی ۱۰۰    اصل شكست‌ناپذير موفقيت در زندگی و کسب‌وكار

کتاب مجموعه کامل دوجلدی ۱۰۰ اصل شكست‌ناپذير موفقيت در زندگی و کسب‌وكار

نسخه الکترونیک کتاب مجموعه کامل دوجلدی ۱۰۰ اصل شكست‌ناپذير موفقيت در زندگی و کسب‌وكار به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب مجموعه کامل دوجلدی ۱۰۰ اصل شكست‌ناپذير موفقيت در زندگی و کسب‌وكار

***انتشارات راشین دارای مجوز از برایان تریسی برای ترجمه و انتشار کلیه کتابهای او به زبان فارسی است.*** این کتاب مخصوصاً برای آنهایی نوشته شده که در دنیای کسب و کار مشغول هستند و می‌خواهند حداکثر نتایج ممکن را از سرمایه گذاری عمرشان در زندگی کاری به دست آورند. هر یک از این اصول، اگر تا کنون از آنها استفاده نکرده باشید، می‌تواند باعث صرفه جویی ماه‌ها و حتی سال‌ها از وقتتان شود و استفاده از هر یک برای شکوفایی کامل توانایی‌تان، اجتناب ناپذیر است. نقض مرتب هر یک از اصول، می‌تواند به قیمت ماه‌ها و سال‌ها نومیدی و عدم موفقیت شما تمام شود. بهترین خبر مربوط به موفقیت در کار این است که طبیعت بی‌طرف است. اگر شما همان کارهای افراد موفق را انجام دهید، به همان نتایج دست خواهید یافت و اگر این کار را نکنید، موفق نخواهید شد. به همین سادگی. بعضی از این اصول ممکن است به نظر خیلی ساده یا بدیهی برسند، یا در زمینه‌های مختلف تکراری باشند، مواظب باشید فریب نخورید و به خاطر این موارد آنها را کنار نگذارید. موفقیت‌های درخشان و برتر در هر رشته‌ای، نصیب افرادی می‌شود که ”اصول اولیه را به نحوی عالی رعایت کنند.“ با مطالعه هر اصل، لحظاتی را صرف ارزیابی صادقانه رفتار خود نسبت به آن اصل کنید. یک بینش یا ایده‌ای که قبلاً فاقد آن بودید، می‌تواند مسیر زندگی‌تان را تغییر دهد. هنگامی که این اصول صدگانه موفقیت در کار را استفاده کنید و زندگی کاری‌تان را با آنها تطبیق دهید، مزیت آشکاری نسبت به آنهایی که از این اصول بی‌بهره‌اند خواهید داشت و سطوحی بی‌سابقه از موفقیت و رضایت را در زندگی‌تان تجربه خواهید کرد. بدین‌ترتیب طی چند ماه یا چند سال به حدی پیشرفت می‌کنید، که دیگران در یک عمر.

ادامه...
  • ناشر راشین
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.42 مگابایت
  • تعداد صفحات ۵۶۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب مجموعه کامل دوجلدی ۱۰۰ اصل شكست‌ناپذير موفقيت در زندگی و کسب‌وكار

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

جلد اول: ۴۵ اصل زندگی، موفقیت، کسب و کار و رهبری

پیشگفتار

زمانی، من سفر تمام عمری را شروع کردم تا به پاسخ این پرسش برسم که چرا امور جهان این چنین است. مانند بسیاری دیگر در این سفر، من از فروش سر درآوردم و سپس مدیریت و نهایتاً کار آفرینی و توسعه آن. به مرور متوجه شدم که اصول و الگوهای موفقیت در کار قابل پیش بینی است. برشماری و توضیح این اصول، هدف این کتاب است.
در طول بیست و پنج سال گذشته، من فقط یک ماموریت عمده در زندگی ام داشته ام، و آن شکوفا سازی توانایی افراد از طریق ارائه ایده ها و راهبردهایی است که با استفاده از آنها، شخص بتواند منافع و پاداش های دلخواهش را خیلی سریع تر به دست آورد.
من معتقدم که زندگی از هر هدیه دیگری گرانبهاتر و باشکوه تر است. بر این اساس سال ها تلاش کرده ام تا راه هایی را بیابم که شما زمان کمتری از زندگی تان را صرف دست یابی به اهداف مادّی و غیرمادی کنید. کتاب حاضر، حاصل بخشی از این تلاش ها است.
این کتاب مخصوصاً برای آنهایی نوشته شده که در دنیای کسب و کار مشغول هستند و می خواهند حداکثر نتایج ممکن را از سرمایه گذاری عمرشان در زندگی کاری به دست آورند.
هر یک از این اصول، اگر تا کنون از آنها استفاده نکرده باشید، می تواند باعث صرفه جویی ماه ها و حتی سال ها از وقتتان شود و استفاده از هر یک برای شکوفایی کامل توانایی تان، اجتناب ناپذیر است. نقض مرتب هر یک از اصول، می تواند به قیمت ماه ها و سال ها نومیدی و عدم موفقیت شما تمام شود.
به این پرسش پاسخ دهید: اگر می توانستید ۰۰۰ /۵۰ یا ۰۰۰ /۱۰۰ دلار در سال درآمد داشته باشید، در شرایط یکسان کدام یک را انتخاب می کردید؟
پاسخ بدیهی است. شما همیشه بیشتر را به کم تر، در مقابل زمان و تلاش برابر، ترجیح می دهید. واقعیت این است، افرادی که با این اصول زندگی می کنند و این اصول را به کار می برند، نسبت به آنهایی که چنین نمی کنند دارای درآمد بیشتری هستند، با صرف همان زمان.
این اصول مشابه قواعد فیزیک، ریاضی، مکانیک و برق، به اثبات رسیده و عملی هستند و کاربرد آنها برای کسب موفقیت در کار است. آنها در مورد تندرستی، وضعیت خانه، محبت، توازن و سایر عوامل خوشبختی و شکوفایی فردی نیستند، بلکه اصول کهنگی ناپذیر موفقیت در کار محسوب می شوند.
بهترین خبر مربوط به موفقیت در کار این است که طبیعت بی طرف است. اگر شما همان کارهای افراد موفق را انجام دهید، به همان نتایج دست خواهید یافت و اگر این کار را نکنید، موفق نخواهید شد. به همین سادگی.
بعضی از این اصول ممکن است به نظر خیلی ساده یا بدیهی برسند، یا در زمینه های مختلف تکراری باشند، مواظب باشید فریب نخورید و به خاطر این موارد آنها را کنار نگذارید. موفقیت های درخشان و برتر در هر رشته ای، نصیب افرادی می شود که ”اصول اولیه را به نحوی عالی رعایت کنند.“
با مطالعه هر اصل، لحظاتی را صرف ارزیابی صادقانه رفتار خود نسبت به آن اصل کنید. یک بینش یا ایده ای که قبلاً فاقد آن بودید، می تواند مسیر زندگی تان را تغییر دهد.
هنگامی که این اصول صدگانه موفقیت در کار را استفاده کنید و زندگی کاری تان را با آنها تطبیق دهید، مزیت آشکاری نسبت به آنهایی که از این اصول بی بهره اند خواهید داشت و سطوحی بی سابقه از موفقیت و رضایت را در زندگی تان تجربه خواهید کرد. بدین ترتیب طی چند ماه یا چند سال به حدی پیشرفت می کنید، که دیگران در یک عمر.

بریان تریسی
کالیفرنیا، سولانا بیچ

مقدمه

موفقیت قابل پیش بینی است:

این عصری است بی نظیر برای زیستن. هرگز در گذشته این همه فرصت های گوناگون و فراوان برای این تعداد مردم در جهت دست یابی به اهدافشان، چه فردی و چه حرفه ای، وجود نداشته و این وضعیت با گذشت زمان در حال بهتر شدن است.
علت چیست؟ ساده ترین جواب این است که امروزه دانش ما در مورد چگونگی دست یابی به نتایج بهتر در حوزه های بیشتری از کسب و کار، از هر زمان دیگری وسیع تر است و این اطلاعات، ایده ها و الهامات مانند آب است، به همه جا جریان پیدا می کند و در دسترس هر کس که خود را در معرض آنها قرار دهد و آمادگی به کارگیری آنها را داشته باشد، قرار می گیرد.
یک مزیت عالی اطلاعات و ایده ها این است که به طور نامحدودی قابل تکثیر هستند. اگر شما دارای ایده ای باشید که برای من مفید باشد و آن را با من در میان بگذارید، هر دوی ما بهره مند خواهیم شد. حالا اگر من این ایده را به دیگری انتقال دهم و او نیز به شخص دیگری، وضعیت همه ما بهبود می یابد.
دانش تجمّعی است و پس از ایجاد متوقف نمی شود، بلکه در دسترس تعداد بیشتر و بیشتری از مردم قرار می گیرد و بدینوسیله به صورت تصاعدی رشد می کند. هر دانش جدیدی، رابطه اش را با حوزه های دیگر دانش آشکار می کند و بدین ترتیب عمیق تر و دارای شتاب پیشرفت بیشتر می شود. هر نوع مرز شکنی در دانش، فرصت های جدیدی را به وجود می آورد، که با بهره گیری از این دانش جدید، توسعه می یابد.
نیروی محرکه انفجار دانش و تکنولوژی، رقابت است. این رقابت از هر زمان دیگری در گذشته بی رحمانه تر، تجاوزگرانه تر و خلاقانه تر است و این وضعیت در آینده حتی بیشتر هم خواهد شد. در این باره می گویند ”کسب و کار یعنی جنگ“. کتاب ها، مقالات و دوره های مربوطه پر است از عباراتی مانند”جنگ بازار“، ”تاکتیک های پارتیزانی“، ”حمله متقابل“ و سایر عبارات نظامی و همه اینها درست است، به غیر از یک چیز و آن ماهیت و نوع این جنگ است.
هدف از جنگ نظامی، تسخیر مردم و اقلیم است، در حالی که این نوع جنگ برای جلب مشتری و بازار برپا می شود. مبارزات نظامی در جهت نابودی دشمن و پیروزی به وسیله اعمال نیروی برتر است و رقابت در بازار با هدف یافتن راه های بهتر، و سریع تر و ارزان تر برای خوشنودی مشتری، در رقابت با شرکت های دیگری است که به جلب همین مشتریان همت گماشته اند.
این رقابت خیلی شدید است. بسیاری از بهترین مغزها و بااستعدادترین افراد به طور شبانه روزی در حال فکر و کار بر روی این موضوع هستند که مشتریان را با تولیدات و خدمات جدیدتر و بهتر خوشنود سازند. مسابقه شروع شده است. فقط آنهایی می توانند دوام بیاورند که بتوانند بهترین ایده ها و روش ها را سریع تر از رقبا فرا گیرند.
قاعده”حاشیه برنده“ چنین می گوید: ”تفاوت های جزئی در قابلیت ها، می تواند منجر به تفاوت های بزرگی در نتایج شود.“ بهبودهای کوچک در گنجینه دانش و مهارت های شما، می تواند در دست یابی به موفقیت و درآمد بیشتر، تاثیر بزرگی به جا بگذارد.
هدف شما در طول زندگی کاری و شخصی تان، باید توسعه حاشیه های برنده در رشته خودتان باشد، که تفاوت اصلی بین موفقیت و شکست است.
امروزه، راهبردها و تکنیک ها برای کسب موفقیت در هر سطحی از مشاغل و در هر نوع فعالیتی، بیش از هر زمان دیگری در گذشته و با سرعت انتشار بیش از همیشه، در دسترس است و ما می توانیم از آنها بهره مند شویم.
هدف از نگارش این کتاب، سهیم کردن شما در یک مجموعه اصول به اثبات رسیده یا ”اصول“ است، که توسط موفق ترین افراد کشف یا کشف مجدد شده و در هر نوع سازمانی، بزرگ یا کوچک، در طول تاریخ فعالیت های اقتصادی، آزمایش و به کار گرفته شده است. تمرین این اصول، دسترسی شما را به حاشیه برنده ممکن می سازد.
با درک این واقعیات همیشگی، شما مزیت بزرگی نسبت به سایرین خواهید داشت. هنگامی که زندگی و کار خود را بر مبنای این اصول و اصول جهانی سازماندهی کنید، قادر به ایجاد تحوّل و تغییر جهت کلی در کار یا واحد سازمانی خود خواهید بود، سریع تر و آسان تر از آنچه که فکر می کردید.
هر چه بیشتر این اصول را در تفکر و تصمیم سازی روزانه به کار گیرید، کارایی بیشتری خواهید داشت و می توانید افراد بهتری را جلب و نگهداری کنید، خدمات و تولیدات بیشتر و بهتری را ارائه دهید، هزینه ها را هوشیارانه تر کنترل کنید، رشد و توسعه قابل پیش بینی تری داشته باشید و سود باثبات تری به دست آورید.
بعضی از این اصول در وهله اول ممکن است غیرعادی یا حتی متضاد به نظر آیند. با این وجود آنها واقعیاتی هستند جاودانی و موثر که در بطن جهان موجود و در بلند مدت غیرقابل نقض می باشند.
توماس هنری هکسلی، در کتاب خودش ”تحصیلات آزاد“ چنین می نویسد: ”دنیا صفحه شطرنج است، مهره ها، پدیده های جهان و اصول بازی همان اصول طبیعت است. طرف دیگر بازی از چشم ما نهان است ولی ما مطمئن هستیم که این بازیگر همیشه عادل، منصف و پرتحمل است. همچنین این را نیز می دانیم که هرگز اشتباهی از نظر او پنهان نمی ماند و از کوچکترین نادانی ما چشم پوشی نمی کند.“
به همین ترتیب این اصول بی طرفانه هستند، نه مثبت و نه منفی. آنها در مورد باورها، تمایلات و آرزوهای شما بی تفاوت هستند و همیشه چنین خواهند بود. فیلسوف آلمانی ولفگانگ گوته می گوید: ”طبیعت با کسی شوخی ندارد، همیشه صادق، جدی و درست است. اشتباهات همواره از طرف انسان است. کسی که طبیعت را درک نکند، مورد انزجار آن است و فقط برای افراد شایسته، خالص و صادق اسرارش را فاش می کند.“
اگر بخواهید آشپزی کنید، در مورد آن مطالعه می کنید و قواعد و اصول مربوط به ترکیب مواد اولیه و آماده نمودن آنها را که در گذشته موفقیت آن به اثبات رسیده است، دنبال خواهید کرد. شما نمی توانید مواد اصلی را اضافه یا کم کنید و انتظار داشته باشید، همان طعمی را که غذای اصلی دارد به دست آورید. به همین ترتیب نمی توانید با نقض اصول اساسی و اصولی که افراد موفق مرتباً دنبال می کنند، انتظار دست یابی به همان نتایج را داشته باشید.
می گویند مردی تصمیم به پرت کردن خود از طبقه سی ام یک ساختمان و خودکشی می گیرد. در حال سقوط یک نفر سرش را از یک پنجره طبقه پانزدهم بیرون می کند و از او می پرسد: ”وضع چطور است؟“
مرد در حال سقوط با فریاد جواب می دهد: ”تا به حال که خوب بوده!“
بسیاری از مردم زندگی کاری شان را بر مبنای همین فلسفه اداره می کنند: ”تا به حال که خوب بوده!“. آنها اصول و اصول کاری خودشان را نقض می کنند، گاهی عمداً و گاهی سهواً. ولی این حقایق قابل نقض نیستند و زیر پا گذاشتن آنها به قیمت سنگینی تمام می شود. حتی اگر فکر کنید در کوتاه مدت از عواقب آن در امان هستید، نهایتاً هزینه کامل آن را پرداخت خواهید کرد.
بشارت می دهم که با محور قرار دادن این ۱۰۰ اصل غیرقابل نقض برای سازماندهی زندگی و فعالیت های کاری خود، موفقیت و کامیابی حرفه ای شما عملاً تضمین می شود. همینطور که هر چه بکارید همان را برداشت می کنید، ورودی خوب نیز باعث خروجی خوب می شود.
شاید مهم ترین صفت یک انسان حرفه ای عمل گرا بودن او است. یک فرد موقعی عمل گرا است که به اصل یک ایده کاری نداشته باشد و نمی پرسد از کجا آمده و نخست چه کسی آن را بیان کرده بلکه فقط می پرسد: آیا موثر است؟
درجه موفقیت شما در زندگی و در کار به این بستگی دارد که به بینید چه چیزی برایتان موثر است و سپس آن را در هر جا و در هر زمان مناسب به کار برید تا نتایج معینی به دست آید. این کتاب با این هدف نوشته شده که ایده ها و راهبردهایی را که عملکرد آن ها بارها به اثبات رسیده، در اختیار شما بگذارد.
اصول و اصول جهانی، مشابه شماره تلفن هستند، با گرفتن شماره صحیح، تماس با طرف مورد نظر برقرار می شود. ولی اگر کسی بسیار پرتوان، تحصیل کرده، صادق، مصمّم و باذکاوت هم باشد، با گرفتن شماره اشتباه، راه به جایی نخواهد برد.
سال های متمادی، هزاران شرکت، به علت اینکه تصمیم گیران کلیدی آنها، این اصول را نمی دانستند، یا آنها را نقض می نمودند، دارای عملکردی ضعیف بوده یا به کلی ورشکست شده اند. حتی بیش از این، هر ساله صدها هزار و حتی میلیون ها شرکت به علت نقض یک اصل یا بیشتر، از تمامی قابلیت هایشان در فروش و سودآوری استفاده نمی کنند.
به یاد داشته باشید، ندانستن اصل، نمی تواند عذر قابل قبولی برای سرپیچی از آن باشد. حتی اگر نقض اصل غیرعمدی باشد، باز هم بایستی جریمه کامل را به صورت شکست، نومیدی و عدم دست یابی به اهداف بپردازید.

حکایت خودم:

من گذشته جالبی نداشتم. خانواده ام همیشه فقیر بود و من از سن ۱۱ سالگی با انجام کارهای متفرقه، هزینه خودم را تامین می کردم و قبل از پایان دوره دبیرستان، ترک تحصیل نمودم. پس از سال ها کارگری، به طور اتفاقی به شغل فروشندگی پرداختم و در این شغل ماه ها در تلاش بودم، تا اینکه سوالی در ذهنم خطور کرد که موجب تحول در زندگی ام شد: چرا بعضی از افراد موفق تر از دیگران هستند؟
یک آیه انجیل می گوید: ”طلب کن تا بیایی، زیرا هر کس که طلبید یافت.“ موقعی که من به جستجوی علت برتری دیگران نسبت به خودم پرداختم، پاسخ آن را در همه جا یافتم. و پس از اعمال این پاسخ ها در زندگی ام، به همان نتایجی رسیدم که افراد موفق دست یافته بودند.
”یک قاعده ۹۰ /۱۰“ در زندگی وجود دارد، که می گوید ۱۰درصد وقتی که صرف یافتن اصول، اصول، قواعد، روش و تکنیک های کسب موفقیت در هر رشته ای شود، باعث صرفه جویی ۹۰درصدی در زمان و تلاش لازم برای دست یابی به اهداف در حوزه ای خاص می گردد.
طی سال ها، من به این واقعیت پی بردم که هوشمندترین مردم آنهایی هستند که وقت خود را قبل از شروع هر گونه تلاشی صرف یافتن قواعد موفقیت در آن حوزه می کنند. آنها تکلیف خود را از قبل انجام می دهند.
در دوران سی سالگی، من تحصیلات رسمی ام را به اتمام رسانیدم و با تکمیل دوره کارشناسی ارشد ”MBA“ در یک دانشگاه معتبر، مدرک خود را در رشته تجارت و مدیریت به دست آوردم. من حدود ۴۰۰۰ ساعت از وقتم را صرف مطالعه تجارت و مبانی آن کردم. همچنین طی سال ها به مطالعه صدها کتاب و مقاله دیگر پرداختم تا راز موفقیت را دریابم.
موقعی که این فرصت به من داده شد که یک نیروی کاری برای فعالیت در شش کشور مختلف تشکیل دهم، با صحبت با متخصصین، خواندن کتاب های متعدد، گوش دادن به برنامه های صوتی و شرکت در دوره هایی که در زمینه استخدام و تشکیل سازمان های فروش برگزار می شد، خودم را آماده نمودم. سپس موثرترین این اصول و اصول را در عمل به کار گرفتم.
طی مدت یک سال، من از قدم زدن در خیابان ها، فروش به صورت دوره گردی و درآمد بخورنمیر، توانستم یک نیروی فروش ۹۵ نفری برای کار در شش کشور. مختلف تشکیل دهم که موجب تولید میلیون ها دلار درآمد سالیانه شد.
بعدها که تغییر شغل دادم و به کار ساخت و ساز ساختمان پرداختم، نیز همین روش را دنبال نمودم. من همه کتاب های مربوط به موضوع را که در کتابخانه یافت می شد شب ها تا دیر وقت مطالعه کردم. ساعت های زیادی را با سایر همکاران در این رشته گذراندم و آنها را سوال باران می کردم. سپس یک قطعه زمین به قیمت ۱۰۰ دلار خریدم، گزارشات تحلیلی لازم را تهیه و یک شریک پیدا کردم برای پشتیبانی مالی پروژه و طی دوازده ماه بعد یک مرکز خرید ۳ میلیون دلاری را تکمیل کرده و به فروش رساندم.
برای واردات خودرو از ژاپن نیز از همین روش استفاده کردم. طی مدت یک سال، شبکه ای متشکل از ۶۵ نمایندگی فروش ایجاد نمودم و تعداد زیادی خودرو به ارزش ۲۵ میلیون دلار به فروش رساندم.
موقعی که مدیر عامل یک شرکت ۲۶۵ میلیون دلاری شدم، در موقعیت جدیدم، تمام اصول، اصول و روش هایی را که مورد آزمایش قرار گرفته و به اثبات رسیده بود، به کار گرفتم. من با تجدید سازمان و نیروی انسانی و تغییر مسیر حرکت شرکت، آن را در کم تر از یک سال، از وضعیتی سردرگم به شرکتی سود ده تبدیل نمودم.
شرکت ها شروع نمودند به جلب من به عنوان مشاور و گره گشا، در هر شرکتی که مشغول به کاری می شدم، از همین روش استفاده می کردم. به عمق آن رشته وارد می شدم، تا اینکه به”اصول موفقیت“ مربوط به آن شرکت دست یافته و سپس آنها را به کار می گرفتم. در نتیجه توانستم بارها برای مشتریانم میلیون ها دلار صرفه جویی یا ایجاد درآمد کنم.
پس از کسب این تجربیات به فکر افتادم این ایده ها و اصول را برای ارائه در سخنرانی ها و سمینارهای مختلف ساماندهی کنم. نهایتاً، توانستم یک سلسله سمینارها و برنامه های آموزشی برای افراد و شرکت ها تهیه کنم که بسیاری از آنها اکنون به صورت ویدیویی یا صوتی ضبط شده است. این برنامه ها به بیست زبان مختلف و درسی و یک کشور، در شرکت های گوناگون مورد استفاده قرار می گیرد.
علت اینکه این اصول و سمینارها و برنامه های تهیه شده بر اساس آنها، تا این اندازه موفق هستند، ساده است. آنها بر مبنای تکنیک های عملی و به اثبات رسیده پایه گذاری شده اند و باعث صرفه جویی سال ها تلاش، برای دست یابی به نتایج یکسان می کردند. افرادی که این دوره ها را گذرانده اند، با به کارگیری این اصول، موفق به ایجاد درآمد به صورت فروش بیشتر، کاهش هزینه یا افزایش سودآوری، به میزان صدها هزار و حتی میلیون ها دلار گردیده اند.
طی سال ها همکاری با صدها شرکت و هزاران نفر از متخصصین، متوجه شدم که همه موسسات پیشرو، موفق و در حال توسعه، دائماً این اصول را در هر کاری که می کنند، به کار می گیرند. و موقعی که شما هم آن کارها را انجام دهید، تقریباً بلافاصله به همان نتایج خواهید رسید.
اکثر موفقیت ها در کار، با به کارگیری مرتب این اصول، و اکثر شکست ها با نقض یا عدم آگاهی از آنها، قابل توجیه است. هنگامی که فعالیت های خود را با این اصول همسو می کنید با تلاش کم تر نتایج بهتر و بیشتری به دست می آورید. شما به شخصی آرام تر، با اعتماد به نفس بیشتر، خوش بین و با نشاط تر و با کارایی و اثربخشی بیشتر تبدیل خواهید شد.
به جای کار طاقت فرسا و احساس نومیدی و استغراق، حجم عظیمی از کار را به راحتی و به سرعت انجام خواهید داد و نسبت به افرادی که ممکن است دو برابر شما کار کنند، نتایج بهتری به دست می آورید.
من برای حضار در سمینارهایم، گاهی یک مثال ساده را در مورد استفاده از این اصول می آورم.
می پرسم”اگر شما یک وسیله ورزشی بخرید، چه عاملی میزان بهره مندی شما را از آن تعیین می کند؟“
آنها به سرعت پاسخ می دهند که این به تعداد دفعات و مدت زمان استفاده هر دفعه از آن بستگی دارد. نکته اینجا است: هرگز مفید بودن این وسیله برای ورزیدگی و بهبود تندرستی مورد سوال نیست. این یک واقعیت مسلم است. مفید بودن این وسیله ورزشی قبلاً آزمایش و اثبات شده است.
در مورد استفاده از این اصول و اصول نیز چنین است، هیچ تردیدی در مورد مفید بودن آنها وجود ندارد، تنها این موضوع مطرح است که با چه میزان از وفاداری و پافشاری، آنها را در فعالیت های خود به کار گیرید. مانند یک وسیله ورزشی هر چه تعداد دفعات به کارگیری این اصول و مدت زمان هر دفعه بیشتر باشد، تاثیر آنها بیشتر و نتایج آسانتر و بزرگتری حاصل می شود.
قبل از شروع کتاب به این نکته نهایی نیز توجه کنید: بارزترین مشخصه مشترک در بین افراد موفق این است که آنها شدیداً عمل گرا و در فعالیت ها پیشگام هستند نه منفعل. هنگام برخورد به یک ایده مفید، بلافاصله اقدام می کنند و پس از انجام سریع عمل از بازخور آن برای تصحیح عملکرد و پیشرفت بیشترشان استفاده می کنند. آنها از هر تجربه ای می آموزند و رشد می کنند و مرتباً در موارد جدیدی درگیر می شوند.
موقعی که به ایده ای خوب و قابل استفاده در صفحات آینده برخورد می کنید، فوراً و بدون تاخیر آن را به کار گیرید. تصمیمی قاطع برای انجام کاری به نحوی متفاوت، می تواند زندگی شما را دگرگون کند.
تنها چیزی که باید بپرسید این است: آیا موثر خواهد بود؟ و مطمئن باشید که چنین است این اصول در هر جا و در هر شرایطی در سیستم های کاری ما عمل خواهند کرد. نکته دیگر اینکه، هر چه بیشتر از آنها استفاده کنید، تاثیرشان بیشتر می شود و هر چه بیشتر زندگی خود را با این اصول همسو کنید خوشبخت تر و موفق تر خواهید بود، محدودیتی نیز وجود ندارد.

در مورد نویسنده

زندگی بریان تریسی با تحصیلات پایین، بدون مهارت و با بی کاری آغاز شد. محل زندگی اش ماشین او بود و هر شغلی که پیش می آمد انجام می داد.
در سنین جوانی کنجکاوی شدیدی نسبت به نحوه عملکرد امور و اینکه چرا و چگونه روی می دهند، نشان می داد. همینطور که او به مسافرت، مطالعه و صحبت با مردم پرداخت، متوجه شد که یک نوع ترتیب و قابلیت پیش بینی در امور مردم وجود دارد. این دانش، جهت زندگی او را تغییر داد و نهایتاً منجر به اصول و ایده هایی گردید که محتوای این کتاب را تشکیل می دهند.
مانند یک محقق یا دانشمند، او هر یک از این اصول را مورد آزمایش قرار داد و نتیجه را با دستاوردهای دیگران مقایسه نمود. همراه با حرکت از یک شغل به شغلی و از موفقیتی به موفقیت دیگر و بالاخره از شکست به موفقیت، او خود را در معرض این آزمایشات قرار داد تا درستی یا بطالت آنها را ثابت کند.
تاثیر آموزش و به کارگیری این اصول جهانی، دقیقاً همان گونه بود که پیش بینی کرده بود.
امروزه، بریان تریسی یکی از بهترین مشاورین کسب و کار در آمریکا است و یکی از محبوب ترین سخنرانان حرفه ای در جهان. او با بیش از ۵۰۰ شرکت کوچک و بزرگ، شامل بعضی از موفق ترین شرکت های آمریکا همکاری داشته است. هر ساله او برای بیش از ۰۰۰/ ۳۰۰ نفر در سراسر دنیا در مورد افزایش کارایی افراد و شرکت ها، سخنرانی می کند.
بریان تریسی تا کنون ده عدد کتاب نوشته که به دوازده زبان مختلف ترجمه شده است.
برنامه های ویدیویی و صوتی او در سراسر دنیا در زمینه آموزش رهبری، فروش، موفقیت های فردی و مدیریت زمان، مورد استفاده قرار می گیرد. به علاوه وی به هشتاد مملکت مختلف در پنج قاره سفر کرده و در آنها کار کرده است. بریان دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته تجارت و مدیریت است و یک خواننده مشتاق در زمینه های تاریخ و فلسفه، اقتصاد، ادیان، ماوراءالطبیعه و روانشناسی است.
بریان تریسی به نحوی شگفت انگیز، ایده ها و الهامات خود را در رشته های گوناگون ترکیب می کند تا راهبردهایی عملی به دست آید، راهبردهایی که به خوبی عمل کرده و نتایج سریعی به بار می آورند.
او رئیس شرکت ”بریان تریسی اینترنشنال“ است که موسسه ای است آموزشی و مشاوره ای، و محل آن در سولانابیچ کالیفرنیا قرار دارد. وی متاهل و دارای چهار فرزند است و در فعالیت های اجتماعی شرکت فعال دارد.
در این کتاب، او چکیده دانش و حکمتی را که در نتیجه تجربیات خود با مردم و شرکت های مختلف در آمریکا و مناطق وسیعی از جهان به دست آورده است با شما در میان می گذارد.

فصل اول: اصول زندگی

اصول زندگی:

چرا بعضی از مردم و سازمان ها موفق تر از دیگران هستند؟ چرا بعضی از افراد در مسیر کاریشان مرتباً در حال پیشرفت، دارای درآمد بیشتر و ارتقاء سریع تر هستند؟ و چرا بعضی دیگر همیشه نگران وضع درآمدی خود بوده و احساس می کنند کسی قدر سخت کوشی و خدمات آنها را نمی داند؟ چرا بعضی، همینطور که دیوید تارو می نویسد، ”در نومیدی ساکت به سر می برند.“
موقع شروع به کار من بسیار عقب بودم. شغل هایم را یکی پس از دیگری و اغلب اجباراً عوض می کردم، در حالیکه از وقایع در اطراف خود و رفتار ظاهراً غیرمنطقی و غیرقابل پیش بینی مدیرانم، سردرگم شده بودم. احساس می کردم یک پیاده در صفحه شطرنج هستم که با آن بازی می شود. بدون اینکه واقعاً از اصول بازی سردربیاورد.
این سوال مدام به ذهنم خطور می کرد، چرا بعضی ها موفق تر از دیگران هستند؟ به نظر نمی رسید همکاران موفق ترم از من باهوش تر و بهتر باشند. این افراد گاهی دارای مشکلات اخلاقی و ضعف شخصی بودند و اغلب ایده ها و عقیده هایشان چندان معقولانه نبود، ولی با این وصف از لحاظ کاری وضعیت خوبی داشتند.

کشف بزرگ:

اولین در بزرگی که به روی من باز شد، کشف اصل ارسطویی علیت بود، یا آنچه امروز آن را اصل علّت و معلول می نامیم. در زمانی که اکثر مردم معتقد به خدایانی بودند که در کوه المپ اقامت داشته و سرگرمی شان، بازی با سرنوشت انسان ها بود، ارسطو مطلبی کاملاً متفاوت ارائه نمود، که جهان بینی ما را برای همیشه، متحول کرده.

۱ـ اصل علت و معلول

برای هر اتفاقی، دلیلی وجود دارد و برای هر معلولی علّتی.

ارسطو چنین گفت: ما در دنیایی زندگی می کنیم که در آن اصول حاکم هستند و نه اتفاقات. او می گفت هر چیزی به دلیل خاصی روی می دهد، حتی اگر ما این دلیل را ندانیم. یا مبنای هر معلول، علت یا علل خاصی است. هر عملی یا علتی دارای اثری است، حتی اگر آن را نبینیم یا نپسندیم.
این است اصل اصلی مغرب زمین و شکل دهنده فلسفه و تفکرات آن. جستجوی بی وقفه حقیقت و رابطه علّت و معلول در اتفاقات و وقایع، باعث شد که غرب در زمینه های علوم، تکنولوژی، طب، فلسفه و حتی امور جنگی طی مدت ۲۰۰۰ سال به پیشرفت های شایانی دست یابد. امروزه همین نکته موجب پیشرفت های شگرفی در تکنولوژی شده که دنیای ما را کاملاً متحول نموده است.
این اصل می گوید که موفقیت، ثروت، خوشبختی و پیشرفت، همه آثار و نتایج مستقیم یا غیرمستقیم علل یا اعمال خاصی است. این بدان معنی است که اگر نتیجه و اثری را که می خواهید به آن دست یابید، برایتان کاملاً مشخص باشد، احتمالاً به آن نائل می شوید. شما می توانید بر روی افراد دیگری که به همان هدف رسیده اند، مطالعه کنید و با انجام همان کارها به همان نتایج دست یابید.

موفقیت اتفاقی نیست:

موفقیت با معجزه و شانس به دست نمی آید. هر چیزی به دلیلی، خوب یا بد، مثبت یا منفی روی می دهد. اگر آنچه می خواهید برایتان کاملاً شفاف باشد، فقط باید همان اقداماتی را که دیگران برای رسیدن به آن هدف انجام داده اند تکرار کنید، تا به هدفتان برسید.
در کتاب مقدس انجیل این مطلب با عنوان اصل کاشت و برداشت مطرح شده است: ”هر چه که انسان بکارد، همان را برداشت خواهد کرد.“ نیوتون آن را اصل سوم حرکت نامید و چنین گفت: ”برای هر عملی، عکس العملی است مساوی و در جهت مخالف.“
برای ما مهم ترین جنبه این اصل این است: ”افکار، علت هستند و شرایط، معلول.“ به عبارتی دیگر”افکار خلاق هستند.“ در واقع نیروی محرکه اولیه در زندگی شما افکارتان است. تمام دنیای شما به وسیله نحوه تفکرتان ایجاد می شود. همه افراد و وضعیت های موجود در زندگی تان، دارای همان معنی و مفهومی هستند که شما با نحوه تفکرتان به آنها می دهید. موقعیکه نحوه تفکر خود را عوض می کنید، در واقع زندگی خود را تغییر می دهید، آن هم طی چند ثانیه!
مهم ترین اصل موفقیت فردی و کاری این است: شما همان می شوید که اغلب به آن فکر می کنید.
این کشف بزرگی است که بر مبنای آن همه ادیان، فلسفه ها، علم ماوراءالطبیعه، مکاتیب فکری مختلف و فرضیه های روانشناسی قرار گرفته است. این اصل هم برای افراد و هم در مورد گروه ها و سازمان ها صادق است. هر آنچه که شما می بینید یا تجربه می کنید، بیان کننده افکاری است که در پشت آن قرار داشته است. رالف والدو امرسون می نویسد: ”هر سازمان بزرگی، فقط سایه بزرگ شده یک انسان است.“ آنچه احساس و عکس العمل شما را تعیین می کند، اتفاقی نیست که برای شما رخ می دهد، بلکه چگونگی تفکر شما نسبت به آن است. همچنین این دنیای بیرونی نیست که شرایط و موقعیت های زندگی شما را تعیین می کند، بلکه دنیای درونی شما خالق این شرایط است.

انتخاب شما، زندگی شما:

شما همیشه دارای آزادی انتخاب هستید. در بلند مدت هیچکس شما را مجبور به فکر، احساس یا رفتار خاصی نمی کند. در حقیقت، با انتخاب نحوه تفکر خود درباره دنیای اطراف و آنچه برایتان اتفاق می افتد، احساسات و رفتار خود را انتخاب می کنید. دکتر مارتین سلیگمن از دانشگاه پنسیلوانیا، این نوع عکس العمل را ”سبک توضیحی“ می نامد، که در آن، عکس العمل، بستگی به نحوه تفسیر و توضیح یک اتفاق خاص برای خودتان دارد. این عامل حساس، آنچه را که شما هستید یا خواهید شد، تعیین می کند.
بشارت می دهم که سبک توضیحی شما قابل یادگیری است و همچنین قابل فراموشی. نحوه توضیح چیزها، تحت کنترل خودتان است. می توانید تجربیات خودتان را طوری تفسیر کنید که خوشحال و خوش بین باشید و نه خشمگین و نومید. شما می توانید طوری تصمیم گیری کنید که عکس العمل تان سازنده و موثر باشد. انتخاب با شما است.
افکار و احساسات شما، تحت تاثیر وقایع اطراف، دائماً در تغییر است. برای مثال موقعیکه خبر خوبی به شما می رسد، افکار و نظرات تان سریعاً تغییر می کند و نسبت به هر کس و هر چیزی احساس مثبت خواهید داشت. از طرف دیگر اگر خبر بد غیرمنتظره ای به شما برسد، بلافاصله ناراحت، خشمگین و تندخو می شوید، حتی اگر خبر غیردقیق یا حقیقت نداشته باشد. در واقع نحوه تفسیر حوادث است که عکس العمل شما را تعیین می کند.

روش به کارگیری فوری این اصل:

۱- مهم ترین حوزه های زندگی خود را بررسی کنید مانند: خانواده، تندرستی، شغل و وضعیت مالی تان و رابطه علت و معلولی بین افکار، احساسات و اعمال خود را با نتایج حاصله ارزیابی نمایید. در این کار با خودتان صادق باشید.
۲- نحوه تفکر خود را در مورد سبک زندگی تان تحلیل نمایید. توجه کنید که چگونه افکارتان در هر حوزه ای از زندگی موجب ایجاد و حفظ شرایط اطراف شما هستند. چه تغییراتی می توانید در افکارتان ایجاد کنید تا در بخشی از زندگی تان بهبودی به وجود آید؟

چهار اصل اساسی:

چهار اصل عمده از اصل علت و معلول نشات می گیرد. این موارد، زیربنای تمامی اصولی است که در این کتاب می خوانید. آنها اغلب تجربیات انسانی را چه بد، چه خوب توجیه می کنند. موفقیت ها و خوشبختی در نتیجه هماهنگی با این اصول و شکست ها و ناکامی به علت نقض آنها است.
این چهار اصل بزرگ عبارتند از: اصول اعتقاد، انتظارات، جذب و ارتباط این اصول تحت اصل علت و معلول قرار دارند و علل اغلب موفقیت ها و پیروزی ها و همچنین موارد عدم رضایت، ناکامی و فقر در زندگی می باشند.

۲- اصل اعتقاد

هر آنچه که واقعاً و در دل به آن اعتقاد داشته باشید، واقعیت زندگی شما است.

شما همیشه بر اساس اعتقادات خود عمل می کنید، بخصوص در مورد خودتان. باورهایتان مانند تعدادی صافی است که اطلاعات ناهماهنگ را طرد می کنند. شما لزوماً آنچه را که می بینید باور نمی کنید، بلکه آنچه را که باور دارید می بینید. اطلاعاتی را که با آنچه باور دارید متناقض است، رد می کنید، حتی اگر این باورها و احتمالاً تعصب ها، بر مبنای غیر واقعیات باشد.
هرگز قبل از داشتن اطلاعات کافی، قضاوت نکنید. یکی از بهترین راهبردها این است که قبل از به دست آوردن اطلاعات لازم و تصمیم گیری بر مبنای آنها، از قضاوت در مورد مردم و وضعیت های مختلف خودداری کنید. مخصوصاً در مورد خود و توانایی هایتان پیش داوری نکنید.عمیق ترین باورهای شما در مورد خود و قابلیت هایتان ممکن است کاملاً اشتباه باشد.
بدترین باورهایی که می توانید داشته باشید ”باورهای خود محدودی“ است. هر وقت ببینید به طریقی محدود هستید، به علت این نوع باور است. برای مثال، ممکن است فکر کنید نسبت به دیگران دارای استعداد یا توانایی کم تری هستید، یا دیگران در موردی از شما بهتر هستند. در این صورت ممکن است به این دام افتاده باشید که خود را ارزان فروخته و به چیزی کم تر از ارزش واقعی تان راضی شده باشید.
این باورهای محدودکننده مانند ترمز برای توانائی های شما عمل می کنند و شما را عقب نگه می دارند. آنها ایجاد کننده بزرگترین دشمنان موفقیت فردی هستند، یعنی تردید و ترس، که فلج کننده بوده و باعث تردید در پذیرفتن ریسک های معقول می کردند که برای شکوفایی توانائی هایتان ضروری است.
برای پیشرفت در زندگی و در شغل تان، بایستی مرتباً این باورهای محدودکننده را به مبارزه به طلبید. هر نوع فکر یا پیشنهاد اینکه شما به طریقی محدود هستید را باید طرد کنید. این مطلب را باید به عنوان یک اصل اولیه بپذیرید که شما”نامحدود“ هستید و آنچه که دیگران انجام داده اند شما نیز می توانید.
در سنین جوانی، پس از گذراندن دوران مشکل کودکی و نوجوانی به این دام گرفتار شده بودم که چون دیگران وضعشان از من بهتر بود، بایستی از من بهتر و زرنگ تر باشند. در حقیقت به این نتیجه رسیده بودم که چون آنها ارزش مادی شان بیشتر بود، پس من باید کم ارزش تر باشم. این باور کاذب سال ها مرا عقب نگه می داشت.
واقعیت این است که هیچ کس بهتر و زرنگ تر از شما نیست. اگر دیگران نسبت به شما دارای وضع بهتری هستند، عمدتاً به این دلیل است که آنها استعدادها و قابلیت های طبیعی خود را بیشتر شکوفا کرده اند. آنها فقط اصل علت و معلول را زودتر از شما یاد گرفته و به کار بسته اند و هر کاری که هر کس دیگر انجام داده است، با در نظر گرفتن منطق، شما هم احتمالاً می توانید، فقط باید آن را بیاموزید.

روش به کارگیری فوری این اصل:

۱- ذهن خود را از تردید و ترس رها و تصور کنید دارای هیچ محدودیتی نیستید. اگر موفقیت شما تضمین شده باشد، بزرگترین چیزی که آرزو می کنید چیست؟ اگر دارای همه زمان، پول، استعداد، مهارت و روابط لازم باشید، چه کاری خواهید کرد، چه خواهید بود و چه خواهید داشت؟
۲- باورهای محدود کننده را که شما را عقب نگه می دارند، به مبارزه به طلبید. اکثر مردم در این مورد آگاهی ندارند و به کمک شخصی آشنا و صادق نیاز دارند که اطلاعات لازم را به آنها بدهد. از یک نفر که با او رابطه ای نزدیک دارید خواهش کنید، مواردی را که باورهای شما باعث عملکردی کم تر از توان واقعی تان شده است، به شما بگوید.

۳- اصل انتظارات

هر آنچه که با اطمینان انتظار داشته باشید، به وقوع می پیوندد.

شما همیشه در زندگی تان، با صحبت و فکر کردن درباره وقایع آینده، مانند یک طالع بین عمل می کنید. هنگامی که با اطمینان انتظار وقایع خوبی را داشته باشید، معمولاً وقایع خوب برایتان اتفاق می افتد و عکس این موضوع نیز صحیح است.
انتظارات شما تاثیرات زیادی نیز بر اطرافیانتان دارد، و بیش از هر عامل دیگری تعین کننده طرز تلقی شما نسبت به افراد و وضعیت ها است. همچنین مردم، مانند آینه، طرز تلقی شما را به خودتان منعکس می کنند.
دکتر رابرت رزنتهال از دانشگاه هاروارد طی سال ها، تعداد زیادی آزمایشات به انجام رساند تا آثار انتظارات معلمین را بر عملکرد دانش آموزان ارزیابی کند. او از موارد زیادی خبر می دهد که به معلمین گفته شده بود یک دانش آموز، یا گاهی همه کلاس، دارای عملکردی بسیار درخشان بودند و پیش بینی می شد که در سال تحصیلی آینده جهش بزرگی در سطح تحصیلاتشان داشته باشند.
گرچه دانش آموزان از میان کل افراد مدرسه انتخاب شده بودند، تا آنجا که معلمین باور داشتند که آنها دارای توانائیهای استثنایی هستند و باید عملکردی خوب داشته باشند، نمرات این دانش آموزان در سطحی بسیار بالاتر از سایرین در همان کلاس یا مشابه آن بود و خیلی بهتر از آنچه که بر اساس نمرات و عملکردهای قبلی می توانست پیش بینی شود.
در زندگی شخصی خودتان نیز، انتظارات شما از کارمندانتان، رئیس و مشتریان و حتی از آینده معمولاً تحقق پیدا می کند. انتظارات شما دارای قدرت تاثیر عمیقی بر مردم و وقایع است، هم مثبت و هم منفی، بنابراین مواظب باشید!

روش به کارگیری فوری این اصل:

۱- بهترین چیزها را انتظار داشته باشید! فرض کنید همکاران و کارمندانتان دارای بهترین نیات هستند و می خواهند کارشان را به خوبی انجام دهند، تصمیمات خوب بگیرند و نتایج خوبی به دست آورند. موقعیکه کاری با مشکل مواجه می شود، همینطور که اغلب اتفاق می افتد، به جای عکس العمل های تند، نشستی را با فرد مسئول ترتیب دهید و در جوّی دوستانه، سوالاتی را مطرح کنید تا دقیقاً مشخص شود چه اتفاقی روی داده است، معمولاً برای هر اتفاقی دلیل خوبی وجود دارد.
۲- این کار را از خانه شروع کنید. مرتباً به همسر و فرزندانتان بگوئید که آنها از هر جهت عالی هستند، به آنها عشق می ورزید و افتخار می کنید. دوید مک کلیلاند، در دانشگاه هاروارد، طی تحقیقاتش متوجه این نکته شد که بهترین و خوشبخت ترین خانواده ها، آنهایی که فرزندانشان دارای موفقیت های درخشان بودند، روابط شان بر مبنای”انتظارات مثبت“ قرار داشت. والدین دائماً بچه ها را با جریانی از پیام های مثبت پشتیبانی می نمودند، که تاکیدی بود بر اینکه چقدر آنها را دوست دارند و به توانایی هایشان ایمان دارند. فرزندان، مطمئن بودند که هر اتفاقی در کوتاه مدت رخ دهد، والدین صددرصد پشتیبان آنها هستند و آنها هم پدر و مادر را مایوس نمی کردند.
۳- همین طرز رفتار را با همکاران و کارمندانتان در پیش بگیرید. بهترین مدیران، کارآفرینان و فروشندگان، دارای ”انتظارات مثبت“ نسبت به هر چیز و هر کس می باشند.
۴- از خودتان بهترین انتظارات را داشته باشید. تصور کنید که دارای توان نامحدودی هستید و بر هر کاری که تمرکز کنید، آن را به بهترین وجه انجام خواهید داد. همچنین مجسم کنید که آینده شما فقط با تصورات خودتان محدود می شود و آنچه که تا کنون به دست آورده اید، فقط جزئی است کوچک از آنچه که واقعاً توان آن را دارید. تصور کنید که مهم ترین موفقیت در انتظار شما است و هر چه که تا کنون انجام داده اید صرفاً ایجاد آمادگی برای آن بوده است.

۴- اصل جذب

شما یک آهن ربای زنده هستید که مدام به جذب مردم، موقعیت ها و شرایطی که با افکار اصلی شما همخوانی دارند، می پردازید.

این یکی از موثرترین اصول موفقیت در زندگی فردی و کاری است، که حدود ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد، همزمان با مدارس سرّی مصر باستان نوشته شده است. این اصل به حدی قدرتمند، نافذ و فراگیر است که بر هر چیزی که انجام دهید، بگویید یا حتی فکر و احساس کنید تاثیر می گذارد.
هر چیزی که در زندگی دارا هستید، به علت نحوه تفکر و شخصیت خودتان به طرف شما جذب شده است. شما می توانید زندگی تان را عوض کنید، چون نحوه تفکر و شخصیت تان قابل تغییر است.
حتماً گفته های معروفی را نیز در این باره شنیده اید، مانند ”کبوتر با کبوتر باز با باز“ یا:

”ذرّه ذرّه اندر این ارض و سما
جنس خود را همچو کاه و کهربا“

(مثنوی مولوی، مترجم)

که بیان کننده اصل جذب است.
افکار شما فوق العاده قدرتمندند و دارای نوعی انرژی ذهنی هستند که با سرعت نور حرکت می کند. این انرژی به قدری لطیف است که از هر مانعی عبور می کند. به همین دلیل است که گاهی در مورد شخصی فکر می کنید که ممکن است خیلی هم دور باشد، و چند لحظه بعد، زنگ تلفن به صدا در می آید و او صحبت می کند. یعنی افکار شما بلافاصله با او مرتبط شده است.
شرکت ها به ارائه محصولات، فرآیندها، خدمات و روش های انجام کارهایی می پردازند که طیف وسیعی از مشتریان، کارمندان، تامین کنندگان مواد و قطعات، منابع مالی و شرایط مختلف را که با شیوه تفکرات عمده شرکت هماهنگ است، جذب کند. مانند این است که هر انسانی در آن مجموعه و خارج از آن، یک آلت موسیقی است و با هم یک ارکستر سمفونیک بزرگی را تشکیل می دهند. آنها همه با هم می نوازند و نوعی از موسیقی را خلق می کنند که همان فعالیت های کاری و فردی شما است.
هر گاه امور یک سازمان با مشکلاتی مواجه باشد، سریع ترین راه ایجاد تغییرات، آوردن مدیری است که نحوه تفکر کارکنان و احساسشان نسبت به خود و آنچه را که انجام می دهند عوض کند. ارزش ها و بینش های جدید، راهبردها و سیاست گذاری های مناسب برای مشتریان و افراد سازمان، تغییراتی سریع و فراگیر به بار می آورند.

روش به کارگیری فوری این اصل:

۱- خودتان را به طور جدّی مورد تجزیه و تحلیل و بررسی قرار دهید. با دقت به دنیای اطرافتان نگاه کنید و به بینید هماهنگی آن با افکار شما چگونه است. خودتان را به خاطر همه چیزهای خوب که به خاطر شما به زندگی تان جذب شده اند، تحسین کنید. سپس چیزهایی را که مورد پسندتان نیست شناسایی کرده و مسئولیت کامل آنها را هم به عهده بگیرید، زیرا وجود آنها به علت نقصی در نحوه تفکر شما است. این نقض چیست و برای رفع آن چه خواهید کرد؟
۲- از خود پرسید، چه چیزی در من باعث به وجود آمدن این وضعیت شده است؟ این اصل مهم را نیز به یاد داشته باشید که شما طراح زندگی و سرنوشت خود هستید و به وسیله نحوه تفکرتان خالق آنچه که برایتان رخ می دهد می باشید. برای ایجاد بهبود در جنبه ای خاص از زندگی تان، چه تغییراتی در نحوه تفکرتان لازم است؟

۵- اصل ارتباط

دنیای بیرونی انعکاس دنیای درونی شماست و با الگوی اصلی تفکر شما مرتبط است.

این اصل عجیب، علت اغلب خوشبختی ها و ناکامی ها، موفقیت ها و شکست ها، خوبی ها و پستی ها است. پس از سال ها مطالعه در این زمینه، من هنوز تحت تاثیر هیبت آن قرار می گیرم، مانند نگاه کردن به عظمت درّه ای بزرگ.
تصور کنید دنیای بیرونی شما، دقیقاً دنیای درونی تان را منعکس کند. در بلند مدت، هیچ اتفاقی برایتان رخ نمی دهد مگر اینکه با چیزی در درون شما مرتبط باشد. اگر بخواهید در زندگی تان چیزی را تغییر دهید یا بهبود بخشید، بایستی از درون خود شروع کنید و به جنبه های ذهنی تان بپردازید.
گاهی این ارتباط را ”معادل ذهنی“ نیز می نامند، بزرگترین مسئولیت شما در زندگی این است که در ذهن خود معادل ذهنی آنچه را که می خواهید در دنیای بیرون تجربه کنید، به وجود آورید. واقعیت این است که شما نمی توانید به هدفی دست یابید مگر اینکه اول آن را در درونتان خلق کرده باشید. زندگی شما مانند یک آینه ۳۶۰ درجه است، به هر جا نگاه کنید خود را می بینید. برای مثال، روابط شما همیشه آنچه را که در درون هستید، نشان می دهد. طرز تلقی، وضعیت تندرستی و مالی شما، انعکاس همان چیزی است که بیشتر اوقات به آن فکر می کنید.
قبول این واقعیت برای اکثر مردم مشکل است، زیرا آنها فکر می کنند سایرین و عوامل خارجی مسئول مشکلاتشان می باشند. موقعیکه به این افراد گفته شود خودشان مسبب همه این وقایع هستند، متعجب و خشمگین می شوند. آنها می خواهند دیگران و دنیا عوض شوند ولی حاضر نیستند خودشان را عوض کنند.
اصل ارتباط، یک اصل اساسی در همه ادیان و مکاتیب فکری است. این واقعاً مژده بزرگی است. این اصل کلید آزادی فردی و شاهراهی به سوی موفقیت های بزرگ و رضایت از زندگی است.
شما تنها یک چیز را می توانید کنترل کنید، آن هم طرز تفکر خودتان است. ولی با اعمال این کنترل، تمام جنبه های دیگر زندگی تان را نیز می توانید کنترل کنید. با فکر و صحبت کردن درباره آنچه می خواهید و نپرداختن به آنچه نمی خواهید، شما تعیین کننده سرنوشت خود خواهید شد.

روش به کارگیری فوری این اصل:

۱- به اطراف خود توجه کنید و در جستجوی مواردی باشید که دنیای بیرونی، انعکاس تفکرات، احساسات و باورهای شما باشد. وضعیت فعلی کاری تان، چگونه طرز تلقی ها و باورهای شما را نسبت به شرکت، همکاران، تولیدات و خدمات، مشتریان و اهدافتان منعکس می کند؟ صادقانه قضاوت کنید.
۲- از امروز شروع کنید به ایجاد معادل ذهنی آنچه می خواهید در زندگی بیرونی خود داشته باشید. مجسم کنید که وضعیت کاری شما از هر جهت کامل باشد. چه تغییراتی بایستی در تفکرات خود ایجاد کنید، تا دنیای درونی یا ذهنی شما با آنچه می خواهید در دنیای بیرونی تجربه کنید مطابقت داشته باشد؟

خلاصه:

تمامی اصولی که در این کتاب خواهید آموخت، نشات گرفته از اصل علت و معلول است و آمیخته با اصول اعتقاد، انتظارات، جذب و ارتباط. آنها همه فقط یک پیام را می رسانند: اگر کیفیت تفکرتان را عوض کنید، کیفیت زندگی تان نیز تغییر خواهد کرد. و چون محدودیتی برای بهبود تفکرتان وجود ندارد، هیچ محدودیت واقعی هم برای بهبودهایی که می توانید در زندگی تان ایجاد کنید، وجود نخواهد داشت. این کاملاً به خودتان بستگی دارد.

نظرات کاربران درباره کتاب مجموعه کامل دوجلدی ۱۰۰ اصل شكست‌ناپذير موفقيت در زندگی و کسب‌وكار

خیلی کتاب به دردبخوریه هم توی کسب و کار و هم توی زندگی از قانون علت و معلول بگیر تا اصل پارتو و غیره.
در 5 ماه پیش توسط سروش قاضی
کتاب مفیدوارشمندی بود.وبسیارنرم افزارفدیبو برای مطالعه عالیه .خداقوت .خواستم یه پیشنهادی کنم واون اینه که نرم افزارکتابخوان رابه گونه ای برنامه ریزی کنین که موقع مطالعه درگوشی یاتبلت ، بالای صفحه ، ساعت وتعدادصفحات رابه طوردائم نمایش بده وهردفعه نخوایم برای اطلاع ازساعت ازبرنامه خارج بشیم وتمرکزمون به هم بخوره.
در 3 هفته پیش توسط did...n58
;-)
در 3 روز پیش توسط امیرحسین آقائی