فیدیبو نماینده قانونی موسسه خدمات فرهنگی رسا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب پنج درس برای زندگی عاقلانه

کتاب پنج درس برای زندگی عاقلانه

نسخه الکترونیک کتاب پنج درس برای زندگی عاقلانه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب پنج درس برای زندگی عاقلانه

این کتاب از پنج درس تشکیل شده است. در هر درس، نکته‌ای درباره درمان عقلانی- هیجانی می‌آموزید و می‌فهمید مسائل را چطور حل کنید. دو درس اول درباره فلسفه و نظریه عقلانی- هیجانی هستند. درس سوم یک خودآزمایی است که در خودشناسی به شما کمک می‌کند. درس‌های چهارم و پنجم، نحوه استفاده از این دروس در حل یکی از مسائل شخصی خودتان را توضیح می‌دهند. تمرین‌های این دروس را با سرعت مناسب خودتان انجام بدهید. برای فهم مباحث این کتاب وقت بگذارید و آنها را درونی کنید. اگر مسئله خود را به تنهایی نمی‌توانید حل کنید، با یک متخصص، برای مثال با یک روان‌شناس، مددکار اجتماعی یا روان‌پزشک صحبت کنید. اما ابتدا خودتان را درمان عقلانی- هیجانی کنید. ضرر می‌کنید؟

ادامه...
  • ناشر موسسه خدمات فرهنگی رسا
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.64 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۲۸ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب پنج درس برای زندگی عاقلانه

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



سپاسگزاری

جا دارد از خانواده ام، به ویژه از همسرم والری (Valerie)، به خاطر حمایت های هیجانی و کمک های ویرایشی او تشکر کنم. از دکتر کوروناکوس (Koronakos) هم به خاطر تشویق ها، حمایت های همیشگی و دوستی با من تشکر می کنم. همچنین از تشویق ها و راهنمایی های مسئولان موسسه درمان عقلانی- هیجانی سپاسگزارم.
آلن بالدون
(Alan Baldon)

از جینا وگا (Gina Vega) و کارکنان موسسه درمان عقلانی- هیجانی نیویورک بابت صبر و طاقت آنها در راه انتشار این کتاب سپاسگزارم.
آلبرت الیس
(Albert Ellis)

درس اول: فلسفه عقلانی ـ هیجانی

جمله زندگی انسان ها تحقیرپذیر نیست برگرفته از کلمات نظریات اصلی درمان عقلانی- هیجانی است. این نظریات، فلسفه حل مسئله به کمک درمان عقلانی- هیجانی را می سازند.(۱)

زندگی = زندگی کامل و متعادل کردن اهداف بلندمدت و کوتاه مدت
انسان ها = انسان ها جایزالخطا هستند
تحقیر = تحقیر نکردن خود. ارزیابی رفتارهای خود و دیگران، بدون قضاوت کردن، نکوهش و درجه بندی وجود خودتان و آنان
پذیرفتن = پذیرفتن مسئولیت احساسات خود و قبول این که احساسات را خودتان به وجود می آورید!
نیست = هیچ چیز صددرصد بد، بدتر از بد یا افتضاح نیست!
شرح کلمه زندگی در جمله «زندگی انسان ها تحقیرپذیر نیست»
زندگی = زندگی کامل و متعادل کردن اهداف بلندمدت و کوتاه مدت

هدف های کوتاه مدت، مثل خوردن، وقت گذرانی و تنبلی یا تماشا کردن تلویزیون معمولاً لذتبخش هستند چون فورا یا خیلی زود برآورده می شوند. ولی بعدا چی؟ معمولاً عاقبت خوبی ندارند. خوردن می تواند شما را مریض و چاق کند. تنبلی نمی گذارد کارها را انجام بدهید. تماشا کردن تلویزیون هم عمل خلاقانه ای نیست. خوشی های کوتاه مدت می توانند ناخوشی های بلندمدت در پی داشته باشند. پس مراقبت باشید. مراقب عواقب لذت های سریع و آسان باشید. اگر می خواهید شاد باشید بدون آن که درگیر تبعات مخرب و شیطانی آن شوید، کوتاه مدت و بلندمدت را در نظر بگیرید. لذت های زندگی را به حداکثر برسانید نه مصائب و مشکلات آن را. اگر صرفا روی هدف های کوتاه مدت و لذت های آنی تمرکز کنید، به عاداتی مثل تعلل یا به الکل و قمار معتاد می شوید.
پس آیا باید فقط اهداف بلندمدت را دنبال کنید؟ اگر خواهان یک زندگی امن ولی کسل کننده هستید، بله. البته تضمینی نیست که مرگ، بیماری، جنگ و مشکل اقتصادی برای شما، من یا هر آدم دیگری پیش نیاید. شاید برای فردای خود شادی زیادی ذخیره کنید ولی نتوانید از آن بهره ببرید.
درمان عقلانی- هیجانی توصیه می کند بین خوشی امروز و فردای خود، تعادل ایجاد کنید نه این که این / یا آن را برگزینید. لذائذ آنی را با لذائذ- و احتمالاً رنج های!- آتی مقایسه کنید. آیا آنها را با هم آشتی می دهید؟ به تعبیری بله.
برای ایجاد تعادل بین اهداف کوتاه مدت و بلندمدت، اهداف بلندمدت را به چند هدف کوتاه مدت تقسیم کنید. پس از رسیدن به هرهدف کوتاه مدت، فورا به خودتان پاداش بدهید. تقسیم کارها به کارهای کوچکتر، بزرگ ترین کارها را نیز آسان و لذتبخش می کند.
فرض کنید می خواهید هزار کیلومتر را با پای پیاده بروید. فکر کردن به آن هم غیرممکن به نظر می رسد و می تواند در شما احساس ناتوانی و سخت بودن ایجاد کند. بنابراین، نتیجه خواهید گرفت که «هزار کیلومتر پیاده روی غیرممکن است!» اگر به خودتان بگویید «من باید هزار کیلومتر راه بروم!» حال تان بدتر هم می شود. اما ظاهرا تقسیم کردن آن به چند کیلومتر، این پیاده روی را امکان پذیر می کند و افکار و احساسات ناکام کننده در شما پدید نمی آورد. تا این که این چند کیلومترها روی هم جمع می شوند و به هزار کیلومتر می رسند.
درمان عقلانی- هیجانی به شما کمک می کند دنبال اهداف واقع بینانه بروید و انرژی خود را صرف این اهداف کنید. وانگهی به شما یاد می دهد حتی اگر به اهداف تان نرسیدید نیز خودتان را بپذیرید. شما اهداف تان را انتخاب کرده اید نه موفقیت و شکست را.
***
تمرین ۱: اهداف تان را مشخص کنید
چند مورد از اهداف بلندمدت خود را نام ببرید: ···
***
شرح کلمه انسان ها در جمله «انسان ها تحقیرپذیر نیستند»
انسان ها = انسان ها جایزالخطا هستند

اولین مرحله حل مسئله، تعریف دقیق مسئله است. رفتاردرمانی عقلانی- هیجانی می گوید مسئله را طوری تعریف کنید که «متعلق به خودتان» باشد. منظور ما از تعلق به خود این است که مسئولیت آن را برعهده بگیرید و قبول کنید مربوط به خودتان است. دیگران یا وضعیت ها هم جزیی از مسئله هستند ولی متعلق به خود دانستن مسئله به این معنا است که احساسات، افکار و اعمال شما هستند که حال تان را «بد» می کنند. پس از پذیرش این قضیه، مسئله را بهتر حل خواهید کرد چون برنگرشها، احساسات و رفتارهای خود حاکم می شوید. شاید بپرسید «وضعیت» را نیز می توانم کنترل کنم؟ شاید بتوانید ولی معمولاً نمی توانید. واکنش خودتان را چطور؟ اگر از درمان عقلانی- هیجانی استفاده کنید حتما.
بسیاری از آدم ها نمی خواهند مسائل خود را حل کنند چون اگر ضعف های خود را بپذیرند، خود را تحقیر خواهند کرد. اگر به خودتان بگویید «من باید کامل و بی عیب باشم!» معمولاً با عیب و نقص رفتار کرده و خودتان را بابت نقص های «هولناک تان» تحقیر خواهید کرد. شما از این که اعتراف کنید ایراد از خودتان است می ترسید و به انکار پناه می برید.
انکار به این معنا است که قبول ندارید در ایجاد و تداوم مسئله نقش داشته اید و قبول ندارید بد عمل کرده اید. بنابراین غلبه بر انکار و مسئولیت پذیری در قبال مسئله، نخستین گام در حل مسائل به روش درمان عقلانی- هیجانی است.
برای این کار، خودتان را آدمی در نظر بگیرید که موفق می شود و شکست می خورد، نه یک آدم «موفق» یا «شکست خورده». نزد خودتان و آدم های مورد اعتمادتان به اشتباهات خود اعتراف کنید. خودتان را به عنوان آدمی جایزالخطا بپذیرید. مجبور نیستید رفتارها، افکار و احساساتی را که موجب ناکامی شما می شوند، دوست داشته باشید. اما خودتان و کل وجودتان را سرزنش، درجه بندی و تحقیر نکنید چون حال و اعمال شما را بهتر نمی کند. درواقع شما آدمی هستید که گاهی اوقات اشتباه می کند و اعمال بدی انجام می دهد ولی بد نیستید- بله بد نیستید.
***
تمرین ۲: ارزیابی نقاط قوت و ضعف بدون درجه بندی خود
الف. کارهایی را که به خوبی انجام می دهید، نام ببرید. ··· 
ب. یادتان باشد انسان جایزالخطا است، در نتیجه شما نیز جایزالخطا هستید. برخی از کارهایی را که به خوبی انجام نمی دهید نام ببرید- بدون آن که خودتان را تحقیر کنید. اعمال خود را از این لحاظ که به شما در راه رسیدن به اهداف و ارزش های تان کمک می کنند یا نه درجه بندی و ارزیابی کنید. اعمال تان را ارزیابی کنید نه خودتان را که عامل این اعمال هستید. برخی از کارهایی را که به خوبی انجام نمی دهید نام ببرید ولی خودتان را به خاطر آن بی عرضه فرض نکنید. ···
***
شرح کلمه تحقیر در جمله «زندگی انسان ها تحقیرپذیر نیست»
تحقیر = تحقیر نکردن خود. ارزیابی رفتارهای خود و دیگران، بدون قضاوت کردن و نکوهش و درجه بندی وجود خودتان و آنان

کامل نبودن کاملاً انسانی است. متعلق به خود دانستن مسئله و پذیرش مسئولیت آن یک چیز است و تحقیر نکردن خود بابت نقص ها و ضعف ها، چیز دیگری. منظور ما این نیست که نقص های خود را بستایید بلکه منظور ما این است که به آنها اعتراف کنید و در عین حال خودتان را به عنوان یک آدم ناقص بپذیرید.
هرآدمی در برخی کارهای مهم شکست می خورد. شما گاهی اوقات در کارها و روابطی که دوست دارید در آنها موفق شوید شکست می خورید. البته برای موفق شدن تلاش کنید ولی حتی اگر بارها و بارها در کاری موفق شوید، ثابت نمی کند «موفق» هستید. همین طور هم چند بار شکست خوردن ثابت نمی کند «شکست خورده» هستید. شما آدمی هستید که بعضی از کارها را خوب انجام می دهد و بعضی از کارها را بد انجام می دهد. در این بین هم میلیونها کار را معمولی انجام می دهید.
وظیفه ندارید ارزشمندی انسانی خود را ثابت کنید. در حقیقت، اثبات یا ابطال خوبی و بدی غیرممکن است. مردم جایزالخطا هستند و سهوا یا عمدا هزاران اشتباه می کنند. انسان ها بسیار جایزالخطا می باشند. بنابراین، هرکاری کنید نمی توانید ثابت کنید آدم بی ارزشی هستید و یا آدم خوبی هستید. شما بدون تحقیر خودتان می توانید همیشه بپذیرید که مسئله دارید. در این حالت فقط خواهید گفت که «این دفعه خوب عمل نکردم. این بد است» نه این که «چون بد عمل کردم پس آدم بدی هستم.» چرا نه آدم خوبی هستید و نه آدم بدی؟ چون بسیار پیچیده و دائما در حال تغییر هستید- شما آدمی هستید که در طول عمر خود، هزاران- نه، میلیون ها- رفتار خوب، بد و نه خوب و نه بد انجام می دهد.
فلسفه درمان عقلانی- هیجانی در جملات زیر خلاصه می شود.
  • من رفتارم نیستم ولی مسئول رفتارم هستم.
  • من احساسم نیستم ولی من احساس می کنم.
  • من افکارم نیستم ولی من فکر می کنم.
  • احساسات، افکار و رفتارهای من به مرور تغییر می کنند ولی من تغییر نمی کنم.
  • چون عملکرد من بد است، دلیل نمی شود که بد باشم.
  • من آدم در حال پیشرفتی هستم که کارهای خوب و بدی انجام می دهد.
  • چون احساس، فکر و رفتارم نیستم می توانم بپذیرم که برخی از رفتارها، فکرها و احساساتم بد هستند چون ضرر دارند. من به خاطر داشتن این رفتارها، فکرها و احساسات بد نمی شوم. با این حال تغییر آنها به نفع من است. بنابراین بهتر است رفتارها و افکار و احساساتم را برای لذت بردن تصحیح کنم نه برای اثبات خودم.
  • من نباید خودم را سرزنش و تحقیر کنم. من می توانم بدون سرزنش خودم و احساس گناه در مورد حرف ها، اعمال و افکارم، مسئولیت حرف ها و اعمال و افکارم را بپذیرم و از آنها پشیمان شوم. من در مورد برخی از اعمالم می توانم احساس گناه کنم ولی مجبور نیستم از خودم احساس گناه کنم. من هرگز مجبور نیستم احساس گناه کنم چون انتخاب سرزنش یا درجه بندی خودم با خودم است.
جملات فوق، برخی از فلسفه های عقلانی- هیجانی این کتاب هستند. ارزشها و فلسفه های دیگر عقلانی- هیجانی- مثل واقع گرایی، تفکر علمی و قبول ابهام- را نیز در این کتاب توضیح می دهیم ولی برای آشنایی با جزییات بیشتر در این مورد می توانید به کتاب ها و مقالات قسمت خواندنی های پیشنهادی انتهای کتاب مراجعه کنید.
به نفع شما است که افکار، احساسات و رفتارهای مضر خود را کنار بگذارید. این کار را از روی اجبار انجام ندهید بلکه چون به نفع شما است انجام بدهید. این اشتباه است که برای اثبات خوب و مقبول بودن خودتان، دنبال تغییر باشید.
***
تمرین ۳: پی بردن به این که چطور خودتان و دیگران را درجه بندی می کنید
الف. کلماتی را که با آنها دیگران را تحقیر می کنید، بنویسید: ···
ب. کلماتی را که با آنها خودتان را تحقیر می کنید، بنویسید: ···
***
شرح کلمه پذیر در جمله «زندگی انسان ها تحقیرپذیر نیست»
پذیر = پذیرفتن مسئولیت احساسات خود و قبول این که احساسات را خودتان به وجود می آورید!

همه بارها این جمله را گفته ایم و شنیده ایم که «تو عصبانیم کردی». چه اشتباهی! درمان عقلانی- هیجانی می گوید مردم عمدتا خودشان خود را عصبانی، غمگین، ترسو، ناراحت، خوشحال و هیجان زده می کنند. مردم این کار را با طرز فکر خود انجام می دهند. احساسات را خودتان در خودتان ایجاد می کنید. پس دیگران و گذشته را ملامت «نکنید». همان طور که پاگو(۲) فیلسوف بزرگ امریکایی گفته است «ما این دشمن را دیده ایم. ما خودمان دشمن خود هستیم!» بپذیرید که مسئول احساس تان هستید و سعی کنید احساس تان را بهبود بخشید. اگر مسئولیت نپذیرید چیزی جز رنج، رنج و رنج عایدتان نمی شود!
«هیجانزدگی» و داشتن احساسات مختلف اشکالی ندارد. درمان عقلانی- هیجانی به مردم یاد می دهد مسئولیت احساس خود را بپذیرند و اگر احساس آنها ناکام کننده است، آن را عوض کنند. داشتن احساسات منفی مثل غم و دلسردی در برابر رویدادهای ناخوشایند طبیعی و بجا است چون کمک می کنند با این رویدادها کنار بیایید و آنها را تغییر بدهید. درمان عقلانی- هیجانی به شما کمک می کند احساس مناسب تری داشته باشید و خوشحال تر شوید.

احساسات منفی مناسب (برای نمونه، ناخشنودی و غم، ندامت و تاسف)
  • معمولاً به یک فقدان واقعی یا دلسردی واقعی ربط دارند
  • ما را وانمی دارند به دیگران آسیب برسانیم و چیزی را تخریب کنیم
  • نمی گذارند احساس درماندگی کنیم
  • عملکرد ما را بهبود می بخشند
  • از ترجیح دادن نشئت می گیرند نه از توقع

احساسات منفی نامناسب (برای نمونه: خشم، افسردگی، وحشت، حقارت)
  • محصول مبالغه هستند
  • ما را وامی دارند به دیگران آسیب برسانیم و چیزی را تخریب کنیم
  • در ما احساس درماندگی ایجاد می کنند
  • ما را وادار به«تسلیم شدن» می کنند
  • عمدتا از توقع نشئت می گیرند نه از ترجیح
شما مسبب احساسات تان هستید. دیگران یا گذشته را مسبب آنها ندانید. احساس نادرست و غلط نداریم، بلکه برخی از احساسات از برخی دیگر مناسب تر هستند چون نتایج بهتر و لذت بلندمدت تری به دنبال دارند.
***
تمرین ۴: پذیرش مسئولیت احساسات
الف. زمانی را به یاد آورید که شخص (موسسه و سازمانی) را مسبب احساس خود می دانستید و او (آن) را شدیدا سرزنش می کردید. ···
ب. بدون آن که مسئولیت احساس تان را به دوش دیگران بیندازید و آنها را مسبب احساس تان بدانید، بگویید در آن زمان می توانستید بجای آن حرف ها، چه حرف های دیگری بزنید. ···
***

نظرات کاربران درباره کتاب پنج درس برای زندگی عاقلانه

کتاب خوبیه و دیدگاه منطقی ای نسبت به زندگی به شما میده ولی ترجمه بعضی جاها یه مقدار میتونست بهتر باشه
در 1 ماه پیش توسط مهدي عبدالهي