فیدیبو نماینده قانونی نشر قطره و بیش از ۵۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

قلعه‌‌ی اوترانتو: یک روایت گوتیک

نسخه الکترونیک کتاب قلعه‌‌ی اوترانتو: یک روایت گوتیک به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب
قلعه‌‌ی اوترانتو: یک روایت گوتیک

روز تولد کونراد جوان برای برپایی مراسم ازدواج تعیین شده بود. هنگامی‌که مدعوین در نمازخانه‌ی قلعه گرد آمده بودند، و همه‌چیز مهیا بود تا آن آئین ربانی آغاز شود، شخص کونراد غایب بود. مانفرد، که کوچک‌ترین تأخیری اسباب بی‌صبری‌اش می‌شد و مشاهده نکرده بود پسرش مجلس را ترک گوید، یکی از ملازمانش را روانه کرد تا امیرزاده‌ی جوان را احضار کند.
خادم، که آن‌قدر بیرون نمانده بود که بشود گمان برد از حیاط عبور کرده و به عمارت کونراد رسیده باشد، دوان‌دوان و از نفس افتاده بازگشت؛ سراسیمه، با نگاهی مبهوت و کف بر دهان. هیچ نگفت، اما به حیاط اشاره کرد.
حاضران از هراس و حیرت بر جای میخکوب شده بودند. امیر‌بانو هیپولیتا، بی‌آن‌که بداند قضیه چیست، ولی مشوش و مضطرب بابت پسرش، بی‌حال شد و غش کرد.
مانفرد، که غضبش به علت تعلل در اجرای مراسم عقد و رفتار جنون‌آمیز خدمتکار بر واهمه و خلجانش می‌چربید، آمرانه پرسید: «چه پیش آمده؟»
مخاطبش پاسخی نداد، اما هم‌چنان به حیاط اشاره کرد؛ و سرانجام، پس از آن‌که آماج پرسش‌های مکرر شد، فریاد برآورد: «وای، کلاهخود! کلاهخود!»
در آن میان، عده‌ای از حاضران به حیاط دویده بودند، که از آن‌جا همهمه‌ای آمیخته به ضجه، وحشت و شگفتی به گوش می‌رسید. مانفرد چون پسرش را هیچ‌جا ندید، کم‌کم نگرانی به جانش افتاد و شخصاً رفت تا سروگوش آب بدهد و از علت آن سردرگمی غریب باخبر شود. ماتیلدا همان‌جا ماند و با سعی فراوان به مراقبت از مادرش مشغول شد، و ایزابلا نیز ظاهراً به همان منظور آن‌جا را ترک نکرد تا ناگزیر نباشد برای دامادی که، در حقیقت، زیاد مهرش را به دل نداشت، بی‌قراری نشان دهد.
آن‌چه قبل از همه به چشم مانفرد آمد، گروهی از خدمتکاران بود که تلاش می‌کردند چیزی را بلند کنند که به‌نظرش رسید کوهی از پشم سمور باشد. خیره شد، بی‌آن‌که آن‌چه می‌دید باورش شود.
مانفرد غضبناک نعره زد: «چه می‌کنید؟ پسرم کجاست؟»
در جواب، عده‌ای دسته‌جمعی صدای‌شان بلند شد: «وای، سرورم! امیرزاده! امیرزاده، کلاهخود! کلاهخود!»


  • دسته بندی:
  • ناشر: نشر قطره - تاریخ نشر:
  • زبان: فارسی
  • حجم فایل : 1 مگابایت - تعداد صفحات : ۱۵۴ صفحه
  • شابک:

دانلود کتاب قلعه‌‌ی اوترانتو: یک روایت گوتیک در فیدیبو

۲۸،۰۰۰+

| کتاب |

بیش از ۲۸،۰۰۰ کتاب، رمان جدید، پرطرفدار و رایگان را روی اندروید، آیفون و ویندوز دانلود و مطالعه کنید یا هدیه دهید.

۲،۰۰۰،۰۰۰+

| دانلود اپلیکیشن |

با دانلود رایگان اپلیکیشن فیدیبو روی موبایل، تبلت یا رایانه می‌‌توانید کتاب‌ها و مجلات بهترین ناشران ایرانی و بین‌المللی را قانونی بخوانید

۵۰۰+

|ناشر |

با نصب رایگان فیدیبو بر روی موبایل یا تبلت یا رایانه خود و دانلود کتاب از بهترین ناشران ایران، مطالعه را در فضای قانونی تجربه کنید.

نظرات کاربران
درباره کتاب قلعه‌‌ی اوترانتو: یک روایت گوتیک

این رمان حقیقتا روح گوتیک رو به دوش میکشه گوتیک یه فرهنگه.پر از اصالت و هنر خالصه. امیدوارم بازم رمان هایی تو سبک گوتیک بزارین. تو قسمت کتاب های انگلیسی زیاد بود از این سبک ولی متاسفانه به زبون فارسی کمتره. مرسی از فیدیبو که این رمان کمیاب رو گذاشت.
در 6 روز پیش توسط