فیدیبو نماینده قانونی انتشارات کارآفرینان بزرگ و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب كارآفرينی به شيوه عبدالحسين محمدزاده

کتاب كارآفرينی به شيوه عبدالحسين محمدزاده
بنيانگذار شركت سوت ماشين

نسخه الکترونیک کتاب كارآفرينی به شيوه عبدالحسين محمدزاده به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب كارآفرينی به شيوه عبدالحسين محمدزاده

کارآفرینی نیز مانند هر پدیده دیگری قواعد و ملزومات ویژه خودش را دارد. سرمایه شاید مهمترین نیاز برای شروع یک فعالیت اقتصادی باشد، اما به یقین همه آن نیست. دانش و توانایی مدیریت، دانش اقتصادی، شناخت اوضاع بازار و نیازهای آن و از همه مهمتر، باور داشتن اینکه "من می توانم، کار تازه ای را شروع کنم" عامل هایی هستند که در تولد یک کارآفرین و ایجاد عزم و اراده در وی نقش اساسی دارند. این باور که کارآفرینی لازم و ضروری است و هر فردی می تواند برای خود یک فعالیت اقتصادی را آغاز کند، موضوعی نیست که یکباره و ناگهانی در ذهن انسان ایجاد شود. تصمیم به راه اندازی فعالیت اقتصادی نوپا، نتیجه فرآیندی است که باید از ابتدای کودکی شکل بگیرد و در آموزش و پرورش به طور جدی و حساب شده در نظر گرفته شود تا فرد مهارتهای لازم را به درستی فراگیرد. امروزه صاحبنظران بر نقش کارآفرینی در توسعه اقتصادی و اجتماعی اتفاق نظر دارند.

ادامه...
  • ناشر انتشارات کارآفرینان بزرگ
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.86 مگابایت
  • تعداد صفحات ۸۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب كارآفرينی به شيوه عبدالحسين محمدزاده

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



چراغ سبز

تجربه دنیای امروز نشان داده است که نوآوری های مهم و پیشرفتهای تکنولوژیکی، در سازمان ها و شرکتهای بزرگ دولتی اتفاق نخواهد افتاد.
قابلیت تطبیق با بازار و نیاز روز، چیزی است که از یک ساختار بزرگ پیچیده ی تو در تو ساخته نیست و در نتیجه برای پیشرفت سریع و ارائه محصولات جدید، تنها راه موثر، ایجاد و توسعه شرایطی است که فعالیتهای اقتصادی کوچک بتوانند تاسیس شوند و رقابت کنند. اهمیت کارآفرینی در کشورهای بزرگ و پیشرفته، فقط به خاطر مساله ایجاد شغل نیست، بلکه دلیل اصلی آن فعالیتهای اقتصادی کوچکی است که در این کشورها به وجود آمده، رشد کرده و توانسته اند سهمی عمده از فن آوری روز و در نتیجه ثروت و درآمد تمام دنیا را به خود اختصاص دهند.
کارآفرینی نیز مانند هر پدیده دیگری قواعد و ملزومات ویژه خودش را دارد. سرمایه شاید مهمترین نیاز برای شروع یک فعالیت اقتصادی باشد، اما به یقین همه آن نیست. دانش و توانایی مدیریت، دانش اقتصادی، شناخت اوضاع بازار و نیازهای آن و از همه مهمتر، باور داشتن اینکه "من می توانم، کار تازه ای را شروع کنم" عامل هایی هستند که در تولد یک کارآفرین و ایجاد عزم و اراده در وی نقش اساسی دارند.
این باور که کارآفرینی لازم و ضروری است و هر فردی می تواند برای خود یک فعالیت اقتصادی را آغاز کند، موضوعی نیست که یکباره و ناگهانی در ذهن انسان ایجاد شود. تصمیم به راه اندازی فعالیت اقتصادی نوپا، نتیجه فرآیندی است که باید از ابتدای کودکی شکل بگیرد و در آموزش و پرورش به طور جدی و حساب شده در نظر گرفته شود تا فرد مهارتهای لازم را به درستی فراگیرد.
امروزه صاحبنظران بر نقش کارآفرینی در توسعه اقتصادی و اجتماعی اتفاق نظر دارند.
مهمترین این نقشها از این قرارند:

۱. کارآفرینی موجب گردآوری پس اندازهای عمومی بی هدف و سرگردان می شود و تشکیل سرمایه را بهبود می بخشد.
۲. کارآفرینی منجر به ایجاد اشتغال در مقیاس وسیع می شود. بنابراین، کارآفرینی مشکلات بیکاری را که ریشه بسیاری از مشکلات اقتصادی- اجتماعی است، کاهش می دهد.
۳. کارآفرینی به توسعه متوازن منطقه ای منجر می شود.
۴. کارآفرینی باعث کاهش تمرکز اقتصادی در جامعه می شود.
۵. کارآفرینی منجر به توزیع مجدد ثروت، درآمد و حتی قدرت سیاسی به صورت عادلانه در جامعه میشود.
۶. کارآفرینی، منابع، سرمایه ها و مهارتها را که ممکن است بی استفاده و سرگردان باقی مانده باشند به طور موثر به تحرک وا می دارد.
۷. کارآفرینی کیفیت زندگی را بهبود می بخشد. کارآفرینان، پیوسته در حال ابداع و توسعه کالاها و خدمات جدیدند. این گونه تلاشهای بدیع، موجب تولید تکنولوژی و ماشین آلات بهتر و سیستم های تولیدی موثرتر می شود و از این طریق، محصولات و خدمات ارتقاء می یابد و کیفیت زندگی را بهبود میبخشد و زندگی را راحت تر و ساده تر می کند.
۸. کارآفرینی، تجارت خارجی را که جزء مهمی از توسعه اقتصادی کشورهاست، ارتقاء می دهد.
۹. کارآفرینی موجب افزایش سود اجتماعی از طریق دولت می شود. با درآمدهایی که دولت از طریق مالیات، حقوق گمرکی و واگذاری پروانه کارآفرینی به دست می آورد، می تواند در پروژه های مختلفی همچون احداث جاده ها و پل ها، سرویس ها و تسهیلات آموزشی و پزشکی، حفظ صلح و آرامش و دیگر زمینه های اجتماعی و فرهنگی سرمایه گذاری کند.

علاوه بر موارد یاد شده، می توان کارآفرینی را عامل تحریک و تشویق حس رقابت، عامل تحریک، ترکیب و مهیا کردن عوامل تولید، عامل سازماندهی منابع و استفاده اثر بخش از آنها، عامل یکپارچگی و ارتباط بازارها، عامل رفع خلل، شکاف ها و تنگناهای بازار و اجتماع، یکی از عوامل تولید، عامل کاهش بوروکراسی اداری (کاهش پشت میز نشینی و مشوق عمل گرایی و...)، عامل تحول و تجدید حیات ملی و محلی (کارآفرینی فراتر از شغل و حرفه است، یک شیوه زندگی است)، عامل شناخت، ایجاد و گسترش بازارهای جدید، عامل نوآوری و روان کننده تغییر و عامل تعادل در اقتصاد پویا تلقی کرد.
تا دهه ۸۰ میلادی سه موج وسیع، موضوع کارآفرینی را در کشورهای اروپایی به جلو رانده است.موج اول انفجار عمومی مطالعه و تحقیق در قالب انتشار کتابهایی در خصوص "زندگی کارآفرینان و تاریخچه شرکتهای آنها" و "چگونگی ایجاد کسب و کار شخصی" و "شیوه های سریع پولدارشدن" می باشد.
موج دوم که به تدریج ایجاد گردیده، ارائه رشته های آموزش کارآفرینی در مقاطع تحصیلی در حوزه های مهندسی و بازرگانی است. این دوره ها از اواخر دهه ۶۰ در چند دانشکده آغاز شده و تا کنون در بیش از ۵۰۰ دانشکده در ایالات متحده و کانادا تدریس گردیده است.
موج سوم افزایش علاقمندی دولت به تحقیقات در زمینه بنگاههای کوچک با هدف تشویق رشد شرکتهای کوچک و همچنین تحقیق در خصوص نوآوری های صنعتی می باشد.
آنچه مسلم است تحولات کارآفرینی و گسترش آن در سایر کشورهای جهان خصوصا کشورهای آسیایی با توجه به ساختارهای آن کشورها تغییر یافته و چهره خود را به گونه ای دیگر نمایان ساخته است.
کشورهایی نظیر چین و مالزی موجهای اول تا سوم کارآفرینی که در کشورهای اروپایی و آمریکایی به مرور و در طی سالیان اتفاق افتاد بسیار سریع طی کرده و می توان گفت که در این کشورها کارآفرینی نوین اتفاق افتاد و نقش دولتها بسیار پررنگ و اثر گذار گردید.
این نمونه کشورها با الگو برداری از موجهای کارآفرینی کشورهای اروپایی و آمریکایی و منطبق کردن آن با توجه به فرهنگ کشور خود و مهمتر از همه همسو کردن تمامی نهادهای دولتی و خصوصی کشور خود، برای بسط و گسترش کارآفرینی، موجی از کارآفرینی را پدید آوردند که بسیار بیشتر و اثر گذارتر از موجهای کارآفرینی غربی بود.
در ایران عزیز اسلامی نیز با عزم راسخ مدیران مدبر خود، می توان ادعا نمود که موج اول و دوم کارآفرینی غربی و یا موج اول کارآفرینی نوین را که همان تحقیق، تالیف، پژوهش، نگارش کتب و مقالات و همچنین تاسیس رشته کارآفرینی در دانشگاهها را به سرعت و در کنار هم گذرانده و وارد موج دوم کارآفرینی نوین یا شرقی خود می شود.
ساختار موج دوم کارآفرینی شرقی، حمایت از صنایع کارآفرینان پیشرو، گسترش شرکتهای کوچک و کارآفرین منطقه ای و محله ای، گسترش سیستم مونتاژ کاری در محلات، شناسایی محصولات خاص ملی و نفوذ به بازارهای خارجی تعریف گردیده است.
علم و هنر کارآفرینی از زمانی که وارد ایران شده است در انگاره ها و ترفندهای بسیاری سعی بر آن داشته تا خود را در اذهان ایرانیان توانمند متبلور سازد. و یکی از این راه های حضور همیشگی در جامعه قرارگرفتن در کنار بزرگ مردان اقتصاد ایران بوده است.
بررسی زندگی، مصائب و سختیها، راههای رسیدن قهرمانان صنعت و تجارت ایران به اهداف خود یکی از شیوه های بسیار موثر در حوزه کارآفرینی می باشد که باعث می شود عوام و خواص جامعه بیشتر با واژه پر مفهوم کارآفرینی آشنا شوند. به همین دلیل این کتاب با شالوده بررسی زندگی کاری و شخصی استاد عبدالحسین محمدزاده که از کارآفرینان بزرگ کشور می باشند نگاشته شده است.
استاد عبدالحسین محمدزاده که بنیانگذار شرکت سوت ماشین می باشند، راهی را در علم کارآفرینی ایران گشوده است که اکنون تجربیات ارزشمند او راهنما و آیینه ای در پیش روی تمامی مدیران و کارآفرینان ایران و حتی الگوی قدرتمند و بین المللی در کشورهای دیگر می باشد.
در حوزه کارآفرینی کتابهای بسیاری تالیف و ترجمه گردیده است که متاسفانه عمده این کتابها همان ترجمه کتابهای غربی و فاقد اصول و قوانین کارآفرینی در ایران می باشند.
آنچه در این کتاب می آید راهنمایی است که با نگاه به آنچه یک کارآفرین می تواند برای رسیدن به مقاصدش در کشور ایران از آنها بهره برد را بازگو می نماید.
در اینجا لازم می دانم از جناب آقای بهروز فروتن و دکتر محمود احمدپور داریانی عضو هیئت علمی دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران که بر این مجموعه کتابها نظارت علمی می نمایند و از سال ۷۶ در محضر ایشان شاگردی نمودم و درسهای بسیاری را از ایشان آموختم یاد و تشکر نمایم.
امید است این کتاب ارزشمند که حاصل سالها تلاش مدیران کارآفرینی ایران عزیز می باشد مورد توجه و استفاده تمامی دانشجویان این رشته، مدیران، کارآفرینان و مسئولین مملکتی قرار گیرد.

رضا یادگاری- مهشید سنایی فرد
ایران-تهران-۱۳۹۲



مقدمه

به نام خدا

روند شکل گیری تمدن بشری از گذشته تاکنون نشان می­دهد که دلیل اصلی و مشترک پیشرفت زندگی بشر در دوران­های مختلف تاریخ همواره عامل تغییر و تحول بوده که خود موجب دگرگونی های عظیم و گسترده­ای در تمامی ابعاد و جلوه­های زندگی انسان شده است و در آینده نیز بشر در انتظار تحولات شگرفی در کلیه ابعاد اقتصادی، اجتماعی و... است.
در دهه­های پایانی قرن بیستم با گذر از اقتصاد ملی به اقتصاد جهانی و تحولات عظیمی که در تکنولوژی­های نوین رخ داد، جامعه عصر صنعتی به تدریج جای خود را به جامعه­ای داد که بر پایه دانش و اطلاعات استوار شده و آن را جامعه اطلاعاتی نام نهاده­اند.
اگر قبول کنیم که این گذر، گذری است که بازوها را تبدیل به مغزها می­کند یعنی جامعه صنعتی که اصالت آن ماده و انرژی بوده و از ترکیب منابعی مانند انرژی، ماده، سرمایه و نیروی انسانی به وجود می­آید، مدت زیادی طول می­کشید تا سرمایه گذاری به نتیجه برسد و حاصل آن در جامعه تقویت بنگاه­ها، کسب و کارها و در واقع ظهور ثروتمندان و کارآفرینانی بود که بعد از حدود چندین دهه شرکتهای خود را ایجاد نموده و صاحب ثروت می­شدند. اما در حوزه جامعه اطلاعاتی در فضای رخداد یک انقلاب مهم، الگوی کسب و کار جدید، افراد جدید، حوزه­های جدید، ثروتمندان جدید، سیاستهای جدید، استراتژی­هایی که منجر به توانا­سازی، توانمندسازی و ارزش آفرینی جدید می­شود، به وجود می­آید، یعنی الگوهای کسب و کار در جامعه اطلاعاتی مانند الگوهای کسب و کار قبل نیستند و ارزش آفرینی از طریق ترکیب منابع خدادادی نبوده، بلکه بر اساس دانایی و توانایی است که هر کسی بیشتر بتواند در یک حوزه خاص ارزش ایجاد نماید، باقی خواهد ماند.
وجود افراد کارآفرین در جامعه محدود به قشر خاصی از افراد با ویژگی­های روانی و ذهنی منحصر به فرد نیست. بلکه همه باید به نوعی در جامعه کارآفرین باشند و چنانچه در محدوده عمل خود به لایه­های کلان ملی دست یابند، قطعاً پیشتاز خواهند بود. بر این اساس هر کس در جامعه در عرصه خاصی می­تواند از این ویژگی بهره­مند شود، به شرط اینکه اساس برنامه­ریزی­های آموزشی و تعلیم و تربیت ملی بر این پایه استوار باشدکه نیروی انسانی کارآفرین به جامعه تحویل دهد.
شناسایی ویژگی­های کارآفرینان بزرگ یک کشور و معرفی الگوهای نقش که آنان در زندگی شغلی و شخصی خود­ به کار برده اند تا به قله­های موفقیت دست یابند می­تواند سایر افراد جامعه را که آرزوهای بزرگ در سر می­پرورانند و تنها به دنبال­ راه حل­ها می­گردند، هدایت نماید.
مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف در راستای این الگو سازی­ها در جامعه ایرانی با هدایت و همکاری در مجموعه یکصد جلدی کارآفرینان بزرگ ایرانی که توسط آقای رضا یادگاری و خانم مهشید سنایی فرد، برای اولین بار در ایران به نگارش درآمده است، توان خود را به کار بسته است تا تمام آنچه را می­تواند با انتقال آنها به نسل جوان ایرانی از آنها نسلی توانمند و کارآفرین بسازد به منصه ظهور برساند.
امید است با بهره­گیری از این نوشتارهای ارزشمند گامی بلندتر به سوی ایرانی شکوفا و کارآفرین برداریم. انشاءالله

مهندس مجید دهبیدی پور
مدیر مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف

زندگی و روزگار عبدالحسین محمدزاده

نام من عبدالحسین محمدزاده است.
فرزند روستای رضی از محال ارشق، بخشی از شهرستان اردبیل هستم. در چشم اندازی حدود سمت قبله، سبلان سر افراز، چشم نوازی می کند. من به یاد خاطرات شیرین کودکی و به یاد اقلیم سبز، برکت، عظمت و استواری سبلان، با تمام قامتم، از شدت شوق سربلند می شوم. من به شهرم و به روستای خود که زادگاهم هست، چنان عشق می ورزم که گویی فرزندی به پدر و مادر خویش!
مهال ارشق، یکی از نقاشیهای خداست. نقاشی نجیبی با آسمانی به رنگِ رستگاری، تلاش و امید.
کوه های اطراف و زمینهای ناهموار و دیم خیز روستای رضی، برجِ عاجِ خاطرات من هستند.
بیوک داغ، جایی که هزاران بار، از بلندای آن، زیبایی را در قامتِ روستایم به تماشا ایستادم و ذهن کودکانه و زُلالم را، تا انتهای دشتهای خیال، دواندم. چه آشنای غریبی است خاطره!
یادش به خیر... با تماشای آن مردهای بیل بر دوش و نگاه به پهنای دشت و مزرعه و زمین، که نامشان کشاورز است، احساسِ آغاز، در من جوانه می زد. احساسِ آغازِ رفتن و گام برداشتن. احساس شروعِ شکوفایی و نمایشِ دل انگیزی که نام پر از طپش آن، زندگی است.
وَ صدای خروس... چه آوای معماگونه ای دارد خروس!!!
و اگر در این آواز خروس رازی نهفته نبود، بزرگمردی چون خیام نیشابوری که ریاضت حل ریاضیات برای او مثل نوشیدن آب بود، لب به طرحِ سئوال و البته پرداختن جواب، باز نمی کرد که:

هنگام سپیده دم خروس سحری
دانی که چرا همی کند نوحه گری؟

یعنی که نمودند در آئینه صبح
کز عمر شبی گذشت و تو بی خبری...

همیشه به صدای خروسها و صداهای خروس، گوش می سپردم و به پرواز پرندگان نگاه می کردم. تفاوت جهش ها و نحوه پرواز آنها همواره برایم جالب بود.
من در میانِ مردان و زنانی زحمتکش، الفبای بودن را آموخته ام که نگاهشان همیشه رو به بالا بود، اما سر به هوا نبودند! مردان و زنانی که همیشه احوالِ آسمان را می پُرسیدند و هنگامیکه ابر، پهنای آسمان را در آغوش می کشید، جشن و هلهله آنان، آغاز می شد.
کشاورزی، در روستای ما با آن آب و هوای کوهستانی و نیمه خشک، پیوند عمیقی با تصمیم خدا دارد. اینکه چه وقت باران ببارد و محصولِ دیم از دل خاک، جوانه بزند و بیرون بیاید.
حالا فکرش را بکنید که باران، در مهال ارشق وسی و چند روستای دیگر، چه معنای بی کرانی دارد و هر قطره اش، به چه اندازه می ارزد؟



و پدرم. کشاورز مردی در شمایل شکیبایی و تلاش. نام او ابراهیم بود. توانایی و تلاش پدر، بیش از وسعت زمینهایی بود که خودمان داشتیم، به همین خاطر علاوه بر زمینهای اطراف روستا، وسعت زیادی از زمینهایی را در دشت مغان نیز اجاره می کرد و در آنها، گندم و جو می کاشت.
چه تصویر تابناکی است تصویر رقصِ گندمزارها در متنِ موسیقی باد.



گاهیکه آلبوم عکسِ خاطراتم را در ذهن ورق می زنم، به تصویرِ کودکی می رسم، با چشمهایی که خورشید در آشیانه آرام آنها، نور افشانی می کند. یاد آهنگ زنگوله های آویخته به گردن شُتران تزئین شده عشایری می افتم که در اوایل بهار دسته دسته از مسیر روستای رضی با خانواده، سواره و پیاده و با تمام اسباب و آلاچیق و احشام خود به سمت دامنه های سبلان کوچ می کردند و اواخر تابستان مجددا به دشت مغان بازمی گشتند و واقعا تماشایی بود. آن کودک، چنان مستِ مهربانی آفرینش است، که با گندمزارها می رقصد و با باد، به پرواز در می آید. آنچنان که صدای بلند تراکتور و کمباین، جایی در گوشِ هوش او ندارند... آن کودک بی هوش و مدهوش، خودِ من هستم...
از خاطرات کودکی ام، گاهگاهی بوی نفت به مشام می رسد!
چقدر دوست دارم آن مردمی را که می آمدند و در اوجِ رَجَزخوانی سرما، دبه های خالی آهنی را پشتِ سَرِ هم، جلوی شعبه نفت فروشی پدرم ردیف می کردند و "سواد خان" با اُلفت و محبت، تمام دبه های آنان را پر می کرد.
اینکه گفتم "سواد خان" اشاره ای بود به شهرت پدرم در روستا و منطقه زادگاهم.
سوادخان تحصیل کرده پایه ششم، اهل قلم و بیان و شیک پوش بود و علاقه عجیبی به داشتن نمایندگی داشت. شاید اگر می توانست و دستش می رسید، یک شعبه از نمایندگی ستارگان آسمان را نیز بر روی زمین افتتاح می کرد و صاحب آن می شد.



تا جائیکه یادم هست، او علاوه بر کار و فعالیت کشاورزی، دارای نمایندگی روزنامه اطلاعات، قطعات و فروشگاه لوازم یدکی ماشین آلات کشاورزی، نمایندگی لاستیک ماشین کشاورزی در شهر اردبیل بود و با همکاری عمویم که فردی بسیار پر تلاش بود اداره می شد. به اضافه نمایندگی فروش و توزیع شرکت نفت در منطقه، مدیریت تعاونی روستایی و فعالیت های فصلی دیگری از جمله نمایندگی خرید گندم و....
البته خانه ما نیز، شعبه ای از نمایندگی های دادگستری، یا همان شورای حل اختلاف که در گذشته خانه انصاف می گفتند، بود که عموما توسط پدربزرگم اداره می شد.
یاد پدربزرگم بدرخان بخیر. او بسیار متمدن و صاحب نام و از ریش سفیدان و معتمدین روستاهای محال ارشق بود. مردم، از دور و نزدیک، برای حل اختلافهایشان و یا برای مشورت کردن و رفع مشکلات اداری و حتی برای صلاح و مصلحت امور خیر و جشن به خانه ما می آمدند و زانو به زانوی پدربزرگم می نشستند و دستِ آخر هم با لبی خندان و دلی پُر از رضایت، به خانه خود برمی گشتند.
خانه ما محل برگزاری مراسم و اعیاد مختلف در طول سال بود. پیوسته روضه با حضور روحانی و جمعیت روستا رواج داشت.



حاصل همت و تلاش خانواده، خصوصا پدرم در پنجاه، شصت سال پیش، موجب شده بود اولین تراکتور، کمباین، اتوبوس و سواری جیپ، شعبه نفت و اولین مزرعه مکانیزه مجهز به پمپ آب و همچنین اولین پمپ بنزین که عموما در خدمت مردم بود، در روستای ما فراهم شود. در سایه تلاش و پیگیری عاشقانه پدرم و البته با همکاری مردم شریف روستای رضی، امکانات عمومی منطقه از جمله اولین حمام عمومی، اداره پست، درمانگاه، اداره ترویج کشاورزی، شرکت تعاونی روستایی، فروشگاه تعاونی روستایی، مدرسه مقطع راهنمایی و غیره ساخته شد. در هر حال امروز یاد و نام آنها را در ذهن و کلام همشهریان و مردم عزیز به نیکی می شنویم و می بینیم. خدا را شکر که ایشان مایه سرافرازی و سرمشق ما و فرزندان ما بودند.

نظرات کاربران درباره کتاب كارآفرينی به شيوه عبدالحسين محمدزاده

اگه امکانش هست کتاب های دکتر یادگاری رو زودتر قرار بدید و تمام کتاب های ایشون رو قرار بدید
در 5 ماه پیش توسط عبدالحمید تفویض زواره