فیدیبو نماینده قانونی سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب درآمدی بر مبانی برنامه‌ریزی شهری

نسخه الکترونیک کتاب درآمدی بر مبانی برنامه‌ریزی شهری به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب درآمدی بر مبانی برنامه‌ریزی شهری

کتاب شامل شش فصل است. در فصل اول به برنامه‌ریزی و انواع آن از نظر سطوح زمانی، مکانی، سطوح برنامه‌ریزی، هدف و موضوعی و محتوایی پرداخته شده است.
فصل دوم، مفاهیم و کلیات برنامه‌ریزی شهری است. در این فصل مفاهیم پایه و اساسی و اصول برنامه‌ریزی شهری آورده شده و سعی شده از آخرین دیدگاه‌ها، پارامترها و اصول اساسی برنامه‌ریزی شهری پرداخته شود.
فصل سوم؛ الگوهای توسعه‌ی کالبدی و نظریه‌های ساخت شهر و برنامه‌ریزی شهری با دیدی نقادانه و تحلیلی پرداخته شده است.
فصل چهارم کتاب زیبایی‌شناسی در برنامه‌ریزی شهری است. در این جا نگرش و دیدگاه‌های مختلف در زمینه زیباسازی شهری، انواع مرمت بافت‌های فرسوده شهری در جهت زیباسازی شهری، طرح‌ریزی شهری، مبلمان شهری و راهبردهای طراحی محیطی پیشگیری از جرم در فضاهای شهری از موضوعات و دیدگاه‌های نو در حوزه جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری هستند که به طور مفصل به آن‌ها پرداخته شده است.
فصل پنجم؛ اصول و مبانی طرح آماده‌سازی زمین و برنامه‌ریزی شهرهای جدید است. در این فصل به موضوعاتی شامل؛ طراحی تفکیک اراضی شهری، سیاست‌های مؤثر بر عرضه­ و تقاضای زمین شهری، سیاست‌های زمین شهری در ایران، دیدگاه‌ها و نظریه‌های برنامه‌ریزی کاربری زمین، مراحل فرآیند برنامه‌ریزی کاربری اراضی شهری، انواع طرح‌های کاربری زمین، تجربه کشورها در زمینه برنامه‌ریزی کاربری اراضی شهری در دنیا و ایران و ارزیابی کاربری اراضی شهری در ایران پرداخته شده است.
و در نهایت در فصل ششم؛ جهت بررسی و برنامه‌ریزی شهری، مطالعات طبیعی و انسانی شهرها آورده شده است. نقش عوامل طبیعی در توسعه‌ی شهری، کاربرد مطالعات ژئومورفولوژی، توپوگرافیک، زمین‌شناسی و اقلیمی در توسعه­ و برنامه‌ریزی‌های عمران شهری، عوامل انسانی، عوامل اجتماعی و فرهنگی، موانع مصنوعی مستقیم و غیرمستقیم، عوامل بازدارنده در توسعه‌ی کالبدی شهرها (شناخت موانع رشد و توسعه‌ی کالبدی شهرها) و محدودیت‌ها و موانع اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از جمله موارد مهم و مطرح در بحث مطالعات طبیعی و انسانی جهت برنامه‌ریزی شهرها هستند. هم‌چنین این کتاب می‌تواند برای دانشجویان رشته شهرسازی و محققان و پژوهشگران حوزه برنامه‌ریزی شهری و برنامه‌ریزی منطقه‌ای مورد استفاده قرار گیرد.

ادامه...
  • ناشر سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 4.52 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۶۸ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب درآمدی بر مبانی برنامه‌ریزی شهری

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

۱- ۳- ۶- ۳- برنامه ریزی عملیاتی(۱۱)
برنامه ریزی عملیاتی فرآیندی است برای رسیدن به اهداف مشخص با ابزارهای مشخص به عبارت دیگر، این برنامه ریزی برداشتن گام های ویژه یا انجام اقدامات مشخصی است برای انجام کارهایی که به اهداف مشخص نائل می شود.
در این برنامه ریزی، زمان کوتاه مدت و از ۱ تا ۲ سال در نظر گرفته می شود. اگرچه ممکن است بعضی اقدامات عمرانی مثل ساختن ابنیه یا راه ها و پل ها تا ۵ سال نیز طول بکشد.
۱ -۳ -۷- انواع برنامه ریزی از نظر موضوعی یا محتوایی
برنامه ریزی از نظر محتوایی یا موضوعی، بسیار متنوع و گوناگون است؛ مانند برنامه ریزی اقتصادی، اجتماعی، آموزشی، بهداشتی، فرهنگی، مسکن، انرژی، راه و ترابری و مانند آن.
به طور کلی برحسب موضوع می توان انواع برنامه ریزی را به شرح زیر تقسیم کرد:
۱ -۳ -۷ -۱- برنامه ریزی عمومی(۱۲) یا برنامه ریزی اجتماعی- اقتصادی
برنامه ریزی اجتماعی- اقتصادی، کلیه­ی امور و فعالیت های جامعه را در زمینه های گوناگون شامل می شود. قصد اصلی این نوع برنامه ریزی، رسیدن به اهداف توسعه، رشد، رفاه و عدالت اجتماعی یا قدرت ملی و سیاسی است.
برنامه ریزی اقتصادی- اجتماعی، اصولاً جنبه ای از فرآیند مدیریت است. برای نمونه، برنامه ریزی اقتصادی از توسعه ی اقتصادی، صنعتی، کشاورزی یا گردشگری و کاهش بیکاری یا افزایش درامد ملی سخن می گوید و برنامه ریزی اجتماعی به تامین رفاه، مسکن، ارتقای سطح سواد و بهداشت.
۱ -۳ -۷ -۲- برنامه ریزی کالبدی یا برنامه ریزی فیزیکی
برنامه ریزی کالبدی(۱۳) در سطح محلی عبارت است از تخصیص بهینه­ی فضای محل که همان شهرسازی است (محمدی،۱۳۷۹: ۱۵). در این مقیاس منظور انواع طرح های شهری است که به منظور هدایت رشد و توسعه ی فیزیکی شهرها و تخصیص بهینه­ی فضای شهری و روستایی تهیه می شود.
برنامه ریزی برای برخی از امور به طرح ها و نقشه های کالبدی نیاز دارد. توسعه و ساماندهی شهرها، روستاها، مناطق و یا بنادر و سامانه­ی آبیاری، سدسازی، ساختمان و راه به طرح هایی نیاز دارد که ترکیب و ترتیب منظم کارها در آن مشخص شده باشد. در این زمینه ها با استفاده از اصطلاح برنامه ریزی کالبدی، فرآیند پدید آمدن آن ها روشن می شود (سعیدنیا،۱۳۷۸: ۴۰). به عنوان مثال تهیه ی طرح برای یک سد، به علت اهداف اجتماعی و اقتصادی باید در چارچوب برنامه ریزی عمومی صورت گیرد. این سد به منظور افزایش محصولات کشاورزی و تولید برق صنعتی در درازمدت در نقطه­ی جغرافیایی خاصی احداث می شود.
برنامه ریزی کالبدی با زمین و محیط ساخته شده و در حقیقت با پخشایش فضایی اهداف کلان و خرد، کارکردها و فعالیت ها سروکار دارد. در صورت در نظر گرفتن مقیاس، برنامه ریزی کالبدی را می توان برحسب برنامه ریزی در سطوح جغرافیایی منطقه ای، زیرمنطقه ای، محلی (شهری یا روستایی) نیز بیان نمود (عبدی دانشپور،۱۳۸۷: ۸۶).
برنامه ریزی شهری دارای دو جنبه­ی برنامه ریزی کالبدی و غیرکالبدی است. طرح هایی مانند برنامه ریزی مسکن، خدمات، جمعیت و نیازهای اجتماعی بیش تر برنامه هایی هستند که به کمک جداول، ارقام، اشکال و مطالب تنظیم و تکمیل می شوند. در این مواقع، برنامه ریزی عبارت است از ترتیب منظم مراحل دستیابی به هدف پیش بینی شده. اما نشان دادن همین فعالیت ها و عملکردها و مراحل آن در زمان های گوناگون بر روی نقشه های دقیق جنبه­ی کالبدی برنامه را از لحاظ محل قرارگیری، تراکم و ارتباطات مشخص می کند. این نقشه ها نیز ترکیب و ترتیب منظم کارها را برحسب زمان برای نیل به اهداف نشان می دهند (سعیدنیا،۱۳۷۸: ۴۱).
بنابراین برنامه ریزی کالبدی ساماندهی و شکل دادن به عناصر کالبدی محیط زیست انسان است.
برنامه ریزی فیزیکی عبارت است از توزیع فضایی فعالیت ها و تامین شرایطی که در آن اهداف از پیش تعیین شده صورت تحقق به خود بگیرد (مجتهدزاده،۱۳۶۸: ۴).
برنامه ریزی فیزیکی، برنامه ریزی مربوط به ساختار فیزیکی یک منطقه(۱۴) است، مانند کاربری زمین، ارتباطات، تاسیسات، تجهیزات و غیره (سیف الدینی،۱۳۸۱: ۳۲؛ آسایش،۱۳۷۵: ۲۵)، هم چنین برنامه ریزی فیزیکی در قلب برنامه ریزی فضایی قرار گرفته است (سعیدنیا،۱۳۷۸: ۴۲). برنامه ریزی فیزیکی ریشه های خود را در میان مقررات و مکانیزم کنترل توسعه ی شهری دارد که قابلیت مکانیزم بازار را در رابطه با توسعه ی فوق پشت سر می گذارد (حسین زاده دلیر،۱۳۸۰: ۱۲؛آسایش، ۱۳۷۵: ۲۵).
هدف از برنامه ریزی فیزیکی تعیین موقعیت، ابعاد و فضاهای مختلف مورد نیاز فعالیت های انسان ها از جمله کار، اوقات فراغت و غیره در چهارچوب برنامه ها و سیاست های اجتماعی و اقتصادی می باشد، به دلیل آن که طرح فیزیکی، کاربری زمین و فضا را برای منظورهای خاصی در یک مدت نسبتاً تثبیت می کند، برنامه ریزی فیزیکی شکل دهنده­ی قسمتی از برنامه ریزی اجتماعی- اقتصادی براساس فضای فیزیکی- فضایی است.
برنامه ریزی فیزیکی در سه سطح ملی، منطقه ای و شهری صورت می گیرد.
برنامه ریزی فیزیکی در سطح شهر بر اساس نیاز به فضا و ارتباط فضاها با یکدیگر و نیز تماس های مختلف اجتماعی و تعیین راه حل های عملی در جهت تامین نیازها مشخص و تعیین می شود (حسین زاده دلیر،۱۳۷۶: ۲۳).
این برنامه ریزی در ارتباط متقابل با برنامه ریزی های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی قرار می گیرد و لذا مجموعه سیاست های توسعه ی فیزیکی درازمدت شهر باید دارای چنان افق وسیعی باشد که کلیه­ی جنبه های عمرانی شهر را در رابطه با منطقه ی نفوذی آن شامل گردد.
۱ -۳ -۷ -۳- برنامه ریزی فضایی
برنامه ریزی فضایی(۱۵) یکی از شاخه های برنامه ریزی و بخشی از برنامه ریزی منطقه ای است (بعد ساماندهی). بعد مکانی برنامه ریزی فضایی، سازماندهی عوامل و عناصر در محیط جغرافیایی می باشد. به عبارتی پیدا کردن رابطه و ساماندهی بین عناصر فضا را برنامه ریزی فضایی گویند (سعیدنیا،۱۳۷۸: ۱۹).
تلاش برای توزیع مکانی فعالیت ها و عملکردهای انسانی در پهنه­ی زمین، برنامه ریزی مکانی یا فضایی خوانده می شود. برنامه ریزی فضایی وجه خاصی از برنامه ریزی فیزیکی یا کالبدی است. ساماندهی و مکان یابی عملکردها و توزیع کالبدی محل های ایجاد تاسیسات و تسهیلات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و مانند آن در پهنه­ی یک سرزمین اعم از پهنه­ی یک کشور یا منطقه یا شهر، برنامه ریزی فضایی نامیده می شود (سعیدنیا،۱۳۷۸: ۴۲). و یا منظور از این برنامه ریزی تنظیم برنامه های مناسب برای توسعه ی شهری، نحوه­ی اسکان شهروندان، فعالیت های آنان و وسایل ارتباطی برای یک قلمرو است.
ویژگی مهم سیستم برنامه ریزی فضایی به ویژه برنامه ریزی فضایی شهری، دو جنیه­ی فضایی و مکانی آن است. با افزودن بعد زمان به این دو جنبه، هر سیستم شهری را باید به سه زبان فضایی، مکانی و زمانی توصیف نمود؛ زیرا سیستم شهری از سازمان فضایی فعالیت ها و ارتباط میان فعالیت ها- که در طول زمان تغییر می کند- تشکیل شده است (عبدی دانشپور،۱۳۸۷: ۲۲۵).
برنامه ریزی فضایی که فضا را متناسب با جمعیت ها و فعالیت ها تنظیم می کند و متناسب با آن به پیش بینی جمعیت های مطلوب با فعالیت های موثر آن ها اقدام می کند. در این برنامه ریزی، زیرساخت های ضروری برای فضا، بهترین شرایط ممکن را برای شهروندان، متناسب با فعالیت های ویژه­ی آنان فراهم می سازد (ربانی،۱۳۸۵: ۵۶).
روندی است برای بهره ورسازی و آرایش منطقی، حفظ تعادل، توازن و هماهنگی بین جمعیت و تاسیسات اقتصادی و اجتماعی ایجاد شده توسط آن در فضای (ملی و منطقه ای) کشور و جلوگیری از بروز عدم تعادل و بازتاب های تخریبی و منفی در فضای سرزمین (معصومی اشکوری،۱۳۷۶: ۴۷؛ تقوایی و عزیزی،۱۳۸۷: ۳۳).
برنامه ریزی فضایی مکمل برنامه ریزی اقتصادی توسعه است و فضا ایجادکننده­ی ارتباطی متعادل بین افرادی است که در آن قرار دارند، لذا این برنامه ریزی به مثابه­ی یک منبع تلقی می شود و معمولاً نتیجه­ی این برنامه ریزی تخصیص بهینه­ی فضا (به عبارتی دیگر کلیه­ی امکانات موجود و افراد موجود در فضا) مابین فعالیت های مختلف، بر اثر تعیین قابلیت های مناطق در دوره­ی زمانی معینی می باشد (آسایش،۱۳۷۷: ۲۴). این برنامه ریزی درازمدت بوده و اهداف و سیاست های توسعه ی اقتصادی- اجتماعی ملی را دنبال می کند و در همه­ی موارد، استراتژی نظامی، سیاسی و توسعه ی جمعیتی دولت را مدنظر قرار می دهد.
این برنامه ریزی در سطوح مختلف کاربرد دارد:
- در سطح قلمرو ملی که از آن به عنوان مدیریت قلمرو یاد می شود،
- در سطح منطقه که در آن برنامه ریزی منطقه ای نقش اساسی دارد،
- در یک محله­ی شهر یا گروه جمعیتی که نیازمند سیاست شهری است،
- برنامه ریزی برای یک مجتمع مسکونی متناسب با شرایط محیطی آن،
- در خصوص معماری یک ساختمان.
مفاهیم برنامه ریزی شهری، برنامه ریزی منطقه ای و آمایش سرزمین در مفهوم کلی برنامه ریزی فضایی و فیزیکی می گنجند و در چارچوب آن معنی می دهند؛ زیرا هر فعالیت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی سرانجام به صورت تاسیسات و ساختمان ها و شبکه های ارتباطی تبلور می یابند. چگونگی توزیع این تاسیسات و روابط بین آن ها، مستلزم طرحی است برای آینده و دستیابی به اهدافی که آگاهانه پیش بینی شده اند. هدف همه­ی این ها نیز بهبود بیش تر فضای کالبدی زندگی انسان، یعنی ده، شهر و منطقه است (سعیدنیا،۱۳۷۸: ۴۲).
برنامه ریزی فضایی، توسعه ی یک برنامه ریزی غیرمتمرکز است و توزیع جغرافیایی اصولی و منطقی نیروی کار و تخصیص منابع تولید در زمره­ی وظایف اساسی این برنامه ریزی است. برنامه ریزی فضایی جزء لاینفک برنامه ریزی جامع توسعه و از اصول آن می باشد.
برنامه ریزی فضایی همیشه قابل محاسبه بوده و می تواند داده ها را متناسب با شرایط طبیعی و اقتصادی محاسبه نماید. در نهایت این که این برنامه ریزی می تواند افق تازه ای را برای برنامه های مختلف شهری و غیره بگشاید.
۱- ۳ -۷- ۴- برنامه ریزی منطقه ای(۱۶)
از دیدگاه میسرا برنامه ریزی منطقه ای به معنی تعیین و تدوین نظام فضایی و چگونگی توسعه ی مطلوب یک منطقه در چارچوب اهداف آمایش سرزمین است (میسرا،۱۳۶۶: ۴۵).
این برنامه ریزی از لحاظ عامل جغرافیا و فضا وجه مشترک فراوانی با آمایش سرزمین دارد و این دو نوع برنامه ریزی بایستی به صورت مکمل و در کنار هم انجام شوند (عبدی دانشپور،۱۳۸۱: ۷۱).
برنامه ریزی منطقه ای یعنی برنامه ریزی برای سرزمینی بزرگ تر از یک شهر (سعیدنیا، ۱۳۷۸: ۴۵)، به عبارت دیگر، ساماندهی کالبدی و فضایی یا حوزه ی کارکردی یک منطقه، برنامه ریزی منطقه ای خوانده می شود. این تعریف از دیدگاه برنامه ریزی شهری است و منطقه ی عملکردی یک یا چند شهر و شهرک وابسته به همدیگر را در بر می گیرد.
۱ -۳ -۷ -۵- برنامه ریزی محیطی(۱۷)
موضوع این برنامه ریزی، حفاظت از مناظر و منابع طبیعی آب، خاک و شکل زمین و نیز بهبود و گسترش فضاها و مناظر طبیعی است.
برنامه ریزی محیطی از نظر مقیاس، هم در سطح شهر و هم در سطح منطقه ای کاربرد دارد. در این نوع از برنامه ریزی، شهر و منطقه به گونه ای یکپارچه در نظر گرفته می شوند؛ زیرا عناصر طبیعی و محیطی از نظر ساختاری پیوسته هستند.
امروزه ارتباط بین برنامه ریزی کاربری زمین(۱۸) در شهر و روستا و منطقه با برنامه ریزی محیطی-که تمام عناصر طبیعی یعنی زمین، آب، خاک، هوا را در نظر می گیرد- از نظر حفاظت محیط زیست و مفهوم توسعه ی پایدار بدیهی است. وجه مشترک بین برنامه ریزی کاربری زمین و برنامه ریزی محیطی، زمین آرائی(۱۹) یا برنامه ریزی منظر زمین یا منظرسازی است.

۱ -۴- مراحل برنامه ریزی

یک برنامه ریزی علمی در حالت کلی دربرگیرنده­ی سه مرحله­ی اصلی می باشد که به ترتیب عبارت اند از:
۱) برنامه ریزی،
۲) اجرا،
۳) کنترل و ارزیابی. همانطور که نمودار نشان می دهد هر یک از مراحل سه گانه خود به سه بخش فرعی (تنظیم، اجرا و کنترل) تقسیم می شود.



شکل ۱-۱- مراحل برنامه ریزی
(ماخذ: آسایش،۱۳۷۵: ۱۵).

این روش امکان می دهد تا بتوان از چگونگی پیشرفت برنامه و به طور کلی از نتایج مثبت و منفی برنامه ریزی ارزیابی شود و هم چنین در این مرحله است که مدیریت، اطلاعات لازم را درباره­ی اختلاف بین برنامه تنظیم شده و آنچه که عملاً از اجرای برنامه به عمل آمده و هم چنین علل موفقیت و عدم موفقیت را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و ارزیابی می کند. این شناخت و کاربرد آن در بهبود و بالا بردن کیفیت برنامه ریزی اثر قابل توجه به جا می گذارد.

فصل اول: برنامه ریزی و انواع آن

۱-۱- مفهوم برنامه ریزی

از زمانی که بشر برای شناسایی محیط اطراف و تسهیل در امر زندگی و رفع مشکلات و نیازهای خود به تکاپو پرداخت، در حقیقت دست به یک نوع برنامه ریزی زد. استفاده از آب رودخانه ها برای کشاورزی، آبادی ها و شهرها در اماکن امن و در اطراف نقاطی که بتوان به مدد آن ها بر مشکلات و احتیاجات روزمره­ی انسانی فائق آمد، همگی در قالب یک برنامه ریزی بوده که در زمینه­ی آن ها بشر به یک نوع انتخاب دست زده است.
در حال حاضر نیز، با توجه به وجود جمعیت رو به افزایش امروزی، استفاده از منابع طبیعی و بکارگیری امکانات اقتصادی، فیزیکی و اجتماعی به منظور رفاه و ارتقاء سطح زندگی بشری، نیاز به برنامه ریزی از جمله ضرورت هایی است که می توان به وسیله­ی آن ها در دستیابی به هدف ها به موقعیت های مطلوبی نایل آمد.
با توجه به مطالب بالا، تعاریفی از برنامه ریزی از دیدگاه های مختلف ارایه می شود. برنامه ریزی به معنای اندیشیدن و تنظیم پیشاپیش امور، قبل از بروز وقایع و رویدادهاست تا در اموری هم چون بهداشت، سلامت، رفاه، آسایش و خوشبختی افراد جامعه، نتایج مطلوبی بدست آید. بدیهی است با برنامه ریزی دقیق می توان اشتباهات گذشته را جبران کرده و نسبت به آینده هوشیارتر عمل کرد (هیراسکار،۱۳۷۶: ۱۴).
واترسون(۱) در کتاب خود به نام برنامه ریزی توسعه، برنامه ریزی را چنین تعریف می کند:
برنامه ریزی فعالیتی سازمان یافته و تلاشی هوشیارانه به منظور گزینش بهترین راه حل های پیشنهادی موجود برای دسترسی به هدف های کلی ویژه است(Waterson,۱۹۶۵:۸).
از نظر پیتر هال(۲) تعریف واژه­ی برنامه ریزی بسیار مبهم و دشوار است. برنامه ریزان چنین می اندیشند که می دانند برنامه ریزی چه معنایی دارد. به کاری می گویند که انجام می دهند. مشکل این است که آنان فعالیت های گوناگونی را انجام می دهند و بنابراین منظور آن ها از بکارگیری این واژه نیز متفاوت است. به نظر می رسد که برنامه ریزی برای همه­ی انسان ها همه چیز باشد. بنابراین در مرحله­ی اول موضوع مورد بحث باید تعریف شود (سیف الدینی،۱۳۸۱: ۳۰).
لوییزکیبل(۳) (۱۹۸۳) برنامه ریزی را در یک مفهوم وسیع تری تعریف می کند. وی برنامه ریزی را ساختن اندیشه­ی فردی، قبل از آن که چیزی را فرد بخواهد انجام دهد (حکمت نیا و قنبری،۱۳۸۵: ۳۸).
در زبان عامیانه، برنامه ریزی تصمیم گیری در پیشرفت چیزی که انجام می شود، یعنی نقشه ی طرح ریزی شده ای که در جریان اقدام است.
نیاز به برنامه ریزی می تواند در دو واژه­ی "ارتباط" و "پیچیدگی" خلاصه شود. جمعیت زیاد، تکنولوژی پیچیده ارتباط امور به یکدیگر، برنامه ریزی را ناگزیر می سازد (سیف الدینی،۱۳۸۱: ۷).
برنامه ریزی عبارت است از یک سیستم تصمیم گیری جهت تعیین مناسب ترین خط مشی در مقطع زمانی معین به منظور دستیابی به هدف هایی که در رابطه با امکانات و نیازهای آینده تعیین می شوند. بدین منظور اصول برنامه ریزی را می توان در سه قسمت؛ شناسایی سیستم مورد برنامه ریزی، تعیین هدف ها و ارایه طریق براساس هدف های معین خلاصه نمود. در تعیین هدف ها و پیش بینی و ارایه­ی طریق برنامه ریزی باید هدف های کمّی قابل توجیه در قالب اعداد و ارقام و نیز اهداف کیفی مربوط به خصوصیات معنوی و ارزش های انسانی مورد توجه قرار گیرد.
برنامه ریزی فعالیتی است که انسان در جامعه تلاش می کند تا مهارت خویش را افزایش دهد و آینده گروهی را به این شکل دهد. اغلب برنامه ریزی تصور است در مقایسه با یک طریق معین رسیدن در تصمیمات و کنش، هدفی که اجتماع خوب در جامعه در معرض تغییرات سریع را ترویج می دهد.
با توجه به تعاریف بالا می توان گفت که برنامه ریزی فرآیندی است که به صورت عاقلانه با در نظر گرفتن شرایط موجود، راه های رسیدن به اهداف آتی را مشخص می نماید. به عبارت دیگر در تعریف واژه­ی برنامه ریزی یک سلسله مفاهیم خاص وجود دارد که باید در بطن همه­ی تعاریف گنجانده شود. از جمله­ی این مفاهیم می توان به "فرآیند بودن آن"، "نظام تصمیم گیری"،"داشتن هدف یا اهداف" و "زمان" اشاره کرد.

۱- ۲- عصر برنامه ریزی

در تاریخ بشر هیچ گاه به مانند امروز برنامه ریزی اهمیت نداشته است. امروزه جهان در حال گذار از دوره­ی برنامه ریزی است؛ زیرا بدون برنامه ریزی هیچ موفقیتی به دست نمی آید. از این رو، از برنامه ریزی در سطح ملی، برنامه ریزی منطقه ای و برنامه ریزی شهری و روستایی نظایر آن و حتی از برنامه ریزی در سطح خانواده (تنظیم خانواده) حمایت می شود.

۱- ۳- انواع برنامه ریزی

۱-۳-۱- انواع برنامه ریزی از نظر سطوح زمانی
۱-۳-۱- ۱- برنامه ریزی درازمدت
طول این برنامه بین ۱۰ تا ۲۰ سال است و گاهی به ۲۵ سال نیز می رسد که در این برنامه ریزی، زمینه­ی اجرای برنامه ریزی کوتاه مدت و میان مدت آماده می شود.
علت نیاز به این برنامه ریزی، ایجاد یک چارچوب کلی و آینده نگرانه در زمینه­ی مورد توجه برنامه است که براساس این چارچوب بتوان نیازها و امکانات آینده را مشاهده کرد و تقسیمات هماهنگی و توازن آن ها را پایه گذاری کرد که هدف های دراز مدت ایجاب می کند (شیعه،۱۳۸۵: ۸۸).
در این برنامه ریزی، مسیر کلی رسیدن به اهداف نهایی جامعه روشن می شود و دورنمای آینده ی وضع اقتصادی و اجتماعی تعیین می گردد.
۱- ۳- ۱- ۲- برنامه ریزی میان مدت
طول این برنامه غالباً بین ۴ تا ۷ سال می باشد و گاهی می تواند به ده سال نیز برسد که به سیاست اقتصادی- اجتماعی کشورها بستگی دارد (آسایش،۱۳۷۵: ۱۷).
در برنامه ریزی میان مدت، رئوس برنامه مشروح تر از برنامه های درازمدت است و اگر در برنامه های درازمدت، هدف های کلی مورد بحث قرار می گیرد، در برنامه های میان مدت به ترتیبی است که باید دید راه های رسیدن به این هدف ها کدام است.
برنامه های توسعه ی اقتصادی- اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران جزو برنامه های میان مدت بوده و مدت زمان آن ۵ سال می باشد.
۱- ۳- ۱- ۳- برنامه ریزی کوتاه مدت
طول این برنامه در کشورهای مختلف، متفاوت است. معمولاً حداکثر برای مدت ۲-۱ سال تنظیم می گردد. این نوع برنامه ها با توجه به برنامه های میان مدت تعیین می شوند، به عبارت دیگر، برنامه­ی کوتاه مدت جزئی از برنامه های میان مدت و درازمدت است، لذا اجرای آن قسمتی از آن دو نوع برنامه را تحقق می بخشد. معمولاً هر اندازه مدت اجرای برنامه کوتاه تر باشد، اجرای آن برنامه ها در رابطه با واقعیات، قابلیت اجرایی بیش تر و بهتری دارند.
۱- ۳- ۲- انواع برنامه ریزی از نظر سطوح مکانی
۱ -۳- ۲ -۱- برنامه ریزی بین المللی
با توجه به ارتباط روزافزون کشورها با یکدیگر و گسترش روابط اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و غیره کشورها با یکدیگر، موجبات تنظیم برنامه در سطح چند کشور فراهم می گردد (آسایش، ۱۳۷۵: ۲۳) و علت آن را می توان چنین بیان کرد که تحقق توسعه ی اقتصادی در یک کشور و بهره برداری لازم از کلیه­ی امکانات آن، فقط با اجرای برنامه در داخل کشور و استفاده از تکنولوژی موجود داخلی امکان پذیر نمی باشد، بلکه نیاز به همگامی و همکاری با سایر کشورها بویژه در زمینه­ی انتقال تکنولوژی، منابع نیروی انسانی و غیره دارد، لذا باید یک سری اقدامات هماهنگ در سطح چند کشور انجام پذیرد. می توان یکی از عوامل تشکیل سازمان های بین المللی را همین نیاز به همکاری کشورها دانست. مانند برنامه ریزی در سازمان خواربار جهانی، برنامه ریزی بین المللی در بازار مشترک اروپای غربی و غیره.
۱- ۳ -۲ -۲- برنامه ریزی ملی
در این برنامه ریزی برنامه ها و سیاست های توسعه ی اقتصادی و اجتماعی سرزمین و الگوهای توسعه و سیاست رشد در سطوح کلی مطرح و شیوه های مناسب اجرای آن ارزیابی و انتخاب می شود (حسین زاده دلیر،۱۳۷۳: ۹).
این نوع برنامه معمولاً برای اجرا در سراسر فضای ملی (کشور) تنظیم می گردد.
برنامه ریزی های ملی در قالب برنامه ریزی های منطقه ای دارای تقسیم بندی های زیر می باشد:
- برنامه ریزی در سطح استان،
- برنامه ریزی در سطح شهرستان،
- برنامه ریزی در سطح دهستان،
- برنامه ریزی در سطح شهر،
- برنامه ریزی در سطح روستا.
برنامه ریزی ملی یا کشوری هر چند سال یکبار (معمولاً هر ۵ سال) برای کل کشور انجام می گیرد و شامل کلیه­ی سطوح برنامه ریزی کلی، برنامه ریزی بخشی و برنامه ریزی طرح ها می گردد.
۱ -۳ -۲ -۳- برنامه ریزی منطقه ای
برنامه ریزی منطقه ای فرآیندی است در جهت تنظیم و هماهنگ کردن برنامه های مختلف اقتصادی و اجتماعی با نیازها و امکانات محلی و منطقه ای (حسین زاده دلیر،۱۳۸۰: ۱۰). در این برنامه ریزی چون مشارکت مردم نیز مطرح می باشد، می توان آن را برنامه ریزی از پایین به بالا در جهت انطباق برنامه های کلان با ویژگی های منطقه ای دانست (آسایش،۱۳۷۵: ۲۳).
در برنامه ریزی منطقه ای، سیاست های توسعه ی اقتصادی و اجتماعی یک منطقه (جزئی از کشور)، یا چند منطقه و یا کل کشور در قالب چند منطقه انجام می گیرد (شیعه،۱۳۸۵: ۸۷).
در این برنامه ریزی، برنامه ریزان بیش تر به فکر استفاده­ی بهینه از منابع و قابلیت های منطقه و هم چنین برطرف نمودن عدم تعادل ای منطقه ای هستند.
۱ -۳ -۲ -۴- برنامه ریزی شهری
در فصل دوم به طور مفصل بحث خواهد شد.
۱ -۳ -۲ -۵- برنامه ریزی روستایی
برنامه ریزی روستایی به عنوان یک مکانیسم مناسب جهت تعدیل در جابه­جایی جمعیت، ایجاد رفاه ساکنان روستاها و جلوگیری از انهدام منابع طبیعی اعم از تجدیدشونده و تجدیدنشدنی مطرح گردید (آسایش،۱۳۷۶: ۴۷).
بنابراین برنامه ریزی روستایی عبارت است از سلسله عملیاتی که در آن رسیدن به هرچه بیش تر رفاه ساکنان روستا و حفاظت از سیستم بیولوژی محیط طبیعی روستا تصریح شده است.
۱ -۳ -۳- انواع برنامه ریزی از نظر وسعت انجام برنامه
از نظر گستره و وسعت انجام برنامه، یعنی از نظر حوزه ی شمول برنامه، می توان برنامه ها را به دو دسته تقسیم کرد؛ زیرا برنامه ها گاهی بسیار وسیع و گسترده بوده و گاهی حجم کمتری را دربر می گیرد.
۱ -۳ -۳ -۱- برنامه ریزی جامع (یکپارچه)
وسعت عمل این برنامه بسیار زیاد است، به گونه ای که آن را کامل ترین برنامه ریزی توسعه می دانند.
در برنامه ریزی جامع، هدف های نهایی، سیاست ها و برنامه های اجرایی متفاوت و برآوردهای مالی و نیروی انسانی و غیره انجام می گیرد. در این برنامه ریزی، کلیه­ی متغیرهای درون زا و برون زا مورد توجه قرار می گیرد (آسایش،۱۳۷۵: ۱۸).
این برنامه ریزی دو دیدگاه اقتصادی- اجتماعی و فضایی را شامل می شود و از نظر مدت، این برنامه ریزی درازمدت محسوب می شود.
برنامه ریزی جامع، یعنی برنامه نظام دار، همخوان و متوازن که نه تنها به ارقام کلی، بلکه به جزئیات مشخص از جمله پروژه های کاملاً مهیا شده نیاز دارد، هم به روش های از بالا به پایین و هم به روش های از پایین به بالا و روش دوم برای تدوین اغلب پروژه های عمرانی به کار می رود.
برخورد جامع با برنامه ریزی، یک برخورد سیستمی است و می توان کاملاً از دید یک اقتصاد سنجی، برنامه ریزی جامع را تهیه نمود.
۱ -۳- ۳ -۲- برنامه ریزی غیرجامع (جزئی)
این برنامه را می توان به این صورت بیان نمود که تهیه ی برنامه و اجرای بعضی فعالیت های اقتصادی و صنایع کلیدی و یا فهرستی از پروژه های عمرانی به ترتیب اولویت.
در برنامه ریزی جامع و غیرجامع، بدون پروژه های عمرانی مشخص، بی تاثیر و یا بی معنی خواهد بود. در برنامه ریزی غیرجامع از برنامه ریزی بدون پروژه بهتر می توان خودداری کرد؛ زیرا در تعداد نسبتاً زیادی از برنامه های غیرجامع، تنها فهرستی از پروژه های عمرانی دارای اولویت هستند، در حالی که اجرای پروژه های عمرانی معمولاً چندین سال طول می کشد.
۱- ۳ - ۴- انواع برنامه ریزی از نظر سطوح برنامه ریزی
برنامه ریزی را از دیدگاه مسائل اجتماعی و اقتصادی به منظور ارتقاء سطوح مختلف زندگی جامعه یا بر اساس پیچیدگی ساختاری و کاربرد خاص آن می توان به چند نوع تقسیم نمود:
۱ -۳ -۴ -۱- برنامه ریزی کلان(۴) (در سطح کلان)
این برنامه ریزی بیش تر به منظور رسیدن به هدف های کلی و عمومی اقتصادی و اجتماعی انجام می گیرد. به طور مثال؛ برنامه ریزی در زمینه­ی ارتقاء رشد اقتصادی یا صادرات و مبادلات بازرگانی یک کشور را می توان یک برنامه ریزی کلان دانست.
۱ -۳ -۴ -۲- برنامه ریزی بخشی(۵) (در سطح بخش)
این برنامه ریزی فرآیند تنظیم روند تغییرات حال و آینده­ی یک بخش معین اقتصادی و اجتماعی در چارچوب هدف های ملی است (آسایش،۱۳۸۵: ۱۹). یا به عبارت دیگر این نوع برنامه ریزی بیش تر در بخش های مختلف تولیدی و اجتماعی صورت می گیرد. مانند؛ برنامه ریزی در بهداشت، ساختمان، کشاورزی، مخابرات و مانند آن (شیعه،۱۳۸۵: ۸۶).
۱ -۳ -۴ -۳- برنامه ریزی طرح یا پروژه(۶) (در سطح خرد)
این برنامه ریزی در طرح ها و پروژه های داخل بخش صورت می گیرد. مانند؛ برنامه ریزی توسعه ی کلینیک در داخل بخش بهداشت، برنامه ریزی توسعه ی مدارس ابتدایی در بخش آموزشی؛ یا ارتقاء سطح تولید گندم در بخش کشاورزی.
۱ -۳ -۵- انواع برنامه ریزی از نظر هدف
۱ -۳ -۵ -۱- برنامه ریزی توسعه
هدف اصلی برنامه ریزی توسعه، بکار انداختن منابع موجود و بالقوه­ی کشور در جهت توسعه ی اقتصادی سریع است. نخستین وظیفه این نوع برنامه ریزی، برقراری نظم و اولویت و آینده نگری در هزینه­ی دولت است. برنامه ریزی توسعه به اعتبار دیدگاه و زمینه­ی بررسی به برنامه ریزی اقتصادی و برنامه ریزی فضایی تقسیم می شود. هم چنین به اعتبار جامعیت، به برنامه ریزی جامع و غیرجامع و به اعتبار حیطه­ی عمل، به سطوح ملی و منطقه ای تقسیم می گردد.
۱- ۳- ۵ -۲- برنامه ریزی فیزیکی
برنامه ریزی فیزیکی، برنامه ریزی مربوط به ساختار فیزیکی یک منطقه است؛ مانند کاربری زمین، ارتباطات، تاسیسات، تجهیزات و غیره.
این نوع برنامه ریزی ریشه های خود را در میان مقررات و مکانیزم کنترل شهری دارد که قابلیت مکانیزم بازار را در رابطه با توسعه ی فوق پشت سر می گذارد.
۱ -۳ -۵ -۳- برنامه ریزی اختصاصی
برنامه ریزی اختصاصی به هماهنگی به منظور حل­ و ­فصل مشکلات مربوط می شود. با تضمین این که سیستم موجود به صورت موثری بر طبق خط مشی های تکاملی در جهت توسعه و تنظیم جامعه از میان زمان بگذرد.
۱- ۳- ۵- ۴- برنامه ریزی ابداعی
در این نوع برنامه ریزی، بیش تر پیشرفت و توسعه ی کلی از طریق ارایه­ی اهداف جدید و کوشش در طریق برنامه ریزی تغییرات کلی مورد توجه و هدف است؛ به این جهت گاهی آن را برنامه ریزی توسعه و عمران نیز می گویند.
۱- ۳- ۵- ۵- برنامه ریزی ارشادی و اجباری
در برنامه ریزی ارشادی فقط خطوط هدایتی عمومی و توصیه ای را دربرمی گیرد. در حالی که برنامه ریزی اجباری یا دستوری، مقررات قابل اجرای مشخص و قاطعی را ارایه می دهند.
۱- ۳- ۶- انواع برنامه ریزی از نظر تصمیم گیری
۱- ۳- ۶- ۱- برنامه ریزی راهبردی(۷)
برنامه ریزی راهبردی را می توان تلاشی منظم و سازمان یافته در جهت اتخاذ تصمیم ها و مبادرت به اقدامات بنیادی تعریف کرد (برایسون،۱۳۷۲: ۳).
در این برنامه ریزی، اهداف و اقدامات اساسی درازمدت مورد نظر قرار می گیرد و زمینه و چارچوب همه­ی برنامه های دیگر در تمام سطوح محسوب می شود (سعیدنیا، ۱۳۷۸: ۳۸).
۱ -۳- ۶ -۲- برنامه ریزی تاکتیکی(۸)
برنامه ریزی تاکتیکی فرآیندی است که به وسیله­ی آن برای تحقق یک راهبرد مشخص دسته ای از فعالیت های مرتبط تعریف می شود. به عبارت دیگر این برنامه ریزی ابزاری است برای دست یافتن به هدف های مشخص(۹) جهت رسیدن به هدف آرمانی یا نهایی(۱۰) یا استراتژیک.
بنابراین این برنامه ریزی عبارت است از مشخص کردن هدف های میان مدت و انتخاب وسایل برای تحقق آن ها. چارچوب زمانی برنامه ریزی تاکتیکی میان مدت است و معمولاً ۵ ساله انتخاب می شود.

فصل دوم: مفاهیم و کلیات برنامه ریزی شهری

۲ -۱- مفهوم برنامه ریزی شهری

در فرهنگ لاروس شهرسازی به مفهوم (Urbanism) یا علم و نظریه ی­ اسکان بشر تعریف شده است. این لغت به معنی علم آمایش یا ترتیب دادن کالبدی شهرهاست. این مفهوم در فرهنگ آکسفورد به معنی کنترل رشد و توسعه ی یک شهر و ترتیب راه ها، ساختمان ها و غیره به وسیله­ی یک قدرت محلی آمده است. در زبان انگلیسی(City Planning) معادل اصطلاح اوربانیسم فرانسوی و به معنی شهرسازی فارسی است.
بنا به تعریف دایره المعارف شهرسازی، شهرسازی عبارت است از تهیه ی نقشه ی زمین ها (محوطه) و تنظیم الگوی خیابان های اصلی و محل ساختمان های عمومی و فضاهای همگانی و حریم و اندازه ی قطعات مسکونی (سعیدنیا، ۱۳۷۸: ۷۷).
برنامه ریزی شهری، به عنوان یک هنر و یک علم تقریباً حدود ۶ هزار سال در حال تکامل بوده است. از دولت شهرهای آشوری تا احیای مجدد شهرهای مرکزی امروز، تکامل فکر و عمل براساس این عقیده بوده است که مردم می توانند شهرها را برنامه ریزی کنند (سیف الدینی،۱۳۸۱ ۱۰۱).
برنامه ریزی شهری شامل؛ مجموعه­ی مطالعات، اقدامات و فرآیندهای مختلف فضایی، مالی در بسترهای شهری است و دارای فرضیه های مختلف در خصوص مدیریت می باشد. طبیعت توسعه های شهری و فضایی در این خصوص نیازمند برنامه ریزی ویژه ای در زمینه های شهری است.
برنامه ریزی شهری بعد اساسی در مدیریت قلمرو با توجه به منشا جغرافیایی آن است.
در تعریفی دیگر شهرسازی به نظم درآوردن بناها در کنار راه های تردد همراه با تمامی تجهیزات لازم و کاملاً سازگار با محیط است که با هماهنگی و کارایی نسبت به یکدیگر قرار گیرند، با عملکردشان منطبق باشند و کار و زندگی خوب برای شهروندان فراهم آورند (باستیه و دزر، ۱۳۷۷: ۴۰۱).
شهرسازی یک علم محض نیست بلکه هنر و عملی است که درک فضاها و حجم ها و نیز دانش های متعدد می طلبد تا ظرفیت لازم را برای ترکیب و پیش بینی شیوه­ی کار فضای شهری فراهم آورد. شهرسازی چیزی جز برقرار کردن آشتی دشوار بین تضادهای متعدد نیست و تنها مصالحه ای است که تلاش دارد با کم ترین نارسایی های قابل پیش بینی به هدف برسد.
اندیشه­ی مقدماتی شهرسازی در شروع کار تنها با بهره گیری از چندین رشته میسر می شود و عناصر مختلفی را باید به حساب آورد. شهرساز همانند رهبر ارکستر است که حداقل لازم است نواختن یک وسیله­ی موسیقی را بداند: معمار، مهندس، جغرافی دان، جامعه شناس یا اقتصاددان و با زبانی قابل فهم برای همه سخن بگوید.
برنامه ریزی شهری یک فعالیت علمی و منطقی جهت رسیدن به هدف های مورد توجه و تلاش جهت تامین رفاه شهروندان از طریق ایجاد محیطی بهتر، مساعدتر، سالم تر، آسان تر، موثرتر و دلپذیرتر (حسین زاده دلیر،۱۳۷۵: ۳۱؛ شیعه،۱۳۷۳: ۱۰۱؛ رجایی،۱۳۸۲: ۲۱۹).
در این نوع برنامه ریزی با توجه به اقتصاد و عملکرد عوامل شهری، نحوه­ی استفاده از اراضی، محله بندی مسکن، ترافیک، فضای سبز و غیره در رابطه با جمعیت و عملکرد شهر مورد بررسی قرار می گیرد (حسین زاده دلیر،۱۳۸۰: ۱۱).
برنامه ریزی شهری به صورت یک رشته میان رشته ای محسوب می شود که از رشته ها و تخصص های مختلف تاثیر پذیرفته و هم چنین آن ها را متاثر می سازد. لذا به این منظور برنامه ریزی شهری مطلوب باید از تخصص ها و حرف گوناگون بهره بجوید.
این نوع برنامه ریزی از شرایط اقتصادی لازم جهت توسعه ی شهر تاثیر فراوانی می پذیرد. برای آن که تصویری از این نوع برنامه ریزی ارایه شود می توان گفت که ابتدا طرح توسعه ی شهر آماده می شود، جمعیت در سطح شهر با حفظ کم ترین تراکم ممکن به طور یکنواخت پراکنده می گردد، مناطق مختلف شهر شکل می گیرد و مقررات مربوط به معابر و آمد ­و شد وضع می شود (هیراسکار، ۱۳۷۶: ۲۸).
به طور کلی برنامه ریزی شهری فرآیند مدیریت تغییر برای دسترسی به هدف های ویژه ای در ارتباط با نظام شهری است. فعالیت برنامه ریزی در مقیاس های مکانی مختلف انجام می شود. فعالیت برنامه ریزی، با اصلاح مشکلات شهری سروکار دارد. برای نمونه، نوآوری برنامه هایی در راستای عدم تمرکز، برای انتقال رشد از شهرهای اولیه به ترتیبات پایین تر مراکز شهری، برای بهبود شهرهاست. برنامه های مسکن و طرح های ترافیک یا برنامه ریزی برای تامین خدمات رفاهی و اجتماعی بهتر. برنامه ریزی می تواند صورت آینده نگری داشته باشد، همچون در طول محورهای اصلی شهر که دسترسی بالا وجود دارد، ارزش زمین بالاست. هم چنین ارزش زمین در تقاطع بین جاده های شعاعی و حلقوی بالاتر است (سیف الدینی،۱۳۷۸: ۴۷۵).
در یک سیستم جامع برنامه ریزی شهری که هدف آن حفظ ارزش های محیطی و انسانی و پیش بینی چگونگی میزان و جهت رشد شهر می باشد. اصل مهم تعیین رابطه و اثرات متقابل شهر، منطقه و کشور بر روی یکدیگر است. بدین معنی که در این سیستم برنامه ریزی نه تنها نقش شهر در اقتصاد ملی و منطقه ای باید موردنظر قرار گیرد، بلکه لازم است درجه ی تاثیرگذاری هر شهر در دگرگونی های اقتصادی و اجتماعی کشور و منطقه و درجه ی تاثیرپذیری آن در رابطه با این تحولات به وضوح روشن گردد (حسین زاده دلیر،۱۳۷۶: ۲۱).
در یک سیستم برنامه ریزی جامع، برنامه ریزی شهری جامع و پویا، مشخص کردن سیاست ها و برنامه های توسعه ی شهری، هماهنگ کردن با سایر برنامه های عمرانی در سطح منطقه ای و کشوری و تنظیم برنامه ها و طرح ها در دوره های زمانی معین از اولویت ویژه ای برخوردار است.
براساس منشور آتن برنامه ریزی شهری عبارت از سازماندهی مکان ها و محیط های متفاوتی که می باید شرایط رشد و توسعه ی زندگی جامعه را در تمام ابعاد مادی، معنوی و فرهنگی در همه­ی شکل بندی های فردی و اجتماعی فراهم آورد (فلامکی،۱۳۵۵: ۷۶).
ارسطو زمانی این نظر را ابراز داشت که شهر باید به منظور تامین امنیت و خوشبختی ساکنانش ساخته شود. این در حالی بود که افلاطون نیز گفته­ی وی را چنین بیان کرده است: شهر جایی است که انسان ها برای نیل به عاقبتی شرافتمندانه، به طور مشترک در آن زندگی می کند.
بنابراین برنامه ریزی شهری را می توان هنر شکل دادن، هدایت و رشد طبیعی شهر دانست. امری که به موجب آن ساختمان ها و محیط های گوناگون ایجاد می شود تا به نیازهای مختلف اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و گذران اوقات فراغت و غیره پاسخ دهد و شرایط سالمی را برای زندگی طبقه­ی ثروتمند و فقیر از نظر کار، تفریح و استراحت فراهم آورد و از این طریق موجب بهبود زندگی اقتصادی و اجتماعی اکثریت افراد بشر شود (هیراسکار،۱۳۷۶: ۱۵). به عبارت دیگر برنامه ریزی شهری، فرآیند تصمیم گیری است که در آن سعی می شود براساس معیارهای طبیعی، اجتماعی و اقتصادی و غیره محیط زیست مناسبی برای تمامی شهروندان فراهم آید.

۲-۲- ضرورت برنامه ریزی شهری

انقلاب صنعتی به عنوان رخدادی مهم در تاریخ رشد شهرها، در فاصله­ی سال های ۱۸۲۰-۱۷۶۰ به وقوع پیوسته است. امروزه هیچ کشوری نیست که از رشد سرسام آور بحران ها، به ویژه مشکلاتی همچون رشد بیش از حد جمعیت در شهرها و کلان شهرها که منجر به گسترش بدون برنامه، هرج ­و مرج و بی نظمی در شهرها شده است در امان باشد.
برخی از مشکلاتی را که شهر به خاطر فقدان برنامه ریزی شهری از آن رنج می برد، عبارت است از:
۱) تنزل سطح زندگی در داخل شهرها و شکل گیری حومه های پیوسته و بدقواره و پیرامون شهرهای کوچک و بزرگ که این امر مردم را وادار می کند تا به منظور استفاده از هوای آزاد به نواحی حومه ای خارج از شهر پناه برند.
۲) مردم مجبور به مسافرت های طولانی و ناراحت کننده بین محل زندگی و محل کار خود می شوند که در اثر قبول پول، زمان و انرژی زیادی تلف می شود.
۳) به دلیل تراکم ترافیک در بزرگراه ها و جاده ها، بروز تصادف های جاده ای اجتناب ناپذیر شده است.
۴) سروصدای ترافیک، آرامش ساکنان شهرها را برهم زده است.
۵) مکان های درهم­وبرهم صنعتی در قلب شهرها، باعث انتشار گازهای خطرناک، دود، بوی بد و غیره شده است. دفع نامناسب فاضلاب ها و مواد زاید صنایع نیز موجب آلودگی آب، هوا و غیره می شود.
۶) افزایش سریع جمعیت شاغل در صنعت، موجب شکل­گیری سکونتگاه های بی­ضابطه، آلونک ها و غیره شده است.
۷) کمبود فضای باز، پارک ها و زمین های بازی موجب بروز شرایط ناسالم زندگی شده است.
۸) کمبود تسهیلات عمومی نظیر منابع آب، سیستم فاضلاب، امور بهداشتی، برق و غیره.
به طور خلاصه می توان گفت چهره­ی کنونی شهرها تیره و ملال آور است از این رو باید کوشش های زیادی به منظور شکیل ساختن شهرها و تامین نیازهای گوناگون اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و تفریحی شهروندان به عمل آید تا به این ترتیب رفاه و آسایش عمومی را برای اکثریت انسان ها به ارمغان آورد.
وینستون­ چرچیل(۲۰) بیان می کند "ما ساختمان ها را شکل می دهیم و سپس ساختمان ها ما را شکل می دهند". لوییز مامفورد(۲۱) این ضرب المثل چینی را بازگو کرده که "اگر برای یک سال برنامه ریزی می کنید غله بکارید، اگر برای ده سال برنامه ریزی می کنید درخت بکارید و اگر برای صدها سال برنامه ریزی می کنید، انسان تربیت کنید".

۲- ۳- مفاهیم پایه و اساسی در برنامه ریزی شهری

مفاهیم زیر از مهم ترین مفاهیم اساسی در برنامه ریزی شهری هستند که در زیر به آن ها اشاره می شود:
۱) انعطاف پذیری(۲۲)
۲) امکانات فضا
۳) قابلیت دسترسی
۴) منظر مطلوب
۵) وضعیت طبیعی
۶) حریم انسانی
۷) عملی بودن.
۱) انعطاف پذیری
قابلیت انطباق طرح های شهری با شرایط جدیدی که به علل گوناگون بوجود می آید، انعطاف پذیری می گویند؛ زیرا شهرها مانند سلول های زنده در حال رشد و تغییر هستند.
شهر را نمی توان به حال خود رها کرد تا به هر شکلی که می خواهد درآید، بلکه باید فضای کافی برای توسعه و گسترش شهر را در نظر داشت تا توسعه و رشد، باعث تراکم جمعیت، فعالیت ها و ساختمان ها در یک منطقه ی مشخص نشود.
بنابراین انعطاف پذیری در برنامه ریزی شهری یعنی در نظر گرفتن فضای لازم برای ورود صنایع، خدمات و تسهیلات جدید، به گونه ای که در شرایط جدید نیز نیازهای گوناگون جامعه­ی شهری را برآورده سازد. در برخی از شهرها، جمعیت و فضاهای خدماتی و ساختمانی به حدی متراکم شده اند که فضای دیگری برای ایجاد کاربری های یاد شده ی جدید وجود ندارد (سعیدنیا،۱۳۷۸: ۵۸). در چنان حالتی می توان گفت که شهر در این تراکم تثبیت شده است. استانداردها و ضوابط، زمان رسیدن به تراکم تثبیت شده را عقب می اندازند. آن ها راهنمای چگونگی تغییر و تحول در ساختار کالبدی شهر هستند و انعطاف پذیری در شهرسازی با به کاربردن استانداردها و ضوابط مناسب، امکان پذیر است. این استانداردها نیز، براساس تجزیه­ و تحلیل وضع موجود، آینده نگری در نظر گرفتن اهداف برنامه ریزی و خواست مردم تدوین می شوند.
۲) امکانات فضا
در طراحی معماری یک ساختمان، یکی از استانداردها، استفاده و بهره­وری حداکثر از فضای محدود است؛ زیرا مقصود آن است که این فضای محدود، آن قدر کافی و وسیع باشد، که راحتی و رفاه ساکنان آن را به خوبی تامین کند.
بر اساس استانداردهای برنامه ریزی شهری، کاربری هر مکانی باید با فضاهای مناسب و کافی طراحی شود. مفهوم فضا در برنامه ریزی شهری به معنی حداقل سطح برای ساختمان و اسکان جمعیت در آن است که جدا از ارتفاع ساختمان محاسبه می شود.
۳) قابلیت دسترسی
این اصل در همه­ی سطوح محلی، شهری، منطقه ای، ملی و فراملی اهمیت بسیار دارد. مفهوم کلی دسترسی به سادگی قابل فهم است، قابلیت دسترسی در شهرسازی به فاصله و زمان مربوط می شود. افزایش هر دو عامل یعنی (فاصله و زمان) به معنی دسترسی نامناسب و کاهش آن دو به معنی دسترسی مناسب است. از این رو، افزایش قابلیت دسترسی و کاهش فاصله و زمان، یکی دیگر از اصول اساسی شهرسازی محسوب می شود.
۴) منظر مطلوب
در شهر و پیرامون آن هر چیزی که به نظر مطلوب و خوشایند برسد منظر نامیده می شود. منظر از ترکیب بناها و سیمای ساختمان ها و شکل فضاها تا چگونگی ترکیب عناصری طبیعی در کالبد شهرها، در حیطه­ی منظر شهری و منظر طبیعی است. اصل زیبایی در شهرسازی با ایجاد مناظر مطلوب و خوشایند تجلی می کند.

نظرات کاربران درباره کتاب درآمدی بر مبانی برنامه‌ریزی شهری