فیدیبو نماینده قانونی راشین و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب از كجا بفهميم كسی دارد دروغ می گويد؟

کتاب از كجا بفهميم كسی دارد دروغ می گويد؟

نسخه الکترونیک کتاب از كجا بفهميم كسی دارد دروغ می گويد؟ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب از كجا بفهميم كسی دارد دروغ می گويد؟

عوامل بخصوصی از قبیل جنسیت، نژاد و فرهنگ می‌توانند در چگونگی تفسیر سرنخ‌های گوناگون مؤثر باشند، برای مثال، استفاده از حرکات سر و دست یا فضایی که بدن هر شخص اشغال می‌کند. البته در بیشتر موارد، این عوامل زیاد به چشم نمی‌آیند. بعضی از این سرنخ‌ها برگرفته از اصول سنتی روان‌شناسی مانند «زبان بدن» و «روانشناسی زبان» هستند که می‌توانند تناقض میان پیام‌های کلامی و غیرکلامی را آشکار سازند. شما همچنین می‌توانید از روش‌های پیشرفته‌‌تری که نتیجه تحقیقات من در زمینه رفتارهای فردی است استفاده کنید. یکی از این ابزارها، یعنی «تأکید مبتنی بر روانشناسی زبان» (PLE)، شامل کلماتی است که افراد برای نشان دادن حالات روحی خود انتخاب می‌کنند. وقتی که متوجه می‌شوید کسی دارد به شما دروغ می‌گوید، آیا باید بلافاصله دست او را رو کنید؟ ترجیحاً خیر. بهترین روش این است که نکته مورد نظر را به ذهن بسپارید و به گفتگو ادامه دهید تا بتوانید اطلاعات بیشتری به‌دست آورید. در عوض اگر بلافاصله دست دروغگو را رو کنید، لحن گفتگو عوض می‌شود و دیگر نمی‌توانید اطلاعات بیشتری به‌دست آورید. بنابراین تا زمانی که تمام مدارک لازم را به‌دست نیاورده‌اید، صبر کنید و پس از آن تصمیم بگیرید که آیا همان موقع، دروغ او را رو کنید یا دست نگه دارید و حساب کنید که چگونه می‌توانید به بهترین شکل ممکن از این اطلاعات، به‌سود خود استفاده کنید.

ادامه...
  • ناشر راشین
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.13 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۰۸ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب از كجا بفهميم كسی دارد دروغ می گويد؟

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

فصل اول: نشانه های دروغ

کسی که چشمی برای دیدن و گوشی برای شنیدن دارد می تواند مطمئن باشد که هیچ کس نمی تواند رازی را از او پنهان کند.
دروغگو اگر لب هایش خاموش باشد، انگشت هایش حرف می زند.
به هر حال دروغ از جایی از وجودش بیرون می زند و آشکار می شود.

زیگموند فروید

این فصل مجموعه ای از چهل و شش سرنخ برای تشخیص دادن دروغ است. این سرنخ ها به هفت بخش تقسیم شده اند که می توان از آنها به صورت جداگانه یا باهم استفاده کرد. باوجود این که بعضی از این سرنخ ها به تنهایی می توانند یک راهنمای عالی در تشخیص دروغ باشند، اما همه آنها را باید با توجه به موقعیت خاصی که در آن قرار می گیرید به کار ببرید زیرا این نکات مطلق و قطعی نیستند.
بعضی از این سرنخ ها آنقدر ظریف اند که ممکن است اصلاً به چشم نیایند، مگر اینکه بسیار دقت کنید. بقیه هم شاید خیلی واضح و آشکار باشند. در بعضی موارد شما باید بتوانید «دروغ های حذفی» را کشف کنید ـ یعنی چیزی که باید گفته شود حذف شده و شما باید آن را پیدا کنید. در مواردی دیگر شاید سروکارتان با دروغ های ساخته و پرداخته شده بیفتد ـ یعنی مسائلی گفته یا انجام می شود که با بقیه مطالب جور در نمی آید.
گاهی اوقات شما به همه این سرنخ ها دسترسی ندارید. برای مثال دارید با کسی تلفنی صحبت می کنید و نمی توانید او را ببینید. اما لازم نیست این نکات را از بر کنید زیرا در طول زمان، ملکه ذهنتان می شوند: کم کم یاد می گیرید برای کشف حقیقت، دنبال چه چیزی بگردید، چگونه گوش دهید، و چه بپرسید.
عوامل بخصوصی از قبیل جنسیت، نژاد و فرهنگ می توانند در چگونگی تفسیر سرنخ های گوناگون موثر باشند، برای مثال، استفاده از حرکات سر و دست یا فضایی که بدن هر شخص اشغال می کند. البته در بیشتر موارد، این عوامل زیاد به چشم نمی آیند.
بعضی از این سرنخ ها برگرفته از اصول سنتی روان شناسی مانند «زبان بدن» و «روانشناسی زبان» هستند که می توانند تناقض میان پیام های کلامی و غیرکلامی را آشکار سازند. شما همچنین می توانید از روش های پیشرفته تری که نتیجه تحقیقات من در زمینه رفتارهای فردی است استفاده کنید. یکی از این ابزارها، یعنی «تاکید مبتنی بر روانشناسی زبان» (PLE) (۱)، شامل کلماتی است که افراد برای نشان دادن حالات روحی خود انتخاب می کنند.
وقتی که متوجه می شوید کسی دارد به شما دروغ می گوید، آیا باید بلافاصله دست او را رو کنید؟ ترجیحاً خیر. بهترین روش این است که نکته مورد نظر را به ذهن بسپارید و به گفتگو ادامه دهید تا بتوانید اطلاعات بیشتری به دست آورید. در عوض اگر بلافاصله دست دروغگو را رو کنید، لحن گفتگو عوض می شود و دیگر نمی توانید اطلاعات بیشتری به دست آورید. بنابراین تا زمانی که تمام مدارک لازم را به دست نیاورده اید، صبر کنید و پس از آن تصمیم بگیرید که آیا همان موقع، دروغ او را رو کنید یا دست نگه دارید و حساب کنید که چگونه می توانید به بهترین شکل ممکن از این اطلاعات، به سود خود استفاده کنید.

بخش ۱: زبان بدن(۲)

انگشت ها، دست ها، و پاهای ما و حرکاتشان، نکات اسرارآمیزی را در مورد احساسات واقعی مان آشکار می کنند. بیشتر مردم نمی دانند که حرکات بدنشان دارای یک زبان منحصر به فرد است: هرقدر هم که فردی تلاش کند با گفته هایش کسی را فریب دهد، همیشه می توان حقیقت را در حرکات بی صدای بدن او مشاهده کرد.
ممکن است تاکنون در مورد بعضی از این سرنخ ها مطالبی خوانده یا شنیده باشید اما این خوانده ها و شنیده ها، تنها بخشی کوچکی از شگردهایی است که در این کتاب یاد می گیرید.
سرنخ اول: زبان چشم ها
از گذشته های خیلی دور، نگاه نکردن در چشم طرف مقابل، یکی از نشانه های اثبات دروغگویی به حساب می آمده است. فردی که دارد دروغ می گوید، به هر طریق ممکن سعی می کند در چشمان طرف مقابل نگاه نکند. او به طور ناخودآگاه احساس می کند که می توان از طریق چشم هایش، درون او را دید. در عوض ممکن است به پایین نگاه کند یا جهت نگاهش را مرتب از نقطه ای به نقطه دیگر عوض کند. برعکس، هنگامی که ما راست می گوییم و یا از یک اتهام ناروا آزرده شده ایم، دوست داریم که نگاهمان را تا حد ممکن بر روی طرف مقابل متمرکز کنیم. یعنی به چشمان کسی که ما را متهم کرده خیره می شویم، طوری که انگار می خواهیم به او بگوییم: «تا وقتی که همه چیز روشن نشده نمی گذارم از اینجا بروی.»
سرنخ دوم: حرکات بدن هرگز دروغ نمی گویند
بی حرکت بودن
دست ها می توانند به آسانی دروغ را آشکار کنند زیرا از آنها برای ایجاد اشارات و حرکات استفاده می شود. در عین حال دست ها خیلی راحت تر از پاها به چشم می آیند. اگر با دقت نگاه کنیم، دست ها و پاها می توانند به ما اطلاعات زیادی بدهند، دروغگو دست هایش را کمتر حرکت می دهد. اگر نشسته، ممکن است دست هایش را روی پاهایش بگذارد و اگر ایستاده، آنها را در دو طرف بدنش نگه دارد. ممکن است دست هایش را مشت کند یا آنها را در جیبش بگذارد. شاید هم انگشت هایش را در هم قلاب کند معمولاً باز گذاشتن کامل انگشت ها، نشان می دهد که فرد، در حال پنهان کاری نیست. آیا تا به حال متوجه شده اید وقتی در مورد آنچه می گویید، به شدت شور و هیجان دارید، مدام دست هایتان را تکان می دهید و با این کار، بر موضوع مورد نظر تاکید کرده و اشتیاق خودتان را منتقل می کنید؟ و آیا تاکنون متوجه شده اید وقتی به آنچه که می گویید، اعتقادی ندارید، زبان بدنتان این احساس را منعکس می کند و معمولاً حرکتی انجام نمی دهید؟
علاوه بر آن، اگر شما از کسی چیزی بپرسید و او کف دست هایش را برهم بگذارد یا آنها را مشت کند، این علامت نشان دهنده یک حالت تدافعی و میل به کناره گیری است. اگر در اثر یک اتهام یا سوال های پی در پی، واقعاً گیج شده باشد، کف دست هایش را به سمت بالا باز می کند. انگار که قصد دارد بگوید: «متوجه منظورت نمی شوم؛ بیشتر توضیح بده.» یا «من هیچ چیزی برای پنهان کردن ندارم.»
مخفی کردن یک مطلب
وقتی فرد، طوری می نشیند که دست ها و پاهایش خیلی به بدنش نزدیک هستند، مثلاً دست هایش را روی سینه بر روی هم تا کرده یا یکی از پاهایش را روی پای دیگر انداخته، به طور ناخودآگاه نشان می دهد: «من دارم چیزی را مخفی نگه می دارم.» تا کردن دست ها و پاها ممکن است به این خاطر باشد که او احساس می کند باید مراقب خودش باشد. هنگامی که ما احساس راحتی و اطمینان می کنیم، تمایل داریم حالتی آزاد داشته باشیم ـ در این حالت، معمولاً یک فضای فیزیکی معمولی را اشغال می کنیم. اما وقتی که کمتر احساس امنیت می کنیم، فضای فیزیکی کمتری را اشغال کرده و دست و پاهایمان را تقریباً مانند یک جنین، به بدن می چسبانیم.
نشان دادن حرکات ساختگی
در این وضعیت، حرکات و اشارات دست، معمولاً خشک و ساختگی به نظر می رسند. این رفتار را می توان به راحتی در هنرپیشگان و سیاستمداران تازه کار دید. آنها تلاش می کنند به وسیله حرکاتشان ما را متقاعد کنند که دارند عقایدشان را با شور و هیجان بیان می کنند اما حرکاتشان به هیچ عنوان نرم و روان نیست و مشخص است که این حرکات، ساختگی اند و طبیعی نیستند.
سرنخ سوم: پوشاندن ناخودآگاه
یکی دیگر از نشانه هایی که اغلب برای تشخیص دروغگویی، کاربرد دارد وقتی است که فرد، در حال پاسخگویی به یک سوال یا بیان یک مطلب، دست هایش را به سمت صورتش می برد. ممکن است موقع صحبت کردن، دستش را جلوی دهانش بگیرد. با این کار نشان می دهد که در واقع می داند آنچه که از دهانش بیرون می آید حقیقت ندارد و این کار مانند یک پوشش عمل می کند؛ تلاشی ناخودآگاه برای پنهان کردن کلمات.
اگر فرد در حال گوش دادن، دست هایش را روی صورتش بگذارد یا آن را بپوشاند، در واقع دارد به طور ناخودآگاه می گوید که: «من واقعاً نمی خواهم به این چیزها گوش دهم.» لمس کردن بینی هم می تواند یکی از نشانه های دروغ گفتن محسوب شود، همچنین خاراندن پشت سر یا لبه گوش یا مالیدن چشم ها.
البته این علائم نباید با علائم مشابه آنها که در هنگام تفکر عمیق صورت می گیرد و نشانه تمرکز و دقت است اشتباه گرفته شوند.
سرنخ چهارم: شانه بالا انداختن خفیف
بالا انداختن شانه ها معمولاً نشانه بی اطلاعی یا اهمیت ندادن به چیزی است. این حرکت، معمولاً به معنی «نمی دانم» یا «برایم اهمیتی ندارد» است و در بیشتر مواقع هم همین پیام را منتقل می کند. با این وجود، اگر این حرکت لحظه ای باشد ـ یعنی خیلی سریع اتفاق بیفتد ـ نشانه چیز دیگری است. شخص در این حالت تلاش می کند نشان دهد که دارد خیلی راحت و بدون نقشه قبلی جواب می دهد، در حالی که واقعاً این طور نیست. از آنجا که حس او واقعی نیست، شانه بالا انداختنش هم واقعی و کامل نیست.
این حالت شبیه به موقعی است که فرد از لطیفه ای که شنیده خوشش نمی آید اما می خواهد وانمود کند که آن لطیفه به نظرش خنده دار است. در این حالت، آنچه که شما می بینید لبخندی است که «فقط بر روی لب ها» ظاهر می شود، نه خنده ای واقعی که تمام صورت را بپوشاند.

خلاصه

ــ ارتباط چشمی کسی که دروغ می گوید خیلی کم است یا اصلاً وجود ندارد.
ــ حرکات بدنی، از جمله حرکات دست، کم می شوند و همین حرکات محدود هم خشک و ساختگی به نظر می رسند. دست ها و پاها تقریباً به بدن می چسبند و فرد فضای کمتری اشغال می کند.
ــ ممکن است فرد دستش را به طرف صورت یا گلویش ببرد اما در مجموع، این تماس فقط به همین قسمت های بدن محدود می شود. همچنین احتمال این که با کف دستش سینه اش را لمس کند ضعیف است.
ــ اگر بخواهد وانمود کند که جواب هایش لحظه ای و بدون نقشه قبلی اند، ممکن است کمی شانه اش را بالا بیندازد.

بخش ۲: حالت های حسی: هماهنگی و ناهماهنگی

حرکات افراد را باید هم جداگانه بررسی کرد و هم با در نظر گرفتن مطلبی که همراه با آن حرکات گفته می شود. و در این بخش قصد داریم به رابطه میان کلمات و حرکات مربوط به آنها بپردازیم. علاوه بر ناهماهنگی آشکار میان کلمات و حرکات بدن مثل تکان دادن سر به چپ و راست و گفتن کلمه «بله»، نشانه هایی ظریف تر اما به همین اندازه گویا وجود دارند که دروغ را آشکار می کنند. این نشانه ها هم در سطح خودآگاه روی می دهند و هم در سطح ناخودآگاه.
گاهی اوقات ما عمداً تلاش می کنیم که بر مطلب مورد نظر خود تاکید کنیم. اما از آنجا که حرکتمان ساختگی است، واقعی و خودجوش به نظر نمی رسد و بین آن حرکت و بیان مطلب فاصله می افتد. وقتی از مفهوم این حرکات باخبر باشید، آنها را به راحتی تشخیص خواهید داد.
ناهماهنگی میان حرکات، کلمات، و احساسات هم راهنمای بزرگی است. این ناهماهنگی، سبب ایجاد دوگانگی در پیام می شود. نمونه اش کسی است که برای دوستی که همسرش او را ترک کرده دلسوزی می کند اما در همان حال، لب هایش به خنده باز است.
در چنین شرایطی، حواستان به اولین عکس العمل باشد. این عکس العمل نشان دهنده احساس واقعی فرد است و ممکن است یک ثانیه هم طول نکشد. پس از آن، طرف مقابل فرصت پیدا می کند که آن را پنهان کند. حتی اگر نتوانید به احساس واقعی او پی ببرید، همین تغییر حالت، کافی است که بفهمید احساسات کنونی اش دروغی اند.
سرنخ پنجم: نقش مهم «زمان»
اگر همزمان با به زبان آوردن کلمات یا قبل از آن، فرد سرش را برای تاکید چیزی که می گوید تکان دهد، معلوم می شود که دارد راست می گوید. باوجود این، اگر پس از بیان مطلب، سرش را تکان دهد ممکن است بخواهد نظرش را اثبات کند. اما از آنجا که این حرکت ساختگی است ـ و بر پایه حس نیست ـ به طور همزمان صورت نمی گیرد.
همچنین ممکن است با حرکت دادن دست ها، از نظر زمانی بین یک مطلب و مطلب بعدی فاصله بیندازد. این حرکت را می توان نوعی «تصمیم بعدی» نامید چرا که در واقع همین طور هم هست. او می خواهد سریع، کلمات مورد نظرش را بگوید اما فکر می کند که در این صورت ممکن است تصور کنند او واقعاً دیوانه شده است. بنابراین، نقش بازی می کند. علاوه بر آن، این حرکات دست نه تنها دیرتر از زمان بیان مطلب اتفاق می افتند بلکه ساختگی هم به نظر می رسند و با وقفه میان کلمات هماهنگی ندارند.
اگر بخواهید کسی تصور کند که عصبانی هستید در حالی که واقعاً عصبانی نیستید، باید نقش بازی کنید. اما این کافی نیست. زمان ایجاد عصبانیت در چهره مهم است. اگر حالت عصبانیت، پس از بیان جمله در چهره نمودار شود (مثلاً: «من خیلی عصبانی هستم»... مکث... سپس بروز حالت عصبانیت) این احساس، دروغی به نظر می رسد. اما اگر این حالت، قبل از جمله «من عصبانی هستم» اتفاق بیفتد، نشان دهنده آن است که شما راست می گویید و دارید درباره آنچه می گویید فکر می کنید یا اینکه نمی دانید چطور عصبانیت تان را ابراز کنید.
همچنین کسی که حرف های خودش را باور دارد، حرکت سرش با گفتن بخش های مهم کلام همراه می شود تا مطلب را به اصطلاح «شیرفهم» کند. به نظر می رسد حرکت سر ـ به بالا یا پایین یا راست و چپ ـ نشانگر نظرات و نکات ویژه ای است. اما سر تکان دادن ساختگی و بدون توجه به قسمت مورد تاکید، یک حرکت عمدی است. فرد این حرکت عمدی را به کار می گیرد تا تاکید خود را نشان دهد. اما وقتی کسی دروغ می گوید، این حرکات با ریتم طبیعی پیام کلامش هماهنگ نیستند.
سرنخ ششم: ناهماهنگی و هماهنگی
این فقط زمان نیست که مهم است بلکه باید به نوع حرکت هم دقت کنیم. به عنوان مثال، کسی که با چهره اخم آلود به شما می گوید دوستتان دارد، پیامی ناهماهنگ می دهد. ناهماهنگی آشکار میان حرکات و کلام نشان می دهد که فرد راست نمی گوید. یک مثال خوب برای این موضوع، مردی است که در حال تکان دادن مشتش توی هوا، سعی می کند به نامزدش ابراز علاقه کند. به همین ترتیب، حالت لذت و خوشی با دست های در هم قفل شده سازگاری ندارد. بنابراین مطمئن شوید که حرکات فرد با کلامش هماهنگ هستند.
سرنخ هفتم: به هم ریختگی احساسات
زمان بندی احساسات چیزی است که به سختی می توان به آن تظاهر کرد. اگر به دقت واکنش افراد را زیر نظر بگیرید، احتمال گول خوردن تان ضعیف می شود. واکنش غیرواقعی، طبیعی نیست. بنابراین یک احساس ساختگی، با یک مکث کوتاه شروع می شود. ادامه این احساس هم خالی از اشکال نیست. معمولاً ابراز احساس ساختگی بیشتر از ابراز احساس واقعی طول می کشد. محو شدن آن یا چگونگی پایان یافتن احساس هم ناگهانی است. بنابراین احساس ساختگی با کمی تاخیر شروع می شود، بیشتر از حد معمول ادامه می یابد و به طور ناگهانی از بین می رود.
یک مثال خوب برای این موضوع، احساس تعجب است. تعجب سریع اتفاق می افتد و سریع هم از بین می رود بنابراین اگر این احساس طول بکشد، به احتمال زیاد ساختگی است. هنگامی که وانمود می کنیم تعجب کرده ایم، اغلب حالتی از ترس و احترام در صورتمان ظاهر می شود. این حالت نمی تواند یک بیننده آگاه را به خطا بیندازد.
سرنخ هشتم: محدوده بروز احساسات:
به لبخندی که از سرِ شادی نیست دقت کنید
حالت های فریب دهنده اغلب به اطراف دهان محدود می شوند. یک لبخند حقیقی تمام صورت را روشن می کند اما هنگام لبخند ساختگی، دهان فرد بسته است و چشم ها و پیشانی او هیچ حرکتی ندارند. لبخندی که تمام صورت را نمی پوشاند واقعی نیست. هنگام بررسی این موضوع باید آگاه باشیم که لبخند متداول ترین نقاب برای پوشاندن احساسات است زیرا بهتر از هر چیز دیگر می تواند نشانه های عصبانیت، تنفر، ناراحتی یا ترس را در صورت بپوشاند. به عبارت دیگر، شخصی که نمی خواهد احساسات واقعی اش را آشکار کند ممکن است «قیافه شاد به خود بگیرد». اما به خاطر داشته باشید اگر لبخند احساس واقعی ـ مثلاً شادی ـ را در خود نداشته باشد، تمام صورت را در بر نخواهد گرفت.

خلاصه

ــ میان حرکات و کلمات فاصله می افتد.
ــ سر تکان دادن ها ساختگی است.
ــ حرکات، با پیام کلامی همخوانی ندارند.
ــ مدت زمان بروز حرکات احساسی طولانی می شود.
ــ وقتی که فرد دارد به حس ویژه ای مثل شادی، تعجب، ترس و... تظاهر می کند، حالات چهره فقط به اطراف دهان محدود می شود.

بخش ۳: روابط میان افراد

لازم است که شما از حالت بدن یک فرد به خودی خود و همین طور در ارتباط با محیط اطرافش آگاه باشید. این که فرد چه قیافه ای به خود می گیرد و چگونه متناسب با آنچه که می گوید رفتار می کند به طرز فوق العاده ای میزان راحتی او را آشکار می کند.
خیلی ها گمان می کنند وقتی شخصی به ناحق متهم شود، حالت تدافعی به خود می گیرد. اما واقعیت این است که به طور کلی فقط آدم های تقصیرکار حالت تدافعی از خود نشان می دهند. کسی که بی تقصیر است معمولاً حالت تهاجمی به خود می گیرد. اگر مری و جان در حال بحث کردن باشند و مری جان را به چیزی متهم کند، جان خودبه خود حالت دفاعی از خود نشان نمی دهد. اگر او بی تقصیر و مخالف گفته های مری باشد، حالت تهاجمی به خود می گیرد. سرنخ های زیر تفاوت میان این دو حالت ذهنی را نشان می دهد.
سرنخ نهم: حرکت سر
اگر فردی در حال گفتن یا شنیدن مطلب ناراحت کننده ای باشد، احتمالاً سرش را از فردی که با او در حال صحبت است دور می کند و اینگونه سعی دارد بین خودش و منشاً این ناراحتی فاصله بیندازد. برعکس اگر در حالت راحتی و اطمینان باشد، سرش را به طرف مقابل نزدیک می کند تا به منشا گفتگو نزدیک تر شود. مراقب حرکت ناگهانی و آشکار سر یا عقب کشیدن آرام و عمدی آن باشد. هرکدام از اینها ممکن است اتفاق بیفتد.
این حرکت خیلی با کج کردن سر به یک طرف تفاوت دارد و نباید با آن اشتباه گرفته شود. هنگام گفتگو، فرد سرش را وقتی کج می کند که به آنچه دارد می شنود علاقه دارد. این یک حالت آسیب پذیر محسوب می شود و کسی که دارد چیزی را پنهان می کند چنین حالتی را به خود نمی گیرد.
سرنخ دهم: حالت بدن دروغگو
وقتی فردی در طی یک گفتگو یا یک وضعیت احساس اطمینان می کند، راست می ایستد یا اگر نشسته است، بالاتنه اش را صاف نگه می دارد. به علاوه این رفتار نشان می دهد که افراد، در کل، چه احساسی نسبت به خودشان دارند. کسانی که احساس اطمینان و اعتماد به نفس می کنند صاف می ایستند و شانه هایشان را عقب می دهند اما کسانی که آشفته اند و به خودشان اطمینان ندارند اغلب قوز می کنند و دست هایشان را توی جیبشان می گذارند.
مطالعات نشان داده است بهترین روش برای این که مورد حمله قرار نگیرید این است که در حالی که سرتان را بالا گرفته و بازوهایتان در طرفین بدن حرکت می کنند، فرز و چالاک راه بروید. این سبک حرکت، احساس اطمینان را نشان می دهد. گفتگویی که احساس اطمینان یا عدم اطمینان را به وجود می آورد حالت فیزیکی متناسب با خود را هم در افراد ایجاد می کند.
سرنخ یازدهم: اگر به طرفِ در برود...
درست همان طور که ما از کسی که از نظر جسمانی تهدیدمان می کند فاصله می گیریم، کسی هم که در یک وضعیت نامساعد روانی قرار گرفته از کسی که او را متهم می کند فاصله می گیرد. وقتی که ما در مورد گفته هایمان شور و اشتیاق داریم، خودمان را به طرف مقابل نزدیک می کنیم و سعی داریم او را متقاعد کنیم. اما دروغگو علاقه ای ندارد که به منشا تهدید نزدیک شود یا حتی روبه روی او بایستد. او به اطراف متمایل می شود یا کاملاً دور از شنونده خود می ایستد و خیلی به ندرت اتفاق می افتد که صاف بایستد. کسی که به دنبال رفع اتهام از خودش است از برخورد چهره به چهره خودداری نمی کند. اما در مورد کسی که دروغ می گوید وضعیت به این شکل نیست.
همچنین مراقب حرکت فرد به سمت در خروجی باشد. کسی که در جایی احساس راحتی نمی کند به سمت در خروجی متمایل می شود یا عملاً به طرف آن می رود. اگر ایستاده، ممکن است پشتش را به دیوار تکیه دهد. عدم احساس امنیت روانی اش ممکن است سبب شود که به دنبال یک تکیه گاه فیزیکی باشد. هنگامی که احساس می کند حرف هایش او را به دام انداخته اند، می خواهد مطمئن شود که کاملاً بر اوضاع مسلط است. کسانی که به خودشان اطمینان دارند و احساس راحتی می کنند از اینکه وسط صحنه قرار بگیرند احساس ناراحتی نمی کنند.
سرنخ دوازدهم: اگر تماسی برقرار نمی کند، احتمالاً دارد بلوف می زند
کسی که دارد به دیگری دروغ می گوید تا حد ممکن از ایجاد تماس فیزیکی با طرف مقابل خودداری می کند. این یک نشانه عالی و کاملاً موثق برای کشف کردن دروغ است. فردی که در حال دروغ گفتن است به ندرت با طرف مقابلش تماس جسمی برقرار می کند. انگار به طور ناخودآگاه صمیمیت خودش را کاهش می دهد تا جرمش تخفیف پیدا کند. لمس کردن، نشانه پیوند روحی است و هنگامی اتفاق می افتد که ما شدیداً به آنچه که می گوییم باور داشته باشیم.
سرنخ سیزدهم: هرگز با انگشتش اشاره نمی کند
به ندرت اتفاق می افتد کسی که در حال دروغ گفتن یا پنهان کاری است با انگشتش چه به طرف دیگران و چه حتی به طرف بالا اشاره کند. اشاره با انگشت به غیر از تاکید بر یک نقطه خاص، نشان دهنده اطمینان و اقتدار هم هست. کسی که از خودش مطمئن نیست احتمالاً نمی تواند این سرنخ مقتدرانه غیرکلامی را به کار گیرد.
سرنخ چهاردهم: موانع فیزیکی
احتمال دارد دروغگو از اشیاء بی جان، مثلاً یک بالش یا یک لیوان، استفاده کند تا بین خودش و شما فاصله بیندازد. درست همان طور که شما در برابر آسیب فیزیکی، از خودتان دفاع می کنید، دروغگو هم در برابر حمله لفظی، از خودش محافظت می کند. اگر بخواهید بفهمید که فرد درباره یک موضوع خاص چقدر مطمئن است ببینید موقع صحبت کردن در مورد آن راحت است یا نه. قرار دادن یک مانع فیزیکی میان خودش و شما می تواند به این معنی باشد که: «من نمی خواهم در این مورد صحبت کنیم». این حرکت نشانه دروغگویی یا یک نیت پنهانی است. از آنجایی که او نمی تواند بلند شود و آنجا را ترک کند، نارضایتی اش را با قرار دادن یک مانع فیزیکی میان خودش و منشا این ناراحتی ابراز می کند.
یکی از همکارانم به نام جیم داستان جالبی در مورد کارفرمایش که رئیس یک شرکت تولیدی بزرگ بود برایم تعریف کرد. هر وقت که جیم به دفتر رئیس می رفت تا در مورد مشکلات کارگران، عیب و نقص کالاها یا هر چیز ناراحت کننده دیگری، با او صحبت کند، رئیس فنجان قهوه اش را روی میز، بین جیم و خودش، می گذاشت و بعد خیلی اتفاقی و به طور کاملاً ناخودآگاه، تمام وسایل روی میزش را در یک ردیف می چید و بین خودش و جیم یک مانع آشکار درست می کرد.

خلاصه

ــ حرکت دروغگو در جهت دور شدن از کسی که او را متهم می کند و احتمالاً به سمت در خروجی است.
ــ دروغگو دوست ندارد رودرروی کسی که او را متهم می کند بایستد و ممکن است سر یا بدنش را به سمت دیگری بچرخاند و از او دور شود.
ــ کسی که دارد دروغ می گوید احتمالاً قوز می کند؛ احتمال این که صاف بایستد و دست هایش کشیده و باز در دو طرف بدنش قرار بگیرند خیلی ضعیف است.
ــ در طول مدتی که تلاش می کند شما را متقاعد کند، اصلاً با شما تماس فیزیکی برقرار نمی کند یا تماسش خیلی کم است.
ــ با انگشت به طرف مقابل صحبتش اشاره نمی کند.
ــ ممکن است بین خودش و طرف مقابل یک مانع فیزیکی قرار دهد.

نظرات کاربران درباره کتاب از كجا بفهميم كسی دارد دروغ می گويد؟