فیدیبو نماینده قانونی سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب برنامه‌ریزی استراتژيک و عملياتی در سازمان تامین‌اجتماعی

نسخه الکترونیک کتاب برنامه‌ریزی استراتژيک و عملياتی در سازمان تامین‌اجتماعی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب برنامه‌ریزی استراتژيک و عملياتی در سازمان تامین‌اجتماعی

در این کتاب تلاش گردیده است مدل‌های مدیریت استراتژیک مورد بررسی و مداقه قرار گیرد؛ در سال‌های اخیر سواد برنامه-ریزی درکشور به لحاظ نظری از رشد چشم‌گیری برخوردار بوده است ولی عموماً منابع علمی موجود در کشور از نوع ترجمه بوده است و به همین دلیل برداشت‌های متفاوتی را در حوزه نظام برنامه‌ریزی در کشور شاهد بوده‌ایم و این‌گونه برداشت‌های متنوع در حوزه تدوین و اجرا، نظارت و کنترل را با مشکلاتی مواجه کرده است.
آنچه که در این کتاب مطمح نظر نگارنده بوده است، چگونگی بکارگیری مدیریت استراتژیک و بومی‌سازی استراتژی در سازمان تامین اجتماعی می‌باشد. سازمان تامین‌اجتماعی خود به مثابه یک دولت کوچک بوده و فرآیند تدوین، اجرا و نظارت استراتژی در این سازمان می‌تواند زمینه مناسبی برای آموزش و یادگیری علاقمندان به مباحث استراتژیک در کشور باشد به ویژه اینکه مهم‌ترین دغدغه اکثر سازمان‌ها پیاده‌سازی استراتژی‌هایی است که با زحمت فراوان تدوین گردیده و متاسفانه بنا به دلایل مختلف عملاً اجرای دقیق و مستمر آن‌ها وجود ندارد.

ادامه...

  • ناشر: سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی
  • تاریخ نشر:
  • زبان: فارسی
  • حجم فایل: 1.98 مگابایت
  • تعداد صفحات: ۱۳۴صفحه
  • شابک:

چند صفحه از کتاب برنامه‌ریزی استراتژيک و عملياتی در سازمان تامین‌اجتماعی

تقدیم به
همسر گرامی و فرزندان عزیزم
مهسان، محمدصادق و امیرصالح



برنامه ریزی استراتژیک و عملیاتی در سازمان تامین اجتماعی

حسین امیری گنجه





حق انتشار الکترونیک برای فیدیبو محفوظ است



پیشگفتار

برنامه­ریزی مانند پلی، زمان حال را به آینده مربوط می­کند. در صورتی که یک سازمان برای دستیابی به اهداف و رسالتش، برنامه­ای نداشته باشد محکوم به فنا و شکست است. برنامه­ریزی استراتژیک چیست؟ مطابق با تعاریف السن و ادی، برنامه­ریزی استراتژیک عبارت است از تلاشی نظام­مند، به منظور اخذ تصمیمات و انجام فعالیت­هایی بنیادی که به شکل­دهی ماهیت و چگونگی و چرایی اقدامات سازمان در حالت ایده آل می­پردازد.
برنامه­ریزی استراتژیک نیازمند گردآوری اطلاعات وسیع و اثربخش، تعریف ماموریت سازمان و همچنین موضوعات راهبردی و در نهایت بررسی دقیق راهکارهای مختلف برای دستیابی به اهداف سازمانی و نتایج آتی تصمیات کنونی است. برنامه­ریزی استراتژیک می­تواند ارتباطات سازمانی را تسهیل کرده و مشارکت کارکنان را افزایش دهد و ارزش ها و نظرات ناهمگون ایشان را تعدیل کند؛ تصمیم­گیری تحلیلی و خردمندانه را پرورش داده و عمل­گرایی و مسئولیت­پذیری را ترویج نماید.
به طور خلاصه، برنامه­ریزی استراتژیک در حالت ایده­آل می­تواند باعث تقویت پندار و یا تعهدی شود که بنا به گفته حکیم و روانشناس بزرگ، توماس مور، برای حل معمای زندگی شخصی ضروری است.
برنامه­ریزی استراتژیک می­تواند منافع گوناگونی را برای سازمان­ها به ارمغان آورد. اولین و شاید مهم­ترین فایده آن ترویج تفکر، عمل و یادگیری استراتژیک از طریق گفتگوی استراتژیک میان عوامل کلیدی باشد. ترویج تفکر، عمل و یادگیری استراتژیک از مسیر جمع­آوری نظام­مند اطلاعات محیط داخلی و خارجی سازمان و انتظارات ذی­نفعان کلیدی، بررسی­های دقیق در خصوص دلایل موفقیت و شکست سازمان، شفاف­سازی جهت حرکت آینده، تعیین اولویت­های اجرایی و در نهایت توجه به مدیریت دانش و مهارت، گذر می­کند. در بسیاری از سازمان­ها برنامه­ریزی استراتژیک تبدیل به یکی از اجزاء فرآیند کسب و کار شده است.
گفتگوهای متداول در مورد دغدغه­های کلیدی، شیوه اصلی توسعه سازمان و افزایش اثربخشی آن است. به بیانی دیگر، برنامه­ریزی استراتژیک می­تواند به سازماندهی و مدیریت تحول کمک موثری نماید. حاصل این کمک، حفظ عملکرد سازمان در کنار اعمال تغییراتی مناسب است.
تدوین برنامه استراتژیک بدون اجرای آن هرگز منجر به حصول نتیجه نخواهد شد. در صورتی که با علم به دشوار بودن فرآیند اجرا، به تدوین برنامه استراتژیک اقدام شود تصمیم­گیران کلیدی و برنامه­ریزان باید توجه ویژه­ای به اجرای فرآیند و حصول نتیجه مبذول دارند.
اهمیت برنامه­ریزی استراتژیک از توانایی آن در کمک به سازمان­ها به منظور پیش­بینی تغییر و انطباق کارآمد و هوشمندانه با تغییر ناشی می­شود. محیط سازمان­های عمومی، غیرانتفاعی و نهادهای اجتماعی در سال­های اخیر دچار تغییرات عظیمی شده است و پیش­بینی می شود تحولات بیشتری نیز در سال­های آتی در آن به وجود آید.
برنامه­ریزی استراتژیک راهی است برای کمک به سازمان­ها و نهادهای اجتماعی تا با محیط متغیر سازگار شوند. برنامه­ریزی استرتژیک قصد دارد توانایی تفکر، عمل و یادگیری استراتژیک را در سازمان­ها بهبود بخشد. این برنامه می­تواند سازمان­ها را در شناسایی و حل مهمترین مسایل مبتلا به یاری کند. همچنین می­تواند به آنها کمک کند تا بر نقاط قوت خود تمرکز کرده و ضعف های خود را برطرف کنند یا به حداقل رسانند.
با توجه به اینکه قریب به اتفاق منابع موجود در کشور به نوعی ترجمه می باشد و غالبا برداشت متفاوت از نحوه طراحی و اجرای نظام برنامه ریزی در کشور با شکست مواجه بوده است بنابراین این طرح یک تجربه موفق و اثرگذار در حوزه برنامه ریزی در یک سازمانی همچون تامین اجتماعی که بیش از نیمی از جمعیت کشور را تحت پوشش دارد محسوب می شود و فرایند تدوین، اجرا و نظارت در واحدهای صف و ستاد به درستی و با مشارکت مدیران و کارمندان به مرحله اجرا درآمده است و نتایج آن موجب خلق منابع، خروج از رکود و جلوگیری از بحران و بالتبع درخواست مدیران ارشد سازمان بر استمرار و حرکت رو به جلوی این نظام گردیده است.
هدف نگارنده این است که با همیاری و همکاری کلیه نیروهای سازمانی و علاقه مندان به حوزه برنامه ریزی بتواند یک نظام موفق برنامه ریزی در کل کشور و به طور خاص سازمان تامین اجتماعی طراحی و مستقر نماید.

سپاسگزاری

بر خود لازم می دانم از تمامی همکاران و دانشجویان عزیز و اندیشمندان و اساتید مجرب خود علی الخصوص جناب آقای دکتر اعرابی که در تکمیل و پر بار شدن این کتاب ما را یاری داده اند سپاسگزاری نموده و همچون گذشته در انتظار نظرات و دیدگاه­های اصلاحی و تکمیلی صاحبنظران عزیز می باشیم. خداوند به ما توفیق دهد تا بتوانیم به همنوعان خود کمک و مساعدت نماییم.

سخن نخست

در این کتاب تلاش گردیده است مدل­های مدیریت استراتژیک مورد بررسی و مداقه قرار گیرد؛ در سال­های اخیر سواد برنامه­ریزی درکشور به لحاظ نظری از رشد چشم­گیری برخوردار بوده است ولی عموماً منابع علمی موجود در کشور از نوع ترجمه بوده است و به همین دلیل برداشت­های متفاوتی را در حوزه نظام برنامه­ریزی در کشور شاهد بوده­ایم و این­گونه برداشت­های متنوع در حوزه تدوین و اجرا، نظارت و کنترل را با مشکلاتی مواجه کرده است.
آنچه که در این کتاب مطمح نظر نگارنده بوده است، چگونگی بکارگیری مدیریت استراتژیک و بومی­سازی استراتژی در سازمان تامین اجتماعی می­باشد. سازمان تامین­اجتماعی خود به مثابه یک دولت کوچک بوده و فرآیند تدوین، اجرا و نظارت استراتژی در این سازمان می­تواند زمینه مناسبی برای آموزش و یادگیری علاقمندان به مباحث استراتژیک در کشور باشد به ویژه اینکه مهم­ترین دغدغه اکثر سازمان­ها پیاده­سازی استراتژی­هایی است که با زحمت فراوان تدوین گردیده و متاسفانه بنا به دلایل مختلف عملاً اجرای دقیق و مستمر آن­ها وجود ندارد. تاریخچه نظام برنامه ریزی در سازمان تامین اجتماعی با تدوین ارکان جهت­ساز (ماموریت، چشم­انداز و ارزش­ها) به سال­های ۷۹ و ۸۰ برمی­گردد و در سال­های ۹۳ و ۹۴ به همت برنامه­ریزان صف و ستاد سازمان تامین­اجتماعی توانست تدوین، اجرا و نظارت استراتژی را به صورت موفقیت­آمیز دنبال نماید.
در نگرش جدید، مدیریت استراتژیک در سازمان­ها به عنوان محوری ترین مسئله کلیدی بوده است. این کتاب به اقتضای موضوع، ضمن به تشریح و تبیین مباحث ارائه شده می پردازد و امید است مورد استفاده دانشجویان محترم به عنوان متن درسی، مدیران سازمان­ها و شرکت­ها و مسئولین بخش های دولتی و خصوصی و علاقمندان به رشد و تعالی حوزه نظام برنامه ریزی در موسسه متبوع خویش قرار گیرد.

مقدمه

تدوین و توسعه مدل، راهی است برای شناخت و حرکت به سوی وضعیت مطلوب در آینده و بیانگر فرآیند توسعه و به­کارگیری برنامه­ها برای نیل به اهداف است. توسعه مدل، یک نظام معین برای مطالعه و ارزیابی فعالیت­های جاری و بهینه­سازی آنها و فرآیند تصمیم­سازی و تصمیم­گیری برای روند منطقی فعالیت­های آتی سازمان است و ضمن آشکار کردن فرصت­ها و تهدیدهای بالقوه، باصرفه­ترین مسیرهای آینده و اولویت­های اساسی سازمان را مشخص می­سازد. همچنین ضمن ایجاد تعاریف و زبان واحد، بستر و کانال ارتباطی موثری برای هماهنگی در سطح سازمان به وجود می­آورد و شاخص­های گویا و عملی برای نظارت بر عملکرد سازمان را فراهم می­سازد و به عنوان یک نظام هدفمند، فرصت طلایی برای شکوفایی خلاقیت افراد مستعد سازمان به وجود می­آورد.
طی دهه­های اخیر تغییرات گسترده­ای در سطح سازمان­ها اتفاق افتاده یا درحال اتفاق افتادن است. امروزه، روند کلی حرکت و جهت موسسات و سازمان­ها در سطح ملی و بین­المللی به دلایل متعدد چنان در هم پیچیده و تنیده شده است که هیچ گریزی جز متابعت از رویه علمی و عملی باقی نمی­گذارد. از جمله این عوامل و دلایل می­توان به مقوله­هایی چون پیچیدگی و تنوع فزاینده شرایط محیط درونی و بیرونی سازمان­ها، کیفیت و کمیت خواسته­های مشتریان، دگرگونی و تحول در ساختارهای اقتصادی- اجتماعی، پیدایش انقلاب اطلاعاتی و ارتباطی و جهانی شدن اقتصاد و تجارت اشاره نمود. در این میان مقوله " برنامه­ریزی" به طور عام و " برنامه­ریزی استراتژیک به طور خاص" جهت فائق آمدن و کنار آمدن با این شرایط پیچیده، اهمیت و جایگاه ویژه­ای در میان صاحبنظران و اندیشمندان این عرصه پیدا کرده است.
از سوی دیگر نداشتن طرح و برنامه­ای مشخص از مهمترین ضعف­ها و چالش­های سازمان­ها و موسسات کشور محسوب شده و اعتقاد بر این است که هر گونه رشد و پیشرفت در جامعه تولیدی- خدماتی از این محور بنیادی تصمیم­گیری شروع می­شود.
سوابق و تاریخچه قبلی برنامه ریزی سازمان تامین اجتماعی نشان می دهد که فعالیت های مرتبط با تدوین برنامه جامع سازمان مشخصاً از سال ۱۳۷۸ آغاز و اولین سند برنامه استراتژیک سازمان تامین اجتماعی بطور محدود شامل بیانیه ماموریت، چشم انداز و راهبردهای کلی سازمان در سال ۱۳۸۳ تدوین شده است. به دنبال این برنامه در سال ۱۳۸۷، اولین برنامه راهبردی و عملیاتی سازمان تامین اجتماعی تدوین و به تصویب شورای برنامه ریزی راهبردی وزارت رفاه و تامین اجتماعی رسید. دومین برنامه راهبردی و عملیاتی سازمان تامین اجتماعی در سال ۱۳۸۹ تدوین و در سال ۱۳۹۰، سومین برنامه راهبردی و عملیاتی سازمان تامین اجتماعی بر اساس مدل کارت امتیازی متوازن مورد بازنگری قرار گرفت و برای اجرا در سال۱۳۹۱ ابلاغ گردید و برای اولین بار اعتباراتی بر مبنای برنامه در بودجه سال ۹۱ در نظر گرفته شد.
بررسی و تحلیل سوابق فوق آشکارا مسائل و مشکلاتی را نشان می دهد که عموماً در حوزه اجرای برنامه ها است. از جمله اصلی ترین این مسائل می توان به موارد زیر اشاره کرد:
توجه مدیران کلیدی به برنامه در حد حفظ پرستیژ سازمانی،
تغییرات زیاد مدیریتی و عدم درگیر شدن هیئت مدیره، مدیرعامل و مدیران ارشد سازمان،
عدم توجه عمیق به پارادایم آینده کسب وکار و برداشت سطحی از استراتژی،
تدوین اولین برنامه راهبردی سازمان بر اساس دستور حاکمیتی وزارت رفاه نه بر اساس ضررورت های سازمانی،
ضعف در اجرای برنامه های تدوین شده،
عدم ارتباط بین برنامه و بودجه تدوینی،
فقدان نظام پایش و نظارت عملکرد برنامه های تدوینی
از این رو، ضروری است تا نگاهی کلان و جامع نگر به فرایند برنامه ریزی داشته باشیم تا استراتژی کلان تدوین شده با فرایندهای عملیاتی سازمان پیوندی ناگسستنی برقرار کند. بنابراین تدوین این برنامه استراتژیک مبتنی بر یک فرایند جامع و یکپارچه با هدف پیوند استراتژی و عملیات می­باشد.
همچنین تغییرات سریع محیطی و تحولات گسترده جهانی فرآیند برنامه­ریزی را در عصر حاضر با چالش­های عدیده­ای روبرو نموده است. در این فضای متغیر شانس بقا تنها از آن سازمان­هائی خواهد بود که هر چه بهتر انطباق یابند. به عبارت دیگر سازمان­هائی امکان بقا و رشد دارند که هر چه دقیقتر چشم­انداز آینده بالقوه- که بطور قابل توجهی متفاوت از حال می باشد را ترسیم نموده و خود را برای مواجهه با آن آماده نمایند.
در این بین کشور ما نیز از تاثیر تغییرات شتابان جهانی به دور نبوده و چالش­هائی از جمله ورود به (WTO(۱، رشد خیره­کننده تکنولوژی اطلاعات و سایر فنآوری­ها، تغییر ماهیت ساختارهای حقوقی- قانونی و همچنین اجرائی، سازمان­های موجود را دستخوش تحول نموده است.
به منظور تعامل مناسب با تحولات آتی، ضرورت ترسیم چشم انداز آینده و تدوین برنامه­ای که با تعامل عناصر گذشته، حال و آینده توان تطابق با محیط آتی را تقویت نماید دو چندان گردیده است. در این میان برنامه استراتژیک راهکاری قابل اطمینان و مناسب ارزیابی می­گردد.
امروزه مهمترین دغدغه اکثر سازمان­ها، تدوین و پیاده سازی استراتژی هایی است که تعالی و پیشتازی سازمان را به ارمغان می­آورد و با هدایت و پیشبرد برنامه ها و فعالیت­ها در افق بلندمدت و در جهت نیل به اهداف و تحقق ماموریت سازمانی گام برمی دارد و کارکنان نیز برای اجرای موفقیت آمیز یک استراتژی خوب نیازمند اطلاعات شفاف و تفصیلی می باشند و از همه مهم­تر نوع مدلی است که متناسب با شرایط خاص آن سازمان باشد. از سوی دیگر با مروری گذرا بر کتب و منابع، مدل­های زیادی در عرصه مدیریت برنامه ریزی شاهد هستیم. حال سوالی که ذهن هر محققی را مشغول می کند آن است که از میان مدل­های موجود کدام مدل را برای تعالی سازمان برگزینیم.
با گذشت بیش از چهار دهه از تشکیل دفتر طرح و برنامه در سال ۱۳۵۰ در سازمان تامین اجتماعی و بعد از آن ایجاد دفاتر و ادارات کل چندی با عناوین مشابه هنوز این سازمان دارای برنامه استراتژیک نمی باشد هر چند در برهه­هایی، تلاش­های زیادی از طرف مدیران و کارشناسان این سازمان جهت تدوین، طراحی و استقرار نظام برنامه­ریزی صورت گرفته است.

فصل اول: مرور ادبیات مدل­های مدیریت استراتژیک

مفهوم استراتژی

استراتژی چیست؟ هیچ گاه پاسخ به یک سوال تا این حد متنوع نبوده است. هر یک از این پاسخ ها ابعادی از موضوع را توصیف کرده است. استراتژی در ابتدا یک واژه نظامی بود. ریشه لغوی استراتژی (strategy) از ریشه یونانی strategema به معنای فرمانده ارتش، مرکب از stratos به معنی ارتش و ago به معنای رهبر گرفته شده است. مفهوم استراتژی ابتدا به معنای فن هدایت ، تطبیق و هماهنگ سازی نیروها جهت نیل به اهداف جنگ در علوم نظامی به کار گرفته شد. سپس تئوریسین های علم مدیریت، استراتژی را چگونگی تخصیص مطلوب منابع کمیاب، جهت رسیدن به اهداف اقتصادی تعریف کردند. استراتژی تعیین­کننده زمینه های فعالیت در محیط پیچیده و پویا و ابزاری است که به عنصر انسانی در یک نظام سازمانی حیات بخشیده، افراد را به حرکت وا می دارد. در فرهنگ لغات آکسفورد چنین تعریف شده است:"هنر یک فرمانده کل قوا، هنر طراحی و هدایت عملیات بزرگ نظامی و مانورهای بزرگ" این تعریف با مفهوم استراتژی که در تجارت، سازمان های دولتی و خصوصی استفاده می شود چندان ارتباط ندارد، اما حداقل حاوی این پیام است که استراتژی یک هنر است و اینکه مسئولیت نهایی عواقب و دستاوردهای آن متوجه راس سازمان است. دراکر در سال ۱۹۵۵ در کتاب روش مدیریت به اهمیت تصیم های استراتژیک اشاره آن را چنین تعریف نمود "کلیه تصمیم های مربوط به اهداف شرکت و راه های رسیدن به آنها".
کنت اندرو، ایگور آنسوف و آلفرد چندلر نظرات خود را ابراز، مایکل پورتر، هنری مینتزبرگ، هامل و پاراهالاد مفاهیم را کامل کردند و با شرایط روز به روز ساختند (آرمسترانگ، ۱۳۸۱، ص۴۶).
آنسوف به عنوان اولین دانشمندی که استراتژی را به شکل جامع و معنادار توضیح داد، معتقد است که هر چقدر بین اهداف و فعالیت های فکری سازمان سازگاری بیشتری وجود داشته باشد، نرخ رشد و توسعه بزرگتر و منظم تر خواهد بود. به عقیده این متفکر، اولین موضوع در تدوین استراتژی، انتخاب زمینه های فعالی است که می بایست منطبق با اهداف باشند. به عبارت دیگر، استراتژی تعیین­کننده انجام فعالیت هایی است که برای تحقق و دستیابی به اهداف ضروری به نظر می رسد (داوری، شانه ساززاده، ۱۳۸۰، ص ۳۴).

تعریف استراتژی

بسیاری از نویسندگان، تعاریف مختلفی از موضوع (استراتژی) ارائه کرده اند، مثلاً: (آرمسترانگ، ۱۳۸۱، ص ۴۷، داوری، شانه ساز زاده، ۱۳۸۰، ص ۳۴-۳۵)
استراتژی عبارت است از تعیین اهداف و آرمان های بلندمدت و اساسی برای یک شرکت، و پذیرش مجموعه ای از اقدامات و تخصیص منابع لازم برای حصول به این اهداف و آرمان ها (چندلر، ۱۹۶۲).
استراتژی به حرکت و مسیر حرکت بلندمدت و همچنین گستره فعالیت های یک سازمان اطلاق می شود. همچنین به این مهم می پردازد که چگونه سازمان جایگاه خود را با توجه به محیط و به ویژه با توجه به رقبایش تصویب می کند. استراتژی به چگونگی ایجاد وضعیت رقابتی، در طول زمان و به شکلی ایده آل پایدار مانده و با کمک حرکت های تکنیکی و توجه به اهداف بلندمدت می پردازد (فاولکنر و جانسون، ۱۹۹۲).
جهت حرکت و گستره فعالیت های یک سازمان در بلندمدت، با توجه به منابع موجود و محیط در حال تغییر سازمان و به ویژه با توجه به بازارها، مشتریان و کارفرمایانش با توجه به انتظارات گروه­های ذینفع (جانسون و شولس، ۱۹۹۳).
استراتژی کسب و کار به هماهنگی بین قابلیت های نهفته و درونی شرکت با محیط بیرونیش می پردازد (کی، ۱۹۹۹).
یک استراتژی، چه استراتژی منابع انسانی باشد یا نوع دیگری از استراتژی مدیریت باید دارای دو عنصر کلیدی باشد: باید اهداف استراتژیک وجود داشته باشد (یعنی آن چیزهایی که استراتژی قرار است به دست آورد) و باید یک طرح عملی وجود داشته باشد (یعنی ابزاری که به وسیله آنها می توان اهداف مشخص شده را به دست آورد)، (ریچاردسون و تامپسون، ۱۹۹۹).
استراتژی عبارت است از انطباق منابع و استعدادهای سازمان با مخاطرات و فرصت هایی که فضای برونی سازمانی ایجاد می کند (آنسوف و مک دانل، ۱۳۸۱، ص ۱۱).
تعریف استراتژی: استراتژی یک برنامه واحد همه جانبه تلفیفی ست که محاسن و نقاط قوت اصلی سازمان را با عوامل و تغییرات محیطی مربوط می سازد و به نحوی طراحی می شود که با اجرای صحیح آن، از دست یابی به اهداف اصلی سازمان اطمینان حاصل شود. (شمس، ۱۳۸۲، ص ۲۵).
استراتژی مجموعه ای از فرضیات در روابط علت و معلولی است. (رابرت کاپلان و دیوید نورتون)، (عراقی، ۱۳۸۴).
استراتژی، تشخیص فرصت های اصلی و تمرکز منابع سازمان در جهت تحقق منافع نهفته در آن است. (غفاریان، کیانی، ۱۳۸۴، ص ۲۶ و غفاریان، کیانی، ۱۳۸۰، ص ۴۳).
استراتژی عبارت است از یک برنامه برای ایجاد رابطه متقابل با عوامل محیطی که معمولاً ضد و نقیض هستند به جهت تامین هدف های سازمان. هدف مشخص­کننده این است که سازمان کجا می رود و استراتژی، تعیین­کننده شیوه رسیدن به آنجاست (دفت، ۱۳۸۰، ص ۹۱).
استراتژی یک برنامه واحد همه جانبه و تلفیقی است که محاسن و نقاط قوت اصلی سازمان را با عوامل و تغییرات محیط مربوط می سازد (گلوک، جاچ، ۱۳۸۲، ص ۱۴).
تعاریف استراتژی از نظر مینتزبرگ (کوئین، مینتزبرگ، جیمز، ۱۳۷۶، ص ۴۶) بدین شرح است:

۱.طرح: آغازگر تصورات مربوط به قصد و هدف است و برنقش رهبری آگاهانه تاکید دارد.

۲.الگو: بر عمل تمرکز دارد و به ما خاطر نشان می کند که استراتژی بدون در نظر گرفتن رفتار، یک اندیشه میان تهی است.

۳.موضع: یا موقعیت که بافت را معرفی می­کند و از استراتژی در موقعیت بیرون سازمان ریشه می گیرد ما را بر آن می دارد که رقابت و همکاری را در نظر بگیریم.

۴.صف آرائی: شناسایی عوامل موثر بر سازمان

۵.دیدگاه: که خاطرنشان می سازد استراتژی چیزی برتر از یک مفهوم نیست، توجه ما را به بعد جمعی استراتژی معطوف می سازد. از این دیدگاه تمامی استراتژی ها جنبه انتزاعی دارند و تنها در ذهن افراد ذینفع وجود دارند.

مینتزبرگ معتقد است هر استراتژی یک نوآوری است یا نتیجه تصورات یک فرد است که به صورت مقاصدی برای نظم بخشیدن به یک رفتار پیش از وقوع آن و چه به صورت الگوهای قیاسی برای توصیف رفتاری که از پیش رخ داده است (کوئین، مینتزبرگ، جیمز، ۱۳۷۶، ص ۴۴).
استراتژی تصویر جامعی از هدف های بلند مدت، مقاصد و هدف های کوتاه­مدت و سیاست ها و برنامه های عمده برای تحقق هدف هایی است که در آن رسالت موجود یا آتی سازمان و شخصیت موجود یا آتی سازمان تبیین شده است (آنسوف، مک دانل، ۱۳۸۱، ص ۱۱)

نظرات کاربران
درباره کتاب برنامه‌ریزی استراتژيک و عملياتی در سازمان تامین‌اجتماعی