فیدیبو نماینده قانونی سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب جغرافیا مقدمه‌ای بسیار کوتاه

کتاب جغرافیا مقدمه‌ای بسیار کوتاه
دانشگاه آکسفورد

نسخه الکترونیک کتاب جغرافیا مقدمه‌ای بسیار کوتاه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب جغرافیا مقدمه‌ای بسیار کوتاه

جغرافیا، دانش محیط شناسی و جزو علوم میان رشته‌ای است. جهت­گیری و گرایش این علم بر اساس نگرش و نیاز محققان صورت می‌گیرد. بسیاری از مسایل و چالش­های عصر ما، تنها با همفکری و همکاری جمعی از دانشمندان حوزه‌های مختلف علوم، قابل بررسی و حل و فصل‌اند و هیچ علمی به تنهایی نمی‌تواند مدعی حل مسایل پیچیده و مرکب امروز باشد. مؤلفین کتاب "جغرافیا، مقدمه ای بسیار کوتاه"، «ماتیوز» و «هربرت» تلاش کرده‌اند تا مولفه‌هایی که بنیاد علم جغرافیا و ماهیت آن را تشکیل می‌دهد، طی پنج فصل با تأکید بر زمینه‌ها، ابعاد طبیعی وانسانی آن، نحوه کار و عمل جغرافی­دانان و شرایط فعلی و آینده این علم پویا را معرفی و مورد بحث قرار دهند.

ادامه...
  • ناشر سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.73 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۶۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب جغرافیا مقدمه‌ای بسیار کوتاه

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه مترجمان

جغرافیا نظام علمی وسیعی است که با توزیع فضایی پدیده ها و روابط عِلّی و معلولی آنها سروکار دارد. جغرافیا ساختار توزیع ها و فرایندهایی که آن را بوجود می آورد، بررسی می کند، که شامل بسیاری از زیر شاخه ها و رشته های شناخته شده است.
موضوعات زیست محیطی، توجه تحقیقات جغرافیایی را در زمینه فرایندهای محیطی و الگوهای بیوسفر، اتمسفر و هیپوسفر به خود مشغول کرده است. موضوعات محیط انسانی شامل تحقیقاتی است که با ارتباط انسان و محیط سروکار دارد. مطالعات ناحیه ای یا تحلیل منطقه­ای، از قدیمی­ترین موضوعات جغرافیایی است که یک ناحیه یا منطقه را با استفاده از مرزبندی، تعیین و تحلیل پدیده ها و ارتباط متقابل آنها مورد توجه قرار می دهد. چهارمین بعد جغرافیا، فضا است که اغلب با سه موضوع اولیه ارتباط متقابل دارد، اما به دلیل تاکیدش بر روابط فضایی و سایر فرایندهای عِلّی، از دیگر موضوعات متمایز است. مطالعات موضوعی سیستماتیک در جغرافیا بیشتر بر نوع پدیده های مورد مطالعه در موضوعات انسانی یا طبیعی متمرکز است. جغرافی دانان انسانی موضوعاتی چون اقتصاد، سیاست، جامعه، شهر، روستا و یا فرهنگ را مطالعه می کنند. جغرافیای طبیعی به شاخه هایی چون لیتوسفر، بیوسفر، هیدروسفر و اتمسفر تقسیم می شوند.
از این نظر جغرافیا را می توان با علم پزشکی مقایسه کرد که در آن تخصص های فراوان در جهان وسیع وجود دارد، ولی کلیه متخصصان عالی مقام پزشکی در وحله­ی اول پزشک محسوب می شوند و بعد از آن متخصص. بدیهی است هرگز دیده نشده یک متخصص پزشکی تمامی علم وسیع پزشکی را در چهارچوب تخصص یا تمایل خود تعریف کند.
مضمون موردی جغرافیا، سطح زمین است، یعنی پدیده پیچیده ای که یک حوزه و رشته علمی خاص با حوزه و قلمرویی بی پایان یعنی جغرافیا را می آفریند، حالات بیوفیزیکی و انسانی اکوسیستم زمین، ناهمواری ها، آب، زندگی گیاهی و جانوری، خاک ها، اقلیم ها، جماعات انسانی، سکونتگاه ها، جوامع، فرهنگ ها، اقتصاد ها، سیاست ها و عقاید که به دو صورت؛ یکی به شکل متقابل و دیگر به شکل مجزا قابل بررسی اند، در فضا و در گذر زمان در مقیاس محلی و جهانی و در اعماق و سطوح مختلف، تشریح و درک فرایندهای زیربنایی را در برمی گیرد. به همین دلیل جغرافی دانان را به عنوان گروهی متفاوت از سایر رشته های تجزیه نگر، که با منطقی خاص باید همه حالات ممکن سطح کره زمین را در اختیار بگیرند، کلی نگر و جامع نگر می شناسیم.
ریشه و جوهره علم جغرافیا، در بطن مفاهیم کلیدی این علم یعنی"فضا، مکان و محیط" قرار دارد. در واقع جغرافیا، شیوه نگریستن همه جانبه زمین به صورت واحد و یکپارچه است نه پرداختن به اجزا و عناصر آن، به عبارت دیگر "وحدت در عین وجود کثرت" است.
منافع علم جغرافیا از حل مسائل محیطی به دست می آید، مسائل اساسی جهان با افزایش فشارهای انسانی بر محیط و منابع آن حادث می شوند. به عنوان مثال مسائل عمده ناشی از بلایای طبیعی، توسعه شهری، تغییرات اقلیمی، آلودگی، توسعه و توسعه پایدار، همگی دانش و فهمی در راستای فرایندهای طبیعی و انسانی همچون دو بال کبوتر می طلبند و به ویژه در مفهوم مسائل عمده، نیازمند رویکردی از جغرافیای یکپارچه و جامع است، تا جغرافیای انسانی یا جغرافیای طبیعی صرف!
جغرافیا، دانش محیط شناسی و جزو علوم میان رشته ای است. جهت­گیری و گرایش این علم بر اساس نگرش و نیاز محققان صورت می گیرد. بسیاری از مسایل و چالش­های عصر ما، تنها با همفکری و همکاری جمعی از دانشمندان حوزه های مختلف علوم، قابل بررسی و حل و فصل اند و هیچ علمی به تنهایی نمی تواند مدعی حل مسایل پیچیده و مرکب امروز باشد.
ماهیت میان رشته ای، نقطه قوت علم جغرافیا محسوب می شود؛ زیرا، این علم با تلفیق یافته های سایر رشته ها، بینشی قوی را درباره مسائل واقعی در مکان های متفاوت، به محققان ارائه می دهد. میان رشته ای بودن جغرافیا که به جغرافی­دان اجازه می دهد تا به ساختارهای فضایی ایجاد شده از هر پدیده ای، که محصول رابطه انسان و محیط جغرافیایی است توجه نماید و آن را تحلیل کند، بیش از هر عاملی، به جامعیت و کلی نگری بینش جغرافیا و روش کار آمد و قابل اتکای آن در تحقیق مدیون است.
بر اساس آنچه که بیان شد و با چنین رویکردی، مولفین کتاب "جغرافیا، مقدمه ای بسیار کوتاه"، «ماتیوز» و «هربرت» تلاش کرده اند تا مولفه هایی که بنیاد علم جغرافیا و ماهیت آن را تشکیل می دهد، طی پنج فصل با تاکید بر زمینه ها، ابعاد طبیعی وانسانی آن، نحوه کار و عمل جغرافی­دانان و شرایط فعلی و آینده این علم پویا را معرفی و مورد بحث قرار دهند.
اندیشه ترجمه این کتاب زمانی پی­ریزی شد که خلا یک مجموعه کامل و یکپارچه از جغرافیا و موضوعات آن احساس می شد. موضوعاتی که با پشتوانه نظری و بنیان قوی تدوین شده باشد و در عین حال از فراهم کردن زمینه های جدید و ورود به عرصه های کاربردی این علم غافل نباشد و از این رهگذر جایگاه فرهنگ و انسان و طبیعت را مورد تحلیل و بررسی قرار داده باشد.
بدیهی است هر گونه کتابی در مورد علم جغرافیا باید همه جانبه، جامع و دقیق و با در نظر گرفتن جایگاه و نقش آن در مسایل و چالش­های امروزی باشد.
از عزیزانی که ما را در انجام و نشر این مجموعه یاری نموده اند تشکر نموده، توفیق همگان را در خدمت به نشر افکار علمی از خداوند متعال خواستاریم.

احمد پوراحمد، طاها ربانی،
عاطفه احمدی و بهروز بادکو
تابستان ۹۶

فصل اول: جغرافیا: جهان صحنه نمایش ما است

جغرافیا چیست؟

نخستین پاسخ به این سوال می تواند از طریق بحث درباره ی ماهیت جغرافیا و شناسایی ویژگی های اصلی آن فراهم شود. بعضی از ویژگی­های جغرافیا توسط تی اس الیوت(۷) مشخص شده است، او در این باره می گوید:
ما نباید از اکتشاف دست برداریم
و پایان اکتشافات ما
جایی خواهد بود که از آن شروع کردیم
و برای اولین بار این مکان را شناختیم. (T.S.Eliot. kittle Gidding (1942.
یکی از ویژگی های اصلی جغرافیا که از این نقل قول دریافت می شود، تمایل به اکتشاف بیشتر جهت شناخت و ثبت جزئیات بیشتر و درگیری مداوم با عجایب و مکان های جدیدِ جهانی است، که در آن زندگی می کنیم و همچنین بازگشت به بنیان­ها و ریشه هایمان و مکان هایی است که ما به عنوان خانه­ی خود انتخاب می کنیم. بخش اعظمی از تاریخ جغرافیا و تعداد بسیار زیادی از نشانه های بزرگ در تاریخ تمدن، شروع خود را در این محور برای کشف و درک جهان می یابند.

پژواکی از گذشته

نگاهی مختصر به اسناد تاریخی نشان می دهد که جغرافیا همیشه مهم بوده است. در سال ۵۸ قبل از میلاد، ژولیوس سزار بعضی از ویژگی­ها و مشخصات اروپای شمالی را که بیشتر مربوط به روم بوده ذکر می کند: سراسر کشور گُل(۸) (فرانسه باستان) به سه بخش تقسیم می شود، که در بخشی از آن بلجی­ها(۹)، در بخش دوم اکوینی ها(۱۰) (مردمی که در جنوب غرب فرانسه زندگی می کنند) و در بخش سوم افرادی که در زبان خودشان سلت ها(۱۱) (گروهی از انسانها که برای اولین بار در جزایر بریتانیا و اسپانیا و گل قبل از امپراتوری روم ساکن شدند) و در زبان ما گالوس نامیده می شدند، ساکن شده بودند، که هر کدام به لحاظ زبان، عادات و رسوم، قوانین و... با یکدیگر فرق داشتند.
شرایط جغرافیایی از تمامی جهات هلوتی (سرزمین قبیله سلتی ها و مکان اصلی سوئیسی ها) را احاطه کرده است. از یک طرف رودخانه وسیع و عمیق راین، هلوتی را از آلمان ها جدا می کند، از طرف دیگر رشته کوه بلند جورا(۱۲)، بین هلوتی و سکوانی (در جغرافیای باستان قسمت بالای حوضه ی آرارات که توسط سلتی ها اشغال شده بود) کشیده شده است؛ همچنین از طرف سوم رودخانه های جنوا و روهه (اصلی ترین رودخانه اروپا که به مدیترانه می ریزد) هلوتی را از ایالت ما جدا کرده است. (Julius Caesar, Gallic War (58 BC
توصیف او مرزها را تعیین، عوامل اصلی سازنده مرزها را تعریف و تمایزات انسانیشان را شناسایی می کند. آنچه امروز جغرافیای ناحیه ای خوانده می شود در آن زمان به وجود آمده است وهمانند آن چیزی است که امروزه ممکن است در توصیفات ناحیه ای برای شناسایی تفاوت های بین اتحادیه اروپا، آمریکا، چین، شوروی سابق و جهان اسلام به کار رود.
جغرافیا در اوایل، غالباً توصیف بخش های کمتر شناخته شده ی جهان، برای اگاهی و اطلاع از "جمعیت بومی"(۱۳) بوده است. به عنوان مثال هرودوت از محیط­های طبیعی و اشغال فرهنگی مکان های مختلف در جهان روم می نویسد. اولین نقشه کش ها به ترسیم سواحل، رودخانه ها، کوه­ها پرداخته، خطوط کشتی رانی تصاویر آگاهانه از سطح زمین می پرداختند. در روزهای پر تب و تابِ اولیه یِ کاوش و اکتشاف، جغرافیا ابزار اصلی ارتباط بین کاشفان و عامه مردم بود، که از جمله حامیان آنها نیزبه حشاب می آمد. در سال۱۸۳۰ انجمن سلطنتی جغرافیا در لندن تاسیس و تبدیل به هسته اصلی گزارش­ها و انتشار خبرهای هیئت های اعزامی- اکتشافی آن زمان شد. این گزارش­ها اذهان و تصورات عمومی را در دست گرفت و کاشفانی از جمله لیوینگستن، نانسن، شاکلتن، استانلی، بورتون، اسپک، اسکات (شکل۱) و آموندسن به نمادهای عصر اکتشافات تبدیل شدند و به همراه کشتی دریانوردی افرادی چون کلومبوس، واسکودوگاما و کوک به بخش های دور دست جهان دست یافتند.



شکل ۱- گروه رابرت فالکون اسکات در قطب جنوب (۱۸ ژانویه ۱۹۱۲). از چپ به راست: دکتر ویلسون، کاپیتان اسکات، دریانورد (تاف) اِونس، دکتر اوتس، ستوان باورس. نگاتیو این عکس داخل چادری یافت شد، که در آن اسکات و سه تن از همراهانش جان سپرده بودند.

متن زیر بخشی از نقل قول دیوید لیوینگستن(۱۴) هنگام قایقرانی و پایین آمدن در رودخانه زامبسی(۱۵) در سال ۱۸۵۶ و نامیدن آبشار ویکتوریا است:
«بعد از بیست دقیقه قایق رانی از (کالای)(۱۶) ابتدا به منظره ای از ستون های بخار رسیدیم که تا ارتفاع پنج یا شش مایلی بلند می شد، منظره ای که به طور شایسته­ای"دود" نامیده شده بود، دقیقاً همانند هنگامی که قطعات بزرگی از علفزارهای آفریقا آتش گرفته باشد، چشم انداز کلی به راستی زیبا بود، تپه های ساحلی و جزایر به صورت نقطه چین کنار رودخانه با گیاهان جنگلی آراسته شده بودند. اینجا بلندتر از هر جای دیگری است، اینجا بیوباب های (درخت بومی آفریقا(۱۷)) عظیم الجثه و غول پیکری ایستاده اند، که شاخه های هر کدام از آنها تنه درختان بزرگ را تشکیل می دهد. آبشار از سه طرف به وسیله ی ستیغ آبریزهایی با ارتفاع۳۰۰-۴۰۰ فوت، که پوشیده از جنگلی، که خاک­های قرمز در میان درختان آن نمایان است، احاطه شده است(David Livingstone: (Missionary Travels and Researches ۱۸۷۵).
هدف اصلی لیوینگستن فعالیت های مسیونری و تبلیغ مذهب مسیحیت بود، امّا در همان زمان ملاحظات تجاری، علمی و سیاسی نیز مدنظر بوده است. سرزمینی که قبلاً برای اروپایی ها ناشناخته بوده ، کشف شد و حقایق جدید ی درباره ساختار فیزیکی سطح زمین، چشم اندازها و محیط و منابع این مناطق، به دست آمد. فرآیند اکتشافات جغرافیایی، ترسیم سطح زمین و گزارش ویژگی­های آن، مفاهیم عمده ای برای تاریخ علم داشت. در واقع در بیشتر دوره های تاریخی، پیشرفت جغرافیا در فرآیند پیشرفت در علوم به طور عام غیرقابل تشخیص بوده است.
اولین گزارش های تحقیقات علمی چارلز داروین در سفر بیگل (Beagle) چنین است:
«بعد از دوبار بازگشت به علت بادهای سنگین جنوب غربی، کشتی بادبانی بیگل با ده تفنگ­دار که تحت فرماندهی کاپیتان فیتز روای آر.ان(۱۸)، بود، در تاریخ بیست و هفتم دسامبر ۱۸۳۱ از دریاچه دِونپورت(۱۹) عبور کرد. هدف این سفر دریایی پیمایش و مساحی کامل پاتاگونیا و تیرا دل فویگو (قسمتی از سرزمین های سواحل جنوبی ترین قسمت جنوب آمریکا) بود، که زیر نظر کاپیتان کینگ از سال ۱۸۳۰-۱۸۱۶ به منظور پیمایش سواحل شیلی، پرو و بعضی مناطق در اقیانوس آرام و نیز به منظور اجرای یک سری از اندازه گیری های گاه­شماری در سراسر جهان آغاز شده بود. (Charles Darwin, The Noyage of The Beagle (۱۸۴۵.
این همان سفری بود که داروین از آن برای ارائه تئوری تکامل الهام گرفت، این تئوری جهان علم را تغییر داده و دگرگون کرد. این تئوری متاثر از دگرگونی های جغرافیایی گونه هایی بود که وی مشاهده کرد، به ویژه گونه هایی که در سرزمین گالاپاگوس (جزایری که در قسمت استوایی شرق اقیانوس آرام واقع اند) با هم مواجه شده بودند. اما هدف اولیه این سفر دریایی، تهیه نقشه و نمودار و توصیف این بخش از جهان بود. نقشه های او یک هدف داشت، هدف غالب آنها کاملاً کاربردی بود، که به منظور کمک به کشتی رانی، فراهم آوردن بایگانی های علمی دقیق و هموار کردن راه برای سفرهای اکتشافی بعدی بود و این شکل عملی جغرافیا در آن زمان بود.
این جغرافیای اولیه یک علم کاربردی بود، که با ویژگی هایی چون تجربه گرایی و کشف حقایقی که شناخت ما را از جهان تشکیل داد، مشخص می شد. بیشتر اکتشافات و فعالیت­های نقشه کشی دارای انگیزه سیاسی بود. این فعالیت­ها شدیداً وابسته به تفکر سرمایه داری و استعمارگری بود، که سعی در گسترش قدرت یک کشور و یا سازمان های خاصی را داشت. نقشه ها ابزاری برای نشان دادن ادعای قلمرو و تعیین افزایش حوزه نفوذ آنها بودند. استوار کلویت در زندگی نامه خود، به یاد کودکی اش در دوران ملکه ویکتوریا، این گونه می­نویسد: پرچم ملی انگلیس از قطب به قطب در تندبادهای شمالی یا نواحی گرم حاره ای امپراتوری خود، که خورشید در آن غروب نمی کرد، برافراخته شده و می چرخید. بریتانیا بر امواج فرمان می راند. صلح بریتانیایی (آشتی که انگلیس کشورهای جنگجو را بدان دعوت کرد) تحقق یافته بود. لندن مرکز جهان بود: در اطلسِ کودکانِ مدارس، کشورها یکی بعد از دیگری و تمام قاره ها با رنگ قرمز بدون چون و چرا به عنوان قلمرو بریتانیا نقاشی می شدند. Stuart Cloete A Nictorianson ۱۹۲۳.
همان طور که قبلاً برای امپراطوری روم اتفاق افتاده بود، در نهایت سقوط و زوال وجود دارد، امّا تلاش برای دستیابی به سرزمین ها و مستعمره ها به کمک جغرافیا و در شکل گیری علم جغرافیا هم موثر بوده است. ربع آخر قرن نوزدهم دوران بلوغ سرمایه داری بود. در سال ۱۸۷۵ فقط۱۰ درصد آفریقا در دست خارجی ها بود، تا سال ۱۹۰۰ این رقم به۹۰ درصد افزایش یافت. بریتانیایی ها ترسیم مجدد نقشه آفریقا را هدایت می کردند. اما فرانسوی ها، آلمانی ها، بلژیکی ها، پرتغالی ها، اسپانیایی ها و ایتالیایی ها فقط بخشی از آفریقا را برای ادامه رقابت در دست داشتند. هرگونه تغییر و موقعیت یابی جدید روی نقشه جهان و هرگونه سفر دریایی بر سرزمین های جدید، دستور کارهای عمیق تری را منعکس می کرد. تحقیقات در راستای گسترش نفوذ، کنترل مداوم و ارائه تصویری بود، که خواستار اهداف ویژه ای بود. بنابراین جغرافیا همیشه در ارتباط با مکان (موقعیت) پدیده ها و ارتباط آن ها با فضا بوده است. کارتوگرافرها به دنبال ترسیم این ویژگی (بالا بردن کیفیت زندگی) از طریق روش های دقیق علمی شان بودند، اما بهره­برداران و احتمالاً فرماندهان، سرشار از حس قدرت برای ترسیم سطح زمین بودند.
از دیگر وقایعی که به رواج ماهیت جغرافیا کمک کرد، تلاش سربازان مورمون ها (یکی از مکاتب مسیحیت) برای پیمودن۱۳۰۰ مایل در سرتاسر آمریکا در سال ۱۸۴۷ بود، که توسط بریگام یونگ (رهبر مذهبی در آمریکا) رهبری شد. بعد از ماه­ها سختی، گروه رهبری از دره ای در کوه­های واساچ (vasatch) عبور کرد و با یک دریاچه نمکی بزرگ روبرو شد. یونگ بریگهام به نقطه ای رسید که یک علامت یادبود در آن وجود داشت، به آن نگاه کرد و گفت: "همین جاست". این مکان بعدها تبدیل به شهر سالت­لیک شد که مکان خواندن سرود سوگند ایالتی و پایه منطقه فرهنگی مورمون ها بود، که به معناگرایی و نمادگرایی مشهور گردید. اهمیت چنین مکان هایی که طی زمان، بسته به نگرش کسانی که آن­ را می بینند، تفسیر می شود و مورد استفاده قرار می گیرد، دارای ابعاد متفاوتی است که بخش عمده ای از جغرافیا را تشکیل می دهد و به تفسیر واقعی سطح زمین می پردازد، که کارتوگراف ها سعی در به تصویر کشیدن آن دارند.
ابعاد بیشتری از ماهیت جغرافیا توسط جغرافی دان، جورج پرکینز مارش بیان شده است: «بخش هایی از آسیای صغیر، آفریقای شمالی، یونان و حتی اروپای آلپی وجود دارد که در آنجا مجموعه اقداماتی توسط انسان انجام شده و سطح زمین را آنچنان تخریب کرده که کاملاً همچون سطح ماه شده است. زمین به سرعت به خانه نامناسبی برای ساکنان جدیدش تبدیل می شود». (George perkins marsh, man and nature(۱۸۶۴.
نقل قول او به نگرانی مداوم جغرافیا برای محیط طبیعی سطح زمین و نیز تغییر و تبدیل آن به وسیله ی اقدامات انسان اشاره دارد. ویژگی همیشگی بهره برداری از منابع توسط انسان، ابعاد مثبت و منفی آن است، که به طور خاص از طریق استفاده از انرژی و دیگر انواع تکنولوژی انجام می شود. درک این نکته لازم است که تاثیرات منفی به تنهایی ناشی از اقدامات ناآگاهانه ِمرتبط با گرمایش جهانی نیست، این اثرات منفی غالباً در نتیجه بی اعتنایی و اقدامات بی ملاحظه به وجود می آید.

نظرات کاربران درباره کتاب جغرافیا مقدمه‌ای بسیار کوتاه