فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۵۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

بچه‌ای که صداش می‌کردند «اوهوی!»

نسخه الکترونیک کتاب بچه‌ای که صداش می‌کردند «اوهوی!» به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب
بچه‌ای که صداش می‌کردند «اوهوی!»

سیلی محکمی به گوشم می‌خواباند و من نقش زمین می‌شوم. می‌دانم که بهتر است در همان حال بمانم و کتک بخورم و تحمل کنم. دیگر یاد گرفته‌ام که اگر کوچک‌ترین دفاعی در مقابل ضرب و شتم مادر بکنم کتک مفصل‌تر و، از همه بدتر، گرسنگی در انتظارم است. پس بی‌حرکت در جایم می‌مانم و سعی می‌کنم وقتی سرم فریاد می‌کشد نگاهش به چشم‌هایم نیفتد.
وانمود می‌کنم که خجالت می‌کشم و برای این‌که او احساس کند تهدیدهایش در من اثر کرده سرم را پشت هم تکان می‌دهم. اما در دلم می‌گویم: «خواهش می‌کنم بگذار چیزی بخورم، دوباره کتکم بزن، اما بگذار چیزی بخورم.» با ضربه دیگری که می‌زند سرم به کاشی پیشخوان آشپزخانه می‌خورد. با داد و فریاد از آشپزخانه بیرون می‌رود و من می‌گذارم که اشک‌های دروغین از صورتم جاری شود. قدم‌هایش را می‌شمارم و وقتی مطمئن می‌شوم که دیگر دور شده، نفس راحتی می‌کشم. نقشه‌ام گرفته. مادر هرطور که دلش خواسته با من رفتار کرده است، ولی به او اجازه نداده‌ام که با گرسنگی دادن مرا بکشد.
همه ظرف‌ها را می‌شویم و مابقی خرده‌کاری‌ها را تمام می‌کنم. جایزه‌ام باقیمانده برشتوک یکی از برادرهایم است که آن را به جای صبحانه می‌خورم. امروز، روز خوش‌شانسی من است؛ مقدار کمی برشتوک به اندازه نصف بطری شیر باقی مانده و من در یک چشم به هم زدن ــ قبل از این‌که نظر مادر عوض شود ــ آن را می‌بلعم. مادر از این‌که از غذا به‌عنوان سلاحی در برابر من استفاده کند لذت می‌برد؛ می‌داند که این کار بهتر از دور ریختن پسمانده غذاست، می‌داند که من پسمانده‌ها را از میان زباله‌ها بیرون می‌کشم. او بسیاری از کلک‌های مرا می‌شناسد.
چند دقیقه بعد، سوار اتومبیل قدیمی خانوادگیمان می‌شوم؛ چون به خاطر انجام دادن کارهای خانه دیگر دیرم شده و مجبورم برای این‌که زودتر به مدرسه برسم با اتومبیل بروم. معمولاً پیاده به مدرسه می‌روم و وقتی می‌رسم که دیگر کلاس شروع شده و زمانی برای دزدیدن غذا از جعبه ناهار باقی نمانده است.


  • دسته بندی:
  • ناشر: گروه انتشاراتی ققنوس - تاریخ نشر:
  • زبان: فارسی
  • حجم فایل : 0.77 مگابایت - تعداد صفحات : ۱۴۱ صفحه
  • شابک:

دانلود کتاب بچه‌ای که صداش می‌کردند «اوهوی!» در فیدیبو

۲۸،۰۰۰+

| کتاب |

بیش از ۲۸،۰۰۰ کتاب، رمان جدید، پرطرفدار و رایگان را روی اندروید، آیفون و ویندوز دانلود و مطالعه کنید یا هدیه دهید.

۲،۰۰۰،۰۰۰+

| دانلود اپلیکیشن |

با دانلود رایگان اپلیکیشن فیدیبو روی موبایل، تبلت یا رایانه می‌‌توانید کتاب‌ها و مجلات بهترین ناشران ایرانی و بین‌المللی را قانونی بخوانید

۵۰۰+

|ناشر |

با نصب رایگان فیدیبو بر روی موبایل یا تبلت یا رایانه خود و دانلود کتاب از بهترین ناشران ایران، مطالعه را در فضای قانونی تجربه کنید.

نظرات کاربران
درباره کتاب بچه‌ای که صداش می‌کردند «اوهوی!»