فیدیبو نماینده قانونی نشر نی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب خاندان ابراهيم(ع)

کتاب خاندان ابراهيم(ع)
بازخوانی داستان‌هايی از كتاب پيدايش

نسخه الکترونیک کتاب خاندان ابراهيم(ع) به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب خاندان ابراهيم(ع)

نویسندگان این رشته‌نوشتارها می‌کوشند تا از گوشه‌هایی تازه و دیگرگون به داستان‌های کتاب مقدس بنگرند. آنان یا با پرسش‌هایی نو به سراغ کتاب مقدس می‌روند یا در پی پاسخ‌هایی نو برای پرسش‌های پیشین خود هستند و یا در چارچوبی که می‌توان آن را چرخش اسطوره‌شناختی نامید به دیگر خوانش‌ها واکنش نشان می‌دهند. بااین‌همه، این نگاه‌های دیگرگون و این بازی بازخوانی و دگراندیشی، چندان هم آشفته و بی‌قاعده نیست. به دیگر سخن نمی‌توان هر‌آن‌چه تاکنون گفته شده است را یک‌سره به کناری نهاد و دستاورد چنین رهیافتی را دگراندیشی خواند! سازوکارها و دستمایه‌های این بازخوانی و دگراندیشی بسیار گسترده‌اند. گاه نگاهی دگرگونه به معنی یک واژه یا جمله و گاه کنش‌ها و توانایی‌های بینامتنی مفسر به یاری او می‌آیند. اما این نگاه دیگرگون را چه سودی و این بازخوانی را چه دستاوردی است؟ هنگامی می‌توان به یافتن پاسخ این پرسش امید بست که خواننده‌ی گرامی کار خواندن را بی‌آغازد و کمی پیش رود. نگاهی گذرا به متن کتاب مقدسْ تنها پیش‌نیاز او برای پیمودن این راه است.

ادامه...
  • ناشر نشر نی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 3.94 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۶۳ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب خاندان ابراهيم(ع)

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



بخش اول: ابراهیم و اسحاق

و چنین واقع شد که زان پس خدا ابراهیم را آزمود و او را فرمود: ابراهیم! ابراهیم پاسخ داد: بلی، ای خداوند! خدا فرمود: پسر دلبند خود اسحاق را که بسیار دوستش می داری بردار و به سرزمین موریا برو و در آن جا او را به روی کوهی که نشانت خواهم داد برای من قربانی کن!

(کتاب پیدایش؛ باب ۲۲، آیات ۱ و ۲)

۱. « بستن» یا « قربانی کردن» اسحاق؟

چگونه یهودیان و مسیحیان متفاوت می نگرند؟

روبین م. ینسِن

داستان «عَقِداه» [۱] یا همان بستن اسحاق یکی از تاثیرگذارترین داستان های کتاب مقدس عبری است. اما نزدیک به ۲ هزار سال است که خوانش یهودیان و مسیحیان از این داستان اندک تفاوت هایی دارد. این تفاوت ها حتا در چگونگی تصویرپردازی های آنان از این داستان نیز جلوه گر است. واژه ی عبری عَقِداه برای بیش تر مسیحیان ناآشناست. آنان غالباً این پرده از داستان را نه به «بسته شدن» اسحاق بلکه به «قربانی شدن» او بازمی گردانند. بااین همه خواهیم دید که مسیحیان و یهودیان در روزگاران مختلف از تفسیرهای یکدیگر درباره ی این داستان آگاه بوده اند.
بر پایه ی داستان یادشده در آیات ۲ تا ۱۸ باب ۲۲ کتاب پیدایش، خدا به یک باره و ناگهان به ابراهیم دستور می دهد که پسر دلبندش را همچون قربانی سوختنی بکشد. پس از سه روز راهپیمایی، پدر و پسر به جایگاه قربانی (کوه موریا) می رسند و در آن قربانگاهی به پا می کنند. ابراهیم اسحاق را می بندد و روی هیزم ها می خوابانَد سپس تیغ برمی کشد تا سر از تن او جدا کند. اما در واپسین لحظه فرشته ای ابراهیم را بانگ می دهد که بر جان آن نوجوان گزندی نرسانَد و سرانجام قوچی به دام افتاده در بیشه ای نزدیک جایگزین اسحاق می شود.
در یهودیت، مسیحیت و اسلام ابراهیم والاترین نمونه ی مرد ایمان است؛ او از دشوارترین آزمون ها نیز استوار و سربلند بیرون می آید. اما از رفتار اسحاق تفسیرهای گوناگونی می شود که بستگی به روزگار و سنت آن ها دارد. در آیین اسلام پسر پیشکش شده برای قربانی شناسایی نمی شود. حتا می توان به جای اسحاق اسماعیل (فرزند ابراهیم از هاجر و نیای اعراب) را قربانی دانست تا بدین سان وعده ی الهی مردمان عرب را نیز دربرگیرد. در ادبیات یهودی و در گذر روزگارانْ اسحاق به منزله ی پیش نمونه ی جانبازی داوطلبانه و شادمانه در راه خدا به تصویر کشیده می شود؛ کسی که مشتاقانه و دلاورانه به سوی مرگ گام برمی دارد. فلاویوس یوسفوس [۲] مورخ یهودی سده ی نخست مسیحی، اسحاق را جوانی ۲۵ ساله توصیف می کند که به سوی قربانگاه می شتابد با آن که می داند قربانی خودِ اوست. [۳] بر پایه ی این تصویرْ خدا در پریشانی های آینده ی یهودیان، داستان عَقِداه ــ «بستن» اسحاق ــ را به یاد خواهد آوَرد و از یهودیان نیایشگر دل جویی خواهد کرد تا از بدخواهی های دشمنان شان در امان باشند. آن گونه که متن می گوید: «خداوند می فرماید به ذات خود سوگند که چون چنین کردی و حتا یگانه پسرت را از من دریغ نداشتی تو را چنان برکت دهم که دودمانت همچون ستارگان آسمان و شن های دریا بی شمار گردند» (کتاب پیدایش؛ باب ۲۲، آیات ۱۶ و ۱۷). از همین روی یهودیان در روش هاشانا [۴] به شوفار ــ شاخ قوچ ــ می دمند تا داستان عَقِداه و وعده ی خدا را بدو یادآوری نمایند. آری! شوفار نمایانگر شاخ قوچی است که جایگزین اسحاق می گردد.
ویرانی نیایشگاه اورشلیم به دست رومیان در سال ۷۰ میلادی دریافتی تازه و ژرف از داستان عَقِداه را در سنت یهودی برمی انگیزد. با این که دیگر نیایشگاهی وجود ندارد تا بتوان در آن قربانی کرد اما اسحاق به صورت نمونه ای تاریخی برای قربانی درمی آید گونه ای جانشین برای قربانی کردن در نیایشگاهی که دیگر از میان رفته است.
سنت یهودی گرچه تا هنگام ویرانی نیایشگاه این پرده از داستان را به «پیشکش نمودن» اسحاق بازمی گردانَد اما پس از ویرانی آن را «بستن» اسحاق می خوانَد؛ تعبیری که به بستن پاهای بره در روزهای برگزاری مراسم قربانی در نیایشگاه اورشلیم اشاره دارد. پس از ویرانی نیایشگاه واژه ی عَقِداه اشاره ای است به این که پیشکش کردن اسحاق و/ یا مرگ او کفاره ای به نیابت از همه ی یهودیان و به خودی خود کامل و تمام عیار بوده است. بدین سان قربانی کردن در نیایشگاه پیشین درواقع تنها یادبودی برای آن نمونه ی اصلی بوده است.
در نوشته های بعدی ربیان یهودی، اسحاق چونان جوانی ۳۷  ساله به نمایش درمی آید که از آن چه قرار است بر سرش آید کاملاً آگاه است. او نه تنها نقش خود در مقام یک قربانی را می پذیرد بلکه از ابراهیم می خواهد تا او را ببندد مبادا از سر ترس دست وپایی بزند و بدین سان آیین قربانی باطل شود. [۵] تلمود اورشلیمی این روایت را چنین خلاصه می کند: رهایی اسحاق درحقیقت به معنی رهایی همه ی اسرائیلیان است. ابراهیم در مقابلِ پاداش این فرمانبرداری شفاعت آینده ی خودِ خدا برای نوادگان اسحاق را هنگام درافتادن ایشان به گناه، از خدا دریافت می نماید. خدا عَقِداه را به یاد خواهد آوَرد، خشم خود را فرو خواهد نشاند و از گناهان ایشان درخواهد گذشت. [۶]
بر پایه ی داستان کتاب پیدایش، قربانی کردن اسحاق متوقف و قوچی جایگزین او می شود. اما برخی روایت های باستانی به خاکستر یا خون اسحاق نیز اشاره می کنند. حتا برخی گزارش ها چنین می گویند که اسحاق واقعاً می میرد و دوباره زنده می شود. [۷] آیا در خود کتاب پیدایش نشانه ای ــ هرچند کوچک ــ از چنین رویدادی به چشم می خورَد؟
پس از آن که خدا به ابراهیم برای این کارش می فرماید که دودمان او همچون ستارگان آسمان و شن های دریا بی شمار خواهند شد: «پس ابراهیم نزد نوکران خود بازگشت؛ همگی برخاستند و روانه ی بئرشبع شدند» (کتاب پیدایش؛ باب ۲۲، آیه ی ۱۹). چرا دیگر یادی از اسحاق در میان نیست؟! چه بر سر او آمده است؟ آیا در این جا نسخه ی دیگری از داستان با پایانی متفاوت وجود دارد؟! هرچه هست در همه ی این روایت ها خاکستر اسحاق نماد شایستگی اوست و عَقِداه قربانی یی است به نیت کفاره.
حکمای متاخر یهودی برای گره گشایی از ناسازگاری میان روایت های قربانی شدن اسحاق با آن متنی که می گوید قوچی جایگزین او گردید چنین می گویند: اسحاق زان پس که هیزم را برمی افروزد بر فراز قربانگاه خوابانده می شود (برابر دستورهای کاهنی کتاب لاویان؛ باب ۱، آیات ۷ و ۸). گرچه آن فرشته ابراهیم را از کشتن پسرش بازمی دارد اما اسحاق سوزانده و خاکسترش بر کوه موریا پراکنده می شود. در سنت یهودی موریا کوهی نیایشگاهی است. همان جایی که بعدها نیایشگاه اورشلیم بر فراز آن ساخته می شود و قربانی های فراوانی به یادبود عَقِداه پیشکش می گردد.
از سوی دیگر مسیحیان از دیرباز اسحاق را همچون پیش نمودی از مسیح دریافته اند؛ پسر دلبندی که برای کفاره ی گناهان مردم پیشکش و قربانی می شود. همسانی های متنی میان عیسی و اسحاق برجسته و چشمگیرند. اسحاق همچون عیسی معجزه آسا دیده بر جهان می گشاید. سارا مادر اسحاق آن گاه که او را آبستن می شود ۹۰ سال دارد. او در سراسر زندگی خود نازاست. ابراهیم نیز ۱۰۰ سال دارد (کتاب پیدایش؛ باب ۱۷، آیه ی ۱۷). اسحاق پسر دلبند پدر است. او خودْ هیزم لازم برای سوزاندنش پس از قربانی را به دوش می کشد (کتاب پیدایش؛ باب ۲۲، آیه ی ۶)؛ درست همان گونه که عیسی نیز خود صلیب خویش را به دوش می کشد. سفر به سوی موریا سه روز به درازا می کشد همچنان که عیسی نیز پیش از رستاخیزش سه روز را در گور سپری می کند. و البته از همه ی این ها که بگذریم عیسی برتر از اسحاق است چراکه اسحاق سرانجام قربانی نمی شود، اما عیسی می شود!
گرچه عهد جدید این همسانی ها را به روشنی ترسیم نمی کند اما مفسران متاخر مسیحی به آن ها دقت ویژه ای نموده اند. حتا شاید پولس هم می خواهد شنوندگان خود را از چنین پیوندی آگاه نماید هنگامی که خدا را چنین توصیف می کند: «کسی که نه تنها پسر خود را از ما دریغ نداشت بلکه او را برای همه ی ما قربانی نمود» (نامه به رومیان؛ باب ۸، آیه ی ۳۲). [۸]
در ادبیات نخستین مسیحیت در روزگار پس از عهد جدید، داستان قربانی شدن اسحاق به دست ابراهیم چونان همتا و پیش الگوی «عهد عتیقی» برای قربانی شدن پسر خدا بر فراز تپه ی جمجمه درمی آید. [۹] پیوند صریح میان این دو رویداد نخستین بار در نامه ی برنابا دیده می شود؛ نامه ای که معمولاً تاریخ آن را آغاز سده ی دوم میلادی می دانند. به گفته ی برخی دانشمندان برنابا ــ که گویا یک یهودی نوکیش و آشنا با متون مدراشی [۱۰] درباره ی عَقِداه بوده است ــ در لابه لای سخنرانی خود در یکی از عیدهای پاک مستقیماً کفاره ی عَقِداه را با کفاره ی مرگ عیسی مقایسه می کند و چنین می گوید: «نه اسحاق بلکه عیسی است آن که درحقیقت مقام قربانی از آنِ اوست». [۱۱] واکنش مستقیم ربیان یهودی به این چالشْ گسترش دادن الاهیات کفاره ی عید پسح است. آنان که از تفسیر گونه شناختی مسیحیان درباره ی داستان قربانی شدن اسحاق آگاهی دارند این روایت را چنان گسترش می دهند که واژه ی عَقِداه به بستن پاهای برّه در قربانی تمید بازگردد ــ مراسم «روزانه دو بار گذراندن قربانی سوختنی در نیایشگاه اورشلیم» هنگامی که هنوز برپا بود. [۱۲]
ملیتوی ساردیسی [۱۳] یکی از نخستین پدران کلیسا به مشابهت های میان اسحاق و عیسی اشاره اما تاکید می کند اسحاق از بند رهایی می یابد حال آن که مسیح رنج می کشد و سرانجام نیز جان می سپارد. ایرنایوس، [۱۴] ترتولیان، [۱۵] کلمنت [۱۶] و اوریجن [۱۷] نیز به این مشابهت ها اشاره می کنند. از نگاه ترتولیان هیزمی که اسحاق بر دوش می کشد، شمایلی از صلیب است. او بر این که عیسی نیز خویشتن را به دست خود قربانی می کند تاکید می ورزد:
اسحاق آنگاه که پدر به سوی قربانی شدن راهنماییش می کند و خودْ هیزم سوختنِ خویش را به دوش می کشد، تصویری از مرگ مسیح است که خود را چون قربانی تسلیم پدر می سازد و صلیب را به سان هیزمِ سوختن و مرگ خویش به دوش می کشد.
در سده های چهارم و پنجم میلادی کسانی مانند آمبروز، [۱۸] یوحنای زرین دهان، [۱۹] تئودور [۲۰] و آگوستین [۲۱] همین درونمایه ی تفسیری را پی می گیرند. گویا معنی دارترین کاربرد گونه شناختی پیوند «اسحاق ـ مسیح» در آیین های عبادی کلیسا جلوه گر است. داستان قربانی شدن اسحاق هنگام نیایش شبانگاهی عید پاک در اورشلیم و نیز شاید در میلان حداکثر تا نیمه ی دوم سده ی چهارم میلادی خوانده می شده است.
چنان که پیش تر اشاره شد سنت یهودی موریا ــ یعنی جایگاه عَقِداه ــ را همان کوه معبد می داند؛ جایی که بعدها معبد خداوند بر روی آن ساخته شده است. از سوی دیگر مسیحیان کوه موریا را با تپه ی جمجمه [۲۲] ــ جایگاه قربانی شدن عیسی بر صلیب ــ یکی می انگارند؛ انگاره ای که گویا در پایان سده ی ششم میلادی دیگر به صورت باوری همه پذیر درآمده بود. نویسنده ی گمنامی که او را تنها با لقب «پیاچنزای مسافر» [۲۳] می شناسیم در سفرنامه ی پرآوازه ی خود آن تپه را چنین توصیف می کند: «می توان جایی که عیسی در آن به صلیب کشیده شد را دید. روی تخته سنگی واقعی لکه ی خونی هست. قربانگاه ابراهیم نزدیک این جاست؛ همان جایی که وی می خواست اسحاق را قربانی کند و نیز همان جایی که ملکی صدق قربانی خود را تقدیم نمود.» [۲۴] سرانجام نیز در آن جا کلیسای کوچکی برای تقدیم به پیشگاه ابراهیم ساخته می شود.
روشن است که ربیان یهودی نسبت به خوانش مسیحی از داستان عَقِداه خود آگاهی داشته اند. در ردیه ای که یکی از ایشان می نویسد، چنین آمده است:
+
چه ناآگاه است دل فریبکارانی که می گویند: ذات احدیت تبارک و تعالی را پسری است! هنگامی که وی ابراهیم را می بیند که آماده ی کشتن پسرش است تاب نمی آوَرَد. او اندوهگین می شود و در دستوری مخالف از ابراهیم می خواهد تا دست از آن پسرک بازدارد. اکنون چگونه می توان پذیرفت که وی پسری داشته باشد اما بدین سان او را رها کند؟! آیا جا نداشت که وی جهان را به سبب چنین رویدادی یکسره زیر و زبر می ساخت و آن را به خلایی بی شکل و درهم بدل می کرد؟! [وضعیت جهان قبل از آفرینش] (کتاب پیدایش؛ باب ۱، آیه ی ۲). [۲۵]

نگاهی موشکافانه به توصیف های یهودیان و مسیحیان از این داستان به خوبی روشن می کند که آنان چگونه روایت های دینی متفاوتی که بازگو می کردند را درمی یافته اند. قربانی کردن اسحاق یکی از پرده های همه پسند در آغازین روزهای هنر مسیحی است. از روزگار کنستانتین (سال ۳۱۲ میلادی) تا پایان سده ی ششم دست کم ۲۲ پرده ی نقاشی گورستانی، نزدیک به ۹۰ تابوت سنگی با نقش های برجسته، موزاییک های فراوان و نیز دوجین از اشیای کوچک تر ــ مانند تکه های عاج، جام، کاسه و فانوس ــ به جا مانده است که همگی به توصیف داستان قربانی کردن اسحاق می پردازند. بدین سان روشن است که محبوبیت این پرده، از تصویرهای یونس، نوح، موسی و دانیال بیش تر بوده است؛ تا جایی که قربانی کردن اسحاق همچون درونمایه ی محوری هنر اولیه ی بیزانس جلوه گر می شود.
دو تصویر یهودی بسیار مهم از داستان عَقِداه در کنیسه های باستانی وجود دارد. یکی از آن ها نقشی است روی گچکاری بالایی تاقچه ی ویژه ی تورات در کنیسه ای متعلق به سده ی سوم میلادی در دهکده ی دوراـ اُروپوس [۲۶] ــ جایی در سوریه ی امروزی ــ و دیگری تصویری است که بر کف کنیسه ای متعلق به سده ی ششم میلادی در بیت آلفا [۲۷] نقش بسته است. [۲۸] هیچ یک از این دو نمونه در یک مرکز شهری جای ندارند. سبک هنری آن ها نیز بیش تر عامیانه است تا فاخر. در تصویر موزاییک بیت آلفا ابراهیم و اسحاق به زبان عبری معرفی می شوند. دست خدا از آسمان دراز می شود تا جلوی ابراهیم را بگیرد. در زیر آن این واژگان عبری به چشم می خورند: «[دستت را] پایین نیاور». در کنار تصویر قوچ نیز این واژگان هست: «قوچ را بنگر».
در کنیسه ی دوراـ اُروپوس پرده ی عَقِداه به همراه نقشی از نیایشگاه اورشلیم درون یک قاب سقفی در بالای تاقچه ی تورات به همراه نمادهای ویژه ی یهودی ــ شامل یک شمع دان و دو شاخه ی خرما و لیمو؛ که هر دو در جشن سُکوّت [۲۹] به کار می روندــ جای دارد. همین نمادها در نقشی بر کف کنیسه ی بیت آلفا نیز دیده می شوند.
برخلاف تصویرهای یهودی به جامانده از قربانی کردن اسحاق، تصویرهای مسیحی این پرده در نقش های هنری مقبره ها و تابوت های سنگی به فراوانی پدیدار می شوند. در گورستان های دخمه ای رومیان نقش قربانی کردن اسحاق در کنار نقش هایی از داستان رستاخیز ایلعازر (انجیل یوحنا؛ باب ۱۱، آیات ۴۳ و ۴۴)، داستان یونس ــ که پس از سه روز از دهان ماهی بازمی گردد (یونس؛ باب ۱، آیه ی ۱۷)؛ درست مانند عیسی که پس از سه روز از گور برمی خیزدــ و نیز شفایافتن مرد افلیج (انجیل یوحنا؛ باب ۵، آیات ۸ و ۹) و معجزه ی بیرون آمدن سه جوان از کوره ی آتش (دانیال؛ باب ۳، آیات ۲۴ تا ۲۶)، دیده می شود. این همسایگی پیام رهایی از بیماری و مرگ را می رسانَد؛ پیامی که اسحاق نیز در مقام کسی که خدا رهایش می سازد نمادی ویژه از آن است. در دو دخمه ی معروف ــ یکی در موزه ی واتیکان و دیگری گورِ جونیوس باسوس در گنجینه ی پتروس قدیس که آن هم بخشی از موزه ی واتیکان است ــ داستان قربانی کردن اسحاق گویی برای تاکید بر نقش آن به منزله ی استعاره ای از قربانی نیابتی و کفاره ای مسیح با پرده هایی از دستگیری و محاکمه ی عیسی هم ردیف می شود. نقشی در گورستان دخمه ای پریسیلای رم اسحاق را نمایش می دهد که هیزم قربانی شدن خود را به دوش می کشد. [۳۰] آیا این هنرمند تحت تاثیر نویسندگان مسیحی یی مانند ترتولیان است که بر همسانی اسحاق ــ که هیزم به دوش می کشدــ و عیسی ــ که صلیب به دوش می بَرَدــ تاکید می ورزند؟ یا او ساده و مومنانه تنها همان چیزی را که در متن کتاب مقدس خوانده است به تصویر می کشد؟!
در برخی تصویرهای مسیحی ــ مانند موزاییک های مربوط به میانه ی سده ی ششم میلادی در کلیسای ویتایل قدیس در شهر راوِناــ داستان قربانی کردن اسحاق با داستان قربانی هابیل (کتاب پیدایش؛ باب ۴، آیه ی ۴) و ملکی صِدِق (کتاب پیدایش؛ باب ۱۴، آیات ۱۸ تا ۲۰) پیوند می خورَد. در نقش مدور محراب این کلیسا داستان زندگی ابراهیم به نمایش درآمده است. [۳۱] در سمت چپ تصویر ابراهیم و سارا مژده ی زاده شدن اسحاق را می شنوند. ابراهیم در بشقابی بزرگ گوشت بریان گوساله ای را به سه فرشته ی مهمان اش پیشکش می کند و آن مهمانان بر سر میزی که رویش سه قرص نان چیده شده نشسته اند. در سمت راست تصویر ابراهیم می خواهد اسحاق را قربانی کند. اسحاق بر فراز قربانگاه است و ابراهیم تیغ برکشیده اما دست خدا آن را از فرودآمدن بازمی دارد. قوچِ جایگزین اسحاق نیز کنار پای ابراهیم ایستاده است. درست در میانه ی این محراب یک نقش مدور مکمل وجود دارد. این نقش هابیل و ملکی صِدِق را به تصویر می کشد که قربانی خود را در قربانگاهی پیشکش می کنند که بر آن یک پیاله شراب و دو قرص نان چیده شده است. بدین سان داستان قربانی کردن اسحاق آشکارا با آیین عشای ربانی ــ که برای مسیحیانْ نماینده ی قربانی شدن عیسی بر صلیب است ــ یکی می شود.
آیات ۵ تا ۱۰ باب ۵ نامه به عبرانیان، برای عیسی دودمانی از کاهنان قائل است و جایگاهی هم رتبه با ملکی صدق برای او برمی شمارد؛ همچنان که آیات ۲۳ تا ۳۸ باب ۳ انجیل لوقا و آیات ۱ تا ۱۷ باب ۱ انجیل متّا، از دودمان پادشاهی او سخن می گویند. تصویر قربانی ملکی صِدِق دست کم در دو لایه حائز ویژگی نمادین است. نخست؛ ملکی صِدِق پیش نمودی از مسیح است که درحقیقت آیین عشای ربانی را در قامت یک کاهن برگزار می کند. دوم این قربانی پیش درآمدی برای آیین عشای ربانی و عناصر آن است.
جای گرفتن تصویر داستان عَقِداه بر فراز تاقچه ی تورات در کنیسه ی دوراـ اُروپوس شاید پیامی متفاوت را برسانَد. گویی این تصویر می خواهد بگوید پس از گذشت نزدیک به دو سده از ویرانی نیایشگاه اورشلیم دیگر هنگام آن فرارسیده که داستان عَقِداه بیش از آن که به انجام قربانی در نیایشگاه اشاره کند نشانگر واپسین قربانی نیابتی باشد. زین پس کنیسه جایگاه ایمان و نیایش و خواندن تورات جایگزین قربانی و دیگر آیین های نیایشگاه اورشلیم است.
گاه نیز تصویرهای یهودی و مسیحی همانندی هایی دارند؛ شاید چون هر دو متنی واحد را به نمایش درمی آورند. تقریباً همواره، چه در نقش های رنگی دخمه های مسیحی و چه در موزاییک های کنیسه ی بیت آلفا، آتشی فروزان بر فراز قربانگاه دیده می شود. آیا این نقش به آن بخش از دستورهای لاویانی ــ که نخست باید بر روی قربانگاه آتشی گذاشته شودــ اشاره دارد؟ یا گریزی است به همان مدراشی که می گوید: اسحاق با تیغ کشته نشد؛ بلکه در آتش سوزانده شد؟!
به هر روی هیچ یک از این تصویرها تنها بر پایه ی گزارش کتاب مقدس پدید نیامده اند. همگی آن ها از گزارش های کتاب پیدایش فراتر رفته اند و برای این پدید آمده اند که حقیقتی را درباره ی خودِ سنت ایمان بازگویند. داستان قربانی کردن اسحاق در زمینه ی مسیحی ــ در ادبیات یا هنرــ اشاره به رستگاری یی دارد که با قربانی شدن نیابتی مسیح بر فراز صلیب فراهم می شود. همین تصویر در زمینه ای یهودی تاکیدی است بر اهمیت عَقِداه به منزله ی کاری نیک که همه ی اسرائیلیان می توانند در آن سهیم باشند. نیز قوت قلبی است برای آنان که گرچه نیایشگاه اورشلیم برای همیشه از دست رفته است اما نوادگان اسحاق باز هم می توانند در امان باشند.
یادداشت ها
1. Akedah
گفتنی است گویا واژه ی «عقد» در زبان عربی به معنی بستن نیز با این واژه ی عبری هم ریشه است. ـ م.
2. Flavius Josephus
۳. یوسفوس، تاریخ باستان یهود، ۲۰، ۱۲، ۱.
۴. برای آگاهی بیش تر درباره ی روش هاشانا ــ جشن آغاز سال نوی یهودی ــ مثلاً بنگرید به: انترمن، آلن (۱۳۸۵). باورها و آیین های یهودی، ترجمه ی رضا فرزین، قم: انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب. ص ۲۶۵ تا ۲۶۸. ـ م.
۵. براشیت ربّا؛ ۵۶، ۴ تا ۸.
۶.تلمود اورشلیمی، تعانیت؛ ۴، ۵؛ پسیقتا رباتی، ۳۹.
۷. تلمود باب لی، تعانیت، ۱۶الف؛ تلمود اورشلیمی، تعانیت؛ ۲، ۱ (اشاره به خاکستر)؛ مکیلتا ربی شمعون بن یوهای بر: کتاب خروج؛ باب ۱۶، آیه ی ۲ (اشاره به خون).
۸. همچنین بنگرید به: نامه ی پولس به غلاطیان؛ باب ۳، آیه ی ۱۶؛ نامه ی پولس به رومیان؛ باب ۹، آیه ی ۷.
۹. چنان که در ادامه ی نوشتار نیز آمده است، مسیحیان نخستین آیین خود ــ که ماجرای صلیب عیسی، برجسته ترین نمایاننده ی آن بودــ را چونان «عهد جدیدِ» خدا با بنی اسرائیل می پنداشتند و این اصطلاح را در تقابل معنایی با اصطلاح «عهد عتیق» ــ عهد خدا با ابراهیم، در پی ماجرای قربانی اسحاق ــ به کار می بردند. ـ م.
۱۰. مدراش (Midrash) نامی است برای گونه ای از نوشته های به جامانده از ربّیان یهودی که تاریخ تقریبی آن بازه ی زمانی سده های چهارم تا پانزدهم میلادی را فرامی گیرد. این اصطلاح، به آن بخش از تفصیلات غیرتحت اللفظی متن کتاب مقدس اشاره دارد که بیشتر به منظور ایراد موعظه و خطابه به کار می رفته اند.
۱۱. نامه ی برنابا؛ ۷، ۳.
۱۲. قربانی تمید (tamid)، آیینی است که در آیات ۳۸ تا ۴۳ باب ۲۹ کتاب خروج، و آیات ۳ تا ۸ باب ۲۸ کتاب اعداد، ریشه دارد. ـ م.
13. Melito of Sardis
14. Irenaeus
15. Tertullian
16. Clement
17. Origen
18. Ambrose
19. John Chrysostom
20. Theodoret
21. Augustine
۲۲. برابر گزارش آیه ی ۳۳ باب ۲۳ انجیل لوقا؛ عیسی در مکانی به نام «جمجمه» (= کاسه ی سر) به صلیب کشیده می شود. این واژه همان Calvary در زبان انگلیسی است. سه انجیل دیگر نام این مکان را «جلجتا» (Golgotha) گزارش می کنند. بنگرید به: انجیل متّا؛ باب ۲۷، آیه ی ۳۳؛ انجیل مرقس؛ باب ۱۵، آیه ی ۲۲؛ انجیل یوحنا؛ باب ۱۹، آیه ی ۱۷. ـ م.
23. Piacenza Pilgrim
24. Piacenza Pilgrim, Antonini Placentini Itinerarium 19. See Wilkinson, Jerusalem Pilgrims (Warminster, UK: Arise & Phillips, 1977), p. 83.
25. Cited and dated by Spiegel, The Last Trial, p. 83, n. 26; also in Davies and Chilton, “The Aqedah” p. 539.
26. Dura-Europos
27. Beth Alpha
۲۸. برای دیدن تصویر این موزاییک بنگرید به ص ۱۲۱. ـ م.
۲۹. برای آگاهی بیش تر درباره ی سکّوت ــ جشن سایه بان هاــ مثلاً بنگرید به: انترمن؛ ص ۲۷۵ تا ۲۸۰. ـ م.
۳۰. برای دیدن تصویر این نقش بنگرید به ص ۱۲۱. ـ م.
۳۱. برای دیدن تصویر این موزاییک بنگرید به ص ۱۲۲. ـ م.

سخن مترجم

«اِنَّ اللهَ اصْطَفَی آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ اِبْرَاهِیمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَی الْعَالَمِینَ * ذُرِّیهْ بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ وَاللهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ»

(قرآن کریم؛ سوره ی آل عمران، آیات ۳۳ و ۳۴) [۱]

خداوند مهربان را سپاس بی پایان که در آستانه ی چاپ کتاب دیگر این کمترین ــ با عنوان: خاندان پیامبران در کتاب مقدس و قرآن [۲] ــ توفیق نگارش درآمدی بر این ترجمه را نیز نصیبم نمود. چرا که این ترجمه را پیوندی است نزدیک و تنگاتنگ با آن تالیف؛ تا جایی که ــ به گمانم ــ گاه می توانند مکمل یکدیگر باشند. این همزمانی را به فال نیک می گیرم و به این بهانه سخنانی کوتاه درباره ی کتاب حاضر را به رشته ی نگارش درمی آورم.
کتاب پیش روی شما خواننده ی ارجمند، ترجمه ی رشته نوشتارهایی است پیرامون بازخوانی داستان های کتاب مقدس درباره ی ابراهیم (ع) و خانواده اش. جایگاه برجسته ی کتاب مقدس نه تنها در آیین های ابراهیمی که در فرهنگ و اندیشه ی مغرب زمین بر کسی پوشیده نیست. آوازه ی بلند ابراهیم ــ پدر ادیان یهودیت، مسیحیت و اسلام ــ بی نیاز از هر دوباره گویی است؛ داستان های زندگی او در کتاب های مقدس این هر سه دین دیده می شوند. اما «داستان های» دینی را کارکردی فراتر از دیگر داستان هاست؛ چراکه بسیاری از «آموزه های» دینی نیز بر همین پایه استوارند. بدین سان بازخوانی داستان های ابراهیم (ع) و خاندانش برآیند این سه بردار است. اما چرا بازخوانی؟
گرایش به دانش نوپای دین شناسی را در همه جای جهان و نیز در سرزمین ما شتابی روزافزون است. می توان امیدوار بود که این روند خجسته، نویدبخش آینده ای روشن تر برای همگان باشد. بااین همه گویی بیش تر تلاش هایی که تاکنون انجام گرفته در راستای آشنایی با شالوده ها و بنیادهای ادیان است و همچون نخستین گام ها در این راه دراز و بی پایان. اما شاید هنگام آن فرا رسیده باشد که زمینه ی آشنایی با دیدگاه های دگرگونه ی این حوزه نیز بیش از پیش فراهم شود. ترجمه ی حاضر کوششی است اندک برای رسیدن به این آرمان. نویسندگان این رشته نوشتارها ــ چنان که خود نیز گاه به روشنی می گویندــ می کوشند تا از گوشه هایی تازه و دیگرگون به داستان های کتاب مقدس بنگرند. آنان یا با پرسش هایی نو به سراغ کتاب مقدس می روند یا درپی پاسخ هایی نو برای پرسش های پیشین خود هستند و یا در چارچوبی که می توان آن را «چرخش اسطوره شناختی» نامید به دیگر خوانش ها واکنش نشان می دهند. بااین همه این نگاه های دیگرگون و این بازی بازخوانی و دگراندیشی، چندان هم آشفته و بی قاعده نیست. به دیگر سخن نمی توان هرآن چه تاکنون گفته شده است را یک سره به کناری نهاد و دستاورد چنین رهیافتی را دگراندیشی خواند! سازوکارها و دستمایه های این بازخوانی و دگراندیشی بسیار گسترده اند. گاه نگاهی دگرگونه به معنی یک واژه یا جمله و گاه کنش ها و توانایی های بینامتنی مفسر به یاری او می آیند. اما این نگاه دیگرگون را چه سودی و این بازخوانی را چه دستاوردی است؟ هنگامی می توان به یافتن پاسخ این پرسش امید بست که خواننده ی گرامی کار خواندن را بی آغازد و کمی پیش رود. نگاهی گذرا به متن کتاب مقدس تنها پیش نیاز او برای پیمودن این راه است. پس از چندین گام شاید او به خود آید و چنین احساس کند که گویی پیش تر هرگز این متن را نخوانده است! وَه که آن را تاب چه تاویل هاست!... حتا گاه شاید بتوان از لابه لای این نگاه های دیگرگون، روزنه ای به باورهای یک آیین دیگر گشود! مگر همین خوانش دگرگونه نیست که در بستر تاریخ، فرقه ها، دسته ها و حتا دین های جدید را پدید آورده است؟! بدین سان چندان دور نیست که از این رهگذر نگاه خواننده ی گرامی به نسبتِ میان ادیان نیز دگرگون شود و حتا دین ورزی وی نیز معنایی تازه بیابد. گویی نه همان دینان چندان که ما می پنداریم به هم نزدیک هستند و نه دگردینان چندان دور!... به هر روی امیدوارم این کتاب هم خواننده ی گرامی را برای برخورداری از شناختی نزدیک تر و واقع بینانه تر از دستگاه اندیشه ی یهودی ــ این آیین بسیار متکثرــ یاری رسانَد و هم چونان درآمدی بر آشنایی وی با لایه های معنایی مختلف کتاب مقدس و فهم بیش تر و بهتر سازوکار تاویل در آن باشد.
در پایان بد نیست چند نکته ی کوتاه پیرامون این ترجمه را صمیمانه با شما خواننده ی گرامی در میان گذارم. نخست آن که این ترجمه ــ بنا به دلایلی که بازگویی شان بیرون از مجال این پیش گفتار است ــ با رویکردی نسبتاً آزاد انجام شده است. دیگر آن که این رشته نوشتارها گاه کوتاه و گاه بلندند و ــ به گمان من ــ این از نیکویی های کتاب حاضر است. اما فراوانی نویسندگان و درنتیجه پراکندگی و دگرگونی سَبک متن یکی از تنگناهای فراروی من بوده است. برای برون رفت از این تنگنا تلاش نموده ام تا با بازخوانی ها و واژه گزینی های فراوان و پی درپی ترجمه ای یک دست و همگون را فراهم آورم. داوری درباره ی به بارنشستن این تلاش با شما خواننده ی گرامی است. نیز کوشیده ام تا به آرمان فارسی نویسی پایبند بمانم؛ هرچند آن را تنها تا جایی درست و سودمند می دانم که به فهم معنی متن از سوی خواننده ی فارسی زبان آسیب نزند. همه ی پی نوشت ها از آنِ نویسندگان اصلی است اما برخی از پی نوشت ها را غیرضروری تشخیص داده و ترجمه نکرده ام. اگر خود نیز پی نوشتی را افزوده ام، در پایان آن نشانه ی (. ـ م.) گذاشته ام تا بتوان آن را از پی نوشت های اصلی تمییز داد. هرچند از دانستن زبان عبری بهره ی چندانی ندارم؛ اما گستاخانه در ترجمه های متداول آیات کتاب مقدس به زبان فارسی کمی دست برده ام. بااین که بسیاری از ترجمه های رایج به زبان های فارسی انگلیسی و عربی را ملاحظه نموده ام اما ترجمه ی نهایی آیات ــ که درون گیومه جای دارندــ از من است. امیدوارم خوانندگان آگاه و پوزش پذیر، کمبودهای این ترجمه را بر من ببخشایند و در لغزش های بی شمار آن به دیده ی اغماض بنگرند. هرچند اگر از این رهگذر خطایی نابخشودنی پیش آمده باشد بی گمان پذیرش و اصلاح آن را بر خود لازم می دانم.
به هر روی؛ امید که این کتاب بتواند دریچه ای به سوی فهم ژرف تر کتاب مقدس و گفتگوی سازنده میان پیروان ادیان ابراهیمی بگشاید و برای پژوهشگران و دانشجویان حوزه های تاریخ ادیان، کلام تطبیقی، دین شناسی و نیز تفسیر و علوم قرآن مفید واقع شود.
سخن به درازا کشید اما بر خود بایسته می دانم از سرور ارجمندم جناب آقای مهندس سپهر محمدی اردهالی، برای بازشناسی این کتاب به من و نیز انگیزه آفرینی در من برای ترجمه ی آن و همچنین از دوست گرامی و دیرین خود جناب آقای رئوف شهبازی برای یاری رسانی به من در کار ترجمه ی برخی عبارت های دشوار سپاسگزاری ویژه نمایم. همچنین از دو استاد بزرگوارم جناب آقای دکتر محسن آرمین و سرکار خانم دکتر اعظم پویا که کار بازشناسی این ترجمه به نشر نی را تسهیل فرمودند سپاسگزارم. سرور ارجمندم جناب آقای همایی مدیر محترم نشر نی که مسئولیت بررسی، چاپ و انتشار این اثر را بر عهده گرفتند، نیز همکاران گرامی شان به ویژه سرویراستار گرامی، جناب آقای علیرضا خالقی و ویراستار پرتلاش و دقیق این ترجمه، سرکار خانم نرگس ایمانی، همگی حقی بزرگ بر گردن من دارند که شاید با این سپاسگزاری اندکی از آن را به جای آورده باشم. بسیار مشتاقم این تلاش علمی ناچیز را به استاد فرهیخته و بزرگوارم جناب آقای دکتر سالار منافی اناری که نخستین گام های این راه دراز را با رهنمودهای ایشان برداشته ام پیشکش نمایم.

«... تا چه قبول افتد و چه در نظر آید»

س. ر. شفیعی
تهران، تابستان ۱۳۹۵
یادداشت ها
۱. «خدا، آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برتری داد. فرزندانی بودند؛ برخی از نسل برخی دیگر پدید آمده. و خدا شنوا و داناست» (ترجمه ی شادروان استاد آیتی).
۲. مشخصات کتاب شناختی اثر یادشده چنین است: شفیعی، سید روح اله (۱۳۹۵). خاندان پیامبران در کتاب مقدس و قرآن، قم: دانشگاه ادیان و مذاهب.

نظرات کاربران درباره کتاب خاندان ابراهيم(ع)

این کتاب شامل چندین مقاله در خصوص حضرت ابراهیم بر مبنای متون دینی و با محوریت کلام انجیل است. مناسب برای کسانی که به دور از دیدگاه انتقادی علاقمند و معتقد به متون دینی هستند می باشد.
در 3 ماه پیش توسط علی علیزاده کارسالاری