فیدیبو نماینده قانونی ناشرمولف و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب طرز فکر

کتاب طرز فکر
روانشناسی نوین موفقیت

نسخه الکترونیک کتاب طرز فکر به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب طرز فکر

استاد خوشنام روانشناسی دانشگاه استانفورد خانم کارول دوک، در طی دهه‌های متمادی که به امر تحقیق برای دستیابی به موفقیت پرداخته است کشفی عظیم را انجام داده است که می‌تواند راه‌گشای بسیاری از مشکلات ما باشد. او به‌خوبی با سند و مدرک ثابت کرده که چرا تشویقِ هوش بچه‌ها و توانایی‌هایشان در کوتاه‌ مدت باعث تقویت عزت‌نفس نمی‌شود بلکه در کوتاه‌مدت باعث دستیابی به موفقیت می‌شود ولی در دراز مدت مانعی در رسیدن به موفقیت خواهد بود. با داشتن طرز فکر پویا ما میتوانیم به بچه‌هایمان انگیزه‌ی کافی بدهیم و به آنها کمک کنیم تا در مدرسه موفق شوند، ضمن آنکه به اهداف خودمان هم برسیم، چه از نطر شخصی و چه از نظر حرفه‌ای. دوک نشان داده چگونه یک ایده‌ی کوچک می‌تواند باعث ایجاد عشق تمام و کمال به یادگیری و انعطاف‌پذیری شود که این خود مبنای دستیابی به هر چیزی در همه‌ی زمینه‌ها است.

ادامه...
  • ناشر ناشرمولف
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.94 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۷۰ صفحه

بخشی از کتاب طرز فکر

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

فصل ۱: طرز فکرها

وقتی پژوهشگری جوان بودم، حادثه ای زندگی ام را دگرگون کرد. درگیر درک این مطلب بودم که افراد چگونه با شکست کنار می آیند و تصمیم گرفتم، برای بررسی اش ببینم، دانش آموزان چگونه با مسئله های دشوار دست وپنجه نرم می کنند. پس بچه ها را تک تک به یکی از کلاس های مدرسه آوردم تا راحت بنشینند. بعد به آنها مجموعه ای پازل دادم تا حل کنند. پرسش های ابتدایی به نسبت آسان تر بودند و بعدی ها سخت تر. دانش آموزان را می دیدم که غرغر می کردند، عرق می ریختند و سخت کار می کردند و استراتژی ها و شیوه ی فکر و احساسشان را بررسی می کردم. توقع داشتم، دانش آموزان مختلف به شیوه های گوناگونی با مشکل مواجه شوند اما چیزی دیدم که هرگز توقع نداشتم.
وقتی پسرک ده ساله ای با پرسش های دشوار مواجه شد، صندلی اش را جلو کشید، دست هایش را به هم مالید، لب هایش را لیسید و فریاد زد: «عاشق مبارزه ام!». کودک دیگری وقتی برای حل معماها سعی می کرد با رضایتمندی به من نگاه کرد و با قیافه ی حق به جانبی گفت: «می دانی، امیدوار بودم که این پرسش ها آموزنده باشند!»
از خودم می پرسیدم، این بچه ها چه مشکلی دارند. همیشه فکر می کردم، اوضاع این گونه است که آدم یا با شکست کنار می آید یا نمی آید. هرگز فکر نمی کردم، کسی عاشق شکست باشد. این بچه ها از فضا آمده بودند یا چیزی را می دانستند؟
هرکسی در زندگی الگویی دارد؛ کسی که در لحظاتی حساس، راه را نشانش می دهد و این بچه ها الگوی زندگی من بودند. آشکار بود که چیزی می دانستند که من نمی دانم و مصمم بودم، بدانم آن چیست و بفهمم چه طرز فکری می تواند، شکست را به موهبت تبدیل کند.
آن ها چه می دانستند؟ می دانستند که ویژگی های انسانی مثل مهارت های فکری را می توان با تلاش پروراند و همین کار را می کردند تا باهوش تر شوند. نه تنها با شکست دل سرد نمی شدند بلکه آن اتفاق را شکست نمی پنداشتند و فکر می کردند در حال آموختن اند.
من برخلاف آنها فکر می کردم که ویژگی های انسانی در سنگ حک شده اند. آدم یا باهوش است یا نیست و شکست خوردن یعنی باهوش نبودن، به همین سادگی. اگر می توانستید ترتیبی دهید که به موفقیت برسید و از شکست به هر قیمتی بپرهیزید، می توانستید باهوش بمانید. تلاش ها، اشتباه ها و پشتکار بخشی از این تصویر کلی بودند.
اینکه ویژگی های انسانی پروردنی هستند یا حک شده در سنگ، موضوعی قدیمی است. اینکه معنی این باورها برای شما چیست، موضوع تازه ای است و این اندیشه که هوش یا شخصیت تان رشدیافتنی و پروراندنی است و نه چیزی ثابت و ریشه دار چه پیامدهایی دارد؟ بیایید، اول نگاهی به این بحث قدیمی و دنباله دار کنیم و بعد به این پرسش بازگردیم که معنی این باورها برای شما چیست.

چرا مردم با هم فرق دارند؟

از ابتدای تاریخ، مردم متفاوت از هم فکر کرده اند، متفاوت از هم عمل کرده اند و رفتار متفاوتی داشته اند. بدیهی بود که سرانجام کسی خواهد پرسید که چرا آدم ها گوناگون رفتار می کنند. چرا بعضی باهوش تر یا اخلاقی ترند و آیا عاملی هست که همیشه آنها را متفاوت می کند؟ متخصصان در هر دو جناح گرد آمدند. بعضی ادعا کرده اند که مبنای جسمی معینی برای این تفاوت ها وجود دارد که موجب می شود، اجتناب ناپذیر و تغییرناپذیر شوند. در دوره های مختلف، تصور می شد که عامل این تفاوت ها برآمدگی های روی جمجمه (بررسی شده در علم جمجمه شناسی) و اندازه و شکل جمجمه (بررسی شده در علم جمجمه شناسی) بوده و امروزه، باور ما این است که ژن ها مسئول ایجاد این تفاوت ها هستند.
سایرین به تفاوت های عمیقی در پس زمینه ها، تجربه ها، آموزش ها و شیوه های آموزش افراد اشاره کرده اند. شاید مایه ی شگفتی تان باشد که بدانید، قهرمان بزرگ این جریان فکری، آلفرد بینت، مخترع آزمون IQ بوده است. آیا قرار نبود، آزمون IQ نشان دهنده ی میزان هوش ثابت کودکان باشد؟ درواقع، خیر. بینتِ فرانسوی که در اوایل قرن بیستم در پاریس کار می کرد، این آزمون را طراحی کرد. هدف او این بود که کودکانی را شناسایی کند که از تحصیل در مدارس دولتی پاریس بازمانده بودند. او قصد داشت، برنامه های آموزشی جدیدی بسازد، تا بتواند این کودکان را هم به مسیر آموزش و پرورش برگرداند.
او باور داشت که بدون انکار تفاوت های فردی کودکان در قدرت فکری، آموزش و تمرین می تواند، مایه ی تغییرات بنیادینی در هوش آنها شود. در اینجا نقلی از یکی از کتاب های مهم او "ایده های مدرن درباره ی کودکان" می آوریم که در آن خلاصه ای از کارش با صدها کودک مبتلا به اختلال های یادگیری را آورده است:

«چند فیلسوف مدرن بیان کرده اند که هوش فردی کمیت ثابتی است. کمیتی که افزایش پذیر است. باید، علیه این بدبینی وحشیانه اعتراض کرد و به آن واکنش نشان داد. با تمرین، کارآموزی و مهم تر از همه، داشتنِ روش می توانیم، توجه، حافظه و داوری خود را بهبود ببخشیم و به معنی واقعی کلمه بیش از پیش باهوش شویم».

حق با چه کسی است؟ امروزه متخصصان توافق دارند که مسئله ی انتخابِ یکی از دو مفهومِ ذات یا تربیت، ژن ها یا محیط نیست. از ابتدای تشکیل این مفهوم های دوتایی، بین آنها بده بستان وجود داشته است. در واقع، همان طور که گیلبرت گاتلیب، عصب شناس برجسته، گفته است، نه تنها ژن ها و محیط در رشد ما همکاری می کنند بلکه ژن ها هم نیازمند داده هایی از محیط هستند تا به درستی کار کنند. در عین حال، دانشمندان به تازگی دریافته اند که افراد در طول عمرشان برای یادگیری و رشد مغزی بیش از آنچه که پیشتر تصور می شد، ظرفیت دارند. البته هر فردی استعداد ژنتیکی یگانه ای دارد. ممکن است، افراد با خلق وخو و ظرفیت های مختلفی شروع کنند اما آشکار است که تجربه، تمرین و تلاش فردی ادامه ی راه را برای آنها ممکن کرده است. رابرت استرنبرگ که امروزه از برترین متخصصانِ مبحث هوش است، می نویسد که عامل اساسی در رسیدن افراد به تخصص «توانایی ازپیش تعیین شده ی ثابتی نیست بلکه التزامی هدفمند است» یا همان طور که بینت پیش از او تشخیص داده بود، افرادی که در ابتدای امر باهوش پنداشته می شوند، ممکن است در نهایت باهوش ترین افراد جمع نباشند.

این ها چه معنایی برای شما دارد؟ دو طرز فکر

بازگوییِ با آب و تاب نظرهای دانشمندان درباره ی مسائل علمی یک چیز است و درک کاربرد این مسائل در زندگی چیزی دیگر. تحقیقات من در طول بیست سال نشان داده است، دیدگاهی که برای خود برمی گزینید عمیقاً بر شیوه ی زندگی تان اثر می گذارد و می تواند تعیین کند در آینده فردی می شوید که می خواهید یا نه و به آنچه برایتان ارزشمند است، می رسید یا نه. این چطور اتفاق می افتد؟ چگونه باوری ساده، قدرت تغییر روان ِ شما و در نتیجه، زندگی تان را دارد؟
باور به اینکه ویژگی های تان حک شده بر سنگ هستند، یعنیطرز فکر ثابت، سببِ این نیاز می شود که خودتان را بارها و بارها اثبات کنید. بر این مبنا، داشتن مقدار مشخصی از هوش، شخصیت و منش کافی نیست و باید ثابت کنید میزان کافی از این ویژگی ها در شما یافت می شود. اگر به نظر برسد که در این ویژگی های اساسی دچار نقص هستید یا احساس کنید که نقص دارید، فایده ای ندارد.
بعضی از ما از سنینِ کم با چنین طرز فکری تربیت شده ایم. من حتی در کودکی هم روی باهوش بودن متمرکز بودم اما خانم ویلسن، معلم کلاس ششم من، واقعاً بر داشتنِ طرز فکری ثابت پافشاری می کرد. برخلاف آلفرد بینت او باور داشت که نمره های IQ کودکان، همه ی داستان هویت آنها را بازگو می کند. جای نشستن ما در کلاس براساس نمره ی IQ بود و به دانش آموزانی که بیشترین نمره ی IQ را داشتند، اعتماد می شد و اجازه داشتند پرچم را حمل کنند، تخته را پاک کنند، یا یادداشت ها را به دفتر مدیر ببرند. او فارغ از دل درد روزانه ای که جایگاه قضاوت گرش در دل ما برمی انگیخت، طرز فکر یکسانی را به وجود می آورد که در آن همه ی کلاس فقط یک هدف داشت: باهوش باش، خنگ به نظر نیا. چه کسی به آموختن اهمیت می داد یا از آن لذت می برد، وقتی هر بار که امتحانی می دادیم یا او ناممان را صدا می زد، همه ی هستی مان به خطر می افتاد؟
افراد بسیاری را دیده ام که تنها هدف شان تقویت خود در کلاس درس، در حرفه و در روابط شان بوده است. آن ها نیاز دارند که هر موقعیتی تاییدی بر هوشمندی، شخصیت یا سیرتشان باشد. هر موقعیتی را این گونه ارزیابی می کنند: موفق می شوم یا شکست می خورم؟ باهوش به نظر می رسم یا خنگ؟ پذیرفته می شوم یا نه؟ احساس پیروزی می کنم یا شکست؟
اما مگر این نیست که جامعه ی ما برای هوش، شخصیت و کاراکتر ارزش قائل است؟ مگر طبیعی نیست که این ویژگی ها را بخواهیم؟ بله، اما...

نظرات کاربران درباره کتاب طرز فکر

ترجمه خوب نیست. نشر نوین ٣ سال پیش این کتاب رو منتشر کرد، با ترجمه ای خیلی بهتر از این. چرا اینقد کتابهای تکراری منتشر میشه نمی دونم!!!
در 5 ماه پیش توسط مصطفی
ترجمه کتاب خیلی ضعیف بود. و فیدیبو انگار اصلا نظارتی روی این مسئله نداره و بیشتر بازاریابی و فروش کتاب هست. لطفا پیگیری کنید.
در 5 ماه پیش توسط رحیم عقیلی فرد
بسیار آدمای کلاه برداری هستید. به اسم فروش کتاب دیجیتال پول می گیرید بعد می گویید مطالعه آنلاین. مگر دیوانه هستم این همه اینترنت مصرف کنم و ۴۵۰۰ تومان هم پول بدهم برای یک کتاب ۱۸۰۰۰ تومانی. حرمتون باشه
در 1 ماه پیش توسط mah...1ir
کتاب جالبیه میتونه موانعی که برای رسیدن به موفقیت در ذهن ما به وجود داره رو کمرنگ تر کنه برنامه تد این نویسنده در باب همین موضوع هم موجوده. میتونید اول برنامش رو ببینید بعد تصمیم گیری کنید
در 6 ماه پیش توسط lif...s02