فیدیبو نماینده قانونی انتشارات روزنه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب راخمانينف

کتاب راخمانينف
کنسرتو پیانو شماره ۲

نسخه الکترونیک کتاب راخمانينف به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب راخمانينف

شاهکارهای تاریخ موسیقی از عظیم‌ترین بناهای تاریخ بشر هستند. داستایوفسکی پس از شنیدن اوورتور فیدلیو اثر بتهوون آن‌را «بزرگترین چیزی که تاکنون خلق شده است» توصیف می‌کند. موسیقی عظیم، تأثیری عظیم میگذارد. توصیف و ذکر تأثیری که آثار باخ، بتهوون و یا واگنر بر تاریخ و تمدن بشری داشته‌اند در این سطور نمی‌گنجد و افسوس آنکه چنین ظهور عظیمی از زیباترین هنرهای بشری، مهجورترین جلوه زیبایی‌شناسی در کشور ماست. هدف از ترجمه این مقاله، برداشتن قدمی هرچند کوتاه و ناچیز برای کاهش مهجوریت موسیقی کلاسیک در قشر کتاب‌خوان کشورمان و پاسخی به علایق و سلیقه شخصی مترجم است. راخمانینف اگرچه هیچ‌گاه جزو آهنگسازان مورد علاقه من نبوده است، اما کنسرتوی دوم او از نخستین باری که آن‌را شنیدم تاکنون جز محبوب‌ترین آثار برایم باقی مانده است.
کنسرتو پیانو شماره ۲ راخمانینف، از برجسته‌ترین آثار موسیقی قرن بیستم و از نام‌آشنا‌ترین آثار تصنیف شده برای پیانو و ارکستر است. این اثر سرشار از جلوه‌های صوتی کم‌نظیر، پرداختی پر ظرافت در توزیع تمپو و دینامیک صوتی است.
کنسرتو دوم راخمانینف، ساز پیانو را همچون تاج پادشاهی بر صدر ارکستر می‌نشاند و با ملودی‌هایی باشکوه و مدهوش‌کننده، شنونده را مات و مبهوت می‌سازد.

ادامه...
  • ناشر انتشارات روزنه
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 2.79 مگابایت
  • تعداد صفحات ۹۶ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب راخمانينف

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

درباره نویسنده

پیتر گاتمن(۱) متولد سال ۱۹۴۹ میلادی در شهر نیویورک آمریکا است. گاتمن دکتری تخصصی خود در رشته حقوق را در سال ۱۹۷۸ از دانشگاه جورج واشنگتن(۲) اخذ کرده است.
شهرت عمده گاتمن به خاطر مقاله نویسی در زمینه موسیقی کلاسیک در مجله گلدماین(۳) است. گاتمن تاکنون به خاطر مقالاتش در زمینه موسیقی کلاسیک جوایز بسیاری را از آن خود کرده است که آخرین آنها جایزه ویژه سال ۲۰۰۶ در زمینه نقد هنری، از انجمن روزنامه نگاران حرفه ای آمریکا(۴) بوده است. گاتمن در سال های ۲۰۰۲، ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ میلادی هم موفق به اخذ جایزه دیت لاین(۵) از انجمن روزنامه نگاران حرفه ای آمریکا شده بود.
دکتر گاتمن هم اکنون در معتبرترین موسسه وکالت آمریکا، وامبل کارلایل(۶) مشغول به تدریس و مشاوره در زمینه حقوق بین الملل و حقوق روزنامه نگاران است.
بسیاری از مقالات گاتمن در زمینه موسیقی کلاسیک از پایگاه اینترنتی او به آدرس زیر در دسترس هستند:
www.classicalnotes.net

راخمانینف

سرگئی راخمانینف (۱۸۷۳- ۱۹۴۳.م) اگرچه در دوران حیاتش به عنوان یکی از بزرگ ترین نوازندگان پیانو مورد احترام قرار می گرفت اما در زمینه آهنگسازی، ساخته هایش توسط عموم منتقدان معاصرش، به عنوان آثاری کهنه و قدیمی مورد نقد قرار می گرفت، چنانچه گویی از یک نوازنده تنها انتظار می رود که به نواختن بپردازد و از وظایف دیگر دوری بجوید.
چنین نقد های تندی برای عدم دخالت نوازنده در امر آهنگسازی در طول تاریخ، چه در گذشته و چه در زمان حال به سختی قابل درک و دفاع هستند. فردریک شوپن و فرانتس لیست که پیانیست های بزرگ نسل خود بودند (و البته بتهوون و موتسارت قبل از آنان) شهرت پایدار و تحسین منتقدان را از طریق اجراهای پر شور و قدرتمند از ساخته های خود به دست می آوردند.
حتی امروزه هم موسیقی دانان سبک های جز، فولکور و راک نه تنها به خاطر اجراهای متمایز و متفاوت از دیگران، که به خاطر موسیقی که ساخته اند مورد توجه قرار می گیرند.
مشکل راخمانینف مشکل ناسازگاری با زمان بود، او در دورانی که پیشرفت تند و تیز زیباشناسی و اکتشافات خشک عقلانی به پیش می تاخت، بی هیچ پروا رماتنیک و عمیقاً سنتی بود. راخمانینف عموماً اظهار می داشت که موسیقی باید از دل برآمده باشد نه از مغز.
امروزه هنگامی که مخاطبان در خلاء گویای بسیاری از موسیقی های جدی مدرن به دنبال تسکین آلام خویش هستند، این واقعیت که راخمانینف بسیار دیر و با فاصله ی نسبتاً زیاد از نسل فکری اش به دنیا آمده است به هیچ وجه مهم به نظر نمی رسد، اما در زمان حیاتش بسیار با اهمیت بود.
به عنوان نمونه، یکی از نقدهای کوته فکرانه و تنگ نظرانه در فرهنگ نامه معتبر «موسیقی و موسیقی دانان گروو» که تا چاپ سال ۱۹۵۴ این فرهنگ نامه هنوز هم در دسترس بود چنین نوشته شده است:
«موسیقی راخمانینف اگرچه قابلیت تاثیر گذاری بر مخاطب را داشت اما در بافت یکنواخت بود» و می افزاید: «موسیقی وی در اصل و به طور عمده، شامل لحن احساساتی مصنوعی به همراه فیگورهای موسیقیایی ساخته شده با آرپژ بود. به همین علت باید گفت محبوبیت عمومی تعداد کمی از آثار وی، دوام زیادی نخواهد داشت.»
در چاپ سال ۲۰۰۱، این فرهنگ نامه اشتباهات ارزیابی های خود را با رد تمامی نقدهای قبلی، به طور جزئی جبران نموده است: «راخمانینف از قدرت نوازندگی اش برای خلق آثار نامعقول و خالی از معنا، به منظور نمایش تکنیکی نوازندگی پیانو استفاده نکرد بلکه ترجیح داد از آن برای کشف امکانات بیانی و ابزار جدید و بدیع صدا دهی پیانو استفاده کند... آثار راخمانینف حتی در تاثیرپذیرترین قسمت های خود، از نظر شیوایی و تغزلِ بیانی، بی همتاست».
همانطور که مشاهده می کنید در گذشته حتی در معتبرترین منابع نقد موسیقی، آثار راخمانینف برای به دوش کشیدن عبارت «خسته کننده» نفرین شده بود، اما اکنون برای «تنوع ماهرانه» و دقت در بیان «تضاد عمدی معنایی» مورد تحسین و ستایش واقع می شود.
برای کسی که به ظاهر بسیار قدیمی و از مد افتاده نشان می داد، راخمانینف در امر نوازندگی و آهنگسازی بسیار خلاف عرف عمل می کرد و از قیود و رسوم آزاد بود.
پس از دریافت بالاترین نمرات ممکن در کنسرواتوار مسکو (کسب چنین نمراتی تا آن زمان بی سابقه بود) راخمانینف آموزش ویژه ی پیانو خود را زیر نظر نیکولای اسویروف(۷) (یک آموزگار منضبط و خشک که هنرجویانش را برای مطالعه و تمرین پیانو به مدت پنج سال در خانه شان محبوس می کرد) به پایان رساند.
راخمانینف در سن نوزده سالگی با خلق پرلود در دو دیز مینور(۸) به شهرت بسیار زیادی رسید. این پرلود که یک اثر چهار دقیقه ای قابل ملاحظه و فراموش نشدنی از برش های کروماتیکِ حسرت آلود و پر رنگ و لعاب است، باعث می شود تا مخاطبان با کمال میل تا پایان رسیتال به منظور شنیدن دوباره این قطعه به انتظار بنشینند.



در حالی که استقبال پرشور از این اثر، سکوی پرشی برای یک هنرجوی ناشناخته بود اما راخمانینف بعدها از معروفیت بیش از اندازه این پرلود سرخورده شد. در حقیقت شهرت بیش از اندازه پرلود در دو دیز مینور باعث شده بود تا دیگر آثار بزرگ و معتبر راخمانینف تحت الشعاع آن قرار بگیرند.

رهبری ارکستر

راخمانینف همراه با اجرای آثار خود به عنوان پیانیست، در سال ۱۸۹۷ برای اولین بار در یک تالار اپرا که توسط یک نجیب زاده تاسیس شده بود دست به رهبری ارکستر زد. پس از آن در تالار اپرای بولشویک، جایی که بسیاری از معروف ترین موسیقی دانان روسیه در آن جمع بودند، مشغول به رهبری ارکستر شد.
البته چنین مسئله ای به هیچ عنوان غیرمعمول نیست. پیانیست های معروفی در تاریخ موسیقی از فلیکس مندلسون تا لئونارد برنستاین، آندره پروین و ولادیمیر اشکنازی، کلاویه های پیانوی خود را با چوب رهبری ارکستر تعویض کردند.
راخمانینف بدون هیچ گونه آموزش مستقیم، تمامی نکات رهبری ارکستر را به تنهایی آموخته بود و تمامی اپراهای تحت رهبری اش (البته به استثنای اپراهایی که خودش تصنیف کرده بود ) به موفقیت های بسیاری رسیدند.
در سال ۱۹۰۵ راخمانینف مجموعه ای از کنسرت های ارکسترال راه اندازی کرد که تمامی وقت و توجهش را تا شروع سال بعد گرفت.
بری مارتین(۹) که یکی از معروف ترین زندگی نامه نویسان و ستایش گران راخمانینف است، در کتاب معتبر خود «راخمانینف: آهنگساز، پیانیست، رهبر ارکستر»(۱۰) توصیفی قابل توجه از رهبری ارکستر راخمانینف ارا ئه می دهد.
روش رهبری راخمانینف دقیق، جامع و سخت گیرانه بود. با ظاهری آرام و با انضباطی مبتنی بر وقار و آرامش و فارغ از اضطراب بر روی سکوی رهبری می ایستاد.
راخمانینف برای حرکات محدودش در هنگام رهبری ارکستر شناخته شده بود و همین موضوع نشان می داد که او قدرت زیادی برای حفظ آرامش خود در هنگام رهبری داشت.

نظرات کاربران درباره کتاب راخمانينف