فیدیبو نماینده قانونی ناشرمولف و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب درباره اعتماد به نفس

کتاب درباره اعتماد به نفس
مدرسه زندگی

نسخه الکترونیک کتاب درباره اعتماد به نفس به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب درباره اعتماد به نفس

مردم اغلب زمانی که می‌خواهند اعتماد به نفس ما را پیشاپیش لحظات چالش‌آور افزایش دهند توجه ما را به نقاط قوتمان جلب می‌کنند: باهوش بودنمان، شایستگی‌ها و تجربیاتمان. اما چنین کاری می‌تواند پیامدهای ناخوشایندی داشته باشد. یک نوع خاص از عدم ‌اعتماد به نفس وجود دارد که وقتی خیلی به بزرگی و شایستگی‌های خودمان دلبستگی پیدا می‌کنیم پدید آمده و ما در برابر هر موقعیتی که ممکن است تهدیدی برای بزرگی ما باشد اضطراب پیدا می‌کنیم. از چالش‌هایی اجتناب می‌کنیم که در آنها خطر این وجود دارد که مسخره به نظر برسیم؛ در حالی که، تقریباً تمام موقعیت‌های بسیار جالب چنین هستند. در شهری غریب، تمایلی نداریم از فردی بخواهیم ما را به کافه‌ای خوب راهنمایی کند؛ چون ممکن است آن فرد فکر کند که ما توریستی نادان و قابل ترحم و گمشده هستیم. ممکن است آرزوی این را داشته باشیم که کسی را ببوسیم، اما هرگز این آرزو را بیان نمی‌کنیم؛ زیرا می‌ترسیم آن فرد ما را چون بازنده‌ای ددمنش از خود براند. در محل کار، درخواست ترفیع نمی‌کنیم، زیرا ممکن است مدیران عالی‌رتبه ما را خودبزرگ‌بینی متوهم محسوب کنند. بر اساس کوششی دسته‌جمعی برای این که احمق به نظر نرسیم، خیلی از پیله‌ی خودمان دور نمی‌شویم. در نتیجه، حداقل هر از گاهی، بهترین فرصت‌های زندگی‌مان را از دست می‌دهیم...

ادامه...
  • ناشر ناشرمولف
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.58 مگابایت
  • تعداد صفحات ۰ صفحه

بخشی از کتاب درباره اعتماد به نفس

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

یک: مقدمه

بسیاری از موفقیت های بزرگ نتیجه ی استعداد یا مهارت بیشتر نبوده اند؛ بلکه صرفاً حاصل خوش بینی ای روحی بوده اند که ما آن را اعتماد به نفس می نامیم. پی بردن به این نکته می تواند موجب احساس شکست و تواضع شود.
ما زمان زیادی را صرف به دست آوردن اعتماد به نفس در رشته های تخصصی فنی می کنیم: معادلات درجه دو، مهندسی زیستی، اقتصاد یا پرش با نیزه. اما نیاز دیرینه و اساسی برای کسب گونه ای فراگیر تر از اعتماد را نادیده می گیریم؛ اعتمادی که می تواند به ما در طیف وسیعی از وظایف کمک کند: در صحبت کردن با غریبه ها در مهمانی ها، خواستگاری کردن، در خواست از همسفری برای کم کردن صدای موسیقی اش، تغییر دادن جهان.
چون اغلب اوقات اعتمادی در خود سراغ نداریم، در نهان، داشتن آن را حاصل شانس عجیب و غریب و تکرارنشدنی محسوب می کنیم. برخی افراد، بر اساس دلایلی که شاید روزی دانشمندان عصب شناسی کشف کنند، اعتماد به نفس زیادی دارند. اما ما به خودمان می گوییم که راجع به موقعیت خودمان کاری از دستمان برنمی آید. ما در دام میزان اعتماد به نفسی که با آن زاده شده ایم گیر افتاده ایم.
در واقع، برعکس این درست است. اعتماد به نفس مهارت است، نه هدیه ای خداداد. اعتماد به نفس، مهارتی مبتنی بر مجموعه ایده هایی در مورد جهان و جایگاه طبیعی ما در آن است.



این ایده ها را می توان به طور روشمند مورد مطالعه قرار داد و یاد گرفت. به این ترتیب، می توان بر ریشه های تردید بیش از حد و دنباله روی غالب شد. می توانیم هنر اعتماد را بیاموزیم.

دو: حماقت و اعتماد به نفس

مردم اغلب زمانی که می خواهند اعتماد به نفس ما را پیشاپیش لحظات چالش آور افزایش دهند توجه ما را به نقاط قوتمان جلب می کنند: باهوش بودنمان، شایستگی ها و تجربیاتمان. اما چنین کاری می تواند پیامدهای ناخوشایندی داشته باشد. یک نوع خاص از عدم اعتماد به نفس وجود دارد که وقتی خیلی به بزرگی و شایستگی های خودمان دلبستگی پیدا می کنیم پدید آمده و ما در برابر هر موقعیتی که ممکن است تهدیدی برای بزرگی ما باشد اضطراب پیدا می کنیم. از چالش هایی اجتناب می کنیم که در آنها خطر این وجود دارد که مسخره به نظر برسیم؛ در حالی که، تقریباً تمام موقعیت های بسیار جالب چنین هستند.
در شهری غریب، تمایلی نداریم از فردی بخواهیم ما را به نوش کده ای خوب راهنمایی کند؛ چون ممکن است آن فرد فکر کند که ما توریستی نادان و قابل ترحم و گمشده هستیم. ممکن است آرزوی این را داشته باشیم که کسی را ببوسیم، اما هرگز این آرزو را بیان نمی کنیم؛ زیرا می ترسیم آن فرد ما را چون بازنده ای ددمنش از خود براند. در محل کار، درخواست ترفیع نمی کنیم، زیرا ممکن است مدیران عالی رتبه ما را خودبزرگ بینی متوهم محسوب کنند. بر اساس کوششی دسته جمعی برای این که احمق به نظر نرسیم، خیلی از پیله ی خودمان دور نمی شویم. در نتیجه، حداقل هر از گاهی، بهترین فرصت های زندگی مان را از دست می دهیم.
در قلب کمبود اعتماد به نفس ما تصویری کج وکوله از جاه و جلال فردی عادی وجود دارد. ما تصور می کنیم که پس از سنی معین، می توانیم از مسخره شدن اجتناب کنیم. ما از وجود گزینه ای اطمینان داریم که بر اساس آن می توان همیشه زندگی خوبی داشت و هرگز کارهای احمقانه ی تمام عیار نکرد.
یکی از جذاب ترین کتاب هایی که در دوران مدرن نخستین اروپا، کتاب در ستایش دیوانگی(۱) (۱۵۰۹) نوشته اراسموس(۲)، عالم و فیلسوف هلندی است. اراسموس در این کتاب استدلالی فوق العاده رهایی بخش را پیش می برد. با لحنی صمیمی، او به ما یادآوری می کند که همه، هر چقدر هم مهم و تحصیل کرده، احمق هستند. هیچ کس، حتی خود نویسنده، از این مبرا نیست. اراسموس تاکید می کند که او هر چقدر هم که تحصیل کرده باشد، هنوز هم مثل هر فرد دیگری خنگ است: داوری هایش اشتباه است؛ شهواتش بر او چیره می شوند؛ قربانی خرافه و ترس های غیرعقلانی است؛ هر وقت قرار است با فردی جدید ملاقات کند خجالت می کشد؛ در مهمانی های شام باشکوه چیزهایی را به زمین می اندازد. این امر بسیار خوشحال کننده است، زیرا بدین معناست که حماقت های مکرر ما نباید مانع حضور ما در بهترین جمع ها شود. خل و چل به نظر رسیدن، سوتی دادن و کارهای عجیب و غریب کردن در شب ما را اعضای نامناسبی برای حضور در جمع ها نمی کنند؛ بلکه شباهت ما را به بزرگ ترین عالم رنسانس در اروپای شمالی بیشتر می کنند.
پیام شادی آور مشابهی را می توان از اثر پیتر بروگل(۳) دریافت کرد. تابلوی نقاشی او با عنوان ضرب المثل های هلندی(۴) دیدگاهی توهم زدایی شده و خنده آور از سرشت بشری را نشان می دهد. از نظر بروگل همه دیوانه هستند: مردی دارد پولش را داخل رودخانه می اندازد؛ سربازی روی آتش چمباتمه زده و شلوارش را می سوزاند؛ فردی دارد به طور عمدی سرش را به دیواری می کوبد و فرد دیگری دارد دیگری دارد ستونی را گاز می گیرد. مهم تر این است که این نقاشی به عده ی محدودی از افراد بد غیرعادی حمله نمی کند: تصویری از بخش هایی از همه ی ماهاست.



پیتر بروگل پدر، ضرب المثل های هلندی، ۱۵۵۹

آثار بروگل و اراسموس نشان می دهند که راه رسیدن به اعتماد به نفس این نیست که از بزرگی خودمان اطمینان کسب کنیم: ناگریز باید با مسخرگی آشتی کنیم. ما الان احمقیم، در گذشته احمق بوده ایم و در آینده هم احمق خواهیم بود؛ و اشکالی هم ندارد. گزینه ی دیگری در دسترس انسان ها نیست.
وقتی به خودمان اجازه می دهیم که بیش از حد در معرض جنبه های قابل احترام دیگران باشیم، ترسو می شویم. رنجی که مردم برای عادی به نظر رسیدن می برند چنان زیاد است که به طور جمعی تصور خامی پرورانده ایم که حاکی از امکان عادی بودن است و این امر برای همه مشکل آفرین است.
وقتی که یاد بگیریم خودمان را ذاتاً احمق ببینیم، دیگر انجام کارهایی که ممکن است ما را احمق جلوه دهند اهمیتی برایمان نخواهد داشت. فردی که می خواهیم او را ببوسیم ممکن فکر کند ما مسخره ایم. فردی که در شهری غریب از او آدرس پرسیدیم ممکن است با نظر تحقیر به ما نگاه کند. اما اگر این افراد چنین رفتاری داشته باشند، خبر تازه ای برای ما نخواهد بود. آنها تنها دارند چیزی را تایید می کنند که ما مدت ها پیش با طمانینه پذیرفته ایم: ما – مانند آنها و هر فرد دیگری روی زمین – خل وچل هستیم. خطر تلاش کردن و شکست خوردن دیگر چنان گزنده نخواهد بود. ترس از تحقیر شدن دیگر در سایه های ذهنمان در کمینمان نخواهد نشست. وقتی بپذیریم که شکست هنجار است، آزادانه چیزها را امتحان خواهیم کرد. و هر از گاهی، از میان تمام دست رد به سینه خوردن ها – که از همان ابتدا به حساب آورده بودیم- موفقیتی کسب می شود: بوسیده می شویم، دوستی پیدا می کنیم و اضافه حقوق می گیریم.
راه رسیدن به اعتماد به نفس با این مراسم روزانه آغاز می شود: هر روز صبح قبل از بیرون رفتن از خانه، با صداقت تمام به خودتان بگویید که من ابله ام، کودن ام، بیشعور و نادان ام. از آن به بعد، چند کار احمقانه ی دیگر چندان اهمیتی نخواهد داشت.



درباره اعتماد به نفس

از سری کتاب های مدرسه ی زندگی

گروه نویسندگان

مترجم: سمیه رضایی


حق انتشار الکترونیک برای فیدیبو محفوظ است

نظرات کاربران درباره کتاب درباره اعتماد به نفس

در این که ما به دلیل شرم هایی که بنا به سنت، خانواده و ... در وجود ما شکل گرفتند خیلی از فرصت هامونو از دست میدیم شکی نیست با این حال امیدوارم موضوع اعتماد به نفس با بی حیایی در عصر جدید یکسان پنداشته نشه، بابت کتابهای رایگان ممنونیم فیدیبو
در 3 ماه پیش توسط مهدی جباری
مرسی. کتابای مدرسه زندگی خیلی خوبن. هم موضوعاشون هم اینکه اصلا کلیشه‌ای نیست مطالبش.
در 3 ماه پیش توسط مصطفا بلند قامت
تقریبا دو ماهه که دنبال یه کتاب در مورد اعتماد به نفس میگشتم ولی نظراتی که در مورد کتابهای اعتماد به نفس میدیم باعث میشد از خریدشون منصرف شم . فیدیبوی عزیزم ، ممنون بخاطر کتاب رایگانت 😍💕خیلی خوشحال شدم ، امیدوارم کتاب خوب و مفیدی باشه
در 3 ماه پیش توسط callisto sahra
ممنون که کتاب ها رو رایگان در اختیار میزارید.
در 3 ماه پیش توسط Ghazal
طعم خوش زندگی یعنی همین کتاب های رایگان
در 3 ماه پیش توسط کیانوش مروت
خیلی خوبه ولی ترجمه خوبی نداره نویسنده تا کامل کتاب رو درک نکنه نمیتونه ترجمه خوبی داشته باشه. ممنون از فیدیو.
در 2 ماه پیش توسط rez...761
اعتماد به نفس، مهارت است و در نتیجه با تمرین قابلیت بهبودی دارد. این کتاب نکاتی ساده و مهم درباره عواملی که ممکن است باعث کاهش اعتماد به نفس شود اشاره می‌کند. ۱. از موقعیت ها دوری می‌کنیم چون فکر می کنیم ممکن است احمق به نظر برسیم. درصورتیکه ما و همینطور دیگران تا حدی احمق هستیم و نباید ازین اتفاق بترسیم! "وقتی بپذیریم شکست هنجار است، آزادانه چیزها را امتحان خواهیم کرد." ۲.سندرم دغلبازی: ما از درونِ پرعیب خود و بیرونِ بی نقص دیگران آگاهیم و این سبب کاهش اعتماد به نفس ما می‌شود. دوباتن با اشاره به حرف مونتنی درباره اینکه شاهان و فیلسوفان هم مدفوع می‌کنند این حقیقت را به ما یادآوری می‌کند که شک به خود و احساس عدم کفایت برای شاهان و فیلسوفان نیز مایه عذاب است. ۳.ایمان به سیستم: وقتی ایده هایمان را به جهان معرفی می‌کنیم معمولاً جوابی که می‌شنویم "نه" است. ما دیگران را خردمند و خود را خطاپذیر می‌بینیم در صورتیکه دنیای انسانی با دنیای ایده آل فاصله زیادی دارد. ۴.تاریخ اکنون است. ما تصور می‌کنیم انسان ها همه چیز را تا کنون کشف کرده یا بهبود داده اند و دیگر کاری نمی شود کرد. اغلب چیزهایی که وجود دارند تصادفی اند و ما باید به این جریان بپیوندیم و هرچند اندک مسیر آن را تغییر دهیم. ۵. تجربه: این تصور غلط که فکر می‌کنیم کارها بایستی از آنچه که در واقع هستند آسانتر باشند. یک استندآپ کمدین رنج مسیر موفقیت خود را نشان نمی دهد ولی نباید فکر کنیم سختی ای وجود ندارد. ۶.مرگ: ما خیلی کارها را با فکر نکردن به مرگ، پشت گوش می اندازیم. ۷.دشمنان: ما نباید به دشمنان خود جایگاهی والاتر از خودمان بدهیم و مورد آزار حرف های زننده آنها قرار بگیریم. باید یاد بگیریم با آن روند حرکت کنیم و آماده طوفان باشیم. ما شاید زخمی شویم اما با طلوع خورشید به ساحل امن بازمی گردیم. ۸. خودتخریبی: ما با ترس از شکست سبب شکست خود می شویم. ۹. عدم اعتماد به اعتماد به نفس، از نظر فرهنگی پسندیده است و فروتنی امری مثبت است اما این همیشه خوب نیست چون ممکن است ما اعتماد به نفس نداشته باشیم که کار درست را انجام دهیم و خوبی کنیم!
در 2 ماه پیش توسط مهرداد سوار
خیلی خوب بود. مختصر و مفید. روان. کاربردی. بدون پرگویی و حرف های تکراری. با ترجمه ای خوب. مرسی فیدیبو
در 2 ماه پیش توسط مهتاب وکیل
در واقع این کتاب منو غافلگیر کرد؛ انتظار نداشتم مفید باشه. اول از همه یکی از خوبی های این کتاب اینه که خیلی کوتاهه؛ در نتیجه مثل خیلی از کتاب های مشابه موضوع کش داده نشده دوما اینکه کتاب سعی میکنه با تغییر یکسری نگرش هاتون نسبت به زندگی بهتون کمک کنه که در مورد من بهم کمک کرد. البته انتظار معجزه نباید داشت.
در 2 ماه پیش توسط S.M.Mahdi Ziaei
متشکرم از کتابهایی مجانیتون. این کتاب جدای از عنوان جذاب و محتوای مفیدش که انتخابی دلچسبه، ترجمه روانی داره که موجب آسایش خواننده هست. از مترجم نیز متشکرم.
در 3 ماه پیش توسط افشین مقیمی