فیدیبو نماینده قانونی انتشارات نظری و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب جشن‌های كهن ايرانی

کتاب جشن‌های كهن ايرانی

نسخه الکترونیک کتاب جشن‌های كهن ايرانی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب جشن‌های كهن ايرانی

با آغاز نوروز، جهان یک سال بر عمرش افزوده می‌شود این پیری همه‌ی مردم را در بر می‌گیرد، نوروز جشن باززایی است؛ در هر زایشی، شادی را باید پاس داشت. ما دوست داریم هر چیزی را که مایه‌ی شادی و خوشایندی است جشن بگیرم، این جشن گرفتن‌ها گونه‌ای سپاس‌گزاری است از آفریننده‌ی هستی، برگزاری هر جشن، اُمید به زندگی و پویش به‌سوی کارآیی را افزایش می‌دهد. کشور ما از زمان‌های بسیار دور، دورتر از تاریخ، جشن‌هایی را داشته است؛ کم نیستند جشن‌هایی که گذشت زمان آن‌ها را از یاد برده است، با این همه برخی جشن‌ها برای‌مان مانده‌اند. راز جاودانگی این جشن‌ها را باید در گوهر طبیعی آن دانست نوروز ما را به پیش از آمدن آریایی‌ها می‌برد زیرا این جشن بومیانی است که پیش از دوره‌ی آریایی‌ها در این سرزمین بزرگ زندگی می‌کردند. اگر ما برای داوری میان اسطوره‌ها و تاریخ پیوندی را برقرار کنیم آگاه خواهیم بود که از دوردستِ اساطیر، آیین‌هایی مانند دیویسنا (مزدایسنا)، مهرپرست‌ها، طرفداران شریعت موسی، مسیحیان، مسلمانان، زروانی‌ها، مانوی‌ها و در دوره‌هایی در بخشی از فلات ایران، هندوها و بودایی‌ها زندگی می‌کرده‌اند و هر یک از آنان افزون بر جشن‌های دینی، آیین‌ها و رسم‌هایی داشته‌اند که در انجام این جشن‌ آزاد بوده‌اند اما جشن‌هایی هم داشته‌ایم که ایرانیان با هر دین و مذهب و اندیشه‌ای به برگزاری آن علاقه‌مند بوده و هستند و در یک نگاه گذرا می‌توان این جشن‌ها را به شش گروه بخش کرد: ۱) جشن‌های دینی ۲) جشن‌های دستوری ۳) جشن‌های کشاورزی ۴) جشن‌های فردی و خانوادگی ۵) جشن‌های دوره‌ای ۶) جشن‌های ملی

ادامه...
  • ناشر انتشارات نظری
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 1.18 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۲۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب جشن‌های كهن ايرانی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



یادداشت یکم

۱ فروردین
در سروستان باز است به سروستان چیست؟
اورمزد است، خجسته سرِ ماه و سرِ سال
«منوچهری دامغانی»
«درآمد»
از سده های پیش از گسترش آیین بِه ْ دینی در سرزمین کهن سال ایران، آیین ها و اَیدهایی [عیدهایی] برای ما به یادگار مانده است که گذشت دوران پر فراز و نشیب، نه از ارج و ورج آن کاسته و نه توانسته است یاد آن ها را در پستوی تاریک تاریخ به بند بکشد. این جشن ها، آیین ها، اَیدها جدا از جشن ها و آیین هایی است که پیروان هر کیش و آیینی برای خود دارند، مانند روز زایش «اَشوزردشت» یا میلاد عیسای ناصری و یا برگزیده شدن حضرت محمد (ص) به پیامبری.
اَیدها و جشن های دینی، هر یک پیروان ویژه ی خود را دارند و برگزاری این آیین ها و جشن ها، نشان دلبستگی و باور به آن دین و کیش است که سخت در خور ستایش است و باید چنین باشد که هست؛ من بر این باورم که اَیدها و جشن های کهن ایرانی که از چشمه ی خودجوش جان و دل مردم جوشیده است سر ستیزه و ناسازگاری با هیچ دین و مذهب و آیینی ندارد، به همین چم است که در دوره های تاریخ چند هزار ساله ی این کشور دیرپای، زنده و جاویدان، نه کیش مهرپرستی، نه آیین بِهْ دینی، نه اندیشه های مانی و مزدک، هیچگاه سر ناسازگاری با این جشن ها را نداشته اند.
ایرانیان اگر چه آگاهانه به دین اسلام گرویدند و آتشکده ها را رها کردند و به مزگت ها روی آوردند اما نه جشن های نوروزی را فراموش کردند و نه به دین باوری شان گزندی رسید؛ از سویی باید به این کنا [موضوع] خستو شد که ایرانی ها، آگاهانه چهره ی این جشن ها را با پیرایه هایی چنان در خور آراستند که هم با آیین های دین باوران مسلمان سازگار باشد و هم بتواند در آیین تازه جایگاهی شایسته را به خود اَویژه کند؛ اکنون این پرسش پیش می آید که راز ماندگاری این جشن ها چیست؟ چه نیرویی در پس این فرهنگ و این آیین هاست که آن ها را چنین شکوهمند و پایدار نگه داشته؟ پاسخ به این پرسش و پرسش هایی از این دست را باید در کالبدشناسی این جشن ها دانست.
من بر آنم که در این دفتر، پیش از پرداختن به چند و چونی این آیین های خجسته ی دیرپایی که شمار آن ها گاه به سَد [صد] می رسد به واکاوی چند واژه بپردازم؛ واژه هایی که نشان از فرهنگ، فرزان و فرزانگی را در خود دارد عبارتند از: اَید (عید)، جشن، زن، روز، آتش (آذر)، آب، باد، خاک، آسمان، ماه، خورشید، هفته، سال، برج و دین؛ آنگاه به فرزان پیدایی جشن هایی بپردازم که جشن های ملی ایرانیان اند، جشن هایی مانند نوروز، جشن سوری، جشن تیرگان، جشن مهرگان، جشن یلدا، جشن سده و جشن زنان؛ باشد که دلبستگان به جشن های کهن ایرانی را به کار آید، امید آنکه چنان این یادداشت ها به سامان برسد که این کار انجام شده برایم پشیمانی به بار نیاورد.

«اورمزد روز» از فروردین ماه

یادداشت دوم

۲ فروردین
فرخش باد و خداوندش فرخنده کناد
عید فرخنده ی بهمن جنه و بهمن ماه
«فرخی سیستانی»
اَید (عید)
عید روز جشن است؛ عید جشن است باید آن را روز شادی دانست در قرآن [سوره ی مائده آیه ی ۱۱۴] واژه ی عید به معنی بازگشت (معاد)، عادت و تکرار آمده است، «تَکونُ لَنَا عِیدًا». هرگاه سخن از عید می شود نوروز به یاد می آید، نوروز جشنی است که پیش از پیدایش دین هایی مانند مهرپرستی یا زردشت برای ایرانی ها شناخته شده بود؛ اکنون این پرسش پیش می آید که واژه ی عید از چه دوره ای به جشن نوروز گفته شد؟ آیا نوروز را باید جشن نوبهار گفت یا عید نوروز؟
نگاهی به نوشته ی نوروزنامه ها نشان می دهد که نه ایرانیان و نه مسلمانان ایران، هیچ گاه از این روز که آغاز سال است با نام عید یاد نکرده اند؛ در کتاب «نوروز نامه» نوشته ی ملامحسن فیض کاشانی که از بزرگان جهان تشیع است درباره ی نوروز چنین آمده است:

اما بعد چنین روایت کرده، معلی بن خنیس که در روز نوروز، نزد منبع حقایق و دقایق امام جعفر صادق (ع) رفتم، فرمود: آیا می دانی امروز چه روزی است؟
گفتم: فدای تو شوم روزی است که عجمان تعظیم آن می نمایند و هدیه به یکدیگر می فرستند.
فرمود به خانه ی کعبه سوگند که باعث آن تعظیم امری قدیم است بیان می کنم آن را برای تو تا بفهمی.
گفتم: ای سید من، دانستن این را دوست تر دارم از آن که دوستان مرده ی من زنده شوند و دشمنان من بمیرند، پس فرمود: ای معلی، نوروز روزی است که خدای تعالی عهدنامه از ارواح بندگان خود گرفته که او را بندگی کنند، و دیگری را با او شریک نسازند و ایمان بیاورند به فرستاده ها و حجت های او و ائمه ی معصومین صلوات الله علیهم اجمعین، و اول روزی است که آفتاب طلوع کرد و بادی که درختان را بارور می سازد وزیده و خرمی زمین آفریده شده و روزی است که کشتی نوح بر زمین قرار گرفته . (معین، ۲۶۴ و ۲۶۵)

در سراسر این رساله سخن از نوروز است و نام عید بر آغاز یا پایان آن نیامده است. «خیام» شاعر، ریاضی دان و حکیم سده ی پنجم هم کتابی به نام «نوروزنامه» دارد که درباره ی نوروز این گونه نوشته است:

در این کتاب که بیان کرده آمد در کشف حقیقت نوروز که به نزدیک ملوک عجم کدام روز بوده است و کدام پادشاه نهاده است؟ و چرا بزرگ دانسته اند آن را؟
(خیام، ۳۰۶)

خیام در پاسخ این پرسش می نویسد که:

اما سبب نهادن نوروز آن بوده است که چون بدانستند که آفتاب را دو دور بود، یکی آنکه هر سیصد و شصت و پنج روز و ربعی از شبانه روز به اول دقیقه ی حمل [بره] باز آید به همان وقت و روز که رفته بود بدین دقیقه نتواند آمدن، چه هر سال از مدت همی کم شود و چون جمشید آن روز را دریافت نوروز نام نهاد و جشن آیین آورد و پس از آن پادشاهان و دیگر مردمان بدو اقتدا کردند (خیام، ۳۰۶)

شاعران پارسی گوی نیز نوروز را جشن شادمانی دانسته اند:

خدایگانا، رامش گزین و شادی بین
که مژده دادت از بخت ماه فروردین
«مسعود سعد سلمان»

«حافظ» هم از نوروز و باد نوروزی سخن می گوید و به وصف دگرگونی های پدیده های زمینی می پردازد:

زکوی یار می آید نسیم باد نوروزی
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
«حافظ»

انگار شاعران، نویسندگان و دانشمندان دینی هم نوروز را عید نمی دانسته اند و برآن بودند تا از آن با واژگانی مانند روزِ نو، نوبهار، آیین جم، نسیم باد نوروزی و... یاد کنند؛ با این همه ایرانیان پیش از آشنایی با آیین اسلام و پذیرش مسلمانی هم با واژه اَید (عید) آشنا بوده اند، زیرا در پارسی باستان واژه ی اَید (عَید) به معنی جشن است؛ در واژه نامه ی بغستان (بیستون) واژه های ترکیبی، بگ ایادی، بگ اَیاد (bag aid) دیده می شود.
واژه ی بگ (bag) به معنی آفریدگار است، این همان واژه ای است که به گونه ی «بَغ» هم آمده است، اما اَید (aid) جشن یا آیینِ ستایش آفریدگار است. «محمد مقدم» بر این باور است که واژه ی عَید، از ی د (اَ یَ د) فارسی باستان گرفته شده است؛ جا دارد همین جا خستو شوم که آنچه درباره ی اَید (عید) در این یادداشت آوردم، باورِ «مهمند شیدرنگ» و دکتر «محمد مقدم» است که با زبان اوستایی آشنایند. اکنون باید به پرسش دیگری پاسخ داد که چگونه واژه ی اَید فارسی باستان به واژه ی عَید عربی تبدیل شد؟
پاسخ چندان سخت نیست زیرا در فارسی باستان اَید به معنی جشن یا آیین ستایش است بنابراین ما جشن نوروز داریم یا اَید نوروز؟ در زبان عربی هم که عَید اگر چه به معنی بازگشت است اما در هر عَیدی آیین هایی برگزار می کنند وانگهی در هر نوروزی، ما با بازگشت سال روبه رو می شویم، بازگشت نوبهار آن هم پس از زمستانی سرد.

«روز وهومن» (بهمن) از فروردین ماه

نظرات کاربران درباره کتاب جشن‌های كهن ايرانی