فیدیبو نماینده قانونی آسیم و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب اوج موفقیت

کتاب اوج موفقیت
برنامه هفت مرحله‌ای برای دستیابی به موفقیت

نسخه الکترونیک کتاب اوج موفقیت به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب اوج موفقیت

همه ما به یک هوش و ذکاوت درونی مجهّزیم، در عمق وجودمان درایتی نهفته است. این درایت توان آن را دارد که زندگی ما را هدایت کند. به سؤالاتمان جواب دهد و راهنمایمان شود. وقتی اعتماد کردن به این درایت را می‌آموزیم زندگی‌مان غنی‌تر، سرشارتر و ساده‌تر می‌شود و در نهایت به موفقیت بیشتری دسترسی پیدا می‌کنیم. امّا، برای دسترسی به این درایت، استفاده از زور بی‌فایده است، از تلاش و تقلاّ کاری ساخته نیست. درست برعکس، تنها در آرامش است که می‌توانیم با این فراست در تماس شویم. تنها وقتی آرام می‌گیریم و گوش می‌دهیم می‌توانیم به جایی برسیم. تقریبا مانند آن است که از سر راه خود کنار برویم تا نبوغ درونمان فرصت بیدار شدن پیدا کند و وقتی به واقع بیدار می‌شود، اتفاقی جادویی می‌افتد. زندگی‌تان قوام می‌گیرد. نقطه‌نظرهایی به ذهنتان خطور می‌کند. مجبور نیستید دنبال نقطه نظر بگردید. شک و تردید جای خود را به نبوغ و اعتماد و اطمینان و دانسته‌های درونی می‌دهد. گاه بیش از اندازه نگران می‌شویم، گاه خودمان را خسته می‌کنیم و از خود زیاد کار می‌کشیم. مسائل را بیش از اندازه و بی‌تناسب بزرگ می‌کنیم و به چیزهای بی‌اهمیت بها می‌دهیم. اشکال اینجاست: بعد از مدتی فراموش می‌کنیم که هر موفقیتی را نصیب ببریم برخلافِ این تمایلات است و مطمئنا موفقیتهایمان ناشی از تلاش و تقلاّی بی‌مورد نیست. اغلب اوقات، نگرانیهای ما و شتاب و عجله دائمی که به خرج می‌دهیم چیزی بیش از پرت شدن حواسمان نیست. این کتاب به شما کمک می‌کند تا میان آنچه برای رسیدن به موفقیت ضرورت دارد و آنچه که می‌توان رها کرد و از کنارش گذشت تفاوت قایل شوید.

ادامه...
  • ناشر آسیم
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.38 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۶۳ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب اوج موفقیت

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

مقدمه: اوج موفقیت چیست؟

اگر به موفقیت حرفه ای و شخصی دست یافته اید و با این حال می ترسید که به آنچه خواسته اید رسیده باشید و جایی برای پیشرفت بیشتر باقی نمانده باشد بدانید که اوج موفقیت می تواند نصیب شما شود.
اگر می خواهید به رویایی تحقّق بخشید، خواه این رویا شروع کار جدیدی باشد یا رسیدن به مقام بالای شرکتی که در آن کار می کنید، اگر رویایتان این است که به دور دنیا سفر کنید، به آمادگی جسمانی عالی برسید، اگر می خواهید پا از محدوده های ظاهری زندگی فراتر بگذارید، اوج موفقیت می تواند از آن شما باشد.
اگر سعی کرده اید مطابق اصول قدیمی رسیدن به موفقیت تلاش کنید و به این نتیجه رسیده اید که این اصول و قواعد دیگر کارایی لازم را ندارند، اوج موفقیت می تواند از آن شما نیز باشد.
خواه بر آن باشید که عملکرد خود را بهتر کنید، بر درآمدتان بیفزایید یا از زندگی تان بیشتر بهره بگیرید، راهکارهایی که به آن احتیاج دارید و ابزاری که برای انجام دادن این مهم می خواهید در اختیار شماست.
با این حساب اوج موفقیت چیست. به زبان ساده، منظور این است که به شکل ساده تر و موثرتری به موفقیت برسیم. ما اعتقاد داریم که همه کارها را می توان ساده تر برگزار کرد و تفریح بیشتری داشت.
ممکن است بگویید اینها که می گویید برخلاف همه چیزهایی است که تاکنون خوانده ام و شنیده ام.
بله، همین طور است.
ممکن است بپرسید درباره آن همه کتاب انگیزه بخشی که می گویند تلاش کنیم چه می گویید؟
می گویم آنها را فراموش کنید.
توصیه من این است که مطالب کهنه را دور بریزید. اغلب اشخاص گمان می کنند برای رسیدن به خواسته هایشان باید بهایی بپردازند و اغلب اوقات این بها همان ناخوشی، نداشتن وقت برای لذت بردن از زندگی و نداشتن روابط حسنه با دوستان و بستگان است.
قاعده های کهنه مدعی بودند که موفقیت مستلزم کار زیاد و برنامه ریزی است. شما را از کودکی برای این کار آماده می کردند. به شما می گفتند که نترسید و به درون آب بپرید. بر نقاط ضعف خود غلبه کنید، از روی موانع پرش کنید. احتمالاً شما هم به این نتیجه رسیده اید که برای موفق شدن باید بجنگید و تلاش کنید. به شما می گفتند که ساعات طولانی کار تنها راه رسیدن به موفقیت است. به شما می گفتند موفق شدن به معنای داشتن یک زندگی خوب نیست، بلکه به معنای به جنگ رفتن است. اما بدانید که دیگر این طور نیست.
آماده شدن بیش از اندازه و سازماندهی و کار کردن بیش از حد می تواند نتایج نامطلوب بر جای بگذارد. تقلاّ می تواند مانع از آن شود که به موفقیت موردنظرتان برسید. زیرا این گونه، شما علیه خود تقلا می کنید.
پیشنهاد غریبی به نظر می رسد؟ البته. امّا توصیه ای ضروری است، زیرا الگوهای قدیمی دیگر کاربرد ندارند. من دهها کتاب خوانده ام، در همایش های متعدّد شرکت کرده ام و به صدها ساعت سخنرانی گوش داده ام. اغلب آنها الگوهای موفقیت پنجاه سال قبل را توصیه می کنند. امروز پیام تغییر نکرده است، متحول شده است. بیایید با حقیقت روبه رو شویم. ماشین تحریر قدیمی، حتی اگر نوارش را عوض کنید باز هم قدیمی است.
به همین دلیل است که می گویم برای دوران انقلابی امروز به ایده های انقلابی احتیاج داریم. پیشرفتهای فنی و تکنولوژیکی مرتب تغییر می کنند، همان طور که طرز ارتباطهای شما و طرز زندگیتان تغییر می کند. در هر لحظه فرصتهای مناسب از آسمان می بارند. وظیفه شما در دنیای تجارت امروز تغییر کرده است.
اما گیر کردن در دنیای در حال تحوّل سریع و تلاش برای نجات خود به این می ماند که در جهت خلاف آب شنا کنید. با این کار خودتان را خسته می کنید و از پای در می آورید. شما ماهی آزاد نیستید. تازه توجه داشته باشید ماهی آزاد، که در مسیر خلاف جریان آب شنا می کند، در پایان طی طریقش می میرد.
دنیای جدید تجارت و بازرگانی راه و روش متفاوتی برای موفقیت می طلبد. موضوع کتاب اوج موفقیت به همین مطلب اختصاص داده شده است. به شما می آموزد که چگونه خود را از شرّ نگرشهای محدود کننده سابق نجات دهید تا بتوانید از فرصتهای مطلوبی که در لحظه حال و گذشته وجود دارد بهره مند شوید.شما با تلاش و تقلای کمتر به موفقیت بیشتر می رسید و در این میان بیشتر تفریح می کنید.
می خواهم به شما چیزی بدهم که زندگی تان را متحول سازد. می خواهم شما را با روشی آشنا کنم تا به خوشبختی برسید. می خواهم به شما روش ساده و موثری را بیاموزم تا بتوانید زندگی تان را متعادل سازید.
در کارگاههای آموزشی ام اغلب شکایتی را در قالبهای مختلف می شنوم: «به قدری کارم زیاد است که وقتی به خانه می روم برای اینکه شناخته شوم باید نامم را روی سینه بنویسم.» یا: «می ترسم ازدواج کنم و پایبند شوم، زیرا نمی توانم خودم را به دو بخش تقسیم کنم. کارم بسیار مهم است، اما زندگی شخصی من هم مهم است، یا اگر ازدواج کنم مهم می شود. به من کمک کنید.»
خب، چه جوابی می خواهید، متعادل کردن زندگی بدین معنا نیست که باید مصالحه کنید. می توانید از تمامی زمینه های زندگی موفق شوید. مجبور نیستید برای رسیدن به موفقیت در یک زمینه، از موفق شدن در زمینه دیگر صرف نظر کنید. می توانید از همه مواهب زندگی برخوردار باشید.
تردیدی ندارم که این حرف درستی است. گمان می کردم اگر ازدواج کنم و صاحب اولاد شوم دیگر با موفقیت خداحافظی می کنم. بعد عاشق زنی شدم که یک کودک سه ساله داشت. با این زن ازدواج کردم، اما مطمئن بودم که کارم خراب می شود. ولی درست برعکس آن اتفاق افتاد. از آنجا که می خواستم وقت بیشتری را با خانواده جدیدم صرف کنم در کارم دقیق تر شدم. آموختم که چگونه با کار کمتر به موفقیت بیشتری برسم.
من، با توجه به موفقیتهای شخصی و همچنین موفقیتهای مراجعانم، به این نتیجه رسیده ام که هر قدر تفریح و شادی بیشتر باشد، موفقیت بیشتر می شود. هر کودک شش ساله ای این را می داند و عجیب است که بزرگ ترها آن را نمی فهمند.

داستانهای موفقیت

من یک مربی خصوصی با گواهینامه هستم. ممکن است بپرسید این دیگر چه معنایی دارد؟ برای توضیح بیشتر باید بگویم روش مربّی خصوصی شبیه کار یک مربّی ورزشی است، اما کانون توجه وسیع تری دارد. مربی خصوصی وقت صرف می کند تا بفهمد که برای شما موفقیت در زندگی چه معنا و مفهومی دارد. ما طوری آموزش دیده ایم که مراجعانمان را مدّنظر قرار دهیم، صحبتهایشان را بشنویم و به آنها کمک کنیم تا در تمامی زمینه های زندگی به موفقیت برسند.
مربیها با مراجعین در زمینه های مختلف کار می کنند که از جمله می توان به شغل و حرفه، امور مالی، سلامتی و مناسبات شخصی اشاره کرد. در نتیجه مربی گری، اشخاص هدفهای موثرتری را در نظر می گیرند، راهکارهایی برای رسیدن به موفقیت تدبیر می کنند. از میان موانع و مشکلات می گذرند. مسامحه کاری را کنار می گذارند. زندگی متعادل تری ایجاد می کنند و از توانمندیهای طبیعی بیشتری استفاده می نمایند. اشخاص، وقتی بیشتر می خواهند ــ رشد بیشتر، پول بیشتر، سهولت بیشتر، زمان بیشتر، روابط کیفی بیشتر و بهتر و رضایت خاطر بیشتر ــ مرا استخدام می کنند. جان کلام اینکه آنها می خواهند از زندگی شان چیزی بیشتری به دست آورند.
یکی از امتیازات بزرگ مربی بودن این است که از مراجعان خود مطالب زیادی یاد می گیرید. در بخشهای مختلف کتاب به این نکته ها اشاره کرده ام. تجربیات خودم را هم بازگو کرده ام. در حالی که همه ما افرادی مختلف با هدفهای متفاوت هستیم، شگفت انگیز است که چگونه راهکارهایی که می تواند برای کسی در زمینه ای مفید باشد، به دیگران نیز می تواند در زمینه های متفاوت کمک کند. این یکی از ایده های قدرتمند در پس کتاب اوج موفقیت است. نتایج هم شگفت انگیزند.
مراجعانم از من انتظار دارند به آنها کمک کنم تا هدفهایشان را شناسایی کنند. این هدفها می تواند پیشرفتهای شغلی، موفقیتهای مالی و زندگی شخصی بهتر باشد. اگر با این اشخاص ملاقات کنید از موفقیتهایی که نصیب برده اند حیرت نمی کنید: اما حیرت می کنید که از چه آرامشی برخوردارند. دلیل ساده ای در کار است. آنها روشی ساده و موثر برای رسیدن به موفقیت پیدا کرده اند. روشی که به روزی شانزده ساعت کار کردن نیاز ندارد، روشی که به صفر رسیدن زندگی خانوادگی را قبول ندارد. من به آنها کمک کرده ام تا از طرز کار این راهکارها مطلع شوند و حالا هم می خواهم که همین راهکارها را با شما در میان بگذارم. با اشخاصی هم که شرح حالشان را می خوانید، چنین کرده ام:

*تامارا، مالک یک مدرسه ژیمناستیک و یک کانون صخره نوردی است. او تمام پول و اوقاتش را صرف کارش می کرد و در این میان خانواده، دوستان و خودش در شمار محرومان قرار می گرفتند. تامارا با آشنا شدن با راهکارهای جدید توانست از میزان حضور خود در کار بکاهد، توانست فرصت بیشتری را صرف دوستانش بکند و در ورزشهای مورد علاقه اش شرکت جوید. از همه مهم تر، توانست به خود استراحتی بدهد و برای گذراندن تحصیلات خود به نپال برود.
*میشل، یکی از شرکای تولید برنامه آگهی های تجارتی تلویزیونی که کارت اعتباری اش ۳۰۰۰۰ دلار بدهی داشت، می خواست بدهیهایش را بپردازد. میشل به کمک احتیاج داشت. به او گفتم به جای اینکه در حرفه ات کار کنی روی آن کار کن. میشل توانست درآمد سالانه شرکتش را از ۵۰۰۰۰ دلار به بیش از ۱ میلیون دلار افزایش دهد، بدهی کارت اعتباری او هم دیگر وجود خارجی ندارد.
*کریستین، مشاور مالی یک موسسه سرمایه گذاری است. او هشت سال است که در این سمت کار می کند. به شدت کلافه بود. درآمدش به حدّ سقف خود رسیده بود و او فرصتی نداشت که صرف خودش بکند. آن طور که می گفت می خواست «دوباره زندگی کردن» را تجربه کند. به او آموختم چگونه از کلافه شدن نجات پیدا کند. او ۹ کیلوگرم از وزن بدنش کاست، با مرد بسیار خوبی ازدواج کرد و درآمدش را ۲۰۰ درصد افزایش داد.

از همه مهم تر، تامارا، میشل و کریستین جملگی درس مهمی را یاد گرفتند. آنها دست از تقلا علیه خود برداشتند و توانستند به هدفهایشان برسند و حتی از آن فراتر بروند.

رسیدن به اوج موفقیت: هفت اقدام برای رسیدن به اوج موفقیت

می خواهم در فهرستی اجمال گونه راه رسیدن به اوج موفقیت را به شما آموزش دهم. مراحل هفت گانه رسیدن به اوج موفقیت عبارتند از:

*فرصت آفرینی کنید و بخت و اقبالتان را مقدّر سازید. یاد می گیرید که چگونه در زمان مناسب در مکان مناسبی قرار بگیرید. موضوع تنها بر سر بخت و اقبال نیست. مهم این است که وقتی فرصت مناسب دست می دهد آمادگی لازم را برای بهره برداری از آن داشته باشید. با شما از تقاطعی حرف می زنم که راهکار و فرصت مناسب به هم می رسند و شما را به مکانی می برند که بتوانید بخت و اقبال را بیافرینید.
*بیاموزید که از نقاط قوت خود استفاده کنید، نقطه ضعفهای خود محدود کننده را فراموش کنید. مهم این است که موفقتیهای گذشته و قوتها را از نو جهت بدهید و از آنها برای برخورد با نقاط ضعف خود استفاده کنید. این گونه، وقتی فرصت مناسب از راه می رسد برای اقدام کردن آمادگی بیشتری خواهید داشت. وقتی بیاموزید که چگونه نقاط ضعف را به جنبه های مثبت بدل سازید، می توانید بدون تلاش و تقلاّ محدودیتها را کنار بزنید. به شما چگونگی انجام این کار را یاد می دهم.
*شرکا و همکاران مناسبی پیدا کنید تا از کمکهای لازم برخوردار باشید. چیزی به نام موفقیت خود ساخته وجود ندارد. همه، برای حمایت از خود، به همکارانی احتیاج دارند. همه به بده و بستان خلاق احتیاج دارند. در دنیای امروز بدون همکاری و تشریک مساعی امکان موفقیت وجود ندارد. برای استفاده از شراکت و همکاری راههای موثری وجود دارد. در این خصوص به تفصیل بحث می کنیم.
*توجهتان را به قصد و نیتی که دارید معطوف سازید. خیلیها توجهشان را در جهات مختلف و عدیده پخش می کنند. داشتن دفاتر کاری سازمان نیافته، گوش دادن به نداهای منفی درون و بی توجهی به هدفی که دارید وقت و انرژی فراوانی را به هدر می دهد. توضیح داده ام که چگونه قصد و نیت شما می تواند منافع سرشار بر جای بگذارد.
*خطر کنید و بر عامل ترس غلبه نمایید. در اینجاست که فرایند چهارمرحله ای مدیریت بر هراسها مطرح می شود. می توانید مشخص سازید چه کاری می توانید انجام دهید، کی می توانید این کار را بکنید و چگونه از دام تدارک بیش از اندازه خلاص گردید.
*تحرک ایجاد شده را حفظ کنید. می آموزید که چگونه در قطب اثربخشی سطح بالا بمانید. اعتماد به نفس بیشتری تجربه می کنید، آگاهی تان افزایش می یابد، تمرکزتان بیشتر می شود. می آموزید که تنها به زمینه های مورد علاقه تان توجه کنید. می آموزید که توجه کردنتان را بهتر کنید. به شما یاد می دهم تا تعادلی میان مبارزه طلبی و توانمندی ایجاد کنید تا بی جهت کلافه و ناراحت نشوید.
*با چالش بعدی روبه رو شوید. ما به این امر توجه می کنیم که چگونه می توانید راه موفقیت خود را پهن و عریض کنید. این گونه می توانید با چالشها و فرصتهای مناسب بعدی به طرز موثرتر و با شادی و نشاط بیشتری روبه رو گردید.

اوج موفقیت در آینده شماست

با این حساب، آیا آماده اید که با شادی و سهولت بیشتر به موفقیتهای بیشتری دست پیدا کنید؟
آیا حاضرید محدودیتها را کنار بزنید و با توجه به موفقیتهای قبلی، موفقیتهای بعدی خود را رقم بزنید؟
آیا موضوع استفاده از روش نوآورانه برای دستیابی به بالاترین هدفهایتان بدون اینکه تلاش و تقلای بی جهت بکنید و یا زندگی تان را قربانی کنید، برای شما قابل قبول است؟
اگر جوابها مثبت است می توانید به سوی اوج موفقیت گام بردارید.

بخش ۱: تقلاّ نکنید

۱. موفقیت بدون تلاش و تقلاّ

تنها در دو زمان فشار عصبی را احساس می کنم: روز و شب.
ــ گوینده ناشناس

آماده بودم تا محدودیتهایم را کنار بزنم، می خواستم در زمینه ای به موفقیت برسم که قبلاً آن را تجربه نکرده بودم، قرار بود سوار هواپیمایی شوم که با سرعت ۹۰ مایل پرواز می کرد و از فاصله ۱۴۰۰۰ پایی خودم را به بیرون پرتاب کنم.
می خواستم به وحشتی که از سقوط انفرادی از هواپیما داشتم غلبه کنم. البته قبلاً کارهای متهورانه عدیده ای انجام داده بودم. از پل گلدن گیت به پایین پریده بودم. از صخره های پر شیب بالا رفته بودم. اما این یکی متفاوت بود. به راستی می خواستم مبارزه طلبی کنم. می خواستم با توجه به آنچه می دانستم کاری صورت دهم. اما حتی فکر کردن به آن مرا به وحشت می انداخت.
در حالی که ایستاده بودم و با هراسم مبارزه می کردم، مربی چتربازی سلانه سلانه به من نزدیک شد. دستش را به سوی من دراز کرد و گفت: «سلام، من بیلی هستم.» حدودا چهل ساله به نظر می رسید و از قرار ریشهایش را سه روزی بود که نتراشیده بود. روی پیراهن تی شرتش کلمه «چتربازان» چاپ شده بود.
وقتی بیلی از من پرسید که آیا ترسیده ام، سعی کردم خونسردی ام را حفظ کنم: «نه آن قدرها هم نترسیده ام.» این را که می گفتم لرزشی در صدایم بود. بعد خنده ای عصبی کردم. فکر می کنم با توجه به رفتاری که بروز دادم بیلی فهمید که چقدر ترسیده ام. به دقت توصیه های ایمنی را با من در میان گذاشت.
من و بیلی، در حالی که به سمت هواپیما می رفتیم، به گروه دیگری از چتربازان ملحق شدیم. من قبل از بقیه به داخل هواپیما رفتم که آخرین نفری باشم که باید از هواپیما بیرون بپرم. روی زمین که بودم به نظرم رسید که برنامه بسیار خوبی است. متاسفانه متوجه شدم که در داخل هواپیما بیشتر باید منتظر بمانم و بیشتر به این مسئله فکر کنم که اگر چترم باز نشد با چه وضعی به سمت زمین خواهم رفت.
سایر چتربازان هم به داخل هواپیما آمدند. روی کف هواپیما در دو صف طولانی نشستیم. شبیه تخم مرغ در کارتن شده بودیم. افکارم مغشوش بود.
هرچه ارتفاع بیشتری می گرفتیم ضربان قلب من هم تندتر می شد.
سرانجام نوبت پرش من رسید. بیلی فریاد زد: «مراقب باش، تقلاّ و تلاش لازم نیست. سعی کن کنترل خودت را حفظ کنی.» سرم را تکان دادم، نفس عمیقی کشیدم. «به جای خود، حاضر، رو.» من و بیلی به اتفاق بیرون پریدیم و این یکی از بزرگ ترین تحولات زندگی من بود.
تا ارتفاع پنج هزار پایی، بیلی کنار من باقی ماند. بعد، از من فاصله گرفت تا فضایی برای باز شدن چترهایمان ایجاد کرده باشد. به محض اینکه تنها شدم صدای آشنای درونم را شنیدم: «اینجا تنها چه می کنی؟ خراب خواهی کرد. جانت را از دست خواهی داد.»
ناگهان کنترلم را از دست دادم و بدنم را از حالت قوسی که به من آموخته بودند درآوردم. حالا بدنم بدون کنترل و معلّق زنان به سمت زمین می رفت. دستپاچه دنبال چتر نجات می گشتم، اما هرچه بیشتر تلاش می کردم دستم به آن نمی رسید. احساس می کردم که هر لحظه به زمین نزدیک تر می شوم.
بعد به یاد حرفهای بیلی افتادم: توقف کن، کنترلت را به دست بگیر. در این لحظه بود که دست از تلاش کشیدم. حالت بدنم را اصلاح کردم. بند چتر را پیدا کردم و آن را کشیدم. ناگهان چتر مانند قارچ بزرگی بالای سرم باز شد و من به آرامی به سمت زمین به حرکت درآمدم.
وقتی به زمین رسیدم فریاد پیروزی سر دادم. دانستم که بر ترسم غلبه کرده ام و کاری را که همیشه دوست داشتم انجام داده ام. من نه تنها بر هراسم غلبه کرده بودم، بلکه این کار را دوبار انجام داده بودم. یک بار قبل از پرش و یک بار بعد از آنکه پرش کردم. من به چیزی دست یافتم که اوج موفقیت نامیدم. در عین حال، توانستم از تقلاّ و تلاشی که در اغلب جنبه های زندگی من حضور داشت دست بکشم.
آن روز درس مهمّی آموختم. متوجه شدم که تلاش و تقلاّ سبب دستیابی به موفقیت نیست. در واقع تلاش می تواند مانع از آن شود که موفقیت اتفاق بیفتد.
این، اساس فلسفه انرژی گرفتن است که من برای زندگی ام آن را انتخاب کرده ام. من آموخته ام که چگونه تقلاّ را خنثی کنم، هراسم را جهت دوباره بدهم و متوجه و گوش به زنگ باقی بمانم تا دستیابی به موفقیت امکان پذیر گردد. مراجعانم هم مانند خودم سعی کرده اند این کار را بکنند و شما هم می توانید از این روش استفاده کنید.

نظرات کاربران درباره کتاب اوج موفقیت

عزیزان فیدیبو ...خواهشا کتابهای نشر تندیس رو هم قرار بدید....اخه خسته شدیم از بس از این مدل کتابها قرار دادید. چند هفته اس کتاب خوب و جذابی ندیدم .نه مثل اون کتابهایی که اوایل کار ارائه میشد.
در 10 ماه پیش توسط سپهر سعیدی