همه ما به یک هوش و ذکاوت درونی مجهّزیم، در عمق وجودمان درایتی نهفته است. این درایت توان آن را دارد که زندگی ما را هدایت کند. به سؤالاتمان جواب دهد و راهنمایمان شود. وقتی اعتماد کردن به این درایت را میآموزیم زندگیمان غنیتر، سرشارتر و سادهتر میشود و در نهایت به موفقیت بیشتری دسترسی پیدا میکنیم. امّا، برای دسترسی به این درایت، استفاده از زور بیفایده است، از تلاش و تقلاّ کاری ساخته نیست. درست برعکس، تنها در آرامش است که میتوانیم با این فراست در تماس شویم. تنها وقتی آرام میگیریم و گوش میدهیم میتوانیم به جایی برسیم. تقریبا مانند آن است که از سر راه خود کنار برویم تا نبوغ درونمان فرصت بیدار شدن پیدا کند و وقتی به واقع بیدار میشود، اتفاقی جادویی میافتد. زندگیتان قوام میگیرد. نقطهنظرهایی به ذهنتان خطور میکند. مجبور نیستید دنبال نقطه نظر بگردید. شک و تردید جای خود را به نبوغ و اعتماد و اطمینان و دانستههای درونی میدهد.
گاه بیش از اندازه نگران میشویم، گاه خودمان را خسته میکنیم و از خود زیاد کار میکشیم. مسائل را بیش از اندازه و بیتناسب بزرگ میکنیم و به چیزهای بیاهمیت بها میدهیم. اشکال اینجاست: بعد از مدتی فراموش میکنیم که هر موفقیتی را نصیب ببریم برخلافِ این تمایلات است و مطمئنا موفقیتهایمان ناشی از تلاش و تقلاّی بیمورد نیست. اغلب اوقات، نگرانیهای ما و شتاب و عجله دائمی که به خرج میدهیم چیزی بیش از پرت شدن حواسمان نیست. این کتاب به شما کمک میکند تا میان آنچه برای رسیدن به موفقیت ضرورت دارد و آنچه که میتوان رها کرد و از کنارش گذشت تفاوت قایل شوید.