فیدیبو نماینده قانونی ناشرمولف و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب کمال زن بودن

کتاب کمال زن بودن

نسخه الکترونیک کتاب کمال زن بودن به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب کمال زن بودن

زنان و مردان دنیای امروز، جای خالی طبیعت زنانه‌ی خود را احساس می‌کنند و همانند پرسیفونه آن را در اعماق دوزخ می‌بینند. هر جا که چنین خلأ، شکاف یا شاید بهتر است بگوییم زخمی در کار باشد، بهترین درمان آن در خون خود زخم است. یکی از اصول کهن کیمیاگران می‌گوید: «جز از درون خون خود درمان دیگری نباید جست.» بنابراین خلأ زنانگی از راه پیوند با مردانگی درمان نمی‌شود و نیاز به پیوندی درونی است تا بخش‌های مختلف وجود را به هم وصل کند. این کار با به یادآوردن یا کنار هم گذاشتن مجدد پیکر مادر و دختری ممکن است. به‌عنوان روان‌درمان زنان بین سی تا پنجاه ساله، فریاد نارضایتی از موفقیت‌های کاری را بسیار شنیده‌ام. این حس نارضایتی با کلماتی مانند احساس بی‌ثمر و نتیجه بودن، پوچی، نقص و حتی خیانت برایم توصیف شده است. این زنان سفر کلیشه‌ای مردان در مسیر زندگی را پیش گرفته و به موفقیت‌های شغلی، هنری و تحصیلی رسیده بودند اما همچنان این سؤال در ذهنشان باقی بود که: همه‌ی این‌ها برای چیست؟ اشتیاق این زنان برای کسب موفقیت هرچه بیشتر برنامه‌ی کاری سنگین، خستگی، رنج و ناراحتی‌های ناشی از تنش و استرس را برایشان به ارمغان آورده و آن‌ها از تشخیص اینکه کجای راه را اشتباه رفته‌اند ناتوان‌اند. زمانی که این زنان پیمودن مسیر موفقیت را در پیش گرفتند تا مورد قدردانی قرار گیرند فکر نمی‌کردند درنهایت به اینجا برسند. انتظار نداشتند تصویری که از رسیدن به قله در سر می‌پروراندند به قیمت فدا کردن روح و جانشان حاصل شود. با توجه به آسیب‌های روحی و جسمی که در این جستجوی قهرمانانه‌ی موفقیت به زنان وارد آمده می‌خواهم نتیجه بگیرم که زنان این درد را تجربه می‌کنند زیرا الگوی انتخابی‌شان سرشت آن‌ها را انکار می‌کند.

ادامه...
  • ناشر ناشرمولف
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.43 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۵۰ صفحه

بخشی از کتاب کمال زن بودن

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

زنان اغلب در همین مرحله ناهماهنگی را در وجود خود احساس می کنند و این حس ممکن است منجر به وقوع سانحه و یا ابتلا به بیماری شود. او شروع به پرسش این سوال از خود می کند که: همه ی این تلاش ها برای چه بود؟ من تمام آنچه می خواستم را به دست آورده ام اما بااین حال احساس پوچی می کنم. چرا احساس تنهایی و درماندگی از درون وجودم را می خورد؟ برای چه احساس می کنم مورد خیانت واقع شده ام؟ چه چیزی را در این میان از دست داده ام؟
زن قهرمان ما عدم تعادلی در سرشت خود پدید آورده تا بتواند دید منفی جامعه را به زنانگی نفی کند و درنهایت خود را درمانده و زخمی کرده است. او آموخته است که چگونه کارها را با منطق و نتایج بهینه به انجام برساند اما در این راه رویاها، سلامتی و قدرت شهود خود را فدا کرده است. این طبع زنانه ی اوست که ازدست رفته می نماید و باعث می شود او از کرختی معرفت جسم خود، نداشتن زمان کافی برای خانواده و کارهای خلاقانه، نداشتن ارتباط عمیق دوستانه با زنان دیگر و گم شدن دختر کوچک درونش سخن بگوید.
کمپل در کتاب خود می نویسد: «دغدغه ی اصلی زنان پرورش دادن است، پرورش یک تن، یک روح، یک تمدن و یا یک جامعه. اگر زن چیزی برای پرورش و رشد دادن نداشته باشد احساس مفید بودن نخواهد کرد.» به باور من زنانی که راه قهرمان مرد را در پیش گرفته اند در اصل پرورش درون خود را از یاد برده اند. این زنان با فرض اینکه برای موفقیت باید راه مردانه و خشنی را در پیش گیرند خلا بزرگی را در درون خود ایجاد کرده اند.
سردرگمی و نارضایتی زنان در مورد موفقیت هایشان در زندگی بسیار شبیه به همان بحران میان سالی در مردان است که کمپل از آن حرف می زند. «آن ها به بالای نردبان رسیده اند و بعد متوجه شده اند که به خاطر قضاوت های نادرست در آغاز راه، نردبان را به دیوار اشتباهی تکیه داده اند.»
برخی زنان تلاش برای کسب رضایت والدین، خصوصاً پدر درونی شده را ریشه ی عطش خود برای موفقیت و اعتبار می دانند. آن ها با دقیق شدن به انگیزه های خود در پیدا کردن علتی که متعلق به خود آن ها باشد به مشکل برمی خورند و احساس درماندگی می کنند. فیلم ساز زنی در اوایل چهل سالگی اش می گفت زمانی که به درون خود نگاه می کند آن را ملک یک بیگانه می بیند و تمام اشتیاقش به کامل کردن خلا قلبی اش است و جسمش تنها چیزی است که به آن اعتماد دارد.
این زنان می بایست تا رسیدن به رهایی به راه خود ادامه می دادند اما در میانه ی راه ایستاده اند و راه موفقیت بر اساس الگوی مردانه را آموخته اند اما پیمودن این راه هنوز باعث تکامل شخصیت آن ها نشده است. آن ها ارزش هویت خود و موفقیت هایشان را در آغاز راه به دلیل قضاوت های نادرست بر اساس معیارهای دیگران سنجیده اند. زمانی که زنان تصمیم به عدم پیروی از قوانین پدرسالاری می گیرند نمی دانند چه احساسی باید داشته باشند یا چه مسیری را دنبال کنند. با کنار گذاشتن سنت های باستانی مسیر زندگی برای زنان تبدیل به مسیری شگفت انگیز و درعین حال دلهره آور می شود.
«تغییر ترسناک است اما هر جا که ترس باشد قدرت هست. اگر بیاموزیم ترس را بدون اینکه بتواند ما را متوقف کند احساس کنیم، ترس می تواند متحد ما در مسیر پیشرفت باشد و ما را از هر موقعیتی که امکان تحول را در ما ایجاد می کند آگاه سازد. قدرت و توانایی واقعی در چیزهایی نهفته است که برای ما ناشناخته است، چیزهایی که با آن ها احساس راحتی نمی کنیم و ترس از آن ها، احساس مقاومت در برابر تغییر را در ما برمی انگیزد.»(۴) این نشانه ی یک شروع مجدد است.
این نقطه از سفر برای زن نقطه ی هبوط اوست. این مرحله سرشار است از احساس سرگردانی، افسوس، خشم و برانداختن تاج پادشاهان. زن در این مرحله در جستجوی تکه های گمشده ی خود به بخش تاریکی از زنانگی اش می رسد. این مرحله ممکن است هفته ها، ماه ها و یا سال ها به طول بیانجامد و ممکن است با فاصله گرفتن از اطرافیان همراه باشد. دوره ای که در سکوت و تاریکی به شنیدن صدای درون خود می گذرد: دوره ی «بودن» و نه «انجام دادن». دنیای بیرون آن را به شکل افسردگی و رکود می بیند. خانواده، دوستان و همکاران مدام از قهرمان زن می خواهند که به این شرایط خاتمه داده و به زندگی عادی خود بازگردد.
در این مرحله رویاهای زن با موضوعاتی مانند مرگ، جدایی، زنان دیگر از جنس سایه و مداخله گران تسخیر می شود. در این رویاها قهرمان از رودها و صحراها گذر و با نماد خدایان و حیوانات مقدس دیدار می کند. علاقه ی زن برای سپری کردن زمان بیشتر در طبیعت در این دوران افزایش می یابد و نسبت به تغییرات فصلی و اثر ماه بر زمین آگاه تر می شود. برای بسیاری از زنان زمان قاعدگی زمان مناسبی است برای ستایش زنانگی شان که روح و جانشان را زندگی دوباره می بخشد. این هبوط راه میانبری ندارد چرا که مسیری مقدس است. زن در این مسیر علاوه بر یافتن بخش های گمشده ی وجود خود بخش های گمشده از فرهنگ را نیز می یابد و این همان نقطه ای است که در آن زنان، الهه های کهن را بازمی ستانند. من در این دوره از زندگی ام در دفتر خاطراتم چنین نوشتم:

«اینجا یک وادی بی نام ونشان است، تاریک، مرطوب، خونین و متروک. یار و همراهی نیست، ندای امیدبخشی شنیده نمی شود و هیچ علامتی راهنمای من نیست. احساس می کنم درونم از هم شکافته شده و وقتی در جستجوی آنچه در خود می شناسم به اجزای جدا از هم آن نگاه می کنم همه چیز را متلاشی شده می یابم و نمی دانم آن ها را چطور باید در کنار یکدیگر قرار دهم. این برای من چالشی کاملاً تازه است و داستان همیشگی تسلط بر دیگری نیست بلکه مواجهه با درون خویشتن است. عریان به دنبال مادر و قسمت های پنهان وجود خود در تاریکی بودم. آن ها منتظرند تا من به سراغشان بروم اما اعتمادشان را از دست داده اند چرا که پیش ازاین طرد شده بودند. آن ها گنج پنهان من هستند و باید پیدایشان کنم. این داستان انتظار کشیدن برای فرشته ی نجاتی که رهنمون من شود نیست. من باید زمین را برای یافتن گنجم بکنم، با بردباری و شجاعت، تاریکی را تحمل و خود را از خطر حضور زودهنگام در مقابل نور حفظ کنم تا ملاقات خود با مادر درونم را نیمه کاره رها نکنم.»

پس از دوره ی هبوط، زن قهرمان شروع به ترمیم فاصله ی بین مادر و دختر می کند. فاصله و زخمی که با طرد زنانگی سر باز کرده بود و این مسیر ممکن است با ایجاد آشتی بین زن قهرمان و مادر خود در دنیای بیرون همراه باشد. دوره ی درمان و ترمیم در درون زن اما به طور حتم آغاز می شود و او با تغذیه ی روح و جسم خود احساسات، بصیرت، خلاقیت، جنسیت و شوخ طبعی خود را بازمی یابد.
معمولاً زنان در این دوره به شرکت در کلاس های آشپزی، سرامیک، انجام فعالیت های باغبانی، ماساژ و ساختن محیطی آرام و دلپذیر در خانه روی می آورند. درگذشته انرژی آن ها در بیرون از خود صرف می شد اما حالا صرف فعالیت های خلاقانه، بازیابی جسم و لذت بردن از معاشرت با زنان دیگر می شود. زنانی که زمانی کار و فعالیت شغلی تنها دغدغه شان بود ممکن است اکنون علاقه مند به تشکیل خانواده و مادر شدن باشند. این مرحله ممکن است با انتخاب های مشخص و فداکارانه ای همراه باشد که از منظر کسی با دیدگاه پدرسالارانه تسلیم شدن به نظر برسد.
دندان پزشکی سی وچندساله که یک سینه را به خاطر سرطان ازدست داده بود از مراجعین من بود و تصمیم گرفته بود به نوشتن، باغبانی و انجام وظایف مادری بپردازد. او می گفت: «تصمیم دشواری بود چرا که درآمد ثابت حاشیه ی امنی را برایم ایجاد می کند و با توجه به شرایط درمانی پیشینم، بیمه شدن غیرممکن به نظر می رسد؛ اما نمی توانم برای انجام کارهایی که شغل دندانپزشکی، مرا در تمام این سال ها از آن بازمی داشت صبر کنم.»

نظرات کاربران درباره کتاب کمال زن بودن

نه کتاب فمنیستی هست نه کتابی که زنان رو به موجودی فداکار و جنس ضعیف بودن دعوت کنه. برای تمام کسانی هست که بلاخره میخوان تصویر واقعی از یک زن متعادل داشته باشن . اگر فرد تعصبی هستید و روی اعتقادات خودتون پافشاری میکنید برای شما مناسب نیست.
در 10 ماه پیش توسط مرضیه راد
کتاب بسیار خوبی است. خواندنش را نه تنها به زنان که حتی به مردانی هم که زنانی در زندگی دارند و دوستشان دارند توصیه می کنم.
در 11 ماه پیش توسط کتاب دوست
افتضاح
در 9 ماه پیش توسط شیدا
من دو تا کتاب از مورین مورداک خوندم ،دختر بابا و ژرفای زن بودن نصف مطالب هر دو کتاب مشترکه ،اما به واسطه این دو تا کتاب من یه دختر کوچولو رو تو وجودم پیدا کردم...
در 10 ماه پیش توسط mina b
جالب نیست سرشت زن و مرد رو کامل از هم جدا میدونه و تاکید میکنه که زن باید بشینه تو خونه و مادر باشه چون ذاتش برای پرورش ساخته شده !!!
در 10 ماه پیش توسط مهدیه انصاری
ترجمه دیگری از این کتاب با عنوان ژرفای زن بودن توسط انتشارات بنیاد فرهنگ زندگی منتشر شده است. کتاب ژرفای زن بودن ترجمه سیمین موحد از این کتاب است.
در 10 ماه پیش توسط لاله
واقعا چجوری تونستید بخونیدش:/
در 8 ماه پیش توسط leili
اگه همون ژرفای زن بودن باشه که فوق العاده‌ست کتابش دقیقا یه چیز حد وسط و منطقی و معقول رو گفته، برحسب تجربیات واقعی! کاش یذره ادب داشته باشیم چیزی رو نخونده زیر سوال نبریم. فعلا که شما از فمینبست‌ها بیشتر سزاوار چیزی هستی که گفتی!
در 9 ماه پیش توسط zahra nazari
من این کتاب را نخواندم.اما پیش بینی من این است که نزدیک به کتاب زن بودن تونی گرنت است.و می تواند جالب و کامل کننده باشد.
در 11 ماه پیش توسط بهاره نام یار
این کتاب رو بعد از «زنانی که با گرگ ها می دوند» خوندم،تکمیل کننده بود و خیلی تو سفر قهرمانی زن تاثیرگزاره. خیلی توصیه میکنم کتابو،صدای گوینده رسا و ارام و زیباست
در 2 ماه پیش توسط m.g...oei