Loading

چند لحظه ...
کتاب از آن هجده ماه و هفت روز

کتاب از آن هجده ماه و هفت روز

نسخه الکترونیک کتاب از آن هجده ماه و هفت روز به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۶,۰۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره کتاب از آن هجده ماه و هفت روز

روز دهمی است که در دهلران هستم. دیروز کلاس اولین گروه آموزش نظامی‌ام به پایان رسید. اما بچه‌های دیگر هنوز به آموزش‌هایشان ادامه می‌دهند. تک‌وتنها هستم. با تخت‌های خالی و مرتب شده جای خالی بچه‌ها بیشتر به چشم می‌آید! به نظر می‌رسد هوا گرم‌تر از روزهای گذشته است. کولرآبی توی پنجره بلندتر غرغر می‌کند اما خنکی‌اش نمی‌رسد به سمت چپ اتاق که من نشسته‌ام. بلند می‌شوم روبه‌رویش می‌ایستم. باد مستقیم به صورتم می‌خورد. خنکی‌اش حالم را بهتر می‌کند. هوس می‌کنم موهایم را باز کنم. سنجاق سر را باز نکرده، باد موهایم را در هوا پخش می‌کند. از بس آن‌ها را دور مشتم حلقه کرده و سفت و محکم با گیره فلزی به پشت سرم چسباندم خودم هم یادم رفته است چه‌قدر بلند شده‌اند! حالا که تنها شده‌ام و موهایم را یله در باد رها کرده‌ام حس خوبی به من دست داده است. چشم‌هایم را می‌بندم و لبخند می‌زنم! وقتی یاد حرف مادر می‌افتم که همیشه می‌گوید "دختر باید مو بلند باشد تا شب عروسی آرایشگر موهایش را قشنگ‌تر درست کند." یک‌لحظه خودم را در مقابل "او" می‌بینم که دارد تور را از روی صورتِ بزک‌کرده‌ام بلند می‌کند و چادرم را برمی‌دارد و باورش نمی‌شود خودم هستم. آخر او هیچ‌وقت من را بی‌حجاب ندیده است! البته فکر کنم تا حالا باید فهمیده باشد آن قلمبه‌ی پس سرم باید موهایی باشد که سعی کرده‌ام از زیر مقنعه‌ام بیرون نریزد. تنهایی حال عجیبی دارد! آدم را تا کجا که نمی‌برد. از جلوی کولر کنار می‌آیم. از فکر و رویای خودم خنده‌ام می‌گیرد. در حیاط کوچک پادگانی بزرگ، در اتاقی غریب و تنها... آدم به چه چیزها که فکر نمی‌کند! هر چند تنها هستم اما باز هم نگرانم کسی صدای فکرم را بشنود.

ادامه...

مشخصات کتاب از آن هجده ماه و هفت روز

بخشی از کتاب از آن هجده ماه و هفت روز

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران درباره کتاب از آن هجده ماه و هفت روز

این کتاب فوق العاده است خصوصا اگه خوزستانی باشی و سالهای جنگ رو به چشم دیده باشی اونوقت متوجه نثر روان و واقعی این کتاب مشی و بخصوص اگه خانم آبنوس عزیز و دوست داشتنی رو از نزدیک دیده باشی و گرمای محبتش رو از تمام وجودش دریافت میکنی عاشقتم خواهر دوست همشهری نازنینم
در ۱ سال پیش توسط ani...978 ( | )
منو عجیب یاد کتاب دا اندخته.
در ۲ سال پیش توسط شیرین حسنی ( | )
خوندن این کتاب برای اشنایی با زندگی مردم شهرهایی که مستقیما درگیر جنگ بودند خیلی مفیده... توصیه میکنم حتما بخونید... قلم ساده اما شیواست
در ۳ سال پیش توسط nar...i22 ( | )
عالی. بسیار عالی. اطلاعاتی که از اون روزا دوست دارم بدونمو گفتن... کاش اخرشو زود تموم نمیکردنو بیشتر مینوشتن..
در ۸ ماه پیش توسط wak...313 ( | )
کاش مکالمات به زبان محلی نوشته نشده بود. ریتم مطالعه را کند و فهم کتاب را سخت می‌کند. سبک نوشتاری کتاب میتوانست خیلی بیشتر در خواننده کشش ایجاد کند ولی متاسفانه برعکس بود.
در ۱ سال پیش توسط mina min ( | )
  • ۱
  • ۲
  • بعدی ›
  • آخرین ››