فیدیبو نماینده قانونی انتشارات امیرکبیر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب اسماعیل، اسماعیل

کتاب اسماعیل، اسماعیل

نسخه الکترونیک کتاب اسماعیل، اسماعیل به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب اسماعیل، اسماعیل

مجموعه «روایت دیگر» با ورود به حوزه داستان، داستان کوتاه، نمایشنامه، فیلمنامه و نقد ادبی دفاع مقدس پنجره‌ای تازه در مقابل خواننده می‌گشاید تا نویسندگان جنگ دیده را در کنار نوقلمان و جوانان نویسنده امروزی قرار دهد. و با همراه شدن با این داستان‌نویسان ـ جنگ ندیده و جنگ دیده ـ و ارج نهادن به شور و شوق آفرینشگرانه آن‌ها سهمی هرچند اندک در نشر داستانی و هنری حماسه‌های جاودانه دفاع مقدس را دارا باشد.

ادامه...

بخشی از کتاب اسماعیل، اسماعیل

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

تقدیم به
اسماعیل اشرف آبادی
اسماعیل شفیعی

سخن ناشر

جنگ که آغاز شد جوانان داوطلب برای دفاع و دفع تجاوز دشمن تا دندان مسلح به سوی جبهه های جنگ شتافتند، و آن ها که ذوق و شوقی برای نوشتن در خود دیدند از همان آغاز جنگ قلم به دست گرفتند و بدون برنامه از پیش تعیین شده نخستین داستان های جنگ تحمیلی و دفاع مقدس را آفریدند. نوقلمان جوان جنگ دیده از نخستین ماه های وقوع تجاوز به خاک ایران اسلامی به سوی تجربه ای عظیم و فراسوی حیات متعارف پرتاب شدند، و نخستین گام ها را برای خلق داستان در این تجربه سترگ و در این وادی کشف و شهود معنا ها و شعور ایمانی و آرمانی در زندگی فردی و جمعی خود در جبهه ها برداشتند. بخش بزرگی از شبه داستان ها، داستان های کوتاه و بلند در آن روزگار و به اقتضای برخی الزام های بر آمده از غیرت دینی و میهنی نوشته می شد، در تناسب میان شتاب وقوع بی وقفه حوادث و ضرورت پاسخ گویی به نیازهای فرهنگی، در چهارچوب ساده ترین تعریف های داستان محدود می ماند تا با رجوع به تنها یک هدف یعنی رساندن «پیام»، وظیفه نویسنده عجالتاً انجام شود. نادیده گرفتن آن تلاش ها، ندیدن صداقت و تعهد شماری از نویسندگان برخاسته از هشت سال حماسه عظیم جانانه رزمندگان و ملت ایران است.
اکنون با گذشت آن روزها و فاصله گرفتن از آن دوران مجال لازم برای رویت کل مجموعه آن رویداد بزرگ و درک هرچه دقیق تر و روشن تر جزء به جزء آن حماسه عظیم فراهم آمده است، و در گوشه و کنار کشور شاهد تلاش خلاق داستان نویسان جوان و نوقلمان باذوق و هوشمندی هستیم که تعهد، درک، جستجو و تکنیک را با هم آمیخته اند تا درباره حماسه های هشت سال دفاع مقدس آثاری ارزشمند حول مضمون های مربوط به جنگ و دفاع مقدس خلق نمایند. مجموعه «روایت دیگر» با ورود به حوزه داستان، داستان کوتاه، نمایشنامه، فیلمنامه و نقد ادبی دفاع مقدس پنجره ای تازه در مقابل خواننده می گشاید تا نویسندگان جنگ دیده را در کنار نوقلمان و جوانان نویسنده امروزی قرار دهد. و با همراه شدن با این داستان نویسان ـ جنگ ندیده و جنگ دیده ـ و ارج نهادن به شور و شوق آفرینشگرانه آن ها سهمی هرچند اندک در نشر داستانی و هنری حماسه های جاودانه دفاع مقدس را دارا باشد.

شخصیت های نمایش

مرد جوان (اسماعیل)
زن جوان (آسیه)

صحنه:

[صدای آواز مرد جوان ـ محزون ـ شنیده می شود. اتاقی در آسایشگاه خصوصی؛ با یک تختخواب و ملافه سفید رنگ آشفته؛ و یک میز تحریر فلزی و صندلی؛ چسبیده به تختخواب یک میز کوچک قرار دارد و گلدانی پر از گل؛ و یک پاکت سیگار و کبریت و زیرسیگاری پر. چند تابلوی نقاشی و عکس روی سه ضلع دیوار به چشم می خورد. مرد جوان، در فضای خالی زیر میز کز کرده است. زن جوان، با یک پاکت (که بعد می فهمیم پر از سیب های قرمز و درشت است) و کیفی که از شانه اش آویزان است، مقابل در ورودی اتاق ایستاده و نیم خندی که بر صورت دارد، با نگاهی کنجکاو، سعی می کند حدس بزند صدای آواز مرد جوان از کجا دارد شنیده می شود. آواز مرد جوان به سر می رسد.]
زن جوان: [با نیم خنده ای.] کجایی تو!؟
مرد جوان: [بلافاصله سر از فضای خالی زیر میز بیرون می کشد. با لبخند.] تویی!؟
زن جوان: [با همان نیم خنده.] اونجا رفتی چیکار؟!
مرد جوان: [از زیر میز می زند بیرون.] سلام!
زن جوان: [با تعجب] این چیزها چیه اینجا، از کجا اومده؟!
مرد جوان: درخواست کردم، دادند. چیز به دردبخوریه.
زن جوان: این رو که متوجه شدم، حتم دفعه دیگه که بیام یه کتابخونه پر از کتاب شعر اینجا می بینم.
مرد جوان: اینکه عالیه اگه بشه.
زن جوان: کور از خدا چی می خواد....
مرد جوان: کی اومدی که من نفهمیدم، در زدی؟
زن جوان: در باز بود، ولی من در زدم، بعد شنیدم که داری می خونی، اومدم تو... خوب می خونی هنوز!
مرد جوان: بیا! بشین! خوش اومدی!

[صندلی را از پشت میز تحریر می کشد.]

نظرات کاربران درباره کتاب اسماعیل، اسماعیل

عالی
در 3 ماه پیش توسط کیومرث مقدسی