فیدیبو نماینده قانونی انتشارات امیرکبیر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب ابن اثیر

کتاب ابن اثیر

نسخه الکترونیک کتاب ابن اثیر به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب ابن اثیر

تعداد بزرگان علم و ادب و فرهنگ و مدنیت خراسان و خوارزم و فرارود و بین‌النهرین و فارس و عراقین و آذربایجان و قفقاز و مصر و مغرب اقصا و اندلس پس از اسلام، صدها برابر فرهیختگان یونان و روم و اسکندریه و رها و نصیبین قبل از اسلام، و ابداعات و تولیدات علمی و فرهنگی آن‌ها غیرقابل قیاس با یکدیگر بود. در دو سه قرن اخیر، هجوم فرهنگی، نظامی، سیاسی و اقتصادی استعمار موجب رخوت و عقب‌افتادگی جوامع مسلمان شد، ولی بیداری اسلامی قرن گذشته و معاصر، و خیزش اسلامی چند دهه اخیر موجب حرکت مسلمانان گردید. تلاش‌های نخستین در جهت رهایی از سلطه نظام و سیاسی و کسب آزادی و استقلال بود و اکنون زمان بیداری فرهنگی و احیای اعتمادبه‌نفس اسلامی و ایرانی فرارسیده است. برای تحقق چنین حرکتی، از جمله اقدامات اساسی، معرفی و بازشناساندن بزرگان تاریخ تمدن اسلام و ایران، و بازتعریف ارزش‌های اعتقادی اسلامی و هویت ملی است.

ادامه...
  • ناشر انتشارات امیرکبیر
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.75 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۱۹ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب ابن اثیر

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

مقدمه

تاریخ مجموعه ای است دقیق از خاطره حیات اجتماعی گذشتگان. ثبت و ضبط علمی کمیت و کیفیت این یاد و خاطره، و گاه، قضاوت درباره نقش و اثر عوامل موثر در شکل گیری و تداوم برخی رویدادها و رفتارها، موضوع دانشی مهم به نام تاریخ نگاری است. دانش تاریخ نگاری مرزهای مشخصی با وقایع نگاری دارد. زیرا حاصل کار شخصِ وقایع نگار، به هر صورت که باشد، در کل، تنها جدولی است از گاه شماری رویدادها. اما حاصل اندیشه و عمل تاریخ نگار مجموعه ای است از دیدگاه های شخصی او و دیدگاه های جمعی عصر او درباره یک رویداد تاریخی. بر این اساس، تاریخ نگاری دانشی عمیق، دقیق، هدفمند است که قطعاً بر برداشت و تصمیم گیری آیندگان موثر واقع خواهد شد.
بر پایه تعریف یاد شده از دانش تاریخ نگاری، به روشنی می توان اهمیت میزان علم و طرز تفکر تاریخ نگار در تالیف تاریخ نامه ها را دریافت. زیرا تاریخ نگار چون وقایع نگار به توصیفِ صِرفِ رویدادها نمی پردازد بلکه به فراخور دانش و بینش خود رویدادها را «برمی گزیند» و «شرح می دهد». از آن جا که هر گزینش و تحلیلی نیازمند الگویی است، تاریخ نگار مطابق الگوهای ذهنی خود کار می کند. همین امر، غنا یا ضعف تاریخ نامه حاصل را رقم می زند. چه بسیار آثاری که به علت ضعف تاریخ نگار در توصیف و تحلیل تاریخی در غبار زمان از یادها رفتند و چه بسا آثاری که نام نگارنده شان را بر گنبد افلاک فرهنگ و تمدن چون اختری تابناک درخشان ساختند.
در دانش تاریخ نگاری، مورخان برآمده از چند تمدن همواره پیشتاز بوده اند: تمدن یونان باستان، روم باستان، تمدن چین باستان و تمدن بزرگ، زنده و پویای اسلامی. بدین ترتیب، تاریخ نگاری اسلامی یکی از دو سنت بزرگ تاریخ نگاری آسیا، و تنها سنت متعلق به یک تمدن زنده است. شکل گیری و تداوم سنت بزرگ تاریخ نگاری اسلامی مدیون تلاش های بزرگانی است که با دانش و بینش عمیق خود پرچم تمدن اسلام را بر قلل رفیع دانش تاریخ نگاری به اهتزاز درآوردند.
از آن میان، برخی نقشِ برجسته و مهم تری داشتند؛ گروهی که در قرون نخستین اسلامی، با بهره گیری از گنجینه عظیم حدیث، زیربنای محکمی برای دانش تاریخ نگاری ساختند و میراثی گران را به آیندگان منتقل ساختند. از آن میان، نام ابن اثیر در شمار درخشان ترین هاست. ابن اثیر، محدث و تاریخ نگار بزرگ، از خاندانی برجسته برخاست که جملگی از سرآمدان ادب و علوم دینی در زمان خود بودند. این خاندان در دستگاه حکومت اتابکانِ زَنگی در موصل مناصب بلند عهده دار بودند و ابن اثیر نیز به تناسب این مناصب خاندانی، مدتی در خدمت دیوانی زنگیان مشغول بود. اما امور دولتی و دیوانی را رها کرد و به تاریخ نگاری پرداخت و چندان در این دانش هنرنمایی کرد که به شهرت و اعتبار وصف ناشدنی دست یافت و سرآمد مورخان عصر خود گشت. زمانی که درگذشت، بسیاری از بزرگان آن دوران از او با عنوان استاد یاد می کردند.
کتاب حاضر، حاصل کوشش نگارنده در بازنمایی شخصیت، اندیشه ها، خدمات و آثار مکتوب ابن اثیر، به ویژه کتاب گران سنگ الکامل فی التاریخ، است؛ کتابی که اطلاعات تاریخی مندرج در آن در باب تاریخ ایران و سلسله های ایرانی منبع اصلی پژوهشگران و تاریخ نگاران بعدی در این باره بوده است. برخی پژوهشگران بر این باورند که کمتر رویدادی در دوران سامانیان می توان یافت که ذکری از آن در الکامل نیامده باشد. اما اهمیت این اثر، بیش از هر چیز، در نقل رخدادهای عصر ابن اثیر، چون جنگ های صلیبی و استیلای مغولان، است.
نگارنده بر آن است که در این کتاب توصیفی کامل از زندگینامه و آثار ابن اثیر ارائه دهد و همراه خواننده احوال و آرای این دانشمند بزرگ را به نظاره نشیند تا به شناختی ژرف از اندیشه های او دست یابد و آن را توشه ای سازد برای پیمودن راه دشوار شناخت تاریخ نگاری اسلامی. نگارنده امیدوار است که در تحقق مقصود خود کامیاب گشته باشد؛ با این حال، اثر خود را عاری از اشتباهات و لغزش ها نمی داند و فروتنانه دست محققان و اندیشمندان گران مایه را به گرمی می فشارد تا به نگارنده در پیشبرد آرمان خالصانه اش یاری رسانند و وی را از انتقادات و نظرات خود در راستای تقویت معارف علمی بهره مند سازند.

دکتر علی اکبر ولایتی

درباره مجموعه

قرن ها پیش از آن که اروپا و ممالک اروپایی کشور شوند، مسلمانان امت واحده و ایرانیان ملتی منسجم بودند. حکیم بزرگ ما، ابوالقاسم فردوسی، عمر خویش را بر سر عزت ایران گذاشت و دیگر حکیم سترگ، نظامی گنجوی، فرمود: «همه عالم تن است و ایران دل».
امت اسلامی مدت هزار سال مهد علم و تمدن و فرهنگ جهان، و ایران پرچمدار این نهضت بزرگ اسلامی بود.
تعداد بزرگان علم و ادب و فرهنگ و مدنیت خراسان و خوارزم و فرارود و بین النهرین و فارس و عراقین و آذربایجان و قفقاز و مصر و مغرب اقصا و اندلس پس از اسلام، صدها برابر فرهیختگان یونان و روم و اسکندریه و رها و نصیبین قبل از اسلام، و ابداعات و تولیدات علمی و فرهنگی آن ها غیرقابل قیاس با یکدیگر بود.
در دو سه قرن اخیر، هجوم فرهنگی، نظامی، سیاسی و اقتصادی استعمار موجب رخوت و عقب افتادگی جوامع مسلمان شد، ولی بیداری اسلامی قرن گذشته و معاصر، و خیزش اسلامی چند دهه اخیر موجب حرکت مسلمانان گردید.
تلاش های نخستین در جهت رهایی از سلطه نظام و سیاسی و کسب آزادی و استقلال بود و اکنون زمان بیداری فرهنگی و احیای اعتمادبه نفس اسلامی و ایرانی فرارسیده است.
برای تحقق چنین حرکتی، از جمله اقدامات اساسی، معرفی و بازشناساندن بزرگان تاریخ تمدن اسلام و ایران، و بازتعریف ارزش های اعتقادی اسلامی و هویت ملی است. در این جهت موسسه انتشارات امیرکبیر پیشقدم شد و نخستین بار جناب حجت الاسلام دکتر سیدمهدی خاموشی به این کمترین پیشنهاد تالیف یکصد و ده جلد تک نگاری در معرفی بزرگان تاریخ علم و فرهنگ اسلام و ایران را نمود که امید است به یاری خداوند تعالی و به برکت عدد نمادین۱۱۰، که نشان از نام مبارک مولی الموالی حضرت امیرالمومنین علی ــ علیه السلام ــ دارد، این مهم به انجام برسد.
خداوند متعال را سپاس گزارم که در این طریق از یاری بسیار ارزشمند و حیاتی همراهانی چون دکتر محمدرضا شمس اردکانی، فرید قاسملو، دکتر محمود مصدق، هومن عباسپور، مرتضی فکوری، مصطفی ناظم نیا، حسن صمیم نیک پی، خانم ها سارا کلهر زهرا ایلخانی و مهناز مقدسی، برخوردارم و افراد پرانگیزه ای چون آقای احمد نثاری رئیس محترم، و دیگر همکاران ایشان در موسسه انتشارات امیرکبیر ازجمله آقایان سجاد محمدی، مهدی ساروخانی، امیرحسین حیدری که با اخلاص و شوق ما را همراهی می کنند.

دکتر علی اکبر ولایتی

فصل اول: زندگی نامه

علامه، محدث و ادیب شهیر، عزالدین ابوالحسن علی بن محمد بن محمد بن عبدالکریم بن عبدالواحد جزری شِیبانی، معروف به ابن اثیر جزری، صاحب کتاب معروف الکامل فی التاریخ، در چهارم جمادی الاول ۵۵۵ ق (۱۱۶۰ م) چشم به جهان گشود (ذهبی، ۱۹۹۳، ج ۲۲، ص ۳۵۴؛ برای آگاهی بیشتر ← ابن کثیر، ج ۱۳، ص ۱۶۲؛ بغدادی، ج ۱، ص ۷۰۶؛ زرکلی، ج ۳، ص ۳۳۱؛ ابن خلکان، ج ۳، ص۳۴۸؛ دایره المعارف اسلامی، ذیل «ابن اثیر»). درباره مرگ ابن اثیر چند قول وجود دارد که ذهبی بخشی از آن ها را در کتابش آورده است. وی می نویسد قاضی سعدالدین حارثی می گوید: «جناب عزالدین در ۶۳۰ ق (۱۲۳۲ م) مصادف با ۲۵ شعبان وفات یافت». ابوعباس احمد بن جوهری می گوید: «در رمضان ۶۳۰ ق فوت کرد». منذری و ابن خلکان و ابو مظفره، نوه جوزی، و ابن ساعی و ابن ظاهری می گویند: «او در شعبان فوت کرد ولی روزش را معین نکرده اند» (ذهبی، ۱۹۹۳، ج ۲۲، ص ۳۵۴). اما ذهبی در تذکره الحفاظ و تاریخ الاسلام به قول حارثی تمسک کرده و نوشته وی در ۲۵ شعبان فوت کرده است (ذهبی، ۱۹۵۶، ج ۴، ص ۱۴۰۰؛ همو، ج ۴۵، ص ۳۹۸).
ابن کثیر می گوید: «در حالی که ۷۵ سال داشت، در شعبان ۶۳۰ ق فوت کرده است» (ابن کثیر، ج ۱۳، ص ۱۶۲). ابن خلکان می گوید: «در شعبان در موصل فوت کرده است» (ابن خلکان، ج ۳، ص ۳۴۹). گویا تاریخ صحیح همان است که قاضی سعدالدین حارثی گفته و بر اساس آن، ابن اثیر در ۲۵ شعبان فوت کرده است (صفدی، ج ۲۲، ص ۸۷).
محل تولد ابن اثیر جزیره ابن عمر(۱) بوده است. ابن خلکان می گوید: «این جزیره را ابن عمر بنا کرده بود و ابن عمر، امیر و پادشاه بزرگ، عبدالعزیز ابن عمر برقعیدی، است». و برخی ها هم گفته اند منسوب به امیر و پادشاه عراق یوسف بن عمر ثقفی است. ذهبی این مطلب را در سیر اعلام النبلاء نقل می کند (ذهبی، ۱۹۹۳، ج ۲۲، ص ۳۵۵).
ابن خلکان در کتابش می نویسد: «بیشتر مردم معتقدند [محل تولد ابن اثیر] جزیره ابن عمر بوده و من هم نمی دانم ابن عمر چه کسی بوده است؟ گفته اند ابن عمر منسوب به یوسف بن عمر ثقفی، پادشاه عراق، بوده است و من بعد از تحقیق، متوجه شدم ابن عمر مردی از اهالی برقعید بود و نامش عبدالعزیز ابن عمر برقعیدی است. البته در بعضی از کتاب های تاریخی خواندم که جزیره ابن عمر متعلق به دو پسر عمر بن اوس و کامل، بوده است (ابن خلکان، ج ۳، ص ۳۴۹).

اساتید ابن اثیر

بنابر تحقیق ذهبی، استادان ابن اثیر در موصل، خطیب ابوالفضل عبدالله بن احمد خطیب طوسی، یحیی بن محمود ثقفی و مسلم بن علی مسیحی؛ در بغداد، عبدالمنعم بن کلیب، یعیش بن صدقه فقیه شافعی، عبدالوهاب بن سکینه؛ و در دمشق، ابوالقاسم بن صصری و زین الامناء بوده اند (ذهبی، ۱۹۹۳، ج ۲۲، ص ۳۵۴). ابن اثیر درباره دیگر استادانش چنین می نویسد:

۱. عبدالله بن سویده: «در این سال، ۵۸۴ ق، استاد ما، ابومحمد عبدالله ابن عبدالله بن سویده تکریتی، به رحمت خداوند رفت. او عالم به احادیث بود و تالیفات و کتاب های بسیاری در این زمینه داشت» (ابن اثیر، ۲۰۰۱، ج ۹، ص ۱۹۸).
۲. ابن افضل الزمان در این سال، ۵۸۵ ق، در ماه صفر، استاد ما، ابوالعباس احمد بن عبدالرحمان بن وهبان، معروف به ابن افضل الزمان که استاد متبحری در علوم بسیاری بود، درگذشت. او آگاه به فقه مذاهب دیگر غیر از مذهب خودش بود، عالم به علم حساب، نجوم، منطق، هیئت و نیز علوم دیگر بود. انسان بسیار زاهدی بود و لباس های زاهدانه ای می پوشید. او در مکه اقامت گزیده بود و از لحاظ اخلاق و رفتار بهترین مردم بود» (همان، ص ۲۰۵).
۳. ابن رواحه: «او در ۵۸۵ ق، در واقعه عَکّا، کشته شد. وقتی سپاه صلاح الدین ایوبی از صلیبی ها شکست خورد، صلیبی ها به تپه ای که خیمه صلاح الدین روی آن بود رسیدند و هر کس را که در آن جا دیدند کشتند و یکی از کشته شدگان استاد عزیز ما، ابن رواحه، بود. او مردی عالم و دارای موهایی زیبا بود. جد او، عبدالله بن رواحه که از اصحاب رسول خدا (ص) بود، نیز در جنگ با رومیان به شهادت رسید» (همان، ص ۲۰۳).
۴. ابن صدقه: «در این سال، ۵۹۳ ق، استاد ما، ابوالقاسم یعیش ابن صدقه ابن علی فراتی، به رحمت خدا رفت. او فقیهی شافعی بود و مدرسی صالح و انسانی بسیار وارسته بود» (همان، ص ۲۳۹).
۵. ابن کلیب الحرانی: «در این سال، ۵۹۶ ق، در ربیع الاول، استاد ما، ابوالفرج عبدالمنعم ابن عبدالوهاب ابن کلیب الحرانی، که مقیم بغداد بود، به رحمت خدا رفت و سن او ۹۶ سال بود. او تخصصی بسیار در حدیث داشت و انسان بسیار ثقّه ای بود» (همان، ص ۲۰۱).
۶. ابن شبه النحوی: در این سال، ۶۰۳ ق، در شوال، استاد ما، ابوالحرم مکی ابن ریان ابن شبه النحوی، که در موصل بود، به رحمت خدا رفت. او عالم به علم نحو، لغت و قرائت بود. علم فقه و حساب را نیز می دانست. از بهترین بندگان خدا و از صالحین درگاه او بود. انسان بسیار متواضعی بود. از شب تا صبح مشغول عبادت بود» (همان، ص۲۹۰).
۷. ابن طبرزد: «در این سال، ۶۰۷ ق، استاد ما، ابوحفص عمر بن محمد بن معمر بن طبرزد بغدادی، که عالم به حدیث بود، به رحمت خدا رفت» (همان، ص ۳۰۵).
۸. استاد خطیب طوسی: «در این سال، ۶۲۲ ق، استاد ما به موجب مرض وبایی که در موصل منتشر شد، به رحمت خدا رفت. او از مسلمانان صالح در درگاه خداوند متعال بود و عمر او ۸۳ سال شد» (همان، ص ۳۶۴).
۹. استاد ابن العدیم: «در این سال، ۶۲۸ ق، قاضی ابن غنائم ابن عدیم حلبی، که از مجتهدین و از عابدین زمان خودش بود، به رحمت خدا رفت. او از علمایی بود که عالم به علمش بود. در زمانش کسی عابدتر از او نبوده است، خدا از او راضی باشد که ما هم از دیدار او و هم از کلامش بهره های فراوان بردیم» (همان، ص ۳۸۷).

شاگردان ابن اثیر و کسانی که از او روایت کرده اند

با استناد به گفته های ذهبی، شاگردان و راویان روایات او ابن دبیثی، قوصی، مجدالدین عقیلی، شرف الدین ابن عساکر و سنقر قضایی و دیگر بزرگان بودند (ذهبی، ۱۹۵۶، ج ۴، ص ۱۳۹۹).
پدر عزالدین، که محمد نام داشت، از سوی قطب الدین مودود زنگی، فرمان روای موصل، متولی دیوان جزیره ابن عمر بود. (ابن اثیر در الباهر این موضوع را تایید می کند و به صراحت ذکر می کند پدرش در خدمت جمال الدین، وزیر موصل، و نایب و جانشین او بود (ابن اثیر، بی تا، ص ۱۱۸). همچنین، خبری را در حوادث ۵۶۵ ق نقل می کند که پدرش رئیس دیوان جزیره ابن عمر بوده است (همان، ص ۱۴۷). ولی ابن اثیر به تاریخ وفات پدرش هیچ اشاره ای نکرده است، نه در الکامل و نه در الباهر. فقط خبری را در الباهر نقل می کند که نشان می دهد پدرش تا ۵۸۷ ق در موصل بوده است (همان، ص ۱۴۷). ضمناً روستای عقیمه هم به وی تعلق داشت. این روستا از سوی کرانه باختری به جزیره ابن عمر وابسته بود و باغ و بستان های فراوانی داشت. او همچنین از راه دریای شام (مدیترانه)، میان موصل و شام، به بازرگانی می پرداخت. یک بار در ۵۶۷ ق (۱۱۷۱ م)، فرنگیان به دو کشتی او که پر از کالا بود، حمله و آن ها را غارت کردند. سپس، عزالدین با پدر و دو برادر خویش به موصل کوچ کرد و در آن جا از محضر اساتید بسیاری بهره برد (ابن اثیر، ۱۳۷۱، ص ۱۲۱).
ابن اثیر در الباهر، مطالبی در مورد پدرش نقل می کند. اولین مطلب این است که می گوید در ۵۴۱ ق، پدرش به سوی قلعه جعبر روانه شد، در حالی که عماد الدین آن جا را محاصره کرده بود. وقتی از رسیدن پدرش اطلاع یافت، یکی از غلامانش را به سوی او فرستاد تا از اخبار محاصره قلعه فنک آگاهی یابد زیرا سپاه عمادالدین این قلعه را نیز محاصره کرده بود. لذا پدرش اخبار را به سوی او رساند تا عمادالدین خیالش راحت شود (ابن اثیر، الباهر، ص۷۸).
ابن خلکان می گوید: «عزالدین، چندبار، برای رفتن به حج و همچنین با سمت سفیر، به امر فرمان روای موصل، به بغداد رفت و در آن جا از مردان بزرگی مثل ابوالقاسم یعیش بن صدقه، فقیه شافعی، و عبدالوهاب بن علی صوفی حدیث شنید و بعد، به شام و بیت المقدس رفت و در آن نواحی، نیز به خدمت گروهی از اهل حدیث رسید و به شنیدن حدیث پرداخت و بعد به موصل بازگشت» (ابن خلکان، ج ۳، ص ۳۴۸).
دانش و چیره دستی ابن اثیر به تاریخ نگاری و حفظ تواریخ متقدم و متاخر منحصر نبود. بلکه در حفظ و معرفت و آشنایی با مسائل مربوط به حدیث نیز استاد بود. از انساب عرب و روزگاران و اتفاقات آن ها آگاهی داشت. در نزد قدرتمندان و توده مردم اوج و منزلتی والا داشت و فضایل و فروتنی او مایه حسن شهرت او شده بود.
ابن خلکان می گوید: «در اواخر ۶۲۶ ق، هنگامی که به حلب رسیدم، عزالدین در آن جا مهمان شهاب الدین طغرل، خادم اتابک ملک عزیر، پسر ملک ظاهر، فرمان روای حلب، بود. شهاب الدین بسیار به او توجه می کرد و او را مورد اکرام و محبت قرار می داد. من او را در فضایل و تواضع در حد کمال دیدم. به همین جهت رفت وآمد را با وی ادامه دادم و میان او و پدرم دوستی و الفتی پایدار و مستمر بود. به همین خاطر، مرا مورد احترام ویژه خود قرار می داد. سپس، در ۶۲۷ ق، به دمشق سفر کرد و سال بعد، به حلب بازگشت» (ابن خلکان، ج ۳، ص ۳۵۰).
سخن ابن خلکان نشان می دهد عزالدین میان موصل و بغداد و دمشق و بیت المقدس و حلب بسیار در سفر بود و به هر شهری می رسید نزد عالمان و محدثان و فقیهان آن جا علم و حدیث می آموخت. با تلاش و ممارست، در علوم اسلامی و تاریخ و نحو، تبحر بسیاری یافت. برای مردم موصل و کسانی که وارد موصل می شدند منزلش، مجمع فضل و علم و دانش بود (همان جا؛ ذهبی، ج ۲۲، ص ۳۵۴؛ ابن اثیر، ۱۳۷۱، ص ۱۲۲).
ذهبی می نویسد: «ایشان علامه، ادیب، اخباری، رئیس و متبحر در علوم بود و در آخر عمر شریفش اقبال کاملی به حدیث کرد. اسمش را بیشتر به شکل علی بن محمد بن عبدالکریم می نوشت» (ذهبی، ۱۹۹۳، ج ۲۲، ص ۳۵۴).
او در نیمه دوم قرن ششم و ثلث اول قرن هفتم زندگی کرد. حیات او معاصر با پنج تن از خلفای بنی عباس یعنی المُستَنجدُبالله (۵۵۵-۵۶۶ ق)، المُستَنضئ بامرالله (۵۶۶-۵۷۵ ق)، الناصرلِدین الله (۵۷۵-۶۲۲ ق)، الظاهربالله(۶۲۲-۶۲۳ ق)، المُستَنصَربالله (۶۲۳-۶۳۹ ق) بود. زندگی او با بحران های سیاسی متعددی همراه شد که مهمترین آن ها افول دولت سلجوقی، انقراض فاطمیان به دست صلاح الدین ایوبی، تعرض صلیبی ها به کرانه های شرقی مدیترانه و ورود مغول به جهان اسلام بود. او به خدمات دولتی وارد نشد و به تاریخ نگاری روی آورد (ناصری).
بسیاری از دانشمندان معاصر با ابن اثیر از او تقدیر و تعریف کرده اند. از معاصرین نامدار و مشهور زمان او ابن خلکان و سبط بن الجوزی است. ابن خلکان بسیار با او رفت و آمد می کرد زیرا پدرش دوست ابن اثیر بود (ابن خلکان، ج ۲، ص ۴۳۸).
ابن جوزی نیز در مرآت الزمان، به او استاد می گوید زیرا وقتی خبر وفات نور الدین محمود بن عمادالدین زنکی را از او نقل می کند می گوید: «و ذکر الاستاد الجزری فی تاریخه...» (ابن جوزی، ج ۸، ص ۳۲۰).
ابن کثیر او را علامه می نامد و می گوید: «او تا آخر عمرش در موصل اقامت داشت و انسان بسیار بزرگ و با وقاری بود» (ابن کثیر، ج ۱۳، ص ۱۳۹).
ابن عماد حنبلی می گوید او امام، مورخ، عالم به علم انساب و علوم دیگر بود. ابن اثیر وجهه تاریخی او بسیار برجسته و چشم گیر بود و تالیفات او در این علم نمایان گر این مسئله است (غفارزاده، ص ۱۲۵).

نظرات کاربران درباره کتاب ابن اثیر