فیدیبو نماینده قانونی نشر افکار و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب اپرا ۱۰۱

کتاب اپرا ۱۰۱
نسخه نمونه، راهنمای کامل برای آموزش و علاقمند شدن به اپرا

نسخه الکترونیک کتاب اپرا ۱۰۱ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با نصب اپلیکیشن فیدیبو این کتاب را به صورت کاملا رایگان مطالعه کنید.

درباره کتاب اپرا ۱۰۱

*** با دریافت این فایل، بخشی از کتاب را همزمان با ارائه در نمایشگاه کتاب، به صورت رایگان بخوانید *** فرد پلاتکین از خوانندگان خود می‌خواهد که قلوب خود را بی‌دریغ در اختیار موسیقی بگذارند تا درون رگ‌هایشان جریان بیاید و این واقعاً همان رمزی است که انسان را دوستدار موسیقی خواهد کرد زیرا که عکس‌العمل احساسی نسبت به موسیقی بسیار مهم‌تر از تجزیه و تحلیل ذهنی آن است. امّا برای شکستن تمام سدّهای موجود، این نویسنده با شکلی شفاف، اوّل خواننده را به‌سوی توصیف بسیاری از دیدگاه‌ها در مورد اپرا می‌برد تا میزان فهم لازم را برای این کار به خواننده بدهد. با نظری به کتاب و محتوای آن مشخص می‌شود که در بسیاری از سرفصل‌ها موارد زیر بحث شده است: مبدأ و پیدایش اپرا (از اپرای درباری باروک تا زمان حال و آهنگسازانی نظیر جان کوریلیانو John Corigliano و فیلیپ گلاس Philip Glass و حتا استفان زوندهایم Stephen Sondheim) جاذبه‌های اپرا رفتن، درام و کمدی در اپرا، اپرای ایتالیایی در برابر اپرای فرانسه، گذر از اپرای مجلسی به گراند اپرا و حتا اپرای حماسی، تاریخچه‌ی اپراهای بزرگ، راهنمای اجراهای مشهور و ویدئوها، پیشنهاد برای خواندن کتاب‌های مفید یا درباره‌ی این فرم هنری و هنرمندان مربوطه به آن.

ادامه...
  • ناشر نشر افکار
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.35 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۳۱ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب اپرا ۱۰۱

با نصب اپلیکیشن فیدیبو این کتاب را به صورت کاملا رایگان مطالعه کنید.

مقدمه

اجازه می فرمایید؟ ?Si Può
این کلماتی است که تونیو یکی از بازیگران دوره گرد اپرای پالیاچی اثر لئونکاوالو Leoncavallo از مردمی که جمع شده اند تا اپرا شروع شود می پرسد. وقتی که پرده هنوز پایین است او می گوید، اجازه دهید با شما، شنوندگان صحبت کنم و به شما درباره ی دنیایی که حالا می خواهید به آن وارد شوید گفت وگو کنم. و من هم حالا شما را به دنیای جذّاب و عجیب اپرا وارد می کنم. تونیو کمک می کند تا خواسته ی شما را با گفتن چند کلمه قبل از آغاز سفرتان برآورده سازد.
این واقعیت که چنین کتابی را برای خواندن انتخاب کرده اید به مفهوم آن است که به اپرا علاقمندید و می خواهید درباره ی آن بیشتر بیاموزید و بدانید. بهترین راه انجام این خواسته داشتن دوست خردمندی است که به شما بیاموزد مطلب مهّم فقط دانستن آن نیست که چگونه اپرایی را برای اولین بار ببینید. برای شروع، شخصی که می خواهد به اپرا برود باید زمان و کوشش زیادی صرف کند و هرکسی هم منابع شروع کار را نمی شناسد. امیدوارم که مرا دوست هدایت کننده ی خود در این راه بدانید. من در عمرم مردم بسیاری را به اپرا معرفی کرده و شگردی را دریافته ام که چکیده ی آن در این کتاب آمده است. وقتی دوست من سوزان دوبار هنگام رفتن به اوّلین اپرا گریست، دیدیم چه طور شخصی که برای رفتن به اوّلین اجرای اپرا معرفی کرده ام خود را آماده ی پذیرش آن با تمام وجود کرده است و تجربه یافته که لذت دیدن اپرا را بچشد.
به گفته ی آنا راسل که کارهای ارزشمند کمدی او روی دیسک و ویدئو را وقتی به اپرا گروید باید گوش دهید، زیبایی اپرا در آن است که هر کاری موقع گوش کردن به اپرا می توانید انجام دهید. برای کسی که اتفاقی به یک اپرا گوش می دهد این فرم هنری یکنواخت است و پر از افرادی مثل سوپرانوهای چاق، تنورهای نعره زن و نقشه های احمقانه و ساعات طولانی نشستن بر صندلی های ناراحت است. درحالی که همین مطالب بی معنی بخشی از اپرا را تشکیل می دهند.
امّا برای من اپرا بیان کننده ی تجربه ی انسان است. شنوندگان اپرا آن چنان در اجرا غرق می شوند که با واقعیات احساسی که بسیاری از ما به صورت روزانه با آن ها مواجه می شویم روبه رو نمی شود. اواخر قرن بیستم با به وجود آمدن امکان سریع انتقال اطلاعات آن فرصتی که اپرا برای انعکاس خود می طلبید دیگر وجود ندارد. در طی اجرایی سه ساعته از اپرا انسان می تواند روی مطالبی که در اپرا می جوید و مفهوم خاصی که در آن پیدا می شود تمرکز کند. هر احساس و عمل انسانی مثل عشق، زنا، نفرت، وفاداری، شجاعت، ترس، شادی را در اپرا می شنویم اما در مقیاس بسیار بالا. درست مثل رفتن به شهر بازی است و چیزی که در اپرا می بینیم وقتی به درستی آن را درک کنیم، تصویر خودمان را می بینیم.
اپرا رفتن در بالاترین حالت آن انگیزش دوباره ی روح و گشودن پنجره ای است به سوی آن چه ما را انسانی دیگر می کند. ملودی های میخکوب کننده، تراژدی ها، فاجعه هایی که قهرمانان اپراها با آن روبه رو هستند، ارکستر طپنده و دسته کُرهای غول آسا، همه ی این ها ما را در احساسی واقعی فرو می برد. وقتی موسیقی ناب و متعالی است که بتواند با ما در مکان های مختلف گفت وگو کند. کاری که دیگر پیام ها هرگز نمی توانند انجام دهند. مثلاً درام، نیز استفاده از نماهای قابل شناخت و کلماتی است که مستقیماً با ما صحبت می کند، ولی اپرا با همه ی این ها متفاوت است.
در واقع اپرا درام را روی بال های موسیقی می نشاند و همزمان با روش های لفظی و نامحسوس سخن می گوید. وقتی قدرت یافتید پیام آن را دریافت کنید، قدرت یافته اید تا در سطحی احساسی با کسان دیگری که به اپرا نرفته اند و آنرا تجربه نکرده اند، زندگی کنید. این کتاب فلسفه ی وجودیش در این باره است: چگونه به اپرا گوش فرا دهیم چه از رادیو، یا ضبط یا اجرایی در اپراخانه یا حتا شکل کنسرتی آن و بازگشایی روحمان را تجربه کنیم؟
بسیاری از اجراها که ما اپراروها گرامی می داریم آن هایی هستند که اوّل بار عاشق آن ها شده ایم. این لحظه شیفتگی، مانند عشق یکی از احساس های بسیار نمایان است و هر اپراروی قدیمی را که ملاقات کنید می گوید: «خوانندگان و رهبران خوبی امروزه هستند امّا آن ها را نمی توان با آن هایی که وقتی شروع به رفتن به اپرا کردم مقایسه کرد، آن زمان عصر طلایی بود.» شما خواهید خندید و از خاطراتشان می پرسید. حال تقریباً قرنی از اجراهای ضبط شده می گذرد. امکان آن را دارید که به گذشته برگردید و گوش کنید که چگونه کاروسو و جیلی، دی استفانو، برگونزی، دومینگوی عهد طلایی تنور، آریای خاصی را می خوانند.
چیزی که باعث تاسف است آن است که تمام این اجراها کیفیت یکسانی برای قیاس ندارند و ضبط های قدیمی بسیار ضعیف و نسبت به اجراهای جدید بسیار بد است و این مقایسه را مشکل می کند.
دوران شیفتگی گذشته است با این حال این بدان معنی نیست که شما را از اپرا دلزده کند. آن چه که خیلی خاص است آن است که برای شنوندگان و هنرمندان مانند یکدیگر همیشه جایی برای رشد و چیزهای زیادی برای کشف کردن وجود دارد. من اپراهایی نظیر دون کارلو و لاتراویاتا را حداقل پنجاه بار دیده ام و هنوز هم مرا مجذوب می کنند. خاطراتم از اجراهای پیشین مرا قادر می سازد تا مقایساتی از اجرا ها، رهبرها، طراح ها و مدیران صحنه ی این شاهکارها انجام دهم. عیناً هرقدر پیرتر می شوم تجربیاتم از زندگی متنوع تر می شود و باعث می شود احساسم از لحظه ای خاص طوری می شود که قبلاً آن چنان تحت تاثیر قرار نگرفته بودم. البته عواملی دیگر نیز وجود دارد که یک اجرای خاص را خاطره انگیز می کند، مثلاً چه کسی با شما در شب اجرای تریستان و ایزولده با اجرای بریگیت نیلسون و یان ویکرز بوده؟ پس از آن چه کردید؟ برخی از موسیقی ها همیشه با مصاحبان خاص به ذهن می آید و آن وقتی است که موسیقی را دوباره می شنوید. زمانی کسی را بسیار دوست و گرامی می داشتم، او موقع شنیدن پرده ی اوّل دوئت عاشقانه از اپرای اتللو روی دستگاه پخش کنارم بود بنابراین هروقت آواز میرلافره نی که آنرا به همراه دومینگو می خواند می شنوم به قلبم نوعی گرما می بخشد. البته این ها مثال هایی است که چگونه اپرا می تواند در افکار انسان رسوخ کند و شنیدن یک موسیقی احساسات و خاطرات گذشته را زنده سازد.
به دلیل همین طبع است که عاشقان اپرا درون گرا و زیادی متعصّب هستند. آن چه مرا به شدت تحت تاثیر قرار می دهد ممکن است برای شما کم معنی باشد. مثلاً من شدیداً از اپراهای فیدولیو، تن هویزر و آندره آکینه که در آن قهرمان آگاهانه از ایده آل های خود علی رغم مجازات و محکوم شدن دفاع می کنند سرشار می شوم. یک اپرارو طعنه زن ممکن است این حالت را غیرواقعی بداند و چنین احساسی را که من دارم تایید نکند. برعکس آن شخص ممکن است با نگون بختی کار من احساس نزدیکی داشته باشد و او را موقعی که در میدان خارج از محل گاوبازی با خنجر کشته می شود از گناه مبرا بداند. کسی ممکن است از تلخی فضای پرده ی سوّم اپرای لابوهم احساس خاصی داشته باشد و شخص دیگر آن چنان تحت تاثیر نباشد. بحث در این جاست: کسی که به اپرا می رود ممکن است صحنه ای او را تحت تاثیر قرار ندهد اما بیست سال بعد ناگهان در یابد که همان لحظه در همان اپرا به شدت وی را تکان داده است.
اپراروها فقط برایشان این که چه چیز آن ها را شدیداً تحت تاثیر قرار می دهد اهمیت ندارد بلکه برای آن ها کسی هم که آن ها را لرزانده مهم است. مثلاً شخصیت مارشالین در شوالیه ی گل سرخ بسیار پیچیده است، شاد و درون نگر اما در عین حال در قیدوبند جامعه ای خشک و سرد و قانونمند. او فردی احساساتی است و بسیار از آن که سنش در حال بالا رفتن است ترس دارد. این نقش مهارت های بسیار می طلبد چه از نظر جسمی و چه بازیگری و صدا تا بتواند این حالات را برای شنونده مجسم کند. مارشالین شخصیتی است که آدم ها را دوست دارد و به آنها اهمیت می دهد اما شخصیتی نیست که بخواهد مورد ترحّم واقع شود. بسیاری از اپراخوانان این نقش را برگزیده و قدرت ها و توانایی هایی در ایفای آن عرضه کرده اند، اما بهترین کسانی که در سال های اخیر آنرا خوانده اند و مرا به شدت تحت تاثیر قرار داده اند، عبارتند از: رژین کرسپن Régine Crespin، اولین لیر Evelyn Lear، الیزابت سودر اشتروم E.SoderStrom و کیری ته کاناوا Kiri Te kanava هستند. هر خانمی مارشالینی متفاوت آفریده امّا نقش چنان بزرگ است که باز هم برای کسان دیگر جای کافی وجود دارد. امّا بعضی ها ممکن است تصور کنند که این قیاس در برابر قهرمانان دیگر نظیر کریستا لودویگ C.Ludwig و آنا تومواشینتف Anna Tomowa-Sintov و آنه سوفی فن اوتر Anne Sophie Von Otter رنگ می بازد. گرچه این ها نیز خود بسیار بزرگ اند امّا در شبی که آن ها را دیدم تاثیر عجیبی بر من نگذاشتند. البته ممکن است در آن شب ها حال خوشی نداشته ام. گاه دیدن اجرای زنده نیز می تواند تاثیر بسیار طولانی و بالاتری نسبت به شنیدن صدا از رادیو یا ضبط داشته باشد. پس هر اپرارویی می تواند خواسته های خود را برای خود نگاه دارد.
چگونه می توان رهبری جیمز لیواین J. Levine از اپرای والکوره را بر اجرای ضبط شده سی سال قبل سر گئورگ شلتی ترجیح داد؟ آیا می شود گفت که دون جووانی بهتر از عروسی فیگارو موتسا رت را معرفی می کند؟ چگونه می توان اپرای مادام باترفلای را از لیست اپراهایی که باید آموخت حذف کرد؟ چگونه می توان توسکای ماریا کالاس را بر رناتا تبالدی، زینکلا میلانوف، لئونتین پرایس، اوا مارتن یا کس دیگری ترجیح داد؟
بگذارید روش خود را توضیح دهم. من هم مانند اپرادوست های دیگر درون گرا و متعصّب هستم امّا دوست دارم درهای خود را برای هر تفسیر و عقیده ای درباره ی یک اپرا یا مجریان آن باز بگذارم. مثلاً از هر اجرای ریگولتو از هر رهبر، خواننده، طراح صحنه، لباس و غیره چیز جدیدی یاد می گیرم که کمک می کند تا بیشتر نبوغ وردی و استادی پیاوه F.M.Piave لیبرتسیت آن را بشناسم. در واقع علت آن که من اجرای ریگولتو با رهبری ریچارد بونینگ و بازیگری، جوآن سادرلند و لوچانو پاواروتی و شریل مایلنز را انتخاب کرده ام (به عنوان بهترین اجرا) به معنی آن نیست که همه باید نظر و عقیده ی مرا داشته باشند. انتخاب های من در این کتاب بر اساس دو عامل است: اوّل آن که ضبط به آسانی در دسترس هر کسی در هر جای دنیا قرار داشته باشد دوم مثال های خوبی برای آموزش در آن یافت شود. لذا وقتی والکوره گئورگ شلتی ضبطی بی مانند و ستودنی از آب درآمد باید آن را برگزید، من اجرای لیواین را به دلیل تکنیک ضبط آن انتخاب کردم، چون توانسته نوآلن های ارکستر را آشکار کند، چیزی که در ضبط این اثر با رهبری شلتی نمی توان به دست آورد. یکی دیگر از علل انتخاب، وجود هیلده گارد برنز و نحوه ی استفاده ی او از زبان آلمانی است، البته بریگیت نیلسون افسانه ای، برونهلیده ای کامل و بی نقص است امّا نحوه ی اجرای آلمانی برنز کامل ترست چرا که زبان چیز بسیار مهمی در مقوله ی اپرا است. بعضی ها نیز تصوّر دارند که من باید اجرای ماریا کالاس از اپرای لوچیادی لامرمور را بر اجرای جوآن سادرلند ترجیح دهم امّا من اجرای سادرلند را انتخاب می کنم چون می خواهم خصوصیات خاصی را در اجرای او تذکر دهم که اجرای کالاس فاقد آن است.
هدف این کتاب آن است که ما هر اپرایی را موشکافی کنیم. شما با خواندن این کتاب درباره ی هنر اپرا بیش از قبل اطلاعات کسب می کنید، از طرفی این کتاب فقط برای آن ها که در شهرهای بسیار بزرگ زندگی می کنند و امکان دسترسی به اجرای اپراها را دارند نیست بلکه هر کس که به رادیو و ضبط (در کتابخانه، مغازه یا mail) دسترسی داشته باشد از آن استفاده خواهد کرد.
این کتاب را با کلمات پرولوگ تونیو از اپرای پالیاچی آغاز می کنیم که مخاطب او شنوندگان اپرا هستند:

اجازه می فرمایید؟ ?Si Può
خواهش می کنم، اجازه ی دهید؟
خانم ها، آقایان! مرا می بخشید
اگر این چنین تنها ظاهر شده ام
چون من آغازگر هستم
چون آفریننده کارما بروی صحنه خواهد آمد
با نقاب های کمدی قدیمی
او امیدوارست که برایتان به سهم خود تداعی کند
آن لباس های قدیمی بازیگری را و یکبار دیگر
او مرا برای این منظور به روی صحنه فرستاده
امّا نه مانند گذشته تا به شما اطمینان دهد که
«اشک هایی که می ریزیم دروغین است»
پس از درد و رنج ما ناراحت نشوید
یا از خشونت ما، نه، نه
آفریننده کار ما در تلاش است
تا تنها بخشی از زندگی را ترسیم کند
تنها شعار او این است: هنرمند انسانی است که باید برای انسان ها بنویسد.
واقعیت در الهام او، خاطرات در گور شده ای است که روزی درون قلبش به حرکت درمی آیند.
او با اشک های راستین می نویسد و زمان را با آهی نشانه می زند.
سپس مردان عاشق را می بیند که در زندگی راستین عشق می ورزند.
و شما نفرت واقعی و ثمره ی تلخ آن را خواهید دید.
و هم فریادهای خشم، هم اندوه و هم خنده نیشدار را خواهید شنید.
شما باید روحمان را خوب حسّ کنید، نه جامه های فقیرانه بازیگری مان را
زیرا که مردانی هستیم از گوشت و استخوان و مثل شما نفس می کشیم
از همان هوای این دنیای بی کس که شما را نیز هست
این طراحی ماست، حالا به این تشابه توجه کنید
(با فریادی رو به صحنه ی نمایش)
نمایش را شروع می کنیم.

پیش گفتار

به قلم پلاسیدو دومینگو

کسی نمی تواند ادعا کند که پس از خواندن این کتاب دوستدار اپرا نخواهد شد. می توانم به جرات بگویم که اگر کسی با اپرا بیگانه باشد با خواندن آخرین صفحه ی کتاب عوض خواهد شد.
فرد پلاتکین از خوانندگان خود می خواهد که قلوب خود را بی دریغ در اختیار موسیقی بگذارند تا درون رگ هایشان جریان بیاید و این واقعاً همان رمزی است که انسان را دوستدار موسیقی خواهد کرد زیرا که عکس العمل احساسی نسبت به موسیقی بسیار مهم تر از تجزیه و تحلیل ذهنی آن است. امّا برای شکستن تمام سدّهای موجود، این نویسنده با شکلی شفاف، اوّل خواننده را به سوی توصیف بسیاری از دیدگاه ها در مورد اپرا می برد تا میزان فهم لازم را برای این کار به خواننده بدهد. با نظری به کتاب و محتوای آن مشخص می شود که در بسیاری از سرفصل ها موارد زیر بحث شده است: مبدا و پیدایش اپرا (از اپرای درباری باروک تا زمان حال و آهنگسازانی نظیر جان کوریلیانو John Corigliano و فیلیپ گلاس Philip Glass و حتا استفان زوندهایم Stephen Sondheim) جاذبه های اپرا رفتن، درام و کمدی در اپرا، اپرای ایتالیایی در برابر اپرای فرانسه، گذر از اپرای مجلسی به گراند اپرا و حتا اپرای حماسی، تاریخچه ی اپراهای بزرگ، راهنمای اجراهای مشهور و ویدئوها، پیشنهاد برای خواندن کتاب های مفید یا درباره ی این فرم هنری و هنرمندان مربوطه به آن.
من که تمام عمرم را صرف موسیقی و تئاتر کرده ام (با والدینی که اجراکنندگان Zarzuela بوده اند) می توانم صادقانه اذعان کنم که نه تنها چیزی در این کتاب مازاد بر نیاز من نبوده است، بلکه سفری شگفت انگیز در دنیای اپرا بوده که برایم سخت ارزشمندست.

پلاسیدو دومینگو

درباره ی مولف

فرد پلاتکین مدیر اجرایی قبلی اپرای متروپولتین نیویورک است. او در سراسر دنیا به تدریس اپرا پرداخته است از جمله: سازمان اپرای متروپولتین، مدرسه ی جولیارد، دانشگاه کلمبیا، کالج هانتر، اپرای لوس آنجلس. علاوه بر این ها او در کشورهایی چون دانمارک، نروژ، ایتالیا و ژاپن اپرا درس داده است. او مشاور کمپانی های اپرایی برای برنامه ریزی و امور اداری و شرکت های ارزش گذاری شده ی موقوفات ملّی هنرهاست. پلاتکین برای اپرا لیریک شیکاگو و اپرای لوس آنجلس برنامه می نوشته و مقالات او به طور مستمر در نیویورک تایمز و خبرهای اپرا و Das Opernglass  چاپ شده است. پلاتکین هم چنین مولف کتاب های ارزشمندی مانند موسیقی کلاسیک ۱۰۱ است که راهنمای کامل آموزش و علاقمند شدن به موسیقی کلاسیک به شمار می رود.

فصل اوّل: چهارصد سال اپرا

اپرا نوعی فرم هنری است که پس از گذشت چهارصد سال هنوز محکم و پابرجاست. گفته شده که اوّلین اپرا سال ۱۵۹۷ در فلورانس به نام دافنه Dafne نوشته شده، امّا این اپرا ناگهانی خلق نشده بلکه طی مراحلی شکل گرفته است این زمان بسیار در تاریخ اپرا بااهمیت است. اپرا را در ایتالیایی اپرا لیریکا Opera Lirica یا اپرای غنایی می گویند و «مناسب برای آواز» تعریف شده. لذا اپرا لیریکا کاری تئاتری است که برای آواز ساخته می شود و علی رغم زمان ساخت آن منعکس کننده ی حوادث و عوامل سیاسی زمان خود است.
در تئاتر یونان باستان مقوله ای برای موضوعات مورد علاقه عامه وجود داشت و آن شخصیت های تراژدی های آکیلوس Aeschylus و سوفوکلس Sophocles و اوریپیدس Euripides و دیگر نمایش نامه نویس ها بود. تئاترروهای آن زمان یونان داستان اورفئوس و اوریدیس، یا الکترا و مدئا، آلسسته وایفی ژنی و ادیپوس شاه و سایر شخصیت های اسطوره ای را می شناختند و این تئاتر نه تنها شخصیت ها را ظاهر می کرد بلکه به شنوندگان و بینندگانش خطّ می داد که نتایج بازی شخصیت ها را به خاطر بسپارند.
چنان چه می دانیم تئاتر یونان محتوای بسیار غنی موسیقیایی داشته و لذا بر اشعار نوشته شده برای دسته ی کُر موسیقی می گذاشتند و بسیاری از سخنرانی ها را افراد ممتاز عموماً آوازخوانی می کردند. موسیقی متن با سازهای آن زمان و عمدتاً همراه گوشه های معینی از نمایش نامه اجرا می شد و با عناصر احساسی که خاص موسیقی است بیان می گردید. برای یک شنونده چه در یونان قدیم یا دنیای جدید همواره موسیقی خطی مستقیم در جهت عوامل روحی و روانی است که برای اکثر دیگر فرم های هنری گفتاری امکان پذیر نیست. لذا زمانی که لغاتی گفته می شود می تواند به شکلی موثر شنونده را به یافتن آن احساس قادر سازد تا با شخصیت روی صحنه که گفت وگو می کند رابطه ی عاطفی برقرار کند.
تئاتر رُم به خصوص نوع کمدی هایش از مدل یونانی از بسیاری جهات کمک گرفته که یکی از آن ها همزمانی آن با موسیقی است. برخی کمدی ها درباره ی تم های معاصر جامعه ی رومی بود مثل رابطه ها، وابستگی ها و علائق خانوادگی. معمولاً یکی از نقش ها در آخر نمایش نامه ظاهر می شد و مطالب مورد علاقه اش را با متنی شوخی آلود و مزاح گونه نمایش می داد.
پس از سقوط رم هیچ گونه فعالیت قابل ملاحظه ای تا قرون وسطی انجام نگرفت و مانند سایر زمینه های فرهنگی قرون وسطی تماس و ارتباط کمی با فرهنگ قدیم مشاهده می شود و بیشتر ارتباط این زمان با اندیشه های مذهبی مسیحیت بوده است.
یکی از مهّم ترین چهره و شخصیت فراموش شده در تاریخ موسیقی کشیش Benedictine قرون وسطی به نام گیدو دارتزو Guido d'Arezzo (۱۰۵۰-?۹۹۲) است. در کار مهم او به نام Prologus in Antiphonarium گیدو آرتزو اساس نوت نگاری موسیقیایی را بیان کرده، طوری که امروزه هم آن ها بنوعی کاربرد دارند. این کار بزرگ مجال حفظ و حراست از موسیقی را برای نسل های بعد آماده کرد. در کار دیگر او Micrologus تئوری موسیقی و زیبایی شناسی موسیقی که در تمام موارد ساخت اثر امروزه ی موسیقی کاربرد دارد تئوریزه شده است.
در قرن یازدهم درام های مذهبی به عنوان فرمی تئاتری برای انتقال درس های کلیسا طراحی شدند و کشیش های مذهبی بدین وسیله داستان های پیامبران، قدیسان و نخبگان مذهبی و تصاویر تولد مسیح و دادرسی های او را رواج دادند. درباره ی تصلیب و رستاخیز به همراه آثاری از اپی زودهای هفته ی آخر زندگی او ابتدا به لاتین بسیار گفته شده است. این آثار امّا در قرن پانزدهم به صورت بومی و زبان رسمی به خصوص در آلمان اجرا شدند. مهّم ترین نمایش نامه روزهای آخر مسیح اثری بود که در Oberammergau آلمان اجرا شد.
مهّم ترین درام های مذهبی به خاطر محتوی موسیقیایی خود و مناسبت آن با آکوستیک کلیساهای گوتیک برای آواز، نسبت به کلمات گفتاری، تاثیر بیشتری در ارتباطات یافت. آوازهای گریگوریان شاید مهّم ترین فرم موسیقی است که از دل قرون وسطی بیرون آمد و به همراه نمونه های دیگر که بعضاً همراهی سازی را هم داشتند اجرا می شد. بیش از دویست درام مذهبی از زمان قرون وسطی به جا مانده است.
فرم های دیگر تئاتری در اواخر قرون وسطی و اوایل رنسانس به وجود آمدند. درحالی که درام های مذهبی در کلیساها اجرا می شدند. از این فرم ها در ملا عام استفاده می شد امّا برای اجرایشان اسقف های محلّی باید اجازه صادر می کردند تا به وسیله ی بازیگران حرفه ای اجرا شوند. گفتار آن ها معمولاً به زبان محلّی بود. از این فرم ها به نام Ministerium یاد می شود و معمولاً موضوع آن درباره ی مسائل روزمره ی جوامع آن روز بوده که چیزی بیشتر از تخیلات و مسائل پیش پا افتاده است و بدین سبب باعث ایجاد علاقه در تماشاگران می شد. مواردی که با آن بیان می گردید شامل حوادثی مانند هبوط فرشتگان و ضایعه های طبیعی مثل سیل و آتش سوزی، حتا گاه نیز درباره ی شکنجه ها و سَرزدن زندانیان به روی صحنه می رفت. این ها گامی به جلو در صحنه پردازی و تخیل به شمار می رفت و با آن تکنولوژی ابتدایی که لازمه اش تلاش هایی درمورد صحنه پردازی بود برداشته می شد. موسیقی در آن زمان چیزی بود که به همراهی با این گونه نمایش های عمومی ای می پرداخت که اکنون اثری از آن ها برجا نیست. امّا از این نمایش نامه ها هم در کلام و هم در موسیقی مفاهیم عمیق تری نسبت به درام های مذهبی عادی به دست می آید. پس از افول رنسانس و فرو ریختن ایده آل های آن، دیدگاه های هراس انگیز این گونه آثار برای کلیسا، باعث شد که مذهب آن ها را محکوم کند و از قواعد زیبایی شناسی آن احتراز جوید.
فرم دیگر تئاتر اساسی قرون وسطی، درام موسیقی سکولاری است که ابتدایی ترین اثر آن کار Adam de la Halle به نام Le jue de Robin et de Marion است که از نظر موسیقی اهمیت بسیار دارد و اول بار در دربار ناپل در ۱۲۸۲ اجرا شد. این اثر یک پاستورال کمدی است که اساسی ساده را برای آواز وگویش و رقص پی می ریزد. هر قدر از قرون وسطی به طرف رنسانس برویم استفاده از موسیقی سکولار رشد بیشتری می یابد. ماسکارادها (نوعی اپرا به همراه ماسک بر چهره ی نقش ها) که آن را به ایتالیایی mascarade و به انگلیسی آن را masque می گویند درواقع مناسب جشن ها بود و در کارناوال ها بسیار رایج شد. در این آثار شخصیت ها از اسطوره ها و افسانه های دوران اعتقاد به خدایان و اشخاص معمولی قرون وسطی انتخاب می شدند.
رقص رکن اصلی ماسک یا ماسکاراد بود که به عنوان پیش درآمد ظهور باله از آن نام می برند. کلمه ی باله فرانسوی از balletto ایتالیایی یا «رقص کوچک» گرفته شده و چیزی که در باله مهم است و آن را از رقص های دیگر ممتاز می کند آن است که این فرم در قالب داستان گویی به همراه رقص و موسیقی است و این هنر جدید بر اساس حرکات بدن که در قرون و اعصار در دربارها و روستاها وجود داشته بنا شده، باله در اپرا به خصوص در فرانسه نقش بسیار مهّمی دارد تا در اپراهای ایتالیایی و آلمانی و سایر ملیت ها.
زمانی که موسیقی رقص را در ماسکاراد اجرا می کنند، به همراه بازیگری دراماتیک در فرمی تئاتری به نام intermedio می آید. اینترمدیو در واقع نمایش نامه هایی با موسیقی است که در مناسبت های خاص برای دربارهای شهری ایالتی ایتالیا نوشته می شده و بیشتر در رم، فلورانس، فرارا، مانتوا و ونیز و در کشورهای دیگر لاتینی هم اجرا می شده، شامل آوازهای سلوو کارهای کرال به همراه دیالگ های گفتاری است و موسیقی همراهی کننده ارکستری با سازهای لوت و هارپ ولیر، ویول، ترومبون، هورن و ارگ بوده است.
چیزی که هنگام استفاده از کلمه و موسیقی عهد قدیم تا رنسانس دیده می شود یک فرم هنری است که موسیقی و کلمات را با هم به شکلی در هم آمیخته، طوری که در آن هر یک دیگری را جلوه داده و مجموعه ای می سازد متعالی تر از هر کدام از این دو عنصر.
در ایتالیای اواخر قرن پانزدهم فرم PastoreLa (پاستورال) وجود داشت که در آن از عناصر طبیعی و طبیعت بهره گرفته شده بود و بسیاری از اصوات طبیعی آن هم از سازهای چوپانان که در مراکز و جنوب ایتالیا هنوز شنیده می شد بهره می گرفت. Favola d'Orfeo که در سال ۱۴۸۰ در دربار مانتوا اجرا شد مثالی اوّلیه از پاستورال ایتالیایی بود که در آن از نی چوپانان استفاده شده بود. این علاقه به طبیعت که در نقاشی های آن زمان هم نفوذ یافته بود ایده ی جدیدی در رنسانس نبود بلکه آن را حتا در نوشته های ویرژیل و سایر شعرای عهد قدیم نیز می توان یافت. پاستورال ها ترکیبی از کلمات، رقص و آواز بودند که اپراهای اوّلیه را شکل دادند. معرفی طبیعت از پاستورال ها فراتر رفت و بعدها در آثار آهنگسازانی چون ویوالدی (در چهار فصل) هندل و باخ و موتسارت و بتهوون، روسینی، وردی و واگنر و حتا بنیامین بریتن و آهنگسازان قرن بیستم هم تداوم یافت.

نظرات کاربران درباره کتاب اپرا ۱۰۱

نسخه کامل لطفا
در 11 ماه پیش توسط rahman babaie
پس نسخه کامل کی قراره آپلود بشه؟
در 1 سال پیش توسط رهام و دوستان .
بسیار در انتظار انتشار نسخه کامل هستم! لطفا نسخه کامل رو برای خرید قرار دهید! با تشکر
در 1 سال پیش توسط رامین امین