فیدیبو نماینده قانونی نشر تیر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب سروده‌های جیاکمو لئوپاردی

کتاب سروده‌های جیاکمو لئوپاردی

نسخه الکترونیک کتاب سروده‌های جیاکمو لئوپاردی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب سروده‌های جیاکمو لئوپاردی

در معنای شاعرانه، واژه «سروده» (چکامه، ترانه) می‌توانست از قدمتی باستانی به خود ببالد. قدمتی درست به اندازه زبانِ ایتالیایی (کافی است به سراغِ اشعارِ دانته گرانقدر در بخشِ «برزخ»، سرودِ دهم، بندِ نخست به بعد مراجعه کنیم: و سپس این کار را تا سروده‌های شاعرِ دیگری که فُسکلو(۱۷) نام دارد ادامه دهیم)؛ این واژه از اعتباری ب دیرینه و قدیمی برخوردار بوده است (دانته در بخش «دوزخ»، در سرودِ بیستم، بندِ دوم از آن استفاده کرده است) و اشعارِ منظوم، در وصفِ حالِ شوالیه‌ها و دلاورانِ صلحشور، ماهیتی معمولی و عادی به آن بخشیده‌اند. امّا معنای رسمیِ «شعرِ عاشقانه»، هنوز هیچ حیات و قدمتِ رسمی با این عنوان نداشت. شاید تنها بتوان نشانه‌هایی ناچیز از کاربردِ این واژه را در اثرِ وینچِنزو مُنتی(۱۸) مشاهده نمود، آن هم به شکلِ عنوانی فرعی و نه اصلی. در جایی که می‌نویسد:«بی‌اندازه غرق در چاپِ «سروده»ای قهرمان‌پرورانه هستم...» در واقع، منتقدانِ ادبی توانسته‌اند از مدّت‌ها پیش، منابعی را که از نظر زمانی بسیار به هم نزدیک هستند و به احتمال بسیار زیاد، موجب الهام بخشیدن به لِئوپاردی شدند ردّیابی کنند. این امر، نه تنها موجب شد لِئوپاردی نه تنها آن را برای عنوانِ یک نمایش، که قهرمانِ اصلی آن، احساساتِ خود را با سرودخوانی بیان می‌دارد برگزیند، (مانند شعرِ «واپسین سرودِ سَفو»)، بلکه آن را همزمان برای کلِ مجموعه منظومِ خود انتخاب نماید.

ادامه...
  • ناشر نشر تیر
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.5 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۳۸ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب سروده‌های جیاکمو لئوپاردی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

بیوگرافی کوچکی از لئوپاردی

او در روز ۲۹ ژوئن (۸ تیر) ۱۷۹۸ در شهر رِکنَتی به دنیا آمد. پدرش کنت مُنالدو، نجیب زاده ای شهرستانی بود که از فضل و دانش خوبی برخوردار بود، امّا دارای رفتاری ارتجاعی بود. مادرش که فردی مستبد و دارای اخلاقی بسیار سختگیرانه بود، سال ها تلاش ورزید تا مانع از دست رفتن ارث و میراث خانوادگی شوهرش بشود و بتواند آن چه را که باقی مانده بود، محفوظ نگاه دارد. بدینسان، جیاکمو در یک چنین فضای اشرافی و همزمان سختی رشد و پرورش یافت. فضایی که گاه، با برنامه ها و نقشه های شخصی او، مخالف بود. کودک، تمام وقت خود را صرف درس خواندن و تحصیل علم کرد و سرانجام از ده سالگی به بعد، دارای علم و دانشی بسیار خوب و محکم گردید و زبان های یونانی و لاتین و حتّی عبری را آموخت. او به جمع آوری و مطالعه و بررسی دقیقِ انواع آثار بزرگان و شناختن اندیشه و نظریات فیلسوفان اقدام ورزید و خود، به نگارش آثار فلسفی پرداخت و به ترجمه آثاری قدیمی همّت گماشت و انواع شروح و تفسیرات را از همان سنین نوجوانی، به رشته تحریر در می آورد. تلاش های فراوانی که در تحصیل علم می کرد، موجب گردید که او برای همیشه، سلامت جسمانی خود را از دست بدهد. او پس از پنج ماه اقامت در شهر رم، که با اجازه والدین خود صورت گرفته بود، سرانجام توانست در سال ۱۸۲۵، شهر رِکنَتی را ترک کند. از آن دوران به بعد، او ناگزیر گردید با یک زندگی سخت که با کاری پرتلاش و پرزحمت و کم درآمد همراه بود، رویاور شود. وضع او، گاه به مرز فقر و تنگدستی نیز می رسید. او به ترتیب در شهر میلان و بولونیا و فلورانس و پیزا به کار و زندگی پرداخت و با درآمدِ بسیار ناچیز و کمی که از تلاش های ادبی اش به دست می آورد، گذران زندگی می کرد. در بهار ۱۸۳۰ او دیگر برای همیشه، خود را از خانواده اش جدا ساخت و دوستی بسیار صمیمانه و برادرانه ای را با آنتونیو رَنیه ری آغاز کرد. رَنیه ری، نویسنده ای ناپلی بود که یار و همدم و همسفر و دوست مهربان او در سال های آخر عمرِ او خواهد بود. مراحل این زندگی بسیار غم انگیز و سخت که او در تنهایی عاطفی به سر می برد، و شکل گیری دانش و آگاهی های فرهنگی و ادبی او، به همراه تمام افکار و اندیشه های باطنی اش و نیز نقدهای ادبی ای که به انجام می رساند و شکل گیری تمام اشعارش که در «سروده ها»یش جای دارد، در کتاب «زیبالدُنه» جمع آوری شده است. اثری که از اهمیت ادبی بسیار فراوانی برخوردار است و به ما اجازه می دهد تا شناختی باز هم بیش تر و عمیق تر از این شاعر والامقام و این مرد فرهیخته و حسّاس داشته باشیم. «سروده ها»ی شاعر که ناب ترین و زیباترین بخش از آثار ادبی این شاعر را تشکیل می دهند و به همان اندازه، رسما لئوپاردی را به عنوان بزرگ ترین شاعرِ ایتالیا در عصرِ مدرن معرّفی می کنند، گویای این واقعیت اند که آثار منظومِ او، از ماهیتی منحصربفرد و بی همتا برخوردار است. این دیوان شعر، نخست در قالب مجموعه ای تکمیل ناشده از چندین شعر به چاپ رسید. این تلاش اوّلیه، در قالب کتابی تحت عنوان «اشعار» در سال ۱۸۲۶ منتشر گردید. سپس نخستین انتشار واقعی و کامل این مجموعه در سال ۱۸۳۱ در شهر فلورانس صورت پذیرفت. سرانجام در سال ۱۸۳۵، ناشری ناپلی به نام ساوِریو استاریتا، به بازبینی آن اثر و ادغام کردن سروده هایی جدیدتر اقدام ورزید. به همان اندازه، اثر او به نام «آثار اُپراییِ کوتاه اخلاقی» که در سال ۱۸۲۷ منتشر گردید، از اهمیت خاصّی برخوردار است. او در این آثار منثور، از کاربرد چکامه و سرود خودداری می ورزد و بیش تر تلاش می کند با قدرت منطق و استدلال خود و نیز طنزی بسیار تلخ به ترسیم کردن حالات و اندیشه های درونی خود بپردازد. او در این آثار، بدبینی عمیق خود را در برابر خوش بینی دیگران، به معرض نمایش می گذارد. بدانسان نیز کتاب «اندیشه ها»ی او از اهمیت خاصّی برخوردارست، زیرا او در این کتاب می کوشد تمام تجربیات خود را به عنوان یک فیلسوف و اندیشمند، و نیز فردی که تمام عمر، با فرهنگ و ادب و شعر، سر و کار داشته است، با خواننده خود در میان گذارد. او در ماه آوریل ۱۸۳۶ به همراه دوست و برادر خود، رَنیه ری در ویلا فِرین یی که نزدیک برج گرِکو در دامنه کوه آتشفشان وزویو واقع بود مسکن گزید و تا فوریه ۱۸۳۷ در همان مکان باقی ماند تا از مرض وبا که شیوع یافته بود، در امان بماند. امّا سرنوشت، چیزی دیگر برای او رقم زده بود. او در ۱۴ ژوئن (۲۴ خرداد) ۱۸۳۷ در شهر ناپل دارفانی را وداع گفت. او در کلیسا سان ویتاله در فوئوری گرُتا دفن گردید. جیوردانی بر روی سنگ قبر او نگاشته است: تقدیم به کنت لئوپاردی از شهر رِکنَتی: اندیشمندی که بیش تر در خارج از زادگاهش ایتالیا مورد ستایش قرار گرفت! نویسنده آثار فلسفی و شعری ناب و والا که تنها می توان با آثار منظومِ شاعرانِ یونانی همتا دانست. او در ۳۹ سالگی، این حیات زمینی را پس از بیماری های بی شمار ترک کرد. آنتونیو رَنیه ری، برای هفت سال و تا پایان عمرش، دوستِ او باقی ماند و در کنار آن رفیق نازنین به سر برد! آثار کامل او در ۱۶ مجلد از ۱۸۹۹ تا ۱۹۲۵ منتشر گردید.

به قلم جیاسینتو اسپانیولِتّی

پیشگفتارِ پروفسور فرانکو فُسکی

آن هنگام که تصمیم گرفتیم پروژه «لِئوپاردی در سراسر عالم» را که از سال ۱۹۸۷ میلادی آغاز گردیده بود، راه اندازی کنیم، توجّه خود را به تمام انجمن ها و موسساتِ فرهنگی و ادبی و نیز تمام دانشگاه های هر کشوری در این عالمِ بزرگ معطوف داشتیم. یعنی در هر نقطه ای که نبوغِ لئوپاردی موردِ مطالعه و بررسی بود و یا قرار بود مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد.
بدینسان، به تشویق ترجمه آثار لِئوپاردی همّت گماشتیم، با این آگاهی و وقوف باطنی که درک معانیِ تمام آن متونِ اصلی، سرانجام، به تدریج و آهسته آهسته صورت خواهد پذیرفت. زیرا تمام اندیشمندان و شاعران و نویسندگانِ بزرگِ هر دوره ای از تاریخ و نیز خودِ لئوپاردی، همواره فرا رسیدنِ قرونِ بعدی را با نهایت بی صبری انتظار می کشیده اند، چرا که نسلِ معاصرِ آنان، هرگز قادر نبودند آن گونه که باید و شاید و با دیدگانی مناسب و درکی عمیق، آن چه را که درست در برابر دیدگانشان بود بخوانند و به درک آن مطالب نائل آیند. علی رغم این وضعیت، پیامِ جیاکمو همچنان دارای ماهیتی واقعی و راستین است و به همین دلیل، بسیار لازم و ضروری است که اندیشمندِ بزرگی به مانند او، در فراسوی مرزهای سرزمین زادگاهش معروف و مشهور شود.
و لذا ترجمه آثار او بسیار لازم است و می تواند سرچشمه دیگر و بهتری برای به دست آوردن دانشی بیش تر باشد. گاه نیز پیش آمده است که فردی که در منطقه فرهنگی متفاوتی از لئوپاردی زندگی می کند، می تواند آثار لئوپاردی را به گونه ای بخواند که به جنبه ها و شباهت هایی که از دیدگانِ ما ایتالیائیان پوشیده مانده است دسترسی پیدا کند و ما این نکته را به عین شاهد بوده ایم.
بدانسان، ما با نهایت توجّه و علاقه ای بخصوص، به دنبال کردن کارهایی که در مشرق زمین صورت گرفته است مبادرت ورزیده ایم؛ زیرا جیاکمو لئوپاردی عمیقا معتقد بود و یقین داشت که منشا حقیقی و اصلیِ نوع بشر از مشرق زمین نشات می گرفت و این که تمدّن اقوام بشری و نیز اساس و پایه ادب و هنر، دقیقا از آن نقطه آغاز گردید (آن نیز بر اساس نامه ای که در تاریخ ۲۶ ژوئن ۱۸۲۲ به رشته تحریر در آورده بود).
از سوی دیگر، نوعی کمبودِ مطالعه و آگاهی دقیق، نسبت به زبان و ادبیات و فلسفه و تاریخ و تمدّن در مشرق زمین وجود داشت که این امر، در معدنِ عظیم و عمیقِ آثار لئوپاردی مشاهده می شود. و لذا با کشفیات و نکاتِ بسیار شگفت آور و جالبی در این زمینه مواجه گردیدیم (برای مثال، نویسنده ای معروف و محبوب از سرزمین چین به نام چیان ژُنگ شی(۱)، در طول مدّتِ بیست سالی که در تنهایی و انزوا به سر برده بود، کتابِ «زیبالدُنه»(۲) لئوپاردی را به عنوان یگانه همنشین و مصاحبِ خود در اختیار داشته است...)؛ از سوی دیگر، مطالعات و تلاش ها و کارهای دیگری، به اشکال گوناگون و در زبان های گوناگون صورت گرفته و ثابت کرده بودند که مدارک و شواهدی دال بر این واقعیت وجود دارد که میان اندیشه شرقی و اندیشه لئوپاردی، نزدیکی ها و هماهنگی هایی وجود دارد... برای مثال، اندیشمند هندی: ج. سینگ(۳)، بارها، اجلاس ها و کنفرانس هایی را برای معرّفیِ لئوپاردی برگزار کرد. در واقع، او نخستین اجلاس ها و کنفرانس ها را در کنار خودِ من، در انواع دانشگاه های هندوستان به انجام رساند؛ بدانسان نیز در کشورهایی که نام جیاکمو لئوپاردی صرفا نامی ساده و ناشناخته بیش نبوده است، ترجمه هایی ارزشمند ارائه شده است.
و اینک درمی یابیم که قرار است موسسه نشر تیر، برای نخستین بار در شهر تهران، ترجمه ای از آثارِ این شاعرِ گرامی ما، به خوانندگانِ ایرانی تقدیم دارد. گزیده ای از «سروده»ها، که معروف ترین و نیز دشوارترین اثرِ او به شمار می رود! زیرا تعریف و ترجمه و تفسیر این سروده ها، کاری بس دشوار است.
بانوی مترجم این اثر، فریده مهدوی دامغانی است. او در ایران زمین، بسیار معروف است، زیرا همواره از عشق و علاقه ای بسیار عمیق و شدید نسبت به ادبیات اروپا برخوردار بوده و اینک نیز تلاش ورزیده است تا به خوانندگان و مخاطبانی باز هم بیش تر، مهم ترین و اساسی ترین آثارِ کلاسیک ادبیاتِ اروپا را معرّفی کند. به ویژه در زبان فرانسوی، انگلیسی و ایتالیایی. و چیزی که بیش از هر چیز، توجّه انسان را به خود جلب می کند، حضور ادبیاتِ منظومِ ایتالیا در میان آثار او است.
پس از ترجمه «کمدی الهی» اثر دانته، که از انواع جوائزِ ادبی و فرهنگی برخوردار گردید و موجب شد تا بانوی مترجم آن، برنده جایزه بین المللیِ بسیار معروف و معتبرِ «دیه گو والِری»(۴) از مُنسِلیچه(۵) شود، فریده مهدوی دامغانی، به ترجمه «سروده»های فرانچسکو پترارکا(۶) اقدام ورزید و پس از آن، به ترجمه اشعارِ شاعرانِ ایتالیایی، از جمله شاعرانِ دوره «نُوِچِنتو»(۷) به مانندِ کاردارِلّی(۸)، اونگَرِتی(۹)، کوازیمُدو(۱۰) و مُنتاله(۱۱) بپردازد و سپس با انجام دادنِ سفری بس دراز و طولانی، خود را به سوی جیاکمو لئوپاردی برسانَد...
تردید نداریم که این ترجمه از «سروده»های جیاکمو لئوپاردی به زبان فارسی، ما را به مطالعات و بررسی ها و تبادلاتِ انواع اطّلاعاتِ فرهنگی و ادبی میان شاعران و اندیشمندانِ مشرق زمین و مغرب زمین دعوت خواهد کرد! و این کارها، در برابر افق های آرامِ آزادیِ موجود در خیالپردازی های شاعرانه صورت خواهد گرفت.
بسیار مایلم مراتب تشکر و امتنانِ فراوانِ خود را به این بانوی مترجم و به موسسه انتشاراتیِ ایشان عرض کنم، با این امید و آرزو که بتوانیم ارتباطات و همکاری های دائمی و پایداری را با یکدیگر محفوظ نگاه داریم.

فرانکو فُسکی(۱۲)
رئیس مرکز ملّی مطالعات آثار لئوپاردی
شهر رِکنَتی (ایتالیا)

شناختِ یک شاعر بزرگ ایتالیایی:

این جا، در سرزمین ایتالیا، درست به مانند سایر قسمت های دیگر این عالم، همه ساله، یاد و خاطره واقعه ای مذهبی برای مسیحیان (اعم از مومنان و غیرمومنان)، در قالبِ عیدِ «پاک» گرامی داشته می شود؛ و برای این واقعه خوشایند و میمون، هدایایی میان دوستان و اقوام و خویشاوندان ردّ و بدل می شود. یکی از این هدایا که ماهیتی سنتّی نیز در بر دارد، اهدای تخم مرغی شکلاتی است که در درونِ آن، همواره سورپریزی جالب پنهان شده است و فردِ دریافت کننده آن تخم مرغ، پس از شکستن آن، از محتوای آن باخبر می گردد.
خب، دقیقا در همین ایام و در طول تعطیلاتِ عیدِ «پاک» و فرا رسیدنِ بهارِ همین سال (یعنی برای تقویم ما، در سال ۲۰۱۰ میلادی) بود که من نیز از طریقِ مکالمه ای تلفنی، زیباترین و بهترین تخم مرغ و هدیه عیدِ «پاکم» را دریافت کردم!
هدیه ای که از تهران می آمد... آن هم از سوی فریده مهدوی دامغانی، آن مترجم خوب و کوشا و معروفی که با چندین زبانِ زنده دنیا آشنایی دارد و همواره به ترجمه انواعِ متونِ بین المللی مشغول است. از میان آثاری که او ترجمه کرده است، می توان از شاهکارهای نویسندگان و شاعران بزرگ و پرآوازه ایتالیایی داد سخن داد. به مانند کتاب «کمدی الهی» اثر دانته و «سروده»های فرانچسکو پترارکا و گزیده اشعارِ شاعرانی به مانند مُنتاله و اونگَرِتی و کاردارِلّی و کوازیمُدو. آخرین اثری که از این بانو، در این زمینه منتشر گردید، گزیده ای از سروده های پنجاه تن از معروف ترین شاعرانِ ادبیاتِ منظومِ ایتالیا بود که از سال ۱۲۰۰ میلادی در قرون وسطی آغاز می گردید و تا سال دوهزار میلادی ادامه می یافت.
باری، این هدیه ای که دریافت داشتم، مربوط به خبری بسیار خوب و خوشحال کننده می شد و من خبر یافتم که تا چند هفته دیگر، گزیده ای از سروده های شاعری ایتالیایی که پیش تر به زبانِ فارسی ترجمه شده بوده است، به زیرِ چاپ خواهد رفت و منتشر خواهد گردید. سروده های شاعری که پس از دانته، پرآوازه ترین و معروف ترین و محبوب ترین و دوست داشتنی ترین شاعر از میان شاعرانِ ایتالیایی به شمار می رود و همانا جیاکمو لئوپاردی نام دارد.
البته، حقیقت این است که ما از مدّت ها پیش در انتظار شنیدن این خبرِ بسیار خوشایند به سر می بردیم. لذا، آن هنگام که آن خبرِ مسرّت بخش را که همچون هدیه ای نامنتظره برایمان از آب در می آمد، از طریق تلفن دریافت داشتیم، قادر نبودیم آن را باور کنیم بس که از این بابت خوشحال شده بودیم!
آری، آن نیز به این خاطر که فریده مهدوی دامغانی، با لئوپاردی، می توانست بیش از پیش مسیرِ حرفه ای و خارق العاده خود را در جادّه ادبیات منظومِ سرزمین ایتالیا غنی سازد. این مترجم، بیش از ده سال پیش، با آثارِ دانته آغاز به کار کرد و سپس به دنبال کردن این مسیر، با ترجمه آثارِ شاعرانِ معروفِ دیگری اقدام ورزید (و تابدان جا پیش رفت که مرا نیز شخصا در کارهای ترجمه و انتشاراتی آن آثار شرکت داد)، تا سرانجام این امکان را یافت که به خوانندگانِ عزیزِ ایرانی که نیک می دانیم تا چه اندازه به ادبیاتِ منظوم و هنر شاعری عشق می ورزند و از خواندن شعر لذّت می برند، لذّتِ کشف کردنِ شاعر بزرگ و محبوبِ دیگری را فراهم آوَرَد.

نظرات کاربران درباره کتاب سروده‌های جیاکمو لئوپاردی