فیدیبو نماینده قانونی نشر تیر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب پیرامون زبان عامیانه (د وولگری الکوئن سیا)

کتاب پیرامون زبان عامیانه (د وولگری الکوئن سیا)
د وولگری الكوئن سيا

نسخه الکترونیک کتاب پیرامون زبان عامیانه (د وولگری الکوئن سیا) به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب پیرامون زبان عامیانه (د وولگری الکوئن سیا)

از نشانه‌های قدرت او، آفرینش آسمان‌ها و زمین و اختلاف زبان‌ها و رنگ‌های شما است، به راستی که این عبرتی است برای دانایان. از نشانه‌های قدرت اوست که آسمان و زمین به فرمانش برپاست! سپس هنگامی که شما را از زمین فرا می‌خواند، ناگهان خارج می‌شوید. هر که در آسمان و زمین است، از آنِ اوست، و همگی فرمانبردار او هستند. اوست که آفرینش را آغاز کرد و سپس آن را باز می‌گرداند که برایش آسان‌تر است، و برترین توصیف در آسمان‌ها و زمین از آنِ اوست و او نیرومند فرزانه است!...» سوره مبارکه روم ـ آیات ۲۷-۲۶-۲۲

ادامه...
  • ناشر نشر تیر
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.75 مگابایت
  • تعداد صفحات ۸۵ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب پیرامون زبان عامیانه (د وولگری الکوئن سیا)

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



جایزه بین المللی ترجمه مُنسلیچه ۲۰۰۳ از ایتالیا
نشان افتخار طلای شهر فلورانس و شهر راوِنا
شهروند افتخاری راوِنا در سال ۲۰۰۵
نشان لیاقت «کمن داتُره» از ریاست جمهوری ایتالیا ۲۰۰۷
جایزه بهترین مترجم جشنواره فارابی ۱۳۹۱

De Vulgari eloquentia
Dante Alighieri

کتاب نخست

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم

۱- چنان که می توان بدین امر پی برد، هرگز تا به امروز رساله ای درباره هنر سخنوری و بلاغت در زبان عامیانه مورد مطالعه و بررسی قرار نگرفته است. گرچه مطالعه ای عمیق از این مبحث برای همگان بسیار واجب و ضروری به نظر می رسد؛ این امر را می توان در این نکته ثابت کرد که نه تنها مردان، بلکه زنان و کودکان نیز تا آن جا که طبیعتشان به آنان اجازه چنین کاری را می دهد، در تلاش اند که در این رشته مهارت لازم را به دست آورند. به همین دلیل، در جهت روشن ساختن کسانی که به مانند نابینایانی، به راه رفتن در میادین عمومی شهرها می پردازند، و در اکثر اوقات بر این پندارند که چیزهایی را در برابر دیدگانشان مشاهده می کنند، حال آن که در واقع آن چیزها در پسِ پشتشان قرار دارد، من نیز تلاش خواهم ورزید تا به یاری «کلمه اللّه»، که از عالم بالا بر من الهام می بخشد، کاری مفید و موثر برای مردم به انجام رسانم؛ در جهت پر ساختن جامی بدین بزرگی، لازم است که نه تنها از آبِ هنر و استعدادمان بهره بجویم، بلکه با استفاده و در هم آمیختن یاری ها و راهنمایی های دیگران، آن چه را بیش از هر چیز حائز اهمیت است برگزینم و شیرین ترین شراب انگبین را به دست آورم!
امّا از آن جا که لازم است هدف نخستینِ یک فرضیه پیش از هر چیز، پایه و اساسی که آدمی بر روی آن تکیه می کند را تعیین و مشخّص سازد تا بدین شکل، آدمی بی درنگ دریابد درباره کدامین مبحث قصد دارد به بحث بپردازد، پس من نیز بی درنگ اعلام می دارم که به زبانی که کودکان، آن هنگام که از اطرافیانشان چیزهایی می آموزند و شروع به تلفظ الفاظ می کنند و به تکلّم اقدام می ورزند «عامیانه» می گویم؛ باری، زبان عامیانه همان زبانی است که ما با تقلید از دایه مان و بدون آن که از هیچ قاعده و قانونی پیروی کرده باشیم در ذهنمان آموخته ایم و با آن سخن می گوییم. در واقع، ما زبان دومی نیز داریم که همانا زبان لاتین است، و رومیان باستان آن را «دستور زبان» نامیده اند. یونانیان نیز زبان دومی دارند، همین طور هم اقوام و ملل دیگر، امّا نه همگان؛ زیرا تنها به یاری بررسی و مطالعه ای طولانی مدّت و عمیق است که آدمی می تواند بر قوانین آن مسلط شود و آن ها را در ذهن خود بگنجاند.
زبان عامیانه، شریف ترین زبان از میان این دو زبان است، زیرا این نخستین زبانی است که به وسیله نوع بشر تکلّم می شود؛ و نیز به این خاطر که کلّ عالم از آن استفاده می کند (گرچه با تلفظ ها و واژگانی متفاوت...) و به این دلیل که این طبیعی ترین شکل ممکن برای بیان احساسات و نظریات آدمی است، در حالی که آن زبانِ دیگر، ماهیتی تصنعی در بردارد.
و من اینک قصد دارم درباره همین زبان شریف تر داد سخن دهم و به توضیح درباره آن اقدام ورزم.
***
۲- این زبان، زبان اصلی و حقیقیِ ما به شمار می رود. من در این جا مایلم تاکید ورزم که از واژه «ما» برای تمایز آن زبان از زبانی دیگر استفاده نکرده ام. یعنی زبانی فرضی که به نوع بشر تعلّق نداشته باشد؛ زیرا تنها موجود بشر است که از قابلیت سخن گفتن برخوردار است، زیرا بشر است که به این قابلیت نیاز دارد. نه فرشتگان آسمان و نه حیوانات پست نیازی به سخن گفتن ندارند؛ بدینسان، اعطای چنین قابلیتی به آنان، امری کاملاً بیهوده است، و طبیعت هزگر مایل نیست به انجام کارهای بیهوده اقدام ورزد.
در واقع، چنانچه من بخواهم با نهایت دقّت، و با واسطه کلام به آن دست یابم، کاملاً بدیهی است که تنها لازم است هر آن چه را ذهنم بدان شکل بخشیده است به دیگران بیان کنم. حال آن که فرشتگان آسمان، برای بیان اندیشه های عالی و برتر خود، از یک قابلیت ذهنی بسیار سریع و بیان ناپذیر برخوردار می باشند که بدانان اجازه می دهد افکار خود را برای دیگران آشکار سازند، حال می خواهد صرفا از طریق موجودیتشان باشد، یا از طریق آن آینه درخشانی که همه با نهایت زیبایی در آن بازتاب می یابند و با حالتی مشتاق و حریصانه، به نظاره کردن خود می پردازند؛ بنابراین آن ها به هیچ شکل، به هیچ نوع نشانه کلامی نیاز ندارند! و اگر کسی بخواهد درباره آن دسته از فرشتگانی زبان به اعتراض گشاید که به داخل دوزخ پرتاب شدند، می توان به دو شیوه به این شخص پاسخ داد: نخست آن که در این جا، من صرفا از نکاتی سخن می گویم که برای خیر و نیکی لازم می نمایند، پس لازم است آن منحرفانی را که نخواستند در انتظار رحمت الهی باقی بمانند، نادیده بگیریم. و سپس همین شیاطین، در جهت آن که بتوانند به طور متقابل، به آشکار ساختن شرارت و پلیدی یکدیگر اقدام ورزند، تنها بدین نیاز دارند که از حیات و موجودیت و پلیدی یکدیگر مطّلع باشند و بس تا بدین کار نائل آیند؛ و این چیزی است که آن ها بدون تردید می دانند، زیرا پیش از سقوط از عالم بالا، به خوبی با یکدیگر آشنا بوده اند.
بدانسان نیز لازم نمی نموده که به حیوانات پست، زبانی برای تکلّم اعطا شود، زیرا آن ها تنها بنا به غریزه طبیعی شان به راه خود می روند؛ حقیقت این است که حیواناتی که از یک نوع باشند، از یک شکل و حالت رفتاری و عاطفی برخوردارند، و در نتیجه می توانند بر اساس اعمال و فعّالیت ها و احساسات شدیدشان با اعمال و فعّالیت ها و احساسات شدید هم نوعانِ دیگر خود آشنا باشند؛ و امّا درباره حیواناتی که از انواع متفاوت اند، باید گفت که حضور زبانی مشابه و واحد، می توانست نه تنها بیهوده از آب در آید، بلکه همین طور هم ماهیتی کاملاً شوم در بر داشته باشد، زیرا آن ها به هیچ وجه از روابطی دوستانه در میان خود برخوردار نیستند.
و اگر به من اعتراض شود که این مار بود که پیش تر از همه با نخستین زنِ عالم وارد صحبت شد، و این که ماده خرِ بَلعَم(۱) نیز به درستی زبان به سخن گفتن گشود، من نیز می توانم پاسخ دهم که این به آن دلیل بود که نخست شیطان و سپس یک فرشته آسمانی، به اعضای بدن این دو حیوان اجازه دادند تا اصواتی واضح و قابل درک از دهان خود بیرون دهند که به مانند یک زبان واقعی و حقیقی جلوه کند، حتّی اگر این اصوات، در نزد آن خر، به عنوان عرعر، و در نزد آن مار، به عنوان خس خس آشکار می گردید.
از سوی دیگر، اگر بخواهند ثابت کنند که حیوانات سخن می گویند و نام اُوید(۲) را بر زبان آورند و این که در کتاب پنجم «دگردیسی ها»یش، او مطالب جالبی درباره مرغ مینای سخن گو بیان داشته است، من نیز پاسخ می دهم که شاعر در آن قسمت از کتاب، به شیوه ای استعاره ای سخن می گفته است، و این که در حقیقت، خواستار بیان مطلب دیگری بوده است. و اگر کسی بخواهد مدعی شود که مرغ مینا و سایر پرندگان، حتّی امروزه نیز تکلّم می کنند، من نیز پاسخ می دهم که چنین امری، دروغ و نادرست است؛ زیرا یک چنین کاری، به منزله تلکم یک زبان واقعی به شمار نمی رود، بلکه صرفا نوعی تقلید صدا از آوای بشری ما است. یا آن که خواهم گفت آن ها سعی دارند اصواتی را که ما تولید می کنیم تقلید نمایند، و نه آن سخنانی که منِ نوعی بیان می دارم.
بدینسان، اگر کسی با نهایت وضوح کلمه «مرغ مینا» را تلفظ کند، و در پاسخ، همان واژه «مرغ مینا» را دریافت دارد، پس ماجرا هیچ چیز مگر یک نمایش یا یک تقلید دقیق از صدای کسی که پیش تر از آن دیگری سخن گفته است نیست.
بنابراین کاملاً بدیهی است که قابلیت سخن گفتن تنها به بشر اعطا شده است. اینک به طور خلاصه قصد دارم نشان دهم به چه دلیل، چنین قابلیتی برای بشر لازم و ضروری بوده است.

نظرات کاربران درباره کتاب پیرامون زبان عامیانه (د وولگری الکوئن سیا)