فیدیبو نماینده قانونی نشر تیر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب زن در عرفان و تصوف اسلامی

کتاب زن در عرفان و تصوف اسلامی

نسخه الکترونیک کتاب زن در عرفان و تصوف اسلامی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب زن در عرفان و تصوف اسلامی

چنانچه کتاب حاضر، سعی و کوشش تازه‌ای برای ارائه کردن توضیحاتی بهتر باشد، و درک و فهم عمیقتری از جنبه زنانه عرفان اسلامی به خواننده خود ارائه کند، صرفا به خاطر هماهنگی ذهنی با ادبیات «فِمینیستی» (طرفدار حقوق زن) نیست. من از سال ۱۹۵۰ همواره مقاله‌هایی درباره زن در تصوف چاپ کرده‌ام (آن هم تا اندازه‌ای به خاطر دلایل شخصی)، و از سوی دیگر به این دلیل که پروفسور فردریش هایدلِر (که در آن دوران با ایشان همکاری نزدیک داشتم، و با هم راجع به تاریخ مذاهب به تحقیق مشغول بودیم)، پیوسته کنفرانس‌ها و کلاسهای درسی می‌داد که همواره دیدگاهی تازه درباره موقعیت زن در مذاهب به ارمغان می‌آورد. مبحث «زن در تصوف»، (که برای نخستین بار به وسیله مارگارت اسمیت در کتاب مرجع او درباره رابعه، صوفی معروف تاریخ، تحت عنوان: «رابعه عارف، و دیگر قدّسیان در آیین اسلام» که در سال ۱۹۲۸ چاپ شد)، مرا همواره مجذوب و شیفته خود نگاه داشته است آنماری شیمل

ادامه...
  • ناشر نشر تیر
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.71 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۲۴ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب زن در عرفان و تصوف اسلامی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیشگفتار

شمار کتابهایی که درباره زن در آیین اسلام فراهم می شود، پیوسته رو به افزایش می رود: اخیرا انواع مطالعات جامعه شناسی صورت می گیرد، سوالهای گوناگونی مطرح می شود که پیرامون علم پزشکی و غیره است، و به بررسی همه جوانب مثبت و منفی موجود در «حرمسراها» در گذشته می پردازند، و زندگینامه همسران شاهانِ عرب و ترک به رشته تحریر در می آید و درباره انواع مباحث جنسی و تعلیم و تربیت کودکان به گفت وگو می نشینند. باری، این موضوع، بسیار «باب روز» شده است... در واقع، این موضوعی است که بانوان طرفدار حقوق زن بیش از همه با لذّت و علاقه به آن توجّه ابراز می کنند، و متاسفانه باید گفت بدون آن که اطّلاعات کافی از این مقوله و یا از وقایع تاریخی یا زبان و ادبیات اسلامی، کوچکترین شناختی داشته باشند...
کتاب بسیار زیبای ویبکه والتر(۳): «زن در اسلام» همواره به عنوان کتابی مرجع برای هر گونه تحقیقات دقیق و عمیق محسوب می شود. ساشیکو موراتا(۴) در کتاب بسیار جالب خود: «تائو اسلامی» یا «طریقت اسلام» به بررسی رابطه موجود میان مردان و زنان در اسلام از دیدگاهی بی اندازه عاقلانه و فرهیخته می پردازد، بویژه در ارتباط با قوانین و عرفان اسلامی.
چنانچه کتاب حاضر، سعی و کوشش تازه ای برای ارائه کردن توضیحاتی بهتر باشد، و درک و فهم عمیقتری از جنبه زنانه عرفان اسلامی به خواننده خود ارائه کند، صرفا به خاطر هماهنگی ذهنی با ادبیات «فِمینیستی» (طرفدار حقوق زن) نیست. من از سال ۱۹۵۰ همواره مقاله هایی درباره زن در تصوف چاپ کرده ام (آن هم تا اندازه ای به خاطر دلایل شخصی)، و از سوی دیگر به این دلیل که پروفسور فردریش هایدلِر(۵) (که در آن دوران با ایشان همکاری نزدیک داشتم، و با هم راجع به تاریخ مذاهب به تحقیق مشغول بودیم)، پیوسته کنفرانس ها و کلاسهای درسی می داد که همواره دیدگاهی تازه درباره موقعیت زن در مذاهب به ارمغان می آورد.
مبحث «زن در تصوف»، (که برای نخستین بار به وسیله مارگارت اسمیت در کتاب مرجع او درباره رابعه، صوفی معروف تاریخ، تحت عنوان: «رابعه عارف، و دیگر قدّسیان در آیین اسلام» که در سال ۱۹۲۸ چاپ شد)، مرا همواره مجذوب و شیفته خود نگاه داشته است؛ این نه به خاطر اهمیت ادبی آن، بلکه به دلیل ملاقات با زنانی پاک سرشت و مقدّس، که به عنوان راهنمایان عرفانی و معنوی، اغلب همچون موجوداتی افسانه ای درآمده اند، و دیدار از قبور این زنان، در ترکیه و هند و پاکستان می باشد... بنابراین، این کتاب را با تمام احساسات حقشناسانه ام، به یکی از این بانوان محترم، که نویسنده و عارفی ترک: به نام خانم سَمیحه آیوردی (۱۹۹۳ - ۱۹۰۶) است و بیش از اینها به او مدیون هستم، تقدیم می کنم.
بسیار جالب و مهیج است که انسان به توصیف جایگاهی که زن در دنیای دانشمندان و خردمندان اسلامی اشغال کرده است، بپردازد! شمار زنانی که در علوم سنتّی، و در تعبیر و تفسیر احادیث و سنّت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم سررشته دارند، بسیار فراوان است (هر چند که مطالعه و بررسی سنّت، به عنوان «علم الرجال» معروف باشد...)
مگر نه آن که جوان ترین همسر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم عایشه، بسیاری از احادیث مربوط به زندگی خصوصی حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم را برای آیندگان بر جای نهاد؟... زنان صحابیات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم، اغلب سوالاتی دینی از او می کردند، و پس از چندی، زنان بی شماری در علم فقه سررشته پیدا کردند: کتابی فارسی که حدودا در سالهای ۱۶۰۰ میلادی به رشته تحریر در آمده است، بحث و استدلال پنج بانوی فرهیخته و آگاه در علم فقه را در خود جمع آوری کرده است که سعی داشته اند سوالاتی مربوط به برخی نکات موجود در آداب و رسوم و اعتقادات عامیانه را روشن سازند (که در آیین شریعت جایی نداشتند). روت رادِد(۶) در کتاب خود تحت عنوان: «زنان در مجموعه های بیوگرافی اسلامی» نشان داده است که شمار نسبتا بالای زنانی که در کتب بیوگرافی از آنها نام برده شده، از قرن نهم میلادی تا به امروز، همواره ثابت باقی مانده است.
این کتب، به توصیف رفتاری شایسته و نیکو (یا آداب) که زنان باید رعایت کنند، اشاره دارند، و از سوی زنان برای دوشیزگان به رشته تحریر در آمده است، و به عنوان سرچشمه مهم دیگری برای آگاهی و شناخت ما از زندگی زنان محسوب می شود.
مطالعاتی که شادشاهان بیگم، ملکه بُپال، در اواسط قرن نوزدهم میلادی به انجام رسانده است، یکی از این نمونه های جالب به شمار می رود: این زن کتابی تحت عنوان: «تعلیم و تربیت زنان» را منتشر کرد؛ به همان اندازه، کتاب عظیم «بهشت زوار» که به وسیله اشرف علی ثنوی(۷) به رشته تحریر در آمده بود، همراه با جهیزیه دوشیزگان هندی به خانه بخت فرستاده می شد و نمونه دیگری از همین نوع کتابها است. دوشیزگان هندی، رفتار و آداب و رسوم شایسته را می آموختند، و یاد می گرفتند چگونه قوانین معنوی و بسیار سختی را رعایت کنند. آنها می آموختند چگونه نامه هایی محترمانه به والدین خود بنویسند، از انواع انحرافات خرافی ای که به تدریج در آیین اسلام رخنه کرده بود، شانه خالی نمایند، و در نهایت ایمانی راستین به دست آورند. این کتاب، با شیوه ای هنرمندانه، به وسیله باربارا. دی. مِتکالف(۸) در کتاب «به کمال رساندن زنان»، مقدمه ای بسیار عالی برای دست یافتن به آرمانهایی محسوب می شد که یک دوشیزه مودب و محترم مسلمان باید می کوشید به آنها دست یابد.
با این حال، بد نیست آن را در کنار رمان های آموزشی ای که در اواخر قرن نوزدهم، در جهان اسلامی منتشر شدند و اغلب افکار و عقایدی تجددگرایانه را تبلیغ می کرد، مطالعه کرد. در سرزمین های اسلامی واقع در جنوب هندوستان، کتبی مانند «آیینه عروس» از نظیر احمد(۹)، دوشیزه قهرمان داستان، همواره با اعمال و کارهای خوب و شایسته خود، توجّه همگان را به خوب جلب می کند، و برای مثال همواره در زمستان، پتوهای گرم و نرم به فقرا می بخشد، و یا کتاب قرآن مجید را بین تهیدستان پخش می کند. رمان میرزا کلیش بیگ: «زینت» هم بیشتر به توصیف امتیازهایی که زنی فرهیخته، پس از مطالعه علوم کلاسیک به دست می آورد، می پردازد.
در جهت درک مشکلات زنان مسلمان، لازم است به فعالیت های ادبی آنان نیز توجّه ابراز کرد. شاید بتوان بدون هیچ مشکلی، فرهنگی جامع از اشعار زنان جمع آوری نمود... شاید نخست بتوان با اشعار قدیمی عربی، که زنان در هنگام مرگ برادرانشان در میدان نبرد می خواندند، این کار را آغاز کرد. سپس می توان به اشعار عاشقانه عرفانی پرداخت، و از زنان شاعره ایرانی مانند مهستی(۱۰) نام برد، و سپس به غزلیات دیگر زنان ایرانی و ترکی توجّه نشان داد بدون آن که اشعاری را که ملکه ها و شاهزاده خانم ها در طیّ قرون سروده اند، به دست فراموشی سپرد. برای نمونه، می توان از دیوان فخری هروی که در حدود سال ۱۵۶۰ میلادی می زیست نام برد. شاهزاده خانم زیب النساء که در سال ۱۶۸۹ میلادی از دنیا رفت، نمونه بسیار خوب دیگری محسوب می شود. چنین کتابی می تواند ثابت کند زنان مسلمان (با هر ملیتّی) تا چه اندازه تلاش کردند تا هنر شاعری را غنی تر از هر زمان کنند، و به این کار، همچنان ادامه دهند...
این در مورد زنان خطاط نیز صدق می کند. زنانی که نامشان با نگاه کردن به نسخ زیبای قرآنی و یا متونی دیگر، برای ما ماهیتی ملموس می یابند. همچنین لازم است از مدرسان و استادانی سخن گفت که مردانی خردمند و فرهیخته، بخشی از آموزشهای خود را از آنان کسب کردند.
به همان اندازه، نباید زنان مسلمانی را که از لحاظ سیاسی، فعالیت های چشمگیر داشته اند، به دست فراموشی سپرد. زنان و مادران خلیفه ها، همواره با شور و اشتیاق فراوان در کارهای سیاسی شرکت می کردند، و هر چند از زندگی معمولی محروم بودند، لیکن به سیاست و مسائل مذهبی، توجّه و علاقه خاصّی ابراز می داشتند (آن گونه که ال. مَسین ین(۱۱) در کتاب خود، دوران بخصوصی از تاریخ را که حدود سالهای ۹۰۰ میلادی است، معرّفی کرده است.) به همان اندازه، می توانیم با ملکه هایی که در نقاط دوردست این عالم به سر می برند، مواجه شویم: ابن بطوطه(۱۲)، در سرزمین مالدیو، با شهبانویی مسلمان ملاقات کرد. او همچنین با لحنی نسبتا ملامت آمیز از آزادی بیش از حدّ زنان شمال آفریقا، سخن می گوید.
در سنّت ترک، زنان بدون هیچ تفاوتی حکومت می کردند. شاهِ دهلی، که اصلیتی ترک داشت، توانست در سال ۱۲۳۶ میلادی، دختر خود راضیه را به عنوان جانشین خود برگزیند. کمی بعد در مصر، زنی که در گذشته کنیز بود، به مدّت چند سال به حکمرانی پرداخت. کمی بعد، زنان طبقات بالای هندی، نقشی بسیار فعال در کارهای سیاسی کشورشان ایفاء کردند (نه تنها در دوران حکومت مغولان، بلکه در قلمروهای سلطنتی ای همچون دَکن که شاید بد نباشد از ملکه چند بی بی احمدنگر(۱۳) که در سال ۱۶۰۰ میلادی در هنگام دفاع از پایتخت خود، به وسیله افسران خود به قتل رسید، سخن گفت.
در دهلی و آگرا و بیجاپور، زنان فرمانروا، به عنوان حامیان هنر معماری، تذهیب، خطاطی، و ادبیات معروف شدند. معروف ترین مقبره جهان: تاج محّل، به یادبود شهبانویی مسلمان به نام ممتاز محّل که همسرِ عزیزِ شاه جهان بود، و در سال ۱۶۳۱ میلادی (و در حالی که چهاردهمین فرزند خود را وضع حمل می کرد؟) از دنیا رخت بربست. همچنین بد نیست تعهد سیاسی زنان مسلمان را در مبارزات آزادیخواهانه هندوستان در پیش از سال ۱۹۴۷ به یاد آوریم...
سعی در گردآوری مجموعه ای از زنان معروف در هنر نقاشی و مینیاتور، می تواند به همان اندازه بسیار جالب باشد. این در مورد مینیاتورهای ایرانی که صحنه هایی از داستانهایی حماسی را مصوّر می کردند، و نیز پرتره های بسیار زنده و واقع گرایانه مکتب مغول در هندوستان، به یک اندازه صدق می کند. تحلیلی درباره چهره این زنان و لباسهایشان، می تواند مرجعی از اطّلاعاتی گوناگون و مفید باشد...
به همه اینها، باید مطالعاتی را درباره عنوان های افتخاری و محترمانه ای که به بانوان مسلمان اعطا می شد، اضافه کردد. در یک رشته کتابهای آموزشی، یاد داده شده است که در هنگام خطاب کردن یک بانوی محترم، باید دقیقا از چه عنوان رسمی استفاده نمود... تعدادی کتب عربی، فارسی، ترکی و اردو وجود دارد که همچون بیوگرافی های دقیق یا نه چندان دقیقی از زنان معروف تاریخ است.
هنگامی که انسان همه جنبه های مثبت را نام می برد، شایسته است موقعیت رو به نزول زنان را نیز در طول زمان بیان کند؛ بویژه با در نظر گرفتن قوانین و مقرراتی که در گذشته از ماهیتی انعطاف پذیر برخوردار بودند و با مرور زمان، ماهیتی سخت تر و بدتر یافتند، و افکاری منفی درباره زنان در جامعه پخش کردند.
در سوره مبارکه بقره (آیه ۲۲۸) در قرآن، در زمینه طلاق این آیه شریفه وجود دارد: «مردان بر آنها برتری دارند»، و این موجب شد که زن بیش از پیش از ماهیتی حقیر و خوار در رنج و عذاب باشد، و باعث گردید که از بسیاری از حقوق خود که از مدّتها پیش شناخته شده بود، محروم گردد. زنانی که هرگز نه خواندن نه نوشتن بلد نبودند، اغلب درباره حقوق خود در دریافت ارث یا طلاق، یا در جنبه های دیگر، اطّلاعات درست و دقیقی در اختیار نداشتند، و در نتیجه فریب قانونگزاران آگاه و فریبکار و حیله گر را می خوردند. فکر این که زنان نباید خواندن یا نوشتن بیاموزند، بیش از پیش در طیّ قرون در اذهان مردان ریشه گرفت، (هر چند به خوبی می دانیم که دست کم یکی از همسران محترم و بزرگوار حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم سواد نوشتن و خواندن را داشته است...) متاسفانه این موضوع، همچنان به عنوان نکته ای لاینحل در برخی از فتواها، باقی مانده است... در ادبیات عامیانه، انواع داستانها و روایات درباره مکر و حیله هایی است که زنان برای پیشبرد اهداف خود از آنها استفاده می کردند، امّا این موضوع نباید خواننده را به گرفتن نوعی نتیجه گیری سریع درباره رفتار مخصوص مردان مسلمان نسبت به زنان تشویق کند، زیرا چنین ذهنیتی، در دنیای غرب نیز به وضوح وجود دارد. از سوی دیگر، مباحثی که روحانیون مسیحی بحث می کنند، مبنی بر این که آیا زنانی که به بهشت قدم می نهند، می توانند از برکت «(VISIO BEATIFICA»(۱۴ برخوردار باشند یا نه، ماهیتی به مراتب جدّی تر به دست می آورد (به هر حال، مسئله VISIO BEATIFICA همواره برای آن روحانیون، مشکلی جدّی محسوب می شده است). آیا اساسا زنان، به راستی وارد بهشت خواهند شد؟ زیرا بر اساس حدیثی نه چندان معتبر از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم، اکثریت موجوداتی که در دوزخ به سر خواهند برد، از زنان تشکیل خواهد شد... با این حال، فرمایش دیگری از سوی حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در مخالفت با این جمله وجود دارد: هنگامی که پیرزنی سالخورده با حالتی نگران از ایشان سوال کرد آیا موجودات بدبخت و بینوایی مانند او، اجازه ورود به بهشت را خواهند یافت؟ حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم پاسخی منفی می دهند و با لبخندی ملایم می فرمایند: «خیر... زیرا آنها به دوشیزگانی جوان و زیبا مبدّل خواهند شد!»
همچنین این نکته را نباید از خاطر برد که تصویر ایده آل جامعه اسلامی، همواره زنی «متاهل» و مهم تر از آن: «مادر» بوده است. یکی از فرمایشات حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم که اغلب در همه جا تکرار می شود، بدین قرار است: «چنانچه مجاز بود که انسان در پیشگاه کسی مگر خداوند متعال سر به سجده گذارد، زنان باید در برابر شوهران خود سجده می کردند...» بدیهی است که این جمله، به آن چه امروزه به عنوان «برابری زن و مرد» معروف است، شباهت زیادی ندارد، امّا آیا در انجیل مقدّس هم نیامده است: «او ولینعمت تو خواهد بود.»...؟
به هر حال، در یک زمینه، زن با مرد برابر است: در عرفان! در اینجا، حتّی اگر زنی کامل، به عنوان «مرد خدا» معرّفی می شود... در تمام تاریخ اسلام، ما همواره با تحسین و احترامِ مردان نسبت به زنانی پارسا و فرهیخته که خدای متعال را دوست می داشته اند، مواجه هستیم. بنابراین، در این کتاب قصد داریم توجهمان را به سوی این زنان بزرگوار و محترم معطوف سازیم. حال می خواهند چهره هایی تاریخی باشند که به راستی در این عالم زندگی کرده اند، یا نمادهایی روحانی که انسان را برای پرستش خدا، ترغیب می کنند. باید اقرار کنم که نگارش این کتاب را مدیون افکار و عقایدی هستم که پروفسور علی. اس. آسانی(۱۵)، همکار محترم و جانشین من در دانشگاه هاروارد، به ذهنم انداختند. مطالعات ایشان درباره «روح زنانه» در ادبیات فرقه اسماعیلی، زمینه ای را برای تحقیقاتی تازه گشوده است. به همراه ایشان، و نیز خانم ساشیکو موراتا، استاد دانشگاه دولتی نیویورک در استونی بروک، ما بارها راجع به این موضوع بویژه درباره قطبیت و نقش «اصل زنانه در اسلام» به بحث و گفت وگو پرداخته ایم. دوروتیا دودا(۱۶)، کمکهای زیادی به من کرده است.
همچنین تشکرات صمیمانه من برای مرحوم آنتون کنتِمیچ(۱۷)، برای پیشنهادات جالب توجّه او ابراز می شود. (طبق معمول، و باری دیگر، کریستا سادوزای(۱۸)، «فرشته نگارش» من محسوب می شود...)

در روز عید اموات ۱۹۹۴(۱۹)
آنماری شیمل

" LIslam au Feminin "
La Femme dans la spiritualite Musulmane
" Meine Seele Ist Eine Frau "
Par: Annemarie Schimmel
2000

مقدمه

در پیشگاهت، روحم زنانه است،
همچون روت، عروس نعومی...(۲۰)

چنین سروده است ریلکه در «کتاب ساعات» خود، و به راستی این تصویری بسیار آشنایی برای خواننده ای غربی و مسیحی است: تصویر زنی جوان یا دوشیزه ای باکره و معصوم که با قلبی دوستدار همچون روت، عشق خود را در تواضع و فروتنی تقدیم می کند، و یا با واژگانی بسیار عاشقانه، محبوب خود را صدا می زند: مانند سلیمان در «غزل غزلها»، و یا مانند زنی که خود را همچون «خدمتگزار خداوند» می داند و هر آن چه را خداوند اراده فرموده است می پذیرد و سرشار از حقشناسی و اعتماد است.
دنیای مسیحیت، شمار زیادی از این زنان عارف را می شناسد و به شدّت به تحسین و تعریف از این سپاسگزاران پر شور و مشتاق عشق برای خداوند زبان می گشاید؛ زنانی همچون مِچیلد دو مَگدوبورگ(۲۱)... زنانی وجود داشته اند که سعی کردند در زندگی خود، راز تولد و پرستاری های لازم برای فرزند الهی را به انجام رسانند: مانند مارگارت ابنر(۲۲). زنانی بوده اند مانند تِرِز داویلا(۲۳) که خود را وقف خداوند کردند و در حالت اطاعت و فرمانبرداری و اخلاصی مطلق به این کار پرداختند و با قلبی شعله ور، و با سحری عجیب، انسان ها را به سوی خود جذب می نمودند. و سرانجام زنانی وجود داشته اند که از قدرتی که خداوند مهربان به آنان عطا فرموده بود استفاده کردند تا در کارهای سیاسی مداخله نمایند: مانند کاترین دو سیه نا(۲۴) یا بیرجیتای سوئد(۲۵).
باری، شکل و طرح روحی که به مدح و ثنای خداوند بزرگ همت گماشته، در دنیای غرب بسیار شناخته شده است: همان روحیه ای که پیتر هیله(۲۶) شاعر قرن نوزدهم نام آن را در شعر خود که به همین نام است، «روح همزاد» نهاده است؛ به همان اندازه، تعبیر و تفسیر «غزل غزلها» که به وسیله برنار دو کلِروو(۲۷) صورت گرفت، این اندیشه را بیش از پیش تشدید نمود.
حال، باید دید واکنش یک فرد مسلمان در برابر ابیات ریلکه، که در اندیشه خود، روح را همچون زنی با اخلاص و عاشق ظاهر می سازد، چیست؟ در برابر شگفتی و تعجب عظیم همه کسانی که در آیین اسلام، مذهبی مشاهده می کنند که کاملاً به سمت مردگرایی و مرد سالاری تمایل دارد، باید اعلام کرد یک فرد مسلمان، استعاره ریلکه را به خوبی درک خواهد نمود؛ و چنانچه تا اندازه ای هم از ادبیات زبان های اسلامی سررشته داشته باشد، به زودی خواهد توانست مقایسات بسیار جالبی را ارائه نماید.
این به آن دلیل است که آیین اسلام پیش از هر چیز، به خوبی به این واقعیت واقف است که حیات و هستی هرگز نمی تواند بدون قطبیت موجود میان زن و مرد (یا همان یین و یانگ که ساچیکو موراتا در کتاب خود: «تائوی اسلامی»، از آن نام برده است) وجود داشته باشد. چنانچه قرآن مجید (در سوره مبارکه بقره، آیه ۱۸۷) به انسان می فرماید: «آنها لباس شما هستند و شما لباس آنها.» این بدان معناست که از نظر پدیده شناسی مذهبی، هر یک همزاد دیگری محسوب می شود، و در واقع «لباس» نشانگر همان شخص است.
از سوی دیگر، عرفان اسلامی یا همان صوفی گری، شامل ویژگی ها و خصوصیات زنانه بسیار شدید می باشد. واژگان استعاره ای، بویژه نزد صوفیان عرب، از طرح کلاسیک عشق برای زنی دست نیافتنی به امانت گرفته شده است و در اشعار بی شماری در زبان فارسی، از سحر و جذابیتی که به وسیله نوجوانی چهارده ساله که همچون ماه شب چهارده زیباروست پدید آمده، سخن به میان آورده شده است. بدیهی است که منظور عشقی کاملاً افلاطونی است. با این حال، اهمیت آن ـ دست کم در دنیای فارسی زبان هاـ به وضوح در کتاب عظیم و بسیار مهم هلموت ریتِر(۲۸): «اقیانوس روح» به رشته تحریر در آمده است. عشق شدید شاه قدرتمند: محمود غزنوی (۹۹۹ - ۱۰۳۰ میلادی) برای سرباز و برده خود ایاز(۲۹)، نشانگر این واقعیت است که عشق می تواند حتّی شهریاری را نیز تغییر دهد و او را به شکل شخصی که «بردگی برده اش را می کند» نشان دهد، و این طرح و زمینه ای است که اغلب در ادبیات مورد استفاده قرار گرفته است.
در زندگینامه صوفیان، از صدها «مردان خدا» نام برده شده است. کافی است در کشورهایی با تمدّن عرب، از آثار سُلَمی(۳۰) و ابونعیم(۳۱) نام برد که کمی پس از سال ۱۰۰۰ میلادی نوشته شدند و بعدها به عنوان الگو، مورد استفاده نویسندگان ایرانی قرار گرفت. به عنوان نمونه ای از شرح زندگانی مردان مقدّس، که در طول صفحات کتاب به شخصیت هایی افسانه ای تبدیل می شوند، می توان از کتاب «تذکره الاولیاء» شیخ فریدالدین عطار نام برد که در اواخر قرن دوازدهم میلادی به رشته تحریر در آمد؛ و نیز از «نفحات الاُنس» نام برد که سیصد سال بعد، به وسیله جامی نگاشته شد که نسخه ای دقیق تر از اثری فارسی درباره شرح زندگانی صوفیان بود که به وسیله عبدالله انصاری نوشته شد (۳۲). همچنین می توان از نوشته های بی شماری از نویسندگان ترک و هندی نام برد. در همه این آثار، نام زیادی از زنانی که به عنوان زنان عارف معروف بودند برده نشده است. متاسفانه باید گفت کتاب سُلَمی درباره زنان مومنه به دست ما خوانندگان امروزی نرسیده است.
دو شخصیت بسیار معروف و مشهور تاریخ تصوّف، رفتاری بسیار مشخّص نسبت به زنانگی پیشه کردند، و گاه پیش آمده است که تصاویری کاملاً متضاد ترسیم کرده اند. مقصود از ابن عربی اندلسی و مولانا جلال الدّین محمد بلخی است که از اهالی منطقه ای در شمال افغانستان فعلی بود، و لیکن بخش بیشتری از عمر خود را در ایالت آناتولی (در شهر قونیه) سپری کرد.
همه صوفیان باید این واقعیت را بپذیرند (کمااین که در همه نوشته های کلاسیک این موضوع مورد پذیرش قرار گرفته است) که شاخص ترین شخصیت در اوایل تاریخ تصوف، زنی به نام رابعه عدَوّیه است. این زن بر اساس سنّت، اندیشه «عشق مطلق نسبت به خداوند مهربان» را در آیین تصوفِ بی نهایت خشک قرن هشتم هجری به ارمغان آورد و آن را ترویج کرد.
بنابراین، در تاریخ عشق عرفانی در جهان اسلامی، جایگاه افتخاری به او باز می گردد. در جمله ای که آمده است: «چنانچه زنی در مسیر طریقت گام نهاده باشد، دیگر نمی توان نام «زن» بر او نهاد...» یقینا به شخص رابعه مربوط می شده است. زیرا اغلب می توان در کتب مرجع خواند که چنین زنی، به راستی یک «مرد» بوده است.
به هر حال، استفاده از واژه «مرد» (که در زبان عربی «رَجُل» و در زبان فارسی «مرد» و در زبان ترکی «ایر» می باشد) به مشکل درک کردن نقش زن در تئوری و عمل اصول عرفانی اضافه می کند. در واقع، می توان واژه «مرد» را به هر شخصی که به شدّت به عشق الهی علاقه مند باشد نسبت داد، بدون آن که جنسیت او کوچکترین نقشی در این امر داشته باشد.
هنگامی که در قرن هجدهم میلادی، شاعری سندی به نام «شاه عبداللطیف»(۳۳) درباره قهرمان زن خود به سخن می پردازد که با حالتی شجاعانه قصد سفر می کند تا به محبوب خود برسد، و از همه سدّراهها به خوبی می گذرد بدون آن که کوچک ترین توجهّی به رنجها و مصائب خود ابراز نماید، آن زن را با صفت «مردانه» معرّفی می کند...
در واقع، ترکیب «زن ـ روح» نقش بسیار مهمی در ادبیات ایفا می کند. واژه «نفس» (به معنای «روح» یا «باطن» مونث است، و در قرآن مجید، در سه معنای گوناگون وجود دارد: «نفسی که به بدی تحریک می کند.» (سوره مبارکه یوسف: ۵۳)، «نفسی که ملامت کننده بزرگ است» (سوره ۷۵: ۲) و «نفس آرامش یافته» (سوره مبارکه فجر آیه های ۲۸ - ۲۷). نفس در واقع، به زنی بد تشبیه می شود که بر اساس نظریه صوفیان «همواره تمایل به بدی» دارد. در این نقش، نفس زنانه می تواند پاسخی به دنیا (یا همان جهان زمینی) باشد، که آن نیز مونث است. نویسندگان مسلمان، جملاتی نه چندان تملق آمیز و ستایشگرانه درباره «دنیا»یی وسوسه گر که شوهر و فرزندان خود را می بلعد، (مانند روحانیون مسیحی در قرون وسطی) بیان داشته اند زیرا «دنیا» نیز همواره سعی دارد مرد را از آرزوهای ذهنی و معنوی و مذهبی خود دور سازد، و این به راستی از ترسی مردانه با ماهیتی کاملاً سختگیرانه، در برابر نیروی زنانه حکایت دارد!
حضور این سه سطح متفاوت در «نفس» که قرآن مجید نیز به آن اشاره دارد، و وجود همه این نکات، پایه و اساسی را تشکیل می دهد که به زن اجازه می دهد امکاناتی در جهت تکامل و پیشرفت معنوی از خود ابراز نماید. حتّی شاعری همچون سنایی، که می توان وی را به عنوان موجودی بیزار از زنها، معرّفی کرد، گفته است: «یک زن خوب، بهتر از هزار مرد است!» امّا همزمان، بیزاری او علیه جنس زن، موجب می شود در هنگامی که مشغول تفسیر «بنات النّعش» (یا ستاره خوشه پروین) است اعلام نماید که جایگاه دوشیزگان بر روی تخت روان است تا در زندگی روزمره...

نظرات کاربران درباره کتاب زن در عرفان و تصوف اسلامی

عالی و جامع
در 1 سال پیش توسط Hos....33