فیدیبو نماینده قانونی نشر تیر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب زندگانی نو (لویتا نوئوا)

کتاب زندگانی نو (لویتا نوئوا)
لویتا نوئوا

نسخه الکترونیک کتاب زندگانی نو (لویتا نوئوا) به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب زندگانی نو (لویتا نوئوا)

زندگانی نو، می‌تواند گونه‌ای لطف و رحمت باشد که به آدمی کمک می‌کند زندگی را با نگاهی «تغییریافته» و «دگرگون» ملاحظه کند. و این دقیقا همان چیزی است که دانته در غزل فصل بیست و پنجم خود به ما می‌گوید، آن هنگام که پس از مرگ بئاتریس، مشاهده می‌کند که آه‌هایش به سمت عرش اعلی عروج می‌نماید، آن هم به لطفِ: INTELLIGENZA NOVA CHE LAMORE PIANGENDO METTE IN LUI عشق که در قلبم ساکن است، به رنج افتاد و گریست

ادامه...
  • ناشر نشر تیر
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.38 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۱۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب زندگانی نو (لویتا نوئوا)

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

La Vita Nova
di
Dante Alighieri

«او خدایی است که جز او معبودی نیست، فرمانروا، منزه، ایمنی بخش، گواه، پیروزمند و شایسته بزرگی و بی انباز. او خدایی است هستی بخش، به وجودآورنده، نقش بند هستی، و دارنده نیکوترین نام ها که آن چه در آسمان ها و زمین است، تسبیح گوی او هستند، و او پیروزمند فرزانه است.»

سوره مبارکه حشر آیه ۲۴ - ۲۳

Egli è Allah, Colui allinfuori del Quale non cè altro dio, il Re, il Pulito, la Pace, il Fedele, il Custode, lEccelso. Colui che costringe al Suo volere, Colui che è cosciente della Sua grandezza. Gloria ad Allah, ben al di là di quanto Gli associano. Egli è Allah, il Creatore, Colui che dà inizio a tutte le cose, Colui che dà forma a tutte le cose. A Lui appartengono i nomi più belli! Tutto ciò che è nei cieli e sulla terra rende gloria a Lui. Egli lEccelso, il Saggio. Dal Corano - Sourate lEsodo - versi 23 - 24

منابعی که برای ترجمه این کتاب
مورد استفاده قرار گرفته شده است:
***
* کمدی الهی دانته
La Divina Commedia
* میهمانی
Il Convivio a cura della Societa Dantesca Italiana
* زندگانی نو متن ایتالیایی انجمن دانته شناسان ایتالیایی
La Vita Nova a cura della Societa Dantesca Italiana
* زندگانی نو متن ایتالیایی چاپ جی. باربِرا
La Vita Nuova a cura di G. Barbera
* زندگانی نو ترجمه استاد آندره پزار (از زبان فرانسوی)
La Vie Nouvelle traduite par Andre Pezard
* زندگانی نو ترجمه لوئی پل گیگ (از زبان فرانسوی)
La Vita Nova traduite par Louis Paul Guigues
* زندگانی نو ترجمه گابریل دانته رُسِتی (از زبان انگلیسی)
La Vita Nuova translated by Gabriel Dante Rossetti
* زندگانی نو ترجمه بانو باربارا رینولدز (از زبان انگلیسی)
La Vita Nuova translated by Lady Barbara Reynolds
* زندگانی نو ترجمه ای. اس. کلاین (از زبان انگلیسی)
The New Life translated by A. S Kline
* تصاویر رنگی از بانو اِولین پُل و گابرین دانته رُسِتی
Illustrazioni di Evelyn Paul e di Gabriel Dante Rossetti

تقدیم به پیشگاه متعال و روح مقدّس حضرت مریم
عذراء سلام اللّه علیها در سالروز عروج آن بانوی
پاک سرشت به ملکوت اعلا 

مترجم

۱۵ اوت ۲۰۰۳ ۲۴ مرداد ۱۳۸۲

Con profonda umilta, devozione e amore, dedico
alla Gloria e allo Splendore della Vergine
Maria, Beata Donna fra le donne!

تقدیم به مرکز فرهنگی دانته در شهر راونا،
و برادرانِ روحانیِ فرقه فرانسیسکن، که قرن ها است
با اخلاص کامل، حافظ مزار آن شاعر در آن شهرند.

Con gratitudine
al Centro Dantesco dei Frati Minori
della citta di Ravenna
che da sempre sono la guardia ideale e fedele
della tomba del Sommo Dante

پیشگفتار به قلم استاد لویی پل گیگ(۱)

«کتاب کوچک» دانته، که در برابر وزنِ سنگینِ اثر بی نظیری مانند «کمدی الهی» که همچون کوهی عظیم جلوه گر است، تنها در قرن نوزدهم میلادی، این امکان را یافت تا گنجینه ظریف و زیبای خود را به منتقدان آن دوران نمایان سازد، و بورکهارت(۲) حقّ داشت بنویسد که آدمی، پس از مطالعه «زندگانی نو» به این حقیقت نائل می آید که حتّی تا دورانِ «زندگانی نو»، شاعران نیز از خویشتن خویش فراری بودند و سعی داشتند از وجود باطنی خود اجتناب ورزند... واقع امر این است که به جرئت می توان اذعان داشت که «زندگانی نو» با ورود به دنیای اندیشه، درون نگری را در هنر شاعری، به آدمیان آموزش داد. امّا چنین تعمق درونی، در آن قرن عجیب و عرفانیِ سیزدهم میلادی، (دانته نگارش آن را در سال ۱۲۹۲ آغاز کرده بود)، قرنی که ماهیتی کاملاً روحانی و آکادمیکی داشته است، حقیقتا نمی توانسته است مبرا از تفکرات و نگرانی های فقهی و اخلاقی باشد... به همین خاطر است که در هر سطری که دانته به رشته تحریر در آورده، با انواع مشکلات رویارو می گشته است. هانری کشَن(۳) این واقعیت را به خوبی در ترجمه «زندگانی نو» در سال ۱۹۱۴ توصیف کرده است، و معتقد است که «زندگانی نو» به گونه ای است که: «هیچ چیز در مضمون اوّلیه یک کتاب، مانند «زندگانی نو» چنین صاف و آشکار و واضح به نظر نمی رسد. آدمی این کتاب را در یک حرکت کلّی مطالعه می کند و از صفحه اوّل تا آخر، بدون لحظه ای درنگ، به خواندن مطالب آن ادامه می دهد. به راستی باغی پر گل و زیبا، و شاید تا اندازه ای وحشی باشد... آدمی تا انتها پیش می رود، و آن هنگام که دیگر بار در اندیشه مضمون کتاب فرو می رود، این تصوّر شکل می گیرد که همه چیز با سهولت و آسانی تمام در ذهن جای گرفته است. همه چیز همچون نسخه ای دستنویس و بسیار زیبا، با نظمی کلّی که همچون مجموعه دقیق و ظریف و شایسته ای از انواع مینیاتورهای ایرانی است، به نظر می رسد... امّا چنانچه خواننده دیگر بار به سراغ کتاب بازگردد، و جزئیاتی را بیابد، مشاهده می کند که اوضاع، بدان سادگی ها هم نیست...! چنانچه آدمی به اصرار در صدد یافتن مقصود خود باشد، منجر به ایجاد شدن انواع تردیدها می گردد... از این رو، خواننده خود را تسکین می بخشد و برای متقاعد ساختن خود، مدعی می شود که با یکی از سخت ترین و غیر قابل درک ترین نوشته ها رویارو است...»
در این پیشگفتار، سعی می کنیم تا درباره برخی از نکات مبهم و مشکل این اثر، نوری درخشنده بتابانیم، و بکوشیم توضیحاتی ساده تقدیم داریم. از این رو، با عنوان خودِ کتاب آغاز می کنیم.

عنوان کتاب

برای برخی از منتقدان و مفسران، «زندگانی نو» می تواند به معنای یک زندگی نو و جدید باشد. یا عصر تازه، یعنی دوران جوانی یا نوجوانی. با این حال، آن هنگام که دانته از سنّ سخن می گوید، هرگز از واژه VITAاستفاده نمی کند، بلکه از واژه ETATEیاری می گیرد. بدین شکل است که در فصل بیست و سوم کتاب می خوانیم: بانویی جوان و مهربان یا:
DONNA PIETOSA E DI NOVELLA ETATE

این نیز راست است که در بند ۱۱۵ سرود سی ام بخش برزخِ «کمدی الهی» آن هنگام که بئاتریس با حالتی توبیخ آمیز خطاب با شاعر وارد گفت وگو می شود، فریاد برمی آورد:

QUESTI FU TALE NELLA SUA VITA NOVA
این شخص در نوجوانی چنان با ذوق و توانا بود

امّا آخر چگونه ممکن است در این بند، اشاره ای به دوره ای مشاهده نکرد که دانته دقیقا مشغول نگارش کتاب «زندگانی نو» خویش بوده است؟...
در ضمن، در سرود سی و سوم ـ بند ۱۳۶ بخش بهشتِ «کمدی الهی»، برای آن که طبیعت و ماهیت دوگانه، یعنی الهی و بشریِ حضرت عیسی مسیح (ع) را نشان خواننده دهد، دانته کلمه NOVAرا، نه به معنای نو یا جدید، بلکه به مفهوم خارق العاده ارائه می کند:

TAL ERO IO A QUELLA VISTA NOVA
من نیز در برابر این صحنه تازه، چنین بودم

بنابراین، شاید «زندگانی نو» بتواند حکایت یا روایتِ یک زندگیِ منور و درخشان از ماهیت خارق العاده عشقِ بئاتریس باشد...؟ حیاتی تقریبا با ماهیتی الهی، چرا که دانته، هر بار با دیدن بئاتریس، خود را تغییریافته و بهتر از گذشته می پندارد. چونان گلُکوس(۴) که پس از چشیدن از سبزه ای سحرآسا، همانند خدایان آسمانی شد...(۵)
بنابراین یک زندگانی نو، می تواند گونه ای لطف و رحمت باشد که به آدمی کمک می کند زندگی را با نگاهی «تغییریافته» و «دگرگون» ملاحظه کند. و این دقیقا همان چیزی است که دانته در غزل فصل بیست و پنجم خود به ما می گوید، آن هنگام که پس از مرگ بئاتریس، مشاهده می کند که آه هایش به سمت عرش اعلی عروج می نماید، آن هم به لطفِ:

INTELLIGENZA NOVA CHE LAMORE
PIANGENDO METTE IN LUI
عشق که در قلبم ساکن است، به رنج افتاد و گریست

شاید بتوان گفت هوش و شعور و درکی «معجزه آسا»، چرا که NOVA (نو) در اینجا، در سروده نخست، بدین شکل مورد استفاده قرار گرفته است:

DIO NEENTENDE DI FAR COSA NOVA
زیرا خدای متعال در نظر داشت چیزی تازه بیافریند

یعنی آیا خدای متعال در نظر دارد از بئاتریس، چیزی منحصربفرد بیافریند؟ چیزی که شبیه آن هرگز دیده نشده است؟ چیزی با ماهیتی معجزه آسا...؟ امّا آیا به راستی بئاتریس، همواره یک ماهیت سراسر آکنده از معجزه و حالتی خارق العاده و شگفتی انگیز نبوده است...؟

... VENUTA
DA CIELO IN TERRA A MIRACOLO MOSTRARE
چونان است که گوئیا موجودی فرود آمده از آسمان بر زمین است
تا معجزه ای آشکار را بنمایاند! به راستی زیبایی بس دل انگیزی

عشق خارق العاده، زندگی تغییریافته، هوش و ادراکی تازه، آری... این است معنای NOVA...
شکوه و جلال
به راستی بئاتریس از چه قدرتی برخوردار بوده است که شاعر بزرگوار ما را تابدین اندازه، دستخوش تحوّل ذهنی کرد؟...
شکوه و جلال، هدیه ای خدادادی برای انجام کارهایی بزرگ و با عظمت، چنان که خودِ دانته در سرود سی و یکم بخش بهشتِ «کمدی الهی» خود (بند ۹۱ - ۸۲) بیان می دارد.

چنانچه به دیدن این همه چیزهای باشکوه قادر شدم، نیک می دانم که آن را مدیون رحمت و لطفی که اثر قدرت و مهربانی تو است، می باشم...!
تو از بردگی و اسارت، به آزادی رهنمونم شدی!
و آن نیز از طریق تمام این مسیرها... وز طریق تمام
شیوه هایی که برای این کار، در قدرتت داشتی!
نعمتِ سروری و عنایتت را، بر من مستدام بدار!
و روحم را که درمان فرمودی، شایسته آن ساز که
آن زمان کز کالبدم رها می شود، خوشایند تو باشد!
این چنین در پیشگاهش، تضرع کردم؛ و او از آن نقطه بسیار دوری بر من نمایان می شد، تبسمی فرمود...
و دیگر کدامین ذات مقدّسی است که دارای چنین ویژگی هایی است؟
بدون تردید، حضرت مریم عذراء (س)...
فرضیه عشق
آن هنگام که دانته در سال ۱۲۸۳، به نگارش نخستین غزلیات خود مشغول بود، و از زبانی متفاوت از آن چه شاعران درباری به شکل «زبان آری» یا همان LIMGUA DEL SÌ در ایالت لانگ دُک بدان وابسته بودند، استفاده نمی کرد. به همان اندازه نیز، فرضیه خود را درباره مبحث «عشق» تغییر نمی دهد و موضوع تازه ای بیان نمی دارد. از حالا، شاعران پرُوانسی، شرافت و نجابت باطنی و ذاتی را برتر از اصالت خانوادگی و داشتن خون نجیب زادگی می دانستند. در واقع، عشق، تنها در قلبی «مهربان» جای می گیرد: یعنی به شکلی که به خودیِ خود، شریف است. پیش از دانته، پی یر کردُنَل(۶) اعلام کرده بود:

QUAR FINAMORS MOV DE GRAN LEIALEZA
DE FRANCO COR GENTIL E BEN APRESE(۷)
زیرا عشق متعالی، از وفاداری بزرگ نشات می گیرد
و نیز از قلبی صادق، شریف و سرشار از ادب

و آن هنگام که می گوییم «عشق»، لازم است به این حالت شیفتگی و شور و هیجان نسبتا عرفانی بیندیشیم که شاعران پرُوانسی، نام آن را JOI (بهجت) نهاده بودند: یعنی عشقی که همه چیز را زیبا می سازد، بهبهوددهنده و تعالی بخش است، و موجب تکامل معنوی و پیشرفت در طریقت و معرفت می شود، و سرانجام، به پالایش روح همّت می گمارد... این چهار ویژگی، مانند مرزهای نظامیِ موجود در مسیری هستند که از همان نخستین کلمات «زندگانی نو» آغاز می شوند، و تا واپسین بندِ موجود در آخرین سرود بهشت در «کمدی الهی» ادامه می یابند.
دانته به محفلی شاعرانه گام می نهد که اعضای آن به خوبی می دانند چگونه درباره عشق به صحبت و گفت وگو نشینند. شعر DE AMORE (درباره عشق) آندره لو شَپلَن(۸) که در حدود سال ۱۱۷۰ میلادی به رشته تحریر در آمد، و در سراسر شهر فلورانس پخش گردید، و نیز شاعران «سبک شیرین» DOLCE STIL اکثرا از آن استفاده می کردند تا به توجیه بسیاری از اشعار خود بپردازند. از این لحاظ نام سبک «شیرین» را به خود گرفته بود که آه ها و ناله ها و اشک ها، در اشعار شاعرانِ ایتالیایی آن دوران به حدّ وفور یافت می شود، و می کوشند که هنر شاعری دربار پرُوانس را با کمک زبانی ادبی و دقیق، ماهیتی روحانی بخشند. همگی در برابر اظهارات قدیس سَن توما داکن (سنت تاماس داکوئیناس) سرِ تسلیم فرود می آورند، و همزمان به جمله معروفِ قدیس سَن توگوستَن (سنت آگُستین) اظهار وفاداری و اخلاص دارند: «دوست داشتم به دوست داشتن بپردازم، در حالی که در جستجوی آن چه دوست می داشتم می رفتم، و دوستدار آن چه باید دوست داشته شود می بودم.»
گوئیدو کاوالکانتی، همان شاعری که دانته او را «صمیمی ترین دوستم» می نامد، فرضیه خود را درباره عشق بیان می دارد، و در شعر معروف خود: DONNA MI PREGA یا بانویم از من خواهش فرموده است که... این موضوع را مطرح می کند. از نظر این شاعر، عشق، ماهیتی ذاتی و فطری دارد، و در قلب آدمی، از جایگاهی بسیار پراقتدار برخوردار است. دانته نیز همین موضوع را در دهمین شعر خود در این کتاب، بیان می دارد:

AMOR EL COR GENTIL SONO UNA COSA
عشق و قلبی شریف، همانا یک چیز واحدند!

کافی است زنی خوشایند شاعر قرار گیرد، آن هنگام، تصویر او در ذهن شاعر نقش می بندد. شاعر نه تنها «آن شی ء چشم نواز و خوشایند» را از خاطر نمی برد، بلکه به دلیل تاثیراتِ ناشی از مراقبه و تفکری پیوسته و دائمی، که پیش تر نیز از سوی کسی مانند لو شَپلَن توضیح داده شده است، شاعر دیگر به هیچ کار مبادرت نمی ورزد مگر اندیشیدن به آن شی ء خوشایند، و تعمق و تفکرات درونی اش، ماهیتی ثابت و بی وقفه می یابد، و تازه آن هنگام است که عشق، به راستی به سرور و ولینعمت شاعر مبدّل می گردد! و آن زمان، از جایگاه قدرت، تغییر جا می دهد و وارد «عمل» می شود.
به خوبی می توان مشاهده نمود تا چه اندازه بر اساس این فرضیه، عشق ماهیتی شخصی و درونی دارد. این همان چیزی است که کاوالکانتی، با کمک گرفتن از تصویر سه بانو، به توصیف دقیق آن همّت می گمارد: آن هنگام که بانویی را می نگرم... به نظرم چنین می رسد که از داخل چهره اش، بانوی آن چنان زیبا و خوبرو بیرون می جهد که ذهنم دیگر یارای درک او را ندارد، و بی درنگ، بانوی سومی شکل می گیرد که از زیبایی عجیب و مرموزی برخوردار است، و خطاب به من می فرماید: من همانا نجات و رستگاری تو هستم...
چنین است سبک «شیرین» که دانته، بعدها، به «سبک شیرین و نو» تغییر می دهد. IL DOLCE STIL NOVO
شعر «درباره عشق» لو شَپلَن آن چنان شهرت داشت، و آن چنان مورد استفاده سایر شاعران در بیان و توصیف احساسات عاشقانه شان قرار می گرفت که با مرور زمان، به نوعی «راهنمای یاری رسان» برای هر عاشق صادق و کامل مبدّل گشت. حقیقت این است که از همان دوران باستان نیز، یکی از نخستین رساله ها، مربوط به عشق بود: آن گونه که انسان ها می توانستند به درک و تجربه آن در وجود خویش نائل آیند. حتّی اُوید(۹) شاعر لاتین دوران باستان و اسپینُزای(۱۰) فیلسوف نیز از این امر مستثنی نبودند.
آن هنگام که اسپینُزا اعلام می کند که خواسته و نیاز، جوهر بشری است، چگونه می توان به PASSIO INNATA یا عشق ذاتیِ لوشَپلَن نیندیشیم؟ و آن هنگام که می خوانیم که: «... تحسین همانا نیروی تخیلِ موجود در چیزی است که توجّه روح آدمی بدان متمرکز شده است، زیرا این نیروی تخیلِ خاصّ، از هیچ چیزی که وی را به دیگران متصل و مربوط سازد برخوردار نیست.» چگونه می توان به یاد IMMODERATA COGITATIOهیجان عظیم لو شَتلَن نیفتاد؟...
بنابراین، شاعران پرُوانسی به راستی مدیون لو شَپلَن هستند، و دانته نیز حقیقتا مدیون شاعران پرُوانسی است. امّا این بدان معنا نیست که از آنها تقلید می کند، و یا فاقد صداقت است.
واقع گرایی، صداقت و راستگویی دانته در تمامی اشعار و تفسیرهایی که از آنها به خواننده خود تقدیم می دارد، مشخّص و مشهود است. کمی دورتر، مشاهده خواهیم کرد که چگونه برخی از قسمت ها، که سرشار از مفاهیم متافیزیکی و ماورای طبیعی است، با تار و پودی از وقایع و صحنه هایی که به راستی در زندگی شاعر روی داده بوده، شکل گرفته است. به همین دلیل است که برخی از منتقدان، تصویری بسیار ناخوشایند در طول تاریخ از خود نشان داده اند آن هنگام که با نوعی بدبینی ناشایست، سخنان راستِ شاعر را در ارتباط با برخی از صحنه های موجود در «زندگانی نو»، زیر سوال گرفته و مدعی می شوند که دانته راست نگفته است. بویژه با این ادعا که شاعر ما، از همه دوران، با شعر «درباره عشق» لو شَپلَن آشنایی داشته است. این به راستی کم لطفی شدیدی نسبت به شاعرِشاعران است...
برای نمونه در فصل چهاردهم کتاب، صحنه ای که در طول آن، بانوانی به تمسخر دانته می پردازند، بویژه آن هنگام که شاعر جوان، با مشاهده بئاتریس در جمع آنان، احساس می کند که عنقریب است از هوش رود، بر اساس این منتقدان کم لطف، واقعه ای ساخته و پرداخته نیروی تخیل دانته است، زیرا آن «تمسخر» هیچ چیز مگر همان GAB در ادبیات پرُوانسی نیست: یعنی صحنه ای قابل انتظار و اجباری که باید در هر داستان عاشقانه وجود داشته باشد. حال آن که همه از یاد برده اند که این واقعه، جای مخصوص خود را در «زندگانی نو» دارد، زیرا در نظام چیزها است که عشاق، همواره مورد تمسخر و استهزا قرار گیرند...

نظرات کاربران درباره کتاب زندگانی نو (لویتا نوئوا)